هنر هفتم هنر هفتم و من با همدیگه متولد شدیم.بخش دیگری از وجود من با این وبلاگ شكل گرفت.هنر هفتم هیچ وقت به موضوعاتش محدود نبوده است...همان طور كه من....امید محمودزاده ابراهیمی.متولد آخرین و گرمترین روز خردادماه 1367 .بچه شهرستان! و علاقه مند به موضوعات هنری و اجتماعی. دانشجوی رشته متالورژی دانشگاه آزاد سیرجان و هزاران خصوصیت دیگر.... tag:http://artcm.mihanblog.com 2017-06-23T07:03:08+01:00 mihanblog.com کمپین تحریم خرید خودرو بی اثر بوده است؟!... 2015-09-18T17:09:15+01:00 2015-09-18T17:09:15+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/942 امید محمودزاده ابراهیمی درباره پرونده روزنامه دنیای اقتصاد مربوط به کمپین تحریم خرید خودروی صفر داخلیامید محمودزاده ابراهیمی: روزنامه دنیای اقتصاد در شماره 3580 خود به تاریخ 24/06/1394 ص29 قسمت «پرسش امروز» خود را به کمپین نخریدن خودروی صفر داخلی اختصاص داده است. در این مطلب چند دست‌اندرکار عرصه صنعت خودرو پاسخ‌های خود را در قالب یادداشت به رشته تحریر درآورده‌اند.مطلب ذیل اختصاص دارد به بررسی این پرونده روزنامه دنیای اقتصاد و طرح چند پرسش و پاسخ درباره یادداشت‌های آن.در مقدمه مطلب، روزنامه دنیای اقتصاد تلویحاً و به

درباره پرونده روزنامه دنیای اقتصاد مربوط به کمپین تحریم خرید خودروی صفر داخلی

امید محمودزاده ابراهیمی: روزنامه دنیای اقتصاد در شماره 3580 خود به تاریخ 24/06/1394 ص29 قسمت «پرسش امروز» خود را به کمپین نخریدن خودروی صفر داخلی اختصاص داده است. در این مطلب چند دست‌اندرکار عرصه صنعت خودرو پاسخ‌های خود را در قالب یادداشت به رشته تحریر درآورده‌اند.
مطلب ذیل اختصاص دارد به بررسی این پرونده روزنامه دنیای اقتصاد و طرح چند پرسش و پاسخ درباره یادداشت‌های آن.
در مقدمه مطلب، روزنامه دنیای اقتصاد تلویحاً و به‌صورت جدی کمپین نخریدن خودروی صفر داخلی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها جنجال به پا کرده است را جدی و مؤثر دانسته و نوشته است: «مشتریان خودرو طی سه سال گذشته همراه با تحریم صنعت خودروی کشور از سوی ایالات‌متحده آمریکا با بسیاری از ناملایمات این صنعت در بخش‌هایی همچون کیفیت،قیمت،خدمات پس از فروش و عرضه نامناسب کنار آمدند تا وعده‌هایی که سال‌هاست از سوی مسوولان شرکت‌های خودروساز تکرار می‌شود محقق شود. اما عدم پیگیری این وعده‌ها از سوی تولیدکنندگان هم‌اکنون تبدیل به اعتراضات مدنی شده و در قالب کمپینی بی‌سابقه بروز کرده است»

یادداشت اول را محمدرضا نجفی منش عضو هیئت‌مدیره انجمن قطعه سازان نوشته است. کسی که پس از محمدرضا نعمت زاده و احمد نعمت‌بخش با حاشیه‌ای کمتر؛ جزو طرفداران سرسخت خودروسازی محسوب می‌شود. نجفی منش از بالا رفتن منحنی قیمت خودروهای داخلی دفاع می‌کند اما در این یادداشت سعی کرده کمی معتدل‌تر با موضوع روبه‌رو شود. نجفی منش در این یادداشت می‌نویسد:« ابراز نارضایتی از کیفیت یا قیمت یا نوع خودروهای تولیدی داخل حق مردم است اما برای بیان هر حرف درست نمی‌توان به اثرات چنین ابراز نارضایتی‌هایی بر اقتصاد و تولید کشور در قالب چنین کمپین‌هایی نظیر کمپین نخریدن خودرو بی‌تفاوت بود». وی اعتقاد دارد:« برای از بین نرفتن صنعت ملی کشور باید قبل از هر چیز سخنان و انتقادات ناراضیان از خودرو داخلی را شنید و آنجا که انتقادات پاسخ منطقی دارد آن را بیان کرد و برای اعتراضات بحثشان و رفع نواقص چاره اندیشید»
عضو هیئت‌مدیره انجمن قطعه سازان 35الی40درصد قیمت خودرو را متعلق به خودروسازان نمی‌داند و می‌گوید:«کسانی که کیفیت و قیمت خودرو تولید داخل را باقیمت بدون مالیات و عوارض در کارخانه‌ها خارجی مقایسه می‌کنند باید ابتدا به این سؤال پاسخ بدهند که کدام خودروی خارجی باکیفیت بهتر از پراید و باقیمت کمتر از 3.500دلار را می‌توانند معرفی کنند؟ یا چند خودروی خارجی باقیمت کمتر از 8الی9 هزار دلار را می‌توان باکیفیت بهتر از پژو206 معرفی کرد؟» البته نجفی منش از رده خارج بودن خودروهایی چون پراید و پژو 405 را خواسته به‌حق مشتریان می‌داند و حتی می‌گوید:«بعد از خارج شدن پیکان از صنعت خودروسازی قرار بود پراید در سال 84-85 و پژو 405 در سال 85-86 با محصولات معتبری از فیات و فولکس‌واگن جایگزین شوند اما تشدید تحریم‌ها و تغییر اوضاع سیاست خارجی باعث توقف این موضوع شد.» وی تشدید تحریم‌ها را عامل بی‌کیفیت شدن قطعات خودرو می‌داند و اینکه قطعه سازان مجبور شده‌اند برای تأمین قطعات به چین روی بیاورند.
وی در پایان یادداشت خود 9 پیشنهاد را برای شنیدن اعتراض مصرف‌کنندگان خودرو داخلی و تأمین رضایت ارائه می‌دهد که بند سوم این پیشنهاد ازنظر نگارنده تنها راهکار فعلی برای پایان این لجبازی میان مردم و خودروسازان است. نجفی منش در بند سوم پیشنهاد‌ها خود می‌نویسد:« 3-بازنگری جدی در روند خدمات پس از فروش به مشتریان و رعایت استانداردهای بین‌المللی مرسوم دنیا(هم در ارائه گارانتی‌های دو تا سه‌ساله و هم در روند انجام تعمیرات احتمالی موردنیاز خودرو، عدم تحمیل هزینه تعمیرات و حمل‌ونقل بر مصرف‌کنندگان در دوره گارانتی). ازنظر نگارنده باید یک‌بار دیگر خودروسازی ما مبانی تکریم مشتری را به خود یادآوری کند. برای گذار از این لجبازی فعلی هم راه‌حلی بهتر از ارائه همین خودروها( که می‌دانیم کیفیت بالایی ندارند) با گارانتی‌های چندساله نیست. از یک منظر شاید ایران‌خودرو هزینه خدمات پس از فروش خود را بالا ببرد و از این امر ناراضی باشد اما از آن‌طرف هم اگر نگاه کنیم متوجه می‌شویم که با اجباری شدن تضمین چندساله؛ این روحیه تنبلی در بالا نبردن کیفیت کم‌کم رخت بسته و جای آن تلاش روزافزون برای بهترشدن کیفیت پدید می‌آید. شاید سردار اسکندر مؤمنی به خاطر داشته باشند که برای اجباری شدن بحث کیسه هوا و ترمز ABS ،خودروسازی ما چه مقاومتی از خود نشان می‌داد. مقاومتی که از ریشه تنبلی ما ایرانی‌ها سرچشمه گرفته بود. 

قبل از آنکه بخواهیم به سایر یادداشت‌ها برسیم ابتدا چند سؤال و پاسخ را در رابطه با یادداشت آقای نجفی منش مطرح می‌کنیم.

- آیا ارائه این آمار که 30تا40درصد قیمت خودرو ربطی به خودروسازان ندارد؛ درست است؟!
بله تقریباً درست است.در سایر کشورهای دنیا هم قیمت داخلی باقیمت صادراتی فرق دارد و برخی عوارض و هزینه‌ها بر روی محصول صادراتی وجود ندارد اما این‌طور هم نیست که قیمت محصول صادراتی نصف قیمت بازار داخلی باشد(بر اساس مشاهدات). البته خودروسازان هم متأسفانه در این امر شفاف عمل نمی‌کنند. اگر دقت کرده باشید تمامی واردکنندگان خودرو در آگهی‌های فروش خودروهایشان در جدولی قیمت پایه و اصلی خودرو را می‌نویسند و در ستون‌های بعد هزینه‌های مالیات ارزش‌افزوده و... را به آن اضافه می‌کنند که برای مشتری؛ قیمت شفاف‌سازی‌شده باشد. در ایران و پس از صعود جهشی قیمت‌ها در چند سال گذشته به دلیل تورم افسارگسیخته، شورای رقابت وارد کارزار قیمت‌گذاری خودرو شد که البته اعتراض‌های بسیاری از سوی خودروسازی‌ها را برانگیخت. بر طبق اطلاعات بدست آمده؛ شورای رقابت فرمولی را برای قیمت‌گذاری محصولات تهیه کرده است که این فرمول متشکل چند تابع متغیر است که از قیمت قطعات وارداتی تا قطعات داخلی در آن دیده شده است. این فرمول منجر به تعیین قیمت نهایی خودرو می‌شود. اما آیا این سبک قیمت‌گذاری واقعاً درست است؟! در این فرمول از کجا می‌توان فهمید که مثلاً صفحه کلاچ پژو 206 از نوع باکیفیت یا بی‌کیفیت آن است؟! ما می‌دانیم که در کشور قطعه سازان بسیاری داریم که با خودروسازان کار می‌کنند و شاید درآن‌واحد 4قطعه ساز یک قطعه را با 4نوع کیفیت و قیمت به خودروساز ما تحویل دهند. از کجا می‌توان کیفیت این قطعه را تشخیص داد؟ از کجا مشخص می‌شود پژو206 وقتی روی خط تولید دوم قرار دارد قرار است کدام قطعه برای آن قرار داده شود؟ فرمول شورای رقابت می‌تواند این کیفیت را تشخیص دهد؟
جالب است سال گذشته در جنگ عجیب 33روزه ایران‌خودرو و شورای رقابت که منجر به تعیین قیمت 42میلیون تومانی برای دنا شد مسئله بر سر این بود که با ریز لیست قیمت تولید ارائه‌شده توسط ایران‌خودرو و با توجه به یکسان بودن پلت فرم؛گیربکس و موتور دنا و سمند سورن؛ فرمول شورای رقابت قیمت 42میلیونی برای دنا تعیین کرد اما ایران‌خودرو اصرار داشت که قیمت 48 میلیونی با توجه به هزینه‌هایی که برای دنا کرده است منطقی است. اینکه چرا ریز لیست قیمت تولید دنا باقیمت 42میلیونی فرمول نمی‌خواند و ایران‌خودرو اصرار داشت که رقم 48میلیون تومان صحیح است؛ هیچ‌گاه مشخص نشد!

- آیا تشدید تحریم‌ها باعث افت کیفیت خودروهای داخلی شد؟!
تقریباً بله. اینکه چرا می‌گوییم تقریباً به این دلیل است که این اتفاق(تشدید تحریم و تبعات آن) قابل پیش‌بینی بود و می‌توانستیم برای آن راه‌حل پیدا کنیم. همه‌چیز ناگهان اتفاق نیفتاد. ما می‌دانستیم که قرار است کدام گذرگاه‌های اقتصادی ما بسته شود. قطعاً قطعه سازان و مدیران خودروسازی ما هم از این قضیه به‌واسطه ارتباط با قطعه ساز خارجی مطلع بودند. در ضمن راه‌های بسیاری وجود داشت که تحریم‌ها دور زده شود اما به هر دلیل این اتفاق آن‌چنان‌که باید؛ نیفتاد. به‌عنوان‌مثال با وضع تحریم و خروج پژو از ایران؛ کامپیوتر مرکزی ECU خودروی پژو 206 دیگر به ایران تحویل داده نشد و شرکت کروز بعد از توقف تولید 206 تصمیم گرفت اولین ECU تولیدی خود که روی پژو 405 SLX آماده کرده بود؛ روی رانا و پژو 206 هم بگذارد تا کرکره تولید این محصولات پایین کشیده نشود. این ECU برای اولین بار(به گفته مسوولان شرکت کروز) توسط متخصصان بومی تولید شده و هیچ‌گونه وابستگی در آن وجود ندارد. اما باید این موضوع را به‌عنوان یک واقعیت قبول کنیم که این ECU حداقل دو تا سه نسل از ECU پژو 206 عقب‌تر بوده و تا به امروز هم بنا بر مشاهدات، بهبودی فنی آن‌چنانی نداشته است. البته شرکت کروز قول داده که این محصول را توسعه دهد اما به‌طور یقین این کار به زمان زیادی نیاز دارد. ما برای بیرون آمدن از آن وضعیت می‌توانستیم به دنبال متخصصانی از اروپا برویم و آن‌ها را برای توسعه محصول در ایران(با خروج پژو از ایران) استخدام کنیم. اگر همین اتفاق هم میسر نبود می‌توانستیم به شریک شرقی پژو یعنی دانگ فنگ سری بزنیم. در چندساله اخیر چشم‌بادامی‌های چینی نشان دادند که برای در دست گرفتن بازار و پول درآوردن هر کاری می‌کنند، پس به پیشنهاد ایران‌خودرو قطعاً نه نمی‌گفتند. البته باز هم نگارنده اعتقاد دارد کشوری که پهپاد RQ-170 را با مهندسی معکوس می‌سازد قطعاً توانایی ساخت ECU و گیربکس را هم دارد.

-آیا قرار بود در سال 84-85 تولید پراید و نیز در سال 85-86 تولید پژو 405 متوقف شود؟!
واقعاً هیچ مدرکی وجود ندارد اما حداقل می‌دانیم درباره پراید این قضیه صحت ندارد. چون بعد از پیکان قرار بود پراید جایگزین آن شود و پس از این دو خودرو؛ تندر90 جایگزین شود. اما اگر به آمارهای تولید خودرو دقت کنیم تیراژ تولید پراید از سال 1384 به‌واسطه وضعیت ثبات اقتصادی و نیز آغاز فروش‌های لیزینگی شدت یافته بود و این افزایش تا سال 88-89 ادامه داشت. پس محصولی که به اصطلاح گاوشیرده کارخانه محسوب می‌شود به این راحتی از خط تولید خداحافظی نمی‌کند. به نظر هم نمی‌آید قضیه توقف تولید پژو 405 صحیح باشد.

-آیا رفتن قطعه سازان ایرانی به سمت چینی باعث بی‌کیفیت شدن قطعات خودرو در ایران شد؟!
خب یک‌طرف قضیه این است. قطعه سازان ما به‌ناچار به سمت چینی‌ها رفتند اما چین ثابت کرده که هر محصولی را با هر کیفیتی که شما بخواهید می‌تواند به شما تحویل دهد. البته منظور بر این نیست که چین می‌تواند قطعات باکیفیت فرانسوی یا بهتر را تحویل قطعه سازان ایرانی بدهد اما خوب و بد هم وجود دارد. ما در بحث قیمت خودرو موضوع قیمت تمام‌شده را داریم که این موضوع همیشه باید تعادل میان قیمت و کیفیت در آن لحاظ شده باشد. یعنی هم همیشه به فکر کمتر کردن هزینه تمام‌شده خودرو باشید و هم کیفیت را حفظ کنید. با وقوع تحریم‌ها ما این تعادل نصفه و نیمه‌ای که داشتیم را شکستیم و فقط تأمین قطعه با هزینه پایین را در نظر گرفتیم. پس فقط چین مقصر نیست.. ما قطعه را با قیمتی می‌خواهیم که قطعاً در ادبیات رایج؛ یک‌بارمصرف خوانده می‌شود. به خاطر دارم که مدیرعامل بخش خودروهای تجاری(سنگین) شرکت HOWO چند سال پیش برای بازدید از نمایشگاهی وارد ایران شده بود. خبرنگار دنیای خودرو به دلیل اهمیت آن روزهای کامیون‌های هوو که به بی ترمزی مشهور بودند، از وی پرسید که چرا کامیون‌های شما این مشکلات را دارند؟ او در پاسخ گفت:« این کیفیت درخواستی شریک تجاری ما(ایران‌خودرو دیزل) بوده است. ما می‌توانیم قطعات باکیفیت بهتر تولید کرده و ارسال کنیم». پس مُهر چینی بودن دیگر مثل قدیم نیست.
یک نکته را هم فراموش نکنید. موضوعی که آقای نجفی منش در یادداشت خود از اشاره به آن خودداری کرده‌اند؛ بحث کنترل کیفیت و سهل‌انگاری‌های مرتبط به آن است که به‌هیچ‌وجه(تأکید می‌کنم؛ به‌هیچ‌وجه) به تحریم‌ها ارتباطی ندارد. خودروسازان داخلی ما از نبودن یک سیستم نظارت بر کنترل کیفیت به‌شدت رنج می‌برند و اوضاع در چند سال اخیر هم بدتر شده است. سهل‌انگاری‌ها در کنترل محصول نهایی و مونتاژکاری بیشتر شده است. به‌طور مثال اگر رودری های یک سمند سورن صفرکیلومتر از جای خود کنده می‌شوند و یا برای نشانگرهای آن رنگ سفید انتخاب می‌شود که در روز دید کافی نداشته و باعث حواس‌پرتی راننده می‌شوند و یا کنده شدن زیر سپری‌های پلاستیکی جلو پژو 206 مدل 91 به بعد که با منگنه بی‌کیفیت به زیر سپر وصل شده‌اند و....صدها ایراد دیگر که وفور در محصولات داخلی دیده‌شده است، چه ربطی به تحریم می‌توانند داشته باشند؟! این بی مسؤولیتی‌ها و نداشتن وجدان کاری تماماً متوجه خودروسازان است و دیگر نمی‌توان این مشکلات را گردن تحریم‌ها انداخت. تحویل خودروی رانا رنگ‌شده با اگزوز کنده شده و تحویل خودروی دنا با آمپرهای اشتباهی که فیلم‌های مرتبط با آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی احتمالاً دیده‌اید؛ نشان‌دهنده این است بحث کنترل کیفیت در خودروسازی ایران در سال 2015 میلادی دارد به یک شوخی تبدیل می‌شود و این اصلاً خوب نیست.

در دیگر یادداشت این پرونده ساسان قربانی؛ سخنگوی شورای سیاست‌گذاری خودرو ابتدا از کمپین تحریم خرید خودروی صفر داخلی به‌عنوان کمپینی علاقه‌مند به آینده و صنعت ملی یاد می‌کند. البته وی در ادامه این یادداشت، نخریدن و پشت کردن به تولید خودروی داخلی را اقدامی در جهت ضربه زدن به اقتصاد ملی، صادرات و گرم کردن بازار خودروهای چینی می‌داند. ادعایی که چندان درست به نظر نمی‌رسد چون بازار خودروهای وارداتی و چینی هم در حال حاضر رکودی همچون خودروهای داخلی را تجربه می‌کنند.
قربانی و دو تن دیگر از نویسندگان یادداشت‌ها در این پرونده، ترجیع‌بند تمام گفته‌های خود را بر اساس این موضوع قرار داده‌اند که «مسوولان ذی‌ربط باید بیشتر تلاش کنند و بر اجرای برنامه‌های تدوین‌شده تأکید داشته باشند». سؤالی که در اینجا پیش می‌آید این است که منظور از مسوولان ذی‌ربط چه کسانی هستند؟ سال‌هاست این جملات کلیشه‌ای را می‌شنویم. اما این مسوولان چه کسانی هستند؟ آیا این مسوولان همان‌هایی نیستند که صنعت ملی کفش ایران را با واردات «بی‌رویه»کفش چینی به ورشکستگی کشیدند؟ یا صنعت نساجی و صنایع‌دستی را دودستی تقدیم بازار چین کردند؟ شاید الآن فکر کنید که صنعت ملی خودروی کشورمان هم با ورود خودروهای چینی نابود می‌شود و ما وظیفه‌داریم از نابودی آن جلوگیری کنیم. صیانت از تولید و برندهای ملی کشور یکی از قدرت‌های در دست مردم است اما هرچقدر هم که چرتکه بیندازید واقعاً خودروسازی جایی در آن ندارد. خودروسازی در ایران هیچ‌گاه خودروسازی نبوده بلکه عملیات مونتاژکاری بر پایه فنّاوری‌های بسیار قدیمی با در اختیار داشتن یک بازار بسته بوده است. البته نمی‌توان منکر شد که در تمامی این سال‌ها بعضاً تلاش‌های بسیار خوبی انجام شد اما مشکلات ساختاری؛مدیریتی مجموعه خودروسازی این صنعت کشور را به انحراف عمیقی برده که همگان بر این امر اذعان دارند. بهتر است بجای احساساتی برخورد کردن با این موضوع که در یادداشت آقای قربانی مشهود بود منطقی به قضیه نگاه کرده و چاره‌جویی کنیم.

دیگر یادداشت این پرونده را امیرحسین کاکایی عضو هیئت‌علمی دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران که یکی از مخالفان سرسخت کمپین تحریم خرید خودروی صفر محسوب می‌شود؛ به رشته تحریر درآورده است. کاکایی هم در ابتدای یادداشت تلویحاً خاستگاه مردمی کمپین را تأیید کرده است. وی در این یادداشت از مخاطبان می‌پرسد که «آیا با نخریدن خودروی صفر داخلی از فردای آن روز خودروسازی ناگهان متحول شده و بهترین خودروها با بهترین کیفیت عرضه می‌شوند؟»
در پاسخ باید گفت قطعاً این‌چنین نیست و مردم خودشان هم می‌دانند این اتفاق به‌زودی نمی‌افتد اما آیا ما می‌توانیم به مردم بگوییم خودروی بی‌کیفیت ما را بخرید تا ما با پول آن تقویت‌شده و وعده پیشرفت بدهیم؟! چه ضمانتی وجود دارد واقعاً در طی چند سال آینده خودروسازی ایران به پیشرفت برسد؟ آیا ایشان این ضمانت را به مردم می‌دهند؟ مردم ایران سال‌ها به خودروسازی ایران اعتماد کردند و بارها به این اعتماد خیانت شده است. تولید تکراری‌ترین محصولات و دل نکندن از فنّاوری‌های قدیمی(همچون موتور پیکان که همچنان روی وانت مزدای سابق و آریسان جدید استفاده می‌شود)، پایین آمدن کیفیت هرساله خودروهای ایرانیزه شده،امتناع خودروسازان از گذاشتن ترمز ABS و ایربگ در چند سال گذشته و عدم داشتن یک برنامه مدون برای پیشرفت تنها چند مثال کوچک است. باید باور کنیم که هم‌اکنون عقب‌مانده‌ترین خودروسازی دنیا را داریم و اگر خودمان را با سرعت تغییرات و پیشرفت تکنولوژی وفق ندهیم به‌زودی خواسته یا ناخواسته از بین خواهیم رفت.
موضوع دیگری که کاکایی در یادداشت خود به آن اشاره‌کرده و آقای نجفی منش نیز در یادداشت خود از آن یادکرده بودند؛ بحث قیمت دلاری محصولات داخلی است. یعنی مقایسه قیمتی با مبنای دلار انجام‌شده است و طبق این تحلیل‌ها، استنباط می‌شود که با این قیمت‌ها کیفیت بهتری را نباید انتظار داشت. نکته اینجاست که حقوق و دستمزد تمام ایرانی‌ها به ریال محاسبه می‌شود اما بحث خودرو که پیش می‌آید مبنای قیمتی به دلار تغییر پیدا می‌کند. چرا این تفاوت وجود دارد؟ حقوق متوسط یک کارمند ایرانی در شهر تهران را 1.500.000هزار تومان در نظر بگیریم. با فرض دلار 3هزارتومانی این حقوق  500دلار می‌شود. با مقایسه سطح درآمد ایرانی‌ها و اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها درمی‌یابیم که سطح درآمد ایرانی‌ها در جایگاهی بسیار پایین‌تر از همنوع و هم‌شغل خود در اروپا و آمریکاست.طبق مطالعات این سطح درآمد در میان کشورهای غربی چیزی در حدود 1500تا3000دلار در ماه می‌شود. پس درآمد یک کارمند ایرانی ساکن تهران در سال 6000دلار می‌شود. که هم‌اندازه قیمت یک پراید می‌شود با فرض خرج نکردن آن. پس سطح درآمد یک ایرانی هیچ‌گاه شبیه همتای غربی‌اش نیست و اساساً مقایسه دلاری قیمتی امری اشتباه است. در ضمن؛ همین خودروهای تولیدی قبل از تحریم‌ها باکیفیتی به‌مراتب بهتر تولید می‌شدند و قیمتشان هم با نسبت افزایش تورم کنونی همخوانی دارد. به چه دلیلی این کیفیت افت کرده است؟!
 اما سؤال دیگر؛ آیا ارزان بودن به معنای بی‌کیفیت بودن است؟! قطعاً خیر. مثالی برای شما می‌زنیم. بازار هند یکی از بازارهای پرفروش خودروهای کوچک و اقتصادی است و برخی خودروسازان محصولات ویژه‌ای برای این بازار طراحی کرده‌اند. یکی از دلایل استقبال از این خودروها سطح درآمد سرانه پایین هندی‌ها است. سوزوکی و رنو که شریک کنونی ایران‌خودرو نیز هستند به ترتیب محصولات سوزوکی سلریو و رنو کوی‌اید که محصولات ارزان قیمتشان هستند را برای بازار هند طراحی و عرضه کرده‌اند که بسیار مورد استقبال قرارگرفته است. اما این ارزانی نشانه بی‌کیفیتی نیست. سوزوکی سلریو و رنو کوی‌اید جزو محصولاتی هستند که آزمون‌های مختلف ایمنی و کیفیتی را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند. اینکه خودروسازان محصولی را برای یک بازار با سطح درآمد پایین عرضه می‌کند دلیل بر این نیست که آن محصولات بی‌کیفیت هستند. ذکر این نکته لازم است که هیچ‌گاه خودروساز آبرو و اعتبار خود را در کفهٔ بی‌کیفیتی قرار نمی‌دهد. این تصور اشتباه است که خودروهای زیر9هزار دلار بی‌کیفیت هستند.
کاکایی در ادامه یادداشت خود می‌نویسد:«عده‌ای حرف مردم را در کمپین را تغییر داده‌اند».
 این تعبیر بیشتر شبیه توهم توطئه است. به‌هرحال همه مردمی که این کمپین را قبول دارند نظرات یکسانی ندارند. کمپین تحریم خودرو هیچ‌وقت مرامنامه یا اهداف برای خود مشخص نکرد. (عموماً کمپین‌های این‌چنینی چون خودجوش هستند هیچ‌وقت هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده کار نمی‌کنند) عده‌ای از مردم اعتقاددارند که خودروسازی باید در ایران تعطیل شود عده‌ای دیگر از کیفیت همین خودروها ناراضی‌اند عده‌ای هم می‌خواهند پولی که به‌زحمت درآورده‌اند را خرج یک محصول باکیفیت و جدید کنند. طرز تفکرها باهم فرق دارد اما بازهم همه این‌ها مردم هستند. از کره مریخ برای نابودی خودروسازی نیامده‌اند. عدم پاسخگویی و شفاف‌سازی و پسرفت‌های پی‌درپی خودروسازان باعث شده حالا همگی معترض شوند. نگارنده اعتقاد دارد اگر در یک معجزه از همین فردا کیفیت محصولات ایرانی به کیفیت چند سال پیش و «خوب» برگردد کمپین تحریم خرید خودروی صفر داخلی لغو خواهد شد. (خوب ازنظر مردم و نه خوب ازنظر سازمان استاندارد که همه خودروهای تولیدی را خوب رتبه می‌دهد)
چرا می‌گوییم لغو می‌شود؟ چون مردم نمی‌توانند پلت فرم طراحی کنند یا تنوع تولید در محصولات خودرویی بدهند. آن‌ها همین محصولات فعلی را هم بر اساس ناچاری و کم‌کاری خودروسازان سوار می‌شوند اما واقعاً خیانت است که همین محصولات هم ازنظر کیفیت آن‌قدر افت کنند که مانند خار در گلو شوند. خودروسازان  باید به فکر جز به‌جز کار خودشان اعم از پلت فرم‌ها و تنوع محصول باشند. متأسفانه باید گفت خودروسازی ما چون از سال‌های دور تا به الآن حمایت‌های همه‌جانبه را تجربه کرده است به یک بچه لوس تبدیل‌شده است که نمی‌خواهد توصیه و تغییر را بپذیرد.
کاکایی در ادامه یادداشت خود به خودروسازان پیشنهاد می‌دهد در کوتاه‌مدت خدمات پس از فروش خود را گسترش دهند و در مقابل مردم پاسخگو باشند و کیفیت محصولات فعلی را به حد قابل‌قبول روزهای اول تولید با معیارهای تعریف‌شده برسانند. در سال‌های بعد هم به خرید فناوری و خرید طرح‌های جدید آماده و درنهایت در یک برنامه چهارساله با همکاری مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی به بومی‌سازی فناوری‌ها بپردازند و قابلیت طراحی و توسعه محصولات جدید و مدرن را در داخل کشور ایجاد کنند.
این پیشنهاد بسیار خوب است اما چیزی که در این میان وجود ندارد برنامه مدون برای برون‌رفت از بحران است. البته این را هم بگوییم که تحریم‌های خودروسازی دو سال پیش و پس از توافق اولیه وین لغو شدند و اینکه از دو سال پیش تاکنون ما چرا نتوانستیم از این رهگذر استفاده‌ای ببریم و بحران به عمیق‌ترین شکل خود رسید جای تعجب دارد. همچنین باید اضافه کنیم که شرکت‌های خودروسازی ما از آینده‌نگری و پیش‌بینی هم بهره‌ای نبرده‌اند. مثلاً هیوندای کاهش فروش سال 2015 خود را بر اساس بررسی‌های بازارهای مختلف از سال قبل پیش‌بینی کرده بود و این واقعاً جای تقدیر دارد. ما هم با رشد تورم فزاینده در سال‌های گذشته باید پیش‌بینی می‌کردیم که کاهش تورم همراه با رکود همراه است که این رکود منجر به کاهش قدرت خرید خواهد شد. در این مواقع مطالعه تجارب کشورهای مختلف می‌تواند بسیار مفید باشد که آنها چگونه از این بحران‌ها با صدمات کمتر عبور کرده‌اند. یک تیم اقتصادی مجرب و باتجربه می‌توانست مشورت‌های مفیدی به خودروسازان و رصد بازارها به آن‌ها بدهد. تشکیل چنین تیم مشاور اقتصادی هم می‌تواند یکی از پیشنهاد‌های مفید باشد.

دو کارشناس خودرو آقایان حسن کریمی و فربد زاوه هم در یادداشت‌های خود نقدهای جامعی را بر احوالات خودروسازی نوشته‌اند که خواندن آن‌ها خالی از لطف نیست. آقای کریمی خودروسازی در ایران را دچار فقدان استراتژی مشخص می‌داند و می‌نویسد: «خودروسازی در ایران یک‌بار برای همیشه باید تکلیف خود را در نحوه خودروساز بودن روشن کند. درواقع مدلی که خودروسازان ایران برای خود انتخاب کرده‌اند، مدل موفقی نیست و باید به‌سرعت تغییر کند». کریمی رانت،مدیریت دولتی متغیر و نیز برخورد سلیقه‌ای با این صنعت را ازجمله آفت‌های خودروسازی در ایران می‌داند.
فربد زاوه دیگر کارشناس خودرو نیز در یادداشتی با عنوان الگوی جهانی در صنعت داخلی می‌نویسد: «خودروسازی به‌تنهایی می‌تواند بخش عمده‌ای از بازارهای مالی، مواد اولیه نفتی پلیمری و فولادی و بسیاری از صنایع کوچک و بزرگ را هدایت کند. حمایت از صنایع داخلی اما تا جایی معنی دارد که منجر به ایجاد ارزش‌افزوده شود و اثرات مخرب آن کمتر از اثرات مفید باشد». وی مثال تاریخی انگلستان را به‌عنوان اولین کشور صنعتی که دچار مشکل تولید در خودروی داخلی باکیفیت مناسب شده بود را می‌زند و می‌نویسد: «اولین کشور صنعتی که با این مشکل روبه‌رو شد انگلستان بود. انگلستان که اولین کشور تولیدکننده خودرو همراه با آلمان به‌حساب می‌آمد ناتوان از ارائه محصولات باکیفیت و باقیمت مناسب، رفته‌رفته توان رقابت خود را در برندهای مختلف از دست داد و کارخانه‌ها یکی پس از دیگری بسته شدند. در آن زمان دولت انگلستان نگران از بین رفتن فضای کسب‌وکار و تولید داخلی خود بود ولی مشتریان توان تحمل خودروسازی عقب‌مانده انگلستان را نداشتند. بازارهای صادراتی یکی پس از دیگری از دست می‌رفت و بازار داخل هم به خودروهای داخلی روی خوش‌نشان نمی‌داد. برندها یکی پس از دیگری ورشکست می‌شدند و کارگران بیشتری به خیل عظیم بیکاران می‌پیوستند. اما تقاضای بازار انگلستان برقرار بود و متقاضی خرید خودرو در بازار وجود داشت. دولت انگلستان در یک چرخش درست، حمایت از برندها را به حمایت از تولید تبدیل کرد . فارغ از اینکه صنعت داخلی با چه برندی به  حیات خود ادامه می‌دهد، دروازه‌های صنعت در این کشور را به سایر خودروسازان باز کرد. در این زمان بسیاری از برندهای انگلیسی توسط شرکت‌های صاحب‌نام خریداری شد و بعضی هم ورشکست و تعطیل شدند. قطعه‌سازی شروع به پوست‌اندازی کرد و به تولید اقتصادی باکیفیت مناسب روی آورد». زاوه در ادامه یادداشت خود از ادامه این روند در دیگر بازارها خصوصاً آمریکا می‌نویسد و اضافه می‌کند هم‌اکنون 70درصد تولید خودرو در آمریکا مربوط به برندهای غیر آمریکایی است. جنرال موتورز هم که سمبل صنعت آمریکا محسوب می‌شود در بخش تولید سواری بازار را به برندهای کره‌ای و ژاپنی واگذار کرده اما در خارج از آمریکا فروش چین را در دست دارد. دولت آمریکا در عوض حمایت از برندهای داخلی، از تولید داخلی حمایت کرده و شبکه صنعتی خود را حفظ نموده است.
زاوه ضمن انتقاد از رویه کنونی خودروسازان که سال‌هاست در پس بهانه‌های واهی و دشمن‌های فرضی پنهان‌شده‌اند و قصد دارند عمر وسایل نقلیه که هم‌اکنون 7 سال است را به 25 سال برسانند؛ می‌گوید: «مهم‌ترین دستاویز آن‌ها ایجاد شغل برای صدها هزار کارگر ایرانی است که در صورت تعطیلی در امرارمعاش خود دچار بحران می‌شوند. اما سؤال این است که آیا معنی صنعت داخلی کارخانه‌های موجود است و تنها راه حفظ آن حفظ شرایط موجود؟ آیا تغییر ساختار مدیریتی و مالکیتی کارخانه‌های داخلی موجود مترادف از بین رفتن صنعت و سرمایه‌های ملی و بیکاری و وابستگی غیرقابل‌جبران است؟» وی در پایان یادداشت خود وزارت صنایع را به الگوبرداری از سایر کشورها و دعوت می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که این وزارتخانه مجموعه‌های تحت مدیریت خود را به خودروسازان بین‌المللی واگذار و از فروش شرکت‌های ایرانی به خودروسازان بین‌المللی حمایت کند. زاوه همچنین سرمایه‌گذاری خارجی را به‌عنوان راه‌حلی که می‌تواند تماماً مشکلات خودروسازی را از بین ببرد یاد می‌کند و می‌گوید: « در صورت اجرای این سیاست‌ها نه‌تنها کارخانه‌های داخلی تعطیل نمی‌شوند و شبکه قطعه‌سازی از بین نمی‌رود بلکه جانی دوباره می‌گیرد و رشد شدید اقتصادی و تولید ثروت را به دنبال خواهد داشت»

یادداشت کامل/فربد زاوه:
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/929259/

یادداشت کامل/حسن کریمی:
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/929258/

یادداشت کامل/امیرحسین کاکایی:
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/929257/

یادداشت کامل/محمدرضا نجفی منش:
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/929254/

یادداشت کامل/ ساسان قربانی:
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/929255/



]]>
پاسخ به کارشناسان برنامه پایش 2015-09-10T09:52:47+01:00 2015-09-10T09:52:47+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/941 امید محمودزاده ابراهیمی این متن در پاسخ به اظهارات کارشناسان برنامه پایش(پخش شده در پانزدهم شهریورماه سال جاری) با استناد به منابع معتبر نگاشته شده است. لطفاً در فرصت مناسب این مطلب را مطالعه فرمایید.در این مطلب ابتدا گفته‌های کارشناسان برنامه پایش با خط تیره ابتدای آنها آورده شده و سپس پاسخ آن در زیرمطلب درج شده است.*مرتضی قرایی کارشناس برنامه پایش- نرخ واقعی فروش خودروی پراید به عراق حدود 30میلیون تومان است. قیمت پراید پلاک شده در عراق 9.500دلار است.پاسخ: طبق آمار گمرک ایران مشخص می شود که قیمت پراید صادراتی به ع


این متن در پاسخ به اظهارات کارشناسان برنامه پایش(پخش شده در پانزدهم شهریورماه سال جاری) با استناد به منابع معتبر نگاشته شده است. لطفاً در فرصت مناسب این مطلب را مطالعه فرمایید.
در این مطلب ابتدا گفته‌های کارشناسان برنامه پایش با خط تیره ابتدای آنها آورده شده و سپس پاسخ آن در زیرمطلب درج شده است.


*مرتضی قرایی کارشناس برنامه پایش

- نرخ واقعی فروش خودروی پراید به عراق حدود 30میلیون تومان است. قیمت پراید پلاک شده در عراق 9.500دلار است.

پاسخ: طبق آمار گمرک ایران مشخص می شود که قیمت پراید صادراتی به عراق 5.500دلار است که طبق ارز مبادله ای رقمی معادل 000/950/15 تومان می شود. اینکه قیمت پراید پلاک شده در عراق رقمی در حدود 9.500دلار است به قوانین داخلی عراقی ها برمیگردد. هیوندای سانتافه هم در بازار جهانی میانگین قیمتی 30هزاردلاری دارد که طبق ارز مبادله ای در حدود 87میلیون تومان می شود حال آنکه قیمت رسمی این خودرو در ایران 180میلیون تومان معادل 62هزاردلار می شود. آیا هیوندای 30هزاردلار درآمد فروش برای سانتافه دارد یا 62هزاردلار؟!

منبع گزارش خودروهای صادراتی:
http://www.khabaronline.ir/%28X%281%29S%281yy14pt1y3eb3n5xvc3dwvy3%29%29/detail/454712/Economy/industry

-خودروهای با برند چینی بیش از یک میلیون دستگاه صادرات دارند و مردم چینی خودروی وارداتی استفاده نکرده بلکه خودروهایی که به صورت مشترک محصول چین با کشور دیگری بوده را استفاده می کنند.

پاسخ: پروفروش ترین خودروها در چین طبق آماری که در همان برنامه پایش نیز نشان داده شد فولکس واگن است. طبق قانون دولت چین که از چندین سال پیش وضع شده است هر خودروساز که می خواهد محصولاتش را در چین تولید کند باید یک شریک چینی داشته باشد تا هم انتقال تکنولوژی به شرکت چینی انجام گیرد و هم خودروساز جهانی از معافیت های مالیاتی برخوردار شود. مردم چین خودشان تصمیم نگرفتند که ماشین وارداتی نخرند. دولت چین این قانون را بنا نهاده است. لازم به ذکر است واردات خودرو به چین آزاد اما همراه با تعرفه بوده است.

*انوش رُهام کارشناس برنامه پایش

- مردم به واردکنندگان دلخوش نباشند. آنها به سود خود فکر می کنند. اینها همان هایی بودند که ارز 1200تومانی دارو گرفتند و با آن خودرو وارد کردند.

پاسخ: مافیایی در دولت قبل وجود داشت که در یک برهه زمانی ارز 1200تومانی دارو را گرفت و با آن خودروی لوکس وارد کرد(برندهایی چون بنز؛پورشه؛مازراتی). این اتهام به واردکنندگان عمده کشور وارد نبوده و نیست. این مافیا به قدری قدرت داشت که پس از افشاگری وزیر بهداشت وقت؛ سرکار خانم دکتر مرضیه وحیددستجردی ؛ ایشان را از مقام وزارت برکنار کرد. هیچ یک از واردکنندگان خودرو مافیا نیستند و قدرت ماورایی ندارند چون اگر داشتند تعرفه واردات خودرو را کم می کردند تا فروش بیشتری نصیب شان شود. در ضمن! هر صنفی به سود خود فکر می کند. چه خودروساز چه واردکننده خودرو!

- خودرو تعرفه 40درصدی دارد اما این 40درصد تعرفه را با ارز مبادله ای حساب کرده و تعرفه خودرو را براساس ارز مبادله ای که 2.900تومان قیمت دارد می گیرند نه ارز بازار آزاد که 3.400تومان است.

پاسخ: اتفاقاً صحیح این اتفاق هم همین است. دولت نمی تواند تعرفه‌ی مشخص خود را(درآمد حاصل از ۴۰درصد تعرفه) براساس ارز شناور و بازار بگیرد. دولت برای دریافت حقوق قانونی خود از این دست درآمدها؛ ارز مبادله ای را مبنا قرار می دهد.

- تعرفه واردات خودرو در کره جنوبی 10درصد است

پاسخ: کره جنوبی و اتحادیه اروپا از سال 2011 طبق یک قرارداد تجاری تعرفه واردات به یکدیگر را از مبنای 10درصد (به صورت هر سال کاهش این درصد تا صفر شدن آن) قرار دادند. این رقم تعرفه در سال 2015 به صفر رسیده و هم اکنون واردات خودروهای اروپایی به کره جنوبی با تعرفه صفر درصد انجام می گیرد و رشد فروش خوبی هم دارد. لازم به ذکر است در حال حاضر استاندارد زیست محیطی یورو5 و استانداردهای سخت گیرانه ایمنی برای واردات خودرو در کشورهای اروپایی و کره جنوبی لحاظ می گردد. کشور فرانسه که عضو اتحادیه اروپا است برای کمک به صنعت خودروسازی خود مالیات بر خودروهای وارداتی کره ای که فروش خیره کننده ای در فرانسه داشتند را افزایش داد تا کمپانی های رنو/نیسان و پژو/سیتروئن بتوانند فروش خود را افزایش دهند. این قانون در فرانسه ثابت نخواهد بود و همیشگی نیست.

- چرا مردم در اوج گرانی دلار کمپین راه نیانداختند؟!

پاسخ: اولاً که در آن زمان فراگیری شبکه های اجتماعی و گوشی های هوشمند در سال 2010تا 2012 بدین شکل نبود. دوماً هنوز کیفیت محصولات خودرویی کشور به این حد از فضاحت نرسیده بود. سوماً اینکه بحث تورم و نقدینگی در کشور کاملا در تلاطم بود و همه انتظار گرانی را داشتند. چیزی که الان مردم را کلافه و عصبی از خودروسازی کرده است بی کیفیتی و پسرفت محصولاتی است که تا همین چندسال پیش با کیفیت خوب تولید می شدند(پژو206/تندر90 را می‌توان مثال زد). گرانی محصولاتی که ماه به ماه کیفیت خود را از دست می دهند چه توجیهی دارد؟ تحریم خودرو از ابتدای زمستان سال 1392 با دستیابی به توافق ژنو حاصل شد اما نتیجه آن برای خودروسازی ما چه بود؟ درست است که تحریم های اصلی هنوز لغو نشده اند(سویفت بانکی و...) اما این بهانه برای وارد نکردن قطعات اصلی از کارخانه‌های مادر غیرقابل قبول است. می توانستیم با رفع تحریم خودرو و واردکردن قطعات خودرو  هم اکنون کیفیت مطلوبی در خودروسازی داشته باشیم اما به جای آن هر روز به قطعات چینی و هندی بی کیفیت بیشتر  بها دادیم.
 خودروهای چینی را نگاه کنید. از چندین سال پیش آنها را بی کیفیت می خواندیم. اما الان به نسبت 5سال پیش ؛ پیشرفت قابل توجهی در همه زمینه ها کرده اند و نکته ای که از آن غافل هستیم این است که چینی‌ها پسرفت نکرده اند! اگر کیفیت قابل قبولی ندارند(از نظر ما!) اما هر روز دارند بهتر می شوند و این یک واقعیت کاملاً ملموس است.

- ما در واردات خودرو رانت داریم و فقط چند خانواده به واردات خودرو می پردازند.

پاسخ: اینکه واردات خودرو در دست چندخانواده است درست است اما این انحصار یا رانت نیست. خانواده حدادزاده که واردات برند تویوتا را با ایرتویا در دست دارند و نیز برند رنو را با نگین خودرو وارد می کنند؛ انحصاری برای خانواده گرامی بودند که چند سال پیش واردات هیوندای کیا را به دست گرفتند؟ اتفاقاً کم کاری حدادزاده ها باعث شده الان بازار خودروی وارداتی در دست هیوندای/کیا باشد. اما ذکر یک نکته مهم. ما در کشور واردات کنندگان شخصی داشتیم و داریم. اینها کسانی هستند که خودروهای بسیاری را وارد کشور کردند. بعداً قانون شد که این اشخاص شرکت بشوند. پس از اجرای این قانون بعضی از آنها خودروهای خارجی را با آپشن پایین و چینی وارد کردند و به حقوق مصرف کننده احترام نگذاشتند چون طبق قانون وظیفه ای برای خدمات پس از فروش برای آنان درنظر نگرفته بود. بهمن ماه 1393 وزیر صنعت قانون جدید واردات خودرو را تصویب و ابلاغ کرد. بر طبق این قانون واردکنندگان شخصی باید خدمات پس از فروش محصولاتشان را تضمین کنند. این قانون دو رو دارد. از یکسو کاملا به نفع مشتری است(که بابت این موضوع باید از وزارت صنعت تشکر کرد) از سوی دیگر واردکنندگان شرکتی با انحصار خدمات پس از فروشی که داشتند قصد حکومت کردن روی واردکنندگان شخصی را گرفتند. این موضوع سبب اعتراض های بسیاری شده اما هنوز راه حلی برای آن پیدا نشده است.

- کشورهای برزیل و تایلند تعرفه 80درصدی در واردات خودرو دارند.

پاسخ: براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برزیل نهمین اقتصاد بزرگ جهان از نظر برابری قدرت خرید و یازدهمین قدرت اقتصادی جهان است. برزیل یکی از بازارهای کلیدی خودروسازی محسوب می شود. در سال ۲۰۱۴ تعداد ۳میلیون و ۱۵۰ هزاردستگاه خودرو در این کشور به تولید رسیده که بخشی از آن به کشورهای منطقه لاتین صادر شده است. کمپانی‌های فورد٬ فیات٬جنرال موتورز٬رنو٬پژو٬فولکس‌واگن٬ و اخیراً چری چین از جمله خودروسازان بزرگ هستند که فعالیت گسترده‌ای در برزیل دارند. (البته شنیده می شود که هیوندای هم که اسپانسر و تامین کننده اصلی خودروهای جام جهانی 2014 برزیل بود برنامه گسترده‌ای برای بازار آمریکای جنوبی دارد).
 پس از آنکه در سال ۲۰۱۱ چیزی نزدیک به ۲۰۰ هزاردستگاه خودرو با تعرفه حداقل به برزیل وارد شد اوضاع خودروسازی کمی بهم خورد و دولت برزیل تصمیم گرفت سطح تعرفه واردات را بالا ببرد. همین اتفاق در تایلند هم افتاد و اینکه سطح تعرفه در این دو کشور (که نسبت درآمد سرانه آنها با ایرانی‌ها تقریباً در یک سطح است.البته برزیل سطح نسبتاًبالاتری دارد) بالا است حرف درستی است. اما در تایلند همتویوتا٬ هوندا٬ نیسان٬ میتسوبیشی٬ ایسوزو٬ مزدا٬ فورد و شورلت حضور گسترده‌ای دارند. اینکه بخواهیم این تعرفه بالا را با تعرفه کشور خودمان مقایسه کنیم اصلاً درست نیست. چرا؟ چون این سیاست‌ها کپی پذیر نیستند به این دلیل که شرایط اقتصادی این سه کشور با یکدیگر متفاوت است. ترازهای تجاری و نوع تجارت‌ها با یکدیگر فرق دارد. برزیل و تایلند عضو سازمان تجارت جهانی هستند ولی ایران سالهاست نتوانسته عضو این سازمان شود.از همه مهم‌تر اینکه خودروسازان جهانی در برزیل و تایلند حضور گسترده‌ای دارند و از آن کشورها به عنوان پایگاه صادراتی خود در منطقه استفاده می‌کنند پس قطعاً سطح تعرفه را بالا در نظر می‌گیرند. عامیانه هم بخواهید نگاه کنید متوجه می‌شوید که همه برندهای خودروسازی در کشور برزیل و‌تایلند حضور دارند. واقعا‍ً با این شرایط به واردات نیاز جدی وجود ندارد. ایران دارای این شرایط نیست. برخلاف برزیل و تایلند؛ ایران هیچ‌گاه نتوانست از موقعیت استراتژیک خود در منطقه برای پایگاه صادرات استفاده کند. هنوز امتیاز مونتاژ مرسدس بنز کلاس E در خاورمیانه انحصاراً در دست ایران خودرو است. رنو و پژو هم نتوانستند در ایران پایگاه صادرات خود را درست کنند. رنو به ترکیه رفت و پژو کلا قاعده را به رقیب فرانسوی‌اش واگذار کرد. البته بازنده اصلی همه اینها؛ ایران بود.

- باید این ضعف را پذیرفت که خودروسازی ایران نه مدل های جذابی تولید کرده و نه کیفیت قابل قبولی دارد. علت این امر این است که سرمایه گذاری وجود نداشته و خودروساز مقصر نیست.

پاسخ: اتفاقاً باید گفت که خودروساز مقصر است. ما طراح خوب در این کشور کم نداشتیم. آقای ایمان مقصودی خودروی بی نظیر پیتون را روی پلت فرم سمند تولید کرد. یک خودروی جذاب و بروز که قطعاً اگر تجاری سازی می شد می توانست پرفروش ترین خودروی کشور باشد. آقای مقصودی هیچ حمایتی را از سوی خودروسازی دریافت نکرد. این خودرو را با هزینه خودش ساخت و رونمایی کرد و الان هم درآمریکاست و یک موسسه طراحی دارد. اساساً خودروسازان ایران هیچوقت به ایده و طرح ها بها نداده اند. تیم طراحی شان هم اصلا معلوم نیست چه کسانی با چه سابقه کاری هستند. اینکه خودروسازان ما مدل های جذاب تولید نکرده اند. موتور خوب ندارندو.... دقیقاً به عملکرد خودشان برمیگردد که در طی این همه سال؛ نخواسته اند که خوب باشند و خوب کار کنند وگرنه می توانستند.
خودروسازان چون دولتی هستند دچار مدیریت های سیاسی و و ناکارآمد هستند. سرمایه گذاری هایی در برخی نقاط دنیا انجام داده اند که فقط مثل این است که به پول مردم آتش بیاندازید. سایت سنگال ایران خودرو تعطیل است. سایت روسیه و سوریه با 20درصد ظرفیت کار می کند(البته سوریه بعید است کار کند). سایت آذربایجان تعطیل است. هزینه ساخت این سایت ها از کجا آمده؟ غیر از جیب مردم؟ ایران خودرو همیشه از سود وام هایش گلایه دارد اما سهام بانک پارسیان را خرید که وام با سود بالا بگیرد! این تصمیم های غلط متوجه چه کسانی است؟ چرا همیشه باید مردم تاوان تصمیم های نادرست خودروسازان را بدهند؟ خودروسازان سرمایه گذاری کرده اند...اما در جای اشتباه.

- به عنوان نمونه قطعه سازان اقدام به خرید کالای چینی کرده و اینگونه خودروسازان را زمین گیر کرده اند.

پاسخ: قطعه سازان به سفارش کارفرما کار می کنند. وقتی مبنای ایران خودرو برای تولید قطعات صرفاً قیمت می شود همین اتفاق هم می افتد. باید قیمت ارزان در کنار کیفیت خوب باشد اما نیست. چرا؟ چون خودروساز ما فقط مبنای قیمتی را می بیند و انگار اصلاً کنترل کیفیت مهم نیست. خودروسازان خودشان چاه خودشان را کندند. لازم به ذکر است که حدود 30درصد سهام ایران خودرو در دست شرکت های تابعه ایران خودرو مانند خدمات صنعتی و تهیه تولید قطعات است که همگی زیرمجموعه  صنایع تولیدی کروز هستند(شرکت کروز تولید کننده انحصاری ECUهای خودروهای ایران خودرو است. البته دیگر قطعات خودرو هم تولید می کند). این شرکت‌ها  قطعه ساز ایران خودرو هستند و دارای دست بالا در هیات مدیره شرکت. چطور گذاشتند کار قطعه سازی به اینجا کشیده شود؟


پایش و گردآوری اطلاعات:
امیدمحمودزاده‌ابراهیمی
نویسنده و وبلاگ‌نویس
بیننده برنامه اقتصادی پایش و یکی از حامیان کمپین حمایت از تولید ملی
www.Artcm.ir
omid.p30@gmail.com


منابع تمامی گفته‌های کارشناسان:
برنامه تلویزیونی پایش و سایت خبرآنلاین
http://www.khabaronline.ir
منابع اطلاعات پاسخ‌ها:
روزنامه دنیای اقتصاد/ دنیای خودرو / عصر خودرو/ پرشین خودرو / عصر ایران / روزنامه رسمی ایران بخش آگهی های قانونی/ ویکی پدیای انگلیسی

]]>
93=85+8 | درباره آلبوم جدید بنیامین بهادری 2014-04-25T05:09:25+01:00 2014-04-25T05:09:25+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/936 امید محمودزاده ابراهیمی 93 = 8 + 85درباره آلبوم جدید بنیامین بهادریامید محمودزاده ابراهیمی: در انتهای سال 92 بالاخره آلبوم بنیامین بهادری پس از یک سال و نیم کش و قوس منتشر شد. در طی این مدت ترانه شرقی و محسن رجب پور از تهیه کنندگی آلبوم 93 کنار رفتند و گروه بنیامین موزیک تشکیل شد. گروهی که فرید احمدی را به عنوان ترانه سرا، نیما وارسته را به عنوان تنظیم کننده و علی منصوری را به عنوان رهبر ارکستر با خود می بیند. این آلبوم ابتدا قرار بود در تابستان یا پاییز سال 91 منتشر شود اما اتفاقات نامعلوم مانع این کار شد تا 91 تبدی
93 = 8 + 85

درباره آلبوم جدید بنیامین بهادری

امید محمودزاده ابراهیمی: در انتهای سال 92 بالاخره آلبوم بنیامین بهادری پس از یک سال و نیم کش و قوس منتشر شد. در طی این مدت ترانه شرقی و محسن رجب پور از تهیه کنندگی آلبوم 93 کنار رفتند و گروه بنیامین موزیک تشکیل شد. گروهی که فرید احمدی را به عنوان ترانه سرا، نیما وارسته را به عنوان تنظیم کننده و علی منصوری را به عنوان رهبر ارکستر با خود می بیند. این آلبوم ابتدا قرار بود در تابستان یا پاییز سال 91 منتشر شود اما اتفاقات نامعلوم مانع این کار شد تا 91 تبدیل به 93 شود. در طی همین یک سال و نیم اتفاق تلخ فوت همسر بنیامین بهادری هم به جمیع اتفاقات اضافه شد و تأثیر محسوسی روی 93 گذاشت اتفاقی که اگر نمی افتاد شاهد آلبومی به مراتب متفاوت‌تری از بنیامین بهادری می‌بودیم. البته قطع ارتباط کاری بنیامین و ترانه شرقی خیلی روی رابطه‌ی شخصی بین بنیامین و محسن رجب پور تأثیر نگذاشته چون همان طور که از عکس های منتشر از مراسم همسر بنیامین و گزارش های رسانه های مختلف مشخص بود محسن رجب پور با تلاش وافر خود تمامی هماهنگی ها را انجام می داد و در یک گفتگو هم تأکید کرده بود که این پایانِ یک همکاری کاری بود و هیچ کدورتی بین او و بنیامین نیست.
قرار بود فرشید فارسیان هم در گروه بنیامین موزیک حضور داشته باشد اما به نظر می رسد سبک تنظیم های فرشید چندان با کلیت آلبوم بنیامین هماهنگ نبود و به همین خاطر است که اسم وی را در نه گروه بنیامین موزیک می بینیم و نه جزو تنظیم کنندگان آلبوم، فرشید فارسیان پیش از این در تنظیم یک قطعه به نام «خط سوم» با بنیامین همکاری داشت. قطعه ای متفاوت با تصنیف/ترانه ای متفاوت از مولانا و فرید احمدی. قطعه ای که فیدبک های مناسبی در بین طرفداران بنیامین ایجاد نکرد.


]]>
ویژه نامه نوروز 1393 هفته نامه پاسارگاد سیرجان 2014-04-04T03:12:45+01:00 2014-04-04T03:12:45+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/938 امید محمودزاده ابراهیمی ویژه نامه نوروز 1393 هفته نامه پاسارگاد سیرجانهفته نامه پاسارگاد سیرجان به رسم همه ساله‌ی خود اقدام به انتشار ویژه نامه نوروزی کرده است. در این ویژه نامه وجهه اصلی را مردم و شخصیت های مستند جامعه دارند و با کمتر چهره‌ی شاخصی گفتگو شده است. یک ویژه نامه مستند و تخصصی تر به نسبت قبل. در این ویژه نامه به رسم همه ویژه نامه های نوروزی چند بخش مجزا چند پرونده را درون خود جای داده است. اصلی‌ترین پرونده این ویژه نامه مربوط به بحث خشونت در سطح جامعه است. آیا آستانه تحمل شهروندان سیرجانی پایین آمد ویژه نامه نوروز 1393 هفته نامه پاسارگاد سیرجان



هفته نامه پاسارگاد سیرجان به رسم همه ساله‌ی خود اقدام به انتشار ویژه نامه نوروزی کرده است. در این ویژه نامه وجهه اصلی را مردم و شخصیت های مستند جامعه دارند و با کمتر چهره‌ی شاخصی گفتگو شده است. یک ویژه نامه مستند و تخصصی تر به نسبت قبل. در این ویژه نامه به رسم همه ویژه نامه های نوروزی چند بخش مجزا چند پرونده را درون خود جای داده است. اصلی‌ترین پرونده این ویژه نامه مربوط به بحث خشونت در سطح جامعه است. آیا آستانه تحمل شهروندان سیرجانی پایین آمده است؟ این پرونده را دبیر بخش خبر و حوادث پاسارگاد؛ حسین اطمینان تهیه کرده است.
به طور کلی در این ویژه نامه با حرفه ای گری بیش‌تری رو به رو هستیم. تخصصی تر در مسائل پرداخته شده است. تنوع هم در نوع خود حفظ شده است. یعنی شاید بشود گفت یک جورهایی سنگین تر و وزین تر شده است.
مطالبی در که ذیل می آید نظر شخصی من است.شاید اشتباه و شاید درست. با اینکه از روزنامه نگاری دور شدم اما دوست دارم ثمره ی کار دوستانم را ببینم بخوانم و نظر بدهم. شاید از میان این همه واژه کلمه ای یا جمله ای بدردبخور پیدا بشود. متن را به صورت قطعه قطعه و جدا جدا نوشته ام و با خواندن هر مطلب نظرم را درباره آن مطلب نوشته ام و اگر نظری نداشته ام چیزی از آن درمطلب ننوشته ام.

درباره جلد:
راستش من طراح صفحه نیستم. به عنوان یه مخاطب نظراتم را درباره جلد ویژه نامه می نویسم.
استفاده از رنگ سفید تنها جذابیت جلد است. در ضمن تکراری هم هست.این سومین سالی است که از این طرح استفاده می شود و به بنظرم بهتر بود طرح چیدمان دیگری در دستور کار قرار می گرفت. عکس یک را که متن توضیح دادم اما تیتر روی آن با عنوان «خانه ای از جنس موسیقی» بسیار کوچک است. خیلی کوچک است و اصلا دیده نمی شود. بقیه تیترها هم معمولی اند و فارغ از جذابیت. در ابتدا هم گفتم که ویژگی اصلی این ویژه نامه نوروزی وزین تر و سنگین تر شدن آن است. اما خب برای جلد طرح تکراری بود.

]]>
سایپا232 | محصول جدید سایپا 2014-04-01T09:34:00+01:00 2014-04-01T09:34:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/937 امید محمودزاده ابراهیمی سایپا 232محصولی جدید از سایپا و اولین فیس لیفت رسمی تیباامید محمودزاده ابراهیمی: سایپا 232 سومین محصول پلت فرم دوم سایپا است که چند روز پیش از عید رونمایی شد. این خودرو یک فیس لیفت رسمی از خودروی تیبا است. تیبایی که از نظر مدیران سایپا زیبای ایرانی معرفی می شود اما حتی مشتریان این خودرو چنین اعتقادی ندارند! اینکه مراسم در روزهای پایانی سال 92 برگزار شد می تواند نشانگر چند نکته باشد:1.رویکرد جدید سایپا با مدیریت سعید مدنی2.عجله مدیران سایپا برای نشان دادن تغییرات آن هم در روی کار آمد
سایپا 232


محصولی جدید از سایپا و اولین فیس لیفت رسمی تیبا

امید محمودزاده ابراهیمی: سایپا 232 سومین محصول پلت فرم دوم سایپا است که چند روز پیش از عید رونمایی شد. این خودرو یک فیس لیفت رسمی از خودروی تیبا است. تیبایی که از نظر مدیران سایپا زیبای ایرانی معرفی می شود اما حتی مشتریان این خودرو چنین اعتقادی ندارند!
 اینکه مراسم در روزهای پایانی سال 92 برگزار شد می تواند نشانگر چند نکته باشد:

1.رویکرد جدید سایپا با مدیریت سعید مدنی
2.عجله مدیران سایپا برای نشان دادن تغییرات آن هم در روی کار آمدن چند ماهه دولت جدید
3.به خود آمدن سایپایی ها و عزم جدی برای بیرون آمدن از شرایط رکود و پیش به سوی مستقل شدن
نکته سوم را که خیلی باور نمی کنیم چون هنوز شرایط آنقدر آماده نیست و بدنه سایپا و ایران خودرو این دو غول خودروسازی ایران همچنان منتظر حمایت های دولتی هستند
نکته اول و بخصوص نکته دوم بیشتر مورد توجه هستند. قطعا رویکرد سایپا با مدیریت سعید مدنی تغییرات جدی ای خواهد کرد و در آن شکی نیست. در روز رونمایی سایپا 232 هم اعلام شد این خودرو از تابستان 93 به روی خط تولید خواهد رفت. اگر سایپا بتواند به این قول خود عمل کند یعنی تغییرات جدی شروع شده است.(اشتباه نفرمایید به روی خط تولید خواهد رفت نه اینکه آماده فروش باشد.هنوز رسم رونمایی ایرانی ها را درک نکرده اید؟)
اما سایپا 232 که هنوز نام رسمی ندارد و برای انتخاب اسم آن در سایت سایپا مسابقه ای برگزار شده است چقدر می تواند مشتری ایرانی را راضی کند؟
قطعا این خودرو در نظر منتقدان خودروسازی داخلی نیز نمره قبولی در فیس لیفت را میگیرد. جدی بگویم؛ انتظار نمی رفت سایپا بعد از تیبای نه چندان دلچسب اش دست به تغییر اساسی محصول اش بزند. گرچه آمدن سایپا232 به کنار رفتن تیبا نمی انجامد و تولید تیبا و تیبا2 با همان چهره ادامه خواهد یافت  اما 100% می توان گفت بازار تیبا با حضور سایپا232 دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد. رفتار مشتریان ایرانی شاید بهترین راه برای تغییر رویه موجود تولید خودروهایی چون تیبا خواهد بود. اگر با تولید سایپا232 تیبا دیگر مشتری ای نداشته باشد شاید آن زمان سایپا تصمیم بگیرد فقط سایپا232 را تولید کند و تیراژ آن را بالا ببرد و عملا تیبا را با آن چهره ی نامانوس کنار بگذارد
آنطور که از این سو و آن سو شنیده می شود در فاز اول طراحی داخلی(داشبورد) سایپا232 به مانند تیبا خواهد بود اما در فاز دوم تغییر داشبورد آن در دستورکار قرار دارد. احتمالا شرکت کروز داشبورد جدید را تولید خواهد کرد
سایپا 232 در ظاهر جلو شبیه کدام خودرو است؟ فیات؟...نه خیلی جلو نروید بیشتر شبیه به خودروی زوتای S300است که 72میلیون قیمت دارد و محصول لوکس چینی و نسبتا باکیفیت سایپا خواهد بود و در مراسم آن روز هم در کنار 232 حضور داشت.طراحی عقب 232 برخلاف انچه می پندارید بیشتر شبیه نیسان تیانا است فقط در اجرا چراغ ها نظر به کلاس B بودن و ابعاد کوچک خودرو؛ کوچکتر کار شده اند. اما همه این شباهت ها باعث نمی شود سایپا232 خودروی بدی به نظر بیاید. قابل قبول است و همگان شانس اش در بازار را بسیار زیاد می دانند. قیمت اش هم که در جریان هستید. بین 26 تا 28 میلیون خواهد بود که انتظار می رود با روند تغییر قیمت های حامل های انرژی در سال آینده به بالای 30میلیون هم برسد. قابل توجه آن دسته از دوستانی که می گویند سایپا232 اگر به 30میلیون برسد ارزش ندارد و باید رانا خرید...باید خدمت این دوستان عرض شود اگر سایپا232 به 30میلیون برسد قطعا رانا نیز آن زمان به 35الی36 میلیون خواهد رسید(در بهترین حالتن ممکنه) و پژو 206 هم به جدول بالای 40میلیونی ها پرواز خواهد کرد!
سخن کوتاه می کنیم تا شما عکس ها را در ادامه مطلب ببینید و شما نظرتان را درباره سایپا232 بگویید


]]>
درباره ویژه نامه نوروزی همشهری24 2014-03-23T08:53:00+01:00 2014-03-23T08:53:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/935 امید محمودزاده ابراهیمی امید محمودزاده ابراهیمی: همشهری 24 ویژه نامه خوبی را برای عید تدارک دیده. با عکسی از ترانه علیدوستی به انتخاب 24ای ها که بازیگر منتخب شان در سال 1392 بوده است.انبوهی از مطالب و یادداشت های سینمایی در این ویژه نامه کار شده که از نظر شخصی این مطالب خواندنی تر بودند:1. یادداشت هوشنگ گلمکانی درباره سینما،جشنواره فیلم فجر و توضیحات خیلی خوب و روشنگرایانه درباره داوری های جشنواره فیلم فجر2. اما جالب ترین مطلب 24 مربوط است به چند سینماگر جهانی که روی جلد 24 رفته اند و حالا با آنها درباره 24


امید محمودزاده ابراهیمی: همشهری 24 ویژه نامه خوبی را برای عید تدارک دیده. با عکسی از ترانه علیدوستی به انتخاب 24ای ها که بازیگر منتخب شان در سال 1392 بوده است.
انبوهی از مطالب و یادداشت های سینمایی در این ویژه نامه کار شده که از نظر شخصی این مطالب خواندنی تر بودند:

1. یادداشت هوشنگ گلمکانی درباره سینما،جشنواره فیلم فجر و توضیحات خیلی خوب و روشنگرایانه درباره داوری های جشنواره فیلم فجر





2. اما جالب ترین مطلب 24 مربوط است به چند سینماگر جهانی که روی جلد 24 رفته اند و حالا با آنها درباره 24 گفتگو شده است. کوئنتین تارانتینو،جانی دپ و دیوید فینیچر از جمله این افراد هستند.



خوب یادم هست که نوروز 1390 وقتی در حال بستن ویژه نامه نوروزی نشریه پاسارگاد سیرجان بودیم ایده ای از طرف یکی از دوستان ارائه شد که Fake News در نشریه کار کنیم فقط به شرطی که در پایان مشخص شود که Fake بوده وگرنه بعد از عید باید به هزاران نفر جواب پس بدهیم! :-))  گفتگویی خیالی انجام دادیم با نیکی کریمی و حضورش در سیرجان و ساخت یک فیلم مستند و آن را در تیتر آوردیم(بعلاوه عکس بزرگی از نیکی کریمی روی جلد :دی ) مطلب و چینش کار را خودم انجام دادم و خوشبختانه مشکلی پیش نیامد. Fake News خیلی کار بدی نیست. کمتر مورد استفاده قرار میگیرد اما وقتی نشریه ای تصمیم به اجرای آن میگیرد باید خیلی دقت و وسواس به خرج دهد. همشهری جوان هم فکر کنم یک بار این کار را انجام داد و فیک نیوز را در همان شماره توضیح داد.(با عکسی مونتاژ شده از جومونگ در دفتر همشهری جوان و مجله بدست!)
همشهری 24 هم همینکار را انجام داده و متن را اگر از اول تا آخر بخوانید خودتان متوجه می شوید. البته نباید کار احسان لطفی را دست کم بگیریم که سعی کرده جملات به صورت ترجمه ای در متن بیان شود یا شدت واقعی بودن آن به چشم بیاید.
 البته این کار پاسخی هوشمندانه به اقدام چندماه پیش هفته نامه مثلث است که مصاحبه ای خیالی با هووارد گوردون تهیه کننده سریال Homeland انجام داد و هیچ وقت هم حاضر نشد جعلی بودن آن را بپذیرد! خصوصا آنکه در لید مطلب همشهری24 نوشته شده که تمامی این مطلب واقعی بوده و سند آن در دفتر نشریه موجود می باشد. این دقیقا متنی بود که هفته نامه مثلث منتشر کرده بود. گرچه بعدا مثلث توضیح داد که لازم نمی بینید اسناد مصاحبه اش با هووارد گوردون را به کسی نشان دهد! شاهد قضیه اعضای هیئت تحریریه بوده اند!!!  اما این رفتار هفته نامه مثلث مصداق بی اخلاقی بود.  اینکه مصاحبه ای خیالی را جای مصاحبه واقعی جا بزنیم و حرف های خودمان را از زبان مصاحبه شونده خیالی بزنیم بی اخلاقی رسانه ای است نه حرفه ای گری رسانه ای. در هر حال  این کار همشهری24 در این زمینه فوق العاده بود.



3.پرونده ای چند صفحه ای درباره 20 کارکتر فراموش نشدنی سینمای ایران کار شده که خودم به شخصه با چندتای آنها در این حد ارتباط برقرار نکردم اما کار نو و متفاوتی درآمده خصوصا آنکه هر نویسنده ای برای هر کارکتر مطلبی جداگانه نوشته شده و در یک ستون کناری درباره شخصیت و بازیگر توضیح آورده شده و حتی دیالوگ های ماندگار آن کارکتر درج شده است. این کار متفاوت جز از حسین معززی نیا و 24 برنمی آید فقط ای کاش و ای کاش مطلب شخصیت حاج کاظم آژانس شیشه ای را سوسن شریعتی نمی نوشت. متن کمی نامفهوم است.



4.درباره 50شمارگی و یا 4سالگی نشریه 24 هم یک پرونده جمع آوری شده ولی همه ی آن به 24 و دست اندرکارانش برنمی گردد. نویسندگان 24 این بار از نقد نوشتن خود نوشته اند و از آنان خواسته شده که رازهای نوشتن خود را برای مخاطبان 24 فاش سازند. یادداشت ها همه عالی اند اما من یادداشت های مجید اسلامی  مجید بسطامی  امیر پوریا و آرش خوشخو را بیش از همه پسندیدم.
مطلبی هم درباره چگونگی تهیه عکس های روی جلد کار شده که جذاب است.از دست ندهید



5. میزگردی هر ساله در نشریه هالیوود ریپورتر برگزار می شود و در آن با سینماگران موفق سال گذشته گفتگو می شود. گفتگو بسیار حرفه ای انجام شده و فقط مصاحبه کنندگان از بقیه سوال نمی کنند و خوده سینماگران هم گاهی نقش مصاحبه کننده را بازی می کنند. این میزگرد ترجمه شده و بسیار هم خوب ترجمه شده(یحیی نظری آن را ترجمه کرده). این مطلب را از دست ندهید. آلفونسو كوآرون (جاذبه)، پل گرین‌گرس (كاپیتان‌فیلیپس)، دیوید اُ. راسل (دغل‌كاری آمریكایی)، استیو مك‌كوئین (۱۲ سال بردگی)، بن استیلر (زندگی خصوصی والتر میتی) و لی دنیلز (پیش‌خدمت) در این میزگرد خواندنی تعارف را كنار گذاشته‌اند و علاوه بر پاسخ‌دادن به پرسش‌های مصاحبه‌كنندگان هر سؤالی از همدیگر داشته‌اند هم به‌زبان آورده‌اند.


]]>
موزیک ویدئوی هفته عشق از بنیامین بهادری 2014-01-22T18:08:03+01:00 2014-01-22T18:08:03+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/930 امید محمودزاده ابراهیمی بانوی قرمزپوش میدان شاهنامهامید محمودزاده ابراهیمی: هفته‌ی عشق نام تک آهنگ تازه ی بنیامین بهادری نیست. این تک آهنگ در سال 91 و هم‌زمان با جشن ولنتاین منتشر شد حالا پس از یکسال و بعد از اتفاق ناگواری که برای همسر بنیامین افتاد موزیک ویدئوی این اثر منتشر شده است. هفته عشق اولین موزیک ویدئوی رسمی است که بنیامین بهادری منتشر کرده است. قبلاً هم بنیامین دو موزیک ویدئو از قطعات آلبوم اولش (85) ضبط کرده بود اما محسن رجب پور آن‌ها را به دلیل اینکه "کیفیت پایین" موزیک ویدئوها می‌خواند به بایگانی


بانوی قرمزپوش میدان شاهنامه

امید محمودزاده ابراهیمی: هفته‌ی عشق نام تک آهنگ تازه ی بنیامین بهادری نیست. این تک آهنگ در سال 91 و هم‌زمان با جشن ولنتاین منتشر شد حالا پس از یکسال و بعد از اتفاق ناگواری که برای همسر بنیامین افتاد موزیک ویدئوی این اثر منتشر شده است. هفته عشق اولین موزیک ویدئوی رسمی است که بنیامین بهادری منتشر کرده است. قبلاً هم بنیامین دو موزیک ویدئو از قطعات آلبوم اولش (85) ضبط کرده بود اما محسن رجب پور آن‌ها را به دلیل اینکه "کیفیت پایین" موزیک ویدئوها می‌خواند به بایگانی فرستاد و هیچ گاه انتشار نیافتند. قاسم جعفری کارگردان آن موزیک ویدئوها بود.
بنیامین بهادری ذات قصه گویی آلبوم‌هایش را به لطف ترانه های فرید احمدی همیشه حفظ کرده است و حالا در اولین موزیک ویدئوی رسمی وی؛ این قصه گویی سمت و سوی دیگری بر خود گرفته است.
موزیک ویدئوی "هفته‌ی عشق" که قبل از درگذشت همسر بنیامین بهادری ضبط و تدوین شده است از قصه‌ی عاشقی تعریف می‌کند که عشق خود را در نزدیکی خود از دست می‌دهد. موضوعی که شباهت بسیاری با اتفاقی که برای بنیامین بهادری افتاد؛ دارد. "هفته‌ی عشق" چند المان اصلی دارد. یکی حضور ساعت دیگری رنگ قرمز. ساعتی که در چندین صحنه‌ی این موزیک ویدئو دیده می‌شود. روی ساعت 5 تنظیم شده است. رنگ قرمز هم المان دیگری است که روی لباس/ کیف/ خودرو و ... دیده می‌شود.
موزیک ویدئوی هفته‌ی عشق همان طور که در بالا گفته شد یک قصه را روایت می کند. قصه ای که خیلی ها آن را نشنیده اند و این اولین بار است که چنین موضوعی در یک موزیک ویدئو به تصویر کشیده می شود.


«تصویری که گفته می شود مربوط به یاقوت؛ بانوی قرمز پوش میدان فردوسی است»

زنی به اسم یاقوت سالها با لباس قرمز در حوالی میدان فردوسی دیده می شد. او بر روی یک سکو کنار میدان می نشست و آدمها را نگاه می کرد. یاقوت 30سال هر روز حوالی عصر ساعت 5 اینکار را تکرار می کرد. هر روز با همان لباس قرمز و زندگی ای که در یک بقچه جا می شده است. گویی یاقوت منتظر کسی بود. درباره وی افسانه ها گفته شده است و معروف ترین آن این است که یاقوت با جوانی در این میدان قرار عاشقی داشته است که جوانک سر قرار نیامده و یاقوت هر روز به امید دیدار او به این میدان می امده است. یاقوت تا سال 61-62 در همین میدان دیده می شده است و از آن پس دیگر کسی او را ندیده است.
این فایل صوتی گفتگوی کوتاهی ست که گویا در رادیو ملی(قبل از انقلاب) ضبط شده است و مجری به افسانه حضور چندین و چند ساله ی او در این میدان می پردازد.
http://www.aparat.com/v/9cjKe

به تصویر کشیدن چنین موضوعی با چنین داستان یا افسانه ی عاشقانه ای از پس کسی جز بنیامین برنمی آید. هفته ی عشق کاملا با داستان یاقوت و لباس قرمز جفت و جور درآمده است. با اینکه نمی دانیم کارگردان این موزیک ویدئو چه کسی است اما در انتهای این موزیک ویدئو نام مستانه مهاجر تدوین گر با سابقه ی سینمای ایران را می بینیم که صد در صد وی در شکل گیری بصری این موزیک ویدئو نقش بسیار ویژه ای داشته است. علی منصوری و نیما وارسته هم در این موزیک ویدئو به نقش آفرینی پرداخته اند و تک تک آدم هایی که در این موزیک ویدئو می بینید همه بازیگر هستند. موزیک ویدئو در حوالی میدان فردوسی تهران ضبط شده است.احتمالا بهار یا تابستان امسال(با توجه به نوع پوشش آدمها)
هفته ی عشق فضای موهومی دارد. ابتدا بنیامین از جایی متوجه کسی می شود و به سمت او می آید اما قبل از رسیدن او دوربین به زمین می افتد و آهنگ از اینجا روی موزیک ویدئو قرار می گیرد. علی منصوری در نقش یک موتورسوار باید رویه متعادل دوربین را بهم بزند و خبر از یک حادثه بدهد. بنیامین در نقش همان عاشق سر قرار نیامده است. عده ای دیگر در این موزیک ویدئو نقش مهم جلوه دادن المان ها را در ویدئو دارند. رنگ قرمز؛ ساعت 5 . همه به دوربین(استعاره از عاشقی که سر قرار نیامده) مرتبا ساعت 5(ساعت قرار) را یادآوری می کنند. بنیامین از بین همه این آدمها می گذرد. عده ای دیگر دست از ساعت برداشته و رنگ قرمز را یادآور می شوند. باز هم بنیامین رد می شود. آنقدر این فضا ادامه می یابد که بنیامین یاقوت را در سنین پیری باز هم دور میدان فردوسی می بیند.

لینک دانلود این ویدئو:

هفته ی عشق(موزیک ویدئو) | دانلود

پی نوشت:
# درباره بانوی قرمز پوش میدان فردوسی بیشتر بدانید:  زن سرخ پوش(میدان فروسی) از ویکی پدیا
# گفته می‌شود همسر مرحومه ی بنیامین بهادری [نسیم حشمتی] و مادر ایشان در این موزیک ویدئو نقش آفرینی کرده‌اند. البته در پایان تیتراژ اسمی از نسیم حشمتی برده نمی‌شود
# جمله‌ آخر موزیک ویدئو از فرید احمدی:
من تنها یک لحظه عاشقت شدم لحظه‌ای که از هفته‌ها گذشت و تمام نشد
همان افسانه ی بانوی سرخ پوش میدان شاهنامه
# بنیامین در این موزیک ویدئو هم نقش اول را دارد و هم نقش راوی داستان.
# آهنگی که روی موزیک ویدئو قرار دارد با ورژن سال گذشته فرق دارد و بنیامین دوباره این آهنگ را خوانده است. از نظر شخصی من آهنگی که سال گذشته منتشر شد ؛ قوی تر و بهتر بود.
# نام کسانی که در انتهای ویدئو آورده شده است: بنیامین بهادری/مستانه مهاجر/فرید احمدی/علی منصوری/طهورا ابوالقاسمی/نیما وارسته/امیرحسین قدسی/پانته آ پناهی ها/اشکان مهری/سجاد افشاریان/سیامک مهمان دوست/مجید محمدکی/سحر مصیبی/مرتضی فربد/رژین راد/اکرم شادمان/علی تصدیقی
# به بنیامین بهادری باز هم تسلیت می گوییم. اینکه چرا در وبلاگم مطلبی درباره بنیامین و اتفاق ناگواری که برای او افتاد چیزی ننوشتم دلیلی جز مشغله کاری ندارد. امشب که برای پست جدید به پنل کاربری وبلاگم وارد شدم دیدم مطلبی نوشته بودم اما ناقص...مطلبی که هیچ وقت منتشر نشد. گفتنی ها درباره این اتفاق همگی گفته شده است.گرچه نه آنطور که مردم تشنه دانستن بیشتر درباره آن بودند.(البته به غیر از نشریه سرنخ که مطلبی دقیق و موشکافانه درباره این سانحه به قلم خاطره علی نسب منتشر کرد). به بنیامین از طریق وایبر تسلیت گفتم گرچه می دانم که او حال و روز آنچنانی ندارد که بخواهد پاسخ همه این تسلیت ها را بدهد. طولانی ترین شب سال 92 با طولانی ترین غم او قرین شد. برای بنیامین و خانواده همسرش آرزوی صبر می کنیم.

]]>
تجربه یک قالب متفاوت 2013-12-02T17:20:25+01:00 2013-12-02T17:20:25+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/928 امید محمودزاده ابراهیمی درباره فیلم کوتاه«فرار» ساخته علیرضا زندیه و علی رسولیتجربه یک قالب متفاوتامید محمودزاده ابراهیمی: فرار نام فیلم کوتاهی از علیرضا زندیه و علی رسولی است. علیرضا زندیه با من نسبت فامیلی دارد.پسر عمه ام است. این متن را هم برای خوشامد فامیلی نمی نویسم. گرچه به دلیل مکان های زندگی؛ دور از هم هستیم و سالی یک بار هم نمی توانیم همدیگر را ببینیم اما علیرضا اگز اشتباه نکنم از اول دبیرستان سفت و سخت سمت هنر رفت.متولد 1374 است.فیلم فرار اولین تجربه هنری حرفه ای او است که حالا دیگر می توان گفت واقع
درباره فیلم کوتاه«فرار» ساخته علیرضا زندیه و علی رسولی
تجربه یک قالب متفاوت



امید محمودزاده ابراهیمی: فرار نام فیلم کوتاهی از علیرضا زندیه و علی رسولی است. علیرضا زندیه با من نسبت فامیلی دارد.پسر عمه ام است. این متن را هم برای خوشامد فامیلی نمی نویسم. گرچه به دلیل مکان های زندگی؛ دور از هم هستیم و سالی یک بار هم نمی توانیم همدیگر را ببینیم اما علیرضا اگز اشتباه نکنم از اول دبیرستان سفت و سخت سمت هنر رفت.متولد 1374 است.فیلم فرار اولین تجربه هنری حرفه ای او است که حالا دیگر می توان گفت واقعا «دیده شده است».
فرار درباره آلودگی محیط زیست است. آلودگی ای که علیرضا و شهروندان تهرانی کاملا با آن آشنایی دارند. همین آشنایی و همزیستی نامسالمت آمیز! باعث شد علیرضا زندیه به همراه علی رسولی یک فیلم کوتاه درباره آن بسازند. در این فیلم علیرضا تنها نقش آفرینی می کند و علی رسولی تصویربرداری را برعهده دارد. زمان کل فیلم 6 دقیقه است.
بخواهیم صادقانه نگاه کنیم سوژه فیلم «نو» نیست. حتی حرکت فیلم از ثانیه یک تا ثانیه آخر هم نو نیست اما «فرار» واقعاً دارد از کلیشه نگاه ها هم فرار می کند. در ادامه توضیح می دهم چرا «فرار» دارد این کار را انجام می دهد. فیلم با یک تصویر قرمز و لوگوی فیلم آغاز و به سمت یک فضای سیاه و سفید و یک مرد تنها در وسط خیابان با ماسک فید می شود. افکت های صدا که آلودگی صوتی را القا می کنند به یکدیگر می پیوندند. یک جور موسیقی از میان تمامی این افکت ها شنیده می شود.فضا سیاه و سفید است. مرد ماسک زده با حالتی ناآرام و بی قرار به سمت ناکجا شروع به فرار می کند و دوربین با حرکات تند او را دنبال می کند. حرکات دوربین و تدوین تصاویر بسیار تند است. لوکیشن ها مرتباً عوض می شود و مرد ماسک زده همچنان فرار می کند. خبری از آدم های بیرون نیست و این موضوع تعمداً به تصویر کشیده شده تا تنهایی مرد ماسک زده بیشتر مشخص شود.
مرد همچنان به راه خودش ادامه می دهد اما آلودگی ها او را رها نمی کنند. فیلم از دقیقه 3 که میانه فیلم محسوب می شود به سمت فضای نو تغییر جهت می دهد. مرد به فضای کوه و جنگل پناه می برد و اینجاست که فیلم از فضای سیاه و سفید به فضای رنگی تغییر می کند. خبری از آلودگی نیست. مرد ماسک را از سر بیرون می آورد و فضایی شبیه رستگاری اتفاق می افتد. نور و فضای سرسبز اطراف فیلم را در بر می گیرد تا جایی که حتی ماسک افتاده شده نیز در چشمی خود فضای سرسبز را اشاعه می دهد.

در ابتدا گفتم که سوژه و نحوه روایت فیلم «نو» نیست. هنوز هم می گویم اما «فرار» در پرداخت بسیار خوب عمل کرده است. بهروز افخمی می گوید تمامی قصه ها تعریف شده اند و این نحوه پرداخت به داستان است که فیلم را متفاوت می کند. درباره «فرار» این موضوع کاملاً صدق می کند. نحوه پرداخت به قصه کوتاه مرد ماسک دار باعث شده که فیلم از نگاه کلیشه ای دور بماند. به شدت معتقدم که فضاسازی،تصویربرداری و تدوین موسیقی و حتی نوع انتخاب موسیقی ها و افکت های صوتی و نگاه دوربین خلاقانه بوده است و کاملا فکر شده این کارها صورت گرفته است. در ابتدا و پایان فیلم لوگوی فیلم با افکت های صداگذاری شده روی فیلم آمده و می روند. چیزهایی که شاید نمونه اش را خودم در سری بازی های Call of Duty مشابه اش را دیده بودم.
 در زمانی که فیلم وارد فضای رنگی می شود و مرد ماسک دار از فضای آلودگی رها می شود و به دامان طبیعت می پیوندد اصلا انتظار نداریم که موسیقی راک (یا پاپ راک) بشنویم اما این موسیقی وجود دارد و کاملا با فضای فیلم آمیخته شده و مصنوعی نیست. گرافیک تصویری تیتراژ و خوده فیلم نشان می دهد سازندگان آن درک صحیحی از جلوه های بصری داشته اند و همه اینها دست به دست هم داده تا «فرار» کلیشه نباشد.
بابت ساخت این فیلم به علیرضا زندیه و علی رسولی تبریک ویژه می گویم. ویژه بدین خاطر که کمتر دیده ام فیلمسازان جوان تا این حد به جزئیات اهمیت بدهند و درک خوبی از فضاسازی و جلوه های بصری داشته باشند. بی شک ادامه این راه سرآغاز موفقیت های آینده خواهد بود.

لینک این ویدئو در یوتیوب:
www.youtube.com/watch?v=yE0juKOY4Ek


اسکرین شات هایی از این فیلم کوتاه در ادامه مطلب ...


]]>
گلچینی از عکس های عاشورایی در سیرجان 2013-11-15T10:21:00+01:00 2013-11-15T10:21:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/927 امید محمودزاده ابراهیمی امید محمودزاده ابراهیمی: سرویس عکس سایت سیرنا در محرم امسال 220 عکس از عزاداری های این ایام از سیرجان و مناطق اطراف آن منتشر کرد. در این عکس ها سعی بر آن شده است که نحوه و سبک عزاداری های سیرجان و حومه به نحو مطلوب به تصویر کشیده شود. همچنین در قسمت ویدیو این سایت چند ویدیو از عزاداری های سیرجان منتشر شده استگلچینی از عکس های محرم 1392 را در زیر ببینید.برای دیدن عکس های بیشتر به سرویس عکس سیرنا مراجعه فرمایید. (http://sirna.ir/pic)عکس های عاشورایی کاری است از:امین ارجمندمرتضی صالحیوحید د

امید محمودزاده ابراهیمی: سرویس عکس سایت سیرنا در محرم امسال 220 عکس از عزاداری های این ایام از سیرجان و مناطق اطراف آن منتشر کرد. در این عکس ها سعی بر آن شده است که نحوه و سبک عزاداری های سیرجان و حومه به نحو مطلوب به تصویر کشیده شود. همچنین در قسمت ویدیو این سایت چند ویدیو از عزاداری های سیرجان منتشر شده است
گلچینی از عکس های محرم 1392 را در زیر ببینید.
برای دیدن عکس های بیشتر به سرویس عکس سیرنا مراجعه فرمایید. (http://sirna.ir/pic)
عکس های عاشورایی کاری است از:
امین ارجمند
مرتضی صالحی
وحید دهیادگاری
محمدصالح بیگمرادی
اسماعیل خورتن
امید محمودزاده ابراهیمی
























]]>
به همین زودی از سیروان خسروی 2013-08-04T07:43:00+01:00 2013-08-04T07:43:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/926 امید محمودزاده ابراهیمی دومین تک ترانه جدید سیروان خسروی در سال جاری با عنوان "به همین زودی" منتشر شد. به نوعی می توان گفت تک ترانه های جدید او ینی "زندگی همین امروزه" و "به همین زودی" سبک جدید سیروان خسروی پس از آخرین آلبومش-جاده رویاها- است. جاده رویاها با اینکه چینش یکدست تری نسبت به آلبوم ساعت9داشت اما آنچنان که تصور میشد مورد استقبال قرار نگرفت. شاید گنجاندن 4ترانه ای که قبل از انتشار آلبوم به صورت تک ترانه منتشر شده بودند باعث شد میزان استقبال از آلبوم خیره کننده نباشد. اما هرچه که هست سیروان؛ سیروان است و همه

دومین تک ترانه جدید سیروان خسروی در سال جاری با عنوان "به همین زودی" منتشر شد. به نوعی می توان گفت تک ترانه های جدید او ینی "زندگی همین امروزه" و "به همین زودی" سبک جدید سیروان خسروی پس از آخرین آلبومش-جاده رویاها- است. جاده رویاها با اینکه چینش یکدست تری نسبت به آلبوم ساعت9داشت اما آنچنان که تصور میشد مورد استقبال قرار نگرفت. شاید گنجاندن 4ترانه ای که قبل از انتشار آلبوم به صورت تک ترانه منتشر شده بودند باعث شد میزان استقبال از آلبوم خیره کننده نباشد. اما هرچه که هست سیروان؛ سیروان است و همه کارهایی که او انجام می دهد به شدت زیر ذره بین طرفدارانش است. اوضاع برای سیروان و قطعاتی که منتشر می کند سخت است اما پسر ماجراجوی تنظیم ایران قصد ایستادن ندارد. 
امسال از سیروان خسروی بازی در مجموعه رالی ایرانی که مورد استقبال تماشاگران شبکه خانگی قرار گرفت؛ را دیدیم. سیروان با پیشنهاد محمدرضا فروتن به این مجموعه اضافه شد و باز هم نشان داد دست از ماجراجویی برنمی دارد. او همچنان مشغول کار بر روی آلبوم محمدرضا فروتن است و اگر اتفاق خاصی نیفتد تا پایان سال می توانیم تنظیم های سیروان را با صدای فروتن بشنویم.
ترانه ی "به همین زودی" کاری است از امیرعلی بهادری و زانیار خسروی. امیرعلی بهادری که هیچ نسبتی هم با بنیامین بهادری ندارد! تیرماه امسال تک ترانه "نگران نباش" را با ترانه و ملودی ای از خودش و تنظیم زانیار روانه سایت های اینترنتی کرد.

در "به همین زودی" صدای کر را از شهاب رمضان می شنوید(باید دقت کنید البته!). گیتار آکوستیک و بک وکال را کیان پورتراب انجام داده و گیتار آکوستیک سولو را امیر میلاد نیکزاد نواخته است. به همین زودی شنیدنی،رومانتیک و عاشقانه است. به فضای آلبوم ساعت9بیشتر نزدیک است و خصوصاً خوده آهنگ ساعت9. حتما بشنوید.

دانلود| به همین زودی

ترانه نگران نباش از امیرعلی بهادری  را هم از اینجا دانلود کنید

دانلود| نگران نباش
]]>
پاسخ وارده از: محمدحسین جعفریان 2013-07-02T12:56:00+01:00 2013-07-02T12:56:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/925 امید محمودزاده ابراهیمی برای همراهانی که دوست دارمشانمقدمه: در پست قبلی با عنوان «من؛محمدحسین جعفریان و یک بومرنگ» انتقادی از صحبت های ایشان در یک مصاحبه تلویزیونی از طرف من شده بود. حالا جناب جعفریان در شماره اخیر همشهری جوان لطف کردند و هم مطلب وبلاگ را خواندند و هم پاسخ به انتقادات را دادند. از اینکه ایشان لطف کردند و مطلب اینجانب را خواندند بسیار تا بسیار تشکر می کنم. اصلا انتظارش را نداشتم که این مطلب خوانده و به آن پاسخ داده شود.این مطلب در شماره اخیر هفته نامه همشهری جوان در قسمت یادداشت های اختصاصی ای برای همراهانی که دوست دارمشان

مقدمه: در پست قبلی با عنوان «من؛محمدحسین جعفریان و یک بومرنگ» انتقادی از صحبت های ایشان در یک مصاحبه تلویزیونی از طرف من شده بود. حالا جناب جعفریان در شماره اخیر همشهری جوان لطف کردند و هم مطلب وبلاگ را خواندند و هم پاسخ به انتقادات را دادند. از اینکه ایشان لطف کردند و مطلب اینجانب را خواندند بسیار تا بسیار تشکر می کنم. اصلا انتظارش را نداشتم که این مطلب خوانده و به آن پاسخ داده شود.
این مطلب در شماره اخیر هفته نامه همشهری جوان در قسمت یادداشت های اختصاصی ایشان منتشر شده است.

شب اعلام نتایج انتخابات من یک مصاحبه تلفنی داشتم. برخی دوستان شنیده بودند و انتقادهایی داشت‌اند از آن جمله یکی از خوانندگان ه. ج به نام «امید محمودزاده ابراهیمی». یکی دیگر از خواننده های مجله که تلفن را دارد و آدرس وبلاگ او را داد تا بروم انتقادش را بخوانم. رفتم و خواندم. در پیشانی مطلب تمجیدهایی از من شده بود، بیش از لیاقتم. انتقاد هم شده بود که چون دوستان دیگر نیز سوالشان همین بود، چند خطی به احترام همه بر و بچه های مجله و دیگران که نوشته های من را دنبال می کنند، در توضیح می نویسم.
یکی از ایرادات اغلب جوان ترها هنگام شنیدن سخنان یا خواندن مطالب آن است که به جملات، نوع و چینش واژگان و فراز و فرود آن دقت نمی کنند. همیشه برآیندی از آنچه شنیده یا خوانده اند، در ذهنشان نقش می بندد و همان برایشان حجت می شود. لذا گاه نتیجه ای که می گیرند یا مراد صاحب اثر، حتی متضاد از آب درمی آید. حالا اگر این پیش خودمان بماند، ضررش کمتر است اما وقتی تعیین می کنیم همان برایندی است که در ذهن ما نقش بسته، جوهر کلام طرف بوده و حتی در خیابان خودمان نیت خوانی هم کرده و اینجا و آنجا نتیجه ای که خودمان گرفته ایم را برای همه نقل کرده و به آن استناد می کنیم. به قول خراسانی‌ها کار بیخ پیدا می کند؛ مثلاً همین دوستی که گفتم نوشته است: «محمدحسین جفریان این نویسنده خوش قلم و دوست داشتنی همشهری جوان ... از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و ...» برادر من! من چکاره ام که در جایگاه قضاوت رفتار میلیون‌ها تن از هموطنانم بنشینم؟ بعد هم همین بزرگوار از فحوای سخنانم معلوم کرده که کاندیدای اصلح از نظر من چه کسی بوده و در نهایت مرا متهم به عدم رعایت اخلاق کرده و مبتلا به «سندروم زود قضاوت کردن» دانسته است!
عزیز دل! اگر در مقام ناقد و تحلیل گر، بنده در پاسخ خبرنگار آنچه را که در شهر می گذرد نقل کنم، من هم می شوم خبرنگار دوم حال آنکه بناست از من نقد و تحلیل بشنوند. خبرنگار پرسید: آیا آقای روحانی با اصولگرایان دچار مشکل نمی شود؟ و جوهر کلام من این بود که دکتر روحانی مشکل اولش اصولگرایان نیستند، حامیانش هستند. چون چند چهره مهم از ایشان حمایت آشکار کرده و در تقویت سبد رای وی به شدت موثر بوده اند، از شب اعلام نتایج سهم خواهی این‌ها شروع می شود و چالش اصلی این بزرگوار چگونگی مواجهه با این سهم خواهی است.
جالب است که آنجا تاکید کردم پیروز انتخابات مردم‌اند چرا که مشارکتشان عالی بود. اما گذشته از آنچه من گفته ام اگر من یا هر ناقد و تحلیل گری باور داشته باشد، این انتخاب مردم را دچار مشکلاتی می کند، بدیهی است باید هرگاه به این نتیجه رسید بگوید. کما اینکه اگر همین هشدارها را در مورد دولت دهم، مسئولان به موقع ارج می نهادند از بسیاری از کجروی ها و اتلاف حقوق مردم پیشگیری می شد. وقتی همه فهمیدند فلان سیاست یا انتخاب اشتباه بوده و نتایجش زمین و آسمان را بگیرد، اگر بگوید که دیگر تحلیل گر نیست آن موقع بگوید، دیگر به نظر شما اخلاقی است و کارش درست است؟ 
این اسمش سندروم نیست بزرگوار! نقد و تحلیل خبر است. من گزارشگر نبودم، نقد و تحلیلم را درباره آن خبر خواسته بودند. حالا این تحلیل را به یاد بسپار تا بعد!

]]>
من؛محمدحسین جعفریان و یک بومرنگ 2013-06-16T11:23:00+01:00 2013-06-16T11:23:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/924 امید محمودزاده ابراهیمی قصه  ^ بومرنگ ^ شهر مابومرنگ ها دو نوع اند؛ نوع اول، بسیار سنگین است و مستقیما به هدف برخورد می‌کند. نوع دیگر سبک تر است و شکل آن به گونه‌ای است که اگر با مهارت پرتاب شود، دوباره به سمت دست‌های پرتاب کننده باز می‌گرددامید محمودزاده ابراهیمی: محمد حسین جعفریان را آنهایی که همشهری جوان می خوانند و یا قبلاً می خواندند، می شناسند. روزنامه نگار، مستندساز و شاعر که من او را با یادداشت هایش در همشهری جوان شناختم. یادداشت های گاه نیشدار و بی پروای او در همشهری جو قصه  ^ بومرنگ ^ شهر ما


بومرنگ ها دو نوع اند؛ نوع اول، بسیار سنگین است و مستقیما به هدف برخورد می‌کند. 
نوع دیگر سبک تر است و شکل آن به گونه‌ای است که اگر با مهارت پرتاب شود،
 دوباره به سمت دست‌های پرتاب کننده باز می‌گردد

امید محمودزاده ابراهیمی: محمد حسین جعفریان را آنهایی که همشهری جوان می خوانند و یا قبلاً می خواندند، می شناسند. روزنامه نگار، مستندساز و شاعر که من او را با یادداشت هایش در همشهری جوان شناختم. یادداشت های گاه نیشدار و بی پروای او در همشهری جوان هرازگاهی جنجالی می شد. از تعریف کردن قصه امام جمعه جهرم و آلات موسیقی به نقل از عطاا... مهاجرانی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی) و مقصر خواندن کمال خرازی(وزیر امور خارجه در دولت اصلاحات) در قضیه حمله طالبان به سفارت ایران و کشته شدن چند دیپلمات ایرانی و محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری ایرنا در آن حادثه. 
صراحت لهجه محمد حسین جعفریان مختص خودش است. اصولگرایی معتدل است با میانه رو البته اما بسیار صریح و بی پروا. یادداشت های او، خوانندگانش را به عمق بیشتر و تفکر بیشتر در مسائل فرا می خواند. همیشه سعی می کند جنبه انصاف قضیه را تا آنجایی که درب نشریه مربوطه تخته نشود!، حفظ کند.
اما شاید محمدحسین جعفریان هم مانند خیلی از ما ایرانی ها به سندرم «زود قضاوت کردن» و «سریع حکم دادن» مبتلا است. همین 4 سال پیش و موقع انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات جنجالی سال 1388 بود که منتقدان و مخالفان احمدی نژاد، صریحاً حکم کلی درباره 4 سال آینده زمامداری احمدی نژاد صادر می کردند. اما موافقان وی، آنها را به احترام به رای اکثریت بشارت می دادند و تاکید می کردند باید به آرایی که مردم به صندوق ریخته اند، احترام گذاشت و نباید درباره منتخب شان جوری صحبت کرد که مردم متهم به انتخاب اشتباه شده اند. بحث جالب و خوبی بود. خیلی ها مشی اعتدال را پیش گرفتند؛ انتقادپذیری نشان دادند اما خیلی های دیگر نتوانستند.
حالا پس از 4 سال، محمدحسین جعفریان این نویسنده خوش قلم،دوست داشتنی و معتدل همشهری جوان، در گفتگو با یکی از رسانه های غربی که همیشه متهم به معاند بودن با نظام سیاسی ایران است از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و انتخاب حسن روحانی را از همین حالا که وی هنوز قدرت را به دست نگرفته؛ باعث و بنیان مشکلات آینده ایران می داند. از لا به لای صحبت های او مشخص است که کاندیدای اصلح او کسی نیست جز شهردار تهران، محمدباقر قالیباف که در همین انتخابات نفر دوم شد. 
حداقل ذهنیت من که مخاطب یادداشت های محمدحسین جعفریان هستم، این است که وی راهی که خود آن را صد در صد تقبیح کرده است؛ نرود. همفکران اصولگرای معتدل  وی هر چند که در نظرات و آرا با رئیس جمهور 4 سال پیش اختلافات بسیاری داشتند اما همواره دم از اخلاق زدند. بسیار تذکر خوبی هم است که منتقد، اخلاق را حفظ کند اما آیا رعایت این اخلاق از سوی محمدحسین جعفریان خوش قلم انتظار زیادی است؟ انتظار زیادی است که وی درباره رئیس جمهور نیامده و کارهای انجام نشده، حکم زودهنگام صادر کند؟ 
این خرده یادداشت من به دفاع از آقای روحانی نیست؛ انتقاد یا گله ای کوچک است به نویسنده ای که حرف هایش را می خواندم و هنوز هم مشتاقم بخوانم. 

]]>
هومن نامداری: همه جوره «احسان» را قبول دارم! 2013-04-22T07:22:22+01:00 2013-04-22T07:22:22+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/923 امید محمودزاده ابراهیمی گفتگوی مفصل «موسیقی ما» با رهبر ارکستر «احسان خواجه امیری»:هومن نامداری: همه جوره «احسان» را قبول دارم!موسیقی ما | بهمن بابازاده: بیست سال بعد وقتی آلبوم «عاشقانه ها» را جایی بشنوید و اتفاقی به گوش تان بخورد، چند اسم خاص در ذهن تان عبور خواهد کرد:« احسان خواجه امیری، روزبه بمانی، علیرضا افکاری و هومن نامداری...».آلبومی که در سال افت محسوس بازار پاپ توانست جور ضعف عمده ستاره ها را بر دوش بگیرد و کمی آبرو داری کند. تا اهالی پاپ هم در مواجهه با اساتید نکته سنج سایر ژانرها حرفی برای گفتن داشته باش گفتگوی مفصل «موسیقی ما» با رهبر ارکستر «احسان خواجه امیری»:
هومن نامداری: همه جوره «احسان» را قبول دارم!




موسیقی ما | بهمن بابازاده: بیست سال بعد وقتی آلبوم «عاشقانه ها» را جایی بشنوید و اتفاقی به گوش تان بخورد، چند اسم خاص در ذهن تان عبور خواهد کرد:« احسان خواجه امیری، روزبه بمانی، علیرضا افکاری و هومن نامداری...».

آلبومی که در سال افت محسوس بازار پاپ توانست جور ضعف عمده ستاره ها را بر دوش بگیرد و کمی آبرو داری کند. تا اهالی پاپ هم در مواجهه با اساتید نکته سنج سایر ژانرها حرفی برای گفتن داشته باشند.

موفقیت این آلبوم، اوج گرفتن دوباره کنسرت های احسان خواجه امیری و تغییرات ارکستر این خواننده باعث شد سراغ «هومن نامداری» برویم و با او گپی مفصل داشته باشیم:
 
* همین اول حرف هایمان می خواهم بگویی که چه فرق هایی را بین «احسان خواجه امیری» و بقیه چهره ها دیدی که عمده زمان فعالیت هنری خودت را صرف همکاری با احسان کردی ؟
من باید بگویم هم این شانس را داشتم و هم این افتخار را داشتم که کنار بهترین خواننده ایران کار کنم.هم در بخش نوازندگی و هم در بخش کار تنظیم و کارهای ارکستر احسان. راستش من احسان را کاملا قبول دارم چون که حواسش به کار خودش هست. کاری که دارد انجام می دهد از همه لحاظ برایش مهم است. به نظر من خوانندگی یک پکیج است و فقط صدای خوب داشتن کافی نیست. به نظر من یک پکیج اخلاقی است چون اخلاق یک خواننده و برخوردش با طرفدارانش و کسانی که با وی کار می کنند باید درست باشد. فکر میکنم احسان تمام این پکیج را دارد. به همین جهت از روز اول هم خود احسان در خیلی از بخشها به من اعتماد کرد.
 
* می خواهم بدانم که چگونه با یکدیگر آشنا شدید و اولین جرقه همکاری تو با احسان از کجا زده شد؟
تقریبا سه سال پیش بود که آن موقع مدیر برنامه ها و رهبر ارکستر احسان آقای سلیمان بود. سه سال پیش احسان ارکستر زهی داشت و می خواست که تغییراتی را در ارکسترش ایجاد کند و بخش بادی را به ارکستر اضافه کند. من و دو دوست دیگرم یعنی علی ضرابی و سیامک کریم پور که همین الان هم در ارکستر هستند به دفتر زایا رفتیم. صحبتهایی که داشتیم و به توافقاتی که رسیدیم جرقه اولیه همکاری ما بود.
 
* یادت هست که چه سالی بود ؟
سال 88 یا 89.
 
* در مورد سابقه کاری خودت پیش از روزی که به آن جلسه رفتی برای ما می گویی؟
راستش شاید خیلی از کسانی که سایت شما را پیگیری می کنند و اصولا کسانی که در موزیک هستند به فعالیتهای من قبل از اینکه بخواهم در بخش پاپ فعالیت کنم خیلی آشنایی نداشته باشند.
 
* قطعا آشنایی ندارند چون خود من هم چیزی نمی دانم !
اصلا کار من فضا پاپ و ترانه نبود. من سالهای زیادی کار موسیقی انیمیشن انجام داده ام. در کنار دوستان خیلی خوبم مثل علیرضا کهن دیری که یکی از موزیسین های خیلی خوب کشورمان است کار موسیقی فیلم انجام داده ایم. چندین پروژه خوب داریم که در جشنواره فجر هم پخش شده بود. خودم به موسیقی انیمیشن علاقه زیادی دارم و موسیقی تیزر و کارهایی از این دست انجام داده ام. یعنی موسیقی برای تصویر بوده است. به همین جهت شاید چیزی که از آن سالها هنوز در من باقی مانده است باعث شده خیلی از بچه هایی که همین الان موسیقی های احسان را می شنوند و تنظیم های عاشقانه ها را می شنوند به من می گویند که کارهایی تو کار میکنی خیلی تصویری است. یعنی وقتی که گوش می کنند مثل موزیک باکس اول قطعه «لحظه» ، یک تصویری در ذهنشان ایجاد می شود. برای همین شاید چیزی از آن سالها در من باقی مانده است.
 
* جالب شد. سابقه فانتزی و جالبی پس داشته ای. الان دیگر آن ماجرا را ادامه نمی دهی، درست است؟
خیلی کم و بیش. چون که دیگر الان یک خرده فعالیت هایم به این سمت رفته است. من همیشه در کار موسیقی ام سعی کرده ام که تجربه کسب کنم و سعی کرده ام فضاهای مختلف را تجربه کنم.چندین سال آن کار را انجام دادم و اکنون در این بخش مشغول فعالیت هستم. در بخش پاپ فعال هستم و این هم برای خودش تجربه ای است.
 
* به نظرم امسال سال شکوفایی هومن نامداری بود.اینکه آلبوم «عاشقانه ها» اینقدر همه گیر شد و کنسرتهای احسان اینقدر خوب مورد توجه قرار گرفت. به نظر من یکی از شاخصه های این اتفاق و این موضوع قطعا و بدون شک با درصد بالایی به خود تو مربوط بوده. اینکه تو هم در آلبوم عاشقانه ها و هم در اجراهای زنده یک پوست اندازی اساسی را داشتی. خودت در مورد این حرف من چه نظری داری ؟
خوشحالم که این اتفاقات رخ داده است. اول در مورد آلبوم احسان خیلی خوشحالم که این بازخورد را داشت. چون باید از همه این تیمی که ما با هم کار کردیم یعنی علیرضا افکاری و روزبه بمانی و احسان تشکر کنم چون آدم های بزرگی هستند و با آدم های بزرگتری هم کار کرده اند و این اعتماد را به من داشتند که بتوانم در کنارشان باشم و این فعالیت را انجام بدهم زیرا آلبوم حساسی بود. به خاطر اسم ها و کسانی که در این آلبوم فعالیت داشتند به نظرم حساسیت زیادی داشت و چشم های زیادی روی این آلبوم زوم بود که ببینند چه اتفاقی می افتد.
 
* واقعا قبل از اینکه آلبوم بیرون بیاید فکر می کردید که تا این حد همه گیر شود و شنیده بشود ؟
ما اولین تجربه ای که برای این آلبوم داشتیم ترک «نابرده رنج» بود. «نابرده رنج» وقتی پخش شد خیلی بازخوردهای خوبی داشت. تقریبا جزو اولین ترک های آلبوم هم بود که انجام شد و کارهایش را انجام دادیم. بازخورد خوب این کار ما را خیلی دلگرم کرد به خصوص من را خیلی دلگرم که این همکاری بازخورد خوبی خواهد داشت. ولی خب آن استرس تا روزی که قرار بود آلبوم منتشر شود وجود داشت و  بر سر برخی مسائل ارشاد آلبوم به تعویق می افتاد آن استرس با من بود. شاید بقیه بچه ها آنقدر استرس نداشتند ولی چون کار اول من بود و در آلبوم قبلی احسان هم یک ترک داشتم که برای سریال«مسیر زاینده رود» ساخته شده بود و آن را هم کار کرده بودم اما در این آلبوم چون از نه ترک از ده ترک آلبوم کار من بود احساس می کردم که بار مسئولیتم بیشتر است. به همین دلیل یک مقدار استرس هم داشتم.
 
* با رفتن «زایا سلیمان» وظیفه رهبری ارکستر و کلیه مسئولیتهای ارکستر را شما بر عهده گرفتید. درست است؟
بله.در یک فرصت یک ماهه دو نفر از اعضای گروه کاملا عوض شدند و هومن غفاری و امید حجت به ما اضافه شد که واقعا همینجا از آنها تشکر میکنم چون که جزو بهترین نوازنده های ایران و با تجربه هستند. آنها هم به من اعتماد کردند و با صبر و حوصله در تمرینها وقت و انرژی گذاشتند. در یک ماه ما توانستیم کاری کنیم که احسان در اولین اجرای تهرانش بگوید که تا الان این بهترین ارکستر من بوده است. این اتفاق خیلی بزرگ و حرف خیلی خوبی بود که احسان گفت.
 
* پس احسان پیش از این چه کار می‌کرد؟
تمام بچه ها زحمت خود را کشیده اند. تمام بچه هایی که قبلا بوده اند به در نوع خود زحمت کشیده اند. ولی به نظرم این گروهی که الان هست از همه لحاظ یک گروه یک دست تری است.
 
* و این گروه چه فرق هایی با زمان حضور «زایا» دارد؟
این جزو بخش مدیریتی قضیه حساب می شود. من در بحث هنری جریان دخیل بودم. در بخش تنظیم هایی که برای این ارکستر جدید انجام دادم چون بیشتر ترک های آلبوم عاشقانه ها به این ارکستر اضافه شد و من در بخش هنری بیشتر دخیل بودم.
 
* و همیشه هم جزو کم حاشیه ترین گروهها و افراد حاضر در بازار بودید؟این حرف را قبول دارید؟
من فکر میکنم که خود احسان هم شخصیتش به همین گونه است. خواه ناخواه همه ما هم به این سمت سوق داده شدیم و خدا را شکر از همه لحاظ بازخورد خوبی هم داشته است. یعنی ما داریم کارمان را انجام می دهیم و کارمان موزیک است و سعی میکنیم در کنسرتهای احسان مردم موزیک خوب بشنوند. حداکثر سعی ما هم همین است.
 
* این روزها با احسان درگیر چه کاری هستید؟
احسان در حال انجام مقدمات آلبوم جدید است و امیدواریم که این آلبوم هم مثل آلبوم عاشقانه ها موفقیت خوبی در بازار موسیقی کشورمان داشته باشد.در مورد خودم بخواهم بگویم که انشالله در اردیبهشت ماه آلبوم«مهدی یراحی»منتشر می شود که من سه کار هم در آلبوم مهدی دارم که خیلی هم دوستشان دارم و اصلا فکر کنم در آنجا یک هومن نامداری دیگر است!
 
* اتفاقا سوال بعدی من همین بود.این که تو خیلی کم و به ندرت با بقیه چهره ها کار میکنی و این که تماما در اختیار احسان هستی و با احسان کار می کنی، کمی استقلال هنری تو را زیر سوال نمی برد؟
نه راستش. احسان خوشبختانه پیگیر کارهای من است که الان چه فعالیتی داری؟ بعد از آلبوم عاشقانه های کسی به سراغت آمده است؟ خیلی پیگیر این جریان است. من خودم در این جریان یک مقدار وسواس دارم چون فکر میکنم که در واقع کیفیت کار از کمیت آن مهمتر است. این که ما در طول سال فلان تعداد ترک با فلان تعداد خواننده منتشر کنیم و فقط دو مورد آنها شنیده شود و دو مورد آنها معروف شود خیلی کار جالبی نیست. این که سعی کنیم در  هرکدام از کارهایی که انجام می دهیم به روز و متفاوت باشد. الان خودتان در بازار موسیقی هستید و می شنوید فکر می کنم که بازار موسیقی دچار یکنواختی شده است. هم آلبومهایی که منتشر می شود و حتی تک ترکهایی که بیرون می آید.همه موزیک ها و همه صداها شبیه هم شده اند و نمی دانم به کجا قرار است برود ولی شاید بر خلاف مسیر رودخانه باشد ولی من سعی کردم خودم را به این راه بسپارم.
 
* حضور چهره های جدیدی مثل «آرون حسینی» یا «امیر جمالفرد» که وارد عرصه موسیقی الکترونیک شده اند کمکی می کند که بازار از این کسالت و تکراری بودن کمی فاصله بگیرد؟
بله حتما. آرون که یکی از دوستان نزدیک من است و خیلی به کارها و شخصیت خودش علاقه مندم. ببینید متاسفانه یک چیزی که در موسیقی ما و کلیه اصنافی که هنری هستند جا افتاده و فکر کنم فقط هم در ایران باشد این است که وقتی یک نفر گل می کند ناگهان همه سراغ او می روند و وقتی یک نفر جدید می خواهد بیاید همه آن نفر جدید را با قبلی مقایسه می کنند. در صورتی که اینجا یک بحث خیلی خوبی که می تواند پیش بیاید رقابت است.این رقابت در تمام دنیا وجود دارد و در تمام رسانه های دنیا وجود دارد.به عنوان مثال شاید ما از یک سری رسانه هایی که در کل دنیا خیلی فراگیر است و باعث معروف شدن خیلی از چهره های شده است دور هستیم. مثلا«جاستین بیبر» از داخل یوتیوب در آمده است. به نظرم خود موزیسین ها باید به هم کمک کنند یعنی این رقابت شکل بگیرد و به هم کمک کنیم.
 
* که هیچ وقت البته این اتفاق نمی افتد و متاسفانه همه مشغول خراب کردن بقیه هستند.
متاسفانه.
 
* هومن سوال آخرم از تو این است که یک سری چهره ها خیلی دوست داشتند با تو کار کنند. حتی دیدم در بک استیج کنسرت احسان که «رضا صادقی» خیلی تمایل به همکاری با تو داشت. می خواهم ببینم چهره ای بوده در همه این سالها که تو خودت خیلی دوست داشته باشی با او کار کنی و هنوز موقعیتش پیش نیامده است؟
اجازه بدهید الان نگویم ولی کم کم موقعیتهای خوبی دارد پیش می آید که من دوست داشتم با یک سری افرادی کار کنم که الان با آنها مشغول کار هستم. ولی اجازه بدهید قضیه را خیلی لو ندهم چون در مراحل اولیه کار هستیم. ولی کسانی بودند که هم خودم دوستشان دارم و هم می دانم شما دوستشان دارید که خوشحالم که این موقعیت برای همکاری با آنها پیش آمده است.
 
* از آلبومهای سال قبل به جز آلبوم احسان کاری بوده که دوست داشته باشی؟
من آلبوم سیروان را هم خیلی دوست داشتم. چون سیروان تنظیم کننده خوب کشورمان است .


عکس: سعید عبداللهی
پیاده کردن گفتگو: وحید لشکری
منبع: اختصاصی موسیقی ما
]]>
از خودروی خود مانند حرفه ای‌ها نگهداری کنید 2013-04-12T05:33:25+01:00 2013-04-12T05:33:25+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/922 امید محمودزاده ابراهیمی باورهای غلط در مورد سرویس و نگهداری خودرواز خودروی خود مانند حرفه ای‌ها نگهداری کنیدحمیدرضا گرامی نژاد|مجله ماشین: استفاده از خودرو در کشورمان به صورت همه‌گیر، تقریباً از دهه 50 میلادی آغاز شد. به تناسب زیادشدن تعداد خودروها، نگهداری و تعمیرات آن‌ها نیز گسترش یافت و تعدادی از مردم جهت امرار معاش، رانندگی را به عنوان یک شغل برگزیدند. کارهای مربوط به نگهداری و تعمیرات خودرو تخصصی است و با پیشرفته تر شدن خودروها هر روز پیچیده تر می شود. هم زمان با پیشرفت علم و تکنولوژی این کار تبدیل به یک علم باورهای غلط در مورد سرویس و نگهداری خودرو
از خودروی خود مانند حرفه ای‌ها نگهداری کنید

حمیدرضا گرامی نژاد|مجله ماشین: استفاده از خودرو در کشورمان به صورت همه‌گیر، تقریباً از دهه 50 میلادی آغاز شد. به تناسب زیادشدن تعداد خودروها، نگهداری و تعمیرات آن‌ها نیز گسترش یافت و تعدادی از مردم جهت امرار معاش، رانندگی را به عنوان یک شغل برگزیدند. کارهای مربوط به نگهداری و تعمیرات خودرو تخصصی است و با پیشرفته تر شدن خودروها هر روز پیچیده تر می شود. هم زمان با پیشرفت علم و تکنولوژی این کار تبدیل به یک علم شده و بی‌دلیل نیست که دفترچه راهنمای یک خودروی امروزی دارای چند صد صفحه است. در صورتی که همین دفترچه در دهه 70 میلادی کمتر از 20 برگ داشت! در این مقاله سعی داریم نیازهای خودروهای امروزی را به زبانی ساده بازگو کنیم. این دستورالعمل مربوط به خودروهای سبک بنزینی و دیزلی است و اکثر موارد ذکر شده، در بیش‌تر خودروها قابل انجام است.

1- گرم کردن و در جا کار کردن خودرو:
 علیرغم باور عمومی، موتور خودروهای امروزی نیازی به گرم کردن ندارد و چند ثانیه پس از روشن شدن موتور، می‌توان راه افتاد. این باور قدیمی مربوط به زمانی است که موتورهای با تکنولوژی قدیمی و ساخته شده از آلیاژهای قدیمی (عموماً چدنی) در زمان روشن شدن تا گرم شدن کامل موتور بازده کافی نداشت‌اند. این مسئله در مورد خودروهای دیزلی شدت بیش‌تری داشت. حالا که موتورها از آلیاژهای سبک‌تر و مقاوم تر ساخته می شوند و روش های سوخت‌رسانی جدید، موتور را با هر شرایط دمایی تطبیق می دهد نیازی به گرم کردن موتور برای شروع حرکت نیست. البته سرد کردن موتور برای مدت کوتاه آن هم پس از استفاده طولانی لازم است، اما نه به شدتی که توسط برخی از رانندگان اتفاق می افتد. در واقع زمانی که یک خودرو مدت چند ساعت در حرکت بوده، بهتر است دو تا سه دقیقه در جا کار کرده تا دمای موتور کمی کاهش پیدا کند. در موتورهای دیزلی و حجیم نیز همین طور است. متأسفانه بعضی از رانندگان اتوبوس و کامیون موتور را مدت زیادی روشن نگه می دارند که جز ضرر برای خود موتور، آلودگی هوا و مصرف بی‌دلیل سوخت، سودی ندارد. در کشورهای پیشرفته، پلیس برای صاحبان خودروهایی که در جا کار می کن‌اند جریمه هایی در نظر می گیرد. در جا کار کردن موتور باعث سایش بیش از حد قطعات و کم شدن عمر آن‌ها و کثیف شدن سریع تر روغن موتور هم می شود. درجا کار کردن برای موتورهای توربو شارژر دیزلی ضرر زیادی دارد. ضمناً خاموش کردن موتور نیازی به گاز دادن ندارد و علیرغم باور عموم مردم، هیچ کمکی به روشن شدن موتور در استفاده بعدی نخواهد کرد.


2- نگهداری تایر:
بهتر است تنظیم باد چرخ‌ها بین 500 تا 1000 کیلومتر حداقل 2 بار در ماه(بسته به استفاده از خودرو) انجام شود. البته فشار باد تایر را بایستی در زمان سرد بودن تایر اندازه گرفت. به دلیل اینکه پس از حرکت، دمای تایر بیش‌تر شده و هوای داخل آن افزایش حجم پیدا می کند. در مورد خودروهایی که زمان زیادی در پارکینگ متوقف هست‌اند، کم شدن باد بیش‌تر اتفاق می افتد. کمبود باد باعث ساییدگی لبه تایر و زیاد بودن باد باعث ساییدگی وسط تایر می شود. در مورد وانت‌ها توصیه می شود به هنگام مل بار، باد چرخ های عقب افزایش پیدا کند. به هنگام تنظیم باد به سایز تایر هم توجه شود. در صورت استفاده از تایر پهن تر از استاندارد، از باد بیشتر به میزان یک تا سه بار استفاده شود. بعضی‌ها اعتقاد دارند زیاد بودن باد تایر باعث کم شدن مصرف سوخت می شود اما باید در نظر داشت که باد اضافی بیش از حد مجاز، باعث کم شدن مصرف سوخت می شود اما باید در نظر داشت که باد اضافی بیش از حد مجاز، باعث کم شدن چسبندگی خودرو به سطح مسیر می شود که خطرناک است.


3- جابجایی چرخ‌ها:
جابه‌جایی چرخ‌ها برای ساییدگی منظم، بایستی پس از طی 10 هزار کیلومتر انجام شود. در مورد تایر رادیال(مثل پراید و پژو) جابجایی چرخ های عقب با جلوی همان طرف لازم است. در مورد تایر بایاس(غیر رادیال) بهتر است جابه‌جایی به صورت ضربدری صورت گیرد(مثل پیکان و وانت مزدا) و جابه‌جایی ضربدری برای تایر رادیال ضرورتی ندار. در مورد وانت نیسان که تایر عقب و جلو متفاوت هست‌اند، فقط تایر چپ و راست تعویض شوند. دلیل جابه‌جایی تایرها سایش متفاوت در محورهای محرک و غیر محرک است. در خودروهای دیفرانسیل جلو، ساییدگی تایر جلو و در خودروهای دیفرانسیل عقب، ساییدگی تایر عقب بیش‌تر است.
بهتر است در هر 30 هزار کیلومتر یا یک سال تایر های چپ و راست جابه‌جا جا شوند. در خودروهایی مانند پژو 405 که چرخ های عقب زاویه‌دار است یا ماشین‌هایی که محور عقب صلب نیست‌اند، ساییدگی لبه داخلی با خارجی متفاوت است. در صورتت استفاده از تایر بارانی و دارای جهت چرخش یا لاستیک‌هایی که آج بیرونی و درونی متفاوت دارند، حتماً به نشانگر جهت چرخش روی دیواره لاستیک توجه شود و جابه‌جایی ضربدری در این نوع تایرها انجام نشود.
معمولاً عمر مفید تایرها در صورت استفاده مناسب 60 تا 80 هزار کیلومتر است. به هنگام خرید تایر نیز به تاریخ تولید که عددی چهار رقمی است توجه شود. 2 رقم اول هفته در سال میلادی و دو رقم دوم سال میلادی است. به عنوان مثال2508 یعنی تایر در هفته 25 از سال 2008 تولید شده است. بهتر است بیش از یکسال از تاریخ تولید تایر نگذشته به اشد. تایرهایی که تمیز بوده(روغنی نیستند) و داخل نایلون هستند بهترند.
اگر تایر دست دوم می خرید، توجه داشته باشید که یک شکل و داری آج یکسان و تاریخ تولید مشابه باشند. چون عملکرد تایرهای متفاوت یکسان نیست و ممکن است روی قابلیت های ترمزگیری خودرو تأثیر بگذارد. در صورتی که تایرها دارای آج یکسان نباشند، بهتر است تایر جدیدتر در عقب استفاده شود(برخلاف تصور عموم مردم که فکر می کنند بهتر است تایر جلو نو باشد).
آخرین تحقیقات و استانداردهای جهانی تأکید بر خطر بیش‌تر پنچری یا ترکیدن تایر کهنه در چرخ عقب می کن‌اند. همچنین استفاده از تیوب در تایرهای تیوبلس توصیه نمی شود و بهتر است همه تایرهای تیوبلس یک خودرو فاقد تیوب باشند. این گونه تایرها نمی ترک‌اند و رفتار قابل کنترلی در زمان پنچری در سرعت های بالا دارند.


4- روغن موتور:
تعویض روغن بایتی بر اساس روغن توصیه شده توسط سازنده انجام شود. البته فقط توجه به سطح کیفی توصیه شده کافی است و مارک تجاری روغن چندان مهم نیست. همچنین تفاوتی بین روغن های ایرانی و خارجی یا تصفیه اول یا چندم وجود ندارد و فقط سطح کیفی و درجه گرانروی روغن مهم است.
در صورت استفاده از روغن با سطح کیفی بالاتر می‌توان آن را دیرتر تعویض کرد. اما استفاده از روغن با سطح کیفی پایین تر از توصیه سازنده خودرو مجاز نیست. همچنین تعویض زود هنگام روغن فقط ضرر اقتصادی به دنبال دارد و می‌توان با اطمینان خاطر تا پایان مدت توصیه شده توسط سازنده، از آن استفاده کرد. همیشه 1000 کیلومتر به کارکرد خودرو برای محاسبه کارکرد خودرو برای محاسبه کارکرد درجا و ترافیک اضافه کنید.
به عنوان مثال اگر خودرویی 9 هزار کیلومتر مسافت پیموده و از روغن مناسب برای طی 10 هزار کیلومتر مسافت استفاده می کنید، بهتر است نسبت به تعویض روغن اقدام کنید.
حتماً به هنگام تعویض فیلتر روغن نیز اقدام شود. تعویض یک بار در میان فیلتر روغن اشتباه بوده و باعث کثیف شدن روغن می شود. زیرا وظیفه فیلتر روغن تمیز نگه داشتن آن و جذب رسوبات موتور است.
در صورت کم شدن روغن خودرو، حتماً از روغن مشابه استفاده کنید. معمولاً بهتر است کنترل روغن هفته ای یک بار انجام شود. در مورد خودروهای دوگانه سوز بهتر است از روغن های مخصوص این خودروها CNG استفاده گردد.
بهتر است از روغن های چند درجه ای در تمام فصول سال استفاده کنید( 20W50یا15W40) در غیر این صورت در تابستان روغن 40 و در زمستان روغن 30 استفاده شود. استفاده از روغن 50 و مناسب موتورهای دیزلی سنگین مجاز نیست. در صورت روغن سوزی موتور، باید نسبت به رفع آن اقدام کرد. ضمناً استفاده از روغن با ویسکوزیته بالا باعث تشدید عیب موتور می شود.


5- روانکاری سیستم انتقال قدرت:
بهتر است به هنگام تعویض روغن نسبت به بازدید سطح واسکازین گیربکس و دیفرانسیل اقدام گردد و پس از طی 20 تا 30 هزار کیلومتر نسبت به تعویض واسکازین اقدام شود. علیرغم باور عمومی که تعویض واسکازین را ضروری نمی دانند، لازم است بدانید گرمای ناشی از حرکت قطعات داخل سیستم انتقال حرکت، باعث از بین رفتن کیفیت روانکارها می شود. بهتر است در خودروهای سنگین مانند وانت‌ها و پاترول به خصوص در مناطق گرم از واسکازین 140 و در سایر خودروها از واسکازین85W90 استفاده شود.
در خودروهای گیربکس اتوماتیک، تعویض روغن هیدرولیک و فیلتر گیربکس بسیار مهم است و بهتر است هر 30 هزار کیلومتر یامطابق توصیه سازنده خودرو انجام گیرد.

6- فیلتر هوا:
بهتر است فیلتر هوا به هنگام تعویض روغن بازدید شده و در صورت کثیف شدن تعویض گردد. باد گرفتن فیلتر های کاغذی کار اشتباهی است و فقط فیلتر های دائمی که در ماشین آلات ساختمانی و کامیون‌ها استفاده می شوند نیاز به باد گرفتن دارند.


7- ضد یخ:
ضد یخ خودرو حتماً باید ابتدای فصل سرما کنترل شود. علیرغم باور عمومی که ضد یخ نیاز به تعویض ندارد، بهتر است هر سال یا هر 30 هزار کیلومتر نسبت به تعویض آن اقدام شود. به دلیل وجود مواد ضد جوش و ضد رسوب، پس از مدتی، ضدیخ فاسد شده، خاصیت خود را از دست می دهد و رنگ آن نیز تغییر می کند. در تهران و شهرهای معتدل نسبت آب به ضد یخ70/30 است. در شهرهای سردسیر لازم است به توصیه سازنده ضد یخ توجه شود. ضد یخ با نسبت 50/50 تا دمای منفی 37 درجه سانتی‌گراد یخ نمی زند.
به هنگام تعویض ضد یخ از آب مقطر و بدون سختی یا آب رادیاتور استفاده شود و حتماً ضد یخ و آب مخلوط شده و در رادیاتور ریخته شود. از ریختن جداگانه آب و ضد یخ خودداری کنید. در بعضی خودروها مانند 405 پس از تعویض مایع خنک کننده باید سیستم خنک کننده را هوا گیری کنید.

8- مایع ترمز:
مایع ترمز که به اشتباه روغن ترمز نامیده می شود از مشتقات نفتی نیست و به دلیل جذب رطوبت هوا و قرار گرفتن در معرض حرارت ناشی از اصطکاک لنت و دیسک، پس از مدتی خاصیت خود را از دست داده، باعث افت کیفیت ترمزگیری شده و رنگ آن نیز کدر می شود. علیرغم باور عمومی که تعویض مایع ترمز را کاری بیهوده می دانند، بهتر است هر سال یا هر 30 هزار کیلومتر تعویض شود.
حتماً از مایع ترمز توصیه شده توسط سازنده خودرو استفاده شود.
مایع زرد رنگ مایل به سبز با قوطی زرد  دارای استانداردDOT3 و مایع آبی رنگ با قوطی آبی دارای استاندارد DOT4 هست‌اند و اختلاط آن‌ها یا تعویض آن‌ها با هم مجاز نیست. همچنین به دلیل جذب رطوبت هوا توسط مایع ترمز، مایع درون قوطی از قبل باز شده قابل استفاده نیست. پس از تعویض مایع ترمز، هواگیری ترمز همه چرخ‌ها الزامی است.

9- شمع و وایر:
تعویض شمع در موتور های بنزینی بسته به نوع خودرو و کاربراتوری یا انژکتوری بودن آن انجام می گیرد و بهتر است بین 20 تا 30 هزار کیلومتر بازدید و تعویض شود. نو و تمیز بودن شمع باعث کارکرد منظم موتور می گردد. حتماً به اندازه شمع توجه کنید. در بعضی خودرو های جدید که دارای زمان تعویض طولانی تر بوده، از شمع های سوزنی استفاده شده است. در صورت استفاده از شمع های جدید دارای آلیاژ جدید و چند الکترود، مدت کارکرد مطابق توصیه سازنده شمع به اشد. در بعضی خودروها مانند پژو 206 که ECU موتور به تغییرات حساس است، فقط از شمع فابریک استفاده شود و استفاده از شمع های متفرقه توصیه نمی شود. تعویض همه شمع‌ها با هم انجام گیرد و استفاده از شمع های نو و کهنه مجاز نیست. همچنین وایرها نیز به هنگام تعویض شمع کنترل شوند و در صورت لزوم تعویض گردند. این قطعات معمولاً پس از طی 100 هزار کیلومتر نیاز به تعویض دارند.


10- بنزین سوپر:
در خودروهای بنزینی که دارای ضریب کمپرس موتور بالاتر از 9 به 1 هست‌اند حتماً بنزین سوپر با اکتان بالا مصرف شود. مصرف بنزین سوپر یا بنزینی که دارای اکتان بالاتر از نیاز موتور به اشد در تمام خودروها مجاز است. البته بر خلاف تصور عموم مردم تاثیر مثبتی در کارکرد موتور و مصرف سوخت ندارد. به عنوان مثال استفاده از بنزین سوپر در موتور پراید که ضریب کمپرس پایین تر از 9 به یک دارد کاری بیهوده است. اما مصرف بنزین معمولیی با اکتان پایین در موتورهایی که ضریب کمپرس بالایی دارند باعث کارکرد بد موتور ، ایجاد صدای بیش‌تر و پایین آمدن راندمان آن می شود. برخلاف تصور عموم مردم، استفاده همیشگی از بنزین سوپر هیچ ایرادی ندارد و نیازی با استفاده  همیشگی از بنزین سوپر هیچ ایرادی ندارد و نیازی به استفاده متناوب از بنزین معمولی و سوپر نیست. خشک تر بودن بنزین سوپر نسبت به بنزین معمولی تصور غلطی است. کارکرد موتور وابسته به اکتان یا درجه آرام سوزی است و ربطی به خشک یا چرب بودن سوخت ندارد.

11- افزودنی های سوخت: 
این افزودنی‌ها دو دسته هستند. یک دسته از آن‌ها در واقع پاک کننده سیستم سوخت‌رسانی، شمع‌ها و سوپاپ‌ها هست‌اند و نام مکمل سوخت به غلط برای آن‌ها استفاده می شود. مصرف آن‌ها هر چند ماه یک بار یا حداقل پس از طی 30 هزار کیلومتر توصیه می شود. دسته دوم که واقعاً مکمل سوخت هست‌اند در واقع برای جبران پایین بودن کیفیت و اکتان سوخت به کار می روند و به دو صورت مایع و قرص عرضه می شوند. توصیه می شود از این مکمل‌ها به هنگام استفاده از بنزین معمولی با کمپرس بالا استفاده شوند. البته دقت در انتخاب نوع محصول هم مهم است، توجه کنید که حتماً هر دو محصول را با باک پر از سوخت استفاده کنید.



توصیه های عمومی جهت افزایش عمر مفید خودرو:
آچار کشی کلی، بازدید اتصالات و زیر بندی، کنترل شیلنگ‌ها و لوله های خودرو در شروع فصل سرما و گرما انجام شود.

گریس کاری چهار شاخ گاردان، کشویی گاردان، قسمت های متحرک و باز خودرو مخصوصاً در مدل های دیفرانسیل عقب و دو دیفرانسیل، با هر تعویض روغن انجام شود. پس از اتمام زمستان، زیرشویی خودرو انجام گیرد تا نمک رسوب کرده در زیر آن پاک شده و از پوسیدگی آن جلوگیری شود.

کنترل جلو بندی و گردگیرها و میزان فرمان توسط راننده انجام شود و در صورت مشاهده لاستیک سایی یا کشیدن فرمان، نسبت به تنظیم فرمان اقدام شود. ممکن است کشیدن فرمان با تنظیم باد لاستیک‌ها رفع شود. ولی نامیزان بودن دهنه چرخ‌ها باعث لاستیک سایی می شود.

بازدید چرخ‌ها از نظر کنترل لنت‌ها، دیسک‌ها، کاسه ها و نشتی مایع ترمز حداقل سالی یک بار انجام شود در صورت لزوم تعویض لنت، لوازم چرخ‌ها و رگلاژ ترمزدستی انجام گیرد.

در صورت استفاده از باتری معمولی، هفته ای یک بار در فصل گرما و ماهانه یک بار در فصل سرما نسبت به کنترل آب باتری اقدام شود.

ابتدای فصل سرما کنترل ترموستات لازم است. البته ترموستات در تمام فصول لازم بوده و حذف آن خصوصاً در موتور های آلومینیومی مشکل‌ساز خواهد شد.

کولر خودرو در فصل زمستان هفته ای یک بار به مدت 10 تا 15 دقیقه روشن شود. اینکار باعث جلوگیری از خرابی کاسه نمد کمپرسور می شود و کولر خودرو نیازی به شارژ گاز در تابستان نخواهد داشت. همچنین در زمان سرویس کولر به نوع گاز مصرفی خودرو توجه شود. خودروای قدیمی از گاز R12 استفاده  می کن‌اند. اختلاط این دو گاز یا جابه جایی آن‌ها با یکدیگر مجاز نیست. ضمناً در صورت تعویض کامل گاز، بهتر است فیلتر رطوبت گیر(Dryer Filter) هم تعویض شود.

فیلتر بنزین بهتر است هر 10 هزار کیلومتر تعویض شوذ. در بعضی خودروهای جدید فیلتر بنزین عمر بیش‌تری دارد که باید به توصیه سازنده شود.

تعویض تسمه تایمینگ موتور در زمان توصیه شده توسط سازنده انجام شود. در بعضی از موتورها پاره شدن تسمه تایمینگ خسارت زیادی به سر سیلندر ، سوپاپ‌ها و پیستون‌ها وارد می کند. معمولاً تعویض تسمه تایمینگ بین 60 تا 100 هزار در موتورهای مختلف توصیه می شود. همچنین بازدید تسمه های کولر و دینام هر ماه انجام شود. شل بودن تسمه دینام باعث شارژ نشدن باتری خواهد شد.

شایان توجه است رعایت موارد فوق با هزینه اندک باعث اطمینان خاطر هنگام استفاده و دوام بیش‌تر خودرو می شود. به عنوان مثال وقتی 4 لیتر روغن موتور به قیمت 35 هزار تومان تعویض می شود چرا فیلتر روغن 10 هزار تومان تاثیر آن را در مصرف سوخت کمتر یا دوام بیش‌تر موتور نادیده گرفت؟ یا به دلیل عدم تعویض روغن  ترمز 15 هزار تومانی، کیفیت ترمز خودرو را کاهش داد و باعث حادثه شد؟(قیمت‌ها مربوط به زمان نگارش مطلب است!!!) پس سعی کنیم  در نگهداری و سرویس خودروی خود به کوشیم، باورهای قدیمی اشتباه را دور به ریزیم و به دیگران بیاموزیم.



]]>
ویژه نامه نوروز 1392 نشریه پاسارگاد 2013-03-19T19:23:00+01:00 2013-03-19T19:23:00+01:00 tag:http://artcm.mihanblog.com/post/921 امید محمودزاده ابراهیمی بخش یک|معرفیهفته نامه پاسارگاد سیرجان به مانند روال سال‌های گذشته، ویژه نامهٔ نوروزی منتشر کرده است. ویژه نامه نوروزی 92 پاسارگاد و در 100 صفحه روزنامه ای/ گلاسه با قیمت معقول 1000 تومان به روی دکه های مطبوعاتی آمده است. عکس جلد این ویژه نامه برخلاف سال‌های گذشته مختص به افراد و یا طرح‌های گرافیکی نیست و جای خود را به کاریکاتور داده است. تصویری که در زیر می‌بینید جلد این ویژه نامه است. کاریکاتوری از حمید خلوتی که با ترکیب رنگ‌های آبی، سفید و سفره هفت سین تزئین شده است و سا

بخش یک|معرفی

هفته نامه پاسارگاد سیرجان به مانند روال سال‌های گذشته، ویژه نامهٔ نوروزی منتشر کرده است. ویژه نامه نوروزی 92 پاسارگاد و در 100 صفحه روزنامه ای/ گلاسه با قیمت معقول 1000 تومان به روی دکه های مطبوعاتی آمده است. عکس جلد این ویژه نامه برخلاف سال‌های گذشته مختص به افراد و یا طرح‌های گرافیکی نیست و جای خود را به کاریکاتور داده است. تصویری که در زیر می‌بینید جلد این ویژه نامه است.
 کاریکاتوری از حمید خلوتی که با ترکیب رنگ‌های آبی، سفید و سفره هفت سین تزئین شده است و سال مار را نشان می‌دهد. در این کاریکاتور خانواده ای پای سفره هفت سین با حالاتی مخلوط از خنده، ترس دیده می‌شوند. شادمانی از سال جدید و ترس از بیرون آمدن یک مار از داخل سبزه سر سفره هفت سین که با فلوت زدن پدر خانواده همراه شده است. فلوت در این کاریکاتور شاید نشانی از سُرنای نوروز است اما این سُرنای نوروز و نواختن آن باعث بیرون آمدن ماری از سبزه هفت سین شده است. طعنه ای به وضعیت اقتصادی این روزهای ایران و دست و پنجه نرم کردن خانواده های ایرانی با آن که با هنرمندی به تصویر درآمده است.
 از طرح جلد که به گذریم به تیترهای جلد ویژه نامه می‌رسیم که به مانند همیشه با فونت تیتر با رنگ‌های مشکی و قرمز در جای جای جلد جا خوش کرده‌اند. 10کادر مربعی شکل منهای 3 تای آن‌ها که رنگ های سبز،زرد و قرمز بر خود دارند تصاویر کوچک از چهره‌هایی هست‌اند که با پاسارگاد به گفتگو نشسته‌اند. دو ردیف کادر پنج تایی که زیر لوگوی بزرگ پاسارگاد جاخوش کرده اند. عکس‌های درون کادرهای مربعی خیلی با تیترهای جلد ربط پیدا نمی‌کند و حتی گفتگو با حسین مرعشی که یکی از چهره های داخل کادرهای ردیف پایین است، اصلاً تیتر نشده!
اما کلیت محتوایی ویژه نامه نوروزی پاسارگاد از یک محافظه کاری و استاندارد خاص تبعیت کرده است به عنوان کسی که یک سال در این نشریه کار کرده است و هر از چند گاهی بعد از آن همکاری مقطعی با آن داشته،  می‌توانم بگویم کلیت محتوایی ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد دست‌پخت کاملی از امین شول سیرجانی دبیر تحریریه این نشریه است. امین شول سیرجانی همیشه با یک استاندارد خاص به همه موضوعات می‌نگرد و خیلی اهل تند رفتن یا کند رفتن نیست. متعادل، آرام در عین حال جسورانه که این موارد حتی در تیترهای مصاحبه‌ها و مقالات هم اثر خود را گذاشته است. در ادامه مطلب به این موارد بیش‌تر خواهیم پرداخت. 
صفحات اولیه ویژه نامه که به پیام مدیر مسئول و بهاریه نویسی اختصاص دارند از یک وحدت موضوع تصادفی خاص بهره می‌برند؛ "صداقت در جامعه" و "اصلاح وضعیت کنونی" و "نگرانی از شرایط اقتصادی در آینده".
پاسارگاد برای اولین بار در ویژه نامهٔ نوروزی‌اش بهاریه نویسی را با سؤال از شخصیت‌های بهاریه نویس شروع کرده و از آنان خواسته که به این سؤال پاسخ دهند: "دوست دارید در سال آینده چه اتفاقی نیفتد؟" سؤالی جالب که باعث جهت دهی خاص به بهاریه ها شده است. حجت الاسلام علی نخعی رئیس دادگستری سیرجان، امیر حسین طاهری کارگردان تئاتر، رضا مسلمی زاده هنرمند فعال سیرجانی، محمد شکیبی منتقد سیرجانی مجله فیلم و رضا اسکندری از اهالی رسانه بهاریه برای پاسارگاد نوشته‌اند. پاسارگاد در کنار بهاریه ها گزارشی میدانی از نظرات مردم درباره همین سوال گردآوری کرده است. نگرانی از وضعیت اقتصادی اصلی‌ترین دغدغه مردم است.
مصاحبه اول نشریه که در بخش سیاست گنجانده شده به گفتگو با شهباز حسن پور نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس اختصاص یافته است. سؤال‌ها دقیق و جسورانه انتخاب شده‌اند اما با تکذیب‌های فراوان مصاحبه شونده؛ مصاحبه تقریباً به جایی ختم نمی‌شود. گفتگویی که امین شول سیرجانی آن را تدارک دیده است دقیقاً به مانند مصاحبه قبلی وی با مهدی عارفی نسب شهردار سابق سیرجان(که در چند شماره قبل به چاپ رسیده است) در آمده است.اطلاعات خوب و چینش بجای سؤالات یکی از خصایص مصاحبه های وی است حتی اگر مصاحبه شونده هم با تکذیب و فرار از پاسخ دادن بخواهد مصاحبه را به سمت دیگری سوق دهد، سؤالات پی در پی نمی‌گذارند مصاحبه شونده از گوشه رینگ بیرون بی‌اید. اگر مصاحبه هم به جای خاصی سوق پیدا نکند(همانطور که در بالا گفتم)؛ حداقل سؤالات مصاحبه دید خوبی به خواننده می‌دهد و روحیه پرسش گری را تقویت می‌کند. 




tdewil7z3voe3lis5xk.jpg

گفتگو با معین ضابطی رئیس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در سال 88 هم یکی از گفتگوهای خوب مجله است که حسام اسلاملو آن را انجام داده است. ایده مصاحبه با ضابطی در مقطع کنونی فوق العاده عالی است. معین ضابطی شاید یکی از بهترین کسانی بود که در این مقطع می‌شد با او درباره وضعیت تفکر و راه احمدی نژاد گفتگو کرد چون ضابطی برخلاف خیل عظیمی از دوستانش در ستاد انتخاباتی، هنوز و هنوز به راه احمدی نژاد اعتقاد دارد و به او پشت نکرده است.ضابطی در این گفتگو جواب چند سوال را به مانند احمدی نژاد پاسخ می دهد! سؤالات حسام اسلاملو خوب چیده شده‌اند. در چندین جا هم مصاحبه از حالت عادی خود خارج و به دیالوگ 2 موج مقابل به هم تبدیل می‌شود. بیش‌تر از این چیزی نمی‌نویسم، این مصاحبه را حتماً بخوانید. 

liwk2ame1svy5q478gd.jpg

اما یکی از متفاوت‌ترین(و بهترین...) گفتگوهای این ویژه نامه؛ مصاحبه با یکی از اتباع مهاجر افغان در ایران است گفتگویی که علی حاج محمدی آن را انجام داده است حاوی نکات برجسته ای است. شنیدن واقعیت‌هایی از رفتارهای تبعیض آمیز بعضی‌ها با مهاجران افغان، درد و دل‌ها و حرف‌هایی که برای اولین بار از زبان یک مهاجر افغان شنیده می شود. این گفتگو به همراه 2 یادداشت از 2 جامعه شناس سیرجانی درباره وضعیت افغان‌ها و اتباع کشورهای مهاجر در ایران و سیرجان منتشر شده است.
گفتگوی بعدی ویژه نامه را حسین اطمینان با سرهنگ پوررضاقلی فرمانده انتظامی سابق سیرجان و رئیس کنونی پلیس آگاهی کرمان انجام داده است. گفتگویی از ابتدا مشخص است قرار است گپ و گفت خودمانی به اشد اما با توضیح حسین اطمینان در لید مطلب؛ کمی حالت جدی هم به خود گرفته است.سرهنگ پوررضاقلی در این مصاحبه پرده از یک راز برداشته که شنیدنی است. او از دستگیری گروهی در سیرجان خبر داده که سال‌ها پیش قرار بود در یکی از خیابان‌های اصلی شهر به خودروی حمل پول رگبار گلوله بندند؛ پول‌ها را دزدیده و در یکی از بیابان‌های اطراف سیرجان مخفی کرده و یک سال بعد به سراغ آن به یایند اما با اقدام به موقع ماموران پلیس قبل از اجرای عملیات شناسایی و بازداشت شدند. موضوعی که هیچ گاه در طی این سال‌ها به مردم گفته نشده بود.
گفتگو با سرهنگ مهریار سعیدی در باب کنترل هوشمند ترافیک در سیرجان از طریق دوربین‌های کنترل و نظارت و یک گزارش میدانی همراه با فرمانده راهنمایی و رانندگی سیرجان (سرهنگ ابراهیمی) پایان بخش قسمت "شهر" در ویژه نامه هست‌اند. در بخش گفتگو همراه با گزارش میدانی با فرمانده راهنمایی و رانندگی سیرجان عکس بسیار هنرمندانه ای مزین این بخش شده است. این عکس را علی حاج محمدی با هنرمندی خاص ثبت کرده است.




mik8v2u5085jx0dg6z7.jpg

شروع بخش اقتصاد ویژه نامه با یک گزارش از پدیده قاچاق در سیرجان است که محسن رضوانی آن را تدارک دیده است. گزارشی که از سه بخش به پدیده قاچاق کالا نگاه کرده است. این گزارش خیلی زنده و پویا است. 
در صفحات بعدی این بخش گفت و گویی با یک چهره ناآشنا صورت گرفته است. البته ناآشنا برای مخاطب. مهدی ایرانی کرمانی عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی کرمان که تحلیل‌های انتقادی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت و بخش خصوصی دارد. این گفت و گو را امین شول سیرجانی انجام داده است. شاید برای اولین بار است که شول سیرجانی در بخش اقتصاد هم ردپایی از خود به جا می‌گذارد. در ویژه نامه¬های سال¬های گذشته محسن رضوانی و رضا محمودی عهده دار مصاحبه های بخش اقتصاد بودند و حالا با جدایی رضا محمودی دبیر سابق بخش اقتصاد این نشریه؛ وی شخصاً مسئولیت گفت و گوی اقتصادی مهم را بر عهده گرفته است.
بخش بعدی ویژه نامه به ورزش اختصاص دارد و موضوع معرفی چهره‌هایی که پای ثابت ورزش هست‌اند. این بخش را علیرضا پوررضاقلی تهیه و تدارک دیده است. در ادامه همین بخش به موضوع دوپینگ در ورزش و مشکلات کوهنوردان و یک گپ و گفت با زوج کرمانی قهرمانان پارالمپیک لندن پرداخته شده است. یک گفت و گوی خانوادگی با مهاجم گلزن تیم فوتبال گل گهر سیرجان یعنی محسن ایران نژاد پایان بخش این قسمت است.
بخش ادبیات؛ پس از ورزش آمده است. بخشی که فقط دو مصاحبه در آن وجود دارد و خیلی جان دار نیست. کلاً بخش ادبیات همیشه همین طور بوده! جدی نگیرید! البته شاید باید گفت جان قسمت ادبیات ویژه نامه به همین دو مصاحبه بند است گفتگو با عرفان رعایی شاعر و حمید نیک نفس طنزپرداز.
گفت و گو با حمید نیک نفس را امین شول سیرجانی انجام داده است که انصافاً گفت و گوی خیلی خوبی است. گویا در هر بخش و در هر موضوع امین شول سیرجانی وارد می‌شود می‌خواهد یک ردپای خوب از خودش بر جا بگذارد. این گفت و گوی متفاوت را از دست ندهید.
بخش طنز ویژه نامه نوروزی پاسارگاد هم به بخش نوروز گردون معروف است. حاصل نوشته های نویسندگان قدیمی همین بخش یعنی حمید نیک نفس؛ چماه کوهبنانی، آرش یوسف زاده و امیر غفار بیگی، سید علی میرافضلی، مجتبی احمدی، محمد طالبی رنجبر و مهران ابراهیمی است. نوروز گردون همیشه به دلیل تعداد نویسندگانش موضوعات متنوعی را در بر می‌گرفت و طرفداران بسیاری داشت اما تنها فرق نوروز گردون امسال با سال‌های گذشته‌اش همین یکدست بودن آن است. شاید این یک دست بودن هم به همان تفکر محافظه کارانه ای که در اول همین مطلب به آن اشاره کردیم برگردد. به هر حال بخش طنز است و خطرناک و چاقویی دو لبه. مواظب نباشید، دیگر نیستید. امسال در نوروز گردون جای دو نویسنده هم خالی است. 1- لاله محمودیان و مطالب قوی و پویایی که می‌نوشت. 2- الف- میم- الف که اصلاً معلوم نیست کجا هست!
بخش بعدی نشریه هم به فرهنگ و هنر اختصاص دارد. این بخش  امسال به سراغ نقاط دیده نشده . کمتر دیده شدهٔ فرهنگی هنری سیرجان سری زده است. گفتگو یکی از اعضای شورای نظارت تئاتر خانم سهی سینایی. ایشان هم بازیگر بوده‌اند و هم یکی از اعضای سابق شورای نظارت تئاتر. گفتگو با چنین کسی قطعاً جذاب است. کسی که خودش هم بازیگر بوده و هم نظارت کننده. گفتگو با سهی سینایی را حسام اسلاملو انجام داده است. گفت و گوی متفاوتی است؛ از دست ندهید.
گفت و گو با یکی از چهره های کمتر شناخته شدهٔ سیرجانی در سینمای مستند کشورمان؛ علیرضا رسولی نژاد در صفحه بعدی فرهنگ و هنر جای دارد. مصاحبه ای که اگر مکتوب نبود خیلی خیلی بهتر از کار در می آمد. یادداشت فؤاد توحیدی پژوهشگر موسیقی نواحی من باب موسیقی محلی سیرجان و گفتگو با یک نوازنده ساز سُرنا و خوانندهٔ محلی دیگر صفحات فرهنگ و هنر را تشکیل می‌دهند. 
پایان بخش ویژه نامه هم به قسمت نگارخانه و معرفی آثار هنری گرافیکی چند طراح در سیرجان و اختصاص دارد. در این صفحات آگهی از رسول حسینی نژاد و مسلم سلطان احمدی در بخش عکاسی؛ مجتبی اسدی و نرگس بیگ مرادی در بخش نقاشی و ابوالفضل شیخ زکریا، زهره تعویقی، سپهر ستاری و محسن رضایی در بخش خوشنویسی و گرافیک دیده می‌شود.




بخش دوم|نگاهی دیگر

درباره حرف اول مطلبم که گفتم ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد یکدست‌تر از همیشه است و حتی در تیترهای مطالب هم این امر نمود پیدا کرده است.....چیزی ننوشتم؛ درست است؟! خب حالا می‌نویسم.
مطالبی زیر نظرات شخصی من نسبت به تیترها و فضای ویژه نامه نوروز92 نشریه پاسارگاد است
- برای نمونه اول تیتر مصاحبه با نماینده مردم سیرجان یک تیتر کاملاً استاندارد بدون هیچ رنگ و لعابی است "برای انتخابات پیشرو برنامه داریم." این حرف نماینده با توجه به متن مصاحبه؛ بخش کوچک و شاید کم اهمیت قضیه است ولی با توجه به نزدیکی انتخابات بعدی، انتخاب یک تیتر انتخاباتی معقول‌تر به نظر می‌رسد.
- مصاحبه با معین ضابطی که یکی از رهروان تفکر احمدی نژاد محسوب می‌شود، طبعاً کار جالبی بود و تیتر مصاحبه هم به خوبی روند مصاحبه را نشان می‌دهد؛ نشانی از محتوا را جلوی دید مخاطب می‌گذارد خیلی تیتر جنجالی‌ای نیست اما خوب و مناسب است.
- تیتر مصاحبه با حسین مرعشی هم همان حرف قبلی محمد رضا عارف است: اصول‌گرایان از مردم عذرخواهی کن‌اند (به خاطر عملکرد دولت). تیتری مناسب برای یک مصاحبه سیاسی.
- تیتر و رو تیتر مقاله حمید رضاپور درباره شورای چهارم یکی است و حتی می‌توان جای آن‌ها را با هم عوض کرد! شاید خنثی‌ترین تیتر ممکن در کل ویژه نامه به اشد.
- تیتر مصاحبه با یک مهاجر افغان با رو تیتر ارتباط چندانی ندارد. رو تیتر این است: "گفتگو با یک دختر افغان درباره دشواری‌های زندگی مهاجران" اما تیتر این است: "آینده افغانستان روشن است"
خب این‌ها خیلی به هم ربط ندارند و حرف اصلی مصاحبه را نمی‌رسانند.
- تیتر مصاحبه با سرهنگ پوررضاقلی رئیس پلیس آگاهی کرمان هم با توجه به فضای مصاحبه درست و به جا انتخاب شده است. *** حاشیه: خیلی جالب بود که وقتی حسین اطمینان از پیر شدن بیش‌تر سرهنگ پس از سه سال سخن می‌گفت (در لید مطلب) همان موقع ویژه نامه دو سال پیش پاسارگاد را جلوی خودم گذاشتم. انصافاً سرهنگ نسبت به دو سال پیش خیلی فرقی نکرده و دو سال پیش هم همین پیراهن را به تن داشت و فقط در عکس جدیدش یک کاپشن اضافه تر شده بود! البته عکس با واقعیت فرق دارد و شاید پیری خیلی در عکس جلوه نکند.***
- تیتر "یک روز در ماشین گشت"  هم خبر از گزارش میدانی را می‌دهد و با توجه به مطلب خیلی به جا انتخاب شده است. البته شاید جذاب‌ترین بخش این صفحات عکس این گزارش به اشد که با تکنیک باز بودن دیافراگم گوشی به مدت 20 یا 30 ثانیه گرفته شده است. این عکس و تیتر دقیقاً به هم چسبیده‌اند و جفت و جورند.
- "چتر بازی در سه سکانس" هم تیتر خوبی است چون از 3 منظر به موضوع قاچاق کالا نگاه شده است مثل یک فیلم اپیزودیک 3 گانه که از 3 منظر فیلمنامه را جلو می‌برند. تیتر و مطلب بسیار خوب و مناسب‌اند.
- سایر تیترهای بخش اقتصادی محافظه کارانه و خنثی هست‌اند. "دولت و بخش خصوصی اشتباه کردند" و "سیرجانی‌ها بورس را جدی به گیرند" تیترهای ساده ای هست‌اند که خیلی به چشم مخاطب نمی‌آیند.
- تیترهای قسمت ورزش غیر از تیتر مصاحبه با رئیس هیئت پرورش اندام سیرجان "تخلف‌ها پشت پرده انجام می‌شود" همگی خنثی و به دور از جذابیت هست‌اند. مثلاً گفتگو با علی فیروز آبادی(کوهنورد) به رغم عکس فوق‌العاده‌اش تیتر هیجان انگیزی ندارد. عکس گفتگوی خانوادگی با محسن ایران نژاد و همسر و فرزندش هم به دلیل آنکه به نظر می‌رسد در شب و با زوم دوربین گرفته شده است خیلی خوب نیست. این عکس را مقایسه کنید با عکس گفتگوی هنری خانوادگی با مظفر فرزین ابراهیمی و همسرش که رنگ بندی، قاب و حس زنده بودن خیلی خوبی دارد.
- تیترهای گفتگو با عرفان رعایی و حمید نیک نفس هم به رغم آنکه عکس‌های خیلی تاپی ندارند خوب و به جا انتخاب شده‌اند. امین شول سیرجانی هم پس از مدت‌ها راضی شده که تیتر مصاحبه متفاوتش با حمید نیک نفس را "ما همه پدرسوخته‌ایم" انتخاب کند. چون امین خیلی اهل این تیتر زدن‌ها نیست.(از تیتر زدن های جذاب و نوگرایانه استقبال می کند اما خودش خیلی اهلش نیست ;) ) 
- تیترهای بخش هنر هم از محافظه کاری پیروی می‌کند.
- اما اصلی‌ترین موضوع برای یک ویژه نامه نوروزی طرح جلد و تیترهای آن است. طرح جلد این ویژه نامه پاسارگاد را حمید خلوتی با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی به تصویر کشیده است که البته در نوع خود خوب و عالی است اما تیترهای جلد مشکل دارند. مشکل اینجاست که هیچ کدام به اندازه کافی بزرگ نیست‌اند و بدتر از آن اینکه به تصاویر هیچ ربطی ندارند. در کل طرح جلد هم خوب است و هم بد.

کلام آخر:

به هر ترتیب ویژه نامه نوروز 1392 ویژگی‌های خیلی خوبی دارد و می‌توان به آن امتیاز یک ویژه نامهٔ نوروزی در حد کشوری داد. حالا اینکه تیترهایش یکدست است و از هیجان در آن و مطالب دوری شده است دلایل خاص خودش را دارد. اول و اول و اول به بحث محدودیت‌ها و ترس از آینده رسانه ای بر می‌گردد. این محدودیت را نشریات کشوری هم درگیرش هست‌اند. شما اگر ویژه نامه نوروزی همشهری جوان و چلچراغ امسال را به بینید متوجه این موضوع خودسانسوری می‌شوید. یعنی یک جورهایی طراوت از ویژه نامه های نوروزی پر کشیده است و این موضوع مختص به نشریات استانی نیست. دومین دلیل این است که تیم یکدست‌تری برای مطالب، تیترها و تصمیم گرفته‌اند.
ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد خواندنی است، از دست ندهید.


]]>