تبلیغات
هنر هفتم - مطالب تلویزیون
شنبه 21 بهمن 1391  09:22 ب.ظ


سریال The Americans جدیدترین سریال شبکه FX به تهیه کنندگی کمپانی بزرگ فاکس است که داستانش در ارتباط با شبکه سازمان جاسوسی شوروی، "کا.گ.ب" است که در آن سالها در کشور آمریکا تارهای خود را تنیده بودند. البته این مورد دو طرفه بود و هر دو کشور فعالیت گُسترده جاسوسی را برای کسب اطلاعات از طرف مقابل انجام میدادند.
یک مرد و یک زن توسط کمونیست ها انتخاب میشوند تا به ازدواج یکدیگر درآیند. آنها پیش از این هیچوقت همدیگر را ندیده اند و یا عشقی در بین خودشان حس نکرده اند اما بخاطر آرمان های شوروی باید ازدواج کرده و با نام و مشخصات جعلی گام به "ینگه دنیا"، "امریکا" بگذراند!
حاصل زندگی آنها پس از سالها دو فرزند دختر و پسر است که به هیچ وجه از پیشینه والدینشان آگاهی ندارند. آنها در محیطی کاملا آمریکایی، با رویایی آمریکایی بزرگ شده اند. برنامه های آمریکایی را از تلویزیون دیده اند و به مدارس آمریکایی در فلب ایالات متحده، یعنی "واشنگتن" میروند.
زندگی این جاسوسان تقریبا بصورت آرامی میگذرد تا آنکه ماموری از FBI به خانه ای در همسایگی این زوج جاسوس نقل مکان میکند و این چنین اوضاع هر روز بغرنج تر میشود. فعالیت های جاسوسی انها نیز با پیامی از سوی "کا.گ.ب" تشدید میشود. "رفقا به پا خیزید." (رفقا: اصطلاحی رایج در میان کمونیست هاست)

تاکنون دو قسمت از این سریال پخش شده است و امتیاز 8.3 سایت معتبر IMDB نوید آن است که این سریال بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. پیشنهاد می کنم دیدن این سریال را از دست ندهید. خصوصاً آنکه فضای سریال در دهه 80می گذرد و المان های آن به خوبی و به دقت رعایت شده است.



سریال Touch  هم فصل دوم خود را با پخش دو قسمت در 20ام بهمن ماه(8فوریه) آغاز کرد. سریال تاچ داستان خود را به ارتباط میان اتفاقات دنیا با رابطه اعداد با یکدیگر اختصاص داده است. تقریباً چیزی که دانشمند بزرگ فیزیک استیون هاوکینگ نیز از آن سخن گفته بود. تیم کرینگ خالق سریال Heroes ، خالق و نویسنده این سریال بسیار مشکل و پیچیده است. سریالی که خیلی راحت می توانست در همان فصل اول مخاطبان را از خود دور سازد موفق شد مجوز ساخت فصل دوم خود را به یُمن خوش ساختی اش بگیرد. کیفر سادرلند بازیگر نقش جک باور در سریال 24 یکی از مجریان تهیه این سریال است. باید دید آیا فصل دوم سریال تاچ خواهد توانست مخاطبان را با موضوع نه چندان عادی اش پای تلویزیوبنشاند یا خیر. پیشنهاد می کنم فصل دوم این سریال را از دست ندهید.
سریال تاچ از شبکه FOX پخش می شود.تهیه کنندگی این سریال نیز به مانند سریال The Americans بر عهده کمپانی فاکس است. تاچ در سایت IMDB از دیدگاه مخاطبان این سایت امتیاز 7.6 را دریافت کرده است که برای این سریال بسیار خوب به نظر می رسد.




منبع داستان سریال The Americans :
www.IMDB-DL.com




یادداشتی کوتاه بر حال و هوای این روزهای «قهوه تلخ»
قهوه ای که شیرین می زند!


امید محمودزاده ابراهیمی: داستان سریال ویدئویی قهوه تلخ باز هم به دوران گذشته بازگشت.نزدیک به دو ماه پس از آغاز مجدد پخش سری های جدید سریال قهوه تلخ که با تغییر زمان روایت داستان از دوران گذشته به دوران امروز بود، تیم نویسندگان سریال با چرخشی مجدد داستان را به دوران گذشته بازگرداندند. علت این چرخش ناگهانی روایت داستان از زمان حال به زمان گذشته هنوز مشخص نیست اما گویی دو موضوع سبب این چرخش شده است.
دلیل اول را می توان به بن بست رسیدن داستان در محیط و روایت جدید آن دانست. قهوه تلخ در محیط جدید هیچ راهی برای برون رفت و پیشبرد داستانی نداشت. عده ای آدم های قدیمی با آدم های جدید آشنا می شوند،بر روی زندگی آنها تاثیر می گذارند،از المان های جدید به سبک خودشان استفاده می کنند(استفاده از لباس،خودرو،کامپیوتر،تلویزیون به سبک خود) و کنتراست شخصیت و محیط قدیم و جدید آنها محملی برای نویسندگان می شود که برای مدتی مخاطب را درگیر این کنتراست ها کنند(حضور در کلانتری را به یاد بیاورید). همه این عوامل در نهایت نشان می دهد که قهوه تلخ خط داستانی خود را بیش از پیش از دست داده است و برای نجات آن باید فکری کرد. در نهایت گویا تیم نویسندگان تصمیم گرفتند با بازگشت به لوکیشن قبلی و داستان قدیمی، تصمیمی بهتر برای داستان سریال بگیرند.
دلیل دوم هم شرایط ضبط و فیلمبرداری در شرایط شهری است. مهران مدیری در آثار قبلی خود نیز چندان به تغییر محیط فیلمبرداری و تن دادن به شرایط آن، علاقه ای نداشته است.

ما را چه شد ای جان برادر؟!
اما داستان قهوه تلخ هم اکنون در کجا قرار دارد؟ آدم های قدیمی دوباره سر جای خودشان برگشته اند و تنها فرق داستان اضافه شدن چند بازیگر از دنیای جدید به دنیای قدیم است. آدم هایی که احتمالا با شخصیت اصلی داستان(مستشار،نیما زندکریمی/سیامک انصاری) به سبک کاریکاتورگونه ای مشکل خواهند داشت، آدم های سواستفاده چی و موقعیت شناسی خواهند بود،آدم های زیرآب زن و کلاش حتی! این همه اتفاقی است که بر سر قهوه تلخ آمده است.این خط داستانی که مشخص نیست چند قسمت قرار است مخاطب را دنبال خود بکشاند؛  داستانی کاملا کلیشه ای و تکراری است که در شب های برره و باغ مظفر نیز عیناً تکرار شده بود. آدم های این سه سریال(شب های برره،باغ مظفر و قهوه تلخ) همگی از روی هم کپی شده اند و گویا قرار نیست شخصیت تازه با خصوصیت های تازه مخاطب را بخنداند.
شخصیت بلوتوس هم که با ترفند نویسندگان قهوه تلخ، مرموز و حیله گر از کار درآمده مشخص نیست قرار است دقیقا چه نقشی در پیشبرد داستان داشته باشد. تاکنون تنها موضوعی که مشخص شده این است که بلوتوس عامل عقب و جلو رفتن های شخصیت های سریال بوده است!
گمان نمی رود این عقب و جلو رفتن های بی منطق؛ در پیشبرد داستان سریال قهوه تلخ کوچکترین تاثیری داشته باشند. داستان قهوه تلخ کم کم دارد شیرین می زند و مشخص نیست به کدامین سو خواهد رفت.


سه شنبه 9 خرداد 1391  02:27 ب.ظ


طراح پوستر: فرشاد سپهر

برنامه گپ جدیدترین برنامه رامبد جوان است که اینروزها از شبکه IFilm در حال پخش است. برنامه ای که قصد دارد خصوصی تر به زندگی هنرمندان بپردازد بدون آنکه برچسب زرد بودن دریافت کند. با هوشمندی رامبد جوان این برنامه تاکنون به دام موضوعات زرد نیفتاده است و روند منطقی در عین حال شاداب خود را طی می کند.
تاکنون در این برنامه با مهدی فخیم زاده،سیامک انصاری و مریلا زارعی (در 4 قسمت اول منهای قسمت اول که مهمان وجود نداشت) گفتگو شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته است.

برنامه گپ به کارگردانی رامبد جوان است و در کنار او سحر دولتشاهی(همسرش)،اشکان خطیبی به عنوان همراه و حبیب رضایی به عنوان مشاور کارگردان حضور دارند. یکی از تهیه کنندگان این برنامه اسماعیل عفیفه است. وی یکی از پرسابقه ترین تهیه کنندگان تلویزیون ایران است.
رسم خیلی خوبی هم که در پایان برنامه وجود دارد این است که در انتهای هر برنامه هر هنرمند یک درخت در منطقه دماوند می کارد و اسم او روی پلاکارد در همان جا ثبت می شود.

گپ را از دست ندهید...
هر جمعه ساعت 21:00 به وقت تهران در شبکه آی فیلم


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391  08:25 ق.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: آیا قهوه تلخ می تواند محبوبیت گذشته اش را تکرار کند؟
این اصلی ترین سوالی است که این روزها مخاطبان سریال قهوه تلخ؛ با پخش سری جدید آن در شبکه نمایش خانگی از خود می پرسند.
اما چرا قهوه تلخ به یکباره تولیدش متوقف شد و به ناگاه پس از 7 ماه دوباره اعلام موجودیت کرد؟ مجله همشهری جوان در یکی از شماره های سال گذشته خود به این موضوع پرداخته بود. در آن مطلب نتیجه بر این شده بود که این سریال هم به مانند دو سریال نود شبی قبلی مهران مدیری یعنی شب های برره و باغ مظفر ناتمام خواهد ماند. پیش بینی که حالا با عرضه سری 26ام این سریال دیگر درست به نظر نمی رسد(حداقل تا به اینجا).
اما شاید برای قضاوت کردن کمی زود است. سری 26 این سریال پس از توقف تولید این سریال تولید نشده است و تولید آن به 7 الی 8 ماه پیش بر می گردد.

مورد عجیب آقای مدیری!
برای خیلی از مخاطبان کارهای مهران مدیری شاید عجیب باشد که وی به پایان سریال های به اصطلاح نودشبی اش اهمیتی نمی دهد و مهم نیست که پایان آنها چه باشد.این اهمیت ندادن در شب های برره و باغ مظفر به خوبی خود را نشان داد و این 2 سریال بدون پایان مشخصی، به اتمام رسیدند. مهران مدیری هم هیچ گاه علت این پایان های نامشخص را توضیح نداد. او با رسانه ها چندان رابطه خوبی ندارد و همین عامل هم باعث شده است که این هاله های ابهام همچنان باقی بمانند.

کاریزمای کمدی
قهوه تلخ هرچقدر هم که ضعیف باشد باز هم از یک نقطه قوت خوب بهره می برد. البته نه در داستان بلکه در ژانری که دارد ساخته می شود یعنی کمدی. نمی گوییم طنز چون قهوه تلخ نشانه ای از طنز بروز نداده و بیشتر در خدمت ژانر کمدی بوده است. البته شاید اینطور باید گفت که قهوه تلخ نمونه تکامل یافته ی باغ مظفر است با کمی تغییر در تیم بازیگری! اما نیازی که امروزه به کمدی و خنده در جامعه حس می شود همچنان باعث شده که قهوه تلخ به رغم اینکه داستان چند پاره و متزلزلی دارد و بیشتر بار کمدی آن در سری های آخر پخش شده اش به دوش 2پیرمرد قصه و تکیه کلام هایشان بود؛ همچنان فروش خوبی داشته باشد. البته نه به خوبی سری های اولش اما باز هم همین فروش هم پس از وقفه ی 7 ماهه، چشمگیر محسوب می شود.

در هر حال باید منتظر بود و دید که آدمای قهوه تلخ که اینبار از گذشته به زمان حال آمده اند چقدر می توانند مخاطب را با خود همراه کنند. البته فراموش هم نمی کنیم که این ایده؛ یعنی آوردن آدم های زمان گذشته به دنیای روز تا به حال چندین بار در فیلم ها و سریال های متعدد(ایرانی و خارجی) استفاده شده است. باید ببینیم روایت مهران مدیری و تیم نویسنده اش از این گذر زمان چگونه خواهد بود.



شنبه 9 اردیبهشت 1391  11:17 ب.ظ


عکس: صبا سیاه پوش
طرح جلد همشهری جوان: محمدرضا دوست محمدی


امید محمودزاده ابراهیمی: همشهری جوان در شماره 355 خود به سراغ سریال مسیر انحرافی و فرزاد حسنی رفته و جلد یک خود را هم به فرزاد حسنی اختصاص داده است.
تیتر «حسنی نگو بلا بگو» که یک تیتر اقتباسی از یکی کتب دوران کودکی ماست؛ تیتر یک جلد شماره 355 شده است. روی جلد، هم نسبت به نحوه اجرای فرزاد حسنی انتقاد شده و هم از وی به خاطر بازی در سریال مسیر انجرافی تعریف شده است. حتی با وی گفتگویی انجام شده اما با اصرار حسنی، این گفتگو منتشر نشده است. حسنی دلیل اصرار خود را اینچنین توضیح داده است؛ «هنوز زود است»

اما چیزی که به نظر من می آید دقیقاً عکس قضاوت همشهری جوان است. البته نه خیلی عکس... ولی تفاوت بسیاری دارد. به نظر من روی اجرای فرزاد حسنی نمی شود خیلی انتقاد کرد. تلویزیون مگر چقدر اجرا به حسنی داده است که حالا ما به قضاوت اجرای او بنشینیم؟ حالا بالفرض هم که بخواهیم برنامه نوروزی را نقد کنیم...واقعاً به نظرم زود است. فرزاد حسنی هنوز ریکاوری خوبی در تلویزیون نداشته و این هم به دلیل نداشتن اجراهای پشت سر هم است. بله! من هم اعتقاد دارم اجرای او خاطره انگیز مثل کارهای قبلش نبود.اما اینکه با یک اجرا بخواهیم نقد کنیم؟...نمی دانم
درباره مسیر انحرافی هم باید بگویم که اتفاقا به نظر من بازی حسنی در مسیر انحرافی بیشتر شبیه اجرایش بود! راستش را بگویم من اعتقاد دارم فرزاد حسنی(با وجود احترام بسیاری که برایش قائلم) هیچ وقت بازیگر خوبی نمی شود! از بازی اش نه در «کمکم کن» خوشم آمد و نه در «مسیر انحرافی». البته این را بگویم که من مسیر انحرافی را کامل ندیدم. ولی اگر مشت را نمونه خروار بدانیم چند صحنه از بازی اش را دیدم. خصوصا آنجایی که خودش را دکتر معرفی کرده بود و با خانمی قرار گذاشته بود و دلال کلیه شده بود. خب فرزاد حسنی در اینجا؛ بیشتر شبیه همان اجرایش در در برنامه نوروزی اش بود و خیلی کارکتر متفاوتی نساخته بود.
من نمی دانم مطلب همشهری جوان در وصف بازیگری فرزاد حسنی را چه کسی نوشته است ولی به نظر من اصلا نباید برای باریگری وی جشن گرفت. فرزاد حسنی هنوز بازیگر نشده است و به نظرم باید به وی فضای اجرا و مجری گری داد تا خود را نشان دهد. فرض کنید مثلا اپرا وینفری یا مرحوم مایکل والاس می خواستند هم بازیگر باشند هم مجری... به نظر خوب است؟ اصلاً و ابداً...هر کس را برای کاری ساخته اند...حسنی هم برای اجرا و مجری گری ساخته شده و نه برای بازیگری!

پی نوشت(1):
همشهری جوان در توضیح پرونده اش برای مسیر انحرافی و فرزاد حسنی اینطور می نویسد:«برخلاف چیزی که همه تصور می کنند همشهری جوان با هیچ چهره ای مشکل شخصی و ماندگار ندارد.یک روز به یکی تمشک می دهد،یک روز روی جلد می بردش. یک شماره نقد می کند و شماره دیگر تحویلش می گیرد. همه اینها نشان می دهد که عملکرد افراد بر قضاوت ها و موضع گیری هایمان تاثیرگذار است. شاخصه یک مجله حرفه ای هم رعایت همین نکات(دوری از عداوت و رفتار براساس عدالت)است»
آقای همشهری جوان! شما واقعاً مطمئن اید که همه موضع گیری هایتان در طی همه این سالها به دور از همه این صفت هایی که گفتید؛ گرفته شده است؟ اگر چنین است که واقعاً دم تان گرم و آفرین به این همه اعتماد به نفس. اعتماد به نفس شما حتی از مجله توقیف شده نسیم هراز هم بیشتر است آنجا که دبیر تحریریه اش(به گمانم،حمید رضا منبتی بود) از محمدرضا گلزار به دلیل موضع گیری شخصی خبرنگارش و کوتاهی مجله  در منتشر کردن مطلب علیه محمدرضا گلزار؛ از وی عذرخواهی کرد.
به نظرم بد نیست همشهری جوان یک پرونده برای بازی پوریا پورسرخ، چه در سریال مسیر انحرافی و چه در فیلم ها سریال هایی که در این سالها بازی کرده است بپردازد تا دیگر این جمله در مطلبش نیاید که «حضور او(فرزاد حسنی) همراه پوریا پورسرخ،به ریتم کند و داستان بی رمق اغلب قسمت ها جان می دهد» قرار است عدالت داشته باشیم آقای همشهری جوان؟ درست است؟





  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391
یکشنبه 6 فروردین 1391  12:21 ق.ظ


یک زمانی گفته میشد که آرم شبکه اول سیما
به خاطر شبیه بودن به نمادهای فرامانسونری
 تعویض خواهد شد و حتی شایعه شد که
 مسابقه طراحی آن هم گذاشته می شود! 



این اسم برنامه ای ست که اینروزها دارد از شبکه اول سیما پخش می شود. خیلی این برنامه را دنبال نکردم اما مثل اینکه شبکه اول قصد دارد بهترین سریال دهه 80شمسی خودش را انتخاب کند و برای آن نظرسنجی گذاشته است.
اول فکر کردم سین مثل سریال به بررسی کل سریال های صدا و سیما در دهه 80 می پردازد که البته غیرمنطقی بود چون تعداد خیلی بالا می رفت و طبیعتا انتخاب مشکل می شد.
این کار شبکه اول کار جالبی است... اما هم دیر است و هم اینکه چون در طی این سالها بهترین سریال های سال انتخاب نشده اند، باز هم بررسی این همه سریال و یادآوری آنها سخت می شود. خوده من که دهه 80 بیننده پر و پا قرص سریال های صدا و سیما بودم خیل عظیمی از این سریال ها را به یاد ندارم و فقط به اسم می شناسم.
امیدوارم این روند هر ساله شود تا انتخاب بهترین ها راحت تر شود.
حالا نظر شما چیست؟
بهترین سریال دهه80 شبکه اول سیما کدام است؟!

انتخاب های من تا بدان جایی که یاد می آورم:
مدارصفر درجه
شب دهم
خواب و بیدار
یوسف پیامبر
صاحبدلان
...
(بازم اگه یادم اومد می نویسم!)


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 6 فروردین 1391
سه شنبه 1 فروردین 1391  04:17 ب.ظ


سریال آناتومیِ گری با نام اصلی Grey`s Anatomy  یکی از سریال های شبکه abc  امریکاست که پخش آن از سال 2005 آغاز شده و تا به امروز 8 فصل از آن ساخته و پخش شده است.
سریال آناتومی گری شاید برای برخی ایرانیان هم شناخته شده باشد. این سریال از نیمه سال 1389 با دوبله ای فوق العاده عالی از شبکه MBC Persia پخش شد و دو بار نیز بازپخش شد.
هفت فصل از هشت فصل این سریال دوبله شده است ولی تاکنون شش فصل آن به دلیل تداخل تاخیری فیلم و سریال در شبکه MBC Persia از این شبکه پخش شده است.
داستان این سریال درباره چند انترن جوان است که باید دوران انترنی خود را در بیمارستان سیاتل گریس پیش متخصص ترین و ماهرترین پزشکان بگذرانند. دکتر مردیت گری راوی این سریال است. روابط بین شخصیت های و داستان های جذاب این سریال شما را شیفته خود خواهد ساخت.

پیشنهاد عیدانه ما به شما این است. تماشای این سریال جذاب و دوست داشتنی. البته امکان ندارد نسخه ی دوبله اش را دست آورید اما اگر نسخه زیرنویس دار آن هم گیرتان آمد؛ به هیچ وجه از دست ندهید.
 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391
سه شنبه 1 فروردین 1391  12:30 ب.ظ



دیشب قسمتی از ویژه برنامه نوروزی شبکه 3 را داشتم می دیدیم. پوریا پورسرخ و نادر سلیمانی مهمان برنامه بودند و فرزاد حسنی (ممنوع التصویر در سایر اوقات سال!) مجری برنامه بود.

فرزاد حسنی در ادامه این برنامه به سریال "مسیر انحرافی" اشاره می کند. سریالی که او و پوریا پورسرخ و نادر سلیمانی بازی کرده اند. فرزاد در ابتدای معرفی این سریال می گوید: «فکر نکنید دارید یک سریال ماهواره ای می بینید یا مثلا دریم ورکس این کار را انجام داده؛ ایرونی جماعت بخواد کاری رو دست بگیره و بتونه..نشون میده»{نقل به مضمون}

 بعد از این معرفی؛ تصویر از روی استودیو به پخش دقیقه هایی از سریال مسیر انحرافی می رود. همه در هواپیما بیهوش شده اند و هواپیمای CHIZ AIR در حال پرواز است. پوریا پورسرخ سرش را بلند می کند.اسلحه ای را برمی دارد،بلند می شود و دیالوگ هایش با سایر بازیگران شروع می شود.
فرزاد حسنی بعد از پخش این دقایق می گوید: «حالا نه اینکه خودمون تو این سریال بازی کردیم اما خداوکیلی یه تکونی به سطح سریال سازی داده شده»

فرزاد حسنی حق دارد. "مسیر انحرافی" جلوه های ویژه ی خیلی خوبی داشت.خصوصا آن صحنه ای که اسلحه پرتاب می شود و گلوله اش در حین زمین خوردن پرتاب می شود و شیشه ی هواپیما را سوراخ می کند و یا صحنه ی سقوط هواپیما.  این جلوه های ویژه تقریبا در سریال های ایرانی بی سابقه است و جای تبریک دارد.

اما مهم ترین مواردی که در کنار جلوه های ویژه سریال به چشم می آمد؛

اول) بازی بد و پر ایراد پوریا پورسرخ
من نمی دانم چرا پوریا پورسرخ اعتقاد دارد که بازیگر است و مرتبا هم از استادانش خصوصاً "پرویز پرستویی" تشکر می کند! پوریا پورسرخ واقعا بازیگر نیست و حتی تجربه چند سال کار در سینما و تلویزیون هم به او کمکی نکرده است. بازی بی روح و بی اعتقادش در فیلم ها و سریال های مختلف این مهم را نشان می دهد که پوریا هیچ پیشرفتی در بازی نداشته است.

دوم) مشخص نبودن سوژه سریال
سکانس اولی که از سریال پخش شد همه مردم در هواپیما بیهوش بودند. ابتدا تصور کردم موضوع سریال اکشن/جنایی است چون این سکانس شباهت غریبی به سریال "فلش فوروارد" داشت. بعد از این صحنه و شنیدن دیالوگ ها و بازی و دیدن CHIZ AIR مشخص شد موضوع سریال کمدی است.
بهتر است قضاوت نکنیم اما این سکانسی که ما دیدیم بسیار تا بسیار به لحاظ کمدی ضعیف بود.

در هر حال صحبت پایانی این است؛
آقای حسنی!
تکان دادن فقط به جلوه های ویژه نیست.سوژه و فیلمنامه هم مهم است.امیدواریم مسیر انحرافی به انحراف دیگر سریال ها و سریال سازانشان نرفته باشد.

پی نوشت:
دیدن نیما فلاح و سحرولدبیگی، این زوج کمدی سالهای دور تلویزیون، پس از سالها در تلویزیون برایم جالب بود. این دو نفر استعداد خیلی خوب و فوق العاده ای در طنز داشته و دارند. کاش از این پتانسیل بیشتر استفاده میشد و بشود!



  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391

بستر خوب؛پرداخت بدتر!


سرزمین مادری

سریال سرزمین مادری با نام اصلی HomeLand سریال جدید شبکه ShowTime برای پائیز امسال است که تاکنون 6 قسمت از آن روی آنتن رفته است. سریالی که با تبلیغات گسترده از سوی شبکه شوتایم برای پائیز امسال روی آنتن رفته است.
ژانر سریال همان طور که مشخص است یک درام جنایی/تروریسی تقریبا به سبک سریال 24 است. این سریال از عوامل و بازیگران خوبی بهره برده است. Claire Danes در نقش مامور سیا،کری ماتینسون ظاهر شده است و سایر بازیگران این سریال هم جملگی از بازیگران معروف سریال ها و فیلم های آمریکایی هستند.

داستان
گروهبان برودی پس از 8 سال مفقود شدن در عراق، توسط نیروهای آمریکایی پیدا می شود. او پیروزمندانه و در میان استقبال ملت آمریکا به کشورش بازمیگردد اما یک مامور CIA به او شک دارد...

تقریبا می توان گفت که داستان سریال ایده بسیار جذابی است. ایده این داستان را هوارد گوردون(یکی از مجریان تهیه سریال 24) را مطرح کرد و خط اصلی داستان از اینجا آغاز می شود.

تاکنون
تا به حال که 5 قسمت از این سریال را دیده ام می توانم بگویم که "سرزمین مادری" به رغم ایده فوق العاده اش؛ پرداخت خوبی نداشته است و آنچنان نتوانسته جذاب و تکان دهنده ظاهر شود.گرچه به نسبت دیگر سریال ها جذاب تر است اما این جذابیت اصلا به پای سریالی چون 24 هیچ گاه نخواهد رسید. ضعف پرداخت در شخصیت پردازی و پیش بردن سریال در همین چند قسمت پخش شده به خوبی مشاهده می شود. داستان های موازی خط اصلی داستان هم کم گیچ کننده و نامفهوم وارد می شوند و خیلی منطقی نیستند اما به هر حال باید منتظر ماند و دید که این سریال چقدر می تواند بیننده ها به خود جذب کند.



در میان نام های بزرگ!


تحت نظر

سریال جدید شبکه CBS آمریکا با نام اصلی Person of Interes از پائیز امسال روی آنتن رفته است و تاکنون 7 قسمت از آن روی آنتن رفته است. ژانر این سریال را می توان در زده درام پلیسی/جنایی جای داد. سریالی که خالقان معروفی دارد. جاناتان نولان(برادر کریس نولان کارگردان معروف) و جی جی آبرامز(خالق سریال لاست و فرینج).

داستان
تحت نظر قصه ای موازی را به هم وصل کرده است. یک نابغه کامپیوتر دستگاهی را برای دولت آمریکا می سازد که می تواند جرم های در حال وقوع را شناسایی کرده و آن را سریعا پردازش کرده تا از وقوع آن جلوگیری کند. این دستگاه قرار است جرم های علیه امنیت ملی را تشخیص دهد تا از وقوع حملاتی چون یازده سپتامبر جلوگیری نماید اما این دستگاه همه جرم ها را ثبت و پردازش می کند اما دولت جرم های کم اهمیت را فاقد اولویت تشخیص می دهد و می خواهد آنها حذف شوند اما خالق این دستگاه که یک میلیادر نیز هم هست با عذاب وجدان رو به روست.او از یک مامور سابق CIA می خواهد که به او در جلوگیری از جرم های در حال وقوع کمک کند...

تاکنون
سریال تحت نظر اپیزودی است و در هر قسمت از آن یک قسمت روایت شده و در انتهای سریال به اتمام می رسد. قصه دو شخصیت اصلی دارد که درگیر ماجراهای دیگر می شوند و اتفاقا به نظر می رسد ضعف داستان از همینجا آغاز می شود. سریال های اپیزودی تقریبا این روزها حرفی برای گفتن ندارند چون دلیلی ندارد که تماشاگر هر هفته بیننده آنها باشد. یک خط روایی مشخص وجود ندارد فقط در هر قسمت یک داستان وجود دارد که به اتمام می رسد و اگر چند قسمت آن را از دست داده اید تقریبا چیز خاصی از دست نداده اید! تقریبا چیزی شبیه سریال Breakout Kings یا همان پادشاهان فرار که هر قسمت یک داستان روایت می شد.
شخصیت پردازی سریال هم چندان جالب نیست. دو شخصیت که یکی صاحب کار است و دیگری انجام دهنده کار. این دو شخصیت خیلی با هم تلاقی ندارند. یک مامور سابق CIA (جک ریس با بازی جیم کاویزل) که در قسمت یک فلاش بک به زندگی قبلی او عشقش زده می شود و فراموش می شود و در قسمت بعد باز هم فلاش بک و فلاش بک و فلاش بک. شخصیت نابغه کامپیوتر میلیاردر(هارولد فینچ با بازی مایکل امرسون) هم تک بعدی است و اصلا پیشرفت خاصی انگار ندارد و هیچ تلاشی هم نمی شود که نزد بیننده شناسانده شود.

سریال اصلا جذابیت آنچنانی برای بیننده ندارد و اگر اسم جاناتان نولان و جی جی آبرامز نبود شاید من هم دیگر بیننده این سریال نبودم چون پرداخت(مثل سریال سرزمین مادری) ضعیف است. البته در سرزمین مادری بستر پیشرفت داستان وجود دارد اما در "تحت نظر" چنین پتانسیلی دیده نمی شود و شاید پس از فصل اول تولید آن متوقف شود.

اگر ضعف شخصیت و داستان این سریال برطرف نشود امیدی نیست که "تحت نظر" عاقبت خوبی داشته باشد.




  • آخرین ویرایش:جمعه 13 آبان 1390



چند وقت پیش به خارج از کشور رفته بودم . مسافرتم کمی طول کشید . خیلی از عصرها کاملا بیکار بودم ! گوش کردن به موسیقی های ذخیره شده در لب تاپ و گشت و گذار در اینترنت تنها سرگرمی من بود .

همه ی کافی شاپ های آنجا اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر دارند . درست مثل ایران خودمان ! به یکی از این مراکز تجاری مشهور رفتم و در یک کافی شاپ شناخته شده فرانسوی نشستم . طبق عادت لب تاپم را روشن کردم و با صدای ملایم مشغول گوش دادن آهنگ مهران مدیری شدم ...

آره بارون میومد ... خوب یادمه

همه ی گارسن های آنجا خانم بودند . یکی از ایشان کنار میز من آمد و منوی قهوه ها را به من داد . چند ثانیه ای مکث کرد و سپس یک سوال جالب پرسید .... این لب تاپ خودتونه ؟

خیال کردم که کسی از مشتری ها به صدای موسیقی اعتراض کرده . هرچند که بسیار ملایم بود . بلافاصله دلیل این سوال را از او پرسیدم . لبخند زد و گفت که کسی اعتراض نکرده و فقط می خواهد بداند که خواننده ی این آهنگ کیست ؟

می گفت که موسیقی ایران را خیلی دوست دارد و آثاری از استاد شجریان را بارها گوش کرده ولی صدای این خواننده را نمی شناسد . به او توضیح دادم که مهران مدیری یک بازیگر معروف در کشور من است که بعضی وقت ها می خواند و صدای زیبایی هم دارد ...

چند دقیقه بعد به من گفت که نمی خواهد تنهایی من را به هم بزند و به کانتر کافی شاپ برگشت و من هم مشغول وب گردی شدم .

یک ساعتی گذشت و من با صدای نیمه بلند خواهش کردم که صورت حسابم را بیاورند . اما در پوشه ی مخصوص به جز صورت حساب یک چیز دیگر هم به چشم می خورد ... یک فلش مموری

با احترام فراوان از من خواست که اگر امکان دارد آن موسیقی را برایش کپی کنم . بابت این درخواست بسیار خجالت می کشید . بنده ی خدا فکر می کرد که ما کپی رایت و از این حرفها (!) داریم ... چیزی نگفتم و با لبخندی ترانه ی مهران را برایش کپی کردم ...

صاحب کافی شاپ به خاطر آنکه موسیقی به آنها داده ام از من پول نگرفت و من اطمینان پیدا کردم که خیلی آدم حسابی هستند ...

جدای شوخی بسیار خوشحال شدم که هنر ایرانی حتی در آن سوی دنیا مخاطب دارد . حتی مخاطب غیر ایرانی .

خداوکیلی چند ساعت سخنرانی لازم بود تا به اندازه ی یک آهنگ از مهران مدیری تبادل فرهنگی ایجاد کنیم ؟!


  • تعداد کل صفحات :18  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها