دوشنبه 8 شهریور 1389  11:30 ق.ظ


بدون شرح!
.
.
.
.
.
.
ازدواج مثل دستشویی است... كسانی كه بیرون هستند این پا و اون پا می‌كنند تا زودتر بروند داخل... كسانی هم كه داخل هستند خسته می‌شوند و می‌خواهند زودتر بیایند بیرون
.
.
.
.
.
.

فرورتیش رضوانیه






پی نوشت یک:
کلیه مطالبی که فرورتیش در صفحه فیس بووکش می گذارد نشاندهنده عقاید واقعی وی نیست

پی نوشت دو:
باید بگم توهم دوستان اصولگرا از مطلب فرورتیش! ...لینک زیر را بخوانید

توهم فتنه‌گران از "نوکیا" به "سامسونگ" رسید!

البته این توهم سابقه دارد !

اگر ریش داشته باشید، در صف بانک نمی‌ایستید!


پی نوشت آخر:
از گذاشتن این مطلب منظور خاصی ندارم و قصد هم ندارم اونو "روزنوشت" کنم...



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 8 شهریور 1389
جمعه 5 شهریور 1389  11:14 ب.ظ



شب،داخلی،داخل اتاق

زمان: دهم ماه مبارک رمضان

(اینجا خانه عماد و آرزو است.زوج جوانی که زندگی مشترک خود را تازه آغاز کرده اند.شب دهم ماه مبارک رمضان است،بعد از سحر،عماد و آرزو آماده می شوند که با هم نماز بخوانند)

-عماد(صدا می زند): تو وضو گرفتی آرزو؟ من برم ؟
-آرزو: آره گرفتم...تو برو بگیر
-عماد: باشه...(عماد به روشویی می رود،چراغ آن را روشن می کند،نور آرامی فضا را در بر میگیرد.عماد وضو گرفتن را آغاز می کند،دوربین روی چهره او در آینه زووم می شود.او در حال دست کشیدن روی صورت خود است.حین صورت شستن دستی به ریش پروفسوری خودش می کشد و وضو گرفتن را ادامه می دهد و به اتمام می رساند)
-عماد: (چراغ روشویی را خاموش می کند و به سمت اتاق می رود که با حوله دست و صورت خود را خشک کند): (صدا می زند): آرزو...جانماز رو اینجا پهن کنیم؟
-آرزو: نه... تو این اتاق بهتره....(چند لحظه مکث) عماد؟....
-عماد: ...جانم؟
-آرزو: یه لحظه میای؟
-عماد: دو لحظه میام....! (با لبخند به سمت اتاقی می رود که آرزو آنجاست)

(آرزو رو به آینه است و یک چادر سفید با طرح های فیروزه ای پوشیده است،دوربین از پشت سر عماد آرزو را نشان می دهد که با حالت بچه گانه خودش سریع به سمت عماد برمیگردد،عماد و آرزو چشم در چشم می شوند)

-آرزو(چادرش را قشنگ دور خودش و چهره اش جمع می کند و رو به عماد...) آرایشم خوبه؟
-عماد: ماه شدی آرزو(دستی به سر و روی آرزو می کشد و او را نوازش می دهد،دوربین از دو جهت کلوزآپ عماد و آرزو را  نشان می دهد)
-عماد:  (آرزو را در آغوش می گیرد و به چشمان او خیره می شود)(با صدایی آرام): من چرا اینقدر دوست دارم؟
-آرزو: (سرش را به نشانه شرم پایین می آورد و زمین را نگاه می کند و سپس دوباره به چشمان عماد خیره می شود،دوربین کلوزآپ او را نشان می دهد): تو بگو من چرا اینقدر دوستت دارم...(دستی به صورت عماد می کشد)

-عماد:( چادر آرزو را مرتب می کند و رو به روی او می گوید:) بریم تا نماز قضا نشده...

-آرزو: (با لحنی بچه گانه): باشه.......بریم


  • آخرین ویرایش:جمعه 5 شهریور 1389
جمعه 29 مرداد 1389  12:16 ق.ظ





شاید بهتر بود عنوان این مطلب را از عمل تا نمایش می گذاشتم تا عکس آن چون قرار است درباره مطلبی بنویسم که نمایش آن بستگی به عمل آن دارد.

پس از قضیه فرار شهرام امیری از دست ماموران امنیتی سازمان CIA و ضبط دو ویدیو از وی و سپس بازگشت او به کشور وی با ضعیف خطاب قرار دادن دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آمریکا گفت: آنها هیچ چیز نیستند و قدرت خاصی ندارند(نقل به مضمون). در کشورمان پس از این قضیه واکنش های متفاوتی صورت گرفت.عده ای(که نزدیک به جناح دولت هستند) به شدت از حرف های امیری حمایت کردند و در مطالب گوناگون و با استفاده از تریبون های مختلف سعی کردند حرف های امیری را واقعیت محض به جامعه نشان دهند و هم صدا با او بگویند که سیستم اطلاعاتی امنیتی آمریکا در این کار شکست خورده است. عده ای دیگر هم موضع ای کاملا مخالف گرفتند و حرف های امیری را شبیه جوک دانستند و او را به اتهاماتی متهم کردند.عده دیگری هم موضع شک بر خود گرفتند و زمان را روشن کننده کل قضیه دانستند و کمتر در اذهان عمومی اظهارنظر کردند.از جمله این افراد می توان به وزیر اطلاعات و وزیر امور خارجه،منوچهر متکی اشاره کرد که وی در اظهاراتی قبل از ورود امیری به کشور گفته بود: باید تمام زوایای این کار بررسی شود و حرف های امیری تایید شود و سپس اظهارنظر کرد.دیدگاهی محافظه کارانه در این زمان شاید بهترین دیدگاه شناخته شود.

اما به دیدگاه اول نگاهی بیاندازیم.عده ای که اعتقاد دارند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا در جریان قضیه امیری کاملا شکست خورده است و آنها چیزی جز نمایش سیستم و ماموران خود در هالیوود و فیلم ها و سریال های خود(به طور مثال فیلم هایی چون دشمن ملت،هویت بورن و سریال های همچون 24) ندارند و تصور ما از اینکه دستگاه اطلاعاتی ایالات متحده قوی ترین دستگاه اطلاعاتی دنیاست کاملا اشتباه است و این صرفا برداشتی است که عموم مردم در فیلم های هالیوودی کم و بیش دیده اند.
(نظر مهدی خانعلی زاده را به عنوان دیدگاه تقریبا رسمی دسته اول
اینجا بخوانید)

دسته دوم که کاملا اظهارات دسته اول را رد می کنند اعتقاد دارند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا بسیار قوی است و سابقه طولانی سازمان CIA در ماموریت های مختلف که هر ساله اسناد 30 سال پیش آن بازگشایی می شود گواهی بر این مدعاست.دسته ای که از سوی دسته اول به توهم زدگی متهم هستند.

اما دسته سوم که در بالا نیز گفته شد بسیار محافظه کار هستند و خود را در دسته اول و دوم نمی گذارند.دسته ای که به منطقی بودن و سیاستمدار بودن شهرت دارند و اعضای کابینه دولتی و ماموران امنیتی هم جزو این دسته هستند.آنها نه قدرت اسطوره ای آمریکا را باور دارند و نه ضعف مفرط آن...آنها سعی دارند همه چیز را زیر نظر داشته باشند اما گاه گداری از سوی بعضی از چهره های شاخص این دسته اظهاراتی همسو با اظهارات دسته اول(که به آنان نزدیک ترند) گفته می شود که آگاهان اعتقاد دارند این اظهارات صرفا برای نمایش گفته می شود و نمی توان به آنها استناد کرد.

اما سوالات از شهرام امیری و نحوه کارهای او بسیار است.
او چطور ربوده شد؟ چرا ربوده شد؟ او که بود؟دانشمند هسته ای یا محقق ساده که بر اثر تشابه اسم ربوده شده است؟ چرا سازمان CIA او را ربود،چرا شخص دیگری مورد حمله قرار نگرفت؟ او چگونه در آمریکا از دست ماموران امنیتی فرار کرد؟آیا یک مامور مخفی ایرانی به او کمک کرده است؟ آیا سیستم اطلاعاتی آمریکا که با مشقت او را از عربستان ربود به همین راحتی او رها کرد تا فرار کند؟ چرا امیری از نحوه فرارش چیزی نگفت؟ چرا امیری اطلاعات خود را صرفا در دادن 2 پلاک از خودروهای سازمان CIA محدود کرد و بسیار هم آنها را مهم دانست؟چرا آمریکا او را آزاد کرد؟ او چطور بین این همه شهر جا به جا شد؟ آیا امکانات امنیتی برای محدود کردن وی اینقدر ضعیف بوده است که وی توانسته 2 ویدیو ضبط کند و روی سایت یوتیوب بگذارد؟ چرا اکنون از وی خبری نیست؟ آیا بحث گروگان گیری بین ایران و آمریکا پس از 31 سال از گروگان گیری قبلی مطرح است؟

مسیر مطلب را نمی خواهم با این سوالاا عوض کنم...برمی گردیم به موضوع خودمان...آیا واقعا CIA نمایش آنچنانی دارد و چیزی در درون خود ندارد و همه این فیلم ها و سریال ها نمایش است؟
قضاوت به عهده شما اما من خاطره ای را می نویسم و متن را می بندم
زمانی که سریال خواب و بیدار در حال پخش بود در حین سریال عملیات ها و امکانات و ترفندهای پلیسی غافلگیر کننده ای، برای اولین بار در جلوی چشم بینندگان قرار گرفت.عاملی که باعث شد اعتماد به پلیس ایران و قدرتش بسیار بالا برود و تصویر پلیس در چشم مردم تغییر کند. دقیقا چنین اتفاقاتی هم در سریال 24 می افتد و اگر خوب نگاه کنیم اتفاقات و امکانات پلیسی ضد جاسوسی بسیاری در جلوی چشم بینندگان به نمایش گذاشته می شود.اما آیا همه این نشان دادن ها فقط یک شوی تلویزیونی است؟

به اعتقاد شخصی خودم اینها یک شو نیست بلکه عملا چنین امکاناتی(و هر چه بیشتر آن) در «عمل» وجود دارند اما «نمایش» با نشان دادن به موقع،اکشن و جذاب آن باعث می شود بیننده بسیار به انها جذب شود در حالی که انها در عمل واقعا یک امکان معمولی به حساب می آیند.هنر نمایش این است که آنها دقیقا در جای خود نشان می دهد و همین باعث می شود بعضی ها فکر کنند که چنین امکاناتی،چنین ترفندهایی وجود ندارند و صرفا یک خیال پردازی صرف است.
نظر من این است...نظر شما چیست؟


  • آخرین ویرایش:جمعه 29 مرداد 1389
  • برچسب ها:24 ،
جمعه 22 مرداد 1389  01:00 ق.ظ


شب اول ماه رمضان 1389...نزدیک نماز صبح
شب،داخلی،داخل اتاق

نفر اول( پای سجاده و دعا): خدا جون ...خدایی...خودت عبادت تک نفری منو دوست داری یا دو نفری...(مکث)...هه هه(خنده بر لب) آره دیگه...

نفر دوم (در حال وارد شدن به اتاق): هه هه و زهر مار ...کوفت....حناق....آخه الاغ تو خودتو میتونی جمع کنی که میای دعای چرت و پرت میکتی؟ Room خدا رو مشغول نکن....بیا کنار...

نفر اول با حال زاری: آخه...من...

نفر دوم: آخه و کوفت....بیا کنار میخوایم نماز بخونیم زود بخوابیم فردا هزارتا بدبختی داریم...مثل جنابعالی بیکار نیستیم که هی عشق عشق بکنیم....تو هم با اوون عشقت...(در حال برداشتن مهر و تسبیح خودش) بدبخت گشنگی نخوردی وگرنه الان اینجور زار عشق نمیزدی....برو ..برو کنار کار داریم....

...


  • آخرین ویرایش:-


صحبت از ازدواج که می آید خیلی ها نیش شان باز می شود که خب البته طبیعی است.همه همینطور هستند و ایرادی وارد نیست.اما وقتی به ازدواج فکر می کنیم دقیقا به چه چیز فکر می کنیم؟ یعنی به شما می گویند که مثلا تو توی 25 سالگی با دخترخانمی یا آقاپسری ازدواج خواهی کرد...میخندی...همه می دانیم به چه می خندیم اما واقعا ازدواج چیست؟ خوب است آدم ها با هم ازدواج کنند یا نه؟ هدف ازدواج چیست؟ ازدیاد نسل و آرامش روحی و روانی؟ انگیزه های پیشرفت و یا....

حالا یک سوال، آیا یک زوج زن و مرد که با هم ازدواج می کنند آیا تا ابد عاشق هم می مانند؟ باید بمانند؟ چه چیز آنها را در کنار هم قرار می دهد؟ تجربه عینی من از آدم های دور و اطرافم چنین چیزی نمی گوید.بیشتر افرادی که دور و برم دیدم با هر نوع تفکری که داشتند بعد از ازدواج به روغن سوزی افتاده اند.نه مردها از ازدواج شان راضی بوده اند و نه زن ها. از مردها بیشتر می گویم چون خودم همجنس آنها هستم.شاید ایراد مردها این باشد که پس از ازدواج برای زندگی جدید تلاش کافی را انجام نمی دهند یا به قولی حالش را ندارند.آنها دوران بی مسئولیتی را کامل گذرانده اند و تا به شرایط جدید وفق داده بشوند اتفاق هاست که نمی افتد.نتیجه این می شود که به مردان تازه ازدواج کرده هم که می رسید به شما می گویند که از ازدواج راضی نیستند،کله شان گرم بوده که زن گرفته اند و معذرت می خواهم خر نشوی بروی زن بگیری ‍!


شاید دلیل دیگر این پشیمانی مربوط به مسائل جنسی است. نیک همه شما می دانید که کل جماعت تازه به بلوغ رسیده ما از طریق فیلم های غیر اخلاقی،بلوتوث ها،ماهواره های کد شده و...روابط جنسی را یاد می گیرند و هر کس به شما عکس این را گفت از قول من یکی بزنید در گوشش تا یادش بیاید!

مردها و زن ها براساس تصوراتی که از این فیلم های کارگردانی شده غیراخلاقی بدست می آورند فکر می کنند که باید همان گونه رفتار کنند که عین دقیقا نقطع شروع نارضایتی هاست چون مرد ما نه آن مرد داخل فیلم است با هیکل عضلانی و نه زن های ما مثل زنان فیلم هیکل های فرم دهی شده دارند.همه ما خودمان هستیم و اگر صداقت داشته باشیم همینی که هستیم چون با تصور صرف از یک تصویر نمی توان یک عمر زندگی کرد. حالا که این موضوع را گفتم یاد خاطراتی افتادم در دانشگاه که بد نیست شما بدانید.استادی داشتیم در درس تفسیر قرآن کریم که بحث های دختر پسری و فرعی زیاد داشت.یک روز سر کلاس ایشان به مانند بحث های غیر معمولش شروع به تعریف کرد و گفت زن های ما باید یاد بگیرند که در روابط جنسی عشوه جنسی برای مرد بریزند و او را سیر کنند و این خیلی مهم است.شاید ایشان هم  دیده است که اکثر مشکلات از همین نقاط مبهم موضوع ازدواج شروع می شود.

خب برگردیم به موضوع اصلی....چرا ازدواج؟ آیا ازدواج صرفا برای کنار یک نفر بودن است؟ فرورتیش رضوانیه(روزنامه نگار معروف) در صفحه فیس بووک خود می نویسد(در رابطه با همین ازدواج) که باید مردم ما بفهمند که برای زدن بنزین باید یک پمپ بنزین پیدا کنند نه اینکه سهام پالایشگاه بخرند. من به این مطلب لایک دادم اما موافق آن نیستم.منظور فرورتیش از این حرف کاملا واضح است.او می گوید لازم نیست آدم یه عمر در پی یک سهام باشد. می تواند هر جا نیاز داشت پمپ بنزینی پیدا کند و نیاز خود را برطرف کند و برود.

حالا چرا ازدواج نکردن؟ چون تکراری می شویم؟ چون عادی می شویم؟ کسانی که اعتقاد دارند ازدواج مزخرف است تفکرشان این است که دو انسان نیازشان را نسبت به هم برطرف کنند و هر کدام بروند پی کار خودشان.لازم نیست حتما و همیشه کنار هم بمانند. اینچنین است؟ آیا نیاز به رابطه جنسی انسان را به ازدواج سوق می دهد؟ آیا قبول می کنیم که رابطه جنسی درصد بالایی در ازدواج کردن آدمها نقش دارد؟خیلی بالا شاید قبول نکنید و بزنید زیرش اما ....واقعا هست؟

من به عنوان نگارنده این مطلب به موضوعاتی چون عشق،دلدادگی،تعهد و مسوولیت پذیری اعتقاد دارم اما جلوی همه شما دارم اعتراف می کنم که به این مفاهیم شک پیدا کرده ام.وقتی وضعیت خودم  و جامعه ام را می بینم...دخترها...پسرها....مجردها...متاهل ها.....قدیمی ها...جدیدی ها و... و آدم هایی در این میان که فقط لذت جنسی و روابط جنسی برای شان مهم است و اعتقادی ندارند...

وقتی یک شب خوابیدن با پارتنر جنسی شان حکم یک کارت شارژ ایرانسل را  دارد(حتی اگر دوتومانی باشد با کسر مالیات!)...شما خودتان جای من باشید....شک نمی کنید؟ حتی اگر پای سفره دل قدیمی ها هم بشینید آنها هم کم کم دارند لایه های پنهان خودشان را روو می کنند...در همین جامعه حالا فارسی وان و بقیه شبکه ها را هم اضافه کنید که با سریال هایشان که اصلا به فرهنگ مات نمی خورند دارند ما را بمباران می کنند و ما هیچ سلاح دفاعی هم نداریم.وقتی ارتباط ها مشروط به مثلثی بودن و مربعی بودن است و می شنویم زن میانسالی در تهران دوست دارد مثل ویکتوریا دوست پسر داشته باشد....وقتی عاشقان ما می شوند انریکو،سالوادور،امیلیانو و خلاصه راحت تان کنم....عشق در بدن و جسم خلاصه می شود...رو راست باشید....شک نمی کنید؟


پاسخ کافه شکلات به این متن؛
قلمرو ممنوعه


پی نوشت یک:
در سایت گوگل سرچ کردم  (Love or S::E::X) اما نتیجه جالب بود! اصلا چنین چیزی وجود نداشت!  یعنی کلمه or بین این دو وجود نداشت .یا بین این دو کلمه + بود و یا & ...یعنی در بیشتر منابع این دو با هم ذکر شده اند !.....

پی نوشت دو:
راستی نماز روزه هاتون قبول.....


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 مرداد 1389
سه شنبه 12 مرداد 1389  03:41 ب.ظ



یکشنبه بود که به ما در تحریریه نشریه پاسارگاد خبر رسید که خانم "مهرناز شهسواری پور" دانش آموز سیرجانی موفق به کسب رتبه دوم کنکور سراسری در رشته علوم تجربی شدند. خب مثل همه آدم های دیگر ما از این امر که یک دانش آموز همشهری موفق به کسب این عنوان شده است خوشحال شدیم و تلاش های خود را برای انجام مصاحبه با خانم شهسواری آغاز کردیم.تلاش هایی که نهایتا به ثمر رسید و در روز آخر صفحه بندی همکارمان آقای حسین اطمینان مصاحبه ای با ایشان انجام داد که در
اینجا می توانید آن را بخوانید.
با احساس شادی بسیار از اینکه توانستیم اولین رسانه ای در کشور باشیم که با یکی از رتبه های برتر کنکور مصاحبه اختصاصی بگیرد ؛همان شب هنگام بروز کردن سایت مجله خبر و گزارش این رویداد را به سایت خبرآنلاین که یکی از سایت های حرفه ای خبر در حوزه رسانه ای کشور است فرستادم اما ....

اما در کمال تعجب همکاران رسانه ای ما در سایت خبرآنلاین بدون رعایت شان خبرنگاری خود اقدام به ویرایش خبر هفته نامه پاسارگاد کردند و جوری آن را در سایت خود گذاشتند که گویی خود یک مصاحبه اختصاصی با رتبه برتر کنکور که در 1000 کیلومتری شان زندگی می کند داشته اند.
اهمیت اختصاصی بودن خبر را برای خبرگزاری ها و رسانه ها درک می کنیم چون خودمان داخل همین مجموعه رسانه ای هستیم اما اقدام بسیار به دور از شان سایت خبرآنلاین اعتماد دوطرفه ای که در بین رسانه ها وجود دارد را خدشه دار کرد.گرچه بسیاری از دوستان دور و نزدیک زیرسبیلی این مساله را پیش خود حل شده می دانند اما آیا حفظ اخلاق و شان رسانه ای مهم تر از یک خبر نیست؟
امیدواریم دوستان ما در خبرآنلاین متوجه این اقدام اشتباه خود شده باشند.

ببینید:

خبر اصلی در پاسارگاد نیوز

خبر ویرایش شده در خبرآنلاین


پی نوشت فوری:

همین چند دقیقه پیش خبر آنلاین خبرش را اصلاح کرد و فقط یک منبع به انتهای خبر خود اضافه کرد.خب همین هم خیلی است !


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 13 مرداد 1389
شنبه 9 مرداد 1389  10:45 ب.ظ


استاد محمد نوری خواننده پیشکسوت، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار کشور به دلیل بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه شب در بیمارستان دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.

داود گنجه ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.

وی ادامه داد: به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی "سیروس شهردار" و "فریدون فرزانه" و"مصطفی پورتراب" رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را  نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.     اجرای ترانه های مختلف محلی آذری ، گیلکی، شیرازی و... اوهمچون "جان مریم"، "شالیزار"،"واسونک"،"جمعه بازار" و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.   نوری علی رغم تمامی این تواناییها و موقعیتهای هنری هیچگاه در پی مال اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت.   این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت.   خبرگزاری مهر درگذشت این استاد بزرگ موسیقی را به جامعه هنری کشور تسلیت می گوید.

یاد و خاطره این استاد مسلم آواز ایرانی گرامی باد



جمعه 8 مرداد 1389  10:25 ق.ظ

ممنون از...



  • دکتر احمدی نژاد؛ که در جوانی به سر می برند و آرزو می کنند من جمله اینکه اول آرزو می کنند بنزین تحریم شود و بعد هوس ویلایی زندگی کردن بهشان دست می دهد !

  • شبکه تهران؛ که در جشنی که محمد اصفهانی در آن حضور داشت و می خواند نوازندگان را به مانند سال های پیش پشت گل و بلبل پنهان کردند تا مبادا این لذت عرفانی به لذت دنیوی تغییر پیدا کند و ملت هم دو سر دو جا فیض دوگانه برنامه کمدی و موسیقی همزمان را ببرند !

  • حاجی کمیل رییس فارسی وان و شبکه اش؛ که جور خوش خیالی مسوولان عزیز صدا و سیمای وطنی رو می کشند و 40 میلیونی بیننده دارند و رفته اند روی یوتل ست که عمرا دست کسی بهشان برسد! خداوند بینندگان بیشتر عطا بفرماید،آمین!

  • حاج آقا پناهیان؛ که اول بار از طلا و مس انتقاد کردند و گفتند همان مارمولک است اما بعدا دوستانشان گفتند نخیر ایشان نگفتند و دگر باز این مارمولک را تکرار کردند و البته بعضی ها تعریف کردند و دیگر دوستان حاج آقا نتوانستند سر بلند کنند و تکبیر تکذیب سر دهند !

  • حمید عسگری؛ که چند روز مانده به کنسرت به همه خبر می دهد که من کنسرت دارم و تبلیغ می کند تا سالن میلاد از حضور همه عالم به ویژه دوستان و آشنایان پر شود!

  • فیلمنامه نویسان کشور؛ که زده اند در فاز تاریخ اسلام و این حرفها و جدیدا فیلمنامه «ابوطالب(ع)» را روو کرده اند چون می دانند در نان آن روغن بسیاری نهفته است

  • رییس جمهور؛ که اظهارنامه مالیاتی را هم جزوی از همبستگی ملی با دولت دانسته اند و بسیار از این امر مشعوف شده اند البته ایشان از جریمه های بعد از اظهارنامه گویا چندان خبر ندارند چون به هر حال مضر روابط حسنه و همبستگی ملی است

  • شهرام امیری؛ که پلاک دو خودروی سازمان سیا را خوانده است و آمارشان را به بالا داده تا ما از این طریق بتوانیم پوز سیا را بزنیم و البته دور هم باشیم و تخمه بشکنیم !

  • همشهری جوان؛ که 2 شماره پشت سر هم برای سریال های ایرانی تبلیغ می کند تا آمار فارسی وان بین ها پایین بیاید.امید است موفقیت این امر حاصل شود اما اگر نشد هم نشد فدای سر من و شما

  • چلچراغ؛ که در 2 شماره اخیر عکس روی جلدش باعث می شود آدم یک اسکناس سبز هزاری از جیب دربیارود و خرج این هفته نامه کند. به جان خودتان بیچاره شدیم بس که پول مجله دادیم !

  • مساجد کشور؛ که ساعات کاری خود را به نزدیک ظهر تا بعد از نماز مغرب و عشا تغییر داده اند تا پس از 5 ماه یادشان بیاید سال همت مضاعف و کار مضاعف است!

  • معاون اول رییس جمهور؛ که گفته اند در برخی شاخص های صنعت برق در رتبه اول جهان هستیم و احتمالا منظور ایشان از برخی شاخص ها احتمالا فقط نوع تعطیلات آن است که باعث می شود ما در 6 تای بالا باشیم.به امید اینکه بریم روی سکو ایستک را فشار بدهیم روی مردم و کمی شادی کنیم !



آخرین ممنون ها از لای آرشیو:

ممنون از . . . (1)

ممنون از . . . (2)

ممنون از . . . (3)

ممنون از . . . (4)





جمعه 14 خرداد 1389  07:42 ب.ظ



اینجا رو نگا نكنین! روی عكس كلیك كنین!

یادش بخیر چهارسال پیش و چهارسال قبلش چه دورانی بود.همش توی امتحانات هم هست!نمی دانم چرا حس می كنم وقتی ایران در جام جهانی باشد بیشتر حرص می خورم! حالا كه نیست دغدغه حرص خوردن ندارم فقط دغدغه م میمونه برزیل و برزیل و برزیل !
نبینم كسی به برزیل بد بگه !! از روز اولی ما چشم باز كردیم و از زمانی كه روماریو و به به تو و رونالدو و ریوالدو غیره و شناختیم همیشه طرفدار برزیل بودیم كه البته این  یك موضوع مشترك خانوادگی و خاندانی هم هست!!!
به خاطر جام جهانی درب تلویزیون داخلی رو باز می كنیم!
یا الله !!

برنامه كامل بازی ها از شبكه سوم سیما در ادامه مطلب



 


جمعه 14 خرداد 1389  01:39 ب.ظ



مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم

تو را چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها و هرچه در اوست در پیش نام تو کوچکند و عزیز

و اکنون تو را ای بزرگ، ای بی همتا

با تمام عظمتت در قلب کوچک خود می یابم و یزدان پاک را سپاس می گویم که این نهال عشق و محبت را به قلب من ارزانی داشت

باشد که به جبران نیکیهایت و به پاس بی خوابیهایت

همواره تو را عزیز بدارم و محترم

و همواره آواز من این باشد که

مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم


  • آخرین ویرایش:جمعه 14 خرداد 1389
  • تعداد کل صفحات :19  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها