تبلیغات
هنر هفتم - مطالب امید محمودزاده ابراهیمی
سه شنبه 11 تیر 1392  09:56 ب.ظ

برای همراهانی که دوست دارمشان

مقدمه: در پست قبلی با عنوان «من؛محمدحسین جعفریان و یک بومرنگ» انتقادی از صحبت های ایشان در یک مصاحبه تلویزیونی از طرف من شده بود. حالا جناب جعفریان در شماره اخیر همشهری جوان لطف کردند و هم مطلب وبلاگ را خواندند و هم پاسخ به انتقادات را دادند. از اینکه ایشان لطف کردند و مطلب اینجانب را خواندند بسیار تا بسیار تشکر می کنم. اصلا انتظارش را نداشتم که این مطلب خوانده و به آن پاسخ داده شود.
این مطلب در شماره اخیر هفته نامه همشهری جوان در قسمت یادداشت های اختصاصی ایشان منتشر شده است.

شب اعلام نتایج انتخابات من یک مصاحبه تلفنی داشتم. برخی دوستان شنیده بودند و انتقادهایی داشت‌اند از آن جمله یکی از خوانندگان ه. ج به نام «امید محمودزاده ابراهیمی». یکی دیگر از خواننده های مجله که تلفن را دارد و آدرس وبلاگ او را داد تا بروم انتقادش را بخوانم. رفتم و خواندم. در پیشانی مطلب تمجیدهایی از من شده بود، بیش از لیاقتم. انتقاد هم شده بود که چون دوستان دیگر نیز سوالشان همین بود، چند خطی به احترام همه بر و بچه های مجله و دیگران که نوشته های من را دنبال می کنند، در توضیح می نویسم.
یکی از ایرادات اغلب جوان ترها هنگام شنیدن سخنان یا خواندن مطالب آن است که به جملات، نوع و چینش واژگان و فراز و فرود آن دقت نمی کنند. همیشه برآیندی از آنچه شنیده یا خوانده اند، در ذهنشان نقش می بندد و همان برایشان حجت می شود. لذا گاه نتیجه ای که می گیرند یا مراد صاحب اثر، حتی متضاد از آب درمی آید. حالا اگر این پیش خودمان بماند، ضررش کمتر است اما وقتی تعیین می کنیم همان برایندی است که در ذهن ما نقش بسته، جوهر کلام طرف بوده و حتی در خیابان خودمان نیت خوانی هم کرده و اینجا و آنجا نتیجه ای که خودمان گرفته ایم را برای همه نقل کرده و به آن استناد می کنیم. به قول خراسانی‌ها کار بیخ پیدا می کند؛ مثلاً همین دوستی که گفتم نوشته است: «محمدحسین جفریان این نویسنده خوش قلم و دوست داشتنی همشهری جوان ... از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و ...» برادر من! من چکاره ام که در جایگاه قضاوت رفتار میلیون‌ها تن از هموطنانم بنشینم؟ بعد هم همین بزرگوار از فحوای سخنانم معلوم کرده که کاندیدای اصلح از نظر من چه کسی بوده و در نهایت مرا متهم به عدم رعایت اخلاق کرده و مبتلا به «سندروم زود قضاوت کردن» دانسته است!
عزیز دل! اگر در مقام ناقد و تحلیل گر، بنده در پاسخ خبرنگار آنچه را که در شهر می گذرد نقل کنم، من هم می شوم خبرنگار دوم حال آنکه بناست از من نقد و تحلیل بشنوند. خبرنگار پرسید: آیا آقای روحانی با اصولگرایان دچار مشکل نمی شود؟ و جوهر کلام من این بود که دکتر روحانی مشکل اولش اصولگرایان نیستند، حامیانش هستند. چون چند چهره مهم از ایشان حمایت آشکار کرده و در تقویت سبد رای وی به شدت موثر بوده اند، از شب اعلام نتایج سهم خواهی این‌ها شروع می شود و چالش اصلی این بزرگوار چگونگی مواجهه با این سهم خواهی است.
جالب است که آنجا تاکید کردم پیروز انتخابات مردم‌اند چرا که مشارکتشان عالی بود. اما گذشته از آنچه من گفته ام اگر من یا هر ناقد و تحلیل گری باور داشته باشد، این انتخاب مردم را دچار مشکلاتی می کند، بدیهی است باید هرگاه به این نتیجه رسید بگوید. کما اینکه اگر همین هشدارها را در مورد دولت دهم، مسئولان به موقع ارج می نهادند از بسیاری از کجروی ها و اتلاف حقوق مردم پیشگیری می شد. وقتی همه فهمیدند فلان سیاست یا انتخاب اشتباه بوده و نتایجش زمین و آسمان را بگیرد، اگر بگوید که دیگر تحلیل گر نیست آن موقع بگوید، دیگر به نظر شما اخلاقی است و کارش درست است؟ 
این اسمش سندروم نیست بزرگوار! نقد و تحلیل خبر است. من گزارشگر نبودم، نقد و تحلیلم را درباره آن خبر خواسته بودند. حالا این تحلیل را به یاد بسپار تا بعد!


یکشنبه 26 خرداد 1392  08:23 ب.ظ

قصه  ^ بومرنگ ^ شهر ما


بومرنگ ها دو نوع اند؛ نوع اول، بسیار سنگین است و مستقیما به هدف برخورد می‌کند. 
نوع دیگر سبک تر است و شکل آن به گونه‌ای است که اگر با مهارت پرتاب شود،
 دوباره به سمت دست‌های پرتاب کننده باز می‌گردد

امید محمودزاده ابراهیمی: محمد حسین جعفریان را آنهایی که همشهری جوان می خوانند و یا قبلاً می خواندند، می شناسند. روزنامه نگار، مستندساز و شاعر که من او را با یادداشت هایش در همشهری جوان شناختم. یادداشت های گاه نیشدار و بی پروای او در همشهری جوان هرازگاهی جنجالی می شد. از تعریف کردن قصه امام جمعه جهرم و آلات موسیقی به نقل از عطاا... مهاجرانی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی) و مقصر خواندن کمال خرازی(وزیر امور خارجه در دولت اصلاحات) در قضیه حمله طالبان به سفارت ایران و کشته شدن چند دیپلمات ایرانی و محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری ایرنا در آن حادثه. 
صراحت لهجه محمد حسین جعفریان مختص خودش است. اصولگرایی معتدل است با میانه رو البته اما بسیار صریح و بی پروا. یادداشت های او، خوانندگانش را به عمق بیشتر و تفکر بیشتر در مسائل فرا می خواند. همیشه سعی می کند جنبه انصاف قضیه را تا آنجایی که درب نشریه مربوطه تخته نشود!، حفظ کند.
اما شاید محمدحسین جعفریان هم مانند خیلی از ما ایرانی ها به سندرم «زود قضاوت کردن» و «سریع حکم دادن» مبتلا است. همین 4 سال پیش و موقع انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات جنجالی سال 1388 بود که منتقدان و مخالفان احمدی نژاد، صریحاً حکم کلی درباره 4 سال آینده زمامداری احمدی نژاد صادر می کردند. اما موافقان وی، آنها را به احترام به رای اکثریت بشارت می دادند و تاکید می کردند باید به آرایی که مردم به صندوق ریخته اند، احترام گذاشت و نباید درباره منتخب شان جوری صحبت کرد که مردم متهم به انتخاب اشتباه شده اند. بحث جالب و خوبی بود. خیلی ها مشی اعتدال را پیش گرفتند؛ انتقادپذیری نشان دادند اما خیلی های دیگر نتوانستند.
حالا پس از 4 سال، محمدحسین جعفریان این نویسنده خوش قلم،دوست داشتنی و معتدل همشهری جوان، در گفتگو با یکی از رسانه های غربی که همیشه متهم به معاند بودن با نظام سیاسی ایران است از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و انتخاب حسن روحانی را از همین حالا که وی هنوز قدرت را به دست نگرفته؛ باعث و بنیان مشکلات آینده ایران می داند. از لا به لای صحبت های او مشخص است که کاندیدای اصلح او کسی نیست جز شهردار تهران، محمدباقر قالیباف که در همین انتخابات نفر دوم شد. 
حداقل ذهنیت من که مخاطب یادداشت های محمدحسین جعفریان هستم، این است که وی راهی که خود آن را صد در صد تقبیح کرده است؛ نرود. همفکران اصولگرای معتدل  وی هر چند که در نظرات و آرا با رئیس جمهور 4 سال پیش اختلافات بسیاری داشتند اما همواره دم از اخلاق زدند. بسیار تذکر خوبی هم است که منتقد، اخلاق را حفظ کند اما آیا رعایت این اخلاق از سوی محمدحسین جعفریان خوش قلم انتظار زیادی است؟ انتظار زیادی است که وی درباره رئیس جمهور نیامده و کارهای انجام نشده، حکم زودهنگام صادر کند؟ 
این خرده یادداشت من به دفاع از آقای روحانی نیست؛ انتقاد یا گله ای کوچک است به نویسنده ای که حرف هایش را می خواندم و هنوز هم مشتاقم بخوانم. 


گفتگوی مفصل «موسیقی ما» با رهبر ارکستر «احسان خواجه امیری»:
هومن نامداری: همه جوره «احسان» را قبول دارم!




موسیقی ما | بهمن بابازاده: بیست سال بعد وقتی آلبوم «عاشقانه ها» را جایی بشنوید و اتفاقی به گوش تان بخورد، چند اسم خاص در ذهن تان عبور خواهد کرد:« احسان خواجه امیری، روزبه بمانی، علیرضا افکاری و هومن نامداری...».

آلبومی که در سال افت محسوس بازار پاپ توانست جور ضعف عمده ستاره ها را بر دوش بگیرد و کمی آبرو داری کند. تا اهالی پاپ هم در مواجهه با اساتید نکته سنج سایر ژانرها حرفی برای گفتن داشته باشند.

موفقیت این آلبوم، اوج گرفتن دوباره کنسرت های احسان خواجه امیری و تغییرات ارکستر این خواننده باعث شد سراغ «هومن نامداری» برویم و با او گپی مفصل داشته باشیم:
 
* همین اول حرف هایمان می خواهم بگویی که چه فرق هایی را بین «احسان خواجه امیری» و بقیه چهره ها دیدی که عمده زمان فعالیت هنری خودت را صرف همکاری با احسان کردی ؟
من باید بگویم هم این شانس را داشتم و هم این افتخار را داشتم که کنار بهترین خواننده ایران کار کنم.هم در بخش نوازندگی و هم در بخش کار تنظیم و کارهای ارکستر احسان. راستش من احسان را کاملا قبول دارم چون که حواسش به کار خودش هست. کاری که دارد انجام می دهد از همه لحاظ برایش مهم است. به نظر من خوانندگی یک پکیج است و فقط صدای خوب داشتن کافی نیست. به نظر من یک پکیج اخلاقی است چون اخلاق یک خواننده و برخوردش با طرفدارانش و کسانی که با وی کار می کنند باید درست باشد. فکر میکنم احسان تمام این پکیج را دارد. به همین جهت از روز اول هم خود احسان در خیلی از بخشها به من اعتماد کرد.
 
* می خواهم بدانم که چگونه با یکدیگر آشنا شدید و اولین جرقه همکاری تو با احسان از کجا زده شد؟
تقریبا سه سال پیش بود که آن موقع مدیر برنامه ها و رهبر ارکستر احسان آقای سلیمان بود. سه سال پیش احسان ارکستر زهی داشت و می خواست که تغییراتی را در ارکسترش ایجاد کند و بخش بادی را به ارکستر اضافه کند. من و دو دوست دیگرم یعنی علی ضرابی و سیامک کریم پور که همین الان هم در ارکستر هستند به دفتر زایا رفتیم. صحبتهایی که داشتیم و به توافقاتی که رسیدیم جرقه اولیه همکاری ما بود.
 
* یادت هست که چه سالی بود ؟
سال 88 یا 89.
 
* در مورد سابقه کاری خودت پیش از روزی که به آن جلسه رفتی برای ما می گویی؟
راستش شاید خیلی از کسانی که سایت شما را پیگیری می کنند و اصولا کسانی که در موزیک هستند به فعالیتهای من قبل از اینکه بخواهم در بخش پاپ فعالیت کنم خیلی آشنایی نداشته باشند.
 
* قطعا آشنایی ندارند چون خود من هم چیزی نمی دانم !
اصلا کار من فضا پاپ و ترانه نبود. من سالهای زیادی کار موسیقی انیمیشن انجام داده ام. در کنار دوستان خیلی خوبم مثل علیرضا کهن دیری که یکی از موزیسین های خیلی خوب کشورمان است کار موسیقی فیلم انجام داده ایم. چندین پروژه خوب داریم که در جشنواره فجر هم پخش شده بود. خودم به موسیقی انیمیشن علاقه زیادی دارم و موسیقی تیزر و کارهایی از این دست انجام داده ام. یعنی موسیقی برای تصویر بوده است. به همین جهت شاید چیزی که از آن سالها هنوز در من باقی مانده است باعث شده خیلی از بچه هایی که همین الان موسیقی های احسان را می شنوند و تنظیم های عاشقانه ها را می شنوند به من می گویند که کارهایی تو کار میکنی خیلی تصویری است. یعنی وقتی که گوش می کنند مثل موزیک باکس اول قطعه «لحظه» ، یک تصویری در ذهنشان ایجاد می شود. برای همین شاید چیزی از آن سالها در من باقی مانده است.
 
* جالب شد. سابقه فانتزی و جالبی پس داشته ای. الان دیگر آن ماجرا را ادامه نمی دهی، درست است؟
خیلی کم و بیش. چون که دیگر الان یک خرده فعالیت هایم به این سمت رفته است. من همیشه در کار موسیقی ام سعی کرده ام که تجربه کسب کنم و سعی کرده ام فضاهای مختلف را تجربه کنم.چندین سال آن کار را انجام دادم و اکنون در این بخش مشغول فعالیت هستم. در بخش پاپ فعال هستم و این هم برای خودش تجربه ای است.
 
* به نظرم امسال سال شکوفایی هومن نامداری بود.اینکه آلبوم «عاشقانه ها» اینقدر همه گیر شد و کنسرتهای احسان اینقدر خوب مورد توجه قرار گرفت. به نظر من یکی از شاخصه های این اتفاق و این موضوع قطعا و بدون شک با درصد بالایی به خود تو مربوط بوده. اینکه تو هم در آلبوم عاشقانه ها و هم در اجراهای زنده یک پوست اندازی اساسی را داشتی. خودت در مورد این حرف من چه نظری داری ؟
خوشحالم که این اتفاقات رخ داده است. اول در مورد آلبوم احسان خیلی خوشحالم که این بازخورد را داشت. چون باید از همه این تیمی که ما با هم کار کردیم یعنی علیرضا افکاری و روزبه بمانی و احسان تشکر کنم چون آدم های بزرگی هستند و با آدم های بزرگتری هم کار کرده اند و این اعتماد را به من داشتند که بتوانم در کنارشان باشم و این فعالیت را انجام بدهم زیرا آلبوم حساسی بود. به خاطر اسم ها و کسانی که در این آلبوم فعالیت داشتند به نظرم حساسیت زیادی داشت و چشم های زیادی روی این آلبوم زوم بود که ببینند چه اتفاقی می افتد.
 
* واقعا قبل از اینکه آلبوم بیرون بیاید فکر می کردید که تا این حد همه گیر شود و شنیده بشود ؟
ما اولین تجربه ای که برای این آلبوم داشتیم ترک «نابرده رنج» بود. «نابرده رنج» وقتی پخش شد خیلی بازخوردهای خوبی داشت. تقریبا جزو اولین ترک های آلبوم هم بود که انجام شد و کارهایش را انجام دادیم. بازخورد خوب این کار ما را خیلی دلگرم کرد به خصوص من را خیلی دلگرم که این همکاری بازخورد خوبی خواهد داشت. ولی خب آن استرس تا روزی که قرار بود آلبوم منتشر شود وجود داشت و  بر سر برخی مسائل ارشاد آلبوم به تعویق می افتاد آن استرس با من بود. شاید بقیه بچه ها آنقدر استرس نداشتند ولی چون کار اول من بود و در آلبوم قبلی احسان هم یک ترک داشتم که برای سریال«مسیر زاینده رود» ساخته شده بود و آن را هم کار کرده بودم اما در این آلبوم چون از نه ترک از ده ترک آلبوم کار من بود احساس می کردم که بار مسئولیتم بیشتر است. به همین دلیل یک مقدار استرس هم داشتم.
 
* با رفتن «زایا سلیمان» وظیفه رهبری ارکستر و کلیه مسئولیتهای ارکستر را شما بر عهده گرفتید. درست است؟
بله.در یک فرصت یک ماهه دو نفر از اعضای گروه کاملا عوض شدند و هومن غفاری و امید حجت به ما اضافه شد که واقعا همینجا از آنها تشکر میکنم چون که جزو بهترین نوازنده های ایران و با تجربه هستند. آنها هم به من اعتماد کردند و با صبر و حوصله در تمرینها وقت و انرژی گذاشتند. در یک ماه ما توانستیم کاری کنیم که احسان در اولین اجرای تهرانش بگوید که تا الان این بهترین ارکستر من بوده است. این اتفاق خیلی بزرگ و حرف خیلی خوبی بود که احسان گفت.
 
* پس احسان پیش از این چه کار می‌کرد؟
تمام بچه ها زحمت خود را کشیده اند. تمام بچه هایی که قبلا بوده اند به در نوع خود زحمت کشیده اند. ولی به نظرم این گروهی که الان هست از همه لحاظ یک گروه یک دست تری است.
 
* و این گروه چه فرق هایی با زمان حضور «زایا» دارد؟
این جزو بخش مدیریتی قضیه حساب می شود. من در بحث هنری جریان دخیل بودم. در بخش تنظیم هایی که برای این ارکستر جدید انجام دادم چون بیشتر ترک های آلبوم عاشقانه ها به این ارکستر اضافه شد و من در بخش هنری بیشتر دخیل بودم.
 
* و همیشه هم جزو کم حاشیه ترین گروهها و افراد حاضر در بازار بودید؟این حرف را قبول دارید؟
من فکر میکنم که خود احسان هم شخصیتش به همین گونه است. خواه ناخواه همه ما هم به این سمت سوق داده شدیم و خدا را شکر از همه لحاظ بازخورد خوبی هم داشته است. یعنی ما داریم کارمان را انجام می دهیم و کارمان موزیک است و سعی میکنیم در کنسرتهای احسان مردم موزیک خوب بشنوند. حداکثر سعی ما هم همین است.
 
* این روزها با احسان درگیر چه کاری هستید؟
احسان در حال انجام مقدمات آلبوم جدید است و امیدواریم که این آلبوم هم مثل آلبوم عاشقانه ها موفقیت خوبی در بازار موسیقی کشورمان داشته باشد.در مورد خودم بخواهم بگویم که انشالله در اردیبهشت ماه آلبوم«مهدی یراحی»منتشر می شود که من سه کار هم در آلبوم مهدی دارم که خیلی هم دوستشان دارم و اصلا فکر کنم در آنجا یک هومن نامداری دیگر است!
 
* اتفاقا سوال بعدی من همین بود.این که تو خیلی کم و به ندرت با بقیه چهره ها کار میکنی و این که تماما در اختیار احسان هستی و با احسان کار می کنی، کمی استقلال هنری تو را زیر سوال نمی برد؟
نه راستش. احسان خوشبختانه پیگیر کارهای من است که الان چه فعالیتی داری؟ بعد از آلبوم عاشقانه های کسی به سراغت آمده است؟ خیلی پیگیر این جریان است. من خودم در این جریان یک مقدار وسواس دارم چون فکر میکنم که در واقع کیفیت کار از کمیت آن مهمتر است. این که ما در طول سال فلان تعداد ترک با فلان تعداد خواننده منتشر کنیم و فقط دو مورد آنها شنیده شود و دو مورد آنها معروف شود خیلی کار جالبی نیست. این که سعی کنیم در  هرکدام از کارهایی که انجام می دهیم به روز و متفاوت باشد. الان خودتان در بازار موسیقی هستید و می شنوید فکر می کنم که بازار موسیقی دچار یکنواختی شده است. هم آلبومهایی که منتشر می شود و حتی تک ترکهایی که بیرون می آید.همه موزیک ها و همه صداها شبیه هم شده اند و نمی دانم به کجا قرار است برود ولی شاید بر خلاف مسیر رودخانه باشد ولی من سعی کردم خودم را به این راه بسپارم.
 
* حضور چهره های جدیدی مثل «آرون حسینی» یا «امیر جمالفرد» که وارد عرصه موسیقی الکترونیک شده اند کمکی می کند که بازار از این کسالت و تکراری بودن کمی فاصله بگیرد؟
بله حتما. آرون که یکی از دوستان نزدیک من است و خیلی به کارها و شخصیت خودش علاقه مندم. ببینید متاسفانه یک چیزی که در موسیقی ما و کلیه اصنافی که هنری هستند جا افتاده و فکر کنم فقط هم در ایران باشد این است که وقتی یک نفر گل می کند ناگهان همه سراغ او می روند و وقتی یک نفر جدید می خواهد بیاید همه آن نفر جدید را با قبلی مقایسه می کنند. در صورتی که اینجا یک بحث خیلی خوبی که می تواند پیش بیاید رقابت است.این رقابت در تمام دنیا وجود دارد و در تمام رسانه های دنیا وجود دارد.به عنوان مثال شاید ما از یک سری رسانه هایی که در کل دنیا خیلی فراگیر است و باعث معروف شدن خیلی از چهره های شده است دور هستیم. مثلا«جاستین بیبر» از داخل یوتیوب در آمده است. به نظرم خود موزیسین ها باید به هم کمک کنند یعنی این رقابت شکل بگیرد و به هم کمک کنیم.
 
* که هیچ وقت البته این اتفاق نمی افتد و متاسفانه همه مشغول خراب کردن بقیه هستند.
متاسفانه.
 
* هومن سوال آخرم از تو این است که یک سری چهره ها خیلی دوست داشتند با تو کار کنند. حتی دیدم در بک استیج کنسرت احسان که «رضا صادقی» خیلی تمایل به همکاری با تو داشت. می خواهم ببینم چهره ای بوده در همه این سالها که تو خودت خیلی دوست داشته باشی با او کار کنی و هنوز موقعیتش پیش نیامده است؟
اجازه بدهید الان نگویم ولی کم کم موقعیتهای خوبی دارد پیش می آید که من دوست داشتم با یک سری افرادی کار کنم که الان با آنها مشغول کار هستم. ولی اجازه بدهید قضیه را خیلی لو ندهم چون در مراحل اولیه کار هستیم. ولی کسانی بودند که هم خودم دوستشان دارم و هم می دانم شما دوستشان دارید که خوشحالم که این موقعیت برای همکاری با آنها پیش آمده است.
 
* از آلبومهای سال قبل به جز آلبوم احسان کاری بوده که دوست داشته باشی؟
من آلبوم سیروان را هم خیلی دوست داشتم. چون سیروان تنظیم کننده خوب کشورمان است .


عکس: سعید عبداللهی
پیاده کردن گفتگو: وحید لشکری
منبع: اختصاصی موسیقی ما


باورهای غلط در مورد سرویس و نگهداری خودرو
از خودروی خود مانند حرفه ای‌ها نگهداری کنید

حمیدرضا گرامی نژاد|مجله ماشین: استفاده از خودرو در کشورمان به صورت همه‌گیر، تقریباً از دهه 50 میلادی آغاز شد. به تناسب زیادشدن تعداد خودروها، نگهداری و تعمیرات آن‌ها نیز گسترش یافت و تعدادی از مردم جهت امرار معاش، رانندگی را به عنوان یک شغل برگزیدند. کارهای مربوط به نگهداری و تعمیرات خودرو تخصصی است و با پیشرفته تر شدن خودروها هر روز پیچیده تر می شود. هم زمان با پیشرفت علم و تکنولوژی این کار تبدیل به یک علم شده و بی‌دلیل نیست که دفترچه راهنمای یک خودروی امروزی دارای چند صد صفحه است. در صورتی که همین دفترچه در دهه 70 میلادی کمتر از 20 برگ داشت! در این مقاله سعی داریم نیازهای خودروهای امروزی را به زبانی ساده بازگو کنیم. این دستورالعمل مربوط به خودروهای سبک بنزینی و دیزلی است و اکثر موارد ذکر شده، در بیش‌تر خودروها قابل انجام است.

1- گرم کردن و در جا کار کردن خودرو:
 علیرغم باور عمومی، موتور خودروهای امروزی نیازی به گرم کردن ندارد و چند ثانیه پس از روشن شدن موتور، می‌توان راه افتاد. این باور قدیمی مربوط به زمانی است که موتورهای با تکنولوژی قدیمی و ساخته شده از آلیاژهای قدیمی (عموماً چدنی) در زمان روشن شدن تا گرم شدن کامل موتور بازده کافی نداشت‌اند. این مسئله در مورد خودروهای دیزلی شدت بیش‌تری داشت. حالا که موتورها از آلیاژهای سبک‌تر و مقاوم تر ساخته می شوند و روش های سوخت‌رسانی جدید، موتور را با هر شرایط دمایی تطبیق می دهد نیازی به گرم کردن موتور برای شروع حرکت نیست. البته سرد کردن موتور برای مدت کوتاه آن هم پس از استفاده طولانی لازم است، اما نه به شدتی که توسط برخی از رانندگان اتفاق می افتد. در واقع زمانی که یک خودرو مدت چند ساعت در حرکت بوده، بهتر است دو تا سه دقیقه در جا کار کرده تا دمای موتور کمی کاهش پیدا کند. در موتورهای دیزلی و حجیم نیز همین طور است. متأسفانه بعضی از رانندگان اتوبوس و کامیون موتور را مدت زیادی روشن نگه می دارند که جز ضرر برای خود موتور، آلودگی هوا و مصرف بی‌دلیل سوخت، سودی ندارد. در کشورهای پیشرفته، پلیس برای صاحبان خودروهایی که در جا کار می کن‌اند جریمه هایی در نظر می گیرد. در جا کار کردن موتور باعث سایش بیش از حد قطعات و کم شدن عمر آن‌ها و کثیف شدن سریع تر روغن موتور هم می شود. درجا کار کردن برای موتورهای توربو شارژر دیزلی ضرر زیادی دارد. ضمناً خاموش کردن موتور نیازی به گاز دادن ندارد و علیرغم باور عموم مردم، هیچ کمکی به روشن شدن موتور در استفاده بعدی نخواهد کرد.


2- نگهداری تایر:
بهتر است تنظیم باد چرخ‌ها بین 500 تا 1000 کیلومتر حداقل 2 بار در ماه(بسته به استفاده از خودرو) انجام شود. البته فشار باد تایر را بایستی در زمان سرد بودن تایر اندازه گرفت. به دلیل اینکه پس از حرکت، دمای تایر بیش‌تر شده و هوای داخل آن افزایش حجم پیدا می کند. در مورد خودروهایی که زمان زیادی در پارکینگ متوقف هست‌اند، کم شدن باد بیش‌تر اتفاق می افتد. کمبود باد باعث ساییدگی لبه تایر و زیاد بودن باد باعث ساییدگی وسط تایر می شود. در مورد وانت‌ها توصیه می شود به هنگام مل بار، باد چرخ های عقب افزایش پیدا کند. به هنگام تنظیم باد به سایز تایر هم توجه شود. در صورت استفاده از تایر پهن تر از استاندارد، از باد بیشتر به میزان یک تا سه بار استفاده شود. بعضی‌ها اعتقاد دارند زیاد بودن باد تایر باعث کم شدن مصرف سوخت می شود اما باید در نظر داشت که باد اضافی بیش از حد مجاز، باعث کم شدن مصرف سوخت می شود اما باید در نظر داشت که باد اضافی بیش از حد مجاز، باعث کم شدن چسبندگی خودرو به سطح مسیر می شود که خطرناک است.


3- جابجایی چرخ‌ها:
جابه‌جایی چرخ‌ها برای ساییدگی منظم، بایستی پس از طی 10 هزار کیلومتر انجام شود. در مورد تایر رادیال(مثل پراید و پژو) جابجایی چرخ های عقب با جلوی همان طرف لازم است. در مورد تایر بایاس(غیر رادیال) بهتر است جابه‌جایی به صورت ضربدری صورت گیرد(مثل پیکان و وانت مزدا) و جابه‌جایی ضربدری برای تایر رادیال ضرورتی ندار. در مورد وانت نیسان که تایر عقب و جلو متفاوت هست‌اند، فقط تایر چپ و راست تعویض شوند. دلیل جابه‌جایی تایرها سایش متفاوت در محورهای محرک و غیر محرک است. در خودروهای دیفرانسیل جلو، ساییدگی تایر جلو و در خودروهای دیفرانسیل عقب، ساییدگی تایر عقب بیش‌تر است.
بهتر است در هر 30 هزار کیلومتر یا یک سال تایر های چپ و راست جابه‌جا جا شوند. در خودروهایی مانند پژو 405 که چرخ های عقب زاویه‌دار است یا ماشین‌هایی که محور عقب صلب نیست‌اند، ساییدگی لبه داخلی با خارجی متفاوت است. در صورتت استفاده از تایر بارانی و دارای جهت چرخش یا لاستیک‌هایی که آج بیرونی و درونی متفاوت دارند، حتماً به نشانگر جهت چرخش روی دیواره لاستیک توجه شود و جابه‌جایی ضربدری در این نوع تایرها انجام نشود.
معمولاً عمر مفید تایرها در صورت استفاده مناسب 60 تا 80 هزار کیلومتر است. به هنگام خرید تایر نیز به تاریخ تولید که عددی چهار رقمی است توجه شود. 2 رقم اول هفته در سال میلادی و دو رقم دوم سال میلادی است. به عنوان مثال2508 یعنی تایر در هفته 25 از سال 2008 تولید شده است. بهتر است بیش از یکسال از تاریخ تولید تایر نگذشته به اشد. تایرهایی که تمیز بوده(روغنی نیستند) و داخل نایلون هستند بهترند.
اگر تایر دست دوم می خرید، توجه داشته باشید که یک شکل و داری آج یکسان و تاریخ تولید مشابه باشند. چون عملکرد تایرهای متفاوت یکسان نیست و ممکن است روی قابلیت های ترمزگیری خودرو تأثیر بگذارد. در صورتی که تایرها دارای آج یکسان نباشند، بهتر است تایر جدیدتر در عقب استفاده شود(برخلاف تصور عموم مردم که فکر می کنند بهتر است تایر جلو نو باشد).
آخرین تحقیقات و استانداردهای جهانی تأکید بر خطر بیش‌تر پنچری یا ترکیدن تایر کهنه در چرخ عقب می کن‌اند. همچنین استفاده از تیوب در تایرهای تیوبلس توصیه نمی شود و بهتر است همه تایرهای تیوبلس یک خودرو فاقد تیوب باشند. این گونه تایرها نمی ترک‌اند و رفتار قابل کنترلی در زمان پنچری در سرعت های بالا دارند.


4- روغن موتور:
تعویض روغن بایتی بر اساس روغن توصیه شده توسط سازنده انجام شود. البته فقط توجه به سطح کیفی توصیه شده کافی است و مارک تجاری روغن چندان مهم نیست. همچنین تفاوتی بین روغن های ایرانی و خارجی یا تصفیه اول یا چندم وجود ندارد و فقط سطح کیفی و درجه گرانروی روغن مهم است.
در صورت استفاده از روغن با سطح کیفی بالاتر می‌توان آن را دیرتر تعویض کرد. اما استفاده از روغن با سطح کیفی پایین تر از توصیه سازنده خودرو مجاز نیست. همچنین تعویض زود هنگام روغن فقط ضرر اقتصادی به دنبال دارد و می‌توان با اطمینان خاطر تا پایان مدت توصیه شده توسط سازنده، از آن استفاده کرد. همیشه 1000 کیلومتر به کارکرد خودرو برای محاسبه کارکرد خودرو برای محاسبه کارکرد درجا و ترافیک اضافه کنید.
به عنوان مثال اگر خودرویی 9 هزار کیلومتر مسافت پیموده و از روغن مناسب برای طی 10 هزار کیلومتر مسافت استفاده می کنید، بهتر است نسبت به تعویض روغن اقدام کنید.
حتماً به هنگام تعویض فیلتر روغن نیز اقدام شود. تعویض یک بار در میان فیلتر روغن اشتباه بوده و باعث کثیف شدن روغن می شود. زیرا وظیفه فیلتر روغن تمیز نگه داشتن آن و جذب رسوبات موتور است.
در صورت کم شدن روغن خودرو، حتماً از روغن مشابه استفاده کنید. معمولاً بهتر است کنترل روغن هفته ای یک بار انجام شود. در مورد خودروهای دوگانه سوز بهتر است از روغن های مخصوص این خودروها CNG استفاده گردد.
بهتر است از روغن های چند درجه ای در تمام فصول سال استفاده کنید( 20W50یا15W40) در غیر این صورت در تابستان روغن 40 و در زمستان روغن 30 استفاده شود. استفاده از روغن 50 و مناسب موتورهای دیزلی سنگین مجاز نیست. در صورت روغن سوزی موتور، باید نسبت به رفع آن اقدام کرد. ضمناً استفاده از روغن با ویسکوزیته بالا باعث تشدید عیب موتور می شود.


5- روانکاری سیستم انتقال قدرت:
بهتر است به هنگام تعویض روغن نسبت به بازدید سطح واسکازین گیربکس و دیفرانسیل اقدام گردد و پس از طی 20 تا 30 هزار کیلومتر نسبت به تعویض واسکازین اقدام شود. علیرغم باور عمومی که تعویض واسکازین را ضروری نمی دانند، لازم است بدانید گرمای ناشی از حرکت قطعات داخل سیستم انتقال حرکت، باعث از بین رفتن کیفیت روانکارها می شود. بهتر است در خودروهای سنگین مانند وانت‌ها و پاترول به خصوص در مناطق گرم از واسکازین 140 و در سایر خودروها از واسکازین85W90 استفاده شود.
در خودروهای گیربکس اتوماتیک، تعویض روغن هیدرولیک و فیلتر گیربکس بسیار مهم است و بهتر است هر 30 هزار کیلومتر یامطابق توصیه سازنده خودرو انجام گیرد.

6- فیلتر هوا:
بهتر است فیلتر هوا به هنگام تعویض روغن بازدید شده و در صورت کثیف شدن تعویض گردد. باد گرفتن فیلتر های کاغذی کار اشتباهی است و فقط فیلتر های دائمی که در ماشین آلات ساختمانی و کامیون‌ها استفاده می شوند نیاز به باد گرفتن دارند.


7- ضد یخ:
ضد یخ خودرو حتماً باید ابتدای فصل سرما کنترل شود. علیرغم باور عمومی که ضد یخ نیاز به تعویض ندارد، بهتر است هر سال یا هر 30 هزار کیلومتر نسبت به تعویض آن اقدام شود. به دلیل وجود مواد ضد جوش و ضد رسوب، پس از مدتی، ضدیخ فاسد شده، خاصیت خود را از دست می دهد و رنگ آن نیز تغییر می کند. در تهران و شهرهای معتدل نسبت آب به ضد یخ70/30 است. در شهرهای سردسیر لازم است به توصیه سازنده ضد یخ توجه شود. ضد یخ با نسبت 50/50 تا دمای منفی 37 درجه سانتی‌گراد یخ نمی زند.
به هنگام تعویض ضد یخ از آب مقطر و بدون سختی یا آب رادیاتور استفاده شود و حتماً ضد یخ و آب مخلوط شده و در رادیاتور ریخته شود. از ریختن جداگانه آب و ضد یخ خودداری کنید. در بعضی خودروها مانند 405 پس از تعویض مایع خنک کننده باید سیستم خنک کننده را هوا گیری کنید.

8- مایع ترمز:
مایع ترمز که به اشتباه روغن ترمز نامیده می شود از مشتقات نفتی نیست و به دلیل جذب رطوبت هوا و قرار گرفتن در معرض حرارت ناشی از اصطکاک لنت و دیسک، پس از مدتی خاصیت خود را از دست داده، باعث افت کیفیت ترمزگیری شده و رنگ آن نیز کدر می شود. علیرغم باور عمومی که تعویض مایع ترمز را کاری بیهوده می دانند، بهتر است هر سال یا هر 30 هزار کیلومتر تعویض شود.
حتماً از مایع ترمز توصیه شده توسط سازنده خودرو استفاده شود.
مایع زرد رنگ مایل به سبز با قوطی زرد  دارای استانداردDOT3 و مایع آبی رنگ با قوطی آبی دارای استاندارد DOT4 هست‌اند و اختلاط آن‌ها یا تعویض آن‌ها با هم مجاز نیست. همچنین به دلیل جذب رطوبت هوا توسط مایع ترمز، مایع درون قوطی از قبل باز شده قابل استفاده نیست. پس از تعویض مایع ترمز، هواگیری ترمز همه چرخ‌ها الزامی است.

9- شمع و وایر:
تعویض شمع در موتور های بنزینی بسته به نوع خودرو و کاربراتوری یا انژکتوری بودن آن انجام می گیرد و بهتر است بین 20 تا 30 هزار کیلومتر بازدید و تعویض شود. نو و تمیز بودن شمع باعث کارکرد منظم موتور می گردد. حتماً به اندازه شمع توجه کنید. در بعضی خودرو های جدید که دارای زمان تعویض طولانی تر بوده، از شمع های سوزنی استفاده شده است. در صورت استفاده از شمع های جدید دارای آلیاژ جدید و چند الکترود، مدت کارکرد مطابق توصیه سازنده شمع به اشد. در بعضی خودروها مانند پژو 206 که ECU موتور به تغییرات حساس است، فقط از شمع فابریک استفاده شود و استفاده از شمع های متفرقه توصیه نمی شود. تعویض همه شمع‌ها با هم انجام گیرد و استفاده از شمع های نو و کهنه مجاز نیست. همچنین وایرها نیز به هنگام تعویض شمع کنترل شوند و در صورت لزوم تعویض گردند. این قطعات معمولاً پس از طی 100 هزار کیلومتر نیاز به تعویض دارند.


10- بنزین سوپر:
در خودروهای بنزینی که دارای ضریب کمپرس موتور بالاتر از 9 به 1 هست‌اند حتماً بنزین سوپر با اکتان بالا مصرف شود. مصرف بنزین سوپر یا بنزینی که دارای اکتان بالاتر از نیاز موتور به اشد در تمام خودروها مجاز است. البته بر خلاف تصور عموم مردم تاثیر مثبتی در کارکرد موتور و مصرف سوخت ندارد. به عنوان مثال استفاده از بنزین سوپر در موتور پراید که ضریب کمپرس پایین تر از 9 به یک دارد کاری بیهوده است. اما مصرف بنزین معمولیی با اکتان پایین در موتورهایی که ضریب کمپرس بالایی دارند باعث کارکرد بد موتور ، ایجاد صدای بیش‌تر و پایین آمدن راندمان آن می شود. برخلاف تصور عموم مردم، استفاده همیشگی از بنزین سوپر هیچ ایرادی ندارد و نیازی با استفاده  همیشگی از بنزین سوپر هیچ ایرادی ندارد و نیازی به استفاده متناوب از بنزین معمولی و سوپر نیست. خشک تر بودن بنزین سوپر نسبت به بنزین معمولی تصور غلطی است. کارکرد موتور وابسته به اکتان یا درجه آرام سوزی است و ربطی به خشک یا چرب بودن سوخت ندارد.

11- افزودنی های سوخت: 
این افزودنی‌ها دو دسته هستند. یک دسته از آن‌ها در واقع پاک کننده سیستم سوخت‌رسانی، شمع‌ها و سوپاپ‌ها هست‌اند و نام مکمل سوخت به غلط برای آن‌ها استفاده می شود. مصرف آن‌ها هر چند ماه یک بار یا حداقل پس از طی 30 هزار کیلومتر توصیه می شود. دسته دوم که واقعاً مکمل سوخت هست‌اند در واقع برای جبران پایین بودن کیفیت و اکتان سوخت به کار می روند و به دو صورت مایع و قرص عرضه می شوند. توصیه می شود از این مکمل‌ها به هنگام استفاده از بنزین معمولی با کمپرس بالا استفاده شوند. البته دقت در انتخاب نوع محصول هم مهم است، توجه کنید که حتماً هر دو محصول را با باک پر از سوخت استفاده کنید.



توصیه های عمومی جهت افزایش عمر مفید خودرو:
آچار کشی کلی، بازدید اتصالات و زیر بندی، کنترل شیلنگ‌ها و لوله های خودرو در شروع فصل سرما و گرما انجام شود.

گریس کاری چهار شاخ گاردان، کشویی گاردان، قسمت های متحرک و باز خودرو مخصوصاً در مدل های دیفرانسیل عقب و دو دیفرانسیل، با هر تعویض روغن انجام شود. پس از اتمام زمستان، زیرشویی خودرو انجام گیرد تا نمک رسوب کرده در زیر آن پاک شده و از پوسیدگی آن جلوگیری شود.

کنترل جلو بندی و گردگیرها و میزان فرمان توسط راننده انجام شود و در صورت مشاهده لاستیک سایی یا کشیدن فرمان، نسبت به تنظیم فرمان اقدام شود. ممکن است کشیدن فرمان با تنظیم باد لاستیک‌ها رفع شود. ولی نامیزان بودن دهنه چرخ‌ها باعث لاستیک سایی می شود.

بازدید چرخ‌ها از نظر کنترل لنت‌ها، دیسک‌ها، کاسه ها و نشتی مایع ترمز حداقل سالی یک بار انجام شود در صورت لزوم تعویض لنت، لوازم چرخ‌ها و رگلاژ ترمزدستی انجام گیرد.

در صورت استفاده از باتری معمولی، هفته ای یک بار در فصل گرما و ماهانه یک بار در فصل سرما نسبت به کنترل آب باتری اقدام شود.

ابتدای فصل سرما کنترل ترموستات لازم است. البته ترموستات در تمام فصول لازم بوده و حذف آن خصوصاً در موتور های آلومینیومی مشکل‌ساز خواهد شد.

کولر خودرو در فصل زمستان هفته ای یک بار به مدت 10 تا 15 دقیقه روشن شود. اینکار باعث جلوگیری از خرابی کاسه نمد کمپرسور می شود و کولر خودرو نیازی به شارژ گاز در تابستان نخواهد داشت. همچنین در زمان سرویس کولر به نوع گاز مصرفی خودرو توجه شود. خودروای قدیمی از گاز R12 استفاده  می کن‌اند. اختلاط این دو گاز یا جابه جایی آن‌ها با یکدیگر مجاز نیست. ضمناً در صورت تعویض کامل گاز، بهتر است فیلتر رطوبت گیر(Dryer Filter) هم تعویض شود.

فیلتر بنزین بهتر است هر 10 هزار کیلومتر تعویض شوذ. در بعضی خودروهای جدید فیلتر بنزین عمر بیش‌تری دارد که باید به توصیه سازنده شود.

تعویض تسمه تایمینگ موتور در زمان توصیه شده توسط سازنده انجام شود. در بعضی از موتورها پاره شدن تسمه تایمینگ خسارت زیادی به سر سیلندر ، سوپاپ‌ها و پیستون‌ها وارد می کند. معمولاً تعویض تسمه تایمینگ بین 60 تا 100 هزار در موتورهای مختلف توصیه می شود. همچنین بازدید تسمه های کولر و دینام هر ماه انجام شود. شل بودن تسمه دینام باعث شارژ نشدن باتری خواهد شد.

شایان توجه است رعایت موارد فوق با هزینه اندک باعث اطمینان خاطر هنگام استفاده و دوام بیش‌تر خودرو می شود. به عنوان مثال وقتی 4 لیتر روغن موتور به قیمت 35 هزار تومان تعویض می شود چرا فیلتر روغن 10 هزار تومان تاثیر آن را در مصرف سوخت کمتر یا دوام بیش‌تر موتور نادیده گرفت؟ یا به دلیل عدم تعویض روغن  ترمز 15 هزار تومانی، کیفیت ترمز خودرو را کاهش داد و باعث حادثه شد؟(قیمت‌ها مربوط به زمان نگارش مطلب است!!!) پس سعی کنیم  در نگهداری و سرویس خودروی خود به کوشیم، باورهای قدیمی اشتباه را دور به ریزیم و به دیگران بیاموزیم.




چهارشنبه 30 اسفند 1391  02:23 ق.ظ



بخش یک|معرفی

هفته نامه پاسارگاد سیرجان به مانند روال سال‌های گذشته، ویژه نامهٔ نوروزی منتشر کرده است. ویژه نامه نوروزی 92 پاسارگاد و در 100 صفحه روزنامه ای/ گلاسه با قیمت معقول 1000 تومان به روی دکه های مطبوعاتی آمده است. عکس جلد این ویژه نامه برخلاف سال‌های گذشته مختص به افراد و یا طرح‌های گرافیکی نیست و جای خود را به کاریکاتور داده است. تصویری که در زیر می‌بینید جلد این ویژه نامه است.
 کاریکاتوری از حمید خلوتی که با ترکیب رنگ‌های آبی، سفید و سفره هفت سین تزئین شده است و سال مار را نشان می‌دهد. در این کاریکاتور خانواده ای پای سفره هفت سین با حالاتی مخلوط از خنده، ترس دیده می‌شوند. شادمانی از سال جدید و ترس از بیرون آمدن یک مار از داخل سبزه سر سفره هفت سین که با فلوت زدن پدر خانواده همراه شده است. فلوت در این کاریکاتور شاید نشانی از سُرنای نوروز است اما این سُرنای نوروز و نواختن آن باعث بیرون آمدن ماری از سبزه هفت سین شده است. طعنه ای به وضعیت اقتصادی این روزهای ایران و دست و پنجه نرم کردن خانواده های ایرانی با آن که با هنرمندی به تصویر درآمده است.
 از طرح جلد که به گذریم به تیترهای جلد ویژه نامه می‌رسیم که به مانند همیشه با فونت تیتر با رنگ‌های مشکی و قرمز در جای جای جلد جا خوش کرده‌اند. 10کادر مربعی شکل منهای 3 تای آن‌ها که رنگ های سبز،زرد و قرمز بر خود دارند تصاویر کوچک از چهره‌هایی هست‌اند که با پاسارگاد به گفتگو نشسته‌اند. دو ردیف کادر پنج تایی که زیر لوگوی بزرگ پاسارگاد جاخوش کرده اند. عکس‌های درون کادرهای مربعی خیلی با تیترهای جلد ربط پیدا نمی‌کند و حتی گفتگو با حسین مرعشی که یکی از چهره های داخل کادرهای ردیف پایین است، اصلاً تیتر نشده!
اما کلیت محتوایی ویژه نامه نوروزی پاسارگاد از یک محافظه کاری و استاندارد خاص تبعیت کرده است به عنوان کسی که یک سال در این نشریه کار کرده است و هر از چند گاهی بعد از آن همکاری مقطعی با آن داشته،  می‌توانم بگویم کلیت محتوایی ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد دست‌پخت کاملی از امین شول سیرجانی دبیر تحریریه این نشریه است. امین شول سیرجانی همیشه با یک استاندارد خاص به همه موضوعات می‌نگرد و خیلی اهل تند رفتن یا کند رفتن نیست. متعادل، آرام در عین حال جسورانه که این موارد حتی در تیترهای مصاحبه‌ها و مقالات هم اثر خود را گذاشته است. در ادامه مطلب به این موارد بیش‌تر خواهیم پرداخت. 
صفحات اولیه ویژه نامه که به پیام مدیر مسئول و بهاریه نویسی اختصاص دارند از یک وحدت موضوع تصادفی خاص بهره می‌برند؛ "صداقت در جامعه" و "اصلاح وضعیت کنونی" و "نگرانی از شرایط اقتصادی در آینده".
پاسارگاد برای اولین بار در ویژه نامهٔ نوروزی‌اش بهاریه نویسی را با سؤال از شخصیت‌های بهاریه نویس شروع کرده و از آنان خواسته که به این سؤال پاسخ دهند: "دوست دارید در سال آینده چه اتفاقی نیفتد؟" سؤالی جالب که باعث جهت دهی خاص به بهاریه ها شده است. حجت الاسلام علی نخعی رئیس دادگستری سیرجان، امیر حسین طاهری کارگردان تئاتر، رضا مسلمی زاده هنرمند فعال سیرجانی، محمد شکیبی منتقد سیرجانی مجله فیلم و رضا اسکندری از اهالی رسانه بهاریه برای پاسارگاد نوشته‌اند. پاسارگاد در کنار بهاریه ها گزارشی میدانی از نظرات مردم درباره همین سوال گردآوری کرده است. نگرانی از وضعیت اقتصادی اصلی‌ترین دغدغه مردم است.
مصاحبه اول نشریه که در بخش سیاست گنجانده شده به گفتگو با شهباز حسن پور نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس اختصاص یافته است. سؤال‌ها دقیق و جسورانه انتخاب شده‌اند اما با تکذیب‌های فراوان مصاحبه شونده؛ مصاحبه تقریباً به جایی ختم نمی‌شود. گفتگویی که امین شول سیرجانی آن را تدارک دیده است دقیقاً به مانند مصاحبه قبلی وی با مهدی عارفی نسب شهردار سابق سیرجان(که در چند شماره قبل به چاپ رسیده است) در آمده است.اطلاعات خوب و چینش بجای سؤالات یکی از خصایص مصاحبه های وی است حتی اگر مصاحبه شونده هم با تکذیب و فرار از پاسخ دادن بخواهد مصاحبه را به سمت دیگری سوق دهد، سؤالات پی در پی نمی‌گذارند مصاحبه شونده از گوشه رینگ بیرون بی‌اید. اگر مصاحبه هم به جای خاصی سوق پیدا نکند(همانطور که در بالا گفتم)؛ حداقل سؤالات مصاحبه دید خوبی به خواننده می‌دهد و روحیه پرسش گری را تقویت می‌کند. 




tdewil7z3voe3lis5xk.jpg

گفتگو با معین ضابطی رئیس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در سال 88 هم یکی از گفتگوهای خوب مجله است که حسام اسلاملو آن را انجام داده است. ایده مصاحبه با ضابطی در مقطع کنونی فوق العاده عالی است. معین ضابطی شاید یکی از بهترین کسانی بود که در این مقطع می‌شد با او درباره وضعیت تفکر و راه احمدی نژاد گفتگو کرد چون ضابطی برخلاف خیل عظیمی از دوستانش در ستاد انتخاباتی، هنوز و هنوز به راه احمدی نژاد اعتقاد دارد و به او پشت نکرده است.ضابطی در این گفتگو جواب چند سوال را به مانند احمدی نژاد پاسخ می دهد! سؤالات حسام اسلاملو خوب چیده شده‌اند. در چندین جا هم مصاحبه از حالت عادی خود خارج و به دیالوگ 2 موج مقابل به هم تبدیل می‌شود. بیش‌تر از این چیزی نمی‌نویسم، این مصاحبه را حتماً بخوانید. 

liwk2ame1svy5q478gd.jpg

اما یکی از متفاوت‌ترین(و بهترین...) گفتگوهای این ویژه نامه؛ مصاحبه با یکی از اتباع مهاجر افغان در ایران است گفتگویی که علی حاج محمدی آن را انجام داده است حاوی نکات برجسته ای است. شنیدن واقعیت‌هایی از رفتارهای تبعیض آمیز بعضی‌ها با مهاجران افغان، درد و دل‌ها و حرف‌هایی که برای اولین بار از زبان یک مهاجر افغان شنیده می شود. این گفتگو به همراه 2 یادداشت از 2 جامعه شناس سیرجانی درباره وضعیت افغان‌ها و اتباع کشورهای مهاجر در ایران و سیرجان منتشر شده است.
گفتگوی بعدی ویژه نامه را حسین اطمینان با سرهنگ پوررضاقلی فرمانده انتظامی سابق سیرجان و رئیس کنونی پلیس آگاهی کرمان انجام داده است. گفتگویی از ابتدا مشخص است قرار است گپ و گفت خودمانی به اشد اما با توضیح حسین اطمینان در لید مطلب؛ کمی حالت جدی هم به خود گرفته است.سرهنگ پوررضاقلی در این مصاحبه پرده از یک راز برداشته که شنیدنی است. او از دستگیری گروهی در سیرجان خبر داده که سال‌ها پیش قرار بود در یکی از خیابان‌های اصلی شهر به خودروی حمل پول رگبار گلوله بندند؛ پول‌ها را دزدیده و در یکی از بیابان‌های اطراف سیرجان مخفی کرده و یک سال بعد به سراغ آن به یایند اما با اقدام به موقع ماموران پلیس قبل از اجرای عملیات شناسایی و بازداشت شدند. موضوعی که هیچ گاه در طی این سال‌ها به مردم گفته نشده بود.
گفتگو با سرهنگ مهریار سعیدی در باب کنترل هوشمند ترافیک در سیرجان از طریق دوربین‌های کنترل و نظارت و یک گزارش میدانی همراه با فرمانده راهنمایی و رانندگی سیرجان (سرهنگ ابراهیمی) پایان بخش قسمت "شهر" در ویژه نامه هست‌اند. در بخش گفتگو همراه با گزارش میدانی با فرمانده راهنمایی و رانندگی سیرجان عکس بسیار هنرمندانه ای مزین این بخش شده است. این عکس را علی حاج محمدی با هنرمندی خاص ثبت کرده است.




mik8v2u5085jx0dg6z7.jpg

شروع بخش اقتصاد ویژه نامه با یک گزارش از پدیده قاچاق در سیرجان است که محسن رضوانی آن را تدارک دیده است. گزارشی که از سه بخش به پدیده قاچاق کالا نگاه کرده است. این گزارش خیلی زنده و پویا است. 
در صفحات بعدی این بخش گفت و گویی با یک چهره ناآشنا صورت گرفته است. البته ناآشنا برای مخاطب. مهدی ایرانی کرمانی عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی کرمان که تحلیل‌های انتقادی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت و بخش خصوصی دارد. این گفت و گو را امین شول سیرجانی انجام داده است. شاید برای اولین بار است که شول سیرجانی در بخش اقتصاد هم ردپایی از خود به جا می‌گذارد. در ویژه نامه¬های سال¬های گذشته محسن رضوانی و رضا محمودی عهده دار مصاحبه های بخش اقتصاد بودند و حالا با جدایی رضا محمودی دبیر سابق بخش اقتصاد این نشریه؛ وی شخصاً مسئولیت گفت و گوی اقتصادی مهم را بر عهده گرفته است.
بخش بعدی ویژه نامه به ورزش اختصاص دارد و موضوع معرفی چهره‌هایی که پای ثابت ورزش هست‌اند. این بخش را علیرضا پوررضاقلی تهیه و تدارک دیده است. در ادامه همین بخش به موضوع دوپینگ در ورزش و مشکلات کوهنوردان و یک گپ و گفت با زوج کرمانی قهرمانان پارالمپیک لندن پرداخته شده است. یک گفت و گوی خانوادگی با مهاجم گلزن تیم فوتبال گل گهر سیرجان یعنی محسن ایران نژاد پایان بخش این قسمت است.
بخش ادبیات؛ پس از ورزش آمده است. بخشی که فقط دو مصاحبه در آن وجود دارد و خیلی جان دار نیست. کلاً بخش ادبیات همیشه همین طور بوده! جدی نگیرید! البته شاید باید گفت جان قسمت ادبیات ویژه نامه به همین دو مصاحبه بند است گفتگو با عرفان رعایی شاعر و حمید نیک نفس طنزپرداز.
گفت و گو با حمید نیک نفس را امین شول سیرجانی انجام داده است که انصافاً گفت و گوی خیلی خوبی است. گویا در هر بخش و در هر موضوع امین شول سیرجانی وارد می‌شود می‌خواهد یک ردپای خوب از خودش بر جا بگذارد. این گفت و گوی متفاوت را از دست ندهید.
بخش طنز ویژه نامه نوروزی پاسارگاد هم به بخش نوروز گردون معروف است. حاصل نوشته های نویسندگان قدیمی همین بخش یعنی حمید نیک نفس؛ چماه کوهبنانی، آرش یوسف زاده و امیر غفار بیگی، سید علی میرافضلی، مجتبی احمدی، محمد طالبی رنجبر و مهران ابراهیمی است. نوروز گردون همیشه به دلیل تعداد نویسندگانش موضوعات متنوعی را در بر می‌گرفت و طرفداران بسیاری داشت اما تنها فرق نوروز گردون امسال با سال‌های گذشته‌اش همین یکدست بودن آن است. شاید این یک دست بودن هم به همان تفکر محافظه کارانه ای که در اول همین مطلب به آن اشاره کردیم برگردد. به هر حال بخش طنز است و خطرناک و چاقویی دو لبه. مواظب نباشید، دیگر نیستید. امسال در نوروز گردون جای دو نویسنده هم خالی است. 1- لاله محمودیان و مطالب قوی و پویایی که می‌نوشت. 2- الف- میم- الف که اصلاً معلوم نیست کجا هست!
بخش بعدی نشریه هم به فرهنگ و هنر اختصاص دارد. این بخش  امسال به سراغ نقاط دیده نشده . کمتر دیده شدهٔ فرهنگی هنری سیرجان سری زده است. گفتگو یکی از اعضای شورای نظارت تئاتر خانم سهی سینایی. ایشان هم بازیگر بوده‌اند و هم یکی از اعضای سابق شورای نظارت تئاتر. گفتگو با چنین کسی قطعاً جذاب است. کسی که خودش هم بازیگر بوده و هم نظارت کننده. گفتگو با سهی سینایی را حسام اسلاملو انجام داده است. گفت و گوی متفاوتی است؛ از دست ندهید.
گفت و گو با یکی از چهره های کمتر شناخته شدهٔ سیرجانی در سینمای مستند کشورمان؛ علیرضا رسولی نژاد در صفحه بعدی فرهنگ و هنر جای دارد. مصاحبه ای که اگر مکتوب نبود خیلی خیلی بهتر از کار در می آمد. یادداشت فؤاد توحیدی پژوهشگر موسیقی نواحی من باب موسیقی محلی سیرجان و گفتگو با یک نوازنده ساز سُرنا و خوانندهٔ محلی دیگر صفحات فرهنگ و هنر را تشکیل می‌دهند. 
پایان بخش ویژه نامه هم به قسمت نگارخانه و معرفی آثار هنری گرافیکی چند طراح در سیرجان و اختصاص دارد. در این صفحات آگهی از رسول حسینی نژاد و مسلم سلطان احمدی در بخش عکاسی؛ مجتبی اسدی و نرگس بیگ مرادی در بخش نقاشی و ابوالفضل شیخ زکریا، زهره تعویقی، سپهر ستاری و محسن رضایی در بخش خوشنویسی و گرافیک دیده می‌شود.




بخش دوم|نگاهی دیگر

درباره حرف اول مطلبم که گفتم ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد یکدست‌تر از همیشه است و حتی در تیترهای مطالب هم این امر نمود پیدا کرده است.....چیزی ننوشتم؛ درست است؟! خب حالا می‌نویسم.
مطالبی زیر نظرات شخصی من نسبت به تیترها و فضای ویژه نامه نوروز92 نشریه پاسارگاد است
- برای نمونه اول تیتر مصاحبه با نماینده مردم سیرجان یک تیتر کاملاً استاندارد بدون هیچ رنگ و لعابی است "برای انتخابات پیشرو برنامه داریم." این حرف نماینده با توجه به متن مصاحبه؛ بخش کوچک و شاید کم اهمیت قضیه است ولی با توجه به نزدیکی انتخابات بعدی، انتخاب یک تیتر انتخاباتی معقول‌تر به نظر می‌رسد.
- مصاحبه با معین ضابطی که یکی از رهروان تفکر احمدی نژاد محسوب می‌شود، طبعاً کار جالبی بود و تیتر مصاحبه هم به خوبی روند مصاحبه را نشان می‌دهد؛ نشانی از محتوا را جلوی دید مخاطب می‌گذارد خیلی تیتر جنجالی‌ای نیست اما خوب و مناسب است.
- تیتر مصاحبه با حسین مرعشی هم همان حرف قبلی محمد رضا عارف است: اصول‌گرایان از مردم عذرخواهی کن‌اند (به خاطر عملکرد دولت). تیتری مناسب برای یک مصاحبه سیاسی.
- تیتر و رو تیتر مقاله حمید رضاپور درباره شورای چهارم یکی است و حتی می‌توان جای آن‌ها را با هم عوض کرد! شاید خنثی‌ترین تیتر ممکن در کل ویژه نامه به اشد.
- تیتر مصاحبه با یک مهاجر افغان با رو تیتر ارتباط چندانی ندارد. رو تیتر این است: "گفتگو با یک دختر افغان درباره دشواری‌های زندگی مهاجران" اما تیتر این است: "آینده افغانستان روشن است"
خب این‌ها خیلی به هم ربط ندارند و حرف اصلی مصاحبه را نمی‌رسانند.
- تیتر مصاحبه با سرهنگ پوررضاقلی رئیس پلیس آگاهی کرمان هم با توجه به فضای مصاحبه درست و به جا انتخاب شده است. *** حاشیه: خیلی جالب بود که وقتی حسین اطمینان از پیر شدن بیش‌تر سرهنگ پس از سه سال سخن می‌گفت (در لید مطلب) همان موقع ویژه نامه دو سال پیش پاسارگاد را جلوی خودم گذاشتم. انصافاً سرهنگ نسبت به دو سال پیش خیلی فرقی نکرده و دو سال پیش هم همین پیراهن را به تن داشت و فقط در عکس جدیدش یک کاپشن اضافه تر شده بود! البته عکس با واقعیت فرق دارد و شاید پیری خیلی در عکس جلوه نکند.***
- تیتر "یک روز در ماشین گشت"  هم خبر از گزارش میدانی را می‌دهد و با توجه به مطلب خیلی به جا انتخاب شده است. البته شاید جذاب‌ترین بخش این صفحات عکس این گزارش به اشد که با تکنیک باز بودن دیافراگم گوشی به مدت 20 یا 30 ثانیه گرفته شده است. این عکس و تیتر دقیقاً به هم چسبیده‌اند و جفت و جورند.
- "چتر بازی در سه سکانس" هم تیتر خوبی است چون از 3 منظر به موضوع قاچاق کالا نگاه شده است مثل یک فیلم اپیزودیک 3 گانه که از 3 منظر فیلمنامه را جلو می‌برند. تیتر و مطلب بسیار خوب و مناسب‌اند.
- سایر تیترهای بخش اقتصادی محافظه کارانه و خنثی هست‌اند. "دولت و بخش خصوصی اشتباه کردند" و "سیرجانی‌ها بورس را جدی به گیرند" تیترهای ساده ای هست‌اند که خیلی به چشم مخاطب نمی‌آیند.
- تیترهای قسمت ورزش غیر از تیتر مصاحبه با رئیس هیئت پرورش اندام سیرجان "تخلف‌ها پشت پرده انجام می‌شود" همگی خنثی و به دور از جذابیت هست‌اند. مثلاً گفتگو با علی فیروز آبادی(کوهنورد) به رغم عکس فوق‌العاده‌اش تیتر هیجان انگیزی ندارد. عکس گفتگوی خانوادگی با محسن ایران نژاد و همسر و فرزندش هم به دلیل آنکه به نظر می‌رسد در شب و با زوم دوربین گرفته شده است خیلی خوب نیست. این عکس را مقایسه کنید با عکس گفتگوی هنری خانوادگی با مظفر فرزین ابراهیمی و همسرش که رنگ بندی، قاب و حس زنده بودن خیلی خوبی دارد.
- تیترهای گفتگو با عرفان رعایی و حمید نیک نفس هم به رغم آنکه عکس‌های خیلی تاپی ندارند خوب و به جا انتخاب شده‌اند. امین شول سیرجانی هم پس از مدت‌ها راضی شده که تیتر مصاحبه متفاوتش با حمید نیک نفس را "ما همه پدرسوخته‌ایم" انتخاب کند. چون امین خیلی اهل این تیتر زدن‌ها نیست.(از تیتر زدن های جذاب و نوگرایانه استقبال می کند اما خودش خیلی اهلش نیست ;) ) 
- تیترهای بخش هنر هم از محافظه کاری پیروی می‌کند.
- اما اصلی‌ترین موضوع برای یک ویژه نامه نوروزی طرح جلد و تیترهای آن است. طرح جلد این ویژه نامه پاسارگاد را حمید خلوتی با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی به تصویر کشیده است که البته در نوع خود خوب و عالی است اما تیترهای جلد مشکل دارند. مشکل اینجاست که هیچ کدام به اندازه کافی بزرگ نیست‌اند و بدتر از آن اینکه به تصاویر هیچ ربطی ندارند. در کل طرح جلد هم خوب است و هم بد.

کلام آخر:

به هر ترتیب ویژه نامه نوروز 1392 ویژگی‌های خیلی خوبی دارد و می‌توان به آن امتیاز یک ویژه نامهٔ نوروزی در حد کشوری داد. حالا اینکه تیترهایش یکدست است و از هیجان در آن و مطالب دوری شده است دلایل خاص خودش را دارد. اول و اول و اول به بحث محدودیت‌ها و ترس از آینده رسانه ای بر می‌گردد. این محدودیت را نشریات کشوری هم درگیرش هست‌اند. شما اگر ویژه نامه نوروزی همشهری جوان و چلچراغ امسال را به بینید متوجه این موضوع خودسانسوری می‌شوید. یعنی یک جورهایی طراوت از ویژه نامه های نوروزی پر کشیده است و این موضوع مختص به نشریات استانی نیست. دومین دلیل این است که تیم یکدست‌تری برای مطالب، تیترها و تصمیم گرفته‌اند.
ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد خواندنی است، از دست ندهید.



سه شنبه 15 اسفند 1391  10:57 ق.ظ


.:: الـهام کـاظمـی ::.

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفقته اند و از حقوق و درد ها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مرد ها است. یکی از همین مرد هایی که دوستمان دارند. توقتی میخواهند حرف خاصی بزنند حول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند.  مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکن یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باششند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مرد ها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آراممش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مرد ها از خوشبختی خیلی ساده است.

 

پی نوشت: 
این ها دیدگاه من به عنوان یک دختر مجرد به دنیای مرد ها است. 

پی نوشت: 
خواستم از بخش پدر بودن مرد ها بنویسم... نشد.



  • آخرین ویرایش:-
  • دنبالک ها:مردها ،
شنبه 21 بهمن 1391  09:22 ب.ظ


سریال The Americans جدیدترین سریال شبکه FX به تهیه کنندگی کمپانی بزرگ فاکس است که داستانش در ارتباط با شبکه سازمان جاسوسی شوروی، "کا.گ.ب" است که در آن سالها در کشور آمریکا تارهای خود را تنیده بودند. البته این مورد دو طرفه بود و هر دو کشور فعالیت گُسترده جاسوسی را برای کسب اطلاعات از طرف مقابل انجام میدادند.
یک مرد و یک زن توسط کمونیست ها انتخاب میشوند تا به ازدواج یکدیگر درآیند. آنها پیش از این هیچوقت همدیگر را ندیده اند و یا عشقی در بین خودشان حس نکرده اند اما بخاطر آرمان های شوروی باید ازدواج کرده و با نام و مشخصات جعلی گام به "ینگه دنیا"، "امریکا" بگذراند!
حاصل زندگی آنها پس از سالها دو فرزند دختر و پسر است که به هیچ وجه از پیشینه والدینشان آگاهی ندارند. آنها در محیطی کاملا آمریکایی، با رویایی آمریکایی بزرگ شده اند. برنامه های آمریکایی را از تلویزیون دیده اند و به مدارس آمریکایی در فلب ایالات متحده، یعنی "واشنگتن" میروند.
زندگی این جاسوسان تقریبا بصورت آرامی میگذرد تا آنکه ماموری از FBI به خانه ای در همسایگی این زوج جاسوس نقل مکان میکند و این چنین اوضاع هر روز بغرنج تر میشود. فعالیت های جاسوسی انها نیز با پیامی از سوی "کا.گ.ب" تشدید میشود. "رفقا به پا خیزید." (رفقا: اصطلاحی رایج در میان کمونیست هاست)

تاکنون دو قسمت از این سریال پخش شده است و امتیاز 8.3 سایت معتبر IMDB نوید آن است که این سریال بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. پیشنهاد می کنم دیدن این سریال را از دست ندهید. خصوصاً آنکه فضای سریال در دهه 80می گذرد و المان های آن به خوبی و به دقت رعایت شده است.



سریال Touch  هم فصل دوم خود را با پخش دو قسمت در 20ام بهمن ماه(8فوریه) آغاز کرد. سریال تاچ داستان خود را به ارتباط میان اتفاقات دنیا با رابطه اعداد با یکدیگر اختصاص داده است. تقریباً چیزی که دانشمند بزرگ فیزیک استیون هاوکینگ نیز از آن سخن گفته بود. تیم کرینگ خالق سریال Heroes ، خالق و نویسنده این سریال بسیار مشکل و پیچیده است. سریالی که خیلی راحت می توانست در همان فصل اول مخاطبان را از خود دور سازد موفق شد مجوز ساخت فصل دوم خود را به یُمن خوش ساختی اش بگیرد. کیفر سادرلند بازیگر نقش جک باور در سریال 24 یکی از مجریان تهیه این سریال است. باید دید آیا فصل دوم سریال تاچ خواهد توانست مخاطبان را با موضوع نه چندان عادی اش پای تلویزیوبنشاند یا خیر. پیشنهاد می کنم فصل دوم این سریال را از دست ندهید.
سریال تاچ از شبکه FOX پخش می شود.تهیه کنندگی این سریال نیز به مانند سریال The Americans بر عهده کمپانی فاکس است. تاچ در سایت IMDB از دیدگاه مخاطبان این سایت امتیاز 7.6 را دریافت کرده است که برای این سریال بسیار خوب به نظر می رسد.




منبع داستان سریال The Americans :
www.IMDB-DL.com




پنجشنبه 30 آذر 1391  04:00 ب.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی | وبلاگ نویس


موسیقی ما - بی‌مقدمه سراغ این پرسش می‌روم، چند نفر از ما، چه آنهایی که به چند و چون تولید موسیقی واقف هستند و چه آنهایی نیستند اعتقاد داریم که موسیقی هم به مانند سایر چیزهایی که شاید هر روز بابت داشتن آن‌ها هزینه‌ای صرف می‌کنیم؛ یک محصول است و‌‌ همان قوانین و مقررات درباره آن صدق می‌کند؟ چند نفریم؟ خب در بهترین حالت خیلی نیستیم. خیلی‌هایمان موسیقی را اصلا یک «تولید» نمی‌دانیم. فکر می‌کنیم موسیقی یعنی یک آهنگی همینجوری ساخته می‌شود و یک نفر هم آن را می‌خواند و بعد روی سایت‌ها می‌گذارد، با عکس ژست دار!! و این می‌شود تمام آگاهی ما درباره موسیقی و تمامی اجزایش. شاید بخش عظیمی از این ناآگاهی تقصیر جامعه و اینکه دنبال اگاهی‌اش نمی‌رود نیست و تقصیر رسانه‌ها خصوصاً رسانه‌های تصویری است که یا نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند ماهیت اصلی موسیقی را نشان جامعه بدهند. 

- اجازه بدهید یک توضیح مختصری درباره یک محصول معمولی بدهیم. شما وقتی می‌خواهید شیر بخورید چکار می‌کنید؟ با توجه به دنیای امروزی شما گاو ندارید که آن را بدوشید و شیرش را نوش جان کنید به هایپرمارکت سر محله‌تان می‌روید و یک بسته شیر را «می‌خرید» و استفاده می‌کنید. این شیر که یک محصول محسوب می‌شود راه طول و درازی را در پی گذاشته تا به دست شما رسیده است. ابتدا گاو‌ها دوشیده شده‌اند، شیر آن‌ها با هزینه‌ای به کارخانه انتقال داده شده، مورد بررسی سالم بودن قرار گرفته، طی فرآیندهایی پاستوریزه و هموژنیزه و استرلیزه شده است، در پاکت‌هایی که هر کدام هزینه‌ای برای کارخانه دارند گنجانده شده و به سمت محل‌های فروش برده شده است. به این ترتیب محصولی به اسم شیر به دست شما می‌رسد؛ با صرف هزینه‌هایی... خوب و بد هم دارد، خالص و ناخالصی هم دارد و شاید هزار کارخانه یافت بشوند که همگی شیر تولید کنند اما مشتری همیشه محصول خوب را می‌خرد و محصول بد و ناخالصی دار اگر هم فروش کند اندک است و باب طبع اکثر مشتری‌ها نیست. مدت مصرف هم دارد! مثل موسیقی پاپ اما شما هیچ وقت نمی‌توانید به کارخانه شیر بگویید چون شیرتان مدت دار است من بابتش پولی نمی‌پردازم! 

- حالا چرا وقتی به قسمت فرهنگ می‌آییم همه چیز یادمان می‌رود؟! چرا باور نداریم که موسیقی خودش یک تولید است. زحمات و هزینه‌هایی بابت آن کشیده شده است که با فروش جبران می‌شود. موزیک ویدئو هم تولیدی هزینه دار است برای تبلیغ محصول اصلی یعنی موسیقی. حتی اگر مدت دار مثل موسیقی پاپ باشد! چرا برای خریدن یک پاکت شیر حتماً هزینه می‌پردازیم و آن را نمی‌دزدیم اما بحث موسیقی که می‌شود تئوری «بیخیال» یادمان می‌آید؟! یعنی اگر پاکت شیر هم قابل دانلود بود؛ دانلودش می‌کردیم؟! با این اوصاف ۱۰۰%!!! 

- در ذهن ما؛ حالا به دلایلی که دوطرفه است یعنی هم خودمان مقصریم و هم مسئولان فرهنگی؛ این مفهوم پایه گذاری نشده است که موسیقی، فیلم و... محصول هستند. عده‌ای وقت و عمرشان را می‌گذارند تا تولیدش کنند. هزینه بر است. آیا اگر خودتان آن طرف قضیه بودید باز هم روی دکمه «دانلود در ادامه مطلب» کلیک می‌کردید؟ اگر شما صاحب یک کارخانه تولید شیر بودید اجازه می‌دادید مشتریان بیایند و محصولات شما را به جای خرید؛ دانلود کنند؟! 

نمی‌گوییم این پدیده ایرانی است؛ خیر! اتفاقا جهانی است و خیلی‌ها را به خاک سیاه نشانده است. آن‌ها دارند کارهایی انجام می‌دهند که تا حدی جلوی این دزدی قرن بیست و یکمی را بگیرند؛ قدری موفق‌اند و قدر زیادی ناموفق... البته ما‌‌ همان قدم اول را هم برنداشتیم! قانون کپی رایت را می‌گویم که هنوز در ایران در پیچ و خم تصویب است و البته به نظر هم نمی‌رسد به این زودی‌ها به تصویب برسد و اجرایی شود. 

حالا با توجه به همگانی شدن اینترنت و دسترسی روزافزون مردم به این دنیای پر از اطلاعات حداقل خودمان برای فرهنگ خودمان کاری کنیم. مسئولان را بی‌خیال! آن‌ها این روز‌ها دنبال این هستند که مجرای درآمد بسیاری از خوانندگان پاپ ما یعنی کنسرت را ببندند و خبر‌ها هم می‌رسد که دارند موفق هم می‌شوند. به آن‌ها کاری نداریم. خودمان برای خودمان و کسانی که عمر و هزینه‌شان را پای این محصول فرهنگی می‌گذارند؛ اهمیت قائل شویم. این برای خودمان خوب است. برای درک بهتر لازم است. 

- حدیثی از امام حسن مجتبی (ع) داریم که می‌فرمایند: آنچه بر خود نمی‌پسندی بر دیگران هم مپسند



چهارشنبه 29 آذر 1391  09:07 ب.ظ



میثم یوسفی | موسیقی ما

 1- سیروان خسروی! از کی بود که این اسم وارد موسیقی ما شد!؟ شاید کنسرت‌های کاوه یغمایی در سال‌های 79-80 و نوازنده‌ی جوانی که کیبورد می‌نواخت، اولین مواجهه بود. این یادآوری برای من که حافظه‌ی درست و حسابی هم ندارم جالب است. هفته‌نامه‌‌ی سینما و سال 84 نشانه‌اس‌ست که اولین تماسم با سیروان را به خاطر بیاورم! قرار بود پرونده‌ای در مورد ترانه‌های فیلم معروف کار کنیم و خواننده-موزیسینی که تازگی‌ها با آلبومش هنرمندی صاحب استاندارد را به معرفی کرده بود انتخابم بود که در مورد چندتا از ترانه‌های فیلم معروف جهان یادداشتی بنویسد. اتفاقی که علارغم علاقه‌ی سیروان به علت متوقف ماندن آن پرونده هرگز نیفتاد، اما بهانه‌ی آشنایی ما شد!

2- فکر می‌کنم همه‌ی این سال‌ها, سال 86 یا 87 و گفت‌وگویی که برای نسیم‌هراز داشتیم یکی از مهم‌ترین مصاحبه‌های ما بود. سیروان از اینکه همیشه دوست داشته در مارکت جهانی کار کند گفت، از علاقه‌اش به بهروز صفاریان به عنوان تنها موزیسینی که در استاندارد روز کار می‌کند گفت و البته یک اعتراف تلخ کرد! گفت «بهار من» در آلبوم «تو خیال کردی بری» سلیقه‌ی من نبوده و بعد از این هم هرگز کار شش و هشت نخواهم خواند. اتفاقی که البته در آلبوم بعدی‌اش تکرار شد و در کنسرت دو سال پیشش هم به شوخی یا جدی؛ سیروان از مخاطبانش پرسید که در آلبوم بعدی‌ام چندتا کار شش و هشت داشته باشم؟!

3- همیشه استاندارد بودن بزرگ‌ترین دغدغه و بزرگ‌ترین ویژگی کارهای سیروان بوده است. مهم‌ترین ویژگی آلبوم جدید سیروان هم همین استاندارد بودن است. شاید حرکت در مسیری که مماس بر موسیقی پاپ روز جهان است سلیقه‌ی ما نباشد و سلیقه‌ی مردمی هم نباشد که محبوب‌ترین هنرمندهایشان علی عبدالمالکی، مجید خراط‌ها و مرتضی پاشایی‌اند، اما جرات سیروان در انتخاب این مسیر اتفاقی بسیار ستودنی‌ست. ما سال‌ها مشکلی داشته و داریم که از حرکت درست و رو به جلو بازمان داشته است. اینکه «مردم دوست ندارند» یا «مردم نمی‌فهمند» بهانه‌ی خوبی بوده که ناتوانایی‌هایمان را پشت آن پنهان کنیم. سیروان سعی کرده در این آلبوم هم استاندارد خودش را رعایت کند و هم از مردم دور نشود. البته که این سخت‌ترین کار دنیاست که در مارکت ایرانی سخت‌تر و سخت‌تر هم می‌شود. مثلا شش و هشت خواندن اصلا چیز بدی نیست اما وقتی می‌گویی نمی‌خوانم ولی روی حرفت نیستی یعنی برآوردت از آینده اشتباه بوده. همین باعث می‌شود که سیروان باز هم شش و هشت بخواند، همین موضوع باعث می‌شود ترانه‌های «جاده رویاها» علارغم پیشرفت محسوس‌اش نسبت به دو آلبوم قبلی سیروان؛ باز هم عقب‌تر از خیلی از آلبوم‌های دیگر باشد. حتا عقب‌تر از آلبومی مثل «رمانتیک» شهاب رمضان که خودش مدیریت اصلی آن را بر عهده داشته است.

4- سیروان هنوز چندتا اشکال در کارهایش دارد که مرتفع نشده است. هرچند که آلبوم جدیدش منسجم‌ترین آلبوم اوست، اما هنوز توی ملودی‌ها مردد است! هنوز در ووکال‌اش به نتیجه‌ی مشخصی نرسیده و همین باعث می‌شود که شخصا با میکس ووکال یکی دوتا از کارهای این آلبوم مثل «آخرین روز» و «خداحافظی» مشکل داشته باشم! خب از نظر فنی که من تخصصی در این زمینه ندارم که بخواهم نظر کارشناسی بدهم، اما برعکس همه‌ی کارهای قبلی و کارهای جدیدش؛ میکس ووکال این دو آهنگ برای من دلنشین نیست و حتا یک‌جاهایی نمی‌توانم صدای خواننده را تحمل کنم و اذیت می‌شوم. نمی‌دانم این مشکل فرکانسی شخصی من است یا دیگران نیز چنین مشکلی دارند!

5- مسائلی که در مورد کاور بودن قطعه‌ی دوم این آلبوم مطرح شده مسئله‌ی قابل تاملی‌ست. فکر می‌کنم سیروان اینجا یک اشتباه استراتژیک داشته و هرچند جلوی اسم آهنگساز آن در آلبومش خط کشیده، اما چون هرجایی باید اسم زانیار می‌آمده هم همین اتفاق افتاده باعث سوءتفاهم‌هایی شده است. به هرحال کاور کردن اصلا کار بدی نیست و اتفاقا کاور خوب و درست یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست که در مارکت جهانی هم کار متعارفی‌ست. قطعه‌ی اصلی هم آن‌قدر معروف هست که سیروان بداند نبردن اسم صاحبان اصلی چه تبعاتی برایش دارد. اشتباه استراتژیک سیروان هم همین‌جاست. سال‌هاست که تا حرفی از او می‌شود آن‌هایی که فکر می‌کنند سیروان خسروی به خاطر دانش و استعداد بالایش مارکت را از آن‌ها گرفته شروع به حاشیه‌سازی برای او می‌کنند و همه‌ی کارهایش را دزدی و کاور می‌دانند. اتفاقی که قبل از این ثابت نشده بود و همه حکایت حسادت و ناتوانی بود. اما حالا همین افراد می‌توانند یک قطعه را دستشان بگیرند و بگویند دیدید ما راست می‌گفتیم! مسئله‌ای که به شکل مضحکی در مورد عکس جلد آلبومش هم افتاد. بازنشر یک عکس و استفاده‌ی فراوان از لفظ دزد حسی را در من می‌انگیزد که فکر می‌کنم یک جای بعضی‌ها خیلی می‌سوخته و حالا چند قطره آب پیدا کرده‌اند تا رویش بریزند و به همین قانع‌اند. کاش به جای این سعی می‌کردید پوز سیروان را در کیفیت و کوآلیتی بزنید شاید راه جدیدی برای موسیقی رو به نابودی ما باز شد!



سه شنبه 28 آذر 1391  09:36 ب.ظ


حمیدرضا منبتی | منتقد موسیقی

1- این یادداشت می‌تواند در یک جمله خودخواهانه خلاصه شود که «برای من «جاده رویاها» به اندازه «ساعت9» جذاب و هیجان‌انگیز نبود.» اما این جمله یک تبصره دارد که در بند آخر به آن اشاره خواهم کرد. می‌دانم که نوشتن این جمله آخر ممکن است حس کنجکاوی شما را برانگیزد و همین الان و پیش از ادامه مطلب بروید سراغ همان تبصرۀ بند آخر؛ اما برای توضیح این دو بند، بهتر است بندهای دیگر را هم بخوانید تا دلایل آنچه که در ابتدای مطلب نوشتم را شرح داده باشم. خود دانید....

2- «جاده رویاها» لااقل انتظارات من را از چیزی که به عنوان «سومین آلبوم سیروان خسروی» در ذهن داشتم، برآورده نکرد. این نه به دلیل کیفیت پایین این آلبوم، بلکه به خاطر توقع بالایی است که سیروان و کارهایش –لااقل در خود من- ایجاد کرده‌اند. «جاده رویاها» می‌توانست برای هر خواننده دیگری یک آلبوم شاهکار باشد که به نظرم برای سیروان نیست. حتی می‌توانست در صورت انتشار به موقع‌اش -در سال گذشته- آلبوم بهتری به نظر آید که به خاطر یک اشتباه بچگانه و سوءتفاهم‌های بعدش، سیروان یک سال ممنوع‌الفعالیت شد و الخ. به نظرم سیروان معنی تازه‌ای از «کوالیته و کیفیت» در موسیقی پاپ ایران تعریف کرده که «جاده رویاها» بهترین مصداق برای آن نیست.

3- مهم‌ترین وجه تمایز کارهای سیروان برای من چگونگی صدا دادن آنها و لایه‌های پرتعداد و خوش‌چین موسیقی اوست. بهترین نمونه برای اینکه بدانید از چه حرف می‌زنم، آهنگ «زندگی همین امروزه» از آلبوم «ساعت 9» است، یک قطعه پاپ/راک فوق‌العاده خوش‌ساخت که این لایه‌های صدا را به بهترین شکل می‌توانید در آن بشنوید. این همان نکته‌ای است که برای من، آهنگ‌های سیروان را از آثار موزیسین‌های دیگر -مثل بابک رهنما و... که دیگران هم‌رده سیروان می‌دانندشان- متفاوت می‌کند. این مسئله به نظرم دو دلیل دارد: یکی گوش دقیق و سلیقه خوب اوست که باعث می‌شود چیزی که خودش پیش از ساخت آهنگ از آن در ذهن دارد، محصول باکیفیتی باشد و دوم میکس و مسترینگ درخشان آهنگ‌های اوست که موجب می‌شود آنچه که او در ذهن داشته، به گوش شنونده هم به درستی برسد و تک‌تک لایه‌های موسیقی شنیده شوند.

4- اما چرا می‌گویم «جاده رویاها» به اندازه قبلی برای من هیجان‌انگیز نبود؟ می‌دانم که مقایسه کردن در موسیقی کار ابلهانه‌ای است، اما برای روشن شدن منظورم این مقایسه را بین آهنگ‌های این دو آلبوم انجام می‌دهم که خب، قطعاً بخشی از این نظرات سلیقه‌ای است و می‌تواند لزوماً نظر همه شنوندگان این آلبوم نباشد. در همین 2-3 باری که «جاده رویاها» را گوش کرده‌ام، به نظرم آمده که آهنگ‌های اسلوی آن (مثل «بی‌قرار»، «دوستت دارم»، «آخرین روز» و...) به خوبی آهنگ‌های اسلوی آلبوم قبلی (مثل «ساعت 9»، «دلم گرفته»، «امروز می‌خوام بهت بگم» و...) نبوده‌اند. حتی تنها آهنگ شش‌وهشت این مجموعه («اگه تو مال من نیستی») هم در مقابل آهنگ‌هایی مثل «آره»، «چه حالی داره» و «منو نگاه کن» از آلبوم قبلی چیزی کم دارد. مخصوصاٌ وقتی یادمان بیاید آهنگ‌هایی مثل «یالا» (مهدی اسدی)، «عشق من باش» (بهنام صفوی) و... را که به قول علی پهلوان «سیروان وقتی بخواهد با شنونده‌اش کاری کند که نتواند سر جایش بنشیند، به بهترین نحو این کار را انجام می‌دهد!» در مورد آهنگ‌های اکتیوتر این آلبوم (مثل «اینم می‌گذره»، «روزای رویای» و «جاده») هم فکر می‌کنم چنین چیزی صادق است. لطفاً نپرسید چرا «نه نرو» و «بارون پاییزی» را در این مثال‌ها نیاوردی، چون از نظر من اینها سینگل‌های فوق‌العاده‌ای هستند که دو سالی است با آنها خاطره داریم و برای من خیلی جزو ترک‌های این آلبوم به شمار نمی‌روند. اتفاقاً باید بگویم یکی از بدشانسی‌های این آلبوم این است که بهترین قطعاتش (همین دو آهنگ) پیش از انتشار آلبوم به صورت سینگل منتشر شده‌اند و آلبوم که بیرون آمد، آهنگی بهتر از آنها نداشت.

5- در گفت‌وگوی مشترکی که من و میثم یوسفی در سال 88 (پس از انتشار «ساعت 9» در ماهنامه «نسیم») با سیروان، علی پهلوان و زانیار داشتیم، بحث ضعف ترانه در آثار سیروان و همین‌طور ماندگاری آهنگ‌های پاپ را مطرح کردیم که دو برادر آب پاکی را روی دست‌مان ریختند: «ما اصلاً دنبال این نیستیم که آهنگ‌هایمان 10 سال و 20 سال دیگر هنوز شنیده شوند، ما همین که این آهنگ‌ها 2-3 سال هیت باشند و بعداً فراموش شوند برایمان کافی است!» پس دوباره این بحث را مطرح نمی‌کنم!

6- سیروان خسروی مثل همه آدم‌ها و هنرمندان دیگر بالا و پایین داشته و دارد. اما توقعات از او آن‌قدر بالا هست که کسی کار ضعیف از او قبول نکند. همین چند وقت پیش که «عاشقانه‌ها»ی احسان خواجه‌امیری منتشر شد، همه از ترک اول‌اش توقع تنظیمی در حد «نمی‌دونم» آلبوم قبلی داشتند که در خودش کلی اتفاق داشت. اما «احساس آرامش» آن اتفاق‌ها را نداشت. یکی از موزیسین‌ها درباره تنظیم آن آهنگ نظر جالبی داشت: «آدم گاهی از این کارها که از سیروان می‌شنود، احساس می‌کند که او آس‌هایش را نگه داشته تا برای خودش خرج کند.» یکی از دلایلی که توقع مرا پیش از شنیدن «جاده رویاها» بالا برده بود، همین جمله بود؛ توقعی که چندان برآورده نشد و آس‌هایی که رو نشد.

7- فکر می‌کنم خود سیروان هم به این نکته پی برده باشد که در آهنگسازی به اندازه تنظیم و میکس و... درخشان نیست و اتفاقاً تجربه موفق آهنگ‌هایی مثل «نه نرو» (با آهنگسازی شهاب رمضان و زانیار)، «بارون پاییزی» (شهاب رمضان و سیروان) و «من عاشقت شدم» (مهدی یراحی) نشان داد که وقتی آهنگسازی از جنس دیگر کنار آنها باشد، تجربه‌های متفاوتی خلق می‌شود که اتفاقاً جزو بهترین‌های کارنامه سیروان به شمار می‌روند.

8- در این چند روز که از انتشار «جاده رویاها» می‌گذرد، بحث دزدی (!) طرح کاور آلبوم و کاور کردن آهنگ «Without You» از دیوید گتا و آشر (در آهنگ «اینم می‌گذره») در فیسبوک و... به دستاویز مخالفان این خواننده تبدیل شده که به نظرم بحث بیهوده‌ای است. قبول دارم که گرته‌برداری واو به واو از یک اثر بدون ذکر صاحب اثر کاری غیرحرفه‌ای است، اما هر وقت این جنس حرف‌ها مطرح می‌شود، من یاد یکی از دوستان موزیسین‌ام می‌افتم که از قول استاد شجریان نقل می‌کرد: «من خودم رئیس‌کل دزدها هستم! من از دزد می‌دزدم و به این هم افتخار می‌کنم.» البته منظور استاد از این جمله در بحث یادگیری بود، اما کلاً به نظرم در جامعه ایران قابل تعمیم به چیزهای دیگری هم هست. از نظر من دزدی تمیز از یک اثر قابل‌توجه در بازار ایران، کار چندان بدی نیست. (آماده فحش‌های دوستان هستم همه‌رقم!)

9- سیروان در مصاحبه‌های قبل از انتشار آلبوم گفته بود که «جاده رویاها» بهترین آلبوم او تا کنون است و نسبت به تمام آلبوم‌های قبلی یکدست‌تر از کار در آمده. من هم قبول دارم که این آلبوم یکدست‌ترین آلبوم سیروان است و در آن برای اولین بار، شمایل یک «خواننده» درجه‌یک را به نمایش گذاشته؛ اما این یکدست بودن لزوماً با بهترین آلبوم بودن مترادف نیست و در این بخش با او هم‌عقیده نیستم و بهترین آلبوم سیروان را «ساعت 9» می‌دانم. اما اعتراف می‌کنم که در همان مصاحبه گروهی 3 سال پیش‌مان نظیر همین عقیده را درباه آن آلبوم داشتم و به نظرم آلبوم اول سیروان بهتر از «ساعت 9» بود و نظرم پس از بارها شنیدن‌اش تغییر کرد. پس این بار هم به او اعتماد می‌کنم و «جاده رویاها» را بیشتر از اینها می‌شنوم.

پ.ن: قرار بود در این یادداشت‌ها بیشتر انتقاد کنیم و کمتر تعریف؛ و به سوژه‌هایی بپردازیم که به جایی و کسی بربخورد! اما این یادداشت به نظرم یادداشت منصفانه‌ای شد. شاید اگر به جای سیروان (که از سر همان گفت‌وگوی 3 سال پیش تا امروز رابطه چندان خوبی با هم نداشته‌ایم) هر خواننده دیگری از دوستانم بود، تا این حد هم تعریف نمی‌کردم. اما به نظرم سیروان آدم درست این موسیقی پاپ است و شایسته نقدهای مثبت.





  • تعداد کل صفحات :91  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها