فرشید را دوست داشتم و او را یک پدیده در رادیو می دانستم . اگر یادتان باشد یکی از شبهای شیشه ای را به او اختصاص دادم که برنامه ی خوبی هم شد .در این چند روز خبر های جالبی در مورد او شنیدم که من را به فکر فرو برد . رفتن او به رادیو فردا برایم عجیب و تکان دهنده بود . هرچند که متن خداحافظی اش را در فیس بوک خوانده بودم اما گمان نمی بردم که این خداحافظی همیشگی باشد .

اطمینان دارم که شما با خواندن این چند خط من را به نفهمیدن و درک نکردن متهم خواهید فرمود ولی با این وجود دلم می خواهد که با صداقت بنویسم و با صدای بلند بگویم که من هرگز با تصمیم فرشید منافی موافق نیستم . هرچند که این مخالفت من هیچ اهمیتی برای او و شما نداشته باشد …

برای این مخالفت دلیل دارم …

اینجا خانه ی من است . با همه ی خوبیها و بدیهایش . من به خانه ام دل بسته ام و او به من امید … اطمینان داشته باشید که عده ای کوتاه نظر تمام عزمشان را جزم کرده اند تا هنرمندان شاخص این مملکت به ته خط برسند و مهاجرت کنند تا این رفقا از شر درخشش ستاره ها در امان بمانند . رفتن فرشید نه تنها کمکی به حال طرفداران او محسوب نمی شود بلکه آنها را در گوشه ی تنگ افسردگی و نا امیدی محبوس می کند . باور کنید اگر امثال فرشید منافی ها در ایران بمانند و خانه ی خودشان را ترک نکنند آنگاه نشیدن صدای آنها طراوت بخش تر از شنیدن صدایشان از خانه ی غریبه خواهد بود …

یک چیز دیگر هم بگویم . باز هم شاید بدتان بیاید … اما دلم می خواهد شما هم بدانید که من با تمام وجودم معتقدم که هیچ کدام از این رسانه های بیگانه ذره ای برای مردم نجیب ایران دلسوزی نمی کنند و سردمداران آنها فقط به دنبال منفعت های شخصی خودشان هستند و حالا که وضعیت کشورمان چندان خوب نیست تمام همتشان را صرف ماهی گرفتن از آب گل آلود کرده اند . نمی توانم باور کنم که بی بی سی و یا صدای آمریکا به فکر خستگی پدران و افسردگی مادران این سرزمین باشند . قبول نمی کنم که رادیو فردا صدای نجابت و اصالت جوان رنج کشیده ی ایرانی باشد . از این ژست های آزاد اندیشی در رسانه های مرموز بدم می آید و از امثال فارسی وان متنفرم .

رفتن فرشید منافی را بهانه می کنم تا یک بار دیگر از برخی مدیران فرهنگی بخواهم این خواب آلودگی زجر آور را هر چه زودتر رها کنند که این قطره های بی توجهی اندک اندک به سیل بنیان برانداز هویت و فرهنگ بدل خواهد شد . تا کی می خواهید سخنرانی های فلسفی انجام بدهید و خودتان را سلطان بی مثال عرصه ی مدیریت جا بزنید و به ماها بگویید که بر اثر جانفشانی های شما تمام سلولهای فرهنگی هنری مملکت ذوق زده شده اند ! ظاهرا خودتان هم باورتان شده !

کمی سعه صدر و احترام به هنرمندان کشورمان فضا را پر از اکسیژن امید خواهد کرد و هرگز هیچ فرشیدی به فکر رادیو فردا نخواهد افتاد .

من با قدرت در خانه ام می مانم و به جای رفتن به رادیو فردا با جوان های نجیب این خانه همراه می شوم تا دلتنگی شان را بفهمم و دلخوشی ام را با آنها قسمت کنم و به آنها بگویم که در این سی سال زندگی هرگز ندیده ام پس از غرش ابر سیاه رنگین کمان نرقصد …


عکس و مطلب:
فقط چند نقطه/رضا رشیدپور





خبر فوری::Breaking News

فرشید منافی در رادیو فردا برنامه اجرا می کند


فرشید منافی گوینده پرطرفدار رادیو جوان و برنامه هایی نظیر "روی خط جوونی" و "جوونی آزاد" از ایران خارج شد و به زودی صدای او در رادیو فردا شنیده خواهد شد.
منافی از شنبه 8 خرداد ماه ساعت 22 تا 23 برنامه ای تحت عنوان "رادیو پس فردا" را در رادیو فردا اجرا خواهد کرد و محوریت این برنامه نیز به مانند برنامه های او در ایران "جوانان" خواهد بود.
فرشید منافی پس از کناره گیری از اجرا در رادیو جوان،حضور در تلویزیون ایران را تجربه کرد که چندان مورد رضایت طرفدارانش قرار نگرفت.او اواخر سال گذشته رادیوی شخصی خود را تحت عنوان "رادیو اف اند ام" راه اندازی کرد و پس از اجرای 4 برنامه دوباره به سکوت روی آورد.



گرچه شاید خیلی ها موافق رفتن او به رادیوهای آنطرف آبی نبودند اما او در یادداشت خود در صفحه فیس بووک خویش دلایل رفتنش از ایران را برای مخاطبان خود شرح داد.
آرزوی موفقیت برای این گوینده جوان و با انرژی


راه های ارتباطی با برنامه رادیو پس فردا

 
ایمیل: Pasfarda @ radiofarda.com

تلفن رادیو پس فردا (پیامگیر): ۰۰۴۲۰۲۱۱۲۴۱۳۳

اس ام اس (پیامک): ۰۰۴۲۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰




به قول رادیو فردایی ها :
به دوستان خود بگویید !



یادداشت فرشید منافی پس از خروجش از ایران


سلام به همه هواداران

ممنونم از همگى به خاطر ابراز احساساتتون

من خیلى كوتاه و كلى میگم... هم به اونایى كه از رفتن من ناراحت شدن و هم اونایى كه بى تفاوت بودن و خیلى هم براشون مهم نبود...
من یك گوینده هستم و باید پشت میكروفونى باشم كه شنیده بشم... و فقط یك میكروفون مهم نیست... مهمتر از اون مخاطبه... كه من مدتى بود در ایران نداشتم...

وقتى مسوولین یك رادیو از من فرشید منافى میخوان كه بیام و در رادیو برنامه داشته باشم ولى مهمترین جذابیت كارم كه ارتباط مستقیم با مردم و حرفاى بدون پرده اى كه میزدم رو میخوان ازم بگیرن و به جاش میخوان از من سوء استفاده كنن تا حرفاى خودشون رو به خورد مردم بدن... اونم مردمى كه به خاطر اعتماد به من قراره شنونده اون برنامه باشن ، از من چه انتظار دیگه اى دارین؟

این كار رو انجام بدم و مثل خیلیاى دیگه به شما دروغ بگم؟!!... یا كنار بكشم و با این وضعیت كنار نیام ؟!!!...
و به نظر شما این كنار كشیدن و سكوت تا كى میشه براى كسى كه نمیتونه به مردمش دروغ بگه ادامه پیدا كنه؟

آیا 2 سال و نیم دوری براى كسى كه به كارش عشق میورزه و عاشق اینه كه با مردمش حرف بزنه و با خوب و بدیهاى روزگار با مخاطبش بخنده و گریه كنه كافى نیست؟

من هم مثل خیلی از شما نه سیاسى هستم و نه وابسته به گروه و یا حزب خاصى... فقط از بدیهاى روزگار دلم به درد میاد و آزرده میشم...
خصوصا جایى كه حس میكنم به خاطر كارى كه براش ساخته شدم و حرفه منه الان وقتشه كه با مخاطبم حرف بزنم و حقایقى رو بگم...
وشاید گاهى هم فقط آرومش كنم...

من بیش از هر كس دیگه اى دلتنگ میشم...
دلتنگ هر چیزى و هر كسى كه فكرشو بكنین...
اما آیا راه دیگه اى هم غیر از خروج برام باقى میمونه؟
خروج از جایى كه بهش عشق میورزم ولى توش دارم خفه میشم؟؟
حالا بیرون از كشورم هستم... بیرون از جایى كه بهش تعلق دارم...
ولى صداى من همیشه با شماست تا زمانى كه نفسى باقیست...
پشت هر میكروفونى كه بتونم با مردم ایران سخن بگم حضور خواهم داشت...
دیگه قضاوت باقى با شما
دوستون دارم.... میبوسمتون... قررررررررررررربون همتون


                                                                                                 فرشید منافی


با تشکر از پردیس ترابی

*     *     *




سه شنبه 27 بهمن 1388  06:17 ب.ظ

برنامه دوم و سوم رادیوی فرشید منافی

F & M



دانلود  برنامه دوم

دانلود    برنامه سوم

ممنون از پردیس ترابی بابت لینک ها


خبر ویژه:

ورود MBC Persia به عرصه پخش سریال های روز دنیا
سریال های ترمیناتوز، فرینگ و....بزودی در MBC Persia


برنامه های مجری محور


 عکس:خبرآنلاین

------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

------------------------------

 

بی مقدمه:

 

برنامه های مجری محور یعنی سری برنامه هایی که براساس یک موضوع خاص پایه ریزی می شوند و با یک مجری اجرا می شوند و نقش مجری در این گونه برنامه ها یک نقش محوری ست و موضوع برنامه محور اصلی نیست.

چندین سال است که برنامه های زنده تلویزیونی از حالت موضوعی خارج شده و به گونه جدیدتری از نوع و قالب رسیده اند.طبق معمول هم کشورهای آمریکایی و اروپایی پیشرو این راه بوده اند.

تلویزیون ایران هم چند سالی می شود که از این نگاه تازه برنامه سازی غافل نمانده و با تولید و پخش چند سری از برنامه های زنده تلویزیونی قدم در این نهاده است.گرچه این موضوع محدود به قاب تلویزیون نیست و رسانه رادیو هم در کنار تلویزیون این نوع و نگاه جدید را سرلوحه خود قرار داده است.

حتما با شنیدن برنامه زنده تلویزیونی به چندین مورد مثال برمی خورید:مثلث شیشه ای،کوله پشتی،مردم ایران سلام و...

 

دیدگاه سنتی و دیدگاه جدید:

 

نوع نگاه برنامه سازی(مخصوصا تولید برنامه های زنده) هنوز در ایران تابع قوانین نانوشته است و ممکن است اصلا یک برنامه از میانه راه تمامی اهداف خود را کنار بگذارد و راه دیگری را برگزیند.این نوع نگاه در برنامه هایی که موضوع محور اصلی است می تواند مشکل زیادی به همراه نداشته باشد اما در برنامه های مجری محور این نگاه اصلا پذیرفتنی نیست.

اگر خاطرتان باشد سال گذشته برنامه کوله پشتی با ورود به چهارمین سال پخش خود قدم به راه جدیدی گذاشته بود.این برنامه میرفت تا یکی از تاثیرگذاری های اصلی خود را بر مخاطب تلویزیون ایران بگذارد اما باز هم قوانین نانوشته کار خود را کرد و با رفتن فرزاد حسنی از این برنامه عملا کوله پشتی پایان یافت.

اگر بخواهیم کمی بیشتر به جزئیات دقت کنیم به نکات مهمی می رسیم که درک آن حتی برای یک مخاطب عادی هم ساده است چه برسد به مدیران رسانه ملی.

کوله پشتی از ابتدا (سال 1383) یک برنامه مجری محور طراحی شده بود.فرزاد حسنی با تکیه بر اجراهای رادیویی خود،این بار در قاب تلویزیون ظاهر شد که اجرایش کمی متفاوت بود و برای مخاطب آن روز تلویزیون ایران کمی سخت بود تا سبک یک مجری در یک برنامه تلویزیونی را بپسندد.اما کوله پشتی و فرزاد حسنی سال 84 با جسارت و رشد بیشتری پا به عرصه قاب جادویی گذاشتند.سال 84 یک سال خوب برای کوله پشتی،حسنی و تلویزیون ایران بود تا بتوانند سبک جدیدی از برنامه سازی را به خود ببینند.این روند با فراز و فرود های گاه ناگاه، به سال 86 رسید و تا بدان جا پیش رفت که سال 87 دیگر نام و نشانی از کوله پشتی و مجری فعالش نباشد.

متاسفانه دیدگاه مدیران رسانه ما یک دیدگاه کاملا سنتی ست که به زحمت می توان به آنها قبولاند که واقعا می شود با همین امکانات برنامه جذاب و دیدنی ساخت.برنامه های مجری محور یک تحول در نوع و قالب برنامه سازی هستند اصلا با دیدگاه سنتی برنامه سازی سازگاری ندارند.

به طور مثال در دیدگاه سنتی همگان بر این اعتقادند که یک مجری را می توان امروز برکنار کرد و فردا کس دیگری را جای او نشاند.درست مثل تعویض مجری اخبار امروز و فردا !! اما در دیدگاه جدید این نگاه سنتی کنار زده شده است و به قول معروف دیدگاه اخباری جایگاهی ندارد !

قطعا بین ساختار یک برنامه زنده تلویزیونی با "اخبار" تفاوت های اساسی وجود دارد اما چون نگاه سنتی دست خود را بر مدیریت بر برنامه ها باز تر می بیند چندان با این نوع نگاه موافق نیست.مثلا این طور است که شمای مدیر رسانه چون انتقاد پذیر و نوآور نیستید، بیایید و سریع مجری دیگری را جانشین مجری آن برنامه کنید.این نگاه بدترین بازخورد را در بین بینندگان تلویزیون دارد.بینندگانی که شما باید آنها را جذب خود کنید نه اینکه آنها را پس بزنید.

عوض کردن مجری یک برنامه که از ابتدا مجری محور طراحی شده است یک اشتباه تاکتیکی بزرگ برای یک مدیر رسانه است.اشتباهی که مدیران رسانه ما علاقه بسیاری به تکرار آن دارند !!

 

 
 

عملکرد مدیران ما:

 

اگر از احوالات برنامه ها و تاک شوهای موفق دنیا باخبر باشید حتما می دانید که اپرا وینفری سالهاست که اجرای برنامه خود را بر عهده دارد و کسی هم قصد عوض کردن او با کس دیگر را ندارد.چون برنامه مال اوست وبهترین اجرا را او می تواند انجام دهد.پس چرا تغییر در یک برنامه آن هم وقتی "مجری محور" باشد تا "موضوع محور"؟

 

عوض شدن جای فرزاد حسنی و امیرحسین مدرس درست در میانه راه کوله پشتی یک تجربه در عرصه مدیریتی مدیران رسانه ملی بود.البته تجربه ای که قطعا نباید بعدا تکرار شود ولی چون نگاه سنتی خریدار بیشتری در میان مدیران ما دارد پس امیدی زیادی نیست که این تجربه برای ما درس بشود.کوله پشتی با رفتن حسنی تمام شد نه با پایان تابستان 86.

دیدگاه دیگری که در این زمینه وجود دارد همین دیدگاه همیشگی "ضد ستاره" ما است.کلا ما ایرانی ها زیاد ستاره بودن را دوست نداریم.مرگ خوب است اما برای همسایه.واقعا نمی دانم ما بابت این طرز تفکر وام دار چه کسانی هستیم اما واقعا همینیم.

یادم می آید که وقتی حسنی از کوله پشتی به اجبار جدا شد خیلی ها تریبون در دست گرفته بودند و حسنی را متهم می کردند که او اگر رسانه در اختیارش باشد دیگر نمی داند چه کار می کند و عملا کنترلی بر خود ندارد و به قول خودمانی تر "جوگیر" می شود.

 

به نظر من باید بیشتر به این جمله ها خندید.مجری هیچ گاه صاحب رسانه نیست.او فقط تریبونی در دست دارد.آیا مردان تریبون به دست همگی "جوگیر" می شوند؟ آیا آنها خود را گم می کنند؟ پس اگر این طور است پس مجریان اخبار باید 1 ساعت به 1 ساعت عوض شوند تا جوگیر نشوند !!

دیدگاهی که در مقابل اینگونه ساختار می ایستد شاید فقط یک دلیل داشته باشد آن هم اینست که کسی نباید از تریبون رسانه جمعی به نفع خود استفاده کند.این حرف...دلیل درستی است اما ما نباید خودنمایی را با سبک اجرا و ویژگی های یک مجری اشتباه بگیریم.

حسنی برای اخراج از کوله پشتی تاوان چه چیزی را داد؟ خودنمایی اش را؟ حرف زدنش را؟ دیدگاه سنتی مسئولان و انتقاد ناپذیری آنها ؟

شاید تعبیری که باعث شد همه این اتفاقات برای حسنی بیفتد همین تعبیر "برنامه من" بود.او از یک رسانه جمعی اعلام کرد که به برنامه "من" خوش آمدید.تعبیری که اصلا خوشایند خیلی ها نبود.خیلی ها این تعبیر را به پای غرور حسنی گذاشتند و سنگ بنای مخالفت خود را اعلام داشتند.

گرچه این تعبیر بعدها توسط "رشیدپور" هم در برنامه "شب شیشه ای" استفاده شد اما عمر زیادی نکرد.

آیا واقعا گفتن "برنامه من" از یک رسانه جمعی میتواند مشکل ایجاد کند؟ آیا رسانه جمعی چنین تعابیری را می پسندد؟

تعابیر را اگر کنار بگذاریم واقعا باید قبول کنیم که در یک برنامه مجری محور....برنامه؛ برنامه ی مجری است.چون اوست که باید مخاطب را به دیدن برنامه اش ترغیب کند.موضوعات مختلف در اثر پرداخت های زیاد دیگر کشش و ترغیب بیننده را در پی ندارند و مجری باید با اجرای خود یک قالب تازه ارائه کند.پس نباید ناراحت شویم که کسی در برنامه اش می گوید به برنامه "من" خوش آمدید.همه می دانند که کوله پشتی برنامه فرزاد حسنی است و بیننده کس دیگری را در ذهنش جایگزین او نمی کند.شب شیشه ای متعلق به رشیدپور است.دوقدم مانده به صبح مختص اجرای صالح اعلاست.ورزش و مردم که سالهاست با اجرای بهرام شفیع اجرا می شود دیگر خود یک برنامه کاملا مجری محور است.همه ورزش و مردم را با بهرام شفیع می شناسند نه با اجرای کس دیگری.

در بحث رادیو ، پس از سالها دیدیم که یک برنامه با اتکا با اجرای فوق العاده دو مجری اش توانست برنامه مجری محور را در عرصه رادیو هم جا بیندازد.این برنامه ؛ برنامه ای نبود جز "روی خط جوونی" با اجرای فوق العاده فرشید منافی و زهره هاشمی.ساعت 5 روی موج خط جوان.

 

حالا چند صباحی می شود که خبری از این نوع برنامه در رسانه ملی نیست.آخرین نوع از پخش اینگونه برنامه ها مثلث شیشه ای بود که در اوایل تابستان 87 به یکباره قطع شد.دیگر خبری هم از حضور مجریان این برنامه ها حتی در برنامه های دیگر هم نشد.در رادیو هم پس از کش و قوس های فراوان ؛ فرشید منافی ونیما رئیسی که 2 تن از مجریان سرشناس رادیو جوان بودند؛ از این رادیو جدا شدند و حدودا بیش از 1 سال نیم است که خبری از حضور این مجریان توانمند در عرصه رادیو نیست.

چیزی که در این میان مشخص است،این است که دیدگاه سنتی برنامه سازی در رسانه ملی خریدار بیشتری دارد و برای یک نوآوری باید در چارچوب همین دیدگاه سنتی حرکت کرد.

ریزش مخاطبان شبکه های صدا و سیما و گرایش روزافزون به دریافت کننده های ماهواره ای نشاندهنده شکست این نوع نگاه در رسانه ملی است.

نیاز به نوآوری در برنامه های مختلف رسانه ملی به شدت حس می شود و اگر این نیاز به موقع به مخاطب پاسخ داده نشود قطعا شاهد ریزش بیشتر مخاطبین شبکه های صدا و سیما خواهیم بود که این یک زنگ هشدار جدی برای مسئولان رسانه ملی ست که باید در نوع نگاه خود تغییر اساسی بدهند.

 


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات