تبلیغات
هنر هفتم - مطالب سینما،تئاتر

چند شب پیش جلوی تلویزیون نشسته بودم و اخبار 20:30(که قبلا خیلی حرفه ای تر بود) را نگاه می کردم.در بخش اخبار کوتاه با بهتی عجیب خبری عجیب تر شنیدم !!

20:30 طبق استدلال خودش؟ با تکیه به حرفه های مجری سی ان ان مدعی شده بود که سفر هیئت آکادمی اسکار به تهران برای مذاکره ایران و آمریکا بوده است و توطئه ای برای منافع و مصالح مملکت بوده است !!!

من نمی دانم چرا صدا و سیمایی ها سطح اخبار 20:30 را به شدت پایین آورده اند.واقعا نمی دانم آنها مخاطبان خود را در چه رینج(Range) سنی فرض کرده اند!! آیا ما کودک هستیم ؟ یا شاید اخبار 20:30 به اخبار جوانه ها تبدیل شده است ؟!!!

گرچه استدلال های ضربتی و 60 ثانیه ای(مثل اخبار منقرض شده 60 ثانیه) خیلی وقت است که در اخبار صدا و سیما استفاده می شود اما شوری هم حدی دارد !

قصد داشتم مطلبی مفصل در همین رابطه بنویسم اما با خواندن مطلب آقای مهرزاد دانش تصمیم گرفتم عین مطلب ایشان را بگذارم و قضاوت را به شما بسپارم.

باشد که رستگار شویم !

كف‌های سطح و كف زیرین

فرهنگ آشتی، مهرزاد دانش: واكنش‌های كم و بیش تندی كه به حضور هیات اسكار طی روزهای اخیر صورت گرفته و فهرستی متنوع از مشاور رئیس جمهور گرفته تا وكیل و سخنگو و گزارشگر خبر 20:30 و مدرس حوزه و مقاله‌نویس روزنامه و برخی سینماگران و ... را در خود جای داده، به روشنی نشان می‌دهد كه نگاه لایه‌هایی از جامعه ما به پدیده‌های معاصر و مراودات مربوطه تا چه حد مبتنی بر كلیشه‌های قالبی و از پیش تعیین شده است.

مسئله خیلی ساده است: به دعوت پاره‌ای از سینماگران ما، عده‌ای سینماگر آمریكایی به ایران آمده‌اند و كارگاه‌هایی آموزشی تشكیل داده‌اند. ممكن است به لحاظ برخی مباحث كیفی اگر و اماهایی را مطرح ساخت، ولی نفس این قضیه نه تنها بد نیست، بلكه قابلیت‌های مثبت فراوانی دارد كه اگر این روند جدی و مداوم گرفته و به سوی حوزه‌های كاربردی‌تر به ویژه در عرصه فیلمنامه نویسی (مشكل اساسی سینمای ما) سوق داده شود، قطعا این پتانسیل بالفعل خواهد شد. اما چه چیز باعث ایجاد نگرانی نسبت به این ماجرای ساده شده است؟

واقعیت این است كه موضع‌گیری‌های مخالفان چفت و بست منطقی ندارد؛ نه فقط در استدلال، بلكه حتی در تبیین آن. عده‌ای موضوع را در عذرخواهی خلاصه می‌كنند، عده‌ای ماجرا را به جاسوسی و براندازی نرم نسبت می‌دهند و عده‌ای هم به صرف عقبه آمریكایی این آدم‌ها، به امر محكوم‌سازی می‌پردازند. البته این اواخر كار به تقاضای دادرسی و محاكمه هم رسیده است. همین تشتت نشان از سستی عمده آراء مزبور دارد.

وجه عمده اشتراك مخالفان اشاره به برخی فیلم‌های آمریكایی است كه در آنها به برخی نشانه‌های ملی ما تعرض صورت گرفته. قطعا نگارنده هم مانند هر ایرانی دیگری، دل خوشی از تصویرهای كاذب و جعلی آثاری سخیف از قبیل بدون دخترم هرگز و یا 300 ندارد، اما نمی‌تواند این ناخوشایندی را تبدیل به انگاره‌هایی توطئه‌آمیز كند كه در آنها قرار است بین كاخ سفید و هالیوود مساعی مشتركی برای حمله به ایران شكل گیرد. چنین نگاهی حاكی از جهل مفرط به ساز و كار صنعت بزرگ سینما در آمریكاست (و به یاد آوریم حدیث پرمغز حضرت علی (ع) را كه « الناس اعداء ما جهلوا» : مردم با چیزی كه بدان شناخت ندارند دشمنی می‌ورزند).

در حال حاضر بین دولتین ایران و آمریكا روابط دوستانه‌ای جاری نیست و برعكس، پیشینه روابط فیمابین آكنده از شواهد دال بر خصومت است. طبیعی است كه در چنین اوضاعی، گاه دامنه این تقابل به پای حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی هم كشیده می‌شود و نزد مردم هر دو جامعه – و از جمله هنرمندانشان – هم تصویرهای ذهنی مقتضی با این سوء روابط نقش می‌بندد؛ كما اینكه گاه برخی از ما، آمریكایی‌ها را فراتر از گاوچران‌های وحشی نمی‌انگاریم و برخی از آنها هم گاه ما را یك مشت بنیادگرای افراطی تروریست. همانطور كه در جنگ حلوا خیر نمی‌شود، در ساحت یك فراگرد متاثر از فضای خصمانه هم، كسی قربان صدقه دیگری نمی‌رود. اگر آنها امثال 300 را ساخته‌اند، ما هم به وفور فیلم‌هایمان، مان و حتی روی در و دیوار شهرمان را هم پر كرده‌ایم از نقاشی‌ها و نوشته‌های ضد آمریكایی و در این بین حتی از پرچم ملی طرف هم نگذشته‌ایم و با آتش و لگدكوب و اعوجاج همراهش ساخته ایم. فارغ از بحث‌های ایدئولوژیك و سیاسی، اگر ما از سینمای آنها گله‌مندیم، آنها هم از سینما و هزار نمود رسانه‌ای دیگر ما به همین منطق لابد می‌توانند گله‌مند باشند (باز هم می‌توان به شیوه امیرالمومنین ارجاع داد كه پیروان خود را حتی در جبهه جنگ هم از دشنام به مقدسات طرف مقابل نهی می‌كرد؛ مبادا كه دشمن هم مقابله به مثل و به مقدسات مسلمانان اهانت ورزد).

این فقط راجع به ایران و آمریكا هم نیست. در سینمای چین فیلم‌های ضد ژاپنی فراوان ساخته شده و بالعكس، یا در ویتنام آثار ضد كامبوجی و برعكس. در همه جا وقتی روابط دو دولت مخدوش باشد روی خیلی چیزها از جمله فیلم‌های سینمایی‌شان هم تاثیر می‌گذارد. اما آیا این دلیل می‌شود كه هر وقت سینماگری از كشور الف به كشور ب رفت، عذرخواهی كند؟ اگر چنین است كه همه سینماگران دنیا باید از همه كشور‌های جهان عذرخواهی كنند! از سوی دیگر آیا فراموش كرده‌ایم كه دولت ایران در قبال اعتراض مصری‌ها به ساخت فیلمی كوتاه درباره تشبیه حسنی مبارك به فرعون، موضعی درست و پرصواب دال بر بی‌ارتباطی سیاست‌های نظام با رهیافت جاری در این فیلم اتخاذ كرد؟ با این منطق پس چرا اصرار داریم كه اگر در جایی از دنیا فیلمی علیه ما ساخته شد لزوما توطئه‌های دولتی پشت سرش جریان دارد؟

سیاست، عرصه مواضع سیال است و از همین رو روابط حسنه و خصمانه در فراگرد آن از پی هم می‌روند و می‌آیند و لو فاصله شان سال‌هایی متمادی باشد. آنچه مهم است تلاش برای سیاسی نشدن فرهنگ و هنر و اندیشه است. در سینمای ما و آمریكایی‌ها بارها به تاسی از هیاهوهای سیاست، به نمودهای بومی طرفین تعرض و تمسخر به عمل آمده است. اكنون كه هیئتی از سینماگران آمریكایی در تهران حضور یافته‌اند و از تصویر معوجی كه از ما و تمدنمان، در برخی فیلم‌های‌شان ترسیم شده تاسف خود را ابراز داشته‌اند و بین خود و دولتشان هر نسبت تحمیل كننده‌ای را نفی كرده‌اند و آمادگی خویش را برای انعكاس وجهه‌ای واقعی‌تر از ایران و ایرانی اعلام داشته‌اند، شاید این بهترین فرصت باشد تا آینه سینما از غبار سیاست زدوده شود و بستر فرهنگ به شكلی زلال‌تر در آن انعكاس یابد. این فرصت را با غوغاسالاری‌های مبتنی بر تنگ نظری‌ها و تعصب‌های كلیشه‌ای بی‌حاصل كه ربطی هم به دین و آئین و منش پیشوایان مذهبی مان ندارد هدر ندهیم و به خیل ده‌ها فرصت سوخته دیگر گسیلش نسازیم. سیاست كف روی آب است و فرهنگ كف بستر آن. از این كف تا آن كف فاصله فراوان است.


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 5 اسفند 1387  01:07 ب.ظ

برندگان اسکار اعلام شدند


 فیلم میلیونرزاغه نشین با بدست آوردن جایزه بهترین فیلم در مجموع در هشت رشته از جمله بهترین کارگردانی برنده اسکارشد.

درهشتاد و یکمین دوره مراسم اهدای جوایز اسکار برترین ها به شرح زیر معرفی شدند.

اسکار1: نخستین اسکار این دوره را که بهترین بازیگر نقش مکمل زن بود، پنه لوپه کروز بازیگر فیلم ویکی کریستینا بارسلونا از تیلدا سوینتون (برنده سال گذشته این رشته) دریافت کرد.

اسکار 2 - بهترین فیلمنامه اریژینال: داستین لنس بلک برای فیلمنامه میلک.

اسکار 3 - بهترین فیلمنامه اقتباسی: سایمون بوفوی برای فیلمنامه میلیونر زاغه نشین.

جایزه بخش فیلمنامه توسط تینا فی و استیو مارتین اهدا شد.

اسکار 4 - بهترین انیمیشن: اندرو استنتون برای انیمیشن Wall -E

اسکار 5 - بهترین انیمیشن کوتاه: کونیو کیتو برای انیمیشنLe Maison En Petite Cubes

جک بلک و جینفر انیستون این دو جایزه را اهدا کردند.

سارا جسیکا پارکر و دانیل کریگ معرفی کنندگان برنده جایزه بهترین طراح صحنه، طراحی لباس و گریم بودند.

اسکار 6 - بهترین طراحی صحنه: سرگذشت عجیب بنجامین باتن این نخستین اسکار این فیلم بود که در 13 رشته نامزد شده است.

اسکار 7- بهترین طراحی لباس: مایکل اوکانر برای دوشس

اسکار 8 - بهترین گریم: کریگ کانوم برای فیلم سرگذشت عجیب بنجامین باتن

 

پنه لوپه کروز برنده نخستین اسکار 2009 بود

ناتالی پورتمن و بن استیلر برای اعلام نام بهترین فیلمبرداری به روی صحنه رفتند.

اسکار 9 - بهترین فیلمبرداری: آنتونی داد منتل برای فیلم میلیونر زاغه نشین

اسکار 10 - بهترین فیلم کوتاه: الکساندر فریدنک برای فیلم شهر اسباب بازی

اسکار 11: پنج بازِیگری که در سالهای گذشته برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بودند همراه با خانواده هیث لجر، بازیگر شوالیه سیاه بر روی صحنه رفتند تا جایزه این بخش را به خانواده این بازیگر استرالیایی که سال پیش درگذشت، اهدا کنند.

اسکار 12 - بهترین مستند بلند: مرد روی طناب

اسکار 13- بهترین مستند کوتاه: مگان مایلن برای پینکی خندان

اسکار 14 - بهترین جلوه های وِیژه:سرگذشت عجیب بنجامین باتن

اسکار 15 - بهترین صداگذاری: شوالیه سیاه

اسکار 16 - بهترین ترکیب صدا: میلیونر زاغه نشین

اسکار 17 - بهترین تدوین: کریس دکینز برای میلیونر زاغه نشین

نام برندگان این چهار جایزه را ویل اسمیت اعلام کرد.

ادی مورفی با تمجید از فعالیت هنری و فعالیتهای بشردوستانه جری لوئیس، اسکاری افتخاری برای فعالیتهای بشردوستانه به این کمدین اهدا کرد.

 

شون پن برای دومین بار برنده جایزه اسکار شد

اسکار 18 - بهترین موسیقی اریژینال: ای آر رحمان برای میلیونر زاغه نشین

اسکار 19 - بهترین ترانه: ای آر رحمان برای میلیونر زاغه نشین

اسکار 20: بهترین زبان خارجی: عزیمت از ژاپن

نام برنده این بخش را فریدا پینتو بازیگر میلیونر زاغه نشین و لیام نیسن اعلام کردند.

مانند دوره های گذشته تصاویری از درگذشتگان هنر سینما در سال پیش پخش شد. امسال کوئین لطیفه، بازیگر و خواننده آمریکایی به طور زنده ترانه ای بر روی این تصاویر خواند.

سیندی پولاک، آنتونی مینگلا، پل نیومن، روی شادر، چارلتون هستون و مایکل کرایتون از مشهورترین دست اندرکاران دنیای فیلم و سینما بودند که سال پیش درگذشتند.

اسکار 21 - بهترین کارگردان: دانیل بویل برای میلیونر زاغه نشین

اسکار 22: پیش از اعلام بهترین بازیگر نقش اصلی زن، هالی بری، شرلی مک لین، سوفیا لورن، نیکول کیدمن و ماریون کوتیار بر روی صحنه رفتند و هر کدام در وصف یکی از نامزدها سخنانی گفتند. این جایزه امسال از آن کیت وینسلت بازیگر فیلم کتابخوان شد.


در میان هنرپیشگان نقش اول زن مریل استریپ بخاطر بازی در فیلم "شک" (Doubt) برای پانزدهمین بار نامزد دریافت جایزه اسکار بود.

اسکار 23: مانند بخش قبل، برای اعلام بهترین بازیگر نقش اصلی مرد هم پنج بازیگری(رابرت دونیرو، مایکل داگلاس، آدرین برودی، آنتونی هاپکینز و بن کینگزلی) که قبلا این جایزه را بردند به روی صحنه آمدند و جملاتی در باره نامزدهای این بخش بیان کردند.

جایزه این بخش را شون پن (میلک) برای بازی در نقش هاروی میلک، فعال حقوق همجنسگرایان در دهه هفتاد میلادی دریافت کرد. او یک بار دیگر در سال 2004 برای فیلم Mystic River این جایزه را بدست آورده بود.

اسکار 24 - بهترین فیلم: استیون اسپیلبرگ برای اعلام جایزه بهترین فیلم امسال بر روی صحنه رفت و فیلم میلیونر زاغه نشین را به عنوان برنده بهترین فیلم هشتاد و یکمین دوره اسکار اعلام کرد.

نامزدهای جوایز اصلی

بهترین فیلم:

- سرگذشت عجیب پنجامین باتن
- فراست/نیکسون
- میلک
- کتاب خوان
- میلیونر زاغه نشین

بهترین کارگردان:

- دنی بویل - میلیونر زاغه نشین
- استیفن دلدری - کتاب خوان
- دیوید فینچر - سرگذشت عجیب بنجامین باتن
- ران هاوارد - فراست/نیکسون
- گاس ون سنت - میلک

بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی:

- ریچارد جنکینز - میهمان (The Visitor)
- فرانک لانگلا - فراست/نیکسون
- شان پن - میلک
- برد پیت - سرگذشت عجیب بنجامین باتن
- میکی رورک - کشتی گیر

بهترین هنرپیشه نقش اصلی زن:

- ان هداوی - ریچل عروسی می کند
- آنجلینا جولی - Changeling
- ملیسا لئو - رودخانه یخزده
- مریل استریپ - شک
- کیت وینسلت - کتاب خوان

بهترین هنرپیشه نقش مکمل مرد:

- جاش برولین - میلک
- رابرت داونی جونیور - توفان حاره ای
- فیلیپ سیمور هافمن - شک
- هیت لجر - شوالیه سیاه
- مایکل شنون - جاده انقلابی

بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن:

- ایمی آدامز - شک
- پنه لوپه کروز - ویکی کریستینا بارسلونا
- ویولا دیویس - شک
- ترجی پی هنسون - سرگذشت عجیب بنجامین باتون
- ماریسا تومی - کشتی گیر

بهترین فیلم خارجی:

- روانچه - اتریش
- کلاس - فرانسه
- گروه بادر ماینهوف - آلمان
- عزیمت - ژاپن
- والس با بشیر - رژیم صهیونیستی

 

منبع: خبر آنلاین



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 5 اسفند 1387
  • برچسب ها:اسکار ،
سه شنبه 22 بهمن 1387  11:33 ب.ظ

تردید بهترین فیلم و اصغر فرهادی بهترین کارگردان  جشنواره 27


عکس: امین محمدی،نسیم هراز

برنده سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر کارگردانی

لوح تقدیر به عبدالرضا کاهانی برای فیلم بیست
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و خودروی مینیاتور برای فیلم درباره الی به اصغر فرهادی

برنده سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلم
سیمرغ بلورین بهترین فیلم و خودروی مینیاتور به سعید سعدی برای تردید

برنده سیمرغ زرین بخش نگاه ملی
سیمرغ زرین نگاه ملی و خودروی مینیاتور به ابراهیم اصغری و جواد اردکانی برای به کبودی یاس
پلاک طلای جشنواره به همراه جایزه 50 میلیون ریالی به ابولحسن داوودی برای زادبوم
پلاک طلای جشنواره به همراه جایزه 50 میلیون ریالی به امسعود نقاش زاده برای کودک و فرشته

برنده سیمرغ بلورین بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و خودروی مینیاتور به طور مشترک به مصطفی شایسته برای بی‌پولی و اصغر فرهادی و مسعود رضوی برای درباره الی

بهترین فیلم طراحی صحنه و لباس
سیمرغ بلورین بهترین فیلم طراحی صحنه و لباس به همراه یک دستگاه خودروی پراید به ایرج رامین‌فر و آتوسا برای وقتی همه خوابیم.

رامین‌فر: این جایزه از ما گذشته و این جایزه مال جوان‌هاست. از بعضی نقدها راجع به بهرام بیضایی دل‌آزرده‌ام و من 50 سال است که با ایشان کار می‌کنم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ صدا
سیمرغ بلورین بهترین صدا به همراه یک دستگاه خودروی پراید به حسن زاهدی برای درباره الی.

زاهدی: فقط آمدم بگم برای سلامتی اصغر شاهوردی دعا کنید.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش مکمل مرد
سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش مکمل مرد به همراه یک دستگاه خودروی پراید به علیرضا خمسه برای بیست.

خمسه: سلام. (میکروفون می‌افتد و حضار می‌خندند) برای کمدین‌ها این اتفاقات می‌افته. اولین باریه که برای من این اتفاق می‌افته. امروز روز بزرگیه و ضمنا سالروز ازدواج من و همسرم هم هست. این پراید رو تقدیم می‌کنم به خانمم که دیگه ماشینم رو نگیره. پدر خانمم گفت اگه سیمرغ گرفتی دو تا مرغش رو بیار فسنجون درست کنیم. اگه می‌تونستم سیمرغم رو سی تا می‌کردم به هر کدومتون یکی می‌دادم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش مکمل زن
سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش مکمل زن به همراه یک دستگاه خودروی پراید به مهتاب کرامتی برای بیست

برندگان سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین‌ فیلم‌ کوتاه
دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه داستانی به همراه 30 میلیون ریال به سارا نامجو برای کلیدهای رویا
سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه داستانی به همراه یک دستگاه خودروی پراید به فریدون نجفی برای خانه فاطمه کجاست.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ چهره‌پردازی
سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی به همراه یک دستگاه خودروی پراید به سعید ملکان برای وفتی همه خوابیم.

برندگان سیمرغ بلورین جلوه‌های ویژه
سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه به همراه یک دستگاه خودروی پراید به داوود رسولیان برای به کبودی یاس.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش اول مرد
با تقدیر از بازی شهاب حسینی در فیلم درباره الی، سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش اول مرد به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به شهاب حسینی برای سوپر استار.

شهاب حسینی: این جور مواقع عمو خسرو کار قشنگی می‌کرد. با تشکر از همه کسانی که کمکم کردن خانواده‌ام و همکارانم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش اول زن
سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر نقش اول زن به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به لیلا حاتمی برای بی‌پولی.

حاتمی: تشکر می‌کنم از هیات داوران و حمید نعمت‌اله

جایزه سیمرغ بلورین ویژه هیات داوران تعلق می‌گیرد به پرویز شهبازی برای عیار 14.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ تدوین
سیمرغ بلورین بهترین‌ تدوین به همراه یک دستگاه خودروی پراید به بهرام بیضایی و سپیده عبدالوهاب برای وقتی همه خوابیم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن
سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن به همراه یک دستگاه خودروی پراید به کارن همایونفر برای زادبوم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمبرداری
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمبرداری به همراه یک دستگاه خودروی پراید به مرتضی پورصمدی برای شبانه‌روز.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه اقتباسی
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه اقتباسی به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به واروژ کرم مسیحی برای فیلمنامه تردید.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی برای فیلمنامه زادبوم.

ابوالحسن داوودی: ما با فرید مصطفوی از سال 52 با هم هم‌دانشگاهی بودیم و مسئول بازبینی تلویزیون برای اولین کارمون 272 اشکال گرفت. امیدوارم کم اشکال‌تر شده باشیم.




نامزدهای سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
«درباره الی ...» و «تردید» در 10 رشته نامزد شدند



هیئت داوران بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، اسامی نامزدهای سیمرغ بلورین 14 بخش مختلف جشنواره را اعلام كردند.

نامزدهای بهترین كارگردانی
عبدالرضا كاهانی (بیست)، حسن فتحی (پستچی سه بار در نمی‌زند)، واروژ كریم مسیحی (تردید)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، بهرام بیضایی (وقتی همه خوابیم)، اصغر فرهادی (درباره الی ...)

نامزدهای بهترین فیلمنامه
حسین مهكام و عبدالرضا كاهانی (بیست)، واروژ كریم مسیحی (تردید)، اصغر فرهادی (درباره الی...)، فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، پرویز شهبازی (عیار 14)

نامزد بهترین فیلم
بیست (به تهیه‌كنندگی پوران درخشنده)، پستچی سه بار در نمی‌زند (به تهیه‌كنندگی جواد نوروزبیگی)، تردید (به تهیه‌كنندگی سعید سعدی)، درباره الی... (به تهیه‌كنندگی اصغر فرهادی)، زادبوم (به تهیه‌كنندگی ابوالحسن فرهادی)، وقتی همه خوابیم (به تهیه‌كنندگی بهرام بیضایی)

نامزد‌های بهترین بازیگر نقش اول زن
لیلا حاتمی (بی‌پولی)، ترانه علیدوستی (تردید)، باران كوثری (حیران)، فریده فرامرزی (صندلی خالی)، مونا احمدی (كودك و فرشته)

نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد
پرویز پرستویی (بیست)، شهاب حسینی (درباره الی...)، مسعود رایگان (زادبوم)، شهاب حسینی (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عیار 14)

نامزد بهترین بازیگر نقش مكمل زن
مهتاب كرامتی (بیست)، لیلا زارع (پستچی سه بار در نمی‌زند)، مریلا زارعی (درباره الی....)، پگاه آهنگرانی (زادبوم)، طناز طباطبایی (صداها)

نامزد بهترین بازیگر نقش مكمل مرد
علیرضا خمسه (بیست)، حامد كمیلی (تردید)، صابر ابر (درباره الی...)، كامبیز دیرباز (عیار 14)، افشین هاشمی (كودك و فرشته)

نامزدهای سیمرغ زرین نگاه ملی
به كبودی یاس، زادبوم، كودك و فرشته

نامزد بهترین چهره‌پردازی
سعید ملكان (پستچی سه بار در نمی‌زند)، محمدرضا قومی (تردید)، مهرداد میركانی (درباره الی....)، سودابه خسروی (شبانه روز)، سعید ملكان (وقتی همه خوابیم)

نامزد بهترین جلوه‌های ویژه
داوود رسولیان (به كبودی یاس)، عباس شوقی (پستچی سه بار در نمی‌زند)، جواد شریفی‌راد (كودك و فرشته)، جواد شریفی راد (موش)

نامزد بهترین طراح صحنه و لباس
اصغر نژاد ایمانی (پنالتی)، امیر اثباتی (تردید)، آتوسا قلم‌فرسایی (صداها)، سعید آهنگرانی (كودك و فرشته)، ایرج رامین‌فر، آتوسا قلم‌فرسایی (وقتی همه خوابیم)

نامزد بهترین صدای فیلم
حسین ابوالصدق (پستچی سه بار در نمی‌زند)، پرویز آبنار (تردید)، محمدرضا دلپاك (درباره الی...)، مانی هاشمیان (شبانه‌روز)، پرویز آبنار (صداها)

نامزد بهترین تدوین
حسن حسن‌دوست (پستچی سه بار در نمی‌زند)، واروژ كریم مسیحی (تردید)، هایده صفی یاری (درباره الی....)، محمدرضا مویینی (كودك و فرشته)، بهرام بیضایی، سپیده عبدالوهاب (وقتی همه خوابیم)

نامزد بهترین موسیقی
فردین خلعتبری (پستچی سه بار در نمی‌زند)، علیرضا كهن‌دیری (حیران)، كارن همایونفر (زادبوم)، ناصر چشم‌آذر (سوپر استار)، محمدرضا درویشی (وقتی همه خوابیم)

نامزد بهترین فیلم‌برداری
ساعد نیك‌زاد (پنالتی)، بهرام بدخشانی (تردید)، حسین جعفریان (درباره الی)، علیرضا زرین‌دست (سوپر استار)، مرتضی پورصمدی (شبانه‌روز)

حسن بلخاری‌، ابراهیم حاتمی كیا، داود رشیدی، محمد سریر، منوچهر شاهسواری، رسول صدرعاملی و مجید مجیدی هیأت داوران بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر هستند.

منبع: سینمای ما


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 22 بهمن 1387
سه شنبه 15 بهمن 1387  05:06 ب.ظ

 در جشنواره بیست و هفتم چه می گذرد؟


عکس: امین محمدی،نسیم هراز

 شکی نیست که جشنواره فیلم فجر هر ساله اتفاقات بسیاری را به همراه دارد. از معرفی فیلم هایی که آینده خواهیم دید(به امید خدا البته!!) تا جنجال ما جقله ها ! و نشریات برای اینکه ببینند کدام فیلم بیشتر به دلشان نشسته است و می خواهند سیمرغ را دست کی بدهند....از کارگردان تا آبدارچی فیلم!
ما که تا به حال توفیق حضور نداشته ایم...امیدواریم این سعادت یار هر کس شد به خوبی از آن استفاده کند.(از شما چه پنهان اگر من امکان حضور در جشنواره را داشتم حتما با خودم لحاف دشک می بردم!!! فک کن روزی 6 تا فیلم داغ داغ از تنور دراوومده ببینی!!)

 خب مقدمه چرت و پرت مان تمام شد... فعلا در این زیر لیست فیلم ها،بازیگران و کارگردانانی را ببینید که در جشنواره حضور دارند. فیلم ها به 2 بخش تقسیم شده اند...آنهایی که دیدنشان داغ داغ است و آنهایی که داغ داغ نیست..!! کمی گرم است.     چه فیلم هایی می بینیم؟ 

 ترین ها: 

 .::.تردید(واروژ کریم مسیحی).::.
.::.اخراجی ها2(مسعود ده نمکی).::.
.::.پاداش(کمال تبریزی).::.
.::.شبانه روز(کیوان علی محمدی،امید بنکدار).::.
 .::.عیار 14(پرویز شهبازی).::.
 .::.صداها(فرزاد موتمن).::.
.::.ملک سلیمان(شهریار بحرانی) .::.
.::.پستچی 3 بار در نمی زند(حسن فتحی).::.
.::.زادبوم(ابوالحسن داوودی).::.
 .::.سوپراستار(تهمینه میلانی).::.
 .::.بی پولی(حمید نعمت الله).::.

  الباقی:

  .::.آن سوی رودخانه(عباس احمدی مطلق).::.
 .::.بیست(عبدالرضا کاهانی).::.
 .::.به کبودی یاس(جواد اردکانی).::.
 .::.پای پیاده(فریدون حسن پور).::.
.::.پنالتی(انسیه شاه حسینی).::.
 .::.چهره به چهره(علی ژکان).::.
.::.حریم(سید رضا خطیبی).::.
 .::.حیران(شالیزه عارف پور).::.
 .::.دوزخ،برزخ،بهشت(بیژن میرباقری).::.
.::.صندلی خالی(سامان استرکی).::.
.::.کتاب قانون(مازیار میری).::.
.::.کلانتری غیرانتفاعی(یدالله صمدی).::.
.::.کودک و فرشته(مسعود نقاش زاده).::.
.::.گزارش مریم(اسماعیل براری).::.
.::.می زاک(حسنعلی لیالستانی).::.
.::.هفت و پنج دقیقه(محمد مهدی عسگرپور).::.
 .::.یک وجب از آسمان(علی وزیریان).::.

    *   *   *
اگر آب دستتان است بگذارید زمین و تردید،اخراجی ها2 و پاداش را از دست ندهید.البته ما ندیده می گوییم.تعصب هم نداریم ولی خب وقتی سوژه "پاداش" را می بینیم محال است از دستش بدهیم.شما هم مثل ما باشید!! حامد کمیلی،بهرام رادان و ترانه علیدوستی در "تردید" هستند. حامد بهداد هم در "شبانه روز" ."اخراجی ها2" که جمع جمیع سینمای ایران است.کامبیز دیرباز هم در "عیار 14" حضور دارد و احتمالا نقش او یک کابوی لات است!! رویا نونهالی،رویا تیموریان و پگاه آهنگرانی هم در "صداها" به ایفای نقش صدادار پرداخته اند! "ملک سلیمان" هم به امین زندگانی خودمان رسیده است و او نقش حضرت سلیمان را دارد. اما نقش مدیر دولتی در پاداش به بازیگر تئاتری یعنی "حسن معجونی" رسیده است."مارمولک" با شکل متفاوت؟ باران کوثری و پانته آ بهرام هم در "پستچی سه بار در نمیزند" به حضور خواهند رسید.بهرام رادان باز هم دیده خواهد شد اینبار در "بی پولی" حمید نعمت الله به همراه لیلا حاتمی. اینکه کدام یک سیمرغ می گیرند کدام کوپن مرغ و کدام هیچ ! را بگذارید کنار...سیمرغ گرفتن این بازیگر ها نه کسی را کشته است و نه سیمرغ نگرفتن شان آنها را بیچاره کرده ....این حرف ها را ول کنید.جدی جدی تنوع سوژه خوبی توی جشنواره امسال هست.سوژه ها را ار دست ندهید.عاشق چشم و ابروی فلان بازیگر هم نباشید.چشم و ابرو دارها هم فهمیده اند که باید "بازی" کرد. نباید "نمایش" داد.

وقتی دارید از خانه به سمت جشنواره می روید چند چیز یادتان نرود:

   تخمه و آجیل به همراه کافی(شما که منتقد نیستید...فیلم ها هم که نهایی نشده اند...بشینید حالش را ببرید!!) 

 حرکت با وسائط نقلیه(کمی فرهنگ داشته باشید...با ماشین شخصی رفتن همان ! بریدن کلاچ ماشین در اثر ترافیک همان!) 

 دوربین عکاسی با بند گردنی!(خب بالاخره در همچین جایی آدم چارتا آدم معروف که می بیند..نمی بیند؟ برای یادگاری گرفتن هم شده ببرید.از ما گفتن بود!!)

 چند نفر همراه(باور کنید تکی فیلم دیدن اصلا حال نمی دهد...چند نفر با خصوصیات اخلاقی خودتان دور خودتان جمع کنید و به عنوان همراهی ببرید...این روزها همه همراهی دارند...شما چطور؟)

  موبایل زاغارت(موبایل N95 تان را بگذارید بعدا که باهاش کلاس بگذارید!! برای همچین جاهای شلوغی و برای نرفتن از کف جیب تان...یک موبایل زاغارت جواب می دهد!!) 

 پول( اصلا این یکی مهمترین اصل زندگی ست...مهترین اصل زندگی تان را با حفاظت کامل از یاد نبرید!!!) 

 کاغذ یادداشت+خودکار( اگر از آجیل خوردن زده شدید و حس منتقد بودن به شما دست داد....این یکی را یادتان نرود!!) 

 زنجیر چرخ (شرمنده!!!....ببخشید...این یکی با مسافرت های نوروزی اشتباه شد!!)  

    همین!!!   بروید به جان سینمای ایران دعا کنید که از این پاتوق ها برایتان جور می کند.        


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 15 بهمن 1387

گفتگوی مفصل با پیمان ابدی (طراح صحنه های اکشن)



---------------------------
نرگس خرقانی-سی نت
---------------------------

چند سال پیش نمایش یک سریال آلمانی از تلویزیون آغاز شد، که صحنه های اکشن آن از قبیل؛ برخورد چند اتومبیل در بزرگراه و انفجار اتومبیل ها و صحنه هایی از این دست هیجان زیادی را برای بینندگان ایجاد می کرد . صحنه های اکشن در این سریال به قدری زیاد بود ، که به عقیده بسیاری از بینندگان هر قسمت این سریال به اندازه یک فیلم سینمایی حاوی صحنه اکشن بود.
برای بسیاری در ایران ساخت چنین فیلمی البته با صحنه های اکشن محدودتر ، در آن زمان بیشتر شبیه به خواب و رویا بود و بدون شک کمتر بیننده ای در آن زمان این تصور را داشت که کارگردان همه این صحنه های جذاب اکشن یک ایرانیست.
دو سال پیش بود که مصاحبه ای از پیمان ابدی در یکی از نشریات خواندم. مصاحبه ای که بیشتر یک معرفی نامه درباره این هنرمند ایرانی بود. دانستن این موضوع که یک ایرانی یکی از موفق ترین کارگردانان جلوه های ویژه و حرکات اکشن در آلمان و اروپاست برای هر ایرانی بسیار جذاب و شنیدنی بود و برای من نیز به شخصه این موضوع از جذابیتی زیادی برخوردار بود.
خصوصا اینکه پیمان ابدی در آن مصاحبه اعلام کرد که می خواهد کارش را در ایران ادامه دهد و به پیشرفت سینمای ایران کمک کند.
دو سال از حضور پیمان ابدی در سینمای ایران گذشته است و طی این مدت نام او را روی بسیاری از فیلمهای سینمایی و تلویزیونی به عنوان طراح صحنه های اکشن فیلم دیده ایم . از یک صحنه تصادف در فیلم قرنطینه و سریال میوه ممنوعه گرفته تا صحنه فرار گاو در ریسمان باز و بسیاری صحنه های دیگر فیلمها که باعث شده است، فیلمهای ایرانی از این حیث جذابیت های بصری زیادی داشته باشند و صحنه های اکشن که معمولا ساختش در سینمای ایران کار بسیار سخت و در بسیاری موارد غیر ممکن بود تبدیل به کاری آسان شده است.
با این حساب حضور پیمان ابدی تاثیرات مثبت خود را طی این مدت داشته است، اما اینکه برخورد سینمای ایران با او چگونه بوده است و آنها چه طور از او استقبال کرده اند خود سوالی است که تنها جوابش را پیمان ابدی می تواند ، بدهد و از آن مهمتر مقایسه ای میان شرایط فیلمسازی در ایران و اروپا به خصوص آلمان که این نیز در نوع خود می تواند جالب باشد . در کنار این مسائل بحث داغی در خصوص وی هم اکنون مطرح است برگزاری برنامه ای توسط پیمان ابدی و گروهش در شب چهارشنبه سوری است. همه این مسائل دست به دست هم داد تا گفتگوی با این هنرمند و ورزشکار موفق ایرانی داشته باشم و نظرات او را در این خصوص جویا شوم.



  • آخرین ویرایش:جمعه 6 دی 1387
پنجشنبه 16 آبان 1387  09:33 ب.ظ

روایتی از یک مشت دروغ !



 

-------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

-------------------------------

 

بگذارید همین اول خیالتان را راحت کنم..."یک مشت دروغ" ادامه کلیشه کسالت آور فیلم های هالیوودی،ضد آمریکایی است که کثرت و آشکارا بودن "کد دادن" در فیلم حرف اول را می زند.گرچه "یک مشت دروغ" خوش ساختی "ریدلی اسکاتی" خودش را دارد و از جنس سینمای اکشن است اما دستمایه قرار گرفتن سوژه "گروه های تروریستی" آن هم با کد دادن های همیشگی این نوع فیلمها؛ تا حدود زیادی از ارزش فیلم کاسته است."یک مشت دروغ" در کارنامه ریدلی اسکات قطعا جایگاه پایینی خواهد داشت و فروش نه چندان خیره کننده اش گواه همین موضوع است.

داستان فیلم "یک مشت دروغ" درباره مامور CIA  به نام "فریس"(لئوناردو دکاپریو) است که قرار است به خاورمیانه بیاید و رهبر القاعده را در امان دستگیر کند."اد هافمن"(راسل کرو) هدایت کننده و تصمیم گیرنده اوست.او همچنین نقش رهبر عملیات را نیز دارد.گلشیفته فراهانی هم نقش یک پرستار ایرانی-اردنی را بازی می کند به نام "عایشه" که البته نقش او در فیلم محوری نیست.

تماشاگر در مواجهه با "یک مشت دروغ" کاملا با یک فیلم ضداسلامی روبه رو است.در جای جای سکانس های فیلم تلاش شده است که با دادن کد هایی مثل "حماس"، "جهاد"، "فلسطین"، "شهید" و همچنین آوردن آیاتی از قرآن و شنیدن صوت اذان .... اسلام را مساوی با تروریست،القاعده و تحجر نشان دهد.سکانس های بسیاری در فیلم وجود دارد که به وضوح و تا اندازه بسیار زیاد به شعار دادن می گذرند.اغراق در دیالوگ های فیلم به بدنه قصه لطمات جبران ناپذیری را وارد کرده است.

به طور مثال سکانسی که "هانی سلام"( که یک فرد بانفوذ در امان است)،با مصطفی کرمی(که عضو القاعده است) که در بیابان با یکدیگر به گفتگو می پردازند.مصطفی کرمی که ظاهرا توسط افراد هانی دستگیر شده است با یک تماس تلفنی با مادرش و همچنین تمکین مالی از طرف هانی باز هم ظاهرا دست از القاعده می کشد...هانی سلام وقتی او را از روی زمین بلند می کند و به او می گوید که "مسلمان خوبی باش" به راحتی و با تمکین مالی ! اما در پایان فیلم ما باز هم مصطفی کرمی را در کنار القاعده می بینیم.

یا به طور مثال سکانسی که "اد" در حال راهنمایی فریس است؛ همسرش وقتی از او بیداری تا 2 نیمه شبش را می پرسد او با اغراق بسیار می گوید: دارم بشریت را نجات می دهم !!!

فیلم تلاش زیادی کرده است که اتفاقات پیش آمده را به صورت منطقی با یکدیگر ربط دهد اما یا شاید درست روایت نمی شود یا واقعا این اتفاقات ربطی به یکدیگر ندارند و فقط دارند در کنار هم روایت می شوند.

"یک مشت دروغ" تکیه فراوانی بر سیاست های دولت آمریکا دارد و همان شعارهای همیشگی را تکرار می کند.برای درک این موضوع هم حتما لازم نیست شما یک کارشناس سینما و یا منتقد باشید.همین که مخاطب فعال سینمای هالیوود باشید،کافیست.

 اگر چنین فیلم هایی که سفارشی ساخته می شوند را یکی یکی در کنار هم قرار دهید،به نتایج یکسانی می رسید.در این فیلم ها سعی شده است که دولت آمریکا به عنوان رهبر دهکده جهانی معرفی شود.پای ثابت این فیلم ها هم همیشه یک قهرمان آمریکایی است که قصد دارد بشریت را از شر ظلم نجات دهد.او به مانند یک راهنما و جنگجوی مقتدر در صدد کنار زدن تیرگی ها از آدمیان است.

 

 وقتی "اد هافمن" فیلم تهدید "السلیم" را به فریس نشان می دهد شما شمایل یک مسلمان با محاسن را می بینید که در کنار آن صدای مناجات آیات قرآن هم دارد در پس زمینه فیلم پخش می شود.این تصویر، بارز ترین نوع تصویر فیلم از مسلمانان است که به بیننده اش این کد را می دهد که مسلمانان را با این تصویر بشناسد.یک تصویر سیاه،تاریک و خشن.

 

در پایان فیلم که فریس تصمیم می گیرد که در خاورمیانه بماند و اد به او می گوید : هیچ کس از خاورمیانه خوشش نمیاد !...اما فریس چه زمانی تصمیم می گیرد که در خاورمیانه بماند؟ زمانی که با عایشه آشنا می شود یا زمانی که السلیم دستگیر می شود؟ آن هم نه به دست ماموران سیا...بلکه به وسیله ماموران امنیتی هانی سلام!!... خب دمکراسی آمریکایی اینبار خودش دست به کار نمی شود،کس دیگری قرار است کار را انجام بدهد.کسی که از جنس تروریست هاست ولی با ماست!!(هر که با ماست که هیچ وگرنه با تروریست هاست....این جمله را از زبان چه کسی شنیده اید؟)

او در خاورمیانه می ماند تا دموکراسی مد نظرش را پیاده کند.او طبق یک "برنامه" باید بماند.

 

ماهواره جاسوسی همه را از بالا تحت نظر دارد و به "اد" این امکان را می دهد تا هم عملیات را به پیش ببرد و هم مراقب فریس باشد،تا مبادا او از نقشه دور شود. او در جایی که نتواند برای فریس و شاید بهتر بگوییم عملیات،کاری کند؛فقط اظهار تاسف می کند(متاسفم رفیق!).ماهواره جاسوسی در اینجا مفهوم خداگونه ای دارد(دقت شود به سکانس های متعددی که ماهواره جاسوسی از بالا بر اعمال فریس و...نظارت دارد).با آن می توان همگان و همه چیز را زیر نظر داشت البته به شرطی که گرد و خاک ایجاد نشود!!!

اما فیلمنامه برای پیشبرد قصه به یک نکته خیلی خاص هم تاکید می کند آن هم زمانی ست که فریس دارد با اد (که در آمریکاست) صحبت می کند.اگر کمی بیشتر دقت کنید شما اوضاع خاورمیانه و جایی که فریس در آنجا قرار دارد را ناآرام و نامن حس می کنید.تمامی صحنه ها که در خاورمیانه ضبط شده است،از یک تلاطم و اغتشاش حکایت دارند انگار که همین الان و در وسط بازار بمبی منفجر خواهد شد.(البته حرکات دوربین هم بی تاثیر نیست).اما در آن سوی آب ها شما هیچ اضطرابی را در فیلم حس نمی کنید. هنگامی که اد که با آرامش خاص و کنار همسر و فرزندش است و حتی فرزندش را برای بازی به پارک می برد.گویی او کاری جز رسیدن به خانواده اش ندارد !!!.اینجا یک تصویر آرام و بی دغدغه از خانواده آمریکایی ترسیم شده است اما در کنار آن تصویر مخدوش شده از خاورمیانه و مردمانش وجود دارد.این تصویر حتی به بطن آداب مردم مسلمان هم بسط داده می شود.اشاره به زمانی ست که عایشه در بیمارستان به فریس می گوید "خواهرم باید تو را ببینه" و فریس هم بلافاصله جواب می دهد که "یعنی باید خواهرت قبل از خودت منو تایید کنه؟".جمله ای که شاید بیشتر به یک سخنرانی من باب حقوق زنان از زبان یک فمینیست بیان شود تا دیالوگ یک مامور CIA.فرهنگ آمریکایی رسوم شرق را به رسمیت نمی شناسد و می خواهد هر طور که شده فرهنگش را بر دیگر فرهنگ ها تحمیل کند.

 

"یک مشت دروغ" فیلمی به سفارش بالا و در عین حال خوش ساختی ست.یک مشت دروغ می تواند طرفداران سینمای اکشن و ریدلی اسکات را به خوبی سرگرم کند ولی فیلمی نیست که بتواند نکات پیچیده در خود جای دهد یا امتیاز بالایی از منتقدین بگیرد. به مانند عنوان فیلم شاید بهتر بتوان گفت که یک مشت دروغ واقعا یک مشت دروغ است که یکی یکی به خورد مخاطب داده می شود.دروغ هایی که اگر خیلی بزرگ باشند می توانند حقیقت را کنار بزنند.

 

نکته آخر: بازی گلشیفته فراهانی چندان محوری و مسحور کننده نیست.او فرقی نکرده است.عجب در آنم که چگونه او الان در رده بندی ستارگان هالیوود در جایگاه اول قرار گرفته است.سرنوشت او در فیلم هم مشخص نشد!!!

 

 


گفت‌وگو با ترانه علیدوستی درباره فیلم این روزهایش ؛ كنعان



-------------------------------------

اعتماد ملی

-------------------------------------


جذابیت‌های فیلمی چون <كنعان>، بازی و نقش متفاوت ترانه علیدوستی نسبت به سایر آثارش، پرسش‌ها و ابهام‌های ذاتی كنعان و به‌ویژه مواردی كه به‌زعم ما جای انتقاد دارد و به نظر بازیگر اول فیلم جزئی از فیلم به شمار می‌آید، باعث می‌شود گفت‌وگو با ترانه علیدوستی غیرقابل پیش‌بینی جلو برود و در خیلی از مقاطع از بحث درباره بازیگری فیلم به قصه‌گویی و پرداخت ساختاری آن برسد.
برخورد او با كنعان مشابه رفتاری است كه شخصیت مینا تا پیش از فصل <نذر> در فیلم از خود بروز می‌دهد. به این فیلم اعتقاد دارد و می‌گوید با لحظه لحظه آن زندگی كرده است. نقدهای ما بر این زندگی و پاسخ‌های ترانه علیدوستی می‌تواند داستان فیلم و نگاه یك بازیگر را به آنچه آفریده برای خوانندگان روشن كند. ‌


نامه یک مادر به گل‌شیفته فراهانی؛
می‌دانی هالیوود کجاست؟



-------------------------------------
هانیه میرزاییان
-------------------------------------

سلا‌م گلشیفته جان؛این روزها نام تو را از خیلی‌ها می شنوم و در هر مجلس و مهمانی ای نقل زبانهایی.شنیده ام رفته ای به ینگه دنیا و حجابت را از سر برداشته ای و...



گلشیفته جان،وقتی ۲ سال پیش با پسر بزرگم رفتم به سینما كه فیلم میم مثل مادرت را ببینم،از بازی گرم و صمیمانه تو همه صورتم از اشك خیس شد،آن لحظه شك نداشتم كه همه مادران ایرانی شبیه گلشیفته اند و گلشیفته،نقش پنهانی ا ست از تصویر مادری كه هر ایرانی در ضمیرش دارد.مادری كه همه وجودش ایثار و از خود گذشتگی است،می سوزد تا نورو گرمی و محبت وحیات ببخشد،"هست"برای آن كه فرزندش "باشد."مادری كه یك زیبایی آسمانی در رخسارش موج می زند و ترنم لبانش به ذكری الهی،در خانه نور می پراكند.
یادت هست هنگامی كه تو با مشت به شیشه كوبیدی و دستت غرق خون شد تا فرزندت نجات یابد،چگونه رسول ملا‌قلی پور در پشت صحنه زار زار گریست؟رسول،چهره مادر خودش را در تو ترسیم كرد.تو زنی شدی به شكل مادر رسول،به شكل مادر همه ایرانی‌ها.این تاج افتخار را رسول بر سرت گذاشت پیش از آن كه آن حادثه،آن خبر شوم رخ دهد.
اما حالا‌ تو رفته ای آن ور دنیا و عوض شده ای.می گویند می خواهی ستاره فیلم‌های‌هالیوود شوی.
گلشیفته جان،نمی دانم كه مادرت در قید حیات هست یا نه،اما می خواهم به عنوان یك مادر با تو حرف بزنم.دخترم،تو می دانی كه‌هالیوود كجاست؟
می دانم كه هنر پیشه هستی و به اندازه همه گیس‌های سفید من در شباب عمرت فیلم دیده ای،عمرت دراز باد مادر،اما خبر از دنیای‌هالیوودی‌ها داری؟می دانی این اختاپوس بر هر زنی كه چنگ بیندازد تا چه منجلا‌ب‌هایی سقوطش می دهد؟ دخترم،دنیای غربی كه تو اكنون به آنجا رفته ای،ترمز بریده است.غرق شدن در تنعمات عجیب و تهوع آور جسمی،دارد مثل موریانه پایه‌های خانواده‌ها رادر غرب می جود...می دانم،می دانم كه آنها پیشرفته اند،اما این پیشرفت‌ها چشمت را كور نكند.
دخترم،برای من كه مادرم قابل تصور نیست كه چگونه یك هنرپیشه زن غربی،در حالی كه از استودیو به خانه می آید و تنش به ننگ بوی مردی غریبه آغشته است،می تواند آغوشی پر از عشق را به همسرش هدیه دهد؟ چگونه چنین زنی همراه فرزندش،در برابر پرده سینما یا تلویزیون می نشیند،و صحنه هم آغوشی خود و هنرپیشه ای بیگانه را تماشا می كند؟گلشیفته جان،دنیای رسانه و تبلیغات،خیلی پر هیاهوست مادر جان!مبادا زرق و برق‌هالیوود چشمت را كور كند كه گوهر عصمت و عفافت را بدزدند. شهرت،طعم خوشایندی دارد در شباب عمر.شهرت،یعنی پول،احترام،فلشهای پرنور دوربین‌های عكاسی و هلهله و هورای میلیونها هوادار در سراسر جهان.دخترم،هالیوود می تواند تو را به قله شهرت جهان برساند،می تواند نام تورا در تاریخ سینمای جهان جاودانه كند،می تواندحساب بانكی تو را با ارقام نجومی پر كند،دستشان درد نكند،خیلی هم خوب است كه به این چیزها می رسی مادر.اما به یاد داشته باش كه حتی اگر لباسی از یاقوت برتنت كنند،تاجی از الماس بر سرت بگذارند،و در قصری پر از جواهرات رنگین و افسانه ای ساكنت كنند، جای خانه ای گرم از محبت و هلهله شادمانه كودكت را نخواهد گرفت.این درسی بود كه رسول ملا‌قلی پور به تو یاد داد،اما خیال می كنم خوب این درس را یاد نگرفته ای.از تو خواهش می كنم یك بار دیگر بنشین و فیلم میم مثل مادر را ببین؛ببین رسول می خواسته در این فیلم چه چیزرا به تو و به همه دختران ما حالی كند؟
فراموش نكن گلشیفته جان كه تو اول یك مادر هستی،بعد یك هنرپیشه،اول یك مادر هستی بعد یك شهروند،اول یك مادر هستی بعد یك...حتی همسر. گلشیفته،هیچ چیز،هیچ چیز در دنیا وجود ندارد كه بخواهی برای آن لذت یك مادر پاك و نورانی بودن را از دست بدهی.تمام فرصت‌های درخشان‌هالیوود هم نمی تواند لذت یك لحظه از تجربه شگفتی را كه امثال مادر ملا‌قلی پور درك كرده اند به توهدیه بدهد.هنرپیشه باش گلشیفته جان،به فكر ترقی و پیشرفت باش عزیزم، اما قبل از هر چیز یك"مادر"باش.

منبع خبر : سیاست روز

سینمای ما


  • آخرین ویرایش:-

او خودش را گم کرد...

 

 

 

----------------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

---------------------------------------

 

 

ستاره های ما علاقه عجیبی به افول دارند.البته شاید در به کار بردن اصطلاح "ستاره" باید کمی محتاط بود چون ستاره های زودگذر کم نیستند.اینکه بخواهیم هر شخصی را که "مشهور" شده است،ستاره بدانیم دچار قضاوت عجولانه شده ایم.ما لفظ ستاره را اینجا درباره چهره های سینمایی به کار می بریم."ستاره" در سینما یعنی کسی که وجود بتواند یک وزنه باشد...وزنه ای برای بالا بردن فروش فیلم،وزنه ای برای دیده شدن یک فیلم خاص،وزنه ای برای تحقق اهداف کارگردان و جذب بیشتر مخاطبان عام سینما.البته تعریف ستاره به همین چند نکته محدود نمی شود و تعاریف دیگری هم دارد که ما از توصیف آنها می گذریم.

محمد رضا گلزار که در ایران "ستاره" سینما شناخته می شود در گفتگویی با امیر قادری(منتقد سینما) گفته بود: «ما در ایران ستاره نداریم...در سینمای ایران ستاره مفهومی ندارد.ستاره یعنی کسی که واقعا حضورش یک وزنه است و از لحاظ مالی هم دغدغه ای ندارد...»شاید حرف محمرضا گلزار منطقی باشد اما چیزی که او در این میان اصلا از آن سخنی به میان نیاورده است همین تفاوت ظرفیت سینمای ایران و هالیوود است.گلزار در ایران به عنوان "ستاره" سینمایی شناخته می شود در حالی که شاید در سینمای دنیا(البته آن چیزی که ما از سینمای خود عرضه داشته ایم) یک بازیگر معمولی به حساب بیاید.در تمام کشورهای دنیا هم همین طور است.ستارهای سینمایی و تلویزیونی شان محدود به کشور خودشان هستند و چیز بیشتری ندارند.شما نگاه کنید به سینمای بالیوود.شاهرخ خان و امثالهم ستاره اند در حد بالیوود نه در حد سینمای جهان.

اما اینجا یک سوال مطرح است.چرا بازیگرانی مانند آل پاچینو،رابرت دنیرو و... در حد و اندازه های جهانی ستاره اند و محدود به سینمای کشور خود نیستند.دلیل این امحدود بودن ستاره ها به "هالیوود" بودن سینمای آمریکا بر می گردد.آنها حد و ظرفیتی برای ستاره هایشان قائل نیستند و سینمایشان را به تمام دنیا تحمیل کرده اند.بنابراین اینجای مساله به خودمان برمی گردد که سینمای ما؛ حد و ظرفیت سینمای هالیوود را ندارد که بخواهد ستاره جهانی عرضه کند و این یک امر کاملا طبیعی ست.سینمای ما به رغم پیشرفت های منحنی وار  در این چند ساله هنوز به جایگاه اصلی خود دست پیدا نکرده است.البته نباید حضور و نقش رسانه ها را فراموش کرد.رسانه های ما هم چندان قوی نستند که بتوانند در حد و اندازه های جهانی حاضر شوند.

برمی گردم به چند خط اول همین یادداشت...چرا چهره های سینمایی ما وقتی خود را ستاره می یابند دچار افول می شوند؟ گلشیفته فراهانی برای همیشه از ایران رفت تا راه خود را در جای دیگری پیدا کند.البته او هنوز به عنوان یک ستاره شناخته نشده بود.گلشیفته هنوز خیلی جای کار داشت تا ستاره شود اما نخواست و نماند.او هنوز پخته نشده...سوخت! گلشیفته فراهانی گمان میبرد که چون در یک فیلم هالیوودی بازی کرده است پس حتما یک فوق ستاره است که توانسته در جلوی اینهمه بازیگر معروف بازی کند ولی او خودش را گم کرد.

گلشیفته هنوز خیلی جوان است.او هنوز هنر این را ندارد که ظرفیت خود در سینمای ایران را با سینمای هالیوود تطبیق دهد.بدون هیچ شکی او در هالیوود ستاره نخواهد شد.او جایگاهش را در سینمای ایران به هوای اینکه در هالیوود اتفاقات بهتری برای او می افتد؛رها کرد.اما قانون سینما در همه جا یکی ست.گلشیفته کوچکتر از آن است که خود را در قامت یک ستاره به هالیوود تحمیل کند.درست است که بازی کردن روبه روی "دی کاپریو" و "کرو" برای بازیگری مثل گلشیفته یک افتخار است اما قطعا این باعث نمی شود که شما را در حد یک ستاره جهانی بالا ببرد.القای این فکر که در کنار یک ستاره قرار گرفتن می تواند "من را ستاره کند" خیلی ساده انگارانه است.

تنها چیزی که برای گفتن باقی می ماند همین قسمت یادداشت حسین زمان است: « گلشیفته الان همانی که می خواست هست،نه آن چیزی که مجبور بود باشد.»

 اما به نظر من گلشیفته هم به مانند همان خواننده "مسافر" به قهقرای تاریخ هنر ایران پیوست.جایی که تقریبا پلی برای بازگشت ندارد.

 


سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

وز آنچه که خود داشت،ز بیگانه تمنا می کرد

 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 مهر 1387
  • تعداد کل صفحات :14  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
آخرین پست ها