تبلیغات
هنر هفتم - مطالب سینما،تئاتر
چهارشنبه 9 فروردین 1391  12:46 ق.ظ



امشب فیلم The Adventure Of TinTin رو دیدم. سوژه و قصه ای بسیار تکراری داشت. با اینکه از جلوه های ویژه و انیمیشن فوق العاده عالی بهره می برد اما خط داستانی اش بسیار نخ نما شده بود.


از اسپیلبرگ بعید بود چنین اثری را تولید کند.
در کل؛
فیلم خوبی نبود
آقای اسپیلبرگ؛ لطفاً دور ایده های تکراری را خط بکشید و حداقل تن تن را نابود نکنید!




  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 فروردین 1391



یادمه وقتی فیلم کما داشت اکران میشد روزنامه جام جم مصاحبه ای با آرش معیریان(کارگردان فیلم و استاد دانشگاه) انجام داد. گفتگویی که فضاش یه کم عصبی بود و معیریان اصرار داشت که فیلم خوبی ساخته است.
وقتی مصاحبه کننده از معیریان پرسید «آقای معیریان اگر شاگرد شما فیلم "کما" را ساخته بود به او چه نمره ای میدادید؟» گفت: «نمره 20میدادم !»
حالا بعد از چند سال آرش معیریان یک نمره 20دیگر ساخته است !
داماد خجالتی
که واقعا من از دیدن این فیلم احساس خجالت کردم برای سینمای ایران و آدمهایش...آدمهایی که درس سینما در این مملکت می دهند آنوقت خودشان بدترین فیلمها را می سازند!

نمره شما بیست است آقای معیریان !


  • آخرین ویرایش:-

سخنرانی شاه، در صدر فهرست نامزدهای گلدن گلوب



فیلم "سخنرانی شاه"، با نامزد شدن در هفت رشته در صدر فهرست نامزدهای جوایز گلدن گلوب سال 2011 قرار گرفت.
کالین فرث، بازیگر انگلیسی با بازی در نقش جورج ششم (پدر ملکه الیزابت دوم) در این فیلم بریتانیایی نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد و هلنا بونام کارتر، بازیگر دیگر این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن شده است.
این فیلم همچنین برای بهترین فیلم نامزد دریافت گلدن گلوب شده است.

در فهرست نامزدهای این جوایز، دو فیلم مبارز و شبکه اجتماعی با نامزد شدن در شش بخش، از جمله بهترین فیلم، در رده دوم قرارگرفتند.

فیلم های دراما

تریلر قوی سیاه و فیلم علمی- تخیلی سر آغاز با بازی لئوناردو دی کاپریو دو فیلم دیگری هستند که برای دریافت جایزه بهترین فیلم دراما نامزد شده اند.

در بخش بهترین بازیگران نقش اول مرد فیلم های دراما بجز کالین فرث، جس آیسنبرگ، جیمز فرانکو، رایان گاسلینگ و مارک والبرگ نیز نامزد شده اند.
بجز والبرگ سه بازیگر دیگر فیلم مبارز در بخش های دیگر جایزه بهترین بازیگری نامزد شده اند. دیوید او راسل، کارگردان این فیلم نیز در بخش بهترین کارگردانی نامزد شده است.

در بخش بهترین بازیگران نقش اول زن فیلم های دراما هلی بری، نیکول کیدمن، جنیفر لورنس، ناتالی لورنس و میشل ویلیامز نامزد شده اند.

فیلم های کمدی و موزیکال

در بخش فیلم های کمدی و موزیکال فیلم های آلیس در سرزمین عجایب، توریست، قرمز، برلسک و بچه ها حالشان خوب است نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شده اند.

جانی دپ در بخش بهترین بازیگر مرد برای دو فیلم توریست و آلیس در سرزمین عجایب نامزد شده است و بازیگرانی چون پل جاماتی، جیک جیلنهال و کوین اسپیسی رقیبان او هستند.

در بخش بهترین بازیگر زن هم آنجلینا جولی، هم بازی دپ در توریست، با آنت بنینگ، آن هاتاوی، اما استون و جولین مور رقابت خواهد کرد.

مجموعه های امپراتوری بوردواک، دکستر، مرده متحرک، همسر خوب و مردان دیوانه نامزدهای بخش بهترین مجموعه های تلویزیونی شده اند.

نامزدهای جوایز گلدن گلوب توسط انجمن رسانه های خارجی هالیوود انتخاب می شوند که عموما خبرهای صنعت فیلمسازی در هالیوود را پوشش می دهند.

برندگان این جایزه که حدود یک ماه پیش از مراسم اسکار معرفی می شوند، معمولا شانس بالایی برای برنده شده جایزه اسکار دارند.

با این حال در شش سال گذشته تنها فیلمی که توانست پس از برنده شدن جایزه بهترین فیلم گلدن گلوب به اسکار هم دست یابد فیلم میلیونر زاغه نشین در سال 2008 بود.

در مراسم جوایز گلدن گلوب سال 2011، رابرت دونیرو، هنرپیشه کهنه کار سینمای آمریکا برای یک عمر فعالیت هنری جایزه معتبر سسیل بی دومیل را دریافت خواهد کرد.

مراسم شصت و هشتمین دوره جوایز گلدن گلوب روز 16 ژانویه در لس آنجلس برگزار می شود و رکی جرویز، کمدین مجری این مراسم خواهد بود.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 24 آذر 1389
دوشنبه 26 مهر 1389  07:40 ب.ظ



.::. امید محمودزاده ابراهیمی.::.

«کمدی آبرومندانه»؛ شاید این بهترین صفتی است که می‌توان برای فیلم «پسر آدم دختر حوا» به کار برد.آخرین ساخته رامبد جوان به مانند دیگر ساخته‌های سینمایی او در این سالها از تم‌مایه کمدی اجتماعی بهره می‌گیرد و قرار است در سینمایی که فیلم‌های سوپرمارکتی تولید و عرضه می‌شود و «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی‌اش حین فیلمبرداری لغو مجوز می‌شود؛ آبروداری کند و مخاطبان بی‌انگیزه  را روی صندلی سینما بنشاند.قصه «پسر آدم دختر حوا» کل کل 2 وکیل جوان به نام های مینا بزرگمهر(مهناز افشار) و فرهود زندی(حامد كمیلی) است كه برای به دست آوردن یك دفتر وكالت با هم رقابت می‌كنند. «آتش بس» تهمینه میلانی با بازی محمدرضا گلزار و مهناز افشار نزدیک‌ترین فیلمی است که مخاطب با دیدن «پسر آدم دختر حوا» آن را به خاطر می‌آورد. حالا «پسر آدم دختر حوا» با جایگزینی حامد کمیلی به جای محمدرضا گلزار همان سوژه را در قالب و محیطی جدید و همچنین با ریتمی تندتر به تصویر کشیده است. «پسر آدم...» سعی دارد تا آنجا که می‌توانسته از فرم کلیشه آتش بس خارج شود که به نظر می‌رسد تقریبا موفق بوده است.

رامبد جوان کارگردان خوش ذوقی در ژانر کمدی اجتماعی است و در این فیلم، وی سعی کرده(فارغ از سوژه) با استفاده از تمام ظرفیت‌های داستان جلو برود.دیالوگ‌های کوتاه و مختصر و کات سریع تصاویر و کش ندادن داستان و به قولی آب نبستن به آن، قدرت اصلی قصه این فیلم است. «پسر آدم...» سعی ندارد مخاطب را دلزده و بی‌حوصله کند. داستان در چند مقطع حساس در چالش نمی‌افتد و جلو می‌رود و با مخاطب خود بازی می‌کند.توازن دو کاراکتر اصلی هم به ریتم تند فیلم کمک شایانی کرده و موجب نیفتادن وزن فیلم در یک طرف شده است.تقریبا می‌توان گفت بین فرهود زندی و مینا بزرگمهر یک نوع دوئل شخصیتی وجود دارد که از ابتدا تا انتهای فیلم همراه با مخاطب است. «پسر آدم دختر حوا» در شرایط امروز سینمای ایران یک خط ثابت را پیش گرفته است.در حالی که نیاز به نوگرایی در سینمای ایران به منظور جذب مخاطب هر چه بیشتر به شدت حس می‌شود؛ «پسر آدم...» خطوط ثابتی را در پیش می‌گیرد تا نه پیشرفت خیلی خاصی باشد و نه افت محسوسی محسوب شود. در میان فیلم‌های کمدی امسال شاید «پسر آدم دختر حوا» تنها فیلمی است که می توان به سینما رفت و روی صندلی آن نشست و نظاره‌گر آن شد. البته حضور رامبد جوان روی صندلی کارگردانی فیلم نیز نباید فراموش شود.

منبع:
پاسارگادنیوز/آتش بس روی دور تند...


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 27 مهر 1389
شنبه 3 مهر 1389  03:08 ب.ظ


عکس: نسیم هزار

فیلم جدید اصغر فرهادی با نام «جدایی نادر و سیمین» در حین فیلمبرداری به دلیل این حرفها لغو مجوز  شد...

«امیدوارم وضع مملكت طوری شود كه گلشیفته بتواند برگردد، امیدوارم بهرام بیضایی برگردد. امیر نادری بتواند در ایران فیلم بسازد و امیدوارم جعفر پناهی هم بتوان در ایران فیلم بسازد و امیدوارم سال‌های آینده مجبور نباشیم اعلام كنیم كه ما عضوی از خانه سینما هستیم و به زودی وضع، وضع بهترین باشد.»


یاد این حرف افتادم و پوزخند زدم.....در ایران آزادی مطلق وجود دارد !


وقتی یاوه گویان حرف های فرهادی را «سیاه نمایی» بخوانند شما انتظار دارید ما به کجا برویم؟ وضع سینمایی الان ما خوب و عالی است و همگی باید برای آن کف بزنیم؟(اه ببخشید صلوات بفرستیم؟)

شاید فرهادی هم باید به دیدار مشایی برود !


چهارشنبه 10 شهریور 1389  10:00 ب.ظ







برای کشوری که همیشه مورد سوظن قرار می گیرد عجیب نیست که سوژه فیلم های هالیوودی هم بشود.همین چند وقت پیش بود که فیلم ترنسپوتر 3 را می دیدم(البته مربوط به سال 2008 است اما فرصت نکردم هیچ وقت کامل ببینم) در سکانسی از این فیلم رابط راننده حرفه ای(استاهام) به وی می گوید که می خواهد نقشه های پنتاگون درباره حمله به تهران را به او نشان دهد که استاهام به وی می گوید نه لازم ندارم!و حالا همین چند روز پیش فیلم سالت با بازی آنجلینا جولی را می دیدم که در سکانس های آخر فیلم مامور مخفی روسیه به جای رییس جمهور ایالات متحده می خواهد دکمه حمله اتمی به ایران و مکه را بزند تا با کشتن 9 میلیون نفر، یک میلیارد مسلمان را از آمریکا عصبانی کند تا امریکا برای همیشه از این کار درد بکشد.

البته این اولین بار نیست که اسم از ایران در سینمای هالیوود برده می شود.قبل ها در فیلم ارباب جنگ هم یک دلال اسلحه روسی در دیالوگ اش می گفت : من هم به ایران سلاح می فروختم هم به عراق و یا در فیلم دشمن ملت که جاسوس پیر خاطرات جاسوسی های خودش در ایران و بعد از انقلاب را برای همکارش تعریف می کرد.
سریال 24 هم در آخرین فصل خود به جمهوری اسلامی کامیستان و موضوع انرژی اتمی پرداخت که صدالبته معلوم بود که کامیستان فقط یک اسم توخالی است و منظور همان جمهوری اسلامی ایران بوده است. اشاره به ایران و کوباندن شدید روسیه به ویژه در همین موارد آخر یعنی فصل آخر سریال 24 و فیلم سینمایی سالت مواردی اتفاقی عجیبی است که این روزها داریم می بینیم.

پی نوشت یک:
سالت در زمانی پخش خود را شروع کرد که اوباما و مدودف در حال همبرگر خوردن بودند و جاسوس های دوطرف در حال مبادله!

پی نوشت دو:
سریع ذهنتان با این متن دنبال توطئه و از این صحبتا نرود...فقط خواستم به اینها اشاره کنم.همین


توضیح عکسها:
فیلم را ببینید تا خودتان بفهمید...ما همین جوری لوو نمی دهیم!(گرچه بالا توی متن یه چیزایی لوو دادیم اما تهیه کننده سالت زنگ زد گفت هیچی نگو تا نسخه 720p برسه دستتون ! میگم مگه فرقی تو داستانش میکنه...گوشی رو قطع کرد! ). برای اینکه داستان فیلم لوو نرود 3 عکس از این پست را حذف کردم.بروید با وجدان وبلاگ نویسی ما حال کنید!





  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 10 شهریور 1389


عکس مربوط به فیلم "آیینه‌ها" که در سال 2008 به نمایش درآمد

کیفر سادرلند(Kiefer Sutherland) بازیگر اصلی سریال 24 پس از اتمام بازی در 8 فصل این سریال به تیم بازیگران فیلم "مالیخولیا" پیوست.لارس وون تریرر کارگردان فیلم "آنارشیست" نویسندگی و کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد. این فیلم هم اکتون در مرحله فیلمبرداری قرار دارد و به غیر از کیفر سادرلند ، کریستین دانست بازیگر نقش ماری جین واتسون در سری فیلم های "اسپایدرمن" و شارلوت گینسگبورگ باریگر نقش مری ریورس در فیلم " 21 گرم" از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

قصه "مالیخولیا" کمی شاید ماورایی به نظر برسد چون اینطور که از منابع آگاه شنیده می شود "مالیخولیا" فیلمی‌ آخرالزمانی  و موضوع آن درباره برخورد اشیای آسمانی با زمین است.
کیفر سادرلند به واسطه صدای فوق العاده اش بیشتر آثارش در زمینه گویندگی صداست و ایرانی ها صدای او را حتما در بازی "ندای وظیفه5" شنیده اند. آخرین فیلمی که سادرلند در آن به ایفای نقش پرداخت "آینه ها" بود که در سال 2008 به نمایش درامد.فیلمی در ژانر وحشت که سادرلند در آن نقش "بن کارسون" را بازی می کرد.

همچنین آخرین خبرها از فیلم سینمایی 24 حاکی‌ست که "بیل ری" نویسنده این فیلم ، نگارش فیلم نامه را به پایان برده است و هم اکنون این فیلم در مرحله پیش تولید قرار دارد و قرار است تصویربرداری آن(طبق شنیده ها) در اوایل سال 2011 آغاز شود.





رمبو در قامت یک کماندو
جدیدترین فیلم
سیلوستر استالونه که «خرج شده ها» یا «مصرف شده ها» نام گرفته ، لیست کاملی از قهرمان های دیروز و امروز را در قالب یک  تیم کماندویی عضلانی با خود دارد و تا به امروز که 7 روز از اکرانش در سینماهای دنیا می گذرد 45 میلیون دلار فروش کرده است و فروش آخر هفته خوبی را پشت سر گذاشته است.(این فیلم در اولین هفته اکران خود 34 میلیون دلار فروش کرد و بر صدر فیلم های پرفروش قرار گرفت)

این فیلم شلوغ
استالونه،لادوگرن،ویلیس،استاهام،لی،رورک و شوارزنگر از قهرمان های اصلی فیلم هستند که اینطور که در تیزر فیلم مشخص است سهم ویلیس و شوارزنگر در نقش آفرینی این فیلم شلوغ، از بقیه کمتر است.سیلوستر استالونه که خود نویسندگی و کارگردانی فیلم را بر عهده داشته محوری ترین شخصیت فیلم است .او این بار هم به سراغ ژانر مورد علاقه و همیشگی اش یعنی اکشن زد و خورد رفته و با تیم بازیگرانی که او جمع کرده ،مشخص است که می خواهد همه دوستداران قهرمان های قدیمی فیلم های هالیوودی  را پای فیلم خود بنشاند.

درام/اکشن
این فیلم فقط متعلق به ژانر اکشن نیست و درام هم در آن نقش بسزایی دارد. مثل همیشه یک زن در ادامه داستان به قصه قهرمانان وارد می شود. نقش این زن را بازیگر مکزیکی  Giselle Itié بازی می کند که تاکنون فقط در سریال های غیرآمریکایی به نقش آفرینی می پرداخته است.

قهرمانان جمع می شوند
کاربران سایت IMDB به این فیلم نمره 7.6 از 10 داده اند که برای چنین فیلمی نمره خوبی به نظر می رسد.این فیلم که با بودجه 80 میلیون دلاری ساخته شده، امید دارد بتواند فروش خیلی خوبی در بازار کمتر رونق یافته این تابستان هالیوود داشته باشد،البته اگر «هیرو» ها یا همان «ماچو» ها همچنان توانایی جذب مخاطبان خود را به سینما حفظ کرده باشند.

جمع کردن این قهرمان ها در کنار هم بیشتر شبیه آرزوی بچه هایی‌ست که دوست دارند قهرمان ها در داستان های مختلف در یک داستان مشترک به کمک هم بیایند و به جنگ شر بروند.ناخودآگاه ای که در همگان وجود دارد و حالا «خرج شده» ها محصولی ست از این آرزوی دیرینه.باید منتظر ماند و دید که استالونه 64 ساله چه خواهد کرد.


جمعه 29 مرداد 1389  01:16 ق.ظ





شاید بهتر بود عنوان این مطلب را از عمل تا نمایش می گذاشتم تا عکس آن چون قرار است درباره مطلبی بنویسم که نمایش آن بستگی به عمل آن دارد.

پس از قضیه فرار شهرام امیری از دست ماموران امنیتی سازمان CIA و ضبط دو ویدیو از وی و سپس بازگشت او به کشور وی با ضعیف خطاب قرار دادن دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آمریکا گفت: آنها هیچ چیز نیستند و قدرت خاصی ندارند(نقل به مضمون). در کشورمان پس از این قضیه واکنش های متفاوتی صورت گرفت.عده ای(که نزدیک به جناح دولت هستند) به شدت از حرف های امیری حمایت کردند و در مطالب گوناگون و با استفاده از تریبون های مختلف سعی کردند حرف های امیری را واقعیت محض به جامعه نشان دهند و هم صدا با او بگویند که سیستم اطلاعاتی امنیتی آمریکا در این کار شکست خورده است. عده ای دیگر هم موضع ای کاملا مخالف گرفتند و حرف های امیری را شبیه جوک دانستند و او را به اتهاماتی متهم کردند.عده دیگری هم موضع شک بر خود گرفتند و زمان را روشن کننده کل قضیه دانستند و کمتر در اذهان عمومی اظهارنظر کردند.از جمله این افراد می توان به وزیر اطلاعات و وزیر امور خارجه،منوچهر متکی اشاره کرد که وی در اظهاراتی قبل از ورود امیری به کشور گفته بود: باید تمام زوایای این کار بررسی شود و حرف های امیری تایید شود و سپس اظهارنظر کرد.دیدگاهی محافظه کارانه در این زمان شاید بهترین دیدگاه شناخته شود.

اما به دیدگاه اول نگاهی بیاندازیم.عده ای که اعتقاد دارند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا در جریان قضیه امیری کاملا شکست خورده است و آنها چیزی جز نمایش سیستم و ماموران خود در هالیوود و فیلم ها و سریال های خود(به طور مثال فیلم هایی چون دشمن ملت،هویت بورن و سریال های همچون 24) ندارند و تصور ما از اینکه دستگاه اطلاعاتی ایالات متحده قوی ترین دستگاه اطلاعاتی دنیاست کاملا اشتباه است و این صرفا برداشتی است که عموم مردم در فیلم های هالیوودی کم و بیش دیده اند.
(نظر مهدی خانعلی زاده را به عنوان دیدگاه تقریبا رسمی دسته اول
اینجا بخوانید)

دسته دوم که کاملا اظهارات دسته اول را رد می کنند اعتقاد دارند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا بسیار قوی است و سابقه طولانی سازمان CIA در ماموریت های مختلف که هر ساله اسناد 30 سال پیش آن بازگشایی می شود گواهی بر این مدعاست.دسته ای که از سوی دسته اول به توهم زدگی متهم هستند.

اما دسته سوم که در بالا نیز گفته شد بسیار محافظه کار هستند و خود را در دسته اول و دوم نمی گذارند.دسته ای که به منطقی بودن و سیاستمدار بودن شهرت دارند و اعضای کابینه دولتی و ماموران امنیتی هم جزو این دسته هستند.آنها نه قدرت اسطوره ای آمریکا را باور دارند و نه ضعف مفرط آن...آنها سعی دارند همه چیز را زیر نظر داشته باشند اما گاه گداری از سوی بعضی از چهره های شاخص این دسته اظهاراتی همسو با اظهارات دسته اول(که به آنان نزدیک ترند) گفته می شود که آگاهان اعتقاد دارند این اظهارات صرفا برای نمایش گفته می شود و نمی توان به آنها استناد کرد.

اما سوالات از شهرام امیری و نحوه کارهای او بسیار است.
او چطور ربوده شد؟ چرا ربوده شد؟ او که بود؟دانشمند هسته ای یا محقق ساده که بر اثر تشابه اسم ربوده شده است؟ چرا سازمان CIA او را ربود،چرا شخص دیگری مورد حمله قرار نگرفت؟ او چگونه در آمریکا از دست ماموران امنیتی فرار کرد؟آیا یک مامور مخفی ایرانی به او کمک کرده است؟ آیا سیستم اطلاعاتی آمریکا که با مشقت او را از عربستان ربود به همین راحتی او رها کرد تا فرار کند؟ چرا امیری از نحوه فرارش چیزی نگفت؟ چرا امیری اطلاعات خود را صرفا در دادن 2 پلاک از خودروهای سازمان CIA محدود کرد و بسیار هم آنها را مهم دانست؟چرا آمریکا او را آزاد کرد؟ او چطور بین این همه شهر جا به جا شد؟ آیا امکانات امنیتی برای محدود کردن وی اینقدر ضعیف بوده است که وی توانسته 2 ویدیو ضبط کند و روی سایت یوتیوب بگذارد؟ چرا اکنون از وی خبری نیست؟ آیا بحث گروگان گیری بین ایران و آمریکا پس از 31 سال از گروگان گیری قبلی مطرح است؟

مسیر مطلب را نمی خواهم با این سوالاا عوض کنم...برمی گردیم به موضوع خودمان...آیا واقعا CIA نمایش آنچنانی دارد و چیزی در درون خود ندارد و همه این فیلم ها و سریال ها نمایش است؟
قضاوت به عهده شما اما من خاطره ای را می نویسم و متن را می بندم
زمانی که سریال خواب و بیدار در حال پخش بود در حین سریال عملیات ها و امکانات و ترفندهای پلیسی غافلگیر کننده ای، برای اولین بار در جلوی چشم بینندگان قرار گرفت.عاملی که باعث شد اعتماد به پلیس ایران و قدرتش بسیار بالا برود و تصویر پلیس در چشم مردم تغییر کند. دقیقا چنین اتفاقاتی هم در سریال 24 می افتد و اگر خوب نگاه کنیم اتفاقات و امکانات پلیسی ضد جاسوسی بسیاری در جلوی چشم بینندگان به نمایش گذاشته می شود.اما آیا همه این نشان دادن ها فقط یک شوی تلویزیونی است؟

به اعتقاد شخصی خودم اینها یک شو نیست بلکه عملا چنین امکاناتی(و هر چه بیشتر آن) در «عمل» وجود دارند اما «نمایش» با نشان دادن به موقع،اکشن و جذاب آن باعث می شود بیننده بسیار به انها جذب شود در حالی که انها در عمل واقعا یک امکان معمولی به حساب می آیند.هنر نمایش این است که آنها دقیقا در جای خود نشان می دهد و همین باعث می شود بعضی ها فکر کنند که چنین امکاناتی،چنین ترفندهایی وجود ندارند و صرفا یک خیال پردازی صرف است.
نظر من این است...نظر شما چیست؟


  • آخرین ویرایش:جمعه 29 مرداد 1389
  • برچسب ها:24 ،



دو تا شبکه داشتیم که اون موقع بهش میگفتیم کانال. هرچی بود در این دو کانال بود. اول سیاه سفید بود و بعد رنگی شد و ما ذوق در کردیم. وقتی بیکار بودیم و از بازی با اسباب بازیهای پلاستیکی و کتاب خوندن خسته بودیم، دسته جمعی جلوی تلویزیون مینشستیم و کارتون و سریال میدیدیم. فرقی نداشت جعبه جادویی داره "رامکال" نشون میده یا "آینه عبرت" یا حتی مستند "یک میلیارد مسلمان" یا سریالهای پلیسی مثل " درک"، ما فقط میدیدیم و لذت میبردیم. گاهی هم منتظر شنیدن خبر عیدفطر بودیم که وسط "پوآرو" گل و بلبل و آواز نشون میدادن و ما خوشحال میشدیم.

*** *** ***
یادمه وقتی پدرسالار پخش می شد و همه منتظر بودن ببینن آخرش چی میشه و آذر چشم سفید چه آتیشی میسوزونه و اسدالله خان از سکته قلبی نجات پیدا میکنه یا نه ، یه جک رواج پیدا کرده بود که: میدونی آخر پدرسالار چی میشه؟ دیش دیرین دین دین.... (آهنگ آخر سریال)

هزار دستان، سربداران، بوعلی سینا، کمال الملک سریالهای تاریخی بودند که در امکانات کم اون زمان ساخته شدند. کیه که هنوز شعبون بی مخ رو یادش نباشه؟

کیه که هنوز "روزی روزگاری" و بازی درخشان ژاله علو و مرحوم خسرو شکیبایی رو یادش رفته باشه؟

"گالشهای مادربزرگ" آخرش چی شد؟ دزد لوازم منزل کی بود؟

"آینه عبرت" و آتقی به کجا رسیدند؟ آتقی بالاخره اعتیادشو ترک کرد؟ منتقل و وافورشو کجا برد؟

زندگی ها در "آینه" شیرین شد؟ مرجانه گلچین و مهین شهابی که در تمام قسمتهای سریال بازی می کردند چی شدند؟

اون آقاهه در "راز باغچه" بالاخره تونست دخترو پسر سریال رو گول بزنه و به گنج باغچه دسترسی پیدا کنه؟ چی توی باغچه بود؟
آخر "تلویزیون کابلی بچه ها" چی شد؟
وای که چقدر کیف میکردیم وقتی اسد خمارلو در "آرایشگاه زیبا" مشغول شنیدن غرغرهای مادرش پشت تلفن بودو از سرما میلرزید، ما هم تو خونه کنار بخاری نفتی و مامان که داشت بافتنی میبافت نشسته بودیم و با همون حس سرما آرایشگاه زیبا میدیدیم.

" ساعت خوش" چرا یکهو تموم شد؟ جنگ های نوروزی شبکه یک ،اجراهای دیدنی "داریوش کاردان" در نقش عرب ، "بعد از خبر" شهریاری و آتش افروز، " تا هشت و نیم"، "دیدنیها"ی جلال مقامی، " واقع نمایی های "همسران" و " خانه سبز" بیرنگ و مرحوم رسام ،" قورباغه سبز"، "چاق و لاغر"، "النگ دولنگ"،" هوشیار و بیدار"، "علی کوچولو"، مسابقه " بخور بخور" با اجرای شهریاری و کیک های خوشمزه ای که شرکت کننده ها با چشم بسته می خوردند.

*** *** ***
خیلی وقته که دیگه خبری از این هیجانات و لذتهای تصویری نیست. همه چیز رنگ سیاهی به خودش گرفته، حتی وقتی بخوای مثبت هم فکر کنی و دیدن یکی از سریالهارو تحمل کنی، هنوز ده دقیقه نشده کانال رو عوض میکنی و میزنی فارسی وان. تا شاید در چند دقیقه استراحت قبل خواب کمی آروم بشی و استراحت کنی.
حتی دیدن سریالهای مثلا فاخر هم راضیت نمیکنه. چون سطع توقعت از رسانه ملی از زمانی که " آینه" پخش می شد تا به الان، خیلی بالاتر رفته و نمیتونی تحمل کنی که به نام بیننده و به کام رسانه ملی،سرت شیره بمالن.
*** *** ***

بهتره بی خیال این جعبه جادویی که تعدادشبکه هاش ( کانال قدیم) بیشتر شده رو بی خیال بشی و فکر کنی که اصلا خاطراتی از این جعبه جادویی که قبلا سیاه سفید بود و باید جلوش میرفتی تا این دو تا کانال رو عوض کنی، نداری...


منبع:کافه شکلات


نویسنده کافه شکلات انتهای این متن نوشته است که «وقتی بخوای مثبت هم فکر کنی و دیدن یکی از سریالهارو تحمل کنی، هنوز ده دقیقه نشده کانال رو عوض میکنی و میزنی فارسی وان. تا شاید در چند دقیقه استراحت قبل خواب کمی آروم بشی»....

اما من موافق نیستم چون به نظرم سریال های فارسی وان (اکثرا) قابل تحمل هم نیستند.حالا هم به لحاظ محتوا و هم دوبله بسیار ضعیف(البته این نظر من است) .

اینکه سطح توقع ما از رسانه میلی(ملی سابق!) از سال 1370 تا به الان بالا رفته است چیز عجیبی نیست.شما سینمای هالیوود را هم نگاه می بینید که از خیلی سال ها قبل تا به الان پیشرفت کرده اند تا مخاطب را از دست ندهند.ولی آیا رسانه ما هم آنقدر پیشرفت کرده...یعنی از مردم جلوتر حرکت کرده است یا عقب تر رفته؟ مشخص است که تلویزیون ما هر گامی که به جلو رفته است پس از آن چند قدم به عقب بازگشته است. به طور مثال در زمینه سریال های پلیسی ما یک دوره صعود را داشتیم که با کارگاه علوی1 و شلیک نهایی و سرنخ شروع شد و سپس رو به افول رفت و به سریال پلیس جوان رسید.پس از آن سریال خواب و بیدار تکانی اساسی به سریال های پلیسی و اکشن داد ولی پس از آن ما باز هم رویه سقوط را در پی گرفتیم و حالا کلانتر3 که بی محتواترین سریال پلیسی حال حاضر محسوب می شود،مهمان خانه هاست. برای همین هم هست که بعضی ها(عمدتا سیاسیون تندرو) از رویه پیشرفت و بالا رفتن توقع  دلخوش نیستند و آن را برخلاف رویه مصالح خود می دانند چون توقع چیزی است که اگر بالا رفت دیگر نمی توان آنرا پایین آورد و این مسئولان و سازندگان هستند که باید خود را به سطح توقع مردم برسانند.

تلویزیون ما به نظرم کار خوبی کرد که سریال هایی مثل 24 و فرار از زندان را پخش نکرد(کاری که به نفع خودش تمام شود) چون اگر این سریال ها پخش شوند  دیگر کسی سریال های ایرانی را نگاه نمی کند.گرچه اعتقاد دارم که همه چیز جای خودش را دارد اما ما هم باید رویه پیشرفت خودمان را در پیش بگیریم.  ما باید سبک خودمان را در پیشرفت پی بگیریم.


پی‌نوشت یک:

این عقب ماندگی یا خیلی طول می کشد که جبران شود یا بالاخره ما باید قید پیشرفت را بزنیم و فقط شاهد پیشرفت دیگران باشیم.


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :14  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها