
متن کامل پرونده را در اینجا بخوانید...
در چند سال اولی که موسیقی پاپ ایران با حداقل امکانات و پشتیبانی حرکت رو به جلوی خود را آغاز کرد تا چندین سال به مخیله کسی خطور نمی کرد که مثلا فلان خواننده خوش تیپ است یا نه یا اصلا تیپ و ظاهر او نقشی در فروش آلبومش دارد یا خیر.به هر حال در آن زمان چنین انتظارهایی از سوی هیچ کس دیده نمی شد و موسیقی نوپای پاپ ایران هنوز به فکر جا انداختن و بقای خود بود.اما کلید شروع این نوع رویدادها توسط شادمهر عقیلی زده شد.خواننده پرطرفدار آن سالها با عرضه 2 آلبوم مسافر و دهاتی شهرت خوبی را برای خود دست و پا کرد.او پس از فتح قله موسیقی پاپ پا به عرصه سینما گذاشت.جایی که چهره یکی از رکن های اصلی آن است.او حالا به چهره مطرح موسیقی-سینمایی تبدیل شده بود.
دهه 80 دهه پیشرفت موسیقی پاپ ایران بود.دهه ای که در هم اکنون در پایان آن هستیم آبستن رویدادهای بسیاری بود.هم برای موسیقی و هم برای شنوندگان آن. آلبوم های خوش آب و رنگ با طراحی های جدید اکثرا مبتنی بر چهره خواننده؛خود دلیلی بود بر اینکه چهره هم یکی از نکات مثبت یک خواننده است.اما شاید بتوان به جرات گفت که چهره هیچ گاه ملاک اصلی شنوندگان موسیقی نبود و هم اکنون هم نیست.چه بسا خواننده های خوش چهره ای هم در طی این سالها به موسیقی ما اضافه شدند اما بدون عرضه یک موسیقی مناسب زود از صحنه حذف شدند. در ایران مانور دادن روی چنین موضوعاتی شاید چندان منطقی به نظر نرسد.همه ما می دانیم که در کجا زندگی می کنیم و با چه قانون ها و فکرهایی. تصویر به یک اصل در کارهای موسیقی الصاق نشده است.البته منظور از تصویر همان بیشتر جنبه تصویری کارهای موسیقی است تا چهره. شادمهر عقیلی در فاصله سالهایی که آلبوم هایش را به بازار عرضه میکرد رو به چنین کارهایی آورد. او از این لحاظ در نوع خود یک حرکت رو به جلو انجام داد و توانست نگاه های بسیاری را به خود جلب کند. چهره خواننده شاید زمانی چهره ای متلق به خویش است که بتواند در همان زمینه(موسیقی) باشد نه آنکه روی بیلبوردهای شهر برای تبلیغ یک کالا از آن چهره استفاده شود.البته حساسیت نیز در این مورد کم نیست اما به هر حال در هر برهه زمانی این اتفاقات افتاده است و اگر اشتباه نکنیم باید بگوییم بنیامین بهادری با قراردادی که با شرکت بیم امضا کرد، چهره خود را هم در معرض همگان قرار داد.بنیامین هیچ گاه کار تصویری بیرون نداد اما توانست چهره بماند.هر چند بدون آب و رنگ آن ور آبی ها و....
پیروی از مد یا الگو ساز؟
بسیاری از خواننده های عرصه پاپ اغلب با یک چهره دیده نمی شوند و در طول مدت چهره آنها با توجه به مدهای روز و ...تغییر پیدا می کند.آنها هر از گاهی به دلایل مختلف چهره خود را عوض می کنند.می خواستیم ابتدا به صورت تاپ تن(Top 10) به خواننده ها بپردازیم اما قصد داریم تنها به چند مورد محدود اشاره کنیم و زیاد وارد جزئیات هم نشویم!
این پرونده در دومین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان منتشر شده است ، اکنون می توانید با مراجعه به این قسمت دومین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان را به صورت رایگان دریافت کنید .
منبع : مجله موسیقی ایرانیان

.:: حمیدرضا منبتی.میثم یوسفی،نسیم هراز ::.
بخش دوم این گفتگو را در اینجا بخوانید ...
منبع(مجله): ماهنامه نسیم هراز

.:: حمیدرضا منبتی،میثم یوسفی ::.
* * *
سیروان:
دلیل آن مصاحبه بنیامین را نفهمیدم!
تهیه کننده ام می خواست آلبومم دربرابر آلبوم بنیامین نفروشد که حالم را بگیرد!
علی پهلوان:
شانس آوردیم که با رجب پور اوکی کردیم
* * *
با این حال رسیدیم به تركیب علی پهلوان (خواننده گروه آریان) و سیروان خسروی (تنظیمكننده و خواننده)؛ پهلوان كه قرار است پس از مدتها به همراه گروه آریان در دهه اول آذر كنسرت بزرگی داشته باشند و سیروان هم (تا ساعاتی قبل از این مصاحبه) قرار بود اولین كنسرتش را در روزهای آخر آبان و اول آذر برگزار كند كه علیرغم تمرینهای فراوان گروه، كنسرت لغو شد و دلایلش را در حین بحث میخوانید.
قرار بود گفتوگو به صورت دیالوگی بین علی و سیروان باشد و من و میثم هم تا جایی كه لازم نباشد در آن دخالت نكنیم. هر چند كه دوستان اولش از این كه حرفی برای گفتن نداشته باشند میترسیدند، اما آنقدر حرف در حرف آمد كه وقت و نوار كم آوردیم تا حرف! اگر هم فكر میكنید ما كم در بحث دخالت كردهایم، سخت در اشتباهید! چون حتی صاحب كافهای كه گفتوگو در آنجا برگزار شد (كافهای در یكی از پاساژهای روبهروی پارك ساعی) هم گهگاه به بحث میپیوست چه برسد به ما!
در این 2 ساعت حرفهای خوبی درباره بیزینس و مافیای موسیقی زده شد كه یك جورهایی درددل اكثر خوانندگان موسیقی است. كمی هم راجع به خود موسیقی و آلبومهای اخیر صحبت كردیم و البته حواشی موسیقی پاپ در ایران.
گفتوگوی ما یك مهمان ویژه هم داشت: «زانیار» برادر سیروان كه مهمان ناخوانده ما بود كه بیشتر گوش داد و بعضی جاها با حرفهایش در بحث شركت كرد. اما به دلایلی «خسرویها» نمیخواستند عكسشان در كنار هم چاپ شود!
منبع(سایت): موسیقی ما،موسیقی ایرانیان
منبع(مجله): ماهنامه نسیم هراز
پی نوشت من:
بزودی یادداشتی بر این مصاحبه و حرف های سیروان خسروی و علی پهلوان خواهم نوشت.به فکرم می زند یک روز بنیامین و سیروان جلوی هم بنشینند و ...

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
بیایید با ضرب المثل های فارسی بازی کنیم.قبل ها گفته می شد که پشت سر هر مرد موفقی یک زن موفق وجود دارد حالا اگر بخواهیم این موضوع را به موسیقی تعمیم دهیم باید ضرب المثل را به این صورت اصلاح کنیم:
پشت سر هر خواننده موفقی، تنظیم کننده موفقی ایستاده است
درباره نوع تنظیم های آلبوم هایی که تا بدین روز به بازار پاپ آمده اند حتما در آینده بیشتر خواهیم خواند اما اگر به بحث مقایسه تنظیم کننده ها و تنظیم هایی که در آلبوم های امسال شنیده شدند بپردازیم ؛ متوجه خواهیم شد که سیروان خسروی نقشی پر رنگ و البته حضوری موفق داشته است.معیار این موفق بودن را هم بنا بر شنیده شدن و به روز بودن تنظیم ها می گذاریم. سیروان در اردیبهشت 88 آلبوم دوم خود را با عنوان ساعت 9 و تنظیم هایی از خودش به بازار فرستاد.تنظیم هایی که مختص کارهای خودش است و نمونه دومی وجود ندارد.
سیروان دومین حضور خود در بازار امسال موسیقی پاپ را در آلبوم بهنام صفوی با عنوان "عشق من باش" به اثبات رساند.5 تنظیم از 9 قطعه کار به سیروان سپرده شده بود که می توان گفت جزو تنظیم های خیلی خوب آلبوم بودند.تنظیم هایی که به گفته سیروان خسروی مربوط به سال گذشته بودند.آلبوم عشق من باش در پایان بهار 1387 بسته شد و پائیز 88 به بازار پاپ عرضه گردید. سیروان خود اعتقاد دارد که تنظیم هایی که بعد از تنظیم های اول برای بهنام انجام داد بهتر از کار درآمده و گویی حق با اوست.تنظیم قطعه تبریک نمونه بارز این اعتقاد سیروان است.قطعه ای که شنیدنی است و حتی کسانی که اسم تنظیم کننده را هم ندانند می دانند که این تنظیم ها از پس کسی جز سیروان برنمی آید. روی کاور آلبوم هم می بینیم که نام سیروان به عنوان تنظیم کننده آمده است(با اینکه 4 تنظیم از خوده بهنام است) و این نکته ای ست که شاید کمتر به آن پرداخته شود.در آلبوم بی تو تنهام با صدای امیر یگانه که در اواخر سال گذشته به بازار عرضه شده بود هم عکس و نام سیروان در کاور آلبوم به عنوان تنظیم کننده آمده بود.
سایه اسم سیروان خسروی این روزها کم کم دارد به عنوان استاندارد آلبوم موسیقی خود را نشان می دهد.شاید به همین خاطر بود که رضا صادقی نخواست که در کاورهای سی دی های صوتی و تصویری اش نامی از سیروان بیاورد تا مبادا نامش و تک آهنگ معروفش یعنی "وایسا دنیا" زیر سایه نام سیروان قرار گیرد. شاید خیلی تصور کنند که بهنام صفوی،مهدی اسدی،امیر یگانه و... در زیر سایه اسم سیروان قرار دارند و حضورشان منوط به حضور سیروان در آلبوم ها آهنگ هایشان است اما در دورانی که تنظیم به عنوان بازوی اصلی آلبوم موسیقی مطرح است قطعا نمی توان از شخص تنظیم کننده گذشت.دنیا دیگر روی یک فکر جمعی یا کار جمعی پیش نمی رود و این اشخاص هستند که مورد توجه هستند.آنها کارکتر جذاب در حیطه کارشان می شوند.سیروان خسروی از این حیث بی نصیب نیست.نام او اگر در یک سایت دانلود موسیقی باشد(به عنوان تنظیم کننده یک آهنگ حتی با خواننده ای گمنام) خیلی ها روی نام سیروان کلیک می کنند.آیا این امر اتفاقی ست؟ قطعا خیر...
سیروان راه پیشرفت و ستاره شدنش را آرام آرام از سالهای قبل شروع کرد و حالا زمانی ست که می توان کنار اسم او همیشه یک مهر تایید زد.آهنگ هایی که او تنظیم می کند با هر خواننده ای که باشد مورد توجه است.شاید ترس از در سایه قرار گرفتن از همین جا شکل بگیرد. خیلی ها دیگر بدون توجه به نام خواننده یا آهنگساز و ترانه سرا به اسم تنظیم کننده توجه می کنند.
باید قبول کرد که تنظیم کننده دقیقا پشت سر خواننده ایستاده است.پشت سر بنیامین بهادری در آلبوم اولش نیما وارسته ایستاده بود و در آلبوم دوم او پیام شمس اما بنیامین با هوشمندی خاص خود هیچ گاه زیر سایه اسم تنظیم کنندگانش قرار نگرفت و نقش اصلی را خود بازی کرد و این نشان می دهد که او به مانند سیروان می خواهد همیشه نقش اول باشد. سیروان و بنیامین هر دو سوپراستار موسیقی پاپ ایران هستند یا یک تفاوت. سیروان تنظیم کننده ای ست که به خوانندگی روی آورده است و بنیامین هم آهنگسازی بود که به خوانندگی کشیده شد.
اسم ها در دنیای موسیقی مهم هستند. در آلبوم سهیل تهرانی که سال گذشته عرضه شد، این نام های بزرگ بودند که مجموعه را بزرگ کردند.بنیامین بهادری،فرید احمدی،حمید عسگری و نیما وارسته.
در آلبوم کما1 فقط حمید عسگری به شهرت نیافت بلکه میلاد ترابی هم سود بسیاری از آن آلبوم و تنظیم هایش برد.داستانی که برای دیگر تنظیم کنندگان مانند بهروز صفاریان،الیاس شیرزاد و...نیز قبلا اتفاق افتاده است.
حالا خیلی ها روبه روی ویترین فروشگاه عرضه محصولات فرهنگی(والبته سایت های دانلود موسیقی!) در کنار اسم خواننده به دنبال نام تنظیم کننده هستند. سایه ای که خیلی ها زیر آن نمی روند.

آهنگ «ساعت 9» سیروان؛ رتبهی اول چارت رادیوی هلندی شد
موسیقی ما- سیروان خسروی، خوانندهی پاپ خوشقریحه و خوشسلیقهی کشورمان در چارت هفتگی (Top Ten) رادیوی هلندی (funx) این هفته رتبهی اول جدول را بهدست آورده است.
بنابرگزارش خبرنگار «موسیقی ما»، این رادیوی هلندی با آدرس (www.funx.nl) که این هفته چهل و هفتمین جدول برترینهایش در 2009 را به نمایش گذاشته، آهنگ «ساعت 9» از آلبوم «ساعت 9» سیروان خسروی، خوانندهی پاپ کشورمان را در جایگاه اول خود قرار داده است.
این پایگاه خبری موسیقی هلندی دربارهی سیروان و موسیقی پاپ در ایران نوشته: «سیروان خسروی که مدتیست آلبوم جدید او به نام «ساعت 9» به بازار آمده اگرچه برای شما ناشناخته است ولی در کشور خود یکی از معروفترینهاست. قرار گرفتن آهنگ «ساعت 9» او در رتبه اول جدول این هفته ما باعث میشود او را بهتر بشناسید و با آهنگهای او آشنا شوید. سیروان میخواند: «ساعت 9 یه خیابون، من تنها...» و این آهنگیست از یک عشق از دست رفته و یادی از لذت با هم بودنها.
این وبسایت میافزاید سیروان 27 ساله، شانزده سال است با موسیقی آشناست و در سال 2004 آلبوم اول خود را منتشر کرده و به دنبال موفقیتی که کسب کرد تا به حال موسیقیهای زیادی را تهیه کرده است.
این مطلب اضافه میکند متاسفانه در ایران هنوز قانون مشخصی در ارتباط با حقوق مادی و معنوی صاحب اثر موسیقی در ایران وجود ندارد. در ایران هنرمندان درآمدشان از برگزاری کنسرت و اجراهای زنده به دست میآید و نه با فروش حق آلبوم.
چارت این هفتهی این رادیوی هلندی را اینجا ببینید.
منبع : پرشیامگ
28 و29 آبان در تالار اریکه ایرانیان.::.هر روز 2 سانس ویژه
برای اولین بار ساعت 9 در تهران کوک می شود

از اول امسال؛ سال آرامی را پیش بینی نمی کردیم که همین طور هم شد.از همه اتفاقات حول و حوش انتخابات بگیرید تا اتفاقات دنیای هنر و خصوصا موسیقی پاپ که بیشتر به چشم آمد.گمان می رفت که پس از عرضه آلبوم بنیامین بهادری و سیروان خسروی یک رقابت مخفیانه بین این دو آلبوم و خواننده شکل بگیرد که البته گرفت اما نه در مصاحبه ها و گفتگوها.
در همان اوایل بنیامین و سیروان همزمانی آلبوم هایشان را اتفاقی می دانستند و شیطنت خبرنگاران هم به جایی نرسید.
اما این پایان قصه ی درگیری ها نبود.سیروان پس از عرضه آلبومش در مصاحبه اش با اعتماد ملی به رضا صادقی تاخت و از او و موضع گیری هایش انتقاد کرد و به همین ترتیب رضا صادقی هم در پی پاسخ به انتقادهای سیروان برآمد.دعوا را پایانی نبود تا همین اواخر که رضا صادقی دوباره با استناد به حرف های دی جی الیگیتور به سیروان و تنظیم قطعه وایسا دنیا انتقاد کرد و سیروان هم متقابلا جوابیه ای را برای مجله چلچراغ فرستاد و انتقاد صادقی را بی پاسخ نگذاشت.کل قضیه دعوای سیروان و صادقی هم به تنظیم قطعه وایسا دنیای او و عدم درج اسم سیروان در کاورهای سی دی های صوتی و تصویری آلبوم وایسا دنیا رضای صادقی برمیگردد.تنها جایی که اسم سیروان به عنوان تنظیم کننده درج شده بود بر روی کاور نوارهای کاست این آلبوم بود و سیروان هم به همین دلیل از صادقی انتقاد کرد.سیروان معتقد است رضا صادقی نخواست که اسم او در کاورهای سی دی آلبوم درج شود.همکاری ای که میرفت موج جدیدی هم در تنظیم های سیروان باشد و هم در کارهای رضا صادقی؛ به جاهای خوبی ختم نشد.سیروان در پاسخ آخرش به صادقی مدعی شد که تنظیم اولیه این قطعه که توسط شخص صادقی انجام پذیرفته است را در اختیار دارد و می تواند برای روشن شدن افکار عمومی و بیان تفاوت کار خودش و صادقی آن را عرضه کند تا تفاوت آنها به مخاطب شناسانده شود.سیروان در پایان مدعی شده است که دو سال پیش حسین خانی(مدیر شرکت ایران گام) با وی تماس گرفته است و از تمجید الیگیتور از آهنگ وایسا دنیا و تنظیم آن گفته است.این دعوا همچنان ادامه دارد ...
اما در آن سو؛ بنیامین بهادری هم بدون حاشیه نبود و از همان گفتگوی اولش با چلچراغ در اردیبهشت ماه دعواهای او هم آغاز شد و اولین سوژه هم کسی نبود جز حمید عسگری.
بنیامین در گفتگویی که رسول ترابی آن را انجام داده بود مدعی شد که حمید عسگری موسیقی اش را از او و صدایش را از شادمهر عقیلی مهاجر وام گرفته است و تب بنیامین خوانی هم در حمید عسگری دیده می شود.
آن روزها قرار بر این بود که آلبوم حمید عسگری در خردادماه(یک ماه پس از آلبوم بنیامین)عرضه شود اما نظر به اتفاقات و رویدادهای انتخابات تصمیم بر آن شد که کما2 در عید فطر منتشر شود.اما این بار حمید عسگری چندان به پاسخ گویی حرف های بنیامین برنیامد و فقط گفت که انتشار کما2 همه چیز را مشخص خواهد کرد.اما اظهارنظرهای بنیامین درباره شخصیت های مختلف پایانی نداشت و همین شد که واکنش های متعددی نسبت به اظهارات او ایجاد شود که تندترین آنها در اواخر مرداد بود.
محسن یگانه در گفتگو با سایت موسیقی ما از بنیامین و آلبومش و آن چیزی که او توهین به شعور مخاطب ایرانی می خواند انتقاد کرد و عکس العمل های بسیاری را برانگیخت.گرچه روند مصاحبه بهمن بابازاده طوری نبود که به جنجال اینچنینی کشیده شود اما این اتفاق افتاد و محسن یگانه در آن مصاحبه گفت: "حالا ببینید یک بچه؛ یک بچه می آید و کل موسیقی ما را زیر سوال می برد."
گرچه تا هم اکنون پاسخی از سوی بنیامین به محسن یگانه داده نشده است اما انتظار می رود این دعوا همچنان ادامه یابد گرچه هیچ گاه این برخوردها عملا برای موسیقی ایرانی سودی نداشته است و منتهی به مسیر درست نشده است.
اما ؛ آخرین موضع گیری به اولین رقابت مربوط است.بالاخره بنیامین طی مصاحبه ای موضع اش را درباره سیروان اعلام کرد و از همین حالا می توان متصور بود که جنگ لفظی این بار بین 2 ستاره موسیقی پاپ درگیرد.
از ما که کاری بر نمی آید اما تردیدی نیست که آرامش باید بر فضای موسیقی پاپ حاکم شود.هوای پاپ این روزها خیلی ابری است.سیروان و بنیامین خیلی راحت می توانند این قضایا را نادیده بگیرند و اهمیتی قائل نشوند.آنها یک شخصیت عادی نیستند و به هر ترتیب هر موضع گیری از سوی این دو نفر موجب ایجاد بازخورد مخصوصا از نوع منفی اش می شود.
این روزها همه ما به آرامش نیاز داریم.اگر آرامشی پدید نیاید آهنگ پیشرفت کند و کندتر خواهد شد.نگذاریم به نقطه سکون برسیم.
پی نوشت:
منکر اصطکاک بین خواننده ها و عوامل موسیقی نیستم و نخواهم بود اما این اصطکاک نباید جلوی رشد موسیقی را بگیرد.
همین مطلب در موسیقی ما
همین مطلب در مجله موسیقی ایرانیان

طرح:امید
.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
اما تنظیم های سیروان کاملا فضای آلبوم را از موسیقی پاپ امروزی و نوع تنظیم هایی که هم اکنون در موسیقی پاپ مورد استفاده قرار می گیرد جدا کرده است.
سیروان فضاهای الکترونیکی بسیاری در تنظیم آهنگ هایی که انجام می دهد دارد که این فضاسازی به ذائقه موسیقی و سبک اوکاملا سازگار است.البته برای آلبوم های خودش و نه برای دیگرانی که تنظیم آهنگ هایشان را به سیروان می سپارند.اگر اغراق نکرده باشیم سبک سیروان در موسیقی منحصر به فرد خوده اوست و کسی تا به حال سبکی مانند سیروان نداشته است.
اما به سراغ آلبوم برویم ...
آلبوم ساعت 9 با تراک هیجان انگیز "چه حالی داره" شروع می شود.شروعی جذاب،تند که همگان را به وجد می آورد و همچنین یادآور آهنگ های گروه اسکوتر(Scotter) و تراک مشهور رامپ(Ramp) .ترانه این کار از زانیار است و با وجود "خیلی قوی نبودن" مناسب این آهنگ است.این روزها اگر به ضبط ماشین ها گوش فرا دهید حتما صدای این تراک را خواهید شنید.شاید این اولین بار است که صدای زانیار به صورت مجاز در کنار سیروان شنیده می شود.
تراک دوم "امروز میخوام بهت بگم" عاشقانه ای آرام در سبک ترنس راک است.نزدیک به حال و هوای آلبوم قبلی او یعنی "تو خیال کردی بری". سیروان با این تراک کم کم به حوزه علاقه خود در موسیقی (راک) نزدیک می شود اما به اعتقاد خیلی ها او هنوز راک نمی خواند و کارهای اینچنینی سبکی شبیه راک هستند تا اینکه بخواهند واقعا در زمره کارهای راک قرار بگیرند.شاید "امروز میخوام..." فضای دلچسبی بعد از تراک "چه حالی داره" که برای ضبط ماشین ها بسیار مناسب بود؛ نداشته باشد آن هم شنونده موسیقی ایرانی اما چینش کلی آلبوم از وجود سبک های مختلف در کنار هم خبر می دهد.همان طور که در دموی آلبوم که یکی دو هفته قبل از به بازار آمد چینش آهنگ ها همین 4 قطعه ابتدایی بود و آن به نوبه خود ثابت کرد که سبک کلی آلبوم یک سبک مستقل نیست و تنوع فراوانی در در حیطه کلی آن شنیده می شود.
بعد از "امروز میخوام..." تراک ریتمیک "آره" شنیده می شود.باز هم ملودی و شعر از زانیار و با صدای سیروان.تراکی که قرار بود با همراهی زانیار در آلبوم قرار بگیرد اما گویا ارشاد به بخش "زانیاری" آن ایراد گرفته است و سیروان هم در یک اقدام قابل قبول پس از عرضه آلبوم قطعه اصلی را در اختیار سایت های اینترنتی و طبعا ضبط های خانگی و ماشینی گذاشت."آره" با صدای زانیار و سیروان شنیدنی تر از تراک داخل آلبوم درآمده است و مشخص است که از اول تراک با صدای زانیار بسته شده است اما موفق به کسب مجوز نشده است.گرچه نمی توان قطعه داخل آلبوم را ضعیف دانست چون حداقل در این تراک ریتمیک گیتار الکتریکی خوبی نواخته شده است.
تراک چهارم آلبوم شاید متفاوت ترین تراک آلبوم باشد که قویا می توان گفت که تعلق بیشتری به موسیقی راک دارد و از این نکته نباید غافل شد که سیروان را باید با چنین کارهایی شناخت.ترانه این کار توسط امید اطهری نژاد در زمان حضورش در ایران سروده شده است و کاملا با فضا و سبک سیروان هم خوانی دارد.فضایی که در موسیقی پاپ ما نمی گنجد. شاید خیلی ها از شنیدن چنین تراک هایی سر درد هم بگیرند اما "باور کن..." شنیدنی تر از آن است که بخواهیم دکمه فوروارد ضبط یا ام پی تری پلیر را فشار دهیم.
با شروع تراک "منو نگاه کن" به فضای دیگری از آلبوم سفر می کنیم.فضایی که عمدتا به موسیقی هاوس اختصاص دارد یا نسبت داده می شود.در تراک "منو نگاه کن" باز هم ترانه از زانیار است ولی سبک اصلی تراک اصلا قابل تشخیص نیست.میتواند هم پاپ باشد هم هاوس و هم ترنس.قضاوت با خودتان است.سیروان اما در این تراک نشان داد که نمی تواند دقیقا مثل برادر کوچک ترش این سبک خواندن را به اصطلاح در بیاورد. این مورد جایی نمایان می شود که سیروان شروع به خواندن قسمتی از ترانه می کند: دستا بالا......حالا...با ما...بالا...پایین..همه... یالا ؛ این سبک سیروان نیست و متاسفانه زانیار هم در این تراک حضور ندارد. حضور زانیار می توانست در این تراک مکمل خوبی برای صدای سیروان باشد.
پس از این تراک مثل قطعات اول آلبوم ابتدا سبک کاملا سمت و سوی دیگری می گیرد و ما به فضای سافت راک و تراک "دلم گرفته" پیش می رویم.این سبک تا پایان دیگر ادامه ای ندارد اما سبک قطعه قبلی در قطعه بعد از دلم گرفته شنیده می شود.با اینکه فضای الکترونیک بر فضای کل قطعه "دلم گرفته" غلبه دارد اما سیروان به خوبی با قطعه مچ است.به مانند یکی از قطعات آرام آلبوم قبلی اش به نام (؟؟؟؟) در آلبوم قبلی سیروان هم نمونه ی این کار به چشم می خورد.کشیدن صدا گویی بخشی از سبک سیروان است که در این تراک به خوبی نمایان است.سبکی که سیروان به دیگرانی همچون امیر یگانه و آریو حبیبی هم آموزش داده است.گرچه این کشیدن صدا و یا بازی با صدا می تواند بخشی از فضای سیروانی باشد یا شاید هم نوعی امضا از کارهای سیروان.
تراک بعد رسما دوباره فضا را می شکند و به موسیقی هاوس نزدیک می شود.سیروان در مصاحبه های مختلف تائید کرد که این کار را در حال و هوای موسیقی هاوس کار کرده است و البته قضیه از چندین سال پیش آب میخورده است و اصل تراک بر تار و تلفیق آن با فضای الکترونیک بسته شده است.میلاد درخشانی هم ثابت کرد نوازنده ای حرفه ای ست.اما اینکه موسیقی هاوس چیست و اصلا چرا اسمش هاوس است یا اینکه این موسیقی هاوس همان موسیقی خانگی و زیر زمینی است و یا اسم آن اینطوری است بماند برای بعد که مفصلا به این موضوع بپردازیم.در موسیقی هاوس آنطوری که شنیده ایم ترانه زیاد اهمیت ندارد و در اینجا هم تقریبا همین طور است .ترانه مکرم ترانه "تکرار" را سروده است اما در چنین سبکی و موسیقی ای ترانه زیاد به چشم نمی آید.
تراک هشتم آلبوم دوباره یادآور سبک قبلی آلبوم سیروان است با تنظیمی جدیدتر و جذاب."اوون روزا" با ترانه خوب امید اطهری نژاد و اجرایی که یکی از مختصات اصلی سیروان است مخصوص شنیدن کسانی ست که حال و هوای سیروان و سبکش را ترجیح می دهند.سیروان با "اوون روزا" ثابت می کند که در سبک مورد علاقه اش (پاپ-راک یا ترنس-راک یا هر آنچه که شما آن را ترجیح می دهید) بهترین است و همین است که می گوئیم سبک سیروان را در ایران کسی جز خوده او ندارد.
تراک نهم که عنوان آلبوم نیز هست در فضای آرامی می گذرد اما تقریبا می توان گفت که سبک آن با "اوون روزا" یکی است."اوون روزا" اکتیو تر و با صدای مستقیم گیتار شنیده می شود اما ساعت 9 با فضای آرام و صدای پیانو آغاز می گردد و همچنین اکتیو بودن آن طعنه به کارهای معروف موسیقی راک می زند.ساعت 9 در میانه راه به اوج می رسد و این اوج و فرود را سیروان به خوبی اجرا می کند.ترانه مکرم هم ترانه خوبی را برای سیروان سروده است گرچه هنوز خیلی ها اعتقاد دارند که سبک امید اطهری نژاد در ترانه سرایی بیشتر به سیروان می آید تا ترانه مکرم.اما با این وجود باید به ترانه مکرم(که اسمش در کاور آلبوم هم به علل مختلف نیامد) بابت ترانه های خوبش تبریک گفت.ساعت 9 ترانه خوبی دارد و این موضوع را نمی توان دور از نظر نگاه داشت.
تراک دهم و پایانی کار هم بیشتر به ریمیکس های سیروانی شباهت دارد و باز هم تنوع سبک را در کار سیروان نشان می دهد. این تراک هم به 2 صورت اجرا شد.اجرایی که توسط سیروان ،زانیار و یاس صورت گرفت در تابستان 1386 اما هیچ گاه مجوز نگرفت و باز هم سیروان مجبور شد تراک را بدون صدای یاس که بخش اعظم کار را خوانده بود ببندد و اسمی از زانیار در ابتدای تراک نیاید."تو مریضی" باز هم ترانه ای از ترانه مکرم دارد که تنظیم آن بیشتر به چشم می آید.تنظیمی جذاب و به روز با رگه هایی شباهت به ریمیکس های سیروان مخصوصا ریمیکس تراک "تو خیال کردی بری" در آلبوم قبلی اش.سیروان به فاصله اندکی پس از عرضه آلبوم(گویا یک الی دو ساعت!) این قطعه را با همراهی یاس و زانیار به روی سایت ها فرستاد.البته مشخص نشد که صدای یاس مشکل داشت یا تکست های یاس. البته نظر شخصی ام این است که قطعه ای از تکست یاس که اشاره به شست انگشت دست راست دارد باعث شده است که این بخش به کل! حذف شود.
آلبوم ساعت9 آلبومی متفاوت است که نشنیدن آن قابل طفره رفتن نیست. در پک ویژه این آلبوم هم عکس های بیشتری از سیروان و زانیار می بینید.در یکی از عکس ها که اتفاقا متعلق به کلیپ "طفره نرو" از زانیار است اینبار سیروان پشت دستگاه های به اصطلاح دی جی قرار دارد. اگر مایل بودید حتما پک ویژه را تهیه کنید و البته از موسیقی آن هم لذت ببرید.
پی نوشت: قرار بود این مطلب به علاوه چند مطلب دیگر در پرونده سیروان و زانیار خسروی که قرار بود همین مرداد ماه عرضه کنیم؛منتشر بشود که متاسفانه پرونده منتشر نشد و ....
باز هم بخوانید:
حرف اول در فضاسازی دیجیتالی و تنظیم های مدرن/وحید رضا صیرفیان
همین مطلب در موسیقی 360

::. امید محمودزاده ابراهیمی .::
اما طرح یک سوال ؛
آیا موسیقی پاپ ایران که در حال حاضر کمترین حمایت از آن و هنرمندانش می شود،پتانسیل اینگونه ریسک ها را دارد؟ آیا عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره بخش اعظم ظرفیت آن است؟ پاسخ این سوال به 2 گزینه آری و خیر محدود نمی شود و باید بحث های جزئی تری را وارد این موضوع کرد.
جواب آری کجاست؟ جواب آری اینجاست که بخش اعظم ظرفیت موسیقی پاپ ایران به چند ستاره محدود است و این معضل جدی حال حاضر موسیقی پاپ است.اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم باید اینگونه تصور شود که در چنین وضعیتی هیچ شرکتی ریسک رقابت را نمی پذیرد و رقابت دور را به نزدیک ترجیح می دهد.
آلبوم های جدید سیروان خسروی و بنیامین بهادری می توانستند به فاصله زیاد یا متوسط(چند ماهه) عرضه شوند و فروش خوبی داشته باشند اما این اتفاق با سیاست یا بی سیاست نیفتاد.همزمانی عرضه 2 آلبوم غالبا به رقابت میان این دو آلبوم در همه بُعدها می شود، رقابتی که شاید به حذف یکی از 2 آلبوم در روند عرضه موسیقی شود. اما در ایران وضعیت اندکی فرق می کند. پاسخ خیر اینجاست؛ در ایران هنوز اینقدر ظرفیت برای چنین ریسک های بزرگی ایجاد نشده است و هنرمندان این عرصه هنوز به حمایت جدی نیاز دارند. ره صد ساله را یک شبه نمی توان پیمود.میانبر زدن هم فایده ای ندارد این روند باید مرحله به مرحله پیش برود.
باید قبول کنیم که اتفاق خوبی در موسیقی ایران افتاده است و این اتفاق می تواند در آینده تکرار شود.اما نباید سطحی و سریع به این موضوع نگاه کرد. آلبوم 88 و ساعت9 هیچ کدام یکدیگر را حذف نکردند و دوشادوش هم عرضه شدند و به فروش رسیدند.ماهها باید بگذرد که این موضوع در عمل فروکش کند.گرچه سبک آلبوم 88 با ساعت9 یکی نیست و این خود یکی از عوامل تفکیک کننده این 2 آلبوم در بازار موسیقی است.اما برای کسانی که موسیقی را جدی دنبال می کنند چندان تفاوتی ندارد. کسی که 88 را گوش می کند نمی تواند بگوید که من ساعت9 را گوش نمی کند و بالعکس.البته در بررسی این موضوع ما بحث اصلی را به موسیقی خوب ارتباط می دهیم و صد البته اینکه سلیقه مخاطب هم در این میان تاثیرگذار است.بنیامین چهره شناخته شده تری نسبت به سیروان بود و در این شکی نیست اما بازار این را نمی گوید. گدر زمان این موضوع را نشان خواهد داد.
به بحث اصلی بازگردیم...
آیا همزمانی عرضه 2 آلبوم فقط همزمانی است یا به رقابت جدی می انجامد؟ بهتر است در این اتفاق گزینه اول را قبول کنیم و قبول گزینه دوم را به سالهای بعد موکول کنیم.سالهایی که موسیقی دارای رسانه مختص خود باشد و بحث کپی های سی دی کمرنگ شده باشد.
موسیقی پاپ ایران در این چند ساله نمودار سینوسی وحشتناکی داشته است که همزمانی عرضه این 2 آلبوم نقطه عطف و صعود این نمودار است. این موسیقی هنوز خیلی جای کار دارد و هنوز ستاره های دیگری هم باید به این کارزار اضافه شوند تا ظرفیت آن بالا رود. این اتفاق دیر یا زود در راه است فقط امیدواریم دیر یا زود آمدنش منطقی باشد با سرعت متعادل !
پی نوشت بی ربط و با ربط :
رسول ترابی عزیز هم در مصاحبه هایش با سیروان و بنیامین و هم در دوره جدید مجله موسیقی قرن 21 به این همزمانی گیر ویژه ای داده بود !
زانیار خسروی،سعید عبداللهی و امید حاجیلی در تالار اریکه ایرانیان
روی عکس کلیک کنید
عکس ها: بهزاد قلی زاده،سعید عبداللهی
***
جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی به تعویق افتاد
مهلت ارسال آثار تا 31 شهریور 1388 تمدید شد
اینجا
آخرین پست ها