تبلیغات
هنر هفتم - مطالب ابر حسام نواب صفوی

حکایت نواب صفوی این روزهای ما !



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.



تا به حال این شکلی اش را ندیده بودیم.این که بازیگری صبح الطلوع با یک مامور انتظامی درب یکی از دفاتر سینمایی برود و تهیه کننده نام آشنا را دستبند بزند و از او به علت توهین یا شوخی بی جا یا هر چیز دیگر 100 میلیون تومان غرامت درخواست کند.
حسام نواب صفوی را می گویم.کسی که به الویس پریسلی ایران معروف است و آخرین کار اکران شده ی او همین اخراجی های 2 میلیاردی بود در نقش مجید کاوازاکی.شناخت من از حسام نواب صفوی به چندین سال پیش بر می گردد؛ نه از آن زمانی که کشف شد؛ وقتی که در شمعی در باد پوران درخشنده در مقابل شهاب حسینی و بهرام رادان به ایفای نقش پرداخت و پله های شهرت و ترقی را یکی یکی بالا رفت.
حسام خودش حقوق خوانده و از قانون حداقل مختصری آگاه است.تا به حال برخورد اینچنینی از او که به آرام و متین بودن معروف بوده و هست؛ ندیده بودم.در حافظه ی تاریخی ام به یاد ندارم که حسام از کسی شکایت کند.نعیمه نظام دوست بازیگر فیلم توفیق اجباری (همان فیلمی که در آن با حسام شوخی شده بود) می گوید محمدرضا گلزار برای اجرای این شوخی به حسام زنگ زده بود و اتفاقا اجازه آن هم گرفته شده بود اما چه شده که پس از دو سال حسام یادش آمده که شکایت کند؛آن بحثی است که فقط شخص خوده او می تواند پاسخ آن را بدهد.
سید کمال طباطبایی هم از تهیه کنندگان خوش نام سینمایی است که فیلم های بسیاری در کارنامه دارد.از این تهیه کننده هم تا به حال بد نشنیده ایم.معلوم نیست این وسط چه اتفاقی افتاده که نواب صفوی از تهیه کننده شکایت کرده است و نه از امثال گلزار یا عطاران یا حتی پیمان عباسی که اوست این شوخی را در فیلمنامه توفیق اجباری گنجانده است.
در توفیق اجباری با مهناز افشار و کاظم بلوچی هم شوخی شده بود اما آن دو هیچ گاه از این شوخی دلگیر نشدند.امیدوارم این خبر بیشتر به Facking News شباهت داشته باشد تا یک خبر رسمی در حوزه سینما.گرچه باید باور کنیم که دومی است نه اولی.
حال باید منتظر روزهای آینده و شرح وقایع بیشتر بمانیم.باید این حرف افشار را به خاطر داشته باشیم که باید حرف دو طرف را شنید.

*     *     *

اما یکی از دوستان مطالب مفصلی را کامنت گذاشتند که من آنها را در اینجا می گذارم و پاسخ را هم در پایان خواهم نوشت:

چقدر شرم آوره كه كسی بخاطر امرار معاش در یك دفتر تهیه فیلم حاضر بشود به نفع كسی كه خلاف انجام داده شهادت دروغ بدهد .چیزی كه بنام شوخی با حسام نواب صفوی در فیلم توفیق اجباری جا داه شده با بقیه آنقدر فرق دارد كه دشمنی بخوبی در آن درك میشود . عطاران میگوید : شنیدی میگن این پسره حسام نواب صفوی رفته خواستگاری پروین سلیمانی !؟ گلزار كه دشنمی اش در كلاغ پر با حسام نواب صفوی در پشت صحنه بخوبی مشهود بود(در آخر سر شرح میدهم) در جواب عطاران میگوید : از حسام همچین كاری بعید نیست ! یعنی حسام نواب صفوی از پیرزنی مثل پروین سلیمانی هم نمیگذرد !!!! حال كه یكسال پیش همین گلزار بخاطر خبر : گلزار به خواستگاری مهناز افشار رفت ! خواب و خوراك را از نویسنده مطلب و نشریه مربوطه با شكایت خود گرفته بود !!!!!

آقای ابراهیمی

شما واقعا  مطمئن هستید كه حسام نواب صفوی از طباطبائی 100میلیون خواسته كه آنرا تیتر زدید تا به نفع كمال طباطبائیی وارد دعوا بشوید !؟ مطمئنم كه تیتر را بر حسب رفاقت با آنها و یا بدلیل احساسات تحریك شده خودتان چاپ زدید !
شكایت نواب صفوی دیروز اتفاق نیافتاده كه امروز منجر به جلب كمال طباطبایی بشود ! این شكایت پارسال تابستان بعد از توزیع سی دی توفیق اجباری با صحنه حذف نشده در جریان افتاد و بیش از یكسال و چند ماه حسام نواب صفوی به دادگاه میرفت و می آمد همانطور كه طباطبایی سه بار احضاریه دادگاه را بی جواب گذاشت تا حكمی معادل چهار ماه زندان برای او بریده شد و مدارك چنان محكم بود كه در حكم جلب نیز نوشته شده بود ، ماموران حق دارند در هر روز دوبار با حفظ موازین شرعی وارد خانه كمال طباطبائی بشوند و او را بازداشت بكنند !!! نمیدانم ، معنی چنین حكمی را میدانید یا نه ولی از آقای طوسی بپرسید برایتان روشن میشود . تا به حال از خودتان پرسیدید كه چرا بعد از اینكه وزارت ارشاد بدستور وزیر وقت و مدیر كل ازشیابی و سرپرست پروانه ساخت و همچنین شكایت انجمن بازیگران و حكم قطعی شورای داوری خانه سینما وقتی تهیه كننده مجبور میشود در موقع اكران فیلمش صدای این صحنه را در كل سینماهای كشور ظرف 72 ساعت عوض بكند تا فیلمش توقیف نشود .... چطور چنین فشاری را ظرف 4 ماه فراموش میكند و بعد آنرا دوباره در سی دی خانگی جا بدهد ؟؟؟؟


آیا كسی بفاصله چهاره ماه پس از تعویض بخشی از فیلمش در حال اكران آنهم در كل كشور میشود موضوع را فراموش بكند !؟؟؟؟؟؟ آیا پشت آن غرض ورزی و دشمنی و یا حداقل تنفر شخصی پنهان نیست ؟؟؟؟
طباطبائی دفعه اول گول گلزار را خورده ولی با شكایت و دستور حذف صحنه در موقع اكران دیگر باید متوجه شده باشد كه حسام نواب صفوی راضی نبوده !!!! دفعه دوم چرا ادامه داده و آنرا در ویدئوی خانگی كه دیگر پای گلازار وسط نبوده جا داده !؟ آیا این آقایان زمانیكه گلزار وانمود كرده تلفنی در حال گفتگو با حسام نواب صفوی و دریافت اجازه است ، مطمئن بوده اند كه آنسوی خط حسام بوده ؟؟؟؟؟؟ آیا این شعور در سازندگان فیلم نبوده كه بعد از اجازه حسام گوشی را بگیرند و از او تشكر بكنند و یا این را هم جزو وظایف حسام بخودشان و سینما میدانسته اند ؟؟؟؟؟؟ داستان پول و این بازی های شنیع تلكه گیری دو روز است كه آغاز شده ! چرا كمال طباطبایی وقتی از بازداشت به دادگاه برده شد چنین حرفهایی را به قاضی نزد ؟؟؟؟ چرا به قاضی نگفت كه نواب صفوی در كلانتری قصد تلكه كردن او را داشته؟؟؟؟؟ چرا از قاضی خواهش كرد تا پیش از جلسه بعدی و آخری دادگاه بعنوان آخرین دفاعیه ، به او 20 روز وقت بدهند تا رضایت حسام نواب صفوی را بگیرد !؟ این 20 روز برای یك بازی كثیف مطبوعاتی نبود كه متاسفانه شما هم بدامش افتادید ؟ آگاهانه یا ناآگاهانه ؟

 همه ما حسام نواب صفوی را می شناسیم ، او یكی از یی حاشیه ترین بازیگران بوده و طی یكسال و چند ماه پروژه دادگاه از تابستان 87 این تهیه كننده با شعور و فهیم آقای طباطبائی (كه قبلا در صنف مرغ فروشی كسب و كار داشته) اگر عمدی صحنه را دوباره در سی دی خانگی جا نداده چرا یك تلفن برای عذرخواهی و فرموشكاریش به نواب صفوی نزده ؟ شما این موضوع را به چه حسابی میگذارید ، ناددانی و فراموشی یا بقصد انتقام از شكایت اول به وزارت ارشاد!؟ خدا میداند این تهیه كننده حق و حقوق چند نفر را در این سینما خورده و پایمال كرده كه دستكم من 5 نفر از معروفترین شان را می شناسم ! ولی این مضوع هیچ ربطی به شكایت ندارد .بلكه به شخصیت تهیه كننده مربوط میشود .شما برای نمونه به خانم لیلا حاتمی زنگ بزنید و یا آقای مصفا و برای فیلم طباطبائی دعوتشان كنید و نتیجه را بعد ببینید !!! من نمیدانم شما بعنوان نویسنده و یك وبلاگ نویس چطور بخودتان اجازه دادید چنین تیتری را بنویسید بی آنكه خود از دهان نواب صفوی چین چیزی را شنیده باشید ؟
در فیلم كلاغ پر آقای گلزار رابطه خاصی با كارگردان فیلم برقرار كرد و هر شب او را به اینجا و آنجا میبرد تا هدفش را كه حدف صحنه های بازیگر روبرویش بود به انجام برساند .شما اگر صادق باشید و از بچه های پشت صحنه كلاغ پر بپرسید خواهید دید كه كارگردان كلاغ پر سر صحنه فیلم ، ماشین شخصی گلزار را با شیلنگ آب لوكیشن شست و به آن افتخار هم كرد و گلزار با ایجاد چنین رابطه ای باعث حذف چند سكانس مهم از نقش حسام نیز شد كه به فیلم هم لطمه زد و این شوخی از كینه شتری و حسادت گلزار سر از توفیق اجباری در آورد !!!! در كلاغ پر دقت كنید كه گلزار مدام بی آنكه نین دیالوگی در فیلم باشد میگوید : الویس را كچل كدم .. الویس كچل شد .. الویس كچل شد ! معنی آن است ك او هم از تطبیق مسخره ای كه میان حسام و الویس ایجاد كده اند نه تنها آنرا پذیرفته و مثلا قبول كده كه حسام نواب صفوی شبیه الویس است بلكه سعی در تخریب آن هم داشته است . سعی كنیم در چنین مواقعی صادق باشیم چه پای حسام ناب صفوی وسط باشد چه پای منافع مالی خودمان و آقای طباطبائئ كه تهیه كننده خشنامی نیست و دلایل آن بسیار است كه بمن ربط ندارد .

پاسخ من:

اول یک نکته متذکر شوم.خواهشا سو برداشت نشود.من نه در دفتر سینمایی آقای طباطبایی کار می کنم و نه قاضی هستم که بخواهم از این خبر سریع نتیجه گیری کنم.در ضمن بحث شوخی در فیلم با شایعه در دنیای مطبوعات  از زمین تا آسمان فرق می کند.
من نمی دانم آقای نواب صفوی 100 میلیون تومان درخواست کرده اند یا نه چون منیع خبر من سایت خبرآنلاین بود و من مبلغ را از خودم درنیاورده ام.
در متنی هم که نوشته ام نه قصد طرفداری از آقای طباطبایی را داشته ام و نه آقای نواب صفوی.از شنیده هایم که به آن اشاره کرده ام استفاده کردم و قضاوت هم نکردم.شما هم قضیه را جوری جلوه می دهید که انگار گلزار با نواب صفوی مشکل دارد.خب اگر اینگونه است چرا از تهیه کنند شکایت شده است؟ چرا نواب صفوی از گلزار شکایت نکرده است؟
بحث هایی را هم که مطرح کرده اید از اطلاعات شماست و من فقط آنها را ارائه دادم تا شک و شبهه ای باقی نماند.
امیدوارم مثل پارت آخر همین متن که نوشته ام (حرف دو طرف شنیده شود) حق آنگونه که هست بازستانده شود.

موفق باشید


توضیحات حسام نواب‌صفوی درباره شکایت از یک تهیه‌کننده سینما





شوخی با حسام نواب صفوی 100 میلیون تومان آب خورد !




حسام نواب صفوی دو سال پس از اکران فیلم توفیق اجباری از تهیه کننده این فیلم شکایت کرد و او را به زندان انداخت.

به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل حسام نواب صفوی  به همراه یک مأمور نیروی انتظامی و یک حکم جلب وارد دفتر سیدکمال طباطبایی شد و در میان شوک و بهت حاضران او را با خود به کلانتری برد.

حسام نواب صفوی مدعی است به جرم اینکه عوامل سازنده فیلم «توفیق اجباری» در یک سکانس از فیلم، نام او را بر زبان آورده‌اند و با او در فیلم شوخی کرده‌اند، مجرم هستند و باید غرامتی چند صد میلیونی بپردازند.

کمال الدین طباطبایی با وساطت بعضی از هنرمندان و با قرار کفالت آزاد شده و در انتظار پیگیری پرونده است.

مشروح خبر و اظهار نظرها را بخوانید.



پیمان عباسی: گیج شده‌ام


واقعاً نمی‌دانم درباره این اتفاق چه چیزی باید بگویم. هنوز گیجم از شنیدن خبرش و مدام با خودم فکر می‌کنم که حتماً دارم خواب می‌بینم. چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟ یعنی ما حتی اجازه شوخی کردن با هم‌صنفی‌های خودمان را نداریم؟ یعنی. . . اصلاً ولش کن. مگر خود من سر صحنه این فیلم نبودم؟ مگر گلزار جلوی خودم و خیلی‌های دیگر به حسام زنگ نزد تا از او برای شوخی اجازه بگیرد؟ مگر. . . نمی‌دانم گیج گیجم. به مهناز افشار زنگ می‌زنم. مهناز مگر ما با تو هم کلی شوخی نکردیم؟ «چرا. تازه خیلی هم با نمک بود.» خب پس چرا تو ناراحت نشدی؟ چرا تو شکایت نکردی؟ «آخه مسئله‌ای نبود که بخوام ناراحت بشم. عده‌ای از دوستام خواسته بودند با من شوخی کنند و. . .» یاد کاظم بلوچی عزیز می‌افتم. مردی بزرگ که در این سن و سال بعد از شوخی که با او در فیلم کردیم فقط به من خندید و از اینکه به یادش بوده‌ایم تشکر کرد. خدای من گیجم هنوز. ما با خیلی‌ها شوخی کردیم. با خیلی‌ها. نمی‌دانم چرا باید این طوری می‌شد؟ چرا باید. . . بگذریم. برای اینکه خودم را تسکین بدهم فقط می‌توانم یک کار بکنم. یک بند جدید به قراردادهایم اضافه می‌کنم. ‌بندی که در آن اعلام می‌کنم من تا اطلاع ثانوی برای آدمی مثل حسام نواب صفوی هیچ نقشی در متن‌هایم نمی‌نویسم.


نعیمه نظام‌دوست: ناراحتم


من هم مثل آقای عباسی و خیلی دیگر از بچه‌ها وقتی که آقای گلزار به آقای نواب‌صفوی زنگ زد سر صحنه بودم. یادم هست که اصلاً برای همین موضوع شوخی بود که با ایشان تماس گرفتند و حالا که این اتفاق افتاده نمی‌دانم باید چه بگویم. یادم هست که ما برای شوخی با زنده‌یاد پروین سلیمانی هم از ایشان اجازه گرفتیم. دیشب که داشتم با ماهچهره خلیلی نوه خانم سلیمانی در انگلیس صحبت می‌کردم گفت اگر بخواهند این اتفاق را تأیید می‌کند. واقعاً اتفاق عجیبی است. من همیشه برای آقای نواب‌صفوی احترام قائل بوده و هستم اما نمی‌دانم چرا باید چنین اتفاقی بیفتد. چرا باید ما با هم وارد چنین ماجراهایی شویم که از یک اتفاق پیش پا افتاده چنین معضلاتی را به وجود بیاوریم. من خیلی ناراحت شدم. به هر حال همه ما از یک خانواده‌ایم و باید هوای همدیگر را داشته باشیم. این یک شوخی صرف بوده و آقای طباطبایی هم بزرگتر همه ما هستند اما. . . من از این اتفاق خیلی ناراحتم.





از این خبرها هم نیست...


 بهترین شخصی که این میان می‌تواند تکلیف را تا حدودی برای همه روشن کند «جواد طوسی» است.

بهترین شخصی که این میان می‌تواند تکلیف را تا حدودی برای همه روشن کند یک حقوقدان آشنا به قانون جزاست و چه کسی بهتر از «جواد طوسی» منتقد نام​آشنای سینما که از سر اتفاق، قاضی نیز هست.

آقای طوسی آیا شکایت حسام نواب صفوی از سیدکمال طباطبایی به این شکل، محلی از اعراب دارد؟
البته اگر واقعاً توهینی صورت پذیرفته باشد، بله. البته باید دید نظر قاضی دادگاه چیست. به هر حال توهین شقوق مختلفی دارد. توهین می‌تواند مکتوب، رسانه‌ای یا شفاهی باشد.

حداکثر حکمی که ممکن برای آقای طباطبایی صادر شود چیست؟ ظاهراً آقای نواب صفوی برای صرف نظر از شکایت خود تقاضای 100 میلیون تومان غرامت کرده است؟
نه دیگر از این خبرها هم نیست. اتهام آقای طباطبایی در بدترین حالت ممکن «توهین» است که مجازات آن را هم مرجع قضایی تعیین می‌کند. تازه اگر دادگاه در مرحله اول شدت عمل نشان دهد احتمال تعدیل حکم در دادگاه تجدید نظر زیاد است. البته اول باید ببینیم چه اتهامی را به او تفهیم کرده‌اند. اگر اتهام «توهین» باشد حداکثر حکمی که ممکن است از سوی قاضی پرونده صادر شود 75 ضربه شلاق، قابل تبدیل به جزای نقدی است.

ولی به هر حال این شوخی که با نواب‌صفوی شده، توسط وزارت ارشاد که یک نهاد نظارتی رسمی هم دارد، تأیید شده است والا فیلم نمی‌توانست به اکران درآید. این نمی‌تواند طباطبایی را از اتهام مبری کند؟
باید دید تفهیم اتهام چه بوده، بعد می‌شود نظر داد.




مهناز افشار: باید حرف دو طرف را شنید


من ترجیح می‌دهم به جای اینکه اینجا صحبت کنم جلسه‌ای تشکیل داده شود و هر دوی این دوستان در آن حاضر شوند و اگر حرفی بود آنجا بگویم. من هم آقای نواب صفوی را می‌شناسم و هم آقای طباطبایی را و الان چون هیچ‌کدام را ندیده‌ام می‌توانم به هر دویشان حق بدهم. ممکن است حسام خودش را زیان دیده پیدا کرده چون می‌گوید: از من اجازه گرفته نشده و خب از این منظر او را درک می‌کنم که چرا شکایت کرده و از طرفی آقای طباطبایی هم می‌گویند اجازه گرفته‌ایم و می‌توانند حرف‌هایی داشته باشند. باید حرف هر دو را بشنویم و تصمیم بگیریم. من اعلام آمادگی خودم را برای برگزاری چنین جلسه‌ای اعلام می‌کنم و حرف‌هایم را هم همانجا می‌زنم. الان نمی‌توانم هیچ نظری بدهم و منتظر می‌مانم برای آن روز.


منبع: خبرآنلاین



آخرین پست ها