تبلیغات
هنر هفتم - مطالب امید محمودزاده ابراهیمی
جمعه 2 اردیبهشت 1390  05:35 ب.ظ

انسان ها هم معجزه می کنند


عکس: سایت رسمی فیلم ملک سلیمان


بالاخره توانستم چند شب پیش فیلم «ملک سلیمان» را ببینم. فیلمی که پنج و نیم میلیارد تومان خرج روی دست بنیاد سینمایی فارابی و سازمان اوقاف گذاشت و شهریار بحرانی کارگردان سریال معروف مریم مقدس آن را به تصویر کشید. فیلم خوبی نبود اما جلوه‌های ویژه‌اش هم جالب بود اما آنطور که گفته می‌شد هالیوودی است؛ نبود. ملک سلیمان، می‌توانست بهتر از این باشد.

اشاره؛
در جایی از فیلم حضرت سلیمان به اذن خداوند با وصل کردن سه کشتی؛ آن‌ها را به پرواز در می‌آورد تا زود‌تر به اورشلیم برسد و شهرش را از فتنه شیطان یا به قول خوده حضرت سلیمان «شیاطینی از جنس انسان» نجات دهد. با اینکه اطلاعات دینی‌ام کامل نیست اما این کشتی و پروازش را جایی نخواندم (یا در کتاب‌هایمان ننوشتند) انتظار داشتم حضرت سلیمان قالیچه داشته باشد که آن هم در فیلم نبود. به هر حال حضرت سلیمان بوئینگ‌اش را ساخت! و خودش شد کاپیتان خلبان شماره یک و آن را به پرواز درآورد و در نزدیکی قصرش در اورشلیم به زمین نشست.

بخوانید؛
غرض از این مطلب نقد فیلم ملک سلیمان نیست. ملک سلیمان می‌توانست سریال خوبی باشد اما این فیلمی که ما دیدیم... منصفانه بگویم ضعیف بود و فیلمنامه خوبی نداشت.
اما غرض از نوشتن این مطلب بحث معجزات در فیلم‌های مذهبی است. همه ما معجزات پیامبران را شنیده‌ایم. از حضرت نوح تا همین حضرت سلیمان و... معجزات یعنی کارهایی که دیگران در انجام دادن آن عاجزند. کاری که محیرالقول است و فقط عده‌ای خاص که از طرف خدا منصوب شده‌اند توانا به اجرای آن هستند. حضرت موسی عصایش را به زمین زد و اژد‌ها شد و ساحران نتوانستند با او مقابله کنند. حضرت ابراهیم آتش را گلستان کرد و تخت ملکه سبا را به قصر خودش آورد. (در این فیلم هم که با ۳ کشتی، بوئینگ ۷۴۷ ساخت!)

به گمان من ما انسان‌ها هم معجزه گریم. قبول ندارید؟ یک مثال می‌زنم.

شما همین ۵۰ سال پیش یا ۱۰۰ سال پیش اگر به کسی می‌گفتید که وسیله‌ای دارم که می‌توانم با آن، آن سوی قاره‌ها را ببینم و یا با آدم‌های قاره‌های دیگر صحبت کنم، به شما می‌گفتند حتما داری دروغ می‌گی! حالا فرض کنید آن آدم از جیبش آی فون۴ در می‌آورد و یا لپ تاپش را باز می‌کرد و نشان می‌داد (بحث تطابق زمان را کنار بگذارید چون در آن زمان نه سیم اینترنت ADSL بود و نه اینترنت Wi-Fi!)... شما معجزه گر بودید... شما معجزه کردید. همه اختراعاتی که ما اکنون داریم از آن‌ها استفاده می‌کنیم (اینترنت، لپ تاپ، تلفن همراه، ماهواره، تصاویر سه بعدی، هواپیماهای پهن پیکر و ابرصوت و...) همه و همه برای آدم‌های ۱۰۰ سال پیش معجزه بود، فقط فرق آن با معجزات پیامبران این است که این معجزات در طول زمان معنا دارند وگرنه نمی‌توان اینترنت را بدون سیم یا بی‌سیم در طهران ۵۰ سال پیش داشت!
به نظرم انسان هم معجزه گر است و این اختصاص به پیامبران ندارد. اتفاقا معجزات انسان قابل باور‌تر از پیامبران است و هر کس به معجزات انسان در طول تاریخ ایمان نیاورد واقعا انسان نیست.

نکته آخر؛
کشور ژاپن اعلام کرده در سال ۲۰۲۰ مردم ژاپن می‌توانند با رفتن به ورزشگاه محلی خود و زدن عینک‌های مخصوص بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۰ را به صورت سه بعدی واقعی از جایگاه یک تماشاگر ببینند... شرکت بنز قصد دارد از رویه رشد گیاه خودروی کاملا سبز بسازد، خودرویی که باید آن را کاشت تا بدنه‌اش تا چند ماه دیگر دربیاید... به نظر شما همه این اتفاقات معجزه نیست؟
جدا «فکر می‌کنم ما در عصر پیامبران انسانی و معجزاتشان زندگی می‌کنیم. معجزاتی که حتی برای تکذیب کنندگانشان؛ قابل باورند.





خیلی از شما شاید آهنگ جدید جنیفر لوپز به نام On The Floor یا ترجمه آن یعنی «ما روی صحنه هستیم» را شنیده‌اید. این قطعه چند هفته‌ای می‌شود که از کانال‌های مختلف پخش می‌شود و بسیار هم پرطرفدار است و یک جورهایی بازگشت طوفانی جنیفر لوپز پس از یک مدت دوری او از موسیقی، محسوب می‌شود. در این قطعه پیت بال هم جنیفر را همراهی می‌کند. رپ خوانی که تا قبل از این با کلیپ‌ها و آلبوم آنچنانی‌اش شناخته شده بود.
موسیقی قطعه ما روی صحنه هستیم بسیار آشناست. بله این قطعه از ملودی معروف «Lambada» استفاده کرده است اما شعر متفاوتی روی آن خوانده شده است. به نظر می‌رسد در تنظیم و ملودی قطعه ما روی صحنه هستیم حساسیت بسیاری خرج شده است تا این ملودی معروف غربی ضربه نخورد و آنطور هم به نظر می‌رسد (نظر به استقبال از این قطعه در سراسر جهان و حتی خوده ما ایرانی‌ها) این ملودی همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است. احتمالا جنیفر لوپز و کمپانی پخش کننده آهنگ هم امتیاز استفاده از این ملودی را خریده‌اند چون قانون کپی رایت اجازه نمی‌دهد شما بدون اجازه صاحب اثر از یک ملودی کپی برداری کنید خصوصا ملودی معروفی مثل لامبادا.

غرض از این نگارش این مطلب مقایسه دو اتفاق بود؛



بنیامین بهادری
در نوروز ۱۳۸۹ قطعه بوی عیدی که برداشتی از قطعه بوی عیدی معروف فرهاد مهراد بود را به بازار عرضه کرد. ملودی‌‌ همان ملودی بود و فقط ترانه کار طبق نظر فرید احمدی تغییر کرده بود. دقیقا به مانند قطعه جدید جنیفر لوپز که روی‌‌ همان ملودی معروف راه می‌رود اما ترانه‌اش متفاوت است.
اینکه حق کپی رایت قطعه بوی عیدی پرداخت شده است یا نه یا اجازه گرفته شده یا نه را نمی‌دانم و احتمال هم نمی‌دهم که این اتفاق افتاده است چون قانون کپی رایت در ایران معنای خاصی ندارد. گرچه ما از بنیامین این انتظار را داریم که این کار را انجام دهد اما به صورت قطعی نمی‌توان گفت که این اتفاق افتاده یا خیر. فکر می‌کنم اتفاق مهم‌تر این است که قطعه کپی شده از قطعه اصلی چقدر مخاطب پیدا کرده و چقدر توانسته‌‌ همان حال و هوا را حفظ کند. درباره قطعه «ما روی صحنه هستیم» و «لامبادا» خیلی نمی‌توان نظر داد چون ما آنجا نیستیم که ببینیم چقدر این قطعه طرفدار دارد و شاید باشند کسانی که از این کار جنیفر لوپز و استفاده او از قطعه لامبادا ناراحت شده باشند و در صورتی دیگر عده‌ای باشند که این کار وی را تایید کنند. ما ایرانی‌ها چون دوریم و در جو آنجا نیستیم فقط از روی ریتم آهنگ می‌توانیم بگوییم که خوب است و مشکلی ندارد.

اما؛
ملودی فرهاد و قیاس آن با قطعه بوی عیدی... به نظر می‌رسد هردو از لحاظ ملودی مشکلی نداشته باشند اما این تغییر شعر چندان به مذاق شنوندگان موسیقی خوش نیامده است. گرچه این کار، کار نویی بود و همچنین بسیار خطرناک اما در این تجربه بنیامین ایده‌آل ذهن مخاطبانش نبود. خیلی‌ها منتقد کار او شدند و عده‌ای هم این کار را توهین به فرهاد مهراد و کار جاودانه‌اش دانستند. در این متن قضاوت نمی‌کنیم و فقط قصد از مقایسه این دو ترانه داشتیم که در شرایط تقریبا یکسانی هستند؛ «استفاده از ملودی یکسان و تغییر ترانه»

نظر شما چیست؟


***

اهنگ اصلی لامبادا را از اینجا دانلود کنید:

Lambada| Download


سه شنبه 23 فروردین 1390  03:43 ب.ظ

درباره «خط سوم» بنیامین بهادری



ب‌نیامین بهادری هیچ وقت یک خواننده عادی نبوده است. کارهایش همیشه پر سر و صدا بودند. چه از "بوی محرمش میاد" و آلبوم 85 و 88 اش تا همین "خط سوم" که حرف و حدیث های بسیاری ایجاد کرد.

 او در این چندساله ثابت کرده است که هیچ وقت بی محابا دست به کار نبرده است و قطعا هدفی از کارش داشته است. او در آلبوم اولش چندین قطعه متفاوت را در آلبوم خود گنجاند که هرکدام یک نوگرایی در موسیقی پاپ محسوب می شدند. در آلبوم 88 هم او به گفته خودش؛ قصه ای از ابتدا تا به انتها تعریف کرد و 17 قطعه که 5 قطعه یک و نیم دقیقه را شامل میشد و دارای Intro و Ending بود را در آلبوم 88 منتشر کرد. خیلی ها اعتقاد دارند که پس از آلبوم 88 بنیامین یک روند ثابت را در پیش گرفت و نتوانست در عرصه موسیقی یکه تازی کند اما ارائه تک آهنگ های متفاوت از بنیامین(جدا از بحث کیفیت آنها) این تلاش و تفکر بنیامین را می رساند که همچنان دوست دارد کارهای متفاوتش را حتی اگر موقعیت او را در موسیقی پاپ به لرزه بیاندازد؛ به گوش مخاطبانش برساند.آری او بنیامین است. کسی که اعتقاد دارد هرکار جدید باید اولین کار باشد. متفاوت و نو و به تعبیر دیگر جریان ساز.

اما خط سوم جریان ساز است؟ آیا بنیامین بهادری با ارائه دو تک اهنگ نوروزی یعنی "بوی عیدی" در نوروز89 و "خط سوم" در نوروز90 قصد داشته و دارد که جریان ایجاد کند یا صرفا برای محک زدن سلیقه مخاطبانش اقدام به عرضه این تک آهنگ ها کرده است؟ نقش فرید احمدی در این میان چقدر پررنگ است؟ برخلاف نوشتار قبلی ام در همین جا گویی فرید احمدی در "خط سوم" هم نقش دارد. به مانند بوی عیدی که فرید احمدی تغییراتی در اصل شعر داده بود اینبار در خط سوم او به نوعی ربط دهنده مثنوی های مولانا است. پس خط سوم یک تصنیف ترانه است که بنیامین با همه خطرهای یاد شده اقدام به انتشار آن کرد.

خط سوم قطعا یک قطعه پرطرفدار نیست خصوصا آنکه در تنظیم آن کمی بی دقتی وجود دارد و در طول قطعه گاهی زدگی مخاطب را به همراه دارد. بنیامین بهادری تاکنون قطعه ای با سبک خط سوم در کارنامه خود نداشت و همه او را یک ترانه خوان می دانستند تا مثنوی خوان. البته شاید به شکلی دیگر باید خط سوم را با ترانه واژه در آلبوم 85 مقایسه کنیم که جنس متفاوتی از ترانه و تنظیم و ملودی را تجربه می کرد. خط سوم به ترانه واژه کم شبیه نیست اما جذابیت های ترانه واژه قطعا بیشتر از خط سوم است. دلیل آن را هم می توان در قرارگیری ترانه واژه در آلبوم دانست و نه به صورت یک تک آهنگ.تنظیم ترانه واژه هم با وجود تمام سختی هایش بهتر از خط سوم درآمده است.
به نظر می رسد بنیامین باید در ارائه تک آهنگ هایش تجدیدنظر اساسی انجام بدهد. کار روی مثنوی مولانا جذاب و متفاوت است اما به هر حال امضای بنیامین پای کار است. گرچه همگان می دانند که او در آلبومش چنین قطعاتی را کار نخواهد کرد اما به هر حال بنیامین در ارائه کارهای متفاوتش باید دقت بیشتری به خرج دهد.

پی‌نوشت یک:
به نظر می رسد نبود یک تنظیم کننده قوی در کنار بنیامین تقریبا دارد به یک معضل تبدیل می شود. علی منصوری قطعه بوی عیدی را تنظیم کرد و فرشاد فارسیان قطعه خط سوم. هر دوی کار تنظیم متوسطی داشتند. شاید واقعا بنیامین به تنظیم حساسیت زیادی ندارد.



چهارشنبه 17 فروردین 1390  09:10 ب.ظ



یک) بالاخره نمردیم و هنر هفتم هم هفت ساله شد. البته چند ماهی هست کم کار شدم که باید ببخشید ولی بدانید هنر هفتم همیشه سرپاست.
دو) از نشریه و نویسندگی به در آمدیم. تجربه خیلی خوبی بود.کاش در آینده ادامه پیدا کند.
سه) به فیس بوک ما پیغام بدهید با این آدرس...omid.p30@facebook.com
چهار) مجله خطی خطی رو میخوام مشترک بشم. در این هاگیرواگیر...مجله ای است برای بسط خنده در جامعه. به پیشنهاد و توصیه من مشترک شوید.
پنج) تبریکات شما را صمیمانه پذیرا هستیم! اگر خواستید مطلبی درباره هنر هفتم،تولدش،هفت سالگی اش،صاحبش! بنویسید...خب بنویسید و بفرستید! چاپ می کنیم بدون محدودیت!
شیش) همین! سال خوبی داشته باشید...

مطالبی که به زودی خواهید خواند:
خط سوم؛بنیامین بهادری
درباره بعضی مسائل...روزنوشت(10)
داستان جدید؛ دیپلمات(البته قول نمیدم ادامه‌اش بدم!)
درباره چند فیلم(hereafter و...)
و ...


  • آخرین ویرایش:-



چند وقت پیش به خارج از کشور رفته بودم . مسافرتم کمی طول کشید . خیلی از عصرها کاملا بیکار بودم ! گوش کردن به موسیقی های ذخیره شده در لب تاپ و گشت و گذار در اینترنت تنها سرگرمی من بود .

همه ی کافی شاپ های آنجا اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر دارند . درست مثل ایران خودمان ! به یکی از این مراکز تجاری مشهور رفتم و در یک کافی شاپ شناخته شده فرانسوی نشستم . طبق عادت لب تاپم را روشن کردم و با صدای ملایم مشغول گوش دادن آهنگ مهران مدیری شدم ...

آره بارون میومد ... خوب یادمه

همه ی گارسن های آنجا خانم بودند . یکی از ایشان کنار میز من آمد و منوی قهوه ها را به من داد . چند ثانیه ای مکث کرد و سپس یک سوال جالب پرسید .... این لب تاپ خودتونه ؟

خیال کردم که کسی از مشتری ها به صدای موسیقی اعتراض کرده . هرچند که بسیار ملایم بود . بلافاصله دلیل این سوال را از او پرسیدم . لبخند زد و گفت که کسی اعتراض نکرده و فقط می خواهد بداند که خواننده ی این آهنگ کیست ؟

می گفت که موسیقی ایران را خیلی دوست دارد و آثاری از استاد شجریان را بارها گوش کرده ولی صدای این خواننده را نمی شناسد . به او توضیح دادم که مهران مدیری یک بازیگر معروف در کشور من است که بعضی وقت ها می خواند و صدای زیبایی هم دارد ...

چند دقیقه بعد به من گفت که نمی خواهد تنهایی من را به هم بزند و به کانتر کافی شاپ برگشت و من هم مشغول وب گردی شدم .

یک ساعتی گذشت و من با صدای نیمه بلند خواهش کردم که صورت حسابم را بیاورند . اما در پوشه ی مخصوص به جز صورت حساب یک چیز دیگر هم به چشم می خورد ... یک فلش مموری

با احترام فراوان از من خواست که اگر امکان دارد آن موسیقی را برایش کپی کنم . بابت این درخواست بسیار خجالت می کشید . بنده ی خدا فکر می کرد که ما کپی رایت و از این حرفها (!) داریم ... چیزی نگفتم و با لبخندی ترانه ی مهران را برایش کپی کردم ...

صاحب کافی شاپ به خاطر آنکه موسیقی به آنها داده ام از من پول نگرفت و من اطمینان پیدا کردم که خیلی آدم حسابی هستند ...

جدای شوخی بسیار خوشحال شدم که هنر ایرانی حتی در آن سوی دنیا مخاطب دارد . حتی مخاطب غیر ایرانی .

خداوکیلی چند ساعت سخنرانی لازم بود تا به اندازه ی یک آهنگ از مهران مدیری تبادل فرهنگی ایجاد کنیم ؟!




اندک اندک جمع مستان می رسد ...

 حدس می زدیم که پس از سیروان خسروی، بنیامین بهادری هم به مناسبت نوروز تک آهنگی را منتشر کند که چنین هم شد و «خط سوم» با فضای فوق العاده متفاوتی نسبت به کارهای قبلی بنیامین، منتشر شد. بنیامین نوروز گذشته ترانه «بوی عیدی» را به یاد فرهاد منتشر کرده بود. ترانه بوی عیدی را فرید احمدی بر اساس ترانه معروف بوی عیدی سروده بود. اما امسال بنیامین در «خط سوم»؛ فرید احمدی ؛ ترانه سرای همیشگی اش را به همراه ندارد و این بار وی تصنیف یا بهتر بگوییم «تصنیف ترانه ای» از «مولانا» را می خواند.

 ترانه و ملودی و همچنین تنظیم متفاوت فرشاد فارسیان، قطعا طرفداران بنیامین بهادری را شوکه خواهد کرد. به نظر می رسد، بنیامین بهادری با انتشار خط سوم خواسته است نشانه هایی از ورودش به فضای جدید ملودی یا به قولی خط سوم کارهایش پس از آلبوم 85 و88 را نشان دهد و فیدبک این کار قطعا برای وی مهم است.

درباره این کار فعلا چیزی نمی گوییم چون به نظر می رسد خط سوم باید بارها و بارها شنیده شود. آیا بنیامین بهادری در پنجمین سالگرد انتشار آلبوم موج آفرینش یعنی 85؛ باز هم می خواهد موج ایجاد کند یا خط سوم را نیمه کاره رها خواهد کرد.

پی نوشت یک:
در پوستر این تک آهنگ جلوی نام مولانا سه حرف واو نوشته شده است(به معنای همیشگی این سه واو یعنی غیره و غیره و غیره). برای آنهایی که دقت می کنند این کمی عجیب است.



بررسی یک آلبوم تاثیرگذار در شروع دهه اول پاپ،1380
پشت‌پا زدی به قـلبـم تا بیفتم،اما موندم*


کاور آلبوم «دورنگی» با صدای بهنام صفاریان، ناشر:موسسه نغمه داوودی

امید محمودزاده ابراهیمی:
ظهور جدی پاپ سه سال پس از تولدش بود یعنی 1380. سالی هیچ فصل آن آن رنگ خزان نداشت و بهار موسیقی پاپ محسوب می شد. خواننده های پاپ کم کم داشتند در میان مردم شناخته می شدند و جوان ترهای پاپ هم با فضای بازی که ایجاد شده بود انگیزه روزافزون برای پیشرفت داشتند. کم کم فضای رقابت هم در حال شکل گرفتن بود. روزهایی که شادمهر عقیلی در جمع جوان‌های پاپ آن روزها نفر اول بود و به سینما هم راه پیدا کرده بود و آهنگسازانی چون فواد حجازی و بهروز صفاریان هم در جلد آلبوم ها به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده یکه تازی می کردند. در همان سال‌ها یعنی  1380 بود که بهروز صفاریان برادرش را برای قدرت نمایی در پاپ وارد موسیقی کرد تا بهنام صفاریان و آلبوم دورنگی‌اش تکانی اساسی به موسیقی پاپ آن روزها بدهند. «دورنگی» با ملودی ها و تنظیم هایی از پدرام کشتکار،بهروز صفاریان و امیر قدیانی و ترانه هایی از یغما گلرویی،فرهاد مهرآوا(فرید احمدی)،پویا صمیمی،اشکان رحیمی و رها شایان در پاییز 80 به بازار عرضه شد. با عرضه «دورنگی» به بازار، غوغایی جدی در موسیقی پاپ  ایجاد شد. آلبومی با 10قطعه شامل 9قطعه سراسر شاد و یک قطعه آرام که تا قبل از آن، آلبومی بدین شکل عرضه نشده بود. روی جلد آلبوم هم اسم یک خواننده مهمان به چشم می خورد؛ «فریدون» که آن زمان تازه به ایران آمده بود و قرار بود پس از دورنگی، یک آلبوم مستقل با بهروز صفاریان کار کند که سرانجام سه سال به طول انجامید و آلبوم غریبه در مردادماه 83پس از کش و قوس های فراوان به بازار عرضه شد.




پس از عرضه این آلبوم به صورت رسمی حساسیت ها نسبت به عرضه آلبوم های موسیقی پاپ بالا گرفت و حتی شایعه شد که وزارت ارشاد پس از چند ماه تمامی نسخه های این آلبوم را از فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی جمع کرده است. ادعایی که البته چندان واقعیت نداشت و شاید هنوز بتوان در چند فروشگاه بزرگ عرضه محصولات فرهنگی، «دورنگی» اورجینال را تهیه کرد.
ترتیب قرار گیری قطعات آلبوم دورنگی که با نظارت بهروز صفاریان انجام شد یکی از دقیق ترین چینش های قطعات در آن زمان بود. دورنگی با یک آهنگ شاد آغاز می شد و سپس با قطعه آرام هم آشیون ادامه می یافت و در ادامه قطعه اصلی یعنی «دورنگی» قرار داشت اما یک ایراد بزرگ در این چینش وجود داشت. دو قطعه فانتزی «ستاره» و «خواستگاری» در زمانی که کاست هنوز فروش وسیع تری داشت به کلیت آلبوم ضربه می زد چون این دوقطعه در روی B کاست قرار می گرفتند و به نظر نمی رسید مخاطب اسقبال چندانی از دوقطعه فانتزی پشت سر هم داشته باشد.
چینش قطعات در دورنگی بدین شکل بود:
چوب لای چرخ،هم‌آشیون،دورنگی،قصرعشق،قفس/ ستاره،خواستگاری،سنگ و شیشه،اشاره،میکس

پس از عرضه آلبوم دورنگی؛ بهنام صفاریان سیاست سکوت را در پیش گرفت و چند سال از وی خبری نشد. حتی صدای او در قطعه میکس آلبوم غریبه فریدون آسارایی، که می خواند «پشت پا زدی به قلبم تا بیفتم،اما موندم» خیلی ها را خوشحال کرد که بهنام هنوز هم در موسیقی حضور دارد و باز خواهد گشت اما این موضوع هم باعث نشد بهنام صفاریان زودتر به عرصه موسیقی برگردد و این بازگشت تا زمستان سال 86ادامه داشت تا آلبوم «شبح» که جزو آلبوم های پرخرج محسوب می شد به بازار عرضه شود.
خیلی ها معتقدند دورنگی خط دهی جدیدی برای موسیقی پاپ ایران بود و توانست خیلی از خط قرمزها را جا به جا کند. کاری که تا آن زمان بی سابقه بود و این بهروز صفاریان بود که با تکیه بر شناخت خود از موسیقی پاپ آن زمان، ریسک ساخت این آلبوم را قبول کرد و اگر منصفانه نگاه کنیم، نگاه بهروز صفاریان هربار فصل جدیدی را در موسیقی پاپ به وجود آورده است. پس از دورنگی، آلبوم «غریبه» فریدون آسارایی؛ هر کدام به نوعی آغازگر فصل جدیدی در موسیقی به حساب می آمدند.
در ده سالگی آلبوم دورنگی هستیم...


تک‌نگاری برای «دورنگی»:


(1) مرحوم استاد مجتبی میرزاده نوازنده ویلن این آلبوم بود. تک نوازی او را می توانید در قطعه هم‌آشیون بشنوید. وی همیشه در آلبوم هایی که بهروز صفاریان مدیریت هنری آن را بر عهده داشت، حضور بهم می رساند و ویلن می نواخت. این استاد کرمانشاهی ساز ویلن در  26تیرماه سال 1384 در سن 60 سالگی به علت ایست قلبی درگذشت. روحش شاد

(2) قطعه قفس یکی از بحث برانگیزترین قطعات کار بود. این قطعه ریتمیک با چندین بار تنظیم بالاخره در آلبوم قرار گرفت. اما نکته قابل توجه این قطعه این بود که تنظیم این قطعه در قالب سی‌دی و کاست متفاوت بود. در سی‌دی این آلبوم قطعه قفس چند هم خوانی را تجربه می کرد. بهنام صفاریان در این هم خوانی های اضافه شده عبارت انگلیسی Dance را اضافه کرده بود و چند هم خوانی زن هم به قطعه اضافه شده بود اما در کاست این آلبوم این سمپل ها به دلایل نظارتی حذف شده بودند. همان زمان گفته می شد قفس یکی از قطعاتی است که در پارتی های تهران مورد استفاده قرار می گیرد !

(3) آلبوم دورنگی هم از این شایعه که «باید قطعه ای با روح مذهبی و یا در وصف امامان در آلبوم وجود داشته باشد تا مجوز بگیرد» مستثنا نشد. قطعه «قصر عشق» همان قطعه ای بود که می گویند مجوز آلبوم را برای دورنگی به ارمغان آورد.

(4) در تمام هم خوانی ها غیر از فریدون آسارایی، بهروز صفاریان هم حضور داشت.

(5) قطعه اشاره بهترین قطعه برای وصل شدن به قطعه میکس بود. قطعه میکس یک ریسک و نوآوری در زمان خود یک ریسک و نوآوری بود که تمام تنظیم آن بر عهده بهروز صفاریان بود. بهروز این عادت میکس گذاشتن انتهای هر آلبومی که مدیریت هنری اش با خودش بود را حفظ کرد. آلبوم های غریبه از فریدون آسارایی و بی خوابی از سعید شهروز قطعات میکس را تجربه کردند که در کل تجربه خوبی بود.


همین مطلب در موسیقی ایرانیان


شنبه 21 اسفند 1389  03:55 ب.ظ

زیرآبی به سبک پارس خودرو
وقتی نیسان پیکاپ مدل 89 بدون ABS پلاک می شود



آنهایی که این روزها و ماهها نیسان پیکاپ خود را تحویل گرفته اند از پلاک نشدن خودروی خود بسیار شاکی هستند. این اتفاقی ست که در این چندماهه افتاده است و بسیاری از این بابت از شرکت پارس خودرو شاکی هستند. علت پلاک نشدن خودرو هم تنها یک مورد است: نیسان پیکاپ ترمز ABS ندارد و راهنمایی و رانندگی هم اجازه پلاک شدن خودروهای بدون ABS را نمی دهد اما پارس خودرو بدون اعتنا به این قانون مصوب همچنان خودروی نیسان پیکاپ خود را بدون ترمز ضدقفل به مردم تحویل می دهد. اما چرایی این ماجرا چیست؟ آیا این مشکل حل خواهد شد؟

این مشکل حل خواهد شد اگر:
•    شرکت پارس خودرو اقدام به باج دهی به راهنمایی و رانندگی می کند و مشکل از این طریق حل می شود
•    شرکت پارس خودرو با فشاری که از طرف مردم وارد می شود راهنمایی و رانندگی را مجبور به پلاک گذاری محصولاتش تا قبل از نوروز 90 می کند و مشکل حل می شود
•    شرکت پارس خودرو محصولات پیکاپ خود را فراخوان می کند و با ABSدار کردن خودروها مشکل را حل می کند
به نظر می رسد با توجه به تجربه های قبلی شرکت های خودروسازی ایرانی گزینه دوم پیش بیاید و مشکل خریداران نیسان پیکاپ با پلاک شدن خودروها بدون ترمزضدقفل حل شود. اما اگر این اتفاق بیفتد، هم قانون راهنمایی و رانندگی زیر سوال می رود هم دیگر شرکت های خودروسازی به راهنمایی و رانندگی فشار می آورند که محصولات آنها هم با همین ترفند پلاک شود.
این تجربه ایرانی است. شرکت های خودروسازی که هیچ رقیبی ندارند و محصولات خود را با هر کیفیتی به خریدار می اندازند و برای یک ترمزضدقفل هم بهانه می آورند.
شرکت پارس خودرو در بین دیگر شرکت های خودروسازی با اینکه زیرمجموعه سایپا محسوب می شود اما کیفیت خودروهایش به مراتب بالاتر است و باعث تعجب است که چنین شرکتی آبروی خود را با نگذاشتن یک ترمزضدقفل ABS زیر سوال ببرد. امید است با پایبندی راهنمایی و رانندگی به اجرای این قانون و الزام شرکت پارس خودرو به اجرای این قانون و فراخوان خودروهای بدون ABS هم این مشکل حل بشود و هم ایمنی خودروها بالاتر برود.

پس‌نوشت:
پلاک شد! خودروی مدل 89 و بدون ABS با یک ترفند ساده پلاک شد!
آنهایی که نیسان پیکاپ خود را در اواخر سال خریداری کردند، هم اکنون خودروی خود را پلاک شده می بینند. بدون آنکه این خودروها به نمایندگی مرجوع شوند و ترمز ABS روی آنها نصب گردد. اما چطور؟
ترفند پارس خودرو و خلا قانونی در راهنمایی و رانندگی باعث شد پلاک خردادماه 89 و ماه های قبل از آن برای نیسان های پیکاپ مدل زمستان 89 صادر شود و این خودروها که خیلی از آنها قرار بود مدل 90 بشوند، نشدند و پلاک هم به این دلیل ماه بهار است چون آن زمان هنوز دستورالعمل الزامی بودن نصب ABS برای خودروهای پارس خودرو صادر نشده بود. اگر یک سرچ کوچک در اینترنت کنید صحبت های سردار مومنی را در همان زمان ها(بهار و تابستان) می خوانید که از مجموعه و زیرمجموعه سایپا(یعنی همین پارس خودرو) گله می کند که چرا در این کار همکاری نمی کنند.



  • آخرین ویرایش:شنبه 21 اسفند 1389


عکس تزئینی است
ولی Hereafter را حتما ببینید

درست پنجم اسفند بود که خوابی دیدم که تعریفش بماند اما من مرگ را با جداشدن روح از بدنم تجربه کردم. لحظه ای را حس کردم که روح در چند سانتیمتری بدنم و بالای بدنم بود. آن لحظه تمام بدنم به خواب رفته بود و فقط با یک چشمم که توانسته بودم بازش کنم این صحنه را می دیدم. صحنه عجیبی بود که در کل چند ثانیه هم بیشتر طول نکشید. فکر کردم که خوابم اما نبودم چون آن صحنه به بیداری ام منجر شد و فضا همان فضا بود و من خواب نبودم. بعد از اینکه بیدار شدم چند دقیقه طول کشید تا به حالت عادی برگشتم. تمام بدنم کرخت شده بود. واقعا مرده بودم. من در خواب بودم و فکر می کنم زمان بازگشت روح به بدنم، من همزمان بیدار شده بودم. بلند شدم.بعد از چند دقیقه. موبایلم را روشن کردم. به من الهام شده بود که هیچ کس در خانه نیست(در همان چند ثانیه). مطمئن بودم ن لحظه کسی در خانه نیست که این خواب را برایش تعریف کنم و واقعا هم نبود. همه بیرون بودند. از اتاقم بیرون رفتم . در حس و حال خودم نبودم. تجربه وحشتناکی بود.

من خواب بودم. بدنم بیدار شد و در حالی که دستانم روی چشمانم بود و فقط یکی از چشمانم را می توانستم باز کنم. روحم را دیدم که در چند سانتیمتری بدنم، روی من نشست. تمام بدنم سرد بود و همان لحظه می خواستم فریاد بکشم چون حس کردم روحم می خواهد از بدنم جدا شود. اما به من الهام شد کسی در خانه نیست؛ و واقعا هم نبود. همان لحظه التماس کردم که روحم برگردد.

روی مبل به تمام این چند لحظه داشتم فکر می کردم. به این فکر می کردم که حتما ارزشی وجود دارد که ما به خاطر آن زنده ایم. یعنی فقط یک دلیل وجود دارد که ما زنده ایم. همه اش به این فکر می کردم که دنیوی بودن ربطی به این خواب دیدن ها دارد اما جوابی به من داده می شد که نه... هیچ استثنایی نیست. به این فکر کردم که اگر من چند سال پیش این خواب را می دیدم، چندان برایم عجیب نبود چون ان موقع اینقدر دنیوی نبودم.
مدام حس التماس هایم یادم می آید. التماس کردم که روحم برگردد...عاجزانه التماس کردم اما دلیلش را هیچ وقت نفهمیدم.


پی‌نوشت(1):
تجربه وحشتناکی بود...امیدوارم شما هیچ وقت تجربه اش نکنید.




  • آخرین ویرایش:-




مجله موسیقی پرشیا: کنسرت محسن یگانه روز‌های 17 و 18 اسفند در سالن همایش‌های برج میلاد تهران برگزار خواهد شد به همین منظور روز گذشته خبرنگار مجله موسیقی پرشیا در تمرین گروه موسیقی محسن یگانه به سرپرستی علی ثابت حاضر شد .
علی ثابت با متفاوت خواندن این کنسرت بیان داشت این اجرا شامل سورپرایز هایی هم خواهد بود که مردم در روز اجرا خواهند دید ؛ او هچنین اشاره کرد که یکی از این سورپرایز ها حضور استاد پیام طونی به عنوان سولیست (ویلون) در این اجرا خواهد بود ، و همچنین حضور بابک یوسفی ، حسن فرهانی ، مهران سراجیان و علی شهبازی به همراه ارکستری که در قدیم هم همراه محسن یگانه بوده اند .

او همچنین با اشاره به 10 اجرای گذشته این گروه و روند رو به رشد اجراها خاطر نشان کرد این اجرا هم طبق همین روند رو به رشد چه از لحاظ اجرا و چه از لحاظ ترک های جدید که اجرا می شوند خواهد بود و کسانی که کنسرت های قبلی هم آمدند تغییراتی در این اجرا خواهند دید . همچنین درباره آلبوم جدید محسن یگانه ؛ تعدادی شعر و ملودی برای این آلبوم در نظر گرفته شده است ولی از اوایل سال آینده تهیه ابن آلبوم به صورت جدی تر پی گیری می شود .





  • تعداد کل صفحات :91  
  • ...  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • ...  
آخرین پست ها