
PRISON BREAK,Season 5,This Fall on FOX
سریال فرار از زندان یکی از محبوب ترین و مهیج ترین سریال های تلویزیونی است که از سال 2005 پخش آن از شبکه فاکس آغاز شد و بهار سال 2009 به اتمام رسید.این سریال در چهار فصل ساخته شده بود و فصل پنجم نیز که تیزر آن را از همین وبلاگ می توانید دریافت کنید مربوط به فرار دوباره مایکل و دوستانش و البته تئودور تی بگ از زندان فاکس ریور است.
پیش بینی می شود پخش فصل پنجم این سریال رکوردی جدید از مخاطبان تلویزیونی را ثبت کند.
برای دریافت تیزر اینجا را کلیک کنید...
از اینجا هم می توانید دانلود کنید....

کنسرت بنیامین-----> از 9 لغایت 13 فروردین 1389
سیروان خسروی برای اولین بار در تالار اریكه ایرانیان به اجرای برنامه خواهد پرداخت. این کنسرت در روزهای 20 و 21 اسفند ماه و هر روز در دو سئانس (ساعت 18 و 21) توسط شرکت نی لبک شرقی برگزار می شود.
سیروان در گفتگو با خبرنگار مجله موسیقی ایرانیان درباره برگزاری این کنسرت گفت: «سرپرستی این کنسرت بر عهده خودم خواهد بود و قطعاتی که اجرا می کنیم از دو آلبوم منتشر شده ام انتخاب شده اند. همچنین اعضای گروه موسیقی هم شامل هومن غفاری، امیر میلاد نیکزاد، مسعود همایونی، نیما رمضان، امید حاجیلی و رضا تاجبخش هستند»
قابل ذکر است که بلیتهای این کنسرت با سه مبلغ 30 ، 40 و 50 هزار تومانی به فروش میرسد. برای تهیه بلیط می توانید با شماره های 22728007 و 22738007 تماس بگیرید.
شرکت فرهنگی هنری ترانه شرقی از 27 اسفند 88 تا 14 فروردین 89 جشنواره نوروزی کیش را برگزار می کند. این جشنواره با حضور هنرمندان سرشناس موسیقی پاپ «احسان خواجه امیری»، «محسن یگانه»، «رضا صادقی»، «گروه آریان» و «بنیامین» هر شب با یک کنسرت در جزیره زیبای کیش برگزار خواهد شد.
برای مشاهده برنامه کامل جشنواره نوروزی کیش اینجا کلیک کنید.
منبع: مجله موسیقی ایرانیان
سینمای فردی یا سینمای خانوادگی؟
عکس تزئینی است
.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
سریال هایی که این روزها و شب ها به جای سریال های تلویزیونی مهمان خانه ها هستند و به اکران عمومی خانگی دست یافته اند،هنوز به ظرفیت دوبله و سانسور نرسیده اند(غیر از فرار از زندان) و خیلی ها بنا بر اعتقاد یا هر چیز دیگری شاید دوست نداشته باشند که این سریال ها را در جمع نگاه کنند.دیدگاه خیلی خاصی درباره دیدن یا ندیدن این سریال ها وجود ندارد.بیشتر به نوع علایق فردی و حس کنجکاوی برمیگردد.خیلی ها هم در این بین آنقدر غرق سریال دیدن می شوند که اصطلاحا سریال خور می شوند.اما آیا لذت دیدن این سریال ها که اکثرا سریال های خوش ساختی هستند پای مانیتورهای شخصی است یا سینمای خانوادگی؟ دیدن در جمع خانوادگی پدر،مادر،خواهر و برادر یا دیدن به صورت یک لذت شخصی؟
البته اگر بخواهیم کمتر دقیق تر نگاه کنیم پشت همه این نگاه کردن ها یک ترس خوابیده است.ترس از اینکه فرهنگ آمریکایی روی فرهنگ و آداب ما اثر نگذارد چون به هر حال این سریال ها برای تماشاگر آمریکایی ساخته شده است و فرهنگ ایرانی همخوانی با آن ندارد.
شخصا اعتقاد دارم که دیدن این سریال ها در جمع خانوادگی مطلوب تر از دیدن آن پای مانیتورهای شخصی است.درست است که نباید تحت تاثیر این سریال ها قرار گرفت اما وقتی جمع خانوادگی باشد اثرات منفی دیدن پی در پی این سریال ها کمتر می شود.البته سریال هایی که دوبله می شوند شانس بیشتری دارند که در جمع خانوادگی دیده شوند.کسانی هم که دوست دارند به طور کلی تنهایی این سریال ها را ببینند،کسانی هستند که لذت فردی را بر لذت خانوادگی ترجیح می دهند.
جمع خانوادگی یک سینمای کوچک خانگی را می سازد و می توان تمام عکس العمل ها و فکرها را از تماشاگران یک محصول تصویری دریافت کرد.دیگر مزیت دیدن سریال ها به صورت خانوادگی به ورطه آزمایش گذاشتن افراد در "آزمون تعلیق سریال" است.شاید می پرسید آزمون تعلیق سریال چیست؟
این آزمون خیلی چیز خاص و پیچیده ای نیست.در سریال های زیرزمینی که این روزها دست به دست می شود عنصر تعلیق جایگاه خاصی دارد.تعلیق هم باعث هیجان و هم تفکر مخاطب می شود.در لحظات حساس این سریال ها،مخاطب همگام با قهرمانان فیلم به تصمیم گیری می پردازد و اگر تصمیم قهرمان فیلم با تصمیم او متفاوت باشد از خود واکنش نشان می دهد.حتما شما هم در جمع های خانوادگی خود دیده اید که در لحظات هیجانی فیلم بعضی ها به ابراز احساس خود می پردازند.آزمون تعلیق سریال چیزی در همین حدود است.برای این کار لازم نیست مدرک جمع آوری کرد؛کافیست پای یکی از این سریال ها مثل 24 و فرار از زندان بنشینید و متوجه این قضیه شوید.در جمع خانوادگی با اینکه عکس العمل های فردی چندان تفاوتی با دیدن به صورت فردی ندارد اما وقتی چند نفر در آن واحد با یک صحنه مواجه می شوند و عکس العمل های خود را نشان می دهند؛دقیقا این تقابل یا مشترک بودن عکس العمل ها باعث می شود تا تاثیرپذیری صرف از صحنه سریال صورت نپذیرد و احساسات جمعی جای احساسات فردی را بگیرد که این قضاوت بهتری را پدید خواهد آورد.
حال شما شخصی را در نظر بگیرید که شخصا خودش را در این آزمون تعلیق قرار می دهد. او به تنهایی فکر و قضاوت می گیرد و تقابل احساس و فکری وجود ندارد.او در ازای فکر خود فکر دیگری را دریافت نمی کند.او در سینمای فردی خود تنهاست.
دیدن سریال در سینمای خانگی تقریبا همان حس سینما رفتن را دارد با اندکی تفاوت.اینکه خیلی ها هنوز پرده نقره ای سینما را بر سینماهای n اینچی خانگی ترجیح می دهند(من یکی از آنها هستم!)دلیلی غیر از این ندارد.شما در سینما با یک فیلم و تعداد محدودی شخصیت و تیپ و تعداد بسیاری تماشاگر و تعدد بسیاری فکر و واکنش طرف هستید.لذتی که شاید درک آن فقط در زمان بیرون آمدن از سینما حس گردد.
دیگر مزیت خانوادگی بودن همین حس در کنار هم بودن است که بعد روانشناسی است و ما زیاد وارد آن نمی شویم.لذتی که سابقا صدا و سیمای وطنی آن را به خانواده ها هدیه می داد و حالا باد کسی پیدا شود تا این حس را دوباره و با استفاده از موقعیت های مختلف برگرداند.اگر اصل 44 را اصل خصوصی سازی بدانیم باید سینمای خانگی را اصل 44 صدا و سیما حساب کنیم.اصلی که اینجا ناظر و عامل خاصی ندارد و هر کی هر کی است!

یکی از پر بیننده ترین سریال های آمریکایی که این روزها فصل هشتم آن از تلویزیون فاکس پخش می شود در سال 2012 به پایان خواهد رسید.
سریال 24 که از سال 2001 تاکنون هشت فصل از آن به نمایش در آمده است در سال 2012 با نمایش یک فیلم سینمایی به داستان های خود پایان خواهد داد.وقایع این فیلم قرار است در اروپا(لندن) بگذرد و کیفر سادرلند در نقش مامور "جک باور" باز هم به ایفای نقش خواهد پرداخت.
آن طوری که از شایعات حول محور این سریال برمی آید "جک باور" در این فیلم به پایان راه زندگی خود می رسد و قرار است برای همیشه با مخاطبان خود خداحافظی کند.
هنوز زمانی برای فیلمبرداری این فیلم تعیین نشده است اما بیل ری قرار است نویسندگی این قسمت از داستان 24 را بر عهده داشته باشد.
گزارش تصویری از صحنه اجرای کنسرت+پشت صحنه و گزارش های جذاب و خواندنی
گزارش تصویری یک
گزارش تصویری دو(پشت صحنه)
گزارش تصویری سه
حاشیه ها از کنسرت بنیامین بهادری
مردم معترض که از کوتاهی زمان اجرای کنسرت متعجب بودند با شعار «ما منتظر بنیامین» هستیم خواستار بازگشت بنیامین شدند و بارها با شعارها و اصوات مختلف اعتراض شدید خود را نشان دادند، ولی در نهایت بنیامین بر روی صحنه آمد و از مردم معذرت خواهی کرد و گفت: «باور بفرمایید وزارت ارشاد همین قدر برای ما وقت تعیین کرده بود، انشالله در کنسرت های بعدی و کنسرت کیش شما بیایید و ما از خجالتتان در بیاییم»
با اینکه بنیامین معذرت خواهی کرد اما باز هم عده ای از مردم در سالن ماندند و با شعار «پول ما رو پس بدین» خواستار پس گرفتن پول بلیط هایشان شدند که در نهایت مسئولین حراست تدریجا مردم را به خارج از سالن هدایت کردند، اما باز هم اینجا پایان ماجرا نبود و همچنان عده ای در بیرئن از سالن برج میلاد خواستار پول بلیط هایشان شدند.
در نهایت محسن رجب پور مدیر شرکت ترانه شرقی در زیر باران بین مردم آمد و توانست با صحبت هایش آنها را آرام کند.
محسن رجب پور با گفتگویی که با خبرنگار مجله موسیقی ایرانیان داشت گفت: «واقعیت این است که بنیامین تعداد قطعات محدود برای اجرا دارد، از آن قطعات هم چند تایش نتوانست برای کنسرت مجوز بگیرد به همین دلیل حدودا 13 قطعه می ماند که در سانس پیش هم همان 13 قطعه خوانده شد، در اصل وزارت ارشاد برای محدوده زمانی مجوز نداده است که بلکه برای تعداد قطعات مجوز داده که ما تعداد آهنگ های بیشتری نمی توانستیم اجرا کنیم، در سانس پیش هم همین تعداد آهنگ ها اجرا شد که البته فقط یک آهنگ بیشتر از این سانس تکرار شد.»
قابل ذکر است که چند سایت حاشیه ساز موسیقی مدت کنسرت سانس دوم را 40 دقیقه اعلام کرده اند در حالی که برنامه 1 ساعت به طول انجامید و به گفته محسن رجب پور مدیر ترانه شرقی هم برنامه طبق روال معمولی تمام شد و کوتاه بودنش فقط به خاطر کوتاه بودن قطعات بنیامین بوده است.
مجله موسیقی ایرانیان در ادامه عکس ها و گزارش های مفصل تری را از کنسرت دیشب بنیامین در سایت قرار خواهد داد.
اولین کنسرت بینامین بهادری یخ جشنواره را شکست
موسقیی ما - مهدی عزیزی: شب گذشته سالنهمایشهای برج میلاد تهران میزبان خواننده جوان و محبوبی بود که اولین اجرای زنده خود را در میان هوادارانش جشن میگرفت. کنسرت بنیامین بهادری در بخش جنبی موسیقی پاپ جشنواره فجر با استقبال بسیار گرم مخاطبان مواجه شد و یخ حاکم بر سالنهای بیست و پنجمین جشنواره موسیقی فجر را شکست.
بنیامین بهادری که شور و شوق و هیجان اولین اجرا در حرکات و رفتارش مشهود بود، ترانههای دو آلبوم «85» و «88» را همراه با قطعه جدیدی که به یاد فرهاد مهراد خواننده فقید موسیقی پاپ کشورمان ساخته بود، اجرا کرد.
در آغاز کنسرت گروه موسیقی وی که از افراد باتجربه و خوشنام موسیقی ایران تشکیل شده بود روی سن آمدند و سپس بنیامین با ظاهری شکیل و مناسب در میان تشویقهای فراوان هوادارنش روی صحنه آمد و اولین قطعه را اجرا کرد.
«عاشق شدم كاش ندونه/دست دلم رو نخونه/اگر بدونه میدونم/دیگر با من نمیمونه»
وی سپس با شوق فراوان از مسئولان وزارت ارشاد برای صدور مجوز این اجرا تشکر کرد و همچنین با سپاسگزاری از تماشاگران حاضر در سالن گفت: «برای اولین بار است که در کشور عزیزیم و در شهر خودم و برای همشهریهای خودم اجرای زنده دارم به همین دلیل از شما تماشاگران می خواهم که در طول اجرا کمک کنید» وی همچنین از لطیفی مدیر اجرایی جشنواره نیز تشکر کرد.
او سپس ترانه ««من عاشق /بیقایق / تو دریا / میمیرم / چشمامو میبندم / بیرویا / میمیرم» » خواند و گفت: «از اینكه شما در این اجرا با من همراهی میكنند، بسیار خوشحالم اما خواهش میكنم كه كلمه "میمیرم" را در این اجرا كسی تكرار نكند و فقط من آن را میخوانم.»
بنیامین بهادری پس از صحبتهای کوتاهی قطعات «میمیرم»، «دوست دارم»، «خاطرهها»، «لیلی در پائیز»، «فنجون برعکس»، «تو را به یاد می آرم»، «نگو نه»،«مثل تو مثل تو» را با تنظیمهای تقربیا جدیدی اجرا کرد.
این خواننده موسیقی پاپ در بخش دیگری از این کنسرت قطعهای بر اساس یکی از ترانههای فرهاد با نام «بوی عیدی بوی تو» را به عنوان هدیهای به هوادارانش اجرا کرد.
«بوی عیدی/ بوی تو/ بوی كاغذ رنگی/ بوی تند تپش قلب من از دیدن تو/ بوی عطر با تو رفتن توی یك خونه نو/ با اینا حواسمو جمع میكنم/ با اینا عشقمو محكم میكنم»
بهادری پیش از اجرای این قطعه از تماشاگران حاضر در سالن خواست که به احترام فرهاد مهراد یک دقیقه سکوت کنند و در ادامه ضمن تمجید از این خواننده فقید ایران، گفت: «فرهاد مهراد از جمله خواننده هایی است که حق بزرگی به گردن من و امثال من دارد، البته قصد مقایسه خود با فرهاد بزرگ را ندارم چراکه من از ترانههای این خواننده موسیقی پاپ بسیار الهام گرفتهام و در این بین ترانه «بوی عیدی بوی تو» حس عجیبی را در من ایجاد میکند به همین دلیل تصمیم گرفتم ترانهای براساس ملودی این آهنگ را بخوانم. هیچگاه جرأت نمیكنم كه ترانههای معروف او را دوباره بخوانم و برای احترام به این خواننده از ریتم شعر او استفاده كردهام» در همین حین وی از فرید احمدی ترانهسرای این قطعه و دیگر قطعاتاش که در سالن حضور داشت تشکر کرد و او را استاد خود خواند.
بنیامین اولین اجرای خود در ایران را با اجرای مجدد قطعه «هیچکی مثه من تو رو دوست نداره» و درمیان تشویقهای مکرر دوستدارانش به پایان رساند.
شهاب حسینی (نوارنده کیبورد و رهبر ارکستر) همراه با وعلی منصوری (کیبورد)، بابک ریاحی پور (گیتارباس)، کامبیز رحمانی (گیتار الکترونیک)، علیرضا میرآقا (پرکاشن) و فرزاد قیصری پور (درام) نوازندههای گروه بودند که بنیامین در بخشهای مختلف برنامه بارها از آنها تشکر کرد.
حاشیه ها:
- سانس اول برنامه با نیم ساعت تاخیر شروع شد و گروه برای حدود یک ساعتونیم برنامه اجرا کردند. اما سانس دوم گروه تنها حدود 45 دقیقه روی سن بودند و خداحافظی زود هنگام بنیامین باعث دلخوری زیاد حضار در سالن شد که حتی عده خواستار پس دادن پولشان از طرف مسئولان جشنواره شدند. در این زمینه محسن رجبپور مدیر شركت «ترانه شرقی» درباره اجرای سانس دوم این كنسرت كه با اعتراضاتی تماشاگران همراه بوده است گفت: در پایان برنامه جمعیت حاضر در سالن به مدتزمان كنسرت اعتراض كردند و فكر كردند كه در این كنسرت كمفروشی شده است و قطعات اندكی اجرا شده اما باید گفت كه تمام قطعاتی كه برای اجرا مجوز داشت، را در هر دو سانس اجرا كردیم.
- بار دیگر مثل چند روز گذشته با وجود اینکه تعدادی از صندلیهای سالن و باکن خالی مانده بود مسئولان جشنواره به خبرنگارانی که بلیت نداشتند اجازه ورود نمیداند. البته جا دارد از محسن شریفی مدیر روابط عمومی جشنواره که در نهایت با وجود عدم همکاری مدیران بالاتر همکاریی خوبی با خبرنگارن داشت تشکر ویژه کرد.
- بنیامین بهادری در اولین اجرای خود مسلط، پر احساس و فراتر از انتظار ظاهر شد و با اعتماد به نفس و صداقت جالبی برنامه را اداره کرد. با وجودی که در چند قطعه مشکلاتی در اجرا پیدا کرد اما حضور نوازندههای با تجربه و همچنین همراهی حضار باعث شد برنامه به خوبی برگزار شود.
- در سانس دوم كنسرت «بنیامین» قطعهای را كه در سانس اول به یاد فرهاد خوانده بود، اجرا نكرد.
- اولین اجرای بنیامین در ایران نوید برگزاری تور کنسرتهای موفق وی را داد که امیدواریم این خواننده جوان کشورمان به زودی بتواند همچون دیگر خوانندهها کنسرتهایش را برای هوطنانش برگزار کند.
* گزارش تصویری اختصاصی موسیقی ما از اولین کنسرت بنیامین در ایران - 1
* گزارش تصویری اختصاصی موسیقی ما از اولین کنسرت بنیامین در ایران - 2
منابع:
مجله موسیقی ایرانیان
موسیقی ما
آینه ها،انسان ها یادداشت من در همشهری جوان

انسان ها از آنچه که در آینه می بینید به شما نزدیک ترند...
ما از خودمان به خودمان نزدیک تریم اما نمی خواهیم راحت آن را قبول کنیم.هر روز می خواهیم با توسل به تکنولوژی و... به یکدیگر نزدیک تر شویم.شماره دوست قدیمی مان را در موبایلمان ذخیره می کنیم به امید روزی که با یک پیامک احوالی از او بپرسیم.آی دی فامیل دورمان را در مسنجر ذخیره می کنیم به امید روزی که چراغ هر دوی ما با هم روشن باشد تا شاید احوالی بگیریم.
اما مگر invisble بودن کاری دارد؟ پیامک نرفتن یا کد دادن به موبایل برای جواب ندادن کاری دارد؟ فیلتر کردن کاری دارد؟ تکنولوژی برای ارتباط است اما برای ارتباط نداشتن هم همین تکنولوژی برایمان راه گذاشته است.مسنجرتان کاری می کند که چراغ شما برای همیشه برای همان دوست یا فامیل همیشه خاموش باشد.کد موبایل باعث می شود شما همیشه از دسترس خارج شوید.
آینه ها دروغ نمی گویند.ما به هم نزدیکیم.شاید از آنچه در پیش رویمان باشد،نزدیک تر باشیم. نزدیک تر از یک شماره در موبایل یا یک آی دی در مسنجر
رگ غیرت آقای مدیرکل
در میان تمامی سخنانی که مدیرکل ارشاد استان آذربایجان شرقی درباره دلایل لغو کنسرت گروه حصار به خوانندگی همایون شجریان گفتند، این بخش آن باید محل تامّل بیشتری قرار بگیرد.
«احمدی در پاسخ به اینکه دو نفر نوازنده زن در گروه همایون شجریان که با رعایت کامل حجاب اسلامی در داخل و خارج از کشور بارها روی صحنه رفته و کنسرت اجرا کردهاند، چگونه میتواند بازتابی داشته باشد، اظهار کرد:وزیر ارشاد این بخش را به عهده مدیران کل گذاشته است و گفته گروه مهم نیست و ما تشخیص میدهیم، به هرحال هر استان برای خودش حال و هوایی دارد.» (خبرآنلاین)
این تامّل، آنجا که او میگوید «ما تشخیص میدهیم» باید افزونتر باشد.
پرسشها از همین نقطه باید آغاز شود که شما چگونه و بر چه اساسی تشخیص میدهید؟ آیا این امکان وجود دارد که شما و زیرمجموعهتان، بر اساس همان تشخیصی که از آن سخن میگویید، به کنسرتی مجوز بدهید و در نتیجه این مجوز، مدیریت برنامه و گروه و سرمایهگزار کنسرت، کلی وقت و انرژی و هزینه را صرف کنند تا مقدمات کار فراهم شود و در نهایت سه روز مانده به اجرای کنسرت تشخیص و نگاه شما تغییر پیدا کند و کل طرح و پروژه به هوا برود؟
آیا با این گونه تصمیمگیریها سنگ روی سنگ بند میشود؟ و گروهی و تهیهکنندهای دیگر جرات و جسارت پیدا میکند که طرف برگزاری کنسرت برود؟ آیا در تشخیص شما جایی هم برای بیش از 8هزار شبکه ماهوارهای (نقل به مضمون از رئیس سازمان صدا و سیما) که شبانهروز موسیقیهای آنچنانی را بر سر و روی جوانان این مرز و بوم میبارانند، جایی دارد؟
و شما اگر مخیر به تصمیمگیری بین انتخاب کنسرت گروه همنوازان حصار با دو بانوی نوازنده محجبه که در قانون و شرع و اخلاق هیچ حکم و حرمتی برای حضور آنها نیامده است، با موسیقیهای به قول خود شما آنچنانی با آن سر و وضع را که افراد به راحتی و بدون بلیت و مزاحمت و ... لم داده بر بالش منزل میتوانند ببینند، کدام را انتخاب میکنید؟
رگ غیرت شما و دوستانتان چرا در چنین مواقعی نمیجنبد؟ اگر این گونه است چرا در آموزشگاههای موسیقی آن دیار را تخته نمیکنید؟ آنجا هم بانوان محجبه به آموختن و تدریس نوازندگی مشغولند. مگر امتیاز و مجوز این گونه آموزشگاهها با وزارت ارشاد و ادارات کل ارشاد استان نیست؟ نمیتوان پذیرفت که رگ غیرت آقای مدیرکل در یک امر واحد در دو مکان دو گونه بجنبد؟ برای اولی هیچ واکنشی نشان ندهد، برای دومی کنسرتی را تعطیل کند و حقوق تماشاگران و دستاندرکاران کنسرت و هنرمندان و همه را با یک تصمیم زیر پا بگذارد.
قانون البته برای این گونه تصمیمات خلقالساعه و رگ غیرتی که نوشتم، تدابیری اندیشیده است که از جمله آنها نتیجه رای دیوان عدالت اداری درباره برخی اتقاقات مشابه است. که نمونه آن رای دیوان عدالت اداری برای پرداخت خساراتی بود که تهیهکننده یکی از فیلمها متحمل شده بود (در نتیجه جلوگیری از اکران فیلم توسط ارشاد در حالی که مجوز ساخت و اکران و نمایش آن را داده بود و تهیه کننده بخت برگشته بر اساس همین مجوز هزینههای هنگفتی را تقبل کرده بود.)
ماجرایی چنین بر سر گروه دبو هم آمد که دو ساعت مانده به اجرای کنسرت، اجرا لغو و مردم پشت در ماندند و در نتیجه آن بیش از صد میلیون تومان خسارت به تهیه کننده کنسرت وارد شد و البته ایشان هم شکایت به دیوان عدالت اداری برد که نتیجه آن هنوز مشخص نیست.
به گمان نگارنده مهمترین مشکل مدیران ارشاد شهرستانها، نداشتن تخصص و البته جسارت است. تخصص برای آنکه دریابند کدام موسیقی به رشد و بالندگی فرهنگ ایرانی و اسلامی مدد میرساند و کدام جنبه تفریحی و عمومی دارد و ... و جسارت مدیریتی برای آنکه پای تصمیمات خود بایستند و با قدرت منطق مخالفان و منتقدان را مجاب کنند که اجرای کنسرتهای این چنینی نه تنها ایمان و اعتقاد شهروندان را به باد نمیدهد، بلکه تضمینی است بر توسعه فرهنگ موسیقایی ایرانی؟
اگر قرار است کنسرت و موسیقیای که فرزند شجریان میخواند با عرف و قانون و شرع مورد نظر آقای مدیر (و نه آنچه که در کشور ساری و جاری است) همخوانی نداشته باشد، ایشان میتوانند بفرمایند بر اساس تشخیص خودشان چه نوع موسیقیای باید اجرا شود؟
منبع : خبرآنلاین
آیا "فرار از زندان" مکمل "24" است؟
زمانی که شروع به دیدن سریال فرار از زندان کردم هنوز در حال و هوای سریال 24 بودم و این اعتقاد را داشتم که بعد از 24 هیچ سریالی مرا به خود نمی تواند جذب کند.اوایل و تا قسمت سوم سریال فرار از زندان همین طور بود اما بعد از قسمت سوم اوضاع کمی چرخید و من از فضای 24 ای بودن درآمدم و حس کردم که واقعا نباید این 2 سریال را با هم مقایسه می کردم.البته هنوز اعتقاد دارم که رویداد های واقعی تری با اتکا به منطق داستانی و نمایشی بیشتری در 24 وجود دارد تا در فرار از زندان،اما پیچش داستانی قسمت به قسمت فرار از زندان هم قابل چشم پوشی نیست.
شاید استقبال مخاطب ایرانی از چنین سریال هایی همین پیچش های داستانی باشد که در این سریال ها وجود دارند اما در سریال های وطنی خبری از آنها نیست.
شباهت بسیاری بین ژانر های این 2 سریال(24 و فرار از زندان) وجود دارد و تفاوت ها اندک است.در فرار از زندان خبری از رویدادهای تروریستی تیست و تروریستی به آن معنا(اگر از سازمان های مخفی و سیا در این سریال به عنوان تروریست نام نبریم) وجود ندارد.قهرمان به مانند سریال 24 یک نفر است اما داستان یک خط سیر کلی دارد که مدام پیچ می خورد و جلو می رود ولی در 24 یک خط سیر کامل برای تمامی فصول آن وجود ندارد و فصل ها ارتباط غیر مستقیم با هم دارند.
هرگز به دنبال این نباشید که این 2 سریال را با هم مقایسه کنید چون واقعا نمی توانید.ساختارها با هم متفاوت اند و این یکی از فرق های اساسی است.24 و فرار از زندان 2 کلاف در هم پیچیده هستند که تشخیص تفاوت ها و شباهت هایشان سخت و بسیار ظریف است.اینجا قصد ندارم که ویژگی های فرار از زندان را یکی یکی بشمارم و یا برای آن پرونده ای مثل 24 کار کنم.اما تا همین جایی که تا به حال دیده ام باید بگویم بر سوال هایم هر روز اضافه تر می شود.با دیدن هر قسمت از فرار از زندان و فکر کردن روی نحوه داستان و دیالوگ ها سوالات بسیاری برای من به وجود می آید.
همه ما خوب می دانیم(که حتما باید بدانیم) که کمپانی سازنده هر 2 سریال یکی است؛فاکس قرن بستم (20th Century FOX).حتی کارگردانی 2 قسمت اول این سریال هم بر عهده یکی از کارگردان های اصلی سریال 24 بود؛ برد تورنر(Brad Turner). اما به شباهت ها و تفاوت های این 2 سریال برسیم.
در هر دوی این سریال ها که در زمان حکمرانی جرج بوش بر کاخ سفید ساخته شده اند فساد دولتی تا بالاترین مقام یعنی رئیس جمهور نشان داده می شود.در فرار از زندان سرویس مخفی،رئیس جمهور،حلقه کاخ سفید و...همگی زیر سوال می روند که واقعا جای بسی شگفتی ست که کمپانی فاکس در سریال های خود فساد را تا این اندازه نشان می دهد و سوال اینجاست که حد آزادی کمپانی های فیلمسازی برای نشان دادن فساد در سیستم حکومتی آمریکا چقدر است؟
در سریال 24 این آزادی جایگاه های بالاتری را هم نشان می دهد و عملا برای نشان دادن آن وارد کاخ سفید هم می شود و اشارتی به پشت صحنه قدرت هم دارد.نمایش هایی که در هیچ کجای دنیا نخواهید دید.
اما فرق اساسی فرار از زندان و 24 در کجاست؟
24 شبیه به آن می نماید که برای تطهیر اقدامات دولت آمریکا در مبارزه با تروریسم ساخته شده است اما در این سریال که آزادی بسیاری در نمایش دارد اشاره ای به "یازدهم سپتامبر"،"بن لادن" و "فاکس نیوز" و....نمی شود.24 برخلاف نمایش های بی پرده اش در ذات داستانی خود رویه غیر مستقیم در پیش می گیرد و اسمی وجود ندارد.اگر توجه کنیم در سریال 24 چندین بار کشورهای خاورمیانه متهم به همکاری برای حمله به خاک ایالات متحده می شوند اما اسمی از آنها برده نمی شود.در فصل هفتم و هشتم سریال هم نام های ساختگی جای نام های واقعی را می گیرند."سانگالا" که احتمالا شبیه سنگال است.نامی کشوری آفریقایی که دچار درگیری داخلی است و داستان از آنجا آغاز می شود و در فصل هشتم "جمهوری اسلامی کمیستان"؛که ظاهرا شبیه به پاکستان است.
اما در فرار از زندان اتفاقات مکمل دیگری می افتد.در این سریال به کرات از 11 سپتامبر اسم برده می شود.وقتی که مایل اسکافیلد در پوشش مامور سازمان استراتژیک(چنین سازمانی وجود دارد؟) میخواهد سوابق بازرس الکس ماهون را تائید کند و به منزل او می رود در پایان تحقیقاتش همسر ماهون به او می گوید: «پس از "11 سپتامبر" وظیفه تایید ارتقای مامورین و بازرسین سازمان اف بی آی به سازمان اطلاعات(احتمالا همان CIA) واگذار شده است و سازمان استراتژیک از این کار کنار گذاشته شده است».دیالوگی که همسر ماهون می گوید شاید فقط یک دیالوگ نیست.یا در زمانی که سوکره با هواپیما دارد به خاک مکزیک فرار می کند جنگنده های آمریکایی تا درون خاک مکزیک هواپیمای ناشناس را تعقیب می کنند؛کاری که به گفته خلبان هواپیمایی که سوکره در آن سوار است،پس از 11 سپتامبر اتفاق افتاده است.از 11 سپتامبر در فرار از زندان به 2 گونه واکنش نشان داده می شود، یک: واکنشی که نشان می دهد مسئولین آمریکایی خود مسئول و مقصر حادثه بوده اند(اشاره به سازمان سیا و استراتژیک) و دو: واکنشی که حاصل از برخورد بیرونی با حوادثی از این قبیل است(اشاره به تعقیب حتی در خاک کشور دیگری که این یکی با سریال 24 بیشتر می خورد.)
در فرار از زندان برای اولین بار یکی از کارکترها ،پل کلرمن که مامور سازمان CIA است و سپس کنار گذاشته می شود،از بن لادن سخن می گوید.او می گوید «وقتی بن لادن پای چپ را روی پای راست می اندازد نتیجه اش با اینکه پای راستش را روی پای چپش می گذارد،متفاوت است.مایکل به او می گوید که او و برادرش که بن لادن نیستند اما کلرمن می گوید برای آنها فرقی نمی کند» این حرف 2 جنبه دارد،اینکه سازمان های اطلاعاتی آمریکا برایشان فرقی نمی کند که چه کسی مجرم است و او را به شدت زیر نظر دارند و جنبه دوم اینکه هرکس بخواهد این فساد را افشا کند حتما می میرد.یعنی کسی که بخواهد به امنیت آمریکا و امنیت سازمان های اطلاعاتی آمریکا ضربه وارد کند به شدت زیر نظر است حتی اگر بی گناه باشد.
مایکل اسکافیلد نواری از اطلاعات شفاهی خود را در اختیار "فاکس نیوز" قرار می دهدو آن نوار 26 دقیقه کامل و بدون سانسور از "فاکس نیوز" پخش می شود.کمپانی فاکس و زیر مجموعه اش یعنی فاکس نیوز شاید خواسته اند با نشان دادن این تصاویر، نمایشی از آزادی بیان را به بیننده نشان دهند.آزادی ای که در ینگه دنیا برای مایکل اسکافیلدی وجود دارد که می خواهد فساد سیستم حکومتی آمریکا را زیر سوال ببرد.کمی عجیب نیست؟ آیا بیننده ی ایرانی(یا هر بیننده دیگری غیر از آمریکایی) از این اقدامات حیرت زده نمی شود؟ همه این اتفاقات در سریال اتفاق می افتد که ژانر آن پلیسی تروریستی نیست بلکه اکشن هیجانی است.بهتر است فرار از زندان را مکمل سریال 24 بنامیم که نتوانست بعضی حرف ها را به دلیل رویه غیر مستقیم اش بگوید.
در سریال فرار از زندان و 24 کمپانی فاکس در قامت یک منتقد(تند و جدی) سیستم حکومتی ایالات متحده ظاهر شده است و مشخص نیست این حجم از نمایش های بی سابقه از فساد در این سیستم با چه هدفی صورت می گیرد؟
بیننده آگاه با دیدن این 2 سریال(که انصافا جزو بهترین سریال های دنیا هستند) قطعا سوالات بسیاری از خود خواهد پرسید.اینکه چرا سریال 24 بصورت یکجا همه این حرفها را نزد یا چرا اولین رئیس جمهور زن در فرار از زندان یک فاسد است و در 24 یک صلح طلب و متفکر؟
آیا بیننده آمریکایی بعد از دیدن این محصولات و نمایش ها از سیستم ایالات متحده احساس غرور و افتخار می کند یا دچار افسردگی و شرمندگی خواهد شد؟
آیا بهتر نیست به جای پرداختن به نمادها و اینکه بگویم این عنصر در سریال نماد چیز دیگری ست و ..... به فیلمنامه و قصه ها و پرداخت ها توجه کنیم؟آیا کسی هست که جواب این سوالات را بداند؟

یادداشتی در پاسخ به یادداشت دکتر علی مطهری در همشهری جوان
ازدواج موقت از آن دست بحث هایی است که بحث آن در گاهی اوقات زیاد می شود اما عملا راهکاری با ریسک بالاست و کسی حاضر نیست به راحتی آن را برای جوانانی در سنین 15 تا 25 تجویز کند.
درباره ازدواج موقت نمی دانم یک بار یا دو بار در همین وبلاگ نوشته ام اما این بار بهانه ام صحبت های دکتر مطهری است.بدون مقدمه سر اصل مطلب می روم.این مطلب را کسی از نسل سوم می نویسد.نسلی که مخاطب اصلی این بحث هاست.
• هیچ کس از ازدواج موقت بدش نمی آید.مخصوصا پسرها و آقایان که حس تنوع طلبی زیادی هم دارند.به نظر من ازدواج موقت راهکاری خوب است که می تواند جلوگیری کند از انحرافات اخلاقی و جنسی اما شرایط دارد.
• ازدواج موقت اگر در دبیرستان ها حلال شود(به نقل از تیتر همشهری جوان از دکتر مطهری) در آینده با بحران انحرافات اخلاقی در پوشش ازدواج موقت خواهیم بود.دیگر چیزی به نام عشق باقی نمی ماند و همان حس و عاطفه دوران بلوغ هم به طور کامل از بین می رود.یک پسر که می بیند نیاز جنسی اش مرتبا و با موارد متعدد قابل برطرف سازی است دیگر دنبال "یک نفر" نمی رود و شهوت جای عشق را خواهد گرفت.
• با بحران 10 سال بلوغ جنسی تا بلوغ اجتماعی چه کنیم؟ چندین راه و راهکار باید با هم اجرا شود.اول اینکه آقایان مسئول خودشان را به کوچه علی چپ نزنند و فکری به حال وضعیت اقتصادی کنند.قطعا یکی از مسائل مهم دغدغه اقتصادی است.جوانی که کار نداشته باشد که پولی دربیاورد و متعاقبا مسکن و.... را نتواند تهیه کند،هیچ وقت به سمت ازدواج دائم نمی آید.البته طرف موقتش هم نمی رود و به انحراف کشیده می شود.
• جناب دکتر مطهری؛ شهوت چیزی نیست که بتوان 10 سال(این حداقل آن است) با کار و مشغله فکری،رژیم غذایی و....چیزهایی که شما اسم بردید توی سرش زد و قسمت عمده ای از جوانان را مشمول آن ندانست.اگر قرار بر این است می توانید به انستیتو پاستور تهران سفارش قرص کافور را بدهید تا به وفور در داروخانه ها و آزادانه پخش گردد تا از انحرافات جنسی جلوگیری کند.
• مسکن 20 یا 30 متری برای دو نفر که حکم خوابگاه دارد برای چند سال اول زندگی بد نیست اما می ترسیم برای آن انبوه سازی شود و این خوابگاه ها ! تدریجا به مسکن اول خیلی ها تبدیل شود.توجه کنید که اگر پای یک فرزند به میان بیاید دیگر 30 متر جوابگو نیست !
• ازدواج موقت ممکن است برای آقایان خیلی لذت بخش باشد(جدی می گویم) اما قطعا برای دختران جامعه ما یک لکه ننگ است.هیچ دختری دوست ندارد که از او به عنوان وسیله ای برای دفع شهوت مردان استفاده شود.
• یک موقعیت را برای شما فرض می گیریم.فرض کنید شما به دختری علاقه مند هستید که باکره است و تاکنون ازدواج نکرده است.آیا می توانید به او پیشنهاد ازدواج موقت بدهید؟ آیا می توان با توجه به جو فرهنگی کشور ما دختران باکره را به ازدواج موقت مردان درآورد؟ آیا خانواده ای وجود دارد که چنین کند؟ آیا اگر نمایندگان عزیز مجلس حاضرند خود؛دختران خود را به ازدواج موقت دیگران درآورند؟ پس این طرح برای مجردان و کسانی که ازدواج نکرده اند قطعا قابل اجرا نیست.
• به طور کلی با طرح ازدواج موقت موافق هستم به شرطی که شرایط آن در جامعه ایجاد شده باشد.یعنی عرف اجتماعی تغییر کند که به نظر من حداقل 15 سال طول میکشد تا یک عرف اجتماعی تغییر پیدا کند.
• سوال؛ پسران و دختران مجرد که نمی توانند ازدواج موقت کنند یا از این کار ابا دارند چه کنند؟ جواب: اگر می دانستیم حتما به شما می گفتیم!
• کار از پایه ایراد دارد.وقتی فیلم های غیراخلاقی منبع آموزش اصلی روابط بین زن و مرد می شوند پس یاد آن شعر بیفتید که می گوید: خشت اول چو معمار نهد کج.... تا ثریا رود دیوار کج !
• فرق ازدواج موقت با روابط بین زن و مرد در مغرب زمین چیست؟ تقریبا همان است و فقط مسئولیت پذیری را شرط کرده که البته همه دارند از این مسئولیت پذیری سرباز می زنند.
• کسانی که ازدواج موقت می کنند(چه زن و چه مرد) دوست ندارند کسی بفهمد که آنها ازدواج موقت کرده اند.وقتی روابط غربی را می بینند به سمت آن متمایل می شوند چون فکر می کنند که در آن طرف این چیزها نیست.اتفاقا به نظر من هست اما چون فرهنگ آنها جور دیگری است اهمیتی که ما برای آن قائل هستیم را آنها قائل نیستند.
• پرونده شماره 248 همشهری جوان و یادداشت دکتر علی مطهری در شماره 249 این مجله را حتما بخوانید.اگر گیرتان نیامده است از این سایت مقداری از آن را می توانید دانلود کنید(www.hamshahrimags.com)
• نکته آخر: سریال های خارجی فارسی 1 را حتما خیلی از شما می بینید. خیلی خوب و هوشمندانه نگاه کنید و قضاوت کنید.روابط آنها به ما و فرهنگ ما نمی خورد.اما آیا راه بهتری هست؟ هست...بگردید و بهترین راه را پیدا کنید. دیدن فارسی 1 بد نیست به شرطی که هوشمندانه باشد نه اینکه بیایید فردا بگویید ما هم می خواهیم مثل پسر ویکتوریا ازدواج رفاقتی کنیم !(2 سال است با هم هستند ولی هنوز ازدواج رسمی نکرده اند...خیلی جالب است؛یعنی یکجورهایی نوبر است !!!)
گفتم این مطلب به روز میشه...نه؟ حالا بقیه ش رو بخونید درباره مطلبی که امروز توی سایت MSN خوندم و گفتم ینجا بذارم تا شما هم بخونید.البته خوبه که فیلتر نیست !!!
توی پرانتز که نقطه هست کلمه سه حرفی هست که همتون میدونید پس بعدا نپرسید
How do teen boys honestly feel about (...) and relationships? Seventeen Magazine and The National Campaign to Prevent Teen and Unplanned Pregnancy partnered on a survey of 1,200 15-22-year-old guys to find out!
چگونه پسران زیر 20 سال احساس شان نسبت به (...) و رابطه عادت می کند؟ مجله 17 ساله ها و کمپین جهانی به همین منظور از 1200 جوان بین 15 تا 22 سال درباره جلوگیری از بارداری های ناخواسته نظرسنجی کرده اند تا
آن را بیابند.
Digital Vision/Getty
(...) Isn't Necessarily the First Thing on a Guy's Mind
45% of guys in this sample are still virgins and 40% are not looking for (...) or hook-ups.
Many are not in a rush and may actually regret moving too fast
لازم نیست(...) اولین چیز در ذهن مردها باشد. 45 درصد از مردها در این نمونه تاکنون رابطه جنسی نداشته اند و 40 درصد نیز به نظر نمیرسد که برای (...) با کسی ارتباط برقرار کرده باشند.(ترجمه ناقص)
45 درصد از این نمونه تا به حال ارتباط جنسی داشته اند و بعضی از آنها پس از این رابطه از آن پشیمان شده اند و اغلب (بیش از نصفی از آنها) می گویند که خوب است برای داشتن رابطه جنسی تا ازدواج صبر کرد.
منبع:
http://lifestyle.msn.com/your-life/family-parenting/staticslideshowsev.aspx?cp-documentid=23382994>1=32050
لطفا بقیه لینک ها رو هم بخونید(زیر صفحه ای که باز می شود)
* * *
اینم درد دل من! جای دیگه ای برای گفتنش نداشتم. مرسی از سنگ صبور که به حرفام گوش کرد. مرسی از کسایی که درد دل منو خوندن...
ادامه حرف های پگاه و واکنش او به ازدواج موقت :
راستش نمی دونم. من به ازدواج موقت فکر نمی کنم. تقیبا به همون دلایلی که توی وبلاگت نوشتی. ولی من واقعا دارم اذیت می شم. تو خیلی راحت می توی از این حرفا توی وبلاگت بنویسی و با اعتماد به نفس بگی منم مثل بقیه این احتیاج رو دارم! ولی من که نمی تونم! اینجا هم واقعا به اصرار سنگ صبور این حرفارو زدم چون گفت چند تا عقل بهتر از یه عقل جواب می ده و شاید بتونم برای این مرض اعصاب خردکنم یه راه حلی پیدا کنم.
من یه دخترم. یعنی جامعه به من به چشم یک وسیله برای رفع نیاز جنسی مرد نگاه می کنه (البته از نظر جنسی) هیچ کس به یه وسیله درمورد چیزی که وسیله اش هست حق نمی ده! می ده؟
سه سال پیش که داداشم داشت ازدواج می کرد. خودم شنیدم که بابام به مامانم گفت ببین اگه پویا دختری رو انتخاب نکرده خودت براش یه زن خوب پیدا کن. اون دیگه 25 ساله شه. خوب نیست پسر تا این سن مجرد بمونه اذیت میشه. باز خیالم راحته پگاه دختره از این نگرانی ها ندارم!
من صیغه رو برای خودم تجویز نمی کنم. هیچ وقتم زیر بار چنین چیزی نمی رم. ازدواج دائم هم که بی خیال! پس چاره ی من چیه؟ دارم اذیت می شم! هم اذیت می شم. هم خیلی ها از این درد من سواستفاده می کنن تا حالا خودمو نگه داشتم اما بعید نیست دیگه نتونم!
منتظر پاسخ ها و کامنت های شما هستیم
برای مشاهده مجله که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe
Acrobat Reader نیاز است. برای خارج کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR
نیاز است.
مجله موسیقی ایرانیان - ابراهیم مولائی: این شماره شامل مصاحبه های مفصل اختصاصی با هنرمندانی چون لیلی افشار «اولین زن دکترای گیتار کلاسیک جهان»، حجت افشار زاده و به همراه گفتگوهای کوتاه اختصاصی با حامی، بابک جهانبخش، مهران احراری و امین رستمی است كه از دیگر مطالب این ماهنامه می توان به مقاله هایی درباره ژاکت آلبوم جدید چاووشی، استاد مشکاتیان، موسیقی راک در ایران و بررسی کنسرت ها در کشورمان اشاره کرد.
قابل ذكر است كه این شماره شامل میز گرد مفصل و داغی برای کالبد شکافی ترانه ی نوین همراه با ترانه سرایان و تحلیل گران جوان است که بصورت دقیق و موشکافانه مشکلات ترانه سرایی را بررسی کرده اند.
از دیگر مطالب این مجله می توان به گزارش تصویری و متفاوت از قطعه هنرمندان اشاره کرد که به معرفی هر هنرمند همراه با تصویری از مقبره ی او پرداخته است.
در ضمن می توانید شماره ی قبلی ماهنامه را که همزمان با سالگرد مجله هم بود از اینجا مشاهده کنید .
از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید .
آخرین پست ها