تبلیغات
هنر هفتم - مطالب ابر موسیقی ما

گفتگوی مفصل «موسیقی ما» با رهبر ارکستر «احسان خواجه امیری»:
هومن نامداری: همه جوره «احسان» را قبول دارم!




موسیقی ما | بهمن بابازاده: بیست سال بعد وقتی آلبوم «عاشقانه ها» را جایی بشنوید و اتفاقی به گوش تان بخورد، چند اسم خاص در ذهن تان عبور خواهد کرد:« احسان خواجه امیری، روزبه بمانی، علیرضا افکاری و هومن نامداری...».

آلبومی که در سال افت محسوس بازار پاپ توانست جور ضعف عمده ستاره ها را بر دوش بگیرد و کمی آبرو داری کند. تا اهالی پاپ هم در مواجهه با اساتید نکته سنج سایر ژانرها حرفی برای گفتن داشته باشند.

موفقیت این آلبوم، اوج گرفتن دوباره کنسرت های احسان خواجه امیری و تغییرات ارکستر این خواننده باعث شد سراغ «هومن نامداری» برویم و با او گپی مفصل داشته باشیم:
 
* همین اول حرف هایمان می خواهم بگویی که چه فرق هایی را بین «احسان خواجه امیری» و بقیه چهره ها دیدی که عمده زمان فعالیت هنری خودت را صرف همکاری با احسان کردی ؟
من باید بگویم هم این شانس را داشتم و هم این افتخار را داشتم که کنار بهترین خواننده ایران کار کنم.هم در بخش نوازندگی و هم در بخش کار تنظیم و کارهای ارکستر احسان. راستش من احسان را کاملا قبول دارم چون که حواسش به کار خودش هست. کاری که دارد انجام می دهد از همه لحاظ برایش مهم است. به نظر من خوانندگی یک پکیج است و فقط صدای خوب داشتن کافی نیست. به نظر من یک پکیج اخلاقی است چون اخلاق یک خواننده و برخوردش با طرفدارانش و کسانی که با وی کار می کنند باید درست باشد. فکر میکنم احسان تمام این پکیج را دارد. به همین جهت از روز اول هم خود احسان در خیلی از بخشها به من اعتماد کرد.
 
* می خواهم بدانم که چگونه با یکدیگر آشنا شدید و اولین جرقه همکاری تو با احسان از کجا زده شد؟
تقریبا سه سال پیش بود که آن موقع مدیر برنامه ها و رهبر ارکستر احسان آقای سلیمان بود. سه سال پیش احسان ارکستر زهی داشت و می خواست که تغییراتی را در ارکسترش ایجاد کند و بخش بادی را به ارکستر اضافه کند. من و دو دوست دیگرم یعنی علی ضرابی و سیامک کریم پور که همین الان هم در ارکستر هستند به دفتر زایا رفتیم. صحبتهایی که داشتیم و به توافقاتی که رسیدیم جرقه اولیه همکاری ما بود.
 
* یادت هست که چه سالی بود ؟
سال 88 یا 89.
 
* در مورد سابقه کاری خودت پیش از روزی که به آن جلسه رفتی برای ما می گویی؟
راستش شاید خیلی از کسانی که سایت شما را پیگیری می کنند و اصولا کسانی که در موزیک هستند به فعالیتهای من قبل از اینکه بخواهم در بخش پاپ فعالیت کنم خیلی آشنایی نداشته باشند.
 
* قطعا آشنایی ندارند چون خود من هم چیزی نمی دانم !
اصلا کار من فضا پاپ و ترانه نبود. من سالهای زیادی کار موسیقی انیمیشن انجام داده ام. در کنار دوستان خیلی خوبم مثل علیرضا کهن دیری که یکی از موزیسین های خیلی خوب کشورمان است کار موسیقی فیلم انجام داده ایم. چندین پروژه خوب داریم که در جشنواره فجر هم پخش شده بود. خودم به موسیقی انیمیشن علاقه زیادی دارم و موسیقی تیزر و کارهایی از این دست انجام داده ام. یعنی موسیقی برای تصویر بوده است. به همین جهت شاید چیزی که از آن سالها هنوز در من باقی مانده است باعث شده خیلی از بچه هایی که همین الان موسیقی های احسان را می شنوند و تنظیم های عاشقانه ها را می شنوند به من می گویند که کارهایی تو کار میکنی خیلی تصویری است. یعنی وقتی که گوش می کنند مثل موزیک باکس اول قطعه «لحظه» ، یک تصویری در ذهنشان ایجاد می شود. برای همین شاید چیزی از آن سالها در من باقی مانده است.
 
* جالب شد. سابقه فانتزی و جالبی پس داشته ای. الان دیگر آن ماجرا را ادامه نمی دهی، درست است؟
خیلی کم و بیش. چون که دیگر الان یک خرده فعالیت هایم به این سمت رفته است. من همیشه در کار موسیقی ام سعی کرده ام که تجربه کسب کنم و سعی کرده ام فضاهای مختلف را تجربه کنم.چندین سال آن کار را انجام دادم و اکنون در این بخش مشغول فعالیت هستم. در بخش پاپ فعال هستم و این هم برای خودش تجربه ای است.
 
* به نظرم امسال سال شکوفایی هومن نامداری بود.اینکه آلبوم «عاشقانه ها» اینقدر همه گیر شد و کنسرتهای احسان اینقدر خوب مورد توجه قرار گرفت. به نظر من یکی از شاخصه های این اتفاق و این موضوع قطعا و بدون شک با درصد بالایی به خود تو مربوط بوده. اینکه تو هم در آلبوم عاشقانه ها و هم در اجراهای زنده یک پوست اندازی اساسی را داشتی. خودت در مورد این حرف من چه نظری داری ؟
خوشحالم که این اتفاقات رخ داده است. اول در مورد آلبوم احسان خیلی خوشحالم که این بازخورد را داشت. چون باید از همه این تیمی که ما با هم کار کردیم یعنی علیرضا افکاری و روزبه بمانی و احسان تشکر کنم چون آدم های بزرگی هستند و با آدم های بزرگتری هم کار کرده اند و این اعتماد را به من داشتند که بتوانم در کنارشان باشم و این فعالیت را انجام بدهم زیرا آلبوم حساسی بود. به خاطر اسم ها و کسانی که در این آلبوم فعالیت داشتند به نظرم حساسیت زیادی داشت و چشم های زیادی روی این آلبوم زوم بود که ببینند چه اتفاقی می افتد.
 
* واقعا قبل از اینکه آلبوم بیرون بیاید فکر می کردید که تا این حد همه گیر شود و شنیده بشود ؟
ما اولین تجربه ای که برای این آلبوم داشتیم ترک «نابرده رنج» بود. «نابرده رنج» وقتی پخش شد خیلی بازخوردهای خوبی داشت. تقریبا جزو اولین ترک های آلبوم هم بود که انجام شد و کارهایش را انجام دادیم. بازخورد خوب این کار ما را خیلی دلگرم کرد به خصوص من را خیلی دلگرم که این همکاری بازخورد خوبی خواهد داشت. ولی خب آن استرس تا روزی که قرار بود آلبوم منتشر شود وجود داشت و  بر سر برخی مسائل ارشاد آلبوم به تعویق می افتاد آن استرس با من بود. شاید بقیه بچه ها آنقدر استرس نداشتند ولی چون کار اول من بود و در آلبوم قبلی احسان هم یک ترک داشتم که برای سریال«مسیر زاینده رود» ساخته شده بود و آن را هم کار کرده بودم اما در این آلبوم چون از نه ترک از ده ترک آلبوم کار من بود احساس می کردم که بار مسئولیتم بیشتر است. به همین دلیل یک مقدار استرس هم داشتم.
 
* با رفتن «زایا سلیمان» وظیفه رهبری ارکستر و کلیه مسئولیتهای ارکستر را شما بر عهده گرفتید. درست است؟
بله.در یک فرصت یک ماهه دو نفر از اعضای گروه کاملا عوض شدند و هومن غفاری و امید حجت به ما اضافه شد که واقعا همینجا از آنها تشکر میکنم چون که جزو بهترین نوازنده های ایران و با تجربه هستند. آنها هم به من اعتماد کردند و با صبر و حوصله در تمرینها وقت و انرژی گذاشتند. در یک ماه ما توانستیم کاری کنیم که احسان در اولین اجرای تهرانش بگوید که تا الان این بهترین ارکستر من بوده است. این اتفاق خیلی بزرگ و حرف خیلی خوبی بود که احسان گفت.
 
* پس احسان پیش از این چه کار می‌کرد؟
تمام بچه ها زحمت خود را کشیده اند. تمام بچه هایی که قبلا بوده اند به در نوع خود زحمت کشیده اند. ولی به نظرم این گروهی که الان هست از همه لحاظ یک گروه یک دست تری است.
 
* و این گروه چه فرق هایی با زمان حضور «زایا» دارد؟
این جزو بخش مدیریتی قضیه حساب می شود. من در بحث هنری جریان دخیل بودم. در بخش تنظیم هایی که برای این ارکستر جدید انجام دادم چون بیشتر ترک های آلبوم عاشقانه ها به این ارکستر اضافه شد و من در بخش هنری بیشتر دخیل بودم.
 
* و همیشه هم جزو کم حاشیه ترین گروهها و افراد حاضر در بازار بودید؟این حرف را قبول دارید؟
من فکر میکنم که خود احسان هم شخصیتش به همین گونه است. خواه ناخواه همه ما هم به این سمت سوق داده شدیم و خدا را شکر از همه لحاظ بازخورد خوبی هم داشته است. یعنی ما داریم کارمان را انجام می دهیم و کارمان موزیک است و سعی میکنیم در کنسرتهای احسان مردم موزیک خوب بشنوند. حداکثر سعی ما هم همین است.
 
* این روزها با احسان درگیر چه کاری هستید؟
احسان در حال انجام مقدمات آلبوم جدید است و امیدواریم که این آلبوم هم مثل آلبوم عاشقانه ها موفقیت خوبی در بازار موسیقی کشورمان داشته باشد.در مورد خودم بخواهم بگویم که انشالله در اردیبهشت ماه آلبوم«مهدی یراحی»منتشر می شود که من سه کار هم در آلبوم مهدی دارم که خیلی هم دوستشان دارم و اصلا فکر کنم در آنجا یک هومن نامداری دیگر است!
 
* اتفاقا سوال بعدی من همین بود.این که تو خیلی کم و به ندرت با بقیه چهره ها کار میکنی و این که تماما در اختیار احسان هستی و با احسان کار می کنی، کمی استقلال هنری تو را زیر سوال نمی برد؟
نه راستش. احسان خوشبختانه پیگیر کارهای من است که الان چه فعالیتی داری؟ بعد از آلبوم عاشقانه های کسی به سراغت آمده است؟ خیلی پیگیر این جریان است. من خودم در این جریان یک مقدار وسواس دارم چون فکر میکنم که در واقع کیفیت کار از کمیت آن مهمتر است. این که ما در طول سال فلان تعداد ترک با فلان تعداد خواننده منتشر کنیم و فقط دو مورد آنها شنیده شود و دو مورد آنها معروف شود خیلی کار جالبی نیست. این که سعی کنیم در  هرکدام از کارهایی که انجام می دهیم به روز و متفاوت باشد. الان خودتان در بازار موسیقی هستید و می شنوید فکر می کنم که بازار موسیقی دچار یکنواختی شده است. هم آلبومهایی که منتشر می شود و حتی تک ترکهایی که بیرون می آید.همه موزیک ها و همه صداها شبیه هم شده اند و نمی دانم به کجا قرار است برود ولی شاید بر خلاف مسیر رودخانه باشد ولی من سعی کردم خودم را به این راه بسپارم.
 
* حضور چهره های جدیدی مثل «آرون حسینی» یا «امیر جمالفرد» که وارد عرصه موسیقی الکترونیک شده اند کمکی می کند که بازار از این کسالت و تکراری بودن کمی فاصله بگیرد؟
بله حتما. آرون که یکی از دوستان نزدیک من است و خیلی به کارها و شخصیت خودش علاقه مندم. ببینید متاسفانه یک چیزی که در موسیقی ما و کلیه اصنافی که هنری هستند جا افتاده و فکر کنم فقط هم در ایران باشد این است که وقتی یک نفر گل می کند ناگهان همه سراغ او می روند و وقتی یک نفر جدید می خواهد بیاید همه آن نفر جدید را با قبلی مقایسه می کنند. در صورتی که اینجا یک بحث خیلی خوبی که می تواند پیش بیاید رقابت است.این رقابت در تمام دنیا وجود دارد و در تمام رسانه های دنیا وجود دارد.به عنوان مثال شاید ما از یک سری رسانه هایی که در کل دنیا خیلی فراگیر است و باعث معروف شدن خیلی از چهره های شده است دور هستیم. مثلا«جاستین بیبر» از داخل یوتیوب در آمده است. به نظرم خود موزیسین ها باید به هم کمک کنند یعنی این رقابت شکل بگیرد و به هم کمک کنیم.
 
* که هیچ وقت البته این اتفاق نمی افتد و متاسفانه همه مشغول خراب کردن بقیه هستند.
متاسفانه.
 
* هومن سوال آخرم از تو این است که یک سری چهره ها خیلی دوست داشتند با تو کار کنند. حتی دیدم در بک استیج کنسرت احسان که «رضا صادقی» خیلی تمایل به همکاری با تو داشت. می خواهم ببینم چهره ای بوده در همه این سالها که تو خودت خیلی دوست داشته باشی با او کار کنی و هنوز موقعیتش پیش نیامده است؟
اجازه بدهید الان نگویم ولی کم کم موقعیتهای خوبی دارد پیش می آید که من دوست داشتم با یک سری افرادی کار کنم که الان با آنها مشغول کار هستم. ولی اجازه بدهید قضیه را خیلی لو ندهم چون در مراحل اولیه کار هستیم. ولی کسانی بودند که هم خودم دوستشان دارم و هم می دانم شما دوستشان دارید که خوشحالم که این موقعیت برای همکاری با آنها پیش آمده است.
 
* از آلبومهای سال قبل به جز آلبوم احسان کاری بوده که دوست داشته باشی؟
من آلبوم سیروان را هم خیلی دوست داشتم. چون سیروان تنظیم کننده خوب کشورمان است .


عکس: سعید عبداللهی
پیاده کردن گفتگو: وحید لشکری
منبع: اختصاصی موسیقی ما


پنجشنبه 30 آذر 1391  04:00 ب.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی | وبلاگ نویس


موسیقی ما - بی‌مقدمه سراغ این پرسش می‌روم، چند نفر از ما، چه آنهایی که به چند و چون تولید موسیقی واقف هستند و چه آنهایی نیستند اعتقاد داریم که موسیقی هم به مانند سایر چیزهایی که شاید هر روز بابت داشتن آن‌ها هزینه‌ای صرف می‌کنیم؛ یک محصول است و‌‌ همان قوانین و مقررات درباره آن صدق می‌کند؟ چند نفریم؟ خب در بهترین حالت خیلی نیستیم. خیلی‌هایمان موسیقی را اصلا یک «تولید» نمی‌دانیم. فکر می‌کنیم موسیقی یعنی یک آهنگی همینجوری ساخته می‌شود و یک نفر هم آن را می‌خواند و بعد روی سایت‌ها می‌گذارد، با عکس ژست دار!! و این می‌شود تمام آگاهی ما درباره موسیقی و تمامی اجزایش. شاید بخش عظیمی از این ناآگاهی تقصیر جامعه و اینکه دنبال اگاهی‌اش نمی‌رود نیست و تقصیر رسانه‌ها خصوصاً رسانه‌های تصویری است که یا نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند ماهیت اصلی موسیقی را نشان جامعه بدهند. 

- اجازه بدهید یک توضیح مختصری درباره یک محصول معمولی بدهیم. شما وقتی می‌خواهید شیر بخورید چکار می‌کنید؟ با توجه به دنیای امروزی شما گاو ندارید که آن را بدوشید و شیرش را نوش جان کنید به هایپرمارکت سر محله‌تان می‌روید و یک بسته شیر را «می‌خرید» و استفاده می‌کنید. این شیر که یک محصول محسوب می‌شود راه طول و درازی را در پی گذاشته تا به دست شما رسیده است. ابتدا گاو‌ها دوشیده شده‌اند، شیر آن‌ها با هزینه‌ای به کارخانه انتقال داده شده، مورد بررسی سالم بودن قرار گرفته، طی فرآیندهایی پاستوریزه و هموژنیزه و استرلیزه شده است، در پاکت‌هایی که هر کدام هزینه‌ای برای کارخانه دارند گنجانده شده و به سمت محل‌های فروش برده شده است. به این ترتیب محصولی به اسم شیر به دست شما می‌رسد؛ با صرف هزینه‌هایی... خوب و بد هم دارد، خالص و ناخالصی هم دارد و شاید هزار کارخانه یافت بشوند که همگی شیر تولید کنند اما مشتری همیشه محصول خوب را می‌خرد و محصول بد و ناخالصی دار اگر هم فروش کند اندک است و باب طبع اکثر مشتری‌ها نیست. مدت مصرف هم دارد! مثل موسیقی پاپ اما شما هیچ وقت نمی‌توانید به کارخانه شیر بگویید چون شیرتان مدت دار است من بابتش پولی نمی‌پردازم! 

- حالا چرا وقتی به قسمت فرهنگ می‌آییم همه چیز یادمان می‌رود؟! چرا باور نداریم که موسیقی خودش یک تولید است. زحمات و هزینه‌هایی بابت آن کشیده شده است که با فروش جبران می‌شود. موزیک ویدئو هم تولیدی هزینه دار است برای تبلیغ محصول اصلی یعنی موسیقی. حتی اگر مدت دار مثل موسیقی پاپ باشد! چرا برای خریدن یک پاکت شیر حتماً هزینه می‌پردازیم و آن را نمی‌دزدیم اما بحث موسیقی که می‌شود تئوری «بیخیال» یادمان می‌آید؟! یعنی اگر پاکت شیر هم قابل دانلود بود؛ دانلودش می‌کردیم؟! با این اوصاف ۱۰۰%!!! 

- در ذهن ما؛ حالا به دلایلی که دوطرفه است یعنی هم خودمان مقصریم و هم مسئولان فرهنگی؛ این مفهوم پایه گذاری نشده است که موسیقی، فیلم و... محصول هستند. عده‌ای وقت و عمرشان را می‌گذارند تا تولیدش کنند. هزینه بر است. آیا اگر خودتان آن طرف قضیه بودید باز هم روی دکمه «دانلود در ادامه مطلب» کلیک می‌کردید؟ اگر شما صاحب یک کارخانه تولید شیر بودید اجازه می‌دادید مشتریان بیایند و محصولات شما را به جای خرید؛ دانلود کنند؟! 

نمی‌گوییم این پدیده ایرانی است؛ خیر! اتفاقا جهانی است و خیلی‌ها را به خاک سیاه نشانده است. آن‌ها دارند کارهایی انجام می‌دهند که تا حدی جلوی این دزدی قرن بیست و یکمی را بگیرند؛ قدری موفق‌اند و قدر زیادی ناموفق... البته ما‌‌ همان قدم اول را هم برنداشتیم! قانون کپی رایت را می‌گویم که هنوز در ایران در پیچ و خم تصویب است و البته به نظر هم نمی‌رسد به این زودی‌ها به تصویب برسد و اجرایی شود. 

حالا با توجه به همگانی شدن اینترنت و دسترسی روزافزون مردم به این دنیای پر از اطلاعات حداقل خودمان برای فرهنگ خودمان کاری کنیم. مسئولان را بی‌خیال! آن‌ها این روز‌ها دنبال این هستند که مجرای درآمد بسیاری از خوانندگان پاپ ما یعنی کنسرت را ببندند و خبر‌ها هم می‌رسد که دارند موفق هم می‌شوند. به آن‌ها کاری نداریم. خودمان برای خودمان و کسانی که عمر و هزینه‌شان را پای این محصول فرهنگی می‌گذارند؛ اهمیت قائل شویم. این برای خودمان خوب است. برای درک بهتر لازم است. 

- حدیثی از امام حسن مجتبی (ع) داریم که می‌فرمایند: آنچه بر خود نمی‌پسندی بر دیگران هم مپسند



یکشنبه 13 اردیبهشت 1388  05:40 ب.ظ

گفت و گو با سیروان و زانیار خسروی

برادر کشی در ساعت 9!

 

.:: نوید غضنفری- هدی ایزدی ::.

 

 در اولین دیدار با این 2 «داداش» باورت هم نمی شود که مثلا این همان سیروانی است که آن همه آهنگ های پر ضرب و مولد فاز برای خواننده های مختلف تنظیم کرده و در واقع پرداخته است، درست به یکی از ترانه های آرام و غافل گیرکننده توی آلبوم قبلی اش- «تو خیال کردی...»- می ماند؛ محجوب و تا اندازه ای سربه زیر. جالب این که زانیار- داداش کوچیکه- تازه آرام تر هم هست، شاید به این خاطر که هنوز در مجامع عمومی و رسمی به عنوان یک موزیسین یا خواننده ظاهر نشده، خلاصه این 2 برادر موزیسین که «قطعا» خیلی ها هنوز نمی دانند برادر «هستن»، غیرقابل پیش بینی اند «حتما». سیروان و زانیار مثل 2 داداش کاملا معمولی، کنار پدر و مادرشان در یکی از مجتمع های شهرک غرب زندگی می کنند و هر کدام اتاق جداگانه خود را دارند، 2 برادر خیلی معمولی که البته «همیشه توی زندگی بلندپرواز بودن و چیزایی که دل شان می خواسته خاص بودن»؛ این را گزارش پیش روی تان از یک روز عصر با این 2 داداش به شما می گوید، گزارشی که با آن می رود بالا ضربان قلب تان «کم کم» به این خاطر که احساسات این 2 برادر دچار نوسانه «قطعا».

 

 افسانه برادران از پرونده موسیقی پاپ87،سیروان و زانیار خسروی

روی عکس کلیک کنید تا سایز بزرگ آن را ببینید


برای شنیدن آلبوم تازه سیروان خسروی با عنوان کنجکاوی برانگیزانه «ساعت 9» به خانه سیروان این ها در یکی از مجتمع های مسکونی شهرک غرب رفتیم، خانه ای که جلوی در ورودی شان، توی پاگرد، از یک پایه کی بورد به عنوان جاکفشی استفاده کرده اند، بیش تر نشان می دهد که یک خانواده گرم و به شدت صمیمی اند که 2 پسر موزیسین با اختلاف سنی خیلی کم- سیروان متولد 1361 و زانیار 64 ای است- دارند. برای شنیدن چند قطعه از آلبوم «ساعت 9» طبیعتا به اتاق سیروان می رویم، اتاقی که مشهور است به «استودیوی شخصی» سیروان که تمام تنظیم های مدرن او برای خواننده های دیگر- مثلا قطعه «وایسا دنیا»ی رضا صادقی- لابد با همان کی بورد ساده، کامپیوتر و سیستم استریوی ساده او در اتاقش انجام شده است. زانیار که شعر 4 قطعه از آلبوم تازه سیروان را گفته و آهنگسازی 2 ترانه را هم انجام داده، با سینی چایی و نسکافه پیش مان می آید تا بیش تر معلوم بشود چقدر رابطه آن ها شبیه به رابطه 2 برادر عادی یک خانواده صمیمی است که توی این چند سال به هیچ طریقی اجازه نداده اند روابط چرک و جاری در عرصه موسیقی بر آن ها و سطح سلیقه شان تأثیر بگذارد. از سیروان که می پرسیم از چه موقع با هم موسیقی کار می کردید، می گوید؛ «اگر منظورتان یادگیری است که اصلا موسیقی را با هم شروع کردیم، حتی یک استاد داشتیم و جفت مان هم با کی بورد راه افتادیم، من 11-10 ساله بودم و زانیار خب 3 سال کوچک تر بود، اما اگر منظورتان همکاری حرفه ای است، اولین همکاری مان همان ترانه اول آلبوم قبلی ام بود، همان ترانه شش و هشتی که آبروریزی بود!» (همه می خندیم) و زانیار ادامه می دهد؛ «البته من بعد از یک مدت سراغ یادگیری تمبک و سنتور هم رفتم». به زانیار می گوییم که احتمالا ایده های «شش و هشتی»ای که قاطی ماجرا می کنی لابد به خاطر تأثیر تمبک است! به طور کلی چقدر روی آلبوم قبلی سیروان نظر دادی؟ که سیروان جواب مان را می دهد؛ «زانیار نظرهای زیادی داد، مثلا یک ملودی زیبای وسط قطعه «یه آرزو بود» که با صدا اجرا می شود، نظر زانیار بود» البته این که سیروان چه اندازه از ایده های داداش اش را با توجه وسواسی که در حین کار دارد، اجرا می کند اهمیت دارد که بلافاصله با شیطنت خاصی جواب می دهد؛ «مثلا 15 درصد» و بعد هر 2 می خندند.


4 ترانه آلبوم ساعت 9 متعلق به ترانه مکرم است که جای آن در کاور آلبوم ... درج شده است. "چرا" تنها کلمه ای است که بر زبان می آید.   اینجا

کنسرت خیریه بنیامین برای کودکان استثنایی، دوشنبه 2/14،بلوار فردوس،مدرسه استثنایی ها ساعت شروع:9 صبح   اینجا

کامکارها اواخر تیرماه با قطعاتی جدید در تهران کنسرت می دهند   اینجا

گزارش لحظه به لحظه از کنسرت محسن یگانه در برج میلاد   اینجا


چهارشنبه 7 اسفند 1387  12:21 ب.ظ

 بوی وایتکس، بوی ساز!



----------------------------------
حمید رضا منبتی-موسیقی ما
----------------------------------


وقتی از شب عید حرف می زنیم،‌ چه چیزی به ذهن‌تان خطور می‌کند؟ بچه که بودیم «شب عید» برای ما یک شب و دوشب نبود. تقریبا از اواخر بهمن، شروع می‌شد! از وقتی که اتاق‌ها جرات می‌کند برای سرما‌ کری بخوانند و پنجره‌ها کم کم باز می‌شد. از وقتی که صفحه آخر تقویم تبدیل به یک چیز مهم می‌شد تا بفهمیم امسال از چندم تعطیل خواهیم بود! از وقتی تقدیم‌های سال نو چاپ می‌‌شد و در آنها دنبال روزهای قرمز می‌گشتیم و سالی که از این روزها بیشتر داشت یعنی یک سال بهتر! همین زمان بود که قالیچه‌ها و پرده‌ها به میان حیاط ریخته می‌شد و بهترین تفریح آخر سال ما بچه‌ها شروع می‌شد:‌ قوطی قوطی تاید و ریکا روی پتوها و قالی‌ها خالی می‌کردیم تا به بهانه شستن آنها «لیزبازی» خودمان را بکنیم! مادر هم از این بازی راضی بود اگر چه مصرف بی‌رویه مواد شوینده را به همراه داشت، ولی اولا قالیچه‌ها و پتوها برای سال نو تمیز شدند و ثانیا چند ساعتی از شروشور ما دیگر خبری نبود!

حالا دیگر مثلا بزرگ شده‌ایم و تفریحاتی مثل «لیزبازی» و... باید جای خودش را داده باشد به چیزهای «بزرگانه» تر! بگذریم که هنوز هم با گذشت این همه سال، شب عید بوی وایتکس و ریکا می‌دهد! اهل نارنجک و ترقه هم که نبوده‌ام. (همیشه از صدای ترکیدن این چیزها، یا کوبیدن پتک بر روی آهن و یا صدای نزدیک درامز چشمم می‌پرد و هر چقدر هم که بر روی آن تمرکز می‌کنم نمی‌توانم ازش جلوگیری کنم!).حالا چیزهای دیگری به جای «پیک شادی» یادآور بهارند.

قطعا هیچکدام از حوزه‌های فرهنگی و هنری نیستند که به اندازه موسیقی تحت تاثیر تقویم قمری باشند. تقویمی که دست‌کم سه ماه از سالش برای موسیقی قرمز است و این یعنی موزیسین‌ها باید همه برنامه‌هایشان را بگذارند برای 9-8 ماه باقیمانده.در این یک دهه اخیر که به ویژه بحث موسیقی پاپ و کنسرت‌ها رونق بیشتری یافته، روزهایی از سال به «روزهای رونق موسیقی» بدل شده‌اند: دو سه هفته قبل از ماه رمضان و شروع محرم، که برنامه‌گذاران از ماه‌های قبل برای آن روزها رقابت می‌‌کنند.تا 4-3 سال پیش که سالن میلاد (به جای تالار کشور) پاتوق اصلی کنسرت‌های پاپ بود، گروه آریان و علیرضا عصار (و بعضا محمد اصفهانی و دیگران) این روزها را در تصرف خود داشتند. عصار و آریان در آن سال‌ها رکورد بیشترین اجرای زنده و Sold out شدن بلیت‌هایش در زمان کمتر (حتی کمتر از 24 ساعت!) را هر سال جابه‌جا می‌‌کنند.امسال هم علیرضا عصار و فؤاد حجازی (پس از 4 سال جدایی از هم) مشغول تمرینند تا «شب عید» را میزبان هوادارانشان باشند. احسان خواجه‌ امیری هم پس از یک شب اجرای برنامه (به زور دفتر موسیقی!) در جشنواره موسیقی فجر و نیز بلافاصله پس از انتشار آلبوم جدید خود «فصل تازه» در تالار کشور کنسرت خواهد داشت.باید دید در این «شب عیدی» که موضوعاتی مثل «قدرت خرید مردم»، «ترافیک» و ... بحث روز کوچه و خیابان است، این کنسرت‌‌ها می‌‌توانند مثل گذشته sold out شوند یا زور «کاهش قدرت خرید» بیشتر است. هر چند که از قدیم گفته‌اند همین کنسرت‌ها هم در بیابان غنیمتن


جمعه 25 بهمن 1387  05:51 ب.ظ

گفت و گو هومن ظریف با امید حاجیلی؛



از ترومپت تا خوانندگی

---------------------------------
هومن ظریف
---------------------------------



امید حاجیلی پیش از اینكه خواننده باشد موزیسین چیره‌دستی است كه آكادمیك موسیقی را تا مقطع فوق‌لیسانس دنبال كرده است. سهم تجربه و نوازندگی او در گروه‌های موسیقی خوانندگانی چون؛ ناصر عبداللهی، رضا صادقی و... شاید وزنه‌ای وزین در عرصه پاپ باشد ولی اتفاقی عجیب و كم‌نظیر در فعالیت‌های موسیقایی، از او هنرمندی قابل تامل ساخته است.
او سالها نوازنده ترومپت در اركستر سمفونیك بوده و حتی نمادی از ترومپت امضای اوست.
حاجیلی، به خاطر ورود به عرصه موسیقی پاپ به خاطر جدی نگاه كردن این ژانر موسیقایی، انتقادات زیادی را در برابر خود دید. او در صورتیكه از غنای موسیقایی اركستراسیون و گروه نوازی كلاسیك بهره ببرد و آن را در موسیقی پاپ مطرح كند، از خوانندگان صاحب سبك و شناسنامه موسیقی ایران خواهد بود.


منبع: موسیقی ما

---------------------------------------
یاد و خاطره منوچهر احترامی،طنزپرداز و خالق شخصیت هایی همچون حسنی و...گرامی باد



توی ده شلمرود,حسنی تک و تنها بود
عکس: آرش خلوصی/ایسنا




گفت‌و‌گویی با سعید شهروز درباره تفاوت‌های كارهای قبلی با آلبوم تازه‌اش




------------------------------
احمد پژواك-موسیقی ما
-----------------------------

سعید شهروز پس از ارائه چندین آلبوم به بازار موسیقی حالا یك ستاره در میان خوانندگان حوزه موسیقی پاپ شناخته می شود.او بدون هیچ اتفاق خاصی ستاره است.سعید همیشه سعی كرده است جایگاه خود را در موسیقی حفظ كند.
امسال آلبوم متفاوتی از او شنیدیم.بی خوابی محصول همكاری او و تیم بهروز صفاریان بود كه انصافا می توان گفت با كیفیت ترین آلبوم امسال است.گفتگوی احمد پژواك با او را در ادامه مطلب بخوانید.



آخرین پست ها