شنبه 7 شهریور 1388  02:21 ب.ظ

همه دعواهای موسیقی پاپ این روزها



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

از اول امسال؛ سال آرامی را پیش بینی نمی کردیم که همین طور هم شد.از همه اتفاقات حول و حوش انتخابات بگیرید تا اتفاقات دنیای هنر و خصوصا موسیقی پاپ که بیشتر به چشم آمد.گمان می رفت که پس از عرضه آلبوم بنیامین بهادری و سیروان خسروی یک رقابت مخفیانه بین این دو آلبوم و خواننده شکل بگیرد که البته گرفت اما نه در مصاحبه ها و گفتگوها.
در همان اوایل بنیامین و سیروان همزمانی آلبوم هایشان را اتفاقی می دانستند و شیطنت خبرنگاران هم به جایی نرسید.
اما این پایان قصه ی درگیری ها نبود.سیروان پس از عرضه آلبومش در مصاحبه اش با اعتماد ملی به رضا صادقی تاخت و از او و موضع گیری هایش انتقاد کرد و به همین ترتیب رضا صادقی هم در پی پاسخ به انتقادهای سیروان برآمد.دعوا را پایانی نبود تا همین اواخر که رضا صادقی دوباره با استناد به حرف های دی جی الیگیتور به سیروان و تنظیم قطعه وایسا دنیا انتقاد کرد و سیروان هم متقابلا جوابیه ای را برای مجله چلچراغ فرستاد و انتقاد صادقی را بی پاسخ نگذاشت.کل قضیه دعوای سیروان و صادقی هم به تنظیم قطعه وایسا دنیای او و عدم درج اسم سیروان در کاورهای سی دی های صوتی و تصویری آلبوم وایسا دنیا رضای صادقی برمیگردد.تنها جایی که اسم سیروان به عنوان تنظیم کننده درج شده بود بر روی کاور نوارهای کاست این آلبوم بود و سیروان هم به همین دلیل از صادقی انتقاد کرد.سیروان معتقد است رضا صادقی نخواست که اسم او در کاورهای سی دی آلبوم درج شود.همکاری ای که میرفت موج جدیدی هم در تنظیم های سیروان باشد و هم در کارهای رضا صادقی؛ به جاهای خوبی ختم نشد.سیروان در پاسخ آخرش به صادقی مدعی شد که تنظیم اولیه این قطعه که توسط شخص صادقی انجام پذیرفته است را در اختیار دارد و می تواند برای روشن شدن افکار عمومی و بیان تفاوت کار خودش و صادقی آن را عرضه کند تا تفاوت آنها به مخاطب شناسانده شود.سیروان در پایان مدعی شده است که دو سال پیش حسین خانی(مدیر شرکت ایران گام) با وی تماس گرفته است و از تمجید الیگیتور از آهنگ وایسا  دنیا و تنظیم آن گفته است.این دعوا همچنان ادامه دارد ...
اما در آن سو؛ بنیامین بهادری هم بدون حاشیه نبود و از همان گفتگوی اولش با چلچراغ در اردیبهشت ماه دعواهای او هم آغاز شد و اولین سوژه هم کسی نبود جز حمید عسگری.
بنیامین در گفتگویی که رسول ترابی آن را انجام داده بود مدعی شد که حمید عسگری موسیقی اش را از او و صدایش را از شادمهر عقیلی مهاجر وام گرفته است و تب بنیامین خوانی هم در حمید عسگری دیده می شود.
آن روزها قرار بر این بود که آلبوم حمید عسگری در خردادماه(یک ماه پس از آلبوم بنیامین)عرضه شود اما نظر به اتفاقات و رویدادهای انتخابات تصمیم بر آن شد که کما2 در عید فطر منتشر شود.اما این بار حمید عسگری چندان به پاسخ گویی حرف های بنیامین برنیامد و فقط گفت که انتشار کما2 همه چیز را مشخص خواهد کرد.اما اظهارنظرهای بنیامین درباره شخصیت های مختلف پایانی نداشت و همین شد که واکنش های متعددی نسبت به اظهارات او ایجاد شود که تندترین آنها در اواخر مرداد بود.
محسن یگانه در گفتگو با سایت موسیقی ما از بنیامین و آلبومش و آن چیزی که او توهین به شعور مخاطب ایرانی می خواند انتقاد کرد و عکس العمل های بسیاری را برانگیخت.گرچه روند مصاحبه بهمن بابازاده طوری نبود که به جنجال اینچنینی کشیده شود اما این اتفاق افتاد و محسن یگانه در آن مصاحبه گفت: "حالا ببینید یک بچه؛ یک بچه می آید و کل موسیقی ما را زیر سوال می برد."
گرچه تا هم اکنون پاسخی از سوی بنیامین به محسن یگانه داده نشده است اما انتظار می رود این دعوا همچنان ادامه یابد گرچه هیچ گاه این برخوردها عملا برای موسیقی ایرانی سودی نداشته است و منتهی به مسیر درست نشده است.
اما ؛ آخرین موضع گیری به اولین رقابت مربوط است.بالاخره بنیامین طی مصاحبه ای موضع اش را درباره سیروان اعلام کرد و از همین حالا می توان متصور بود که جنگ لفظی این بار بین 2 ستاره موسیقی پاپ درگیرد.
از ما که کاری بر نمی آید اما تردیدی نیست که آرامش باید بر فضای موسیقی پاپ حاکم شود.هوای پاپ این روزها خیلی ابری است.سیروان و بنیامین خیلی راحت می توانند این قضایا را نادیده بگیرند و اهمیتی قائل نشوند.آنها یک شخصیت عادی نیستند و به هر ترتیب هر موضع گیری از سوی این دو نفر موجب ایجاد بازخورد مخصوصا از نوع منفی اش می شود.
این روزها همه ما به آرامش نیاز داریم.اگر آرامشی پدید نیاید آهنگ پیشرفت کند و کندتر خواهد شد.نگذاریم به نقطه سکون برسیم.

پی نوشت:

منکر اصطکاک بین خواننده ها و عوامل موسیقی نیستم و نخواهم بود اما این اصطکاک نباید جلوی رشد موسیقی را بگیرد.


همین مطلب در موسیقی ما

همین مطلب در مجله موسیقی ایرانیان

 
 


شنبه 24 مرداد 1388  10:38 ق.ظ

حاشیه نگاری یک آلبوم؛ساعت 9؛سیروان خسروی


طرح:امید

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

آلبوم دوم سیروان خسروی هم همان طور که انتظار می رفت در حال و هوای آلبوم اول او، متفاوت از سبک امروزی پاپ عرضه شد.سیروان با گنجاندن 10 تراک با سبک های مختلف سعی کرد هر سلیقه ای را از آلبوم خود راضی نگه دارد.همکاری او با برادرش که این روزها چهره نسبتا مشهور تری نسبت به سیروان دارد در این آلبوم غلظت بیشتری بر خود گرفت به طوری که زانیار در این آلبوم 4 ترانه سرود و 4 آهنگ آن را هم خود ساخت.نکته ای که در کل آلبوم مشهود است نگه داشتن سبک این آلبوم در میان پاپ،راک و ترنس است و غلظت هیچ کدام از سبک ها بر دیگری نمی چربد.
اما تنظیم های سیروان کاملا فضای آلبوم را از موسیقی پاپ امروزی و نوع تنظیم هایی که هم اکنون در موسیقی پاپ مورد استفاده قرار می گیرد جدا کرده است.
سیروان فضاهای الکترونیکی بسیاری در تنظیم آهنگ هایی که انجام می دهد دارد که این فضاسازی به ذائقه موسیقی و سبک اوکاملا سازگار است.البته برای آلبوم های خودش و نه برای دیگرانی که تنظیم آهنگ هایشان را به سیروان می سپارند.اگر اغراق نکرده باشیم سبک سیروان در موسیقی منحصر به فرد خوده اوست و کسی تا به حال سبکی مانند سیروان نداشته است.
اما به سراغ آلبوم برویم ...

آلبوم ساعت 9 با تراک هیجان انگیز "چه حالی داره" شروع می شود.شروعی جذاب،تند که همگان را به وجد می آورد و همچنین یادآور آهنگ های گروه اسکوتر(Scotter) و تراک مشهور رامپ(Ramp) .ترانه این کار از زانیار است و با وجود "خیلی قوی نبودن" مناسب این آهنگ است.این روزها اگر به ضبط ماشین ها گوش فرا دهید حتما صدای این تراک را خواهید شنید.شاید این اولین بار است که صدای زانیار به صورت مجاز در کنار سیروان شنیده می شود.

تراک دوم "امروز میخوام بهت بگم" عاشقانه ای آرام در سبک ترنس راک است.نزدیک به حال و هوای آلبوم قبلی او یعنی "تو خیال کردی بری". سیروان با این تراک کم کم به حوزه علاقه خود در موسیقی (راک) نزدیک می شود اما به اعتقاد خیلی ها او هنوز راک نمی خواند و کارهای اینچنینی سبکی شبیه راک هستند تا اینکه بخواهند واقعا در زمره کارهای راک قرار بگیرند.شاید "امروز میخوام..." فضای دلچسبی بعد از تراک "چه حالی داره" که برای ضبط ماشین ها بسیار مناسب بود؛ نداشته باشد آن هم شنونده موسیقی ایرانی اما چینش کلی آلبوم از وجود سبک های مختلف در کنار هم خبر می دهد.همان طور که در دموی آلبوم که یکی دو هفته قبل از به بازار آمد چینش آهنگ ها همین 4 قطعه ابتدایی بود و آن به نوبه خود ثابت کرد که سبک کلی آلبوم یک سبک مستقل نیست و تنوع فراوانی در در حیطه کلی آن شنیده می شود.

بعد از "امروز میخوام..." تراک ریتمیک  "آره" شنیده می شود.باز هم ملودی و شعر از زانیار و با صدای سیروان.تراکی که قرار بود با همراهی زانیار در آلبوم قرار بگیرد اما گویا ارشاد به بخش "زانیاری" آن ایراد گرفته است و سیروان هم در یک اقدام قابل قبول پس از عرضه آلبوم قطعه اصلی را در اختیار سایت های اینترنتی و طبعا ضبط های خانگی و ماشینی گذاشت."آره" با صدای زانیار و سیروان شنیدنی تر از تراک داخل آلبوم درآمده است و مشخص است که از اول تراک با صدای زانیار بسته شده است اما موفق به کسب مجوز نشده است.گرچه نمی توان قطعه داخل آلبوم را ضعیف دانست چون حداقل در این تراک ریتمیک گیتار الکتریکی خوبی نواخته شده است.

تراک چهارم آلبوم شاید متفاوت ترین تراک آلبوم باشد که قویا می توان گفت که تعلق بیشتری به موسیقی راک دارد و از این نکته نباید غافل شد که سیروان را باید با چنین کارهایی شناخت.ترانه این کار توسط امید اطهری نژاد در زمان حضورش در ایران سروده شده است و کاملا با فضا و سبک سیروان هم خوانی دارد.فضایی که در موسیقی پاپ ما نمی گنجد. شاید خیلی ها از شنیدن چنین تراک هایی سر درد هم بگیرند اما "باور کن..." شنیدنی تر از آن است که بخواهیم دکمه فوروارد ضبط یا ام پی تری پلیر را فشار دهیم.

با شروع تراک "منو نگاه کن" به فضای دیگری از آلبوم سفر می کنیم.فضایی که عمدتا به موسیقی هاوس اختصاص دارد یا نسبت داده می شود.در تراک "منو نگاه کن" باز هم ترانه از زانیار است ولی سبک اصلی تراک اصلا قابل تشخیص نیست.میتواند هم پاپ باشد هم هاوس و هم ترنس.قضاوت با خودتان است.سیروان اما در این تراک نشان داد که نمی تواند دقیقا مثل برادر کوچک ترش این سبک خواندن را به اصطلاح در بیاورد. این مورد جایی نمایان می شود که سیروان شروع به خواندن قسمتی از ترانه می کند: دستا بالا......حالا...با ما...بالا...پایین..همه... یالا ؛ این سبک سیروان نیست و متاسفانه زانیار هم در این تراک حضور ندارد. حضور زانیار می توانست در این تراک مکمل خوبی برای صدای سیروان باشد.

پس از این تراک مثل قطعات اول آلبوم ابتدا سبک کاملا سمت و سوی دیگری می گیرد و ما به فضای سافت راک و تراک "دلم گرفته" پیش می رویم.این سبک تا پایان دیگر ادامه ای ندارد اما سبک قطعه قبلی در قطعه بعد از دلم گرفته شنیده می شود.با اینکه فضای الکترونیک بر فضای کل قطعه "دلم گرفته" غلبه دارد اما سیروان به خوبی با قطعه مچ است.به مانند یکی از قطعات آرام آلبوم قبلی اش به نام (؟؟؟؟) در آلبوم قبلی سیروان هم نمونه ی این کار به چشم می خورد.کشیدن صدا گویی بخشی از سبک سیروان است که در این تراک به خوبی نمایان است.سبکی که سیروان به دیگرانی همچون امیر یگانه و آریو حبیبی هم آموزش داده است.گرچه این کشیدن صدا و یا بازی با صدا می تواند بخشی از فضای سیروانی باشد یا شاید هم نوعی امضا از کارهای سیروان.
تراک بعد رسما دوباره فضا را می شکند و به موسیقی هاوس نزدیک می شود.سیروان در مصاحبه های مختلف تائید کرد که این کار را در حال و هوای موسیقی هاوس کار کرده است و البته قضیه از چندین سال پیش آب میخورده است و اصل تراک بر تار و تلفیق آن با فضای الکترونیک بسته شده است.میلاد درخشانی هم ثابت کرد نوازنده ای حرفه ای ست.اما اینکه موسیقی هاوس چیست و اصلا چرا اسمش هاوس است یا اینکه این موسیقی هاوس همان موسیقی خانگی و زیر زمینی است و یا اسم آن اینطوری است بماند برای بعد که مفصلا به این موضوع بپردازیم.در موسیقی هاوس آنطوری که شنیده ایم ترانه زیاد اهمیت ندارد و در اینجا هم تقریبا همین طور است .ترانه مکرم ترانه "تکرار" را سروده است اما در چنین سبکی و موسیقی ای ترانه زیاد به چشم نمی آید.

تراک هشتم آلبوم دوباره یادآور سبک قبلی آلبوم سیروان است با تنظیمی جدیدتر و جذاب."اوون روزا" با ترانه خوب امید اطهری نژاد و اجرایی که یکی از مختصات اصلی سیروان است مخصوص شنیدن کسانی ست که حال و هوای سیروان و سبکش را ترجیح می دهند.سیروان با "اوون روزا" ثابت می کند که در سبک مورد علاقه اش (پاپ-راک یا ترنس-راک یا هر آنچه که شما آن را ترجیح می دهید) بهترین است و همین است که می گوئیم سبک سیروان را در ایران کسی جز خوده او ندارد.

تراک نهم که عنوان آلبوم نیز هست در فضای آرامی می گذرد اما تقریبا می توان گفت که سبک آن با "اوون روزا" یکی است."اوون روزا" اکتیو تر و با صدای مستقیم گیتار شنیده می شود اما ساعت 9 با فضای آرام و صدای پیانو آغاز می گردد و همچنین اکتیو بودن آن طعنه به کارهای معروف موسیقی راک می زند.ساعت 9 در میانه راه به اوج می رسد و این اوج و فرود را سیروان به خوبی اجرا می کند.ترانه مکرم هم ترانه خوبی را برای سیروان سروده است گرچه هنوز خیلی ها اعتقاد دارند که سبک امید اطهری نژاد در ترانه سرایی بیشتر به سیروان می آید تا ترانه مکرم.اما با این وجود باید به ترانه مکرم(که اسمش در کاور آلبوم هم به علل مختلف نیامد) بابت ترانه های خوبش تبریک گفت.ساعت 9 ترانه خوبی دارد و این موضوع را نمی توان دور از نظر نگاه داشت.
تراک دهم و پایانی کار هم بیشتر به ریمیکس های سیروانی شباهت دارد و باز هم تنوع سبک را در کار سیروان نشان می دهد. این تراک هم به 2 صورت اجرا شد.اجرایی که توسط سیروان ،زانیار و یاس صورت گرفت در تابستان 1386 اما هیچ گاه مجوز نگرفت و باز هم سیروان مجبور شد تراک را بدون صدای یاس که بخش اعظم کار را خوانده بود ببندد و اسمی از زانیار در ابتدای تراک نیاید."تو مریضی" باز هم ترانه ای از ترانه مکرم دارد که تنظیم آن بیشتر به چشم می آید.تنظیمی جذاب و به روز با رگه هایی شباهت به ریمیکس های سیروان مخصوصا ریمیکس تراک "تو خیال کردی بری" در آلبوم قبلی اش.سیروان به فاصله اندکی پس از عرضه آلبوم(گویا یک الی دو ساعت!) این قطعه را با همراهی یاس و زانیار به روی سایت ها فرستاد.البته مشخص نشد که صدای یاس مشکل داشت یا تکست های یاس. البته نظر شخصی ام این است که قطعه ای از تکست یاس که اشاره به شست انگشت دست راست دارد باعث شده است که این بخش به کل! حذف شود.
آلبوم ساعت9  آلبومی متفاوت است که نشنیدن آن  قابل طفره رفتن نیست. در پک ویژه این آلبوم هم عکس های بیشتری از سیروان و زانیار می بینید.در یکی از عکس ها که اتفاقا متعلق به کلیپ "طفره نرو" از زانیار است اینبار سیروان پشت دستگاه های به اصطلاح دی جی قرار دارد. اگر مایل بودید حتما پک ویژه را تهیه کنید و البته از موسیقی آن هم لذت ببرید.


 
پی نوشت: قرار بود این مطلب به علاوه چند مطلب دیگر در پرونده سیروان و زانیار خسروی که قرار بود همین مرداد ماه عرضه کنیم؛منتشر بشود که متاسفانه پرونده منتشر نشد و ....

باز هم بخوانید:

حرف اول در فضاسازی دیجیتالی و تنظیم های مدرن/وحید رضا صیرفیان



همین مطلب در موسیقی 360


شنبه 10 مرداد 1388  08:45 ق.ظ

همزمانی یا روو کم کنی؟



::. امید محمودزاده ابراهیمی .::

اردیبهشت امسال برای اولین بار شاهد عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره موسیقی پاپ ایران بودیم.نظیر این اتفاق سابق بر این مشاهده نشده بود چون تا به حال در موسیقی پاپ اصطلاحی به نام ستاره نداشتیم. به یاد داریم که آلبوم مرحوم ناصر عبداللهی با نام "دوستت دارم" همزمان با آلبوم "فاصله" محمد اصفهانی عرضه شد و رقابت برای فروش برای اولین بار در موسیقی پاپ ایران مشاهده گردید.البته این اتفاق با این توصیف اتفاق افتاد که صدا و سیمای وطنی پخش چند کار از این 2 آلبوم را در دستور کار داشت و در نتیجه نقش مستقیمی در شناختن و همچنین فروش این آلبوم های موسیقی داشت. اما 10 سال پس از آن اتفاق؛ این بار عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره موسیقی پاپ بدون کوچکترین حمایت رسانه ملی ؛ اتفاق مهمی در موسیقی پاپ ایران است.
اما طرح یک سوال ؛
آیا موسیقی پاپ ایران که در حال حاضر کمترین حمایت از آن و هنرمندانش می شود،پتانسیل اینگونه ریسک ها را دارد؟ آیا عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره بخش اعظم ظرفیت آن است؟ پاسخ این سوال به 2 گزینه آری و خیر محدود نمی شود و باید بحث های جزئی تری را وارد این موضوع کرد.
جواب آری کجاست؟ جواب آری اینجاست که بخش اعظم ظرفیت موسیقی پاپ ایران به چند ستاره محدود است و این معضل جدی حال حاضر موسیقی پاپ است.اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم باید اینگونه تصور شود که در چنین وضعیتی هیچ شرکتی ریسک رقابت را نمی پذیرد و رقابت دور را به نزدیک ترجیح می دهد.
آلبوم های جدید سیروان خسروی و بنیامین بهادری می توانستند به فاصله زیاد یا متوسط(چند ماهه) عرضه شوند و فروش خوبی داشته باشند اما این اتفاق با سیاست یا بی سیاست نیفتاد.همزمانی عرضه 2 آلبوم غالبا به رقابت میان این دو آلبوم در همه بُعدها می شود، رقابتی که شاید به حذف یکی از 2 آلبوم در روند عرضه موسیقی شود. اما در ایران وضعیت اندکی فرق می کند. پاسخ خیر اینجاست؛ در ایران هنوز اینقدر ظرفیت برای چنین ریسک های بزرگی ایجاد نشده است و هنرمندان این عرصه هنوز به حمایت جدی نیاز دارند. ره صد ساله را یک شبه نمی توان پیمود.میانبر زدن هم فایده ای ندارد این روند باید مرحله به مرحله پیش برود.
باید قبول کنیم که اتفاق خوبی در موسیقی ایران افتاده است و این اتفاق می تواند در آینده تکرار شود.اما نباید سطحی و سریع به این موضوع نگاه کرد. آلبوم 88 و ساعت9 هیچ کدام یکدیگر را حذف نکردند و دوشادوش هم عرضه شدند و به فروش رسیدند.ماهها باید بگذرد که این موضوع در عمل فروکش کند.گرچه سبک آلبوم 88 با ساعت9 یکی نیست و این خود یکی از عوامل تفکیک کننده این 2 آلبوم در بازار موسیقی است.اما برای کسانی که موسیقی را جدی دنبال می کنند چندان تفاوتی ندارد. کسی که 88 را گوش می کند نمی تواند بگوید که من ساعت9 را گوش نمی کند و بالعکس.البته در بررسی این موضوع ما بحث اصلی را به موسیقی خوب ارتباط می دهیم و صد البته اینکه سلیقه مخاطب هم در این میان تاثیرگذار است.بنیامین چهره شناخته شده تری نسبت به سیروان بود و در این شکی نیست اما بازار این را نمی گوید. گدر زمان این موضوع را نشان خواهد داد.
به بحث اصلی بازگردیم...
آیا همزمانی عرضه 2 آلبوم فقط همزمانی است یا به رقابت جدی می انجامد؟ بهتر است در این اتفاق گزینه اول را قبول کنیم و قبول گزینه دوم را به سالهای بعد موکول کنیم.سالهایی که موسیقی دارای رسانه مختص خود باشد و بحث کپی های سی دی کمرنگ شده باشد.
موسیقی پاپ ایران در این چند ساله نمودار سینوسی وحشتناکی داشته است که همزمانی عرضه این 2 آلبوم نقطه عطف و صعود این نمودار است. این موسیقی هنوز خیلی جای کار دارد و هنوز ستاره های دیگری هم باید به این کارزار اضافه شوند تا ظرفیت آن بالا رود. این اتفاق دیر یا زود در راه است فقط امیدواریم دیر یا زود آمدنش منطقی باشد با سرعت متعادل !


پی نوشت بی ربط و با ربط :
رسول ترابی عزیز هم در مصاحبه هایش با سیروان و بنیامین و هم در دوره جدید مجله موسیقی قرن 21 به این همزمانی گیر ویژه ای داده بود !



زانیار خسروی،سعید عبداللهی و امید حاجیلی در تالار اریکه ایرانیان
روی عکس کلیک کنید
عکس ها: بهزاد قلی زاده،سعید عبداللهی

***
جشنواره سایت ها  و وبلاگ های موسیقی به تعویق افتاد
مهلت ارسال آثار تا 31 شهریور 1388 تمدید شد
اینجا


قصه دنباله دار یک آلبوم؟



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

هفته های پیش به شما قول داده بودیم که از آلبوم بنیامین88 در آینده بیشتر بنویسیم و سعی کنیم مثل آلبوم قبلی او یعنی 85 ببینیم واقعا بنیامین برای آلبومش چقدر کار کرده است.از ترانه ها، آهنگ ها و تنظیم ها و...
اما فضای عصبیت و ملتهب پیش و پس از انتخابات که هنوز هم ادامه دارد شاید روی قضاوت ما کمی تاثیر بگذارد.به هر حال کسی توی این حال و هوا موسیقی گوش نمی کند و مطمئنا این وجه از زندگی کمرنگ شده است.الان شاید به جرات بتوان گفت که آلبوم دوم بنیامین کمتر از آلبوم اول او شنیده شده است.هشداری که قبل از این هم در پست های قبلی و سال گذشته همین وبلاگ و پرونده موسیقی پاپ1387 داده بودیم که تاخیر در عرضه آلبوم و انتشار در بهار 88 قطعا به نفع هیچکس نیست.چون انتخابات ریاست جمهوری در ایران چیزی نیست که بتوان آن را کمرنگ فرض کرد.هشداری که البته جدی گرفته نشد.

بحث را به آلبوم دوم بنیامین بهادری؛سوپراستار موسیقی پاپ می بریم.
آلبوم دوم بنیامین در قالب 17 قطعه  به بازار عرضه شد.ریسکی که هر خواننده ای این روزها آن را نمی پذیرد.اما تعداد قطعات زیاد آلبوم تایم کل آلبوم را آنچنان که باید بالا میرفت؛ نبرد.تایم کل آلبوم دوم او 41 دقیقه و 56 ثانیه است که در مقایسه با آلبوم اول بنیامین چیزی حدود 8 دقیقه و 56 ثانیه بیشتر است.(روی جلد آلبوم اول تایم کل آلبوم 63/32 درج شده که مطابقتی با ذهن ما ندارد چون هر دقیقه 60 ثانیه است نه 63 ثانیه !!! پس تایم کل آلبوم را 33 دقیقه گرفتیم)

8 دقیقه و 56 ثانیه را هم 9 دقیقه در نظر بگیریم در حالت عادی 3 تراک 3 دقیقه ای را اضافه کرده ایم در حالی که بنیامین 8 تراک به آلبوم دومش اضافه کرده است.پس مخاطب با یک آلبوم 17 قطعه ای رو به روست که تایم آن خسته کننده نیست و این برگ برنده برای بنیامین است که مخاطب خود را دلزده نمی کند.
پخش بازار آلبوم هم بیشتر به صورت سی دی بوده است و سهم بیشتر فروش متعلق به فروش سی دی است تا کاست.این روزها کمتر کسی روی خودروی خود ضبط کاست گوش می کند.گرچه باید گوش کردن کاست این آلبوم هم جالب باشد.طرز چیدمان قطعات یا اضافه کردن یک قطعه بی کلام (طبق شنیده ها).

پک ویژه آلبوم هم نوآوری ویژه ای بود که در دو آلبوم مطرح بهار 88 به چشم خورد.سیروان خسروی و بنیامین بهادری کسانی بودند که پک ویژه آلبومشان (که شامل یک دفترچه عکس و پوستر بود) را به علاقه مندان آثار خود عرضه کردند.گرافیک خوب و غنی این پک ها و نوع بسته بندی آنها را نباید از چشم دور نگاه داشت چون برای اولین بار است که چنین کارهایی به بازار عرضه می شدند.اقدامی شایسته و قابل تقدیر که از طرف شرکت ترانه شرقی و آوای نکیسا و ایران گام صورت گرفت.
اما درباره قطعات آلبوم...
به نظر می رسد آلبوم 88 بیشتر از آنکه قصه دنباله دار باشد مضمونی دنباله دار دارد تا ترانه هایی پشت سر هم که یک قصه را روایت می کنند.اولین وجه تناقض این قضیه همان قطعه اول کار است که فقط شناسنامه است و به طور کلی ارتباطی به تراک دوم (کجای دنیای) و همچنین قطعات بعدی ندارد.اگر قصه را از قطعه دوم دنبال کنیم باز هم مضمون هایی شبیه هم می یابیم نه قصه ای دنباله دار. اما هیت بودن تراک های اول تا پنج آلبوم انکار ناپذیر است.کسانی که سی دی آلبوم را در خودروی خود گوش می دهند قطعا با شروع قطعات اول دکمه فوروارد را هرگز فشار نخواهند داد.این در حالی ست که قطعات بعدی آلبوم حداقل از نظر ترانه و تنظیم چیزی کم ندارند اما به هر حال شنیده شده ترین قطعات آلبوم تا به حال همان قطعات اول هستند.
اما ریتمیک ترین تراک آلبوم یعنی (کجای دنیای) یک فرق کلی با ریتمیک ترین تراک آلبوم قبلی او یعنی (بی اعتنا یا همان تنگ غروب) دارد.تنگ غروب ملودی بر اساس ترانه بود در حالی که در کجای دنیای این صدای بنیامین است که ملودی دارد و آهنگ چندان ریتم خوده ترانه را ندارد. یک واژه دو حرفی (آی) ملودی قطعه است که نه با ساز موسیقی بلکه با صدای بنیامین نواخته می شود.خواندن ریتمیک هم سبکی از خواندن بود که بنیامین آن را وارد موسیقی پاپ ایرانی کرد و موجب شد بسیاری دیگر از خواننده ها از این سبک تقلید و استفاده کنند.خواندن تند بنیامین هم نشان داد او هم دست کمی از بعضی خوانندگان سبک رپ ندارد !

قطعه (آی تو) که به انتخاب مجله ایران دخت قطعه اول بهار88 انتخاب شد ترانه ای شاید عجیب دارد. اگر توجه کنید در این ترانه از واژه (تو) و (من) مکررا استفاده شده است که نه تنها موجب خستگی مخاطب نشده است بلکه ریتمی خاص به آن داده است. کلمه (تو) در این قطعه و قطعه قبلی(زندگی با تو) به خوبی و هوشمندانه استفاده شده است.در قطعه (زندگی با تو) از کلمه (بگو بگو و دیگه دیگه) هم استفاده خوبی شده است.
چیدمان قطعات آلبوم بنیامین هم بسیار خوب و هوشمندانه است.پس از کار آرام اول چند  قطعه با ضرباهنگ خوب وجود دارد و پس از آن قطعات رو به آرام بودن می روند.از میان قطعات آرام آلبوم (ای وای دلم) ریتم به خصوصی دارد که بعدها بیشتر از این نوع موسیقی در موسیقی مذهبی و نواهای آن خواهید شنید.گویا بنیامین همچنان قصد ندارد از این حال و هوا که منتقدانش برچسب مداحی بودن می زنند بیرون بیاید.انتقادی که چندان پشتوانه ای ندارد.

قطعه( صدای قلب تو) نقطه عطف  و نهمین قطعه آلبوم است. اگر تصور کنیم که در روی اول کاست این آلبوم این آهنگ در انتها قرار گرفته است بسیار ساده انگارانه است.شاید به جرات بتوان گفت که (صدای قلب تو) در روی دوم کاست و به قولی سر کاست روی دوم است.قطعه ای دارای ضرباهنگ بالا که مخاطب را از آرامش آهنگ های قبلی باز می گرداند.شاید تنها ایرادات منتقدان فرید احمدی به این قطعه و ترانه آن بازگردد.
اما متفاوت ترین کار آلبوم که سرآغاز قصه سرایی ترانه ها پشت سر هم است از قطعه (خواب) آغاز می شود.تنظیم متفاوت این قطعه کاری در خور شایسته از پیام شمس است که البته در نوع خود خاص است و شاید مخاطبان بنیامین چندان با فضای آن احساس قرابت نکنند.قطعه خواب قطعا شما را به یاد کلمات و حالاتی مانند شب،آسمان سیاه و پرستاره،قدم زدن در یک هوای سرد و... خواهد انداخت.

2 قطعه بعدی آلبوم قطعا پیوسته ترین قطعات آلبوم هستند.(من لعنتی و رفیقا میگن) 2 ترانه با اسامی متفاوت و تنظیم هایی شبیه هم که کاملا این دو قطعه را به یکدیگر پیوند داده است.در (من لعنتی) شما برای اولین بار در ترانه سرایی سبک شعرهای پروین اعتصامی یعنی –دیالوگ- را شاهد هستید.اتفاقاتی که در ترانه سرایی این آلبوم و همچنین آلبوم قبلی بنیامین افتاده است مخصوص فرید احمدی است و گمان نمی رود کسی بتواند چنین سبک هایی را در ترانه سرایی وارد کند.(رفیقا میگن) از لحاظ تنظیم شبیه ترین تنظیم را به قطعه (بیا عاشقم کن) دارد.
اما 2 قطعه بعدی آلبوم یعنی پرسه و لیلی در پائیز آنچنان مانند 2 قطعه قبلی به یکدیگر پیوند ندارند.(پرسه) تنظیمی شبیه یکی از قطعات فیلم گرگ و میش با صدای بنیامین دارد که سبک تنظیم آن با (لیلی در پائیز) بسیار متفاوت است.
2 قطعه بعدی بنیامین هم سبکی مانند 4 قطعه قبلی دارند(یک قطعه کوتاه،یک قطعه بلند) ولی به مانند 2 قطعه قبلی چندان پیوستگی وجود ندارد و بیشتر به مضمون ترانه است تا حالت کلی.(هفته به هفته) تنها قطعه آلبوم است که فقط 2 بیت دارد و این نهایت کوتاه بودن یک قطعه در موسیقی پاپ است.
(تموم شد) هم پایان قطعه اول یعنی شناسنامه است.قطعه ای که اگر تایم بیشتری داشت در زمره یکی از پرطرفدارترین قطعات آلبوم قرار می گرفت.

بنیامین بهادری با 88 درجا نزد و توانست به مانند گفته خود حالت رودخانه بودن کارهایش را حفظ کند اما اگر زمان بیشتری برای شنیده شدن آلبوم او وجود داشت قطعا موفقیت او و آلبومش بیش از پیش می شد.آلبوم او فقط یک ماه شنیده شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت.کاش زمان بهتری برای عرضه آلبوم انتخاب میگردید تا شاهد رویکرد بیشتر به این آلبوم و البته آلبوم های دیگر بودیم.

همین مطلب در موسیقی ایرانیان   
 
 


سه شنبه 23 تیر 1388  07:54 ب.ظ

باور کن زندگی همین امروزه ...



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

بالاخره بعد از چند وقت با سلیقه ام کنار آمدم و تراک چهارم آلبوم "ساعت9" را از روی علاقه گوش دادم."زندگی همین امروزه" با ترانه ای از امید اطهری نژاد  و موسیقی خوده سیروان

اگر از حال و هوای این روزها و کسالت خسته شدید پیشنهاد می کنم این موزیک را حتما گوش کنید. سیروان کسی ست که راک را ایرانیزه شده می خواند و حداقلش این است که از موسیقی آن سردرد نمی گیرید!
سیروان و "زندگی همین امروزه" همان چیزی است که سالها منتظرش بودیم.کسی که اگر راک می خواند واقعا راک ایرانی(نه فارسی) می خواند.

"زندگی..." ترانه خوبی هم دارد.امید اطهری نژاد چند سال پیش در فاصله ای که به ایران آمده بود این ترانه را برای سیروان سرود.سبک خواندن سیروان هم که مختص خودش است.جاهایی که صدایش را می کشد دقیقا روی صدای سیروان می نشیند.در ترانه "دلم گرفته" از همین آلبوم این کشیدن صدا با افکتی همراه شده است که تراک را زیباتر درآورده است.فکر می کنم سیروان وقتی صدایش را می کشد حتما چشمهایش را می بندد چون ما که موسیقی او را می شنویم چنین حسی داریم.

باور کن زندگی همین امروزه..............لحظه ای که تکرار نمیشه....فرصتی که هیچ وقت نداشتی
شایدم تنها شانس تو.........همین امروزه . . .

باور کنید زندگی همین امروزه ! و این موزیک متفاوت سیروان را گوش کنید
سیروان خسروی
آلبوم ساعت9



یادداشت بابک ریاحی پور درباره سیروان و بنیامین



سیروان بیش‌تر یک موزیسین است تا خواننده

 قبل از هر چیز بگویم که آلبوم جدید سیروان خسروی با وجود سبک کاملا متفاوت الکترونیک اش، به این خاطر که همزمان با آلبوم «88» بنیامین به بازار آمده، خواه ناخواه با آن مقایسه می شود.

سیروان خسروی نه به عنوان یک خواننده که به عنوان یک تنظیم کننده در عرصه موسیقی مان مشهور شده است، خب این قضیه اش خیلی فرق می کند، این باعث افتخار است که یک نفر به خاطر نوع تنظیم و میکس و مسترینگ (صدابرداری نهایی کارها) ای که انجام می دهد معروف بشود تا مثلا خوانندگی. سیروان اعتبارش را به عنوان یک موزیسین به دست آورده نه به عنوان یک خواننده. و این نکته سیروان را در یک درجه بالاتری نسبت به بقیه خواننده های فعلی قرار می دهد.
اما این که حالا آلبوم «ساعت 9» موفق بوده یا نه، باید بگویم که آلبوم جدید سیروان بسیار سلیقه ای است، یعنی فکر می کنم که جزو آن آلبوم هایی است که رویش دعوا زیاد بشود، یک عده ای خوش شان می آید و عده ای دیگر نه، البته این هم اصلا تعجبی ندارد، وقتی یک نفر خیلی تخصصی به قضیه نگاه می کند و توی کار می رود، این مورد برای اثرش بوجود می آید. به نظر من اسم سیروان به عنوان تنظیم کننده هنوز خیلی می چربد به سیروان خواننده و اگر می خواهد به کار خوانندگی ادامه بدهد باید تلاش کند که خودش را به لول و مرتبه تنظیم اش برساند.

 اشتباه نشود، نمی گویم که مثلا سیروان فالش و خارج می خواند، اما صدایی زیبا داشتن یک چیز ذاتی است که به نظرم سیروان این مؤلفه را در صدایش ندارد، ما این جا داریم درباره موسیقی «پاپ» و شاخصه هایش حرف می زنیم، نه هیچ سبک دیگری. برای سبک پاپ یک سری خصیصه ها را داشتن، مثل صدا و ظاهر زیبا، ذاتی است و نمی شود زیاد هم آن ها را تغییر داد.



این ها روی صحنه ستاره‌اند یا منتظر تاکسی ایستاده‌اند؟!

صرف نظر از این که آلبوم جدید بنیامین خوب است یا بد، در مورد چنین آلبوم هایی ما با یک مشکل بزرگ مواجه هستیم و آن هم موفقیت آلبوم اولی است، یعنی وقتی آلبومی از یک آرتیست منتشر می‌شود که آلبوم اولی او بسیار موفق بوده، طبیعتا این کار جدید او فورا با آلبوم قبلی‌اش مقایسه می‌شود، بنابراین واقعا در این شرایط هیچ کس به این کاری ندارد که آلبوم فعلی خوب است یا نه. در مورد آلبوم تازه بنیامین، مشکل اصلی ماجرا این جاست که بدون استثنا همه در جست و جوی قطعه‌ای مثل «دنیا دیگه مثه تو نداره» می‌گردند و البته آن را پیدا نمی‌کنند. آلبوم «88»، آن هیت فراگیر را ندارد، اما از همه این حرف‌ها گذشته نسبت به بضاعت موسیقی سبک پاپ ایرانی و خیلی از آلبوم‌های پاپ موجود در بازار این روزها، بهتر از آب درآمده است.
 مجموعه قطعه‌های آلبوم چیز خوبی است، یعنی وقتی یک نفر از سر تا ته آلبوم را گوش می‌کند، هیچ آهنگی را رد نمی‌کند و بگوید؛ «اه، این دیگر چی بود؟». نکته خوب دیگری که در مورد تیم بنیامین و محسن رجب‌پور صدق می‌کند این است که این‌ها برای هر مود و سلیقه‌ای، قطعه‌ای توی این آلبوم قرار داده‌اند، از آهنگی که به درد جشن‌ها و مهمانی‌ها می‌خورد توی این آلبوم هست تا آهنگی که به درد دپ زدن و عصرجمعه‌ها می‌خورد و این به نظر من از شاخصه‌های خوب یک آلبوم پاپ می‌تواند باشد، به این خاطر که آهنگ های پاپ باید به گونه‌ای تهیه و تنظیم بشود که آدم ها بتوانند خودشان را در قالب اشعار پیدا کنند و خلاصه آن فضا را یا درک کنند و یا آن را تجربه کرده باشند، شعرهای آلبوم «88» چیپ نیست و از سویی، دیگر از کلمه‌های قلمبه و سلمبه‌ای مثل «اقاقی» و «رازقی» خبری نیست، که باز درمورد این آلبوم نکته خوبی است، در واقع می‌توانیم درباره آلبوم جدید بنیامین بگوییم که شعر و موسیقی با هم‌همخوانی دارند، چون ما گاهی آهنگ‌های پاپی داریم با اشعاری بسیار سنگین و موسیقی‌ای خیلی سبک و یا برعکس که شعر و ریتم آهنگ اصلا با هم جور در نمی‌آیند. مثلا نمونه بارز آن قطعه «برو دیگه دوست ندارم»، متعلق به یک خواننده لس‌آنجلسی است که ریتم آهنگ بسیار شاد و تند است با شعر سیاه و غمگین. این مضحکه‌ای بود که ما یک مدت در موسیقی سبک پاپ‌مان داشتیم و الان خدا را شکر برطرف شده است.

فقط این نکته باقی می‌ماند که این آلبوم موفقیت آلبوم قبلی را بدست آورده است؟ چون این آلبوم یک کار تیمی است؛ کسی که شعرها را گفته و شخصی که آلبوم را تنظیم کرده و خود بنیامین و از همه مهم‌تر محسن رجب‌ پور که مدیر برنامه او است، به نظرم قدم بعدی‌ای که این تیم برمی‌دارند بسیار مهم است. چون اگر آلبوم قبلی به خاطر هیتی که داشت احتیاجی به کار دیگری نداشت اما آلبوم جدید، صد در صد به این محتاج است که روی صحنه برود و روی صحنه معرفی بشود. بنیامین به نظرم کارش به جایی رسیده که دیگر فقط با آلبوم به بازار‌دادن و عکس‌های خوشگل گرفتن کارش راه نمی‌افتد و لازم دارد که مثل همه خواننده های دیگر به روی صحنه برود و آن جا محک زده شود، چه بسا داریم خوانندگان تازه کاری که اصلا صحنه‌داری بلد نیستند، یعنی یک آهنگ هیت دارند که معروف شده اما بعد که بروی صحنه می‌روند جوری رفتار می‌کنند که انگار کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده اند.



امیر یگانه؛ پدیده ای که دیده نشد



منبع: موسیقی ما


سه شنبه 29 اردیبهشت 1388  11:03 ب.ظ

پرونده آلبوم ساعت 9 سیروان خسروی

فقط گاهی وقت ها...

 

.:: سما بابایی ::.

 

گاهی وقت ها می شود امیدوار شد. می توان آلبومی را گوش كرد و فهمید كه خالق آن تلاش كرده است تا اثری متفاوت خلق كند. كاری جدید. مهم نیست كه نتیجه چه باشد، مهم این است كه كسی به شعور مخاطبش احترام گذاشته و تلاش كرده است. حالا اگر نتیجه هم خوب شد كه دیگر همه چیز عالی است. «ساعت 9» سیروان خسروی تمام این حس ها را به آدم می دهد. این حس را كه در فضایی كه یك آلبوم موسیقی با یك كیبورد شكل می دهد و چند ترانه بی مایه، ‌موزیسینی این زحمت را به خود داده است كه چند سالی وقت بگذارد تا آلبوم خودش را به بازار موسیقی عرضه كند. از نوازندگان برجسته استفاده كند و آلبومی منتشر كند كه به استانداردهای موسیقی پاپ نزدیك باشد. او مراحل ساخت این آلبوم را از سال ۱۳84 آغاز کرد و حالا بعد از چهار سال آن را منتشر کرده است. به همین خاطر است كه می شود گفت او تا حد زیادی به هدفش رسیده،‌ هر چند از كسی كه از سنین كودكی آموزش آكادمیك موسیقی دیده است، انتظار بیش از این هم می توان داشت. انتظار این كه تلاش او برای بالا بردن سطح سلیقه مخاطبی كه تا حد ممكن افت كرده است ، بیشتر باشد. چه در آثاری كه خود به عنوان خواننده منتشر می كند و چه در آثاری كه به عنوان تنظیم كننده در آن ها فعالیت دارد و انتظار این كه اثری با قدرت بیشتری منتشر كند. به خصوص این كه او از شاگردان گذشته و دوستان كنونی كاوه یغمایی است كه خود به عنوان یكی از محورهای موسیقی راك ایران است. از تمام این حرف ها گذشته می توان «ساعت 9» را گوش داد و با ترانه های زیبایش كمی به زندگی امیدوارتر شد. در كنار تمام این ها اما همچنان یك افسوس باقی می ماند. این كه برای جذب مخاطب هیچ كدام از این ها مهم نیست، یعنی اهمیت چندانی ندارد. انگار برای تبلیغ یك محصول فرهنگی باید از همان شیوه های تبلیغات تجاری بهره برد. به طرح آلبوم او دقت كرده اید،‌ عكسی زیبا از خواننده ای جوان با بك گراندی زیباتر.


دوشنبه 21 اردیبهشت 1388  02:09 ب.ظ


باورکن زندگی همین امروزه



  .:: نوید غضنفری ::.


جماعتی هستیم، در سرتاسر جهان همه هنرمندان و ستاره های سرگرمی سازی دائما تلاش می کنند با آثاری که ارائه می دهند، علاوه بر خوراک دادن به مخاطب لااقل یک پله سطح سلیقه مردم شان را بالا ببرند، به این خاطر که این از ویژگی های هنر پاپ و مردمی است که با شتاب رنگ ابتذال به خود بگیرد، بخصوص موقعی که به قول فرهاد مهراد به هنر پاپ (و مردم) جهت ندهیم و بگذاریم مطابق میل مردم به پیش برود، شک نکنید که باید سیری نزولی برایش در نظر گرفت.
«سلیقه جامعه بیشتر به سوی سطحی و چیپ بودن پیش می رود. مد و پز روشنفکری هم همین شده که اگر چند سال پیش موسیقی های خاص مد بود، الان سیستم هنری جدید چیپ بودن است.»، این ها را سیروان خسروی می گوید که پی گیران موسیقی او را به عنوان یک تنظیم کننده حرفه ای می شناسند که برای خیلی از خواننده های پاپ این سال های اخیر کار تنظیم انجام داده است، البته علاقه مندان به موسیقی شسته و رفته و منطبق با معیارهای جهانی نام سیروان را از آلبوم قبلی او با عنوان «تو خیال کردی» به یاد دارند، آلبومی که مطمئنا خاطره های خوبی برای آن ها از اسم هایی مثل امید اطهری نژاد، زانیار خسروی که سیروان را در آلبوم اش یاری داده اند، به جا گذاشته است. حالا سیروان با همه وسواس ها و ریزبینی هایش در پرداخت، بعد از حدود 4 سال دوباره آلبوم شخصی ای روانه بازار بی رونق این روزهای موسیقی کرده است، این بار اما با جسارتی بیش تر و صدایی که حالا واقعا برای گونه خاص موسیقی سیروان پخته تر شده است.
«موقع ساخت و پرداخت یک آهنگ باید راه خودت را پیش بگیری و موسیقی ات را بسازی اما از نوع بفروش اش»، این راه و روشی است که سیروان در وضعیت فعلی موسیقی کشورمان در پیش گرفته و آلبوم «ساعت 9» با همین نگاه تهیه و تنظیم شده است. «ساعت 9» به مانند آلبوم قبلی به سبک پاپ-راک است که 5-4 قطعه از آن به گونه دنس/هاوس تنظیم شده، ترانه های خوب و انصافا هوشمندانه اثر کار زانیار- برادر سیروان- و امید اطهری نژاد است و کاوه یغمایی در آهنگ «دلم گرفته» گیتار الکتریک زده است. سیروان علاوه بر این که در آلبوم تازه اش، کوشیده کاری ارائه دهد که در میان موسیقی های مد شده و عمدتا زیرزمینی امروز خودی نشان بدهد، خواسته تمیز و مطابق با معیارهای استاندارد این ژانر هم باشد، تلاشی ستایش آمیز برای کالیبره کردن دوباره موسیقی پاپ در عرصه موسیقی بلاتکلیف کشورمان. تنها یکی از ویژگی های آلبوم «ساعت 9» نگرش امیدوارانه به جهان و جامعه اطرافش و درست برخلاف جهت حرکت آهنگ ها و ترانه های سیاه مد شده این روزها است، حالا چه در نوع پرداخت موسیقی و چه شعر و کلام آن. سیروان در یکی از ترانه هایش با عنوان «زندگی همین امروزه» (در گام ماژور) می خواند؛ «اگه ثانیه هات می سوزن تو آتیش گذشته، تو خودت مقصری/ بار سنگین گذشته رو تا کجا با خودت می بری؟».


یکشنبه 20 اردیبهشت 1388  08:22 ب.ظ

هرگز مثل رضا صادقی عمل نمی کنم


 
.:: مجید رئوفی،اعتماد ملی ::.
 
به سبك چهره‌های موسیقی عمل نمی‌كند. به‌راحتی، بی‌پروا و بدون ملاحظات ویژه فعالیت در عرصه هنر، نظراتش را درباره مسائل مختلف موسیقی اعلام می‌كند. ابایی هم ندارد كه همكارانش را نقد كند. نمود این مساله را در این گفت‌و‌گو خواهید دید. همین نكته برای تمایزش با دیگران كافی است. اما این تمایز وقتی اهمیت پیدا می‌كند و مورد توجه قرار می‌گیرد كه ببینیم او كارش نیز با دیگران كاملا متفاوت است و به ‌درجا‌زدن و حركت در مسیرهای از پیش‌تعیین‌شده اكتفا نمی‌كند. همه اهالی موسیقی، چه آنها كه كارشان را جدی می‌گیرند و چه كسانی كه هستند تا باشند، به این مساله اذعان دارند كه كارهای سیروان خسروی كاملا با بقیه فعالان حوزه موسیقی پاپ متفاوت است. همكاری‌اش با سایر فعالان این حوزه هم عموما نتایج مثبتی داشته است. به همین دلیل هم هست كه این روزها، پركارترین موزیسین ایران لقب گرفته‌است. دو آلبوم با تنظیم‌هایش به بازار آمده و آلبوم«ساعت9» هم با صدای او منتشر شده. گفت‌وگو با او نیز به همین مناسبت است.


یکشنبه 20 اردیبهشت 1388  03:55 ب.ظ

کاردرست ها عقب می مانند



.:: رسول ترابی-چلچراغ ::.

 

دغدغه ی اصلی اش راک است. اما همه سعی اش نگه داشتن حد واسط است. او می خواهد بین پاپ و راک حرکت کند. سیروان با همه آرام بودنش مثل همه ی هم نسلانش روحیه معترضی دارد. با هم قرار گذاشتیم که جنجالی و اعتراضی گفتگو نکنیم، اما نشد. با همه رک بودن رعایت خیلی ها را کرد و محتاط تر حرف زد، ولی درمورد هر موضوعی که اعتراض داشت، حقیقتی را که به آن اعتقاد داشت گفت.

سیروان خوانندگی اش را در دومین آلبومش با نام «ساعت 9» پر رنگ تر کرده و تنظیم های متفاوت تری را نسبت تنظیم های موفقی که برای دیگران کار کرده، برای خودش انجام داده است. او به این آلبوم اطمینان دارد.

 

پی نوشت من:

منتظر یک یادداشت تحلیلی درباره گفتگوی رسول ترابی با سیروان و بنیامین باشید.

ممنون از مهسا بابت  این مصاحبه


  • تعداد کل صفحات :5  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic