
با توجه به پخش سریال های فوق العاده جذاب تلویزیونی!!
عجالتا؛
سریال ماه رمضان ما 24 بود
در پست های بعدی از 24 بیشتر خواهم نوشت

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
وای بر تکذیب کنندگان...اما تو که تکذیب کننده نیستی؛خوشحال می شوی که در عصری زندگی می کنی که تکذیب کننده نیستی اما ته دلت می لرزد که روزی اعمالت نشان بدهد که تو تکذیب کننده شدی و خود خبر نداری
قرآن را که باز می کنی همه چیز را با روزت می سنجی.کمتر اشتباه و گناهی می بینی.اما همه چیز آن طور که به نظر می رسد نیست.می فهمی که قرآن وجه عملی زندگی ات نیست؛ آخر می دانی؟ فقط ماه رمضان ها به سطرهایش مراجعه می کنی.جلد خاک گرفته اول ماه یادت هست؟ خجالت می کشی و می ترسی که روزی تکذیب کننده شوی.آدمی چیزی را که نمی داند تکذیب می کند.
خدا از تو می پرسد،ای انسان ! تو چرا مغرور و سرمست می شوی؟چرا از مال و چیزهایی که به دست می آوری مغرور می شوی؟ما تو را از یک نطفه آفریدیم...می مانی که چه جوابی بدهی
جوابی نداری...جوابی ندارم...یکی جواب سوالات خدایم را بدهد

Search Me in Google
روزگاری بس عجیب شده است! همه چیز دارد به سمت تکنولوژی پیش می رود و از آن گریزی نیست.چند روز پیش یکی از دوستانم مشخصاتی را از من میخواست که تمام و کمال به یاد نداشتم.ناگهانی به او گفتم که اسم مرا توی اینترنت سرچ کند تا مشخصاتم را بیرون بیاورد.پس از آن به فکر رفتم که چقدر دنیای مان دارد کوچکتر می شود.روزگاری بود که برای ارتباط رو درر رو همیشه پیش قدم می شدیم و طرف را می شناختیم حالا با فشردن چند کلیک می توانییم مشخصات طرف از روی که به دنیا آمده تا همین امروز که او را می بینیم،دربیاوریم.
دیگر نیازی هم نیست که طرف مقابل را ببینیم و از رو به رو با او ملاقات کنیم.گوگل این امکان را فراهم کرده خیلی ها را مجازی بشناسیم.حالا چرا مجازی؟ معلوم است که در این دنیای دوم هیچ کس آن طوری که باید باشد نیست.شاید روزی هم برسد که فرد مورد علاقه تان را در رو به رو می بینید اما برای شناخت اینبار نه به خانواده بلکه به گوگل متوسل می شوید.اگر هم کسی خواست شما و آداب و خلق و خوی تان را بشناسد سریع می گویید که: "توی گوگل سرچم کن!"
یا
چطور مثل بچه آدم کتابخوان شویم!!
.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
دارم به زندگی خودم نگاه می کنم.واقعا من(و همچنین امثالهم) برای کتاب،درس،تلویزیون،خانواده،ورزش و تفریح مان هیچ برنامه ای نداریم و ایراد بزرگ همین جاست.این شنبه شنبه ها خیلی گذشته است!
رضا امیرخانی(نویسنده رمان های دفاع مقدس) می گوید برای کتابخوانی باید تلویزیون را حذف کنیم اما نمی شود آقای امیر خانی.تلویزیون را می شود غلظتش را کمتر کرد اما حذف ...
ولی اگر برنامه ریزی باشد می شود همه چیز را تنظیم کرد.در یادداشت قبلی ام گفتم که جماعتی هستیم جوگیر.یعنی تا تلویزیون و دی وی دی پلیر به زندگی مان اضافه شد کتاب را حذف کردیم و بعد کتاب خواندن را جزو بیکاری هایمان خواندیم.اینکه از سر صبح تا بوق حیوان دو حرفی بنشینیم و چشم به تلویزیون باشیم قطعا درست نیست.
اما در سایه برنامه ریزی می توان همه اینها را کنترل کرد.همین ویندوزی که ما متن مان را با ان تایپ می کنیم یک جایی دارد به اسم Control Panel .پس بیاییم یک کنترل پنل برای خودمان طراحی کنیم.
اگر بخواهیم احساسی کتابخوان شویم،ورزشکار شویم،درسخوان باشیم و ... به هیچ کجا نمی رسیم.این کارها باید پایه منطق داشته باشد و نه احساس.البته چشم هایتان برق نزند! برنامه ریزی هم مشکلات خاص خودش را دارد که در یادداشت بعدی از آن خواهم نوشت.

عکس: ماهنامه نسیم هراز

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
همین است دیگر...همیشه همین طور بوده! ما از مشکلات می نویسیم و مسئولان هم با خنده ای ملیح می خوانند و به روی مبارک هم نمی آورند.همین 2 سال پیش من باب موفقیت سریال جواهری در قصر چقدر نوشتیم؟ چقدر شما خواندید؟ چقدر از یانگوم و بانی چوئی و افسر مین جانگو تعریف کردیم؟از موج کره ای(هالییو) نوشتیم. حالا مگر جومونگ چی است که ما را میخکوب کرده؟ رسانه میلی مان(ملی سابق) که در خواب زمستانی ست و هر چقدر هم که تکان تکانش می دهیم انگار که نه انگار!
اشتباه نشود این یک یادداشت برای سریال پرمخاطب این روزها نیست.این مقدمه ای بود بر نامه ام به رئیس سازمان صدا و سیما که در گذرسالها دچار تغییرات اجباری بسیاری شد.
سلام آقای ضرغامی؛
امیدوارم حالتان خوب باشد و حوادث این چندماه را با کمترین هزینه برای خودتان از سر گذرانده باشید.
آقای ضرغامی؛مدیر دوست داشتنی تلویزیون؛
شما در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی از کاهش مخاطبان صدا و سیما گفتید؛از اینکه مخاطبان صدا و سیما به کمتر از 40 درصد رسیده اند.این را گفتم تا به شما بگویم که جانا سخن از زبان ما می گویی.این روزها و شب ها که جومونگ تان جور قهرمانان به تصویر کشیده نشده تان را می کشد و خبرهایتان دیگر رنگ و بوی صداقت کامل را ندارد.این حرف شما بیشتر به چشم می آید.
بیشتر به چشم می آید وقتی در گوشه و کنار می بینیم که واقعا همین طور شده و شواهد(اگر قبول دارید) از کاهش و ریزش مخاطبان صدا و سیما می گویند.
شاید هم همین فردا حرفتان را تکذیب کنید,می دانید که این روزها بساط تکذیب و تکذیب نامه حسابی به راه است و شاید هم شما بدتان نیاید حرفی را که زدید یا حتی اگر نزدید و در دلتان دارید؛ تکذیبش کنید تا امثال ما روی مان باز نشود.
اشکالی ندارد آقای ضرغامی اما این قلم شاهد و گواه است که چقدر نوشتیم و نوشتیم.
نوشتیم که صدا و سیمای وطنی حالا رقیبان سرسختی دارد از شبکه های خبری تا سرگرمی.همان چیزی که تا به حال در روضه هایمان از آن خواندیم یعنی تهاجم فرهنگی.شمشیر دیگر از پشت نمی زنند آقای ضرغامی.حالا رو به رویتان هستند و دارند با شما سر چرخاندن دید مخاطب ایرانی رقابت می کنند.شنیده ام این روزها تشکیلات روبرت مرداک یهودی هم به این کارزار وارد شده است.شنیده های دیگری هم داریم آقای ضرغامی.نمی دانیم اینها را به شما می گویند یا نه اما ما شنیده ایم که قرار است سی ان ان فارسی و تی آر تی فارسی هم به این جمع اضافه شوند.
آقای ضرغامی بارها این قلم بر صفحه های سفید فرود آمد و ما از ناگفته ها نوشتیم.نوشتیم که با این روال نمی توان امید داشت که مخاطب ایرانی را پای رسانه خودمان بنشانیم.اما شما چه گفتید؟ هیچ یادتان هست؟ یادتان هست پس از راه اندازی یک شبکه خبری برون مرزی خبرنگاران از شما چه پرسیدند و شما چه جواب دادید؟ یادتان هست گفتید که در رویکرد صدا و سیما تغییری حاصل نخواهد شد؟ شما رقیب پیدا کردید اما به روی خودتان نیاوردید.شما شتابزده قضاوت کردید.حتی اگر حق مطلق هم پشت سر ما باشد باید آن را پیش چشم مخاطب مان بگذاریم نه اینکه منفعلانه فقط نگاه کنیم.قرار نیست با راه اندازی هر شبکه فارسی زبانی ما هم تغییر رویکرد داشته باشیم.نه این طور ها هم نیست آقای ضرغامی.ما باید نیاز های مخاطب مان را بشناسیم و اگر نمی توانیم از مخاطب جلو باشیم حداقل از آن عقب نیفتیم که این خود هنری بس ستودنی ست.اما صورت مسئله را پاک کردن فایده ای ندارد آقای ضرغامی.
اما می دانید حاصل این صورت مسئله پاک کردن ها چیست؟ جز رویگردانی همین مردمی که روزگاری از شب های برره شما غافل نبودند؟ سریال هایتان را با زمان دقیقش به یاد می سپردند؟ حالا چه شد؟ چرا از تغییر واهمه داشتید؟ مگر قرار بود چه بشود؟ از زمان آغاز ریاست شما بر این سازمان انتظارها بالا رفت چون شما رویکرد مناسبی در ابتدا داشتید اما حالا این علامت سوال پیش روی ماست که چرا مهندس ضرغامی در سال 1383 با مهندس ضرغامی 1388 اینقدر فرق دارد؟
رویکردتان را تغییر ندادید و همین طور جلوی صدای بقیه را گرفتید(یا گرفتاندند) صدایی که خودتان ایجاد کرده بودید.
از شما سرنوشت رادیو جوان تان را بپرسم که در برهه ای از زمان داشت از تلویزیون تان جلو میزد؟ از سرنوشت مهران دوستی ها و فرشید منافی ها و فرزاد حسنی ها بپرسم؟ که چه شد؟ کجا رفتند؟ حالا مخاطبان تان کجایند؟ شما به جای ایجاد تحول و تعدیل و حمایت از پرسنل تان...صورت مسئله را پاک کردید و پای بر سلیقه مخاطبان گذاشتید و ملی را میلی کردید.گردن بر فشارهای اعمال شده گذاشتید و عملا ریاست تان را به عده ای خاص واگذار کردید.
هیچ کس نمی داند اما می دانیم که ضرغامی 88 هیچ شباهتی ضرغامی 83 ندارد.ضرغامی 83 هوشمندانه و با دیدی باز به مسائل نگاه میکرد .او منطق را جایگرین تعصب کرد.اما نشد آنچه که باید میشد.
آقای ضرغامی بیایید برای همیشه تکلیف مان را با این تهاجم فرهنگی مشخص کنیم.اصلا تعریف شما از تهاجم فرهنگی چیست؟ می خواهید با هم به دوران دفاع مقدس سری بزنیم؟ آقای ضرغامی دشمن وقتی رو به روی شماست و شما در سنگر خودتان هستید آیا ترجیح می دهید از گرفتاری هایی که دشمن برایتان درست کرده است بگویید یا سلاح برداشته و به جنگش بروید؟
بگذارید مثالی دیگر برایتان بزنم.شما یک خانه می سازید و مصالح کم می آورید و دیوار را کوتاه می سازید.به درها قفل نمی زنید و شب ها درب را باز می گذارید.یک شب دزد از بالای دیوار می آید و تمام اثاث منزل تان را می برد.شما دزد را بیشتر مقصر می دانید یا خودتان را که دیوارها را بلند و درب ها را قفل دار نساختید؟
اگر نظر به قاطبه نظرهایی دارید که مدام روضه از تهاجم فرهنگی می خوانند باید برای شما هم متاسف باشیم.شما سنگر رسانه ملی را دارید اما مشخص نیست چرا این سنگر در برابر دشمن از خود دفاعی صادر نمی کند.اگر اینطور باشد باید جومونگ که حالا نقش قهرمانان افسانه ای ما را دارد ؛نمونه بارز تهاجم فرهنگی باشد و شما مروج تهاجمات فرهنگی دشمن. اما آیا واقعا این گونه است؟ آیا همیشه قصد داریم ظالمان را محکوم کنیم و مظلوم را مقصر ندانیم؟
آقای ضرغامی؛
شما 5 سال دیگر ریاست خودتان را برای این رسانه خواهید داشت.با اوضاع و احوال کنونی که بر رسانه تان می گذرد؛ یک امید به ما بدهید که دوباره مشتاقانه شبکه های داخلی را تماشاگر باشیم.
به ما بگویید چگونه می توان به این رسانه دل بست و چشم چرخاند.
آقای ضرغامی؛
همیشه این مخاطبان نیستند که متهمند که چرا چشم از رسانه های خودشان برداشته اند و نگاه به آن طرف دارند.گاهی اوقات لازم است ما برای جذب آنان قدمی برداریم.
موفق و موید باشید
همین مطلب در پافا

.:: مصطفی زیدآبادی،نگارستان ::.
صادقی كه متولد 55 كرمان و علاقه وافری به كویر دارد می گوید «بهترین عكس هایم مربوط به كویر است.» با او كه اینك با خبرگزاری های فارس و آسوشیتدپرس هم همكاری دارد، با او پیرامون این هنر زیبا به گفتگو نشستیم.
منبع:کویران
عکس هایی از حمید صادقی:(دانلود)
بازار کرمان
کویر لوت

آخرین پست ها