تبلیغات
هنر هفتم - مطالب سینما،تئاتر
یکشنبه 3 فروردین 1393  04:53 ب.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: همشهری 24 ویژه نامه خوبی را برای عید تدارک دیده. با عکسی از ترانه علیدوستی به انتخاب 24ای ها که بازیگر منتخب شان در سال 1392 بوده است.
انبوهی از مطالب و یادداشت های سینمایی در این ویژه نامه کار شده که از نظر شخصی این مطالب خواندنی تر بودند:

1. یادداشت هوشنگ گلمکانی درباره سینما،جشنواره فیلم فجر و توضیحات خیلی خوب و روشنگرایانه درباره داوری های جشنواره فیلم فجر





2. اما جالب ترین مطلب 24 مربوط است به چند سینماگر جهانی که روی جلد 24 رفته اند و حالا با آنها درباره 24 گفتگو شده است. کوئنتین تارانتینو،جانی دپ و دیوید فینیچر از جمله این افراد هستند.



خوب یادم هست که نوروز 1390 وقتی در حال بستن ویژه نامه نوروزی نشریه پاسارگاد سیرجان بودیم ایده ای از طرف یکی از دوستان ارائه شد که Fake News در نشریه کار کنیم فقط به شرطی که در پایان مشخص شود که Fake بوده وگرنه بعد از عید باید به هزاران نفر جواب پس بدهیم! :-))  گفتگویی خیالی انجام دادیم با نیکی کریمی و حضورش در سیرجان و ساخت یک فیلم مستند و آن را در تیتر آوردیم(بعلاوه عکس بزرگی از نیکی کریمی روی جلد :دی ) مطلب و چینش کار را خودم انجام دادم و خوشبختانه مشکلی پیش نیامد. Fake News خیلی کار بدی نیست. کمتر مورد استفاده قرار میگیرد اما وقتی نشریه ای تصمیم به اجرای آن میگیرد باید خیلی دقت و وسواس به خرج دهد. همشهری جوان هم فکر کنم یک بار این کار را انجام داد و فیک نیوز را در همان شماره توضیح داد.(با عکسی مونتاژ شده از جومونگ در دفتر همشهری جوان و مجله بدست!)
همشهری 24 هم همینکار را انجام داده و متن را اگر از اول تا آخر بخوانید خودتان متوجه می شوید. البته نباید کار احسان لطفی را دست کم بگیریم که سعی کرده جملات به صورت ترجمه ای در متن بیان شود یا شدت واقعی بودن آن به چشم بیاید.
 البته این کار پاسخی هوشمندانه به اقدام چندماه پیش هفته نامه مثلث است که مصاحبه ای خیالی با هووارد گوردون تهیه کننده سریال Homeland انجام داد و هیچ وقت هم حاضر نشد جعلی بودن آن را بپذیرد! خصوصا آنکه در لید مطلب همشهری24 نوشته شده که تمامی این مطلب واقعی بوده و سند آن در دفتر نشریه موجود می باشد. این دقیقا متنی بود که هفته نامه مثلث منتشر کرده بود. گرچه بعدا مثلث توضیح داد که لازم نمی بینید اسناد مصاحبه اش با هووارد گوردون را به کسی نشان دهد! شاهد قضیه اعضای هیئت تحریریه بوده اند!!!  اما این رفتار هفته نامه مثلث مصداق بی اخلاقی بود.  اینکه مصاحبه ای خیالی را جای مصاحبه واقعی جا بزنیم و حرف های خودمان را از زبان مصاحبه شونده خیالی بزنیم بی اخلاقی رسانه ای است نه حرفه ای گری رسانه ای. در هر حال  این کار همشهری24 در این زمینه فوق العاده بود.



3.پرونده ای چند صفحه ای درباره 20 کارکتر فراموش نشدنی سینمای ایران کار شده که خودم به شخصه با چندتای آنها در این حد ارتباط برقرار نکردم اما کار نو و متفاوتی درآمده خصوصا آنکه هر نویسنده ای برای هر کارکتر مطلبی جداگانه نوشته شده و در یک ستون کناری درباره شخصیت و بازیگر توضیح آورده شده و حتی دیالوگ های ماندگار آن کارکتر درج شده است. این کار متفاوت جز از حسین معززی نیا و 24 برنمی آید فقط ای کاش و ای کاش مطلب شخصیت حاج کاظم آژانس شیشه ای را سوسن شریعتی نمی نوشت. متن کمی نامفهوم است.



4.درباره 50شمارگی و یا 4سالگی نشریه 24 هم یک پرونده جمع آوری شده ولی همه ی آن به 24 و دست اندرکارانش برنمی گردد. نویسندگان 24 این بار از نقد نوشتن خود نوشته اند و از آنان خواسته شده که رازهای نوشتن خود را برای مخاطبان 24 فاش سازند. یادداشت ها همه عالی اند اما من یادداشت های مجید اسلامی  مجید بسطامی  امیر پوریا و آرش خوشخو را بیش از همه پسندیدم.
مطلبی هم درباره چگونگی تهیه عکس های روی جلد کار شده که جذاب است.از دست ندهید



5. میزگردی هر ساله در نشریه هالیوود ریپورتر برگزار می شود و در آن با سینماگران موفق سال گذشته گفتگو می شود. گفتگو بسیار حرفه ای انجام شده و فقط مصاحبه کنندگان از بقیه سوال نمی کنند و خوده سینماگران هم گاهی نقش مصاحبه کننده را بازی می کنند. این میزگرد ترجمه شده و بسیار هم خوب ترجمه شده(یحیی نظری آن را ترجمه کرده). این مطلب را از دست ندهید. آلفونسو كوآرون (جاذبه)، پل گرین‌گرس (كاپیتان‌فیلیپس)، دیوید اُ. راسل (دغل‌كاری آمریكایی)، استیو مك‌كوئین (۱۲ سال بردگی)، بن استیلر (زندگی خصوصی والتر میتی) و لی دنیلز (پیش‌خدمت) در این میزگرد خواندنی تعارف را كنار گذاشته‌اند و علاوه بر پاسخ‌دادن به پرسش‌های مصاحبه‌كنندگان هر سؤالی از همدیگر داشته‌اند هم به‌زبان آورده‌اند.



سه شنبه 12 آذر 1392  12:20 ق.ظ

درباره فیلم کوتاه«فرار» ساخته علیرضا زندیه و علی رسولی
تجربه یک قالب متفاوت



امید محمودزاده ابراهیمی: فرار نام فیلم کوتاهی از علیرضا زندیه و علی رسولی است. علیرضا زندیه با من نسبت فامیلی دارد.پسر عمه ام است. این متن را هم برای خوشامد فامیلی نمی نویسم. گرچه به دلیل مکان های زندگی؛ دور از هم هستیم و سالی یک بار هم نمی توانیم همدیگر را ببینیم اما علیرضا اگز اشتباه نکنم از اول دبیرستان سفت و سخت سمت هنر رفت.متولد 1374 است.فیلم فرار اولین تجربه هنری حرفه ای او است که حالا دیگر می توان گفت واقعا «دیده شده است».
فرار درباره آلودگی محیط زیست است. آلودگی ای که علیرضا و شهروندان تهرانی کاملا با آن آشنایی دارند. همین آشنایی و همزیستی نامسالمت آمیز! باعث شد علیرضا زندیه به همراه علی رسولی یک فیلم کوتاه درباره آن بسازند. در این فیلم علیرضا تنها نقش آفرینی می کند و علی رسولی تصویربرداری را برعهده دارد. زمان کل فیلم 6 دقیقه است.
بخواهیم صادقانه نگاه کنیم سوژه فیلم «نو» نیست. حتی حرکت فیلم از ثانیه یک تا ثانیه آخر هم نو نیست اما «فرار» واقعاً دارد از کلیشه نگاه ها هم فرار می کند. در ادامه توضیح می دهم چرا «فرار» دارد این کار را انجام می دهد. فیلم با یک تصویر قرمز و لوگوی فیلم آغاز و به سمت یک فضای سیاه و سفید و یک مرد تنها در وسط خیابان با ماسک فید می شود. افکت های صدا که آلودگی صوتی را القا می کنند به یکدیگر می پیوندند. یک جور موسیقی از میان تمامی این افکت ها شنیده می شود.فضا سیاه و سفید است. مرد ماسک زده با حالتی ناآرام و بی قرار به سمت ناکجا شروع به فرار می کند و دوربین با حرکات تند او را دنبال می کند. حرکات دوربین و تدوین تصاویر بسیار تند است. لوکیشن ها مرتباً عوض می شود و مرد ماسک زده همچنان فرار می کند. خبری از آدم های بیرون نیست و این موضوع تعمداً به تصویر کشیده شده تا تنهایی مرد ماسک زده بیشتر مشخص شود.
مرد همچنان به راه خودش ادامه می دهد اما آلودگی ها او را رها نمی کنند. فیلم از دقیقه 3 که میانه فیلم محسوب می شود به سمت فضای نو تغییر جهت می دهد. مرد به فضای کوه و جنگل پناه می برد و اینجاست که فیلم از فضای سیاه و سفید به فضای رنگی تغییر می کند. خبری از آلودگی نیست. مرد ماسک را از سر بیرون می آورد و فضایی شبیه رستگاری اتفاق می افتد. نور و فضای سرسبز اطراف فیلم را در بر می گیرد تا جایی که حتی ماسک افتاده شده نیز در چشمی خود فضای سرسبز را اشاعه می دهد.

در ابتدا گفتم که سوژه و نحوه روایت فیلم «نو» نیست. هنوز هم می گویم اما «فرار» در پرداخت بسیار خوب عمل کرده است. بهروز افخمی می گوید تمامی قصه ها تعریف شده اند و این نحوه پرداخت به داستان است که فیلم را متفاوت می کند. درباره «فرار» این موضوع کاملاً صدق می کند. نحوه پرداخت به قصه کوتاه مرد ماسک دار باعث شده که فیلم از نگاه کلیشه ای دور بماند. به شدت معتقدم که فضاسازی،تصویربرداری و تدوین موسیقی و حتی نوع انتخاب موسیقی ها و افکت های صوتی و نگاه دوربین خلاقانه بوده است و کاملا فکر شده این کارها صورت گرفته است. در ابتدا و پایان فیلم لوگوی فیلم با افکت های صداگذاری شده روی فیلم آمده و می روند. چیزهایی که شاید نمونه اش را خودم در سری بازی های Call of Duty مشابه اش را دیده بودم.
 در زمانی که فیلم وارد فضای رنگی می شود و مرد ماسک دار از فضای آلودگی رها می شود و به دامان طبیعت می پیوندد اصلا انتظار نداریم که موسیقی راک (یا پاپ راک) بشنویم اما این موسیقی وجود دارد و کاملا با فضای فیلم آمیخته شده و مصنوعی نیست. گرافیک تصویری تیتراژ و خوده فیلم نشان می دهد سازندگان آن درک صحیحی از جلوه های بصری داشته اند و همه اینها دست به دست هم داده تا «فرار» کلیشه نباشد.
بابت ساخت این فیلم به علیرضا زندیه و علی رسولی تبریک ویژه می گویم. ویژه بدین خاطر که کمتر دیده ام فیلمسازان جوان تا این حد به جزئیات اهمیت بدهند و درک خوبی از فضاسازی و جلوه های بصری داشته باشند. بی شک ادامه این راه سرآغاز موفقیت های آینده خواهد بود.

لینک این ویدئو در یوتیوب:
www.youtube.com/watch?v=yE0juKOY4Ek


اسکرین شات هایی از این فیلم کوتاه در ادامه مطلب ...



گفت‌وگو با جواد ستوده‌نیا، فیلم‌نامه‌نویس، درباره فعالیت‌های اخیرش
 به دنبال شاهد در «پس کوچه‌های شمرون»



پاسارگاد|گروه فرهنگ و هنر:
«اگر می‌خواهی موفق باشی برو تهران. اینجا نمون.» انگار این توصیه را جواد ستوده‌نیا آویزه گوش کرده است و هر چند به قول خودش دلش هنوز هم حال و هوای سیرجان را دارد اما او تهران را برای زندگی انتخاب کرده تا بتواند حرفه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی را به صورت جدی و در مقام یک شغل دنبال کند. به تازگی فیلم سینمایی «پس کوچه‌های شمرون» به کارگردانی کامران قدکچیان با فیلم‌نامه جواد ستوده‌نیا ساخته شده است. همین اتفاق موجب شد تا با او درباره فعالیت‌های این روزهایش به گفت‌وگو بنشینیم.

منبع:
هفته نامه پاسارگاد سیرجان|شماره 233| 22خردادماه 1391





دوشنبه 8 خرداد 1391  11:37 ب.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: فیلم خصوصی یا همان "زندگی خصوصی" سرنوشتی همچون سنتوری پیدا کرد و این بار به جای پیاده روهای خیابان، سر از سایت های دانلود اینترنتی درآورد.
موضوع جنجالی اولین ساخته مستقل  (*)  محمدحسین فرح بخش  باعث شد وزارت ارشاد اکران این فیلم را بعد از چند روز به دلیل اعتراضات گسترده طیفی از مسئولان حکومتی و مذهبی متوقف کند. وزارت ارشادی که پروانه ساخت فیلم را تائید کرده و به آن اجازه اکران در جشنواره فیلم فجر را داده بود.

خطر لو رفتن داستان!
قصه این فیلم روایت گر زندگی ابراهیم کیانی است. ابراهیم کیانی ابتدا یک بسیجی است که در اوایل انقلاب اخلاق تندروی خاص خودش را دارد. داستان پس از این بک گراند، به 30سال بعد مهاجرت می کند وقتی کیانی به اتهام اختلاس و فساد مالی از سیستم کنار گذاشته می شود و او به یک منتقد سیستم تبدیل می شود. در ادامه داستان وی با دختری آشنا می شود و داستان به فراز و فرود های زندگی ابراهیم کیانی کشیده می شود ...

نگاهی 3بعدی به داستان یک آدم خصوصی!
از همان جمله اول نهج البلاغه در ابتدای فیلم مشخص بود که داستان این فیلم هم به مانند فیلم "مارمولک" جنجالی خواهد شد. البته گمان نمی رفت که این واکنش ها و جنجال ها به توقیف فیلم بیانجامد اما چنین شد و با اشاره مسئولان بالای حکومتی این فیلم توقیف شد. فیلم خصوصی ابتدا به ظاهر یک فیلم سیاسی است و روایت گر زندگی یک آدم سیاسی و اوج و فرود هایش. سابق بر این فیلم سیاسی ساختن وحشت بی سابقه ای را برای سازندگانش به همراه داشت اما اینروزها برخلاف نام ترسناک اش، فیلم با مضمون سیاسی مخاطبان بسیاری را به سینماها می کشاند. هرچند در ظاهر سیاسی باشد به مانند فیلم "خصوصی"
محمدحسین فرح بخش می توانست فیلم خصوصی را برای یک آدم با موقعیت جغرافیایی دیگر هم بسازد.آدمی که سیاسی نباشد اما وقتی برچسب سیاسی باعث فروش بیشتر شود....چرا که نه؟!!
خصوصی داستان جدیدی ندارد و اتفاقا فیلمنامه اصغر نعیمی نیمه تا پایان فیلم را بسیار کند طی می کند و به همان کلیشه های فکری ایرانی در فیلم می پردازد. فیلمنامه خیلی سعی کرده که تمامی جهات در روایت داستان فیلم را رعایت کند اما کش پیدا کردن بیش از حد داستان ابراهیم کیانی و دختر جوان باعث می شود مخاطب ایمان بیاورد که در نیمه دوم، دیگر "خصوصی" چیزی برای جذب کردن او ندارد. البته پایان فیلم را باید به فال نیک گرفت که خوب تمام شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.
به عقیده شخصی نگارنده، فیلم خصوصی به هیچ عنوان سیاسی نیست. اگر ابراهیم کیانی یک هنرمند بالامرتبه،یک کارخانه دار پولدار با ایمان و پرسابقه و خلاصه هر آدمی غیر از آدم سیاسی بود، باز هم روند داستان فرقی نداشت. چیزی که در این میان برای شخصیت کیانی واضح بود و باید وجود میداشت، شهرت وی بود. چه شهرتی بهتر از شهرت سیاسی؟!

اروتیک در وزارت ارشاد آن زمان و این زمان!
بسیاری از مخالفان اکران فیلم خصوصی، این فیلم را یک فیلم مخالف اخلاق و مروج اروتیک و شهوت جنسی می دانستند. اشارات فیلم در برخی سکانس ها به رابطه ابراهیم کیانی و دختر جوان در شکل گیری این دیدگاه مخالفان بی تاثیر نبوده است. صحنه ی حضور ابراهیم کیانی در خانه دختر جوان را به خاطر بیاورید. در جایی که دختر از  کیانی می خواهد صیغه عقد را بخواند(اگر بلد است!) و سکانس بعد خاموش شدن چراغ های خانه را نشان می دهد.
این صحنه در سینمای ایران به نوعی اروتیک خوانده می شود چون تمامی المان های آن را دارد. اتاق خواب،یک مرد و زن تنها و چراغی که خاموش می شود.
شاید نظیر این صحنه را در فیلم "رز زرد" به یاد بیاورید. فیلمی به کارگردانی داریوش فرهنگ و به تهیه کنندگی محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی با بازی امین حیایی،بهرام رادان،حدیث فولادوند و مرجان محتشم...داستان درباره دو زوج است که به ماه عسل می روند و در ماه عسل شان دچار مشکلات عجیب و غریبی می شوند. در یکی از صحنه های فیلم "رز زرد" آرش (امین حیایی) در کنار در در حال صحبت کردن با همسرش مهشید(حدیث فولادوند) است.دوربین از بیرون در آنها را نشان می دهد. در پایان دیالوگ ها آرش قربان صدقه همسرش می رود و در بسته می شود. این صحنه هم آن زمان اروتیک خوانده شد و اعتراض های بسیاری را برانگیخت و سینمای "اصلاحات" هم به مانند سینمای امروز متهم به ترویج فساد جنسی در سینما شد. با این اشتراک که پشت هر دوی این فیلم ها محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی ایستاده اند.



پی نوشت:

#درست است که فیلم خصوصی روایتی تلخ از واقعیت موجود جامعه ما دارد اما هر چه فکر می کنم این فیلم برای اکران مناسب نبود و مناسب پخش خانگی بود. روایت فیلم خصوصی درست اما چندان مناسب عموم مردم نبود.

#اصولا هانیه توسلی را برای فریب مردان با خدا و با ایمان و 70سال عبادت داشته ساخته اند! میوه ممنوعه را که یادتان نرفته؟!

#ما ایرانی ها عادت داریم از یک جایی به بعد جلو نرویم. مثلا در فیلمنامه همین فیلم من خیلی منتظر بودم که قضیه ارتباط کیانی با دختر جوان لو برود و ما به ادامه داستان برسیم اما اصغر نعیمی تا انتهای فیلم به سبک همان کلیشه های ذهنی ما ایرانی ها، داستان را جلو برد و هیچ چرخشی در داستان به وجود نیامد. تجربه شکستن کلیشه هایمان را نداریم یا از جلو رفتن می ترسیم؟!

#این مطلب پایان نداشت،دنبالش نگردید!


(*) در کارنامه کاری محمدحسین فرحبخش فیلم عطش به کارگردانی وی ثبت شده است اما من عطش را ساخته او نمی دانم چون 80درصد کار آن را قاسم جعفری جلو برده بود و پس از آن جعفری از تیم جدا شد و پایان کار را فرحبخش انجام داد. البته از قدیم گفته اند کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد!



چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  08:40 ب.ظ


پوستر فیلم The Avengers به تهیه کنندگی کمپانی مارول

امید محمودزاده ابراهیمی: زمانی که اسپایدرمن در حال ساخت بود، تهیه کنندگانش تصمیم گرفته بودند که 9 فیلم از این فیلم را به روی پرده ببرند...اتفاقی که همان زمان مشخص می کرد اسپایدرمن به ورطه نابودی خواهد افتاد اگر 9قسمت از آن ساخته شود.
بعد از اکران قسمت دوم اسپایدرمن، شایعه هایی بر زبان افتاد که در قسمت سوم، بتمن و اسپایدرمن رو به روی هم قرار خواهند گرفت. یعنی در کنار هم قرار گرفتن دو کارکتر ستاره سینمای کمیک...قطعاً اگر چنین اتفاقی می افتاد(که نیفتاد) تماشاگران فیلم به وجد می آمدند چون هیچ وقت این کارکترها با یکدیگر ارتباطی نداشتند و هر کدام به تنهایی اقدام به Save The World می کردند!(نجات دنیا منظورم بود...موضوعی که در فیلم های ابرقهرمانی مرتباً تکرار می شود)

بیش از این حاشیه نمی روم...هم اکنون پس از سالها این اتفاق بالاخره افتاد و فیلم The Avengers (مبارزان) با بودجه ی 220میلیون دلاری ساخته شد. فیلمی که در آن ابرقهرمانانی چون Iron Man ، Captain America و Hulk (و اسپایدرمن شاید..)حضور دارند و در کنار هم می خواهند دنیا را نجات دهند.
بودجه ی 220میلیون دلاری برای تولید این فیلم واقعاً بالاست و اصلا شوخی نیست.چیزی در حدود 400میلیارد تومان ما !...پس کمپانی سازنده این فیلم Marvel فکر فروش خیره کننده اش را هم کرده است.
حتماً و قطعاً این فیلم طرفدار خواهد داشت و تماشاگران سینما را به سمت خود جذب خواهد کرد...خصوصاً اینکه اینبار به روش سه بعدی ساخته شده است و بی شک هیجان بیشتری را به مخاطبان خود القا می کند.

اما سوال اصلی اینجاست که این فیلم چرا ساخته شد و چرایی ساخت چنین فیلمی با وجود چند ابر قهرمان چیست؟ سالها پیش درباره بتمن و اسپایدرمن هم نوشته بودم که تلفیق ابرقهرمان ها جذاب،گیرا و تماشاگر جذب کن است اما در عین حال...یک قدم به سمت پایان چنین  ژانر داستانی نیز است.
کمپانی ماروِل سالها با ساخت و فروش کمیک استریپ هایی با وجود این عناصر ابرقهرمان روزگار می گذراند. این ابرقهرمانان بعد از دوران صعود انیمیشن از صفحات کتاب ها به انیمیشن و کارتون  راه پیدا کردند و با اوج گیری صنعت سینمای خصوصا سینمای دیجیتال با جلوه های ویژه خیره کننده، قدرتمندانه پا به عرصه سینما گذاشتند. هر کدام از این فیلم چند صدمیلیون دلار فروش داشتند و کمک بزرگی به صنعت سینما کردند...اما تلفیق این عناصر این موضوع را به ذهن متبادر می سازد که آیا از قدرت جذب به تنهایی این عناصر کم شده است و باید برای جذابیت بیشتر آنها را را کنار هم آورد؟ مبارزان یا The Avengers اولین تلاش هالیوود برای پا گذاشتن به این عرصه است. البته می توان پیش بینی کرد که سالها می توان با همین ایده مخاطب جذب کرد اما... آیا دوره سوپر هیرو ها یا همان ابرقهرمانان به سر رسیده است؟ آیا ابرقهرمانان دیگر توانایی جذب مخاطب گریزپا را ندارند؟ آیا از قهرمانان جدید دیگری خبری نیست؟ باید صبر کنیم و آینده این ژانر جذاب سینمایی را ببینیم...آیا ابرقهرمانی به پایان خود سلام می کند؟




پنجشنبه 24 فروردین 1391  03:39 ب.ظ



روابط انسانی و حوه مواجه با آنها اصلی ترین موضوع فیلم تحسین شده ی
"نوادگان" با بازی جرج کلونی است. فیلم خط داستانی یکنواختی ندارد و کنش ها و واکنش هایش را از شخصیت هایش می گیرد. هیچ چیز برنامه ریزی شده نیست و این شخصیت ها هستند که فیلم و مخاطب را به دنبال خود می کشانند.
بازی جرج کلونی هم در این فیلم زیباست...خصوصاً در سکانس های پایانی...

The Descendants را ببینید. شاید کمتر فیلمی این روزها با این ساختار و چینش اینچنینی ساخته شود




پ.ن:

تیتری زدم که شایدبیشتر به درد یک مقاله بلندبالا برای "نوادگان" می خورد اما خب...چون حوصله نیست، بپذیرید !



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 24 فروردین 1391
پنجشنبه 24 فروردین 1391  03:14 ب.ظ

دختری با تتوی اژدها فیلم خوبی است... ببینید
یک تریلر فنیچری با چاشنی سوئدی!


راستش زیاد حوصله ندارم درباره فیلم هایی که میبینم بنویسم...چون اکثر فیلم ها یا داستان نخ نما شده دارند یا افت کیفی از لحاظ ساخت و پرداخت حتی از کارگردان های بزرگ
این فیلم(دختری با تتوی اژدها) می توانست بهتر از این هم پرداخت داستان و شخصیت داشته باشد ولی خب...دیوید فنیچر است و سینمایش ! می گویند در دهکده ی کورها، یک چشم هم پادشاه است...این تک و توک فیلم های خوب حکم همان یک چشم را دارند.
آنهایی که سینمای دنیا را دنبال نمی کنند واقعاً یک بار بیایند سینما را ببینند بعد بگویند جایزه "جدایی نادر از سیمین" سیاسی بوده...به نظر من با اصالت ترین و بهترین فیلم سال 2011 جدایی نادر از سیمین بود و اسکار شایسته این فیلم بود.



  • آخرین ویرایش:-
جمعه 11 فروردین 1391  11:29 ق.ظ



دیشب مفتخر شدم بالاخره فیلم بانوی آهنین The Iron Lady را ببینم. فیلم قصه زندگی مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن انگلستان را روایت می کند. روایتی از احوالات شخصی تاچر که چطور از حزب محافظه کار توانست خود را برای نخست وزیری کاندید کند و در ادامه چطور با بحران های پیشروی دولتش مبارزه کند.
بانوی آهنین روایتی از زندگی مارگارت تاچر است اما نه روایتی مبتنی بر رخدادهای سیاسی و اجتماعی دوران زندگی اش بلکه یک درام تاریخی مبتنی بر احوالات شخصی وی. فیلم روی شخصیت تاچر فوکوس کرده است و بقیه قصه ی فیلم شاخ و برگ های داستان هستند. یک درام اول شخص که می خواهد چهره ای دیگر(شخصی تر) از مارگارت تاچر را به مخاطب نشان دهد.
داستان از دوران بازنشستگی تاچر آغاز می شود. او همسرش را از دست داده اما در رویاهایش همچنان با او حرف می زند و به تاریخ گذشته می رود...

پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را ببینید.بازی مریل استریپ فوق العاده و درخشان است.


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 11 فروردین 1391  10:12 ق.ظ

امروز مثل بقیه روزهای دیگر برای دیدن آخرین اخبار و اطلاعات فیلم های روز دنیا به پایگاه IMDB سر زدم. چیزی که برایم خیلی جالب بود قسمت Recommended For You این سایت بود. این قسمت، بخش پیشنهادی سایت IMDB است که به شما پیشنهاد می دهد امروز چه فیلمی را نگاه کنید. پیشنهاد امروز IMDB به کاربرانش؛ فیلم هامون ساخته ی داریوش مهرجویی بود.


برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید


  • آخرین ویرایش:جمعه 11 فروردین 1391
چهارشنبه 9 فروردین 1391  02:53 ب.ظ


فیلمنامه Drive را حسین امینی،فیلمنامه نویس ایرانی نوشته است
بیوگرافی کاری حسین امینی در IMDB

فیلم Drive فیلم خوبی است چون:
  • درام خوبی دارد

فیلم Drive فیلم خوبی نیست چون:
  • فیلم به شدت کشدار است. بیننده تا یکساعت پس از دیدن فیلم همچنان منتظر است فیلم شروع شود!
  • ژانر اصلی اش مشخص نیست. بین درام و اکشن جا به جا می شود. تکلیف تماشاگر با فیلم مشخص نیست
  • بازیِ بازیگران فیلم به شدت سرد و بی روح است. این موضوع درباره ی رایان گوسلینگ(بازیگر اصلی فیلم)  به شدت صدق می کند
  • قصه ی فیلم بدون منطق و با رهاکردن موضوعی که می خواهد بدان بپردازد به سمت و سوی دیگری می رود

در کل:
فیلم خوبی نبود!
هالیوود دارد چکار می کند؟!





  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 فروردین 1391
  • تعداد کل صفحات :14  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها