تبلیغات
هنر هفتم - مطالب خرداد 1391

پیام تسلیت بنیامین و همکارانش برای درگذشت مدیر سایت هوادارانش
پسر جون کجا رفتی یهو؟



موسیقی ما - بهمن بابازاده: علی رحیمی کناری، مدیر سایت هواداران بنیامین بهادری، پنجشنبه آخر هفته گذشته در اثر سکته مغزی درگذشت. او که سه سال و نیم مدیریت سایت معروف هواداران بنیامین را بر عهده داشت، مادرزادی، بیماری داشت و تمام عمرش را روی ویلچر زندگی کرد. او فرزند شهید بود. به مناسبت فوت او، بنیامین بهادری و جمعی از همکارانش و اهالی موسیقی، پیام تسلیتی نوشتند که در زیر می‌خوانید.


چند خط برای علی
لبخندت را کجا بردی در بهار؟
آن صندلی خوب
خط خطی‌های دوست داشتنی
خداحافظ
اشتیاق ساده زندگی
خداحافظ
مسافر ترانه و دریا
شاخه گل‌‌ رها در آسمان
دوست صمیمی فرشته ها
خداحافظ
علی
رحیمی
کناری

از طرف: محسن رجب‌پور، فرید احمدی، نیما وارسته، علی منصوری، فرشاد فارسیان، مستانه مهاجر، مژگان ضحاکی، رضا بزرگمنش، نیلوفر وقایع نگار، مجید روغنی، بنیامین بهادری.

همچنین بنیامین بهادری که دیروز عکس‌هایی از او سر خاک علی رحیمی کناری در فریدون کنار منتشر شد، بعد از بازگشت به تهران، روی سایت رسمی خودش، مطلبی را گذاشت که ادامه دل نوشته‌هایش به نام «شماره» بود که همیشه روی این سایت برای دوستانش می‌نوشت. جالب اینکه این بار نوشته بنیامین با شماره ۱۱۰، آپ شد که با حروف ابجد، به نام «علی» می‌شود. این متن را هم می‌خوانید:
«آنقدر پیام تسلیت به دستم رسیده که همه فهمیده‌اند برادری را از دست داده‌ام
آخه پسرجون کجا رفتی یهو؟
دلم گرفت از اون همه بنیامین خسته که به در و دیوار اطاقت تکیه داده‌اند
نکنه دیگه هوامونو نداری؟
یه قایق، بی‌عاشق، رو دریا
علی رحیمی کناری رفت پیش همه آدمای خوب»


پی نوشت:
علی از اوون بچه هایی بود که پشتکار زیادی داشت. هیچ کدوم از ما پشتکارش رو نداشتیم. یادم هست یه بار تو چت بهم گفت: دیگه واسه بنیامین نمینویسی امید؟چی شده قهر کردی باهاش؟ گفتم: نه بابا کارم زیاد شده علی...
کاش بیشتر قدرش را می دانستیم...زندگی کوتاه تر از آن است که بخواهیم دست روی دست بگذاریم
روحش شاد علی نازنین



  • آخرین ویرایش:-

یادداشتی کوتاه بر حال و هوای این روزهای «قهوه تلخ»
قهوه ای که شیرین می زند!


امید محمودزاده ابراهیمی: داستان سریال ویدئویی قهوه تلخ باز هم به دوران گذشته بازگشت.نزدیک به دو ماه پس از آغاز مجدد پخش سری های جدید سریال قهوه تلخ که با تغییر زمان روایت داستان از دوران گذشته به دوران امروز بود، تیم نویسندگان سریال با چرخشی مجدد داستان را به دوران گذشته بازگرداندند. علت این چرخش ناگهانی روایت داستان از زمان حال به زمان گذشته هنوز مشخص نیست اما گویی دو موضوع سبب این چرخش شده است.
دلیل اول را می توان به بن بست رسیدن داستان در محیط و روایت جدید آن دانست. قهوه تلخ در محیط جدید هیچ راهی برای برون رفت و پیشبرد داستانی نداشت. عده ای آدم های قدیمی با آدم های جدید آشنا می شوند،بر روی زندگی آنها تاثیر می گذارند،از المان های جدید به سبک خودشان استفاده می کنند(استفاده از لباس،خودرو،کامپیوتر،تلویزیون به سبک خود) و کنتراست شخصیت و محیط قدیم و جدید آنها محملی برای نویسندگان می شود که برای مدتی مخاطب را درگیر این کنتراست ها کنند(حضور در کلانتری را به یاد بیاورید). همه این عوامل در نهایت نشان می دهد که قهوه تلخ خط داستانی خود را بیش از پیش از دست داده است و برای نجات آن باید فکری کرد. در نهایت گویا تیم نویسندگان تصمیم گرفتند با بازگشت به لوکیشن قبلی و داستان قدیمی، تصمیمی بهتر برای داستان سریال بگیرند.
دلیل دوم هم شرایط ضبط و فیلمبرداری در شرایط شهری است. مهران مدیری در آثار قبلی خود نیز چندان به تغییر محیط فیلمبرداری و تن دادن به شرایط آن، علاقه ای نداشته است.

ما را چه شد ای جان برادر؟!
اما داستان قهوه تلخ هم اکنون در کجا قرار دارد؟ آدم های قدیمی دوباره سر جای خودشان برگشته اند و تنها فرق داستان اضافه شدن چند بازیگر از دنیای جدید به دنیای قدیم است. آدم هایی که احتمالا با شخصیت اصلی داستان(مستشار،نیما زندکریمی/سیامک انصاری) به سبک کاریکاتورگونه ای مشکل خواهند داشت، آدم های سواستفاده چی و موقعیت شناسی خواهند بود،آدم های زیرآب زن و کلاش حتی! این همه اتفاقی است که بر سر قهوه تلخ آمده است.این خط داستانی که مشخص نیست چند قسمت قرار است مخاطب را دنبال خود بکشاند؛  داستانی کاملا کلیشه ای و تکراری است که در شب های برره و باغ مظفر نیز عیناً تکرار شده بود. آدم های این سه سریال(شب های برره،باغ مظفر و قهوه تلخ) همگی از روی هم کپی شده اند و گویا قرار نیست شخصیت تازه با خصوصیت های تازه مخاطب را بخنداند.
شخصیت بلوتوس هم که با ترفند نویسندگان قهوه تلخ، مرموز و حیله گر از کار درآمده مشخص نیست قرار است دقیقا چه نقشی در پیشبرد داستان داشته باشد. تاکنون تنها موضوعی که مشخص شده این است که بلوتوس عامل عقب و جلو رفتن های شخصیت های سریال بوده است!
گمان نمی رود این عقب و جلو رفتن های بی منطق؛ در پیشبرد داستان سریال قهوه تلخ کوچکترین تاثیری داشته باشند. داستان قهوه تلخ کم کم دارد شیرین می زند و مشخص نیست به کدامین سو خواهد رفت.




احساسات من دچارِ نوسانه قطعاً !*

امید محمودزاده ابراهیمی: تک آهنگ جدید زانیار خسروی با نام "زندگی همه همینه" منتشر و مشخص شد زانیار سبک جدیدی را در تک آهنگ هایش به کار گرفته است. پس از عرضه آخرین تک آهنگ وی در زمستان 1390 با نام "کنار مهتاب"(با همکاری میلاد درخشانی) و حالا با عرضه تک آهنگ "زندگی همه همینه" مشخص شده است که زانیار سبک آهنگ هایی چون "هیپنوتیزم" و "طفره نرو" را تقریباً کنار گذاشته است و دیگر قصد ندارد آن فضا را دوباره در اهنگ هایش به کار ببرد؛ البته زانیار در حس و حال تکست هایش و خواندن هنوز فرقی نکرده و هنوز همان شر و شور خاص خودش را دارد اما نوع تنظیم ها و فضای اجرای وی تفاوت محسوسی کرده است .
دو تک آهنگ آخر زانیار خسروی هیچ رنگ و بویی از تک آهنگ های قبلی وی نبرده اند. به جرات می توان گفت فضای خواندن زانیار در اهنگ های آخرش درون گرایانه تر شده است.یک جورهایی غمناک تر اما همچنان به سبک خوده زانیار. زانیار دیگر مثل چند سال گذشته سبک فان مخصوص خودش را ندارد. البته او در همان سالها هم با عرضه تک اهنگ "ریسک" و "اوون" شمه هایی از این سبکی که الان تقریباً کامل تر شده است را نشان داده بود با این فرق که "ریسک" و "اوون" تنظیم های خاص تر و شبیه تر به آهنگ های فان اش داشتند و فضای اجرا اینقدر تاریک نبود.
دو تک آهنگ آخر زانیار بیشتر به خوده وی وابسته هستند تا سیروان؛برادرش. او در این تک آهنگ ها خود،ملودی اش را ساخته و تنظیم کرده  و سیروان فقط میکس و مسترینگ کارها را بر عهده داشته است.
آیا زانیار بزرگ تر شده است و دیگر نمی خواهد به سبک فان آهنگ های قبلی اش برگردد یا باید منتظر حال و هوای جدید وی باشیم؟! آیا احساسات زانیار دچار نوسان شده است؟!


Zedegie Hame Hamine|Download

پی نوشت:
#
اگر دقت کرده باشید اهنگ های جدید زانیار(خصوصاً همین دو اهنگ اخیر) آنچنان که باید مورد استقبال قرار نگرفته اند و هنوز که هنوز است "طفره نرو" ی وی شنیدنی تر است و در ضبط خودروها پلی بک می شود.



*یک خط از تکست آهنگ "ریسک" با نوشتار و صدای خوده زانیار


گفت‌وگو با جواد ستوده‌نیا، فیلم‌نامه‌نویس، درباره فعالیت‌های اخیرش
 به دنبال شاهد در «پس کوچه‌های شمرون»



پاسارگاد|گروه فرهنگ و هنر:
«اگر می‌خواهی موفق باشی برو تهران. اینجا نمون.» انگار این توصیه را جواد ستوده‌نیا آویزه گوش کرده است و هر چند به قول خودش دلش هنوز هم حال و هوای سیرجان را دارد اما او تهران را برای زندگی انتخاب کرده تا بتواند حرفه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی را به صورت جدی و در مقام یک شغل دنبال کند. به تازگی فیلم سینمایی «پس کوچه‌های شمرون» به کارگردانی کامران قدکچیان با فیلم‌نامه جواد ستوده‌نیا ساخته شده است. همین اتفاق موجب شد تا با او درباره فعالیت‌های این روزهایش به گفت‌وگو بنشینیم.

منبع:
هفته نامه پاسارگاد سیرجان|شماره 233| 22خردادماه 1391





سه شنبه 23 خرداد 1391  03:55 ب.ظ

کپی کاری طراحان هیوندا از همسایه بغلی!
آزرای جدید؛گالانت قدیم!



امید محمودزاده ابراهیمی: خیلی ها فکر می کنند طرح های جدید هیوندا واقعاً خلاقانه است و تا به حال در جایی نبوده است...خب ما هم قبول داریم که خلاقانه است اما  نه همه طرح ها و حجم هایی که طراحان هیوندا در طراحی خودروها استفاده می کنند...خصوصاً  در هیوندا آزرا ...می گویید نه؟ عکس بالا را ببینید و مقایسه کنید

واضح است که مهندسان هیوندا از طرح عقب میتسوبیشی گالانت سوپرسالن برای طراحی عقب آزرا استفاده کرده اند و حتی تا مدل 2012 هم که سری جدید آزرا به بازار آمد(عکس بالا) این الگو رعایت شده و حتی می توان گفت که در مدل 2012 آزرا، قرابت بیشتری دیده می شود!
میتسوبیشی گالانت سوپرسالن یکی از خودروهای پرفروش میتسوبیشی بود که هنوز هم می توانید باقی مانده هایش را در خیابان های دور و اطراف تان ببینید.

*میتسوبیشی یاد شده مدل 1995 است.


جمعه 19 خرداد 1391  10:00 ب.ظ

قصه گویی با چاشنی موسیقی و تصویر؛
موزیک ویدئوهایی که داستان دارند




امید محمودزاده ابراهیمی: اگر مخاطب و پیگیر موزیک ویدئوهای خارجی باشید حتما دیده اید که در تعداد بسیاری از این موزیک ویدئوها اتفاقات یکسانی می افتد. همه آدمها و خواننده ها یا در بار یا در محیط های دیگر مشغول رقصیدن همراه با یک مدل و یا نوشیدنی به دست هستند و خواننده و رپ خوان دارند وسط این آدمها می خوانند و خلاصه این فضا بارها و بارها کپی می شود.
شخصاً خودم مخاطب فعال بسیاری از موزیک ویدئوهای غربی بوده ام. کیفیت کاری با موزیک ویدئوهای ایرانی قابل قیاس نیست و البته بحث امکانات و محدودیت را نیز باید مورد توجه قرار داد. اما موضوعی که بیش از پیش به چشم می آید همین نبود یک "طرح داستان" یا "طرح قصه" برای موزیک ویدئو است. بیشتر موزیک ویدئوهای غربی بنا بر آنچه که در بالا ذکر شد فاقد یک طرح داستانی هستند و همگی در محیط های مشابه می گذرند و یک دختر مدل،رقص های دست جمعی و نوشیدنی از جمله المان های مشابه این موزیک ویدئوها هستند. اما خیلی دیگری از خواننده ها با این سبک کنار نمی آیند و ب
رای موزیک ویدئوهای خود "داستان" دارند.
به چند نمونه موزیک ویدئو و خواننده هایشان که در این چند وقته از شبکه های مختلف پخش شده اند و شاید شما هم تصادفی یکی از آنها را دیده باشید اشاره می کنم.

کیتی پری|Katy Perry
تقریبا می توان گفت  80درصد موزیک ویدئوهای وی که تا به حال ساخته شده است، داستان دارند و کیتی پری برای انجام این کار هزینه های بسیاری را متحمل می شود. اما جذابیت داستان  موزیک ویدئوهای وی بالاست و مثل یک فیلم سینمایی شما را پای تلویزیون می نشاند.در سال های گذشته موزیک ویدئوهای Fireworks و Teenage Dream وی سبک جدیدی در موزیک ویدئو پایه گذاری کردند. سبکی که از سینما وام گرفته و جذابیت خود را مدیون هنر هفتم است.
کیتی پری سال 2011 و 2012 هم چند موزیک ویدئو به بازار عرضه کرد که دوتای آنها بسیار مورد توجه قرار گرفتند. The One That Got Away و Part Of Me که هر دوی این موزیک ویدئوها علاوه بر هزینه سرسام شان باز هم در عرصه موزیک ویدئو یک قدرت نمایی برای کیتی پری محسوب می شوند.




موزیک ویدئو The One That Got Away در سپتامبر سال گذشته میلادی توسط کمپانی کپیتال رکوردز تهیه شد.کارگردانی این موزیک ویدئو بر عهده Floria Sigismondi بود. کسی که قبلا موزیک ویدئوی E.T را برای کیتی پری کارگردانی کرده بود. فیلمبرداری این موزیک ویدئو تقریبا یک هفته زمان برد و خوده کیتی پری به همراه دیئگو لونا (بازیگر مکزیکی) در آن به ایفای نقش پرداختند. داستان این موزیک ویدئو هم چنین آغاز می شود:

خط داستانی:
« کیتی پری در زمانی که به سن کهنسالی رسیده است به یاد عشق دوران جوانی اش می افتد. دیئگو که یک نقاش است و کیتی و او زندگی خوبی با هم دارند ولی بر اثر یک مشاجره دیئگو "می گذارد و می رود" .او در جاده تصادف کرده و می میرد و حالا کیتی کهنسال پس از سالها به صحنه مرگ او می رود و به یاد اوست.»

خط داستانی موزیک ویدئو تکراری است. قبلا هم در موزیک ویدئوهای دیگر استفاده شده است.(مرگ عاشق در اثر بی توجهی معشوق) اما پرداخت تصویری و عناصر بصری ای که فلوریا سیگیسموندی در این موزیک ویدئو از آنها استفاده کرده است(استفاده درست و هوشمندانه از رنگها در صحنه هایی که در دوران گذشته می گذرند،نحوه بازی بازیگران و نوع فیلمبرداری) جذاب تر از آن است که کسی به یاد  داستان تکراری اش بیفتد. داستان موزیک ویدئو پیوند عمیقی با ترانه آهنگ کار دارد و مشخص است که روی آن اساسی فکر شده است.
ترجمه آهنگ کیتی پری هم چنین است. "کسی که می گذارد و می رود" و این رفتن به جدایی همیشگی می انجامد و در ترانه هم این جمله وجود دارد: "در زندگی دیگر(دنیای پس از این دنیا) من عشق تو خواهم بود"
کیتی پری دقیقا در موزیک ویدئو اش بازی می کند و اصلا درگیر دوربین نیست. بعید نیست با موزیک ویدئوهایی که وی عرضه می کند چند سال دیگر وی یک بازیگر قوی در هالیوود نباشد!




اما دیگر موزیک ویدئوی کیتی پری که در اوایل سال 2012 ساخته شد، Part Of Me نام دارد. این موزیک ویدئو هم دارای خط داستانی و این بار هم با هزینه ی بالا به تصویر درآمده است.

خط داستانی:
«در این موزیک ویدئو کیتی پری دوس پسری دارد که با یک دختر دیگر رابطه برقرار می کند. همین کار وی باعث می شود کیتی از وی جدا شود. او در یک پمپ بنزین آگهی جذب سرباز برای نیروی دریایی ارتش آمریکا را می بیند و به استخدام ارتش درمی آید. او تمرین های دشواری را می بیند و به عملیات های ارتش اعزام می شود. او می خواهد بخش دیگری از خود را به خود ثابت کند. اینکه فقط یک معشوقه نیست و توانایی جنگیدن را دارد. او می خواهد با "بخشی از خود" بجنگد و خود را بار دیگر ثابت کند.»

کارگردانی این کلیپ را Ben Mohr انجام داده و فیلمبرداری آن در کمپ آموزش نیروهای دریایی آمریکا در کالیفرنیا انجام شد. این بار ضبط این موزیک ویدئو تنها 3 روز طول کشید. البته تعداد روز کمتر فیلمبرداری این موزیک ویدئو به دلیل کار کردن در محیط های نظامی بود و همچنین قرار نبود مثل موزیک ویدئو The One That Got Away صحنه های خیلی خاص برای آن کار شود.(مثل صحنه تصادف و...) تقریباً همه چیز آماده بود و گروه فیلمبرداری هم از تمرین های این کمپ تصاویر بسیاری را ضبط و در موزیک ویدئو استفاده کردند.
کیتی پری در این موزیک ویدئو و در مقابل دوربین موهای خودش را کوتاه می کند. کاری که تقریباً بی سابقه بود.چون در موزیک ویدئو اکثراً گروه گریم این کار را انجام می دهد اما کیتی پری تصمیم گرفت رو به روی دوربین و مخاطبانش این کار را انجام دهد.
برخلاف موزیک ویدئوی قبلی، کیتی پری در این موزیک ویدئو با دوربین بیشتر درگیر است و خط داستانی آن زمانی که کیتی مقابل دوربین می خواند،کنار گذاشته می شود. البته سعی شده که این کنار گذاشته شدن،در همان محیط باشد که مچ بودن محیط و خط داستان و خواندن های کیتی پری حفظ شود.

کیتی پری روند "داستان" داشتن برای موزیک ویدئوهایش را در پیش گرفته است. سبکی که هم جذاب و دیدنی است و یک فیلم سینمایی 3 الی 4 دقیقه ای است. آیا کیتی پری همچنان به ساخت این موزیک ویدئوهای پرخرج ادامه می دهد؟!

بریتنی اسپیرز|Britney Spears
در این مطلب قصد نداشتیم به موزیک ویدئوهای بریتنی اسپیرز بپردازیم چون از زمان پخش آنها یک سال گذشته است اما همان طور که در چند پست پایین تر نوشتم بریتنی با عرضه چند موزیک ویدئو اخیر خود نشان داده است که دراستفاده از جلوه های ویژه پرخرج و سینمایی در موزیک ویدئوهایش هیچ حد و مرزی قائل نیست. از بریتنی اسپیرز در طی این چند سال سه موزیک ویدئو عرضه شده است. I Wanna Go، Till The Word Ends و Criminal  که دوتای آنها به کارگردانی Chris Marrs Piliero بوده است.(I Wanna Go و Criminal)



موزیک ویدئوی Till The World Ends به کارگردانی Ray Kay است. کلیپی که خیلی از خط داستانی خاصی بهره نمی برد اما از جلوه های ویژه زیادی برخوردار است. این موزیک ویدئو به عقیده نمادین پایان دنیا در سال 2012 می پردازد و عنوان آن این است:"تا زمان پایان دنیا برقص".



اما موزیک ویدئوی I Wanna Go کاملا یک خط داستانی دارد که در آن زندگی شخصی بریتنی اسپیرز گفته می شود.

خط داستانی:
«در موزیک ویدئوی I Wanna Go بریتنی وضعیت کاری و زندگی حال حاضر خودش را تشریح می کند. او از پاپاراتزی ها(عکاس ها و خبرنگاران خبرهای زرد و خصوصی از بازیگران) بیزار است و در آهنگش هم این تنفر را ابراز می دارد. در این موزیک ویدئو نشان داده می شود که عکاس ها مدام در پی او هستند. در اول کلیپ او در یک کنفرانس خبری حضور دارد. او از سوالات چرت و پرت خبرنگاران عصبانی می شود و سالن کنفرانس را به سمت بیرون ترک می کند اما آنجا هم از دست خبرنگاران در اما نیست. آنقدر که در نهایت در ترافیک خیابان روی یک تاکسی می رود اما عکاسان آنجا هم او را احاطه کرده اند و اینجاست که بریتنی با میکروفنش(استعاره از آهنگی که می خواند) عکاس ها را از خود دور می کند اما ...عکاس های به شکل سایبورگ(آدم آهنی که در فیلم ترمیناتور حضور داشت) دوباره زنده می شوند و می خواهند با سلاح دوربین دوباره بریتنی را شکار کنند. اینجاست که بریتنی به کمک دوستش از مهلکه فرار می کند اما مشخص می شود دوست او(گیلرمو) هم یک سایبورگ است!(استعاره از اینکه دوستان نزدیک خوده او نیز به وی خیانت می کنند و با خبرنگاران دست دارند!)»

ایده این کلیپ ابتدا از سوی Chris Marrs Piliero به بریتنی داده شد و بریتنی اسپیرز هم این ساخت آن را با وجود هزینه های بسیار قبول کرد. این ویدیو آنقدر مورد توجه قرار گرفت که فروش آلبوم Femme Fatale بریتنی اسپیرز که چندین ماه قبل به بازارها آمده بود را دوباره بالا برد. برخی صحنه های کلیپ برگرفته از فیلم Half Baked به کارگردانی تامرا دیویس است.(مثلا صحنه رفتن بریتنی روی تاکسی) فیلمی که در آن گیلرمو دیاز(دوست بریتنی در کلیپ) بازی می کند.این فیلم در سال 1998 اکران شده است.
این موزیک ویدئو در 22ژوئن 2011 ابتدا از شبکه ام تی وی پخش شد و سپس سایر شبکه ها هم به پخش این موزیک ویدئو پرداختند.  کارخانه خودروسازی ولکس واگن(فولکس واگن) اسپانسر این کار بود و در یک سکانس از این موزیک ویدئو آرم این کارخانه با هنرمندی خیلی خاص به نمایش درآمد. برخی شبکه های پخش موزیک ویدئو به دلیل قوانین تبلیغاتی شان در هنگام پخش این موزیک ویدئو، آرم این کارخانه را مات می کردند.



موزیک ویدئوی Criminal بریتنی هم به مانند یک فیلم سینمایی آغاز می شود. قبل از شروع موزیک یک مقدمه نسبتاً طولانی در موزیک ویدئوی اصلی وجود دارد.



موزیک ویدئو Criminal
عکس از سایت شخصی کریس مارس پیئررو

خط داستانی:
«صحنه مقدمه از یک مهمانی شروع می شود. بریتنی از سوی دوست پسرش در مهمانی مورد حمله قرار می گیرد. دوست پسرش از رفتار او در مهمانی بد می گوید و در بیرون ساختمان او را کتک می زند  اما یک نفر(که مشخص می شود دزد و کلاه بردار است) بریتنی را نجات می دهد. بریتنی به همراه این دزد به منزل او می رود،شریک جرم هایش می شود،عاشقش می شود و در انتها با اینکه به نظر می رسد پلیس ها آنها را شکار گلوله های خود کرده اند،اما آنها فرار می کنند. بریتنی ترانه این کار را (در این کلیپ) خطاب به مادرش می خواند و می گوید که عاشق یک دزد و کلاه بردار شده و با اینکه خودش هم می داند که عشق او صرفاً جسمانی است اما باز هم به راه خود ادامه می دهد و به مادرش اطمینان می دهد که خطری وی را تهدید نمی کند.»
برخلاف موزیک ویدئوی I Wanna Go داستان این موزیک ویدئو ابتدا از سوی بریتنی اسپیرز به کریس مارس پیئررو داده شد و بعد از آن کریس داستان آن را به صورت کامل نوشت. فیلمبرداری این موزیک ویدئو سپتامبر 2011 در لندن انجام گرفت.در این موزیک ویدئو بریتنی اسپیرز عطر خودش(Radiance by Britney Spears) و سیتروئن D3 فرانسوی و BMW آلمانی را تبلیغ می کند.فیلمبرداری صحنه هایی از موزیک ویدئو هم در محله دالاستون و استاک نیوتون لندن انجام شده است.




تک آهنگ ها، تک موزیک ویدئوها


در اینجا به چند موزیک ویدئو از چند خواننده دیگر می پردازیم که شاید چندان آنها را نشناسید ولی دلیل پرداخت به این موزیک ویدئوها داستان آنهاست و نه شهرت خواننده هایش.



David Guetta ft SIA-Titanium

دیوید گوئتا را شاید خیلی از ماها نشناسیم اما وی یکی از معروفترین تنظیم کننده های فرانسوی است که البته در برند جهانی کار می کند. دیوید تاکنون با بیشتر خواننده های مطرح جهان کار کرده است. او خواننده نیست و دلیل اینکه اول آهنگ اسم وی می آید مربوط به تنظیم کنندگی وی است. آهنگ تیتانیوم در 9دسامبر 2011 عرضه شد و در 21دسامبر هم موزیک ویدئوی آن پخش شد. این آهنگ در سبک های Pop, house, urban-dance است.


خط داستانی:
«تیتانیوم از داستانی عجیب در موزیک ویدئو بهره می برد. صحنه ابتدای آن دست های پسری را نشان می دهد که به صورت دو زانو روی زمین خوابیده است.دوربین کم کم از روی پسر بچه(با بازی رایان لی) زووم بک می کند و صحنه کلی را نشان می دهد. یک اتاق بهم ریخته که در صحنه های بعدی متوجه می شویم که یک مدرسه است. پسرک بلند می شود و می خواهد از محیط بهم ریخته و حادثه دیده مدرسه دور شود. او معلم خودش را می بیند که در حال تماس با پلیس است. پسرک تصمیم به فرار می گیرد. او سوار بر دوچرخه خود می شود در حالی که معلم، او را به پلیس با دست نشان می دهد و پسرک را عامل حادثه در مدرسه می داند. پلیس به تعقیب پسرک می رود. پسرک به منزل می رود تا وسایلش را جمع کند تا فرار کند. به هنگام ورود او به منزل تلویزیون روشن است و اخبار از یک حادثه ماورای طبیعی در یک مدرسه خبر می دهد. مدرسه ای که پسرک در آن بود. پلیس در تعقیب وی به منزل او می رسد ولی پسر از درب پشتی منزل می خواهد فرار کند.درب قفل است و کلید روی میزی قرار دارد که پلیس از آنجا دارد وارد منزل می شود. پسر با قدرت ماورا طبیعی خود کلیدها را به سمت خود می کشد و به سمت جنگل فرار می کند. پلیس باز هم در تعقیب اوست.شب شده است و پسرک همچنان در حال فرار از دست نیروهای S.W.A.T یا همان نیروهای ویژه است. بالاخره پسرک به دست پلیس می افتد و آنها وی را محاصره می کنند. پسرک که دیگر راه فراری ندارد دوباره به شکل ابتدای کلیپ دوزانو روی زمین می نشیند و سر را به حالت سجده روی زمین و دستهایش را روی سرش می گذارد...نیروی ماورای طبیعی او پلیس ها را دچار حادثه می کند...»


SIA

این موزیک ویدئو را دیوید ویلسون کارگردانی کرده است. خط داستان عجیب و مفهومی این موزیک ویدئو بعلاوه تنظیم خیلی خاص دیوید گوئتا دست به دست هم دادند تا یکی از متفاوت ترین موزیک ویدئوهای سال 2011 به نمایش دربیاید.
 "من یک تیتانیوم هستم" عصاره اصلی ترانه ای است که Sia Furler, David Guetta, Giorgio Tuinfort, Nick Van De Wall آن را سروده اند. سیا فورلر خواننده این کار؛ استرالیایی است و در موزیک ویدئوهایی که تاکنون از وی منتشر شده ، حضور نداشته است. از این آهنگ در سریال عامل ناشناخته(فصل دوم و سوم آن) که در استرالیا در حال پخش است،کاور شده است.



DJ Antoine- Ma Cherei

برای توصیف این موزیک ویدئو باید از یک مثل ایرانی استفاده کرد؛ "توی آسمون ها دنبالت می گشتیم،روی زمین پیدات کردیم". موزیک ویدئوی "ماشری"(به معنای عزیزم،عشق من) از یک داستان خیلی خوب بهره می برد. گرچه خط داستانی آن با سبک کلیشه ای موزیک ویدئوهای غربی شامل رقص و بار و نوشیدنی مخلوط شده است اما داستان جالبی دارد.

خط داستانی:
«یک آقایی (که ما در اینجا او را آقای ایکس خطاب می کنیم به مغازه ای می رود و برای پارتی امشبش یک بطری نوشیدنی می خرد. او به پارتی می رود و یک بازی رایج را بازی می کند. بازی ای که مشخص می کند عشق تو کدام یک از آدم های اطراف تو هستند.(برای توضیح باید بگویم این بازی را در یکی از مسافرت هایم به شمال کشور در یکی از رستوران های آنجا دیدم. البته نوع بازی و هدف اش با اینی که در موزیک ویدئو می بینید فرق داشت. شما یک شی چرخان مثل موبایل یا هرچیز دیگر را روی میز می چرخانید، سر آن شی به سمت هر طرف که رفت می توانید از او هر سوالی بپرسید و او موظف است به شما پاسخ صحیح را بدهد) حالا در این کلیپ هم از همین سرگرمی رستورانی استفاده شده است. آقای ایکس بطری نوشیدنی اش را روی میز می چرخاند، سر بطری به سمت هر کسی بود، او عشق آقای ایکس است. اما اتفاقی که در کلیپ می افتد این است که او وقتی بطری را می چرخاند بعد از چند ثانیه همه چیز ثابت می شود به جز آقای ایکس. او همه را ثابت می بیند و بعد از چند ثانیه یه گرافیک روی صفحه می آید که به او نشان می دهد شخص موردنظر وی آدم مناسبی است یا نه. آقای ایکس به سه پارتی می رود و هر سه بار با گزینه Bad مواجه می شود. در آخرین پارتی وقتی در حال برگشت است،در پیاده رو اتفاقی پایش به بطری نوشیدنی می خورد و سر آن به یک رهگذر نشانه می رود و گرافیک به او می گوید که آن آدم مناسب توست با این توضیح که آقای ایکس یادش می آید این جفت پیدا شده برای وی هربار در همان سوپرمارکت در کنار وی بوده و همان مارک نوشیدنی را می خریده اما آقای ایکس متوجه وی نمی شده است»


صحنه ای از موزیک ویدئو که به شکل سه بعدی نشان داده می شود

دی جی آنتوئین(همان آقای ایکس که نام بردیم،چون خودش در موزیک ویدئو نقش آفرینی کرده) یک دی جی است. دی جی یعنی کسی که از کاور آهنگ دیگران می تواند برای آهنگ خودش استفاده کند. البته این استفاده تا کجا اجازه دارد،مشخص نیست ولی آنچه که درباره این آهنگ مشخص است این است که شما با شنیدن آن، یاد ملودی و تنظیم دو آهنگ دیگر خواهید افتاد. یکی از ملودی های معروف Edward Maya  با نام Stereo Love و دیگری آهنگ The Way We Are با صدای Manu-L و تنظیمی از Remady .

فیلمبرداری و جلوه های ویژه این موزیک ویدئو فوق العاده است. در هنگام ثابت شدن تصاویر شما آدم ها را به شکل سه بعدی و ثابت می بینید و این تکنیک سه بعدی سازی در فضای تصویربرداری دو بعدی جذاب و خارق العاده از کار درآمده است. عکس های سه بعدی و پرده سبز در جلوه های ویژه این موزیک ویدئو نقش بسزایی داشتند.


یک پیشنهاد:


از فضای موزیک ویدئوهای غربی بیرون بیاییم. اینجا در ایران خودمان چه خبر است؟ در سال چند موزیک ویدئو(با هر کیفیتی) ساخته می شود؟ با توجه به محدودیت های موجود در ایران و کلیپ سازی پیشنهاد می شود کارگردان های ایرانی به جای پرداخت بیشتر به ژست های خواننده و نشان دادن المان هایی که لبه تیغ محسوب می شوند، اندکی هوشمندی به خرج داده و سبک جدیدی را در پیش بگیرند.
طرح داستان در موزیک ویدئو خیلی موضوع غریبی نیست. گروه بروبکس،فربد خوش طینت،بهمن تیرگان،آرش بهمنی،مصطفی منصوریار و چند تن دیگر از کارگردان های موزیک ویدئو در ایران، همگی به داشتن طرح داستان در ساخت کلیپ توجه کرده و موزیک ویدئوهایی خیلی خوب و فراتر از حد انتظار برای خواننده ها ساخته اند. با توجه به شرایط ایران و محدودیت های موجود پیش رو، بهترین اتفاق موجود در عرصه موزیک ویدئوسازی، همین داشتن طرح داستان در موزیک ویدئوها است. برای فیلمسازان جوان ما هم که برای شروع فیلمسازی دست به ساخت فیلم های کوتاه می زنند، موزیک ویدئو و ساخت آن محک خوبی برای مهارت فیلمسازی است. موزیک ویدئو یک فیلم سینمایی چند دقیقه ای همراه با موسیقی است که ایده داشتن در آن حرف اول را می زند. خلق ایده به همراه داشتن طرح داستان و تصویر، خالق دنیایی است که پایانی برای آن نیست...چون برای دنیای تصور هیچ پایانی اندیشیده نشده است.


*  *  *

پی نوشت ها:


#فلوریا سیگیسموندی(کارگردان موزیک ویدئو "کسی که گذاشت و رفت" کیتی پری) ایتالیایی است و تاکنون جوایز بسیاری در زمینه بهترین کارگردانی موزیک ویدئو برده است. سایت وی را در قسمت پیوندهای همین پست ببینید.

# سبک آهنگ The One That Got Away در بیوگرافی آن Pop معرفی شده است در حالی که آهنگ Part Of Me در سبک Dance-Pop/Pop-Rock معرفی شده است. چه عاملی باعث شده سبک این دو آهنگ با هم فرق کند؟! سازبندی و ریتم؟ استفاده از برخی سمپل ها در تنظیم؟! یکی سیروان خسروی را صدا بزند برای ما توضیح بدهد...

#کیتی پری در آهنگ Part Of Me وقتی رو به روی دوربین می خواند،پرچم بزرگی که توسط چند نفر نگه داشته شده است بالای سر اوست. با توجه به اینکه حدس می زنیم این پرچم،پرچم آمریکاست اما کسی تا به حال دقت کرده است که چرا فقط رنگ آبی بعلاوه ستاره های آن در این تصویر دیده می شود؟! پس رنگ قرمز پرچم آمریکا کجاست؟! دلیل خاصی دارد؟ مثل این می ماند که شما زیر پرچم ایران باشی اما فقط رنگ قرمز و سفیدش مشخص باشد و خبری از رنگ سبز نباشد!

#ما هم مثل شما درگیر این موضوع هستیم که بگوییم "کلیپ" یا "موزیک ویدئو" ! البته درست تر آن موزیک ویدئو است.

#برای دیدن جدیدترین موزیک ویدئوهای خارجی در یوتیوب به شبکه Kontor.tv و در تلویزیون به شبکه های 4fun TV ، VIVA و MTV مراجعه کنید.

#درباره استفاده ابزاری از زن در فیلم ها،موزیک ویدئوها و تبلیغات غربی بحث های بسیاری شده است. بحث مفصل است و در این مطلب اشاره ای به این موضوع نکردیم. ولی در موزیک ویدئوهایی که از داستان قوی بهره می برند این مورد(استفاده ابزاری) کمتر دیده شده است.

#این آهنگ Stereo Love ادوارد مایا بارها کاور شده است. علی کیانی خواننده ایرانی هم در آهنگ "عشق تابستان" اش از این آهنگ کاور کرده است.

#باز هم تاکید می کنم تمامی نوشته های بالا نظر شخصی من است و نه نظر حرفه ای، هنری و تخصصی آن








سه شنبه 16 خرداد 1391  10:00 ب.ظ



جمعه گذشته و قبل از ایام تعطیلات! تصمیم گرفتم مطلبی درباره موزیک ویدئوهای خارجی و نحوه پرداخت شان بنویسم.مطلب را نوشتم اما اتفاق بدی افتاد
قبلا که میخواستم برای وبلاگم مطلب بنویسم داخل نرم افزار Microsoft Word اینکار را انجام میدادم و مطالبم را ذخیره می کردم. جدیداً داخل خوده ادیتور میهن بلاگ اینکار را می کنم. نمی دانم چرا ولی حس نوشتن بیشتری به آدم میدهد تا محیط Word
دقیقا می توانم بگویم 6ساعتی مشغول نوشتن مطلب در ادیتور میهن بلاگ بودم...یک بار مطلب را ذخیره کردم ولی بار دوم نوشتنم بیشتر طول کشید...دقیقا قبل از اینکه بخواهم مطلب را ذخیره کنم سیستم کامپیوترم قفل کرد و کل مطلب به فنا رفت ! اینقدر از این کار و کاهلی خودم ناراحت شدم که میخواستم کامپیوتر را درجا بشکنم! چون واقعاً دیگر حوصله نداشتم یکبار دیگر همه آن مطالب را بنویسم
از میهن بلاگ خیلی دلخور شدم که چرا متن مرا به صورت خودکار ذخیره نکرده...البته میهن بلاگ گزینه "ذخیره خودکار" را در بین آپشن های ادیتورش دارد اما بهتر بود این آپشن به صورت اتوماتیک کار می کرد نه به صورت انتخابی. از این لحاظ از میهن بلاگِ بسیار خوب گلایه مندم. البته از میهن بلاگ بابت اینکه ابزار(برنامه) موبایل ندارد هم گلایه مندم...چه اشکالی دارد ما با موبایل خودمان وبلاگمان را به روز رسانی کنیم؟ چی مان از فیس بوک و توئیتر و غیره کمتر است؟
در هر صورت مطلب من(در حدود 2 الی 3 هزار کلمه) نابود شد و دوباره باید وقت بگذارم برای نوشتنش... چون تمام مطلب در ذهنم است و امیدوارم مثل همان دفعه قبل همه اش را در متن بیاورم.
درست است که چند وقتی هست که دست به نوشتنم بد شده اما مطلب "کلیپ هایی که داستان دارند" مطلب بدی نبود به نظرم...ان شالله به زودی منتشر خواهد شد



  • آخرین ویرایش:سه شنبه 16 خرداد 1391
سه شنبه 9 خرداد 1391  03:27 ب.ظ


طراح پوستر: فرشاد سپهر

برنامه گپ جدیدترین برنامه رامبد جوان است که اینروزها از شبکه IFilm در حال پخش است. برنامه ای که قصد دارد خصوصی تر به زندگی هنرمندان بپردازد بدون آنکه برچسب زرد بودن دریافت کند. با هوشمندی رامبد جوان این برنامه تاکنون به دام موضوعات زرد نیفتاده است و روند منطقی در عین حال شاداب خود را طی می کند.
تاکنون در این برنامه با مهدی فخیم زاده،سیامک انصاری و مریلا زارعی (در 4 قسمت اول منهای قسمت اول که مهمان وجود نداشت) گفتگو شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته است.

برنامه گپ به کارگردانی رامبد جوان است و در کنار او سحر دولتشاهی(همسرش)،اشکان خطیبی به عنوان همراه و حبیب رضایی به عنوان مشاور کارگردان حضور دارند. یکی از تهیه کنندگان این برنامه اسماعیل عفیفه است. وی یکی از پرسابقه ترین تهیه کنندگان تلویزیون ایران است.
رسم خیلی خوبی هم که در پایان برنامه وجود دارد این است که در انتهای هر برنامه هر هنرمند یک درخت در منطقه دماوند می کارد و اسم او روی پلاکارد در همان جا ثبت می شود.

گپ را از دست ندهید...
هر جمعه ساعت 21:00 به وقت تهران در شبکه آی فیلم


سه شنبه 9 خرداد 1391  12:37 ق.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: فیلم خصوصی یا همان "زندگی خصوصی" سرنوشتی همچون سنتوری پیدا کرد و این بار به جای پیاده روهای خیابان، سر از سایت های دانلود اینترنتی درآورد.
موضوع جنجالی اولین ساخته مستقل  (*)  محمدحسین فرح بخش  باعث شد وزارت ارشاد اکران این فیلم را بعد از چند روز به دلیل اعتراضات گسترده طیفی از مسئولان حکومتی و مذهبی متوقف کند. وزارت ارشادی که پروانه ساخت فیلم را تائید کرده و به آن اجازه اکران در جشنواره فیلم فجر را داده بود.

خطر لو رفتن داستان!
قصه این فیلم روایت گر زندگی ابراهیم کیانی است. ابراهیم کیانی ابتدا یک بسیجی است که در اوایل انقلاب اخلاق تندروی خاص خودش را دارد. داستان پس از این بک گراند، به 30سال بعد مهاجرت می کند وقتی کیانی به اتهام اختلاس و فساد مالی از سیستم کنار گذاشته می شود و او به یک منتقد سیستم تبدیل می شود. در ادامه داستان وی با دختری آشنا می شود و داستان به فراز و فرود های زندگی ابراهیم کیانی کشیده می شود ...

نگاهی 3بعدی به داستان یک آدم خصوصی!
از همان جمله اول نهج البلاغه در ابتدای فیلم مشخص بود که داستان این فیلم هم به مانند فیلم "مارمولک" جنجالی خواهد شد. البته گمان نمی رفت که این واکنش ها و جنجال ها به توقیف فیلم بیانجامد اما چنین شد و با اشاره مسئولان بالای حکومتی این فیلم توقیف شد. فیلم خصوصی ابتدا به ظاهر یک فیلم سیاسی است و روایت گر زندگی یک آدم سیاسی و اوج و فرود هایش. سابق بر این فیلم سیاسی ساختن وحشت بی سابقه ای را برای سازندگانش به همراه داشت اما اینروزها برخلاف نام ترسناک اش، فیلم با مضمون سیاسی مخاطبان بسیاری را به سینماها می کشاند. هرچند در ظاهر سیاسی باشد به مانند فیلم "خصوصی"
محمدحسین فرح بخش می توانست فیلم خصوصی را برای یک آدم با موقعیت جغرافیایی دیگر هم بسازد.آدمی که سیاسی نباشد اما وقتی برچسب سیاسی باعث فروش بیشتر شود....چرا که نه؟!!
خصوصی داستان جدیدی ندارد و اتفاقا فیلمنامه اصغر نعیمی نیمه تا پایان فیلم را بسیار کند طی می کند و به همان کلیشه های فکری ایرانی در فیلم می پردازد. فیلمنامه خیلی سعی کرده که تمامی جهات در روایت داستان فیلم را رعایت کند اما کش پیدا کردن بیش از حد داستان ابراهیم کیانی و دختر جوان باعث می شود مخاطب ایمان بیاورد که در نیمه دوم، دیگر "خصوصی" چیزی برای جذب کردن او ندارد. البته پایان فیلم را باید به فال نیک گرفت که خوب تمام شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.
به عقیده شخصی نگارنده، فیلم خصوصی به هیچ عنوان سیاسی نیست. اگر ابراهیم کیانی یک هنرمند بالامرتبه،یک کارخانه دار پولدار با ایمان و پرسابقه و خلاصه هر آدمی غیر از آدم سیاسی بود، باز هم روند داستان فرقی نداشت. چیزی که در این میان برای شخصیت کیانی واضح بود و باید وجود میداشت، شهرت وی بود. چه شهرتی بهتر از شهرت سیاسی؟!

اروتیک در وزارت ارشاد آن زمان و این زمان!
بسیاری از مخالفان اکران فیلم خصوصی، این فیلم را یک فیلم مخالف اخلاق و مروج اروتیک و شهوت جنسی می دانستند. اشارات فیلم در برخی سکانس ها به رابطه ابراهیم کیانی و دختر جوان در شکل گیری این دیدگاه مخالفان بی تاثیر نبوده است. صحنه ی حضور ابراهیم کیانی در خانه دختر جوان را به خاطر بیاورید. در جایی که دختر از  کیانی می خواهد صیغه عقد را بخواند(اگر بلد است!) و سکانس بعد خاموش شدن چراغ های خانه را نشان می دهد.
این صحنه در سینمای ایران به نوعی اروتیک خوانده می شود چون تمامی المان های آن را دارد. اتاق خواب،یک مرد و زن تنها و چراغی که خاموش می شود.
شاید نظیر این صحنه را در فیلم "رز زرد" به یاد بیاورید. فیلمی به کارگردانی داریوش فرهنگ و به تهیه کنندگی محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی با بازی امین حیایی،بهرام رادان،حدیث فولادوند و مرجان محتشم...داستان درباره دو زوج است که به ماه عسل می روند و در ماه عسل شان دچار مشکلات عجیب و غریبی می شوند. در یکی از صحنه های فیلم "رز زرد" آرش (امین حیایی) در کنار در در حال صحبت کردن با همسرش مهشید(حدیث فولادوند) است.دوربین از بیرون در آنها را نشان می دهد. در پایان دیالوگ ها آرش قربان صدقه همسرش می رود و در بسته می شود. این صحنه هم آن زمان اروتیک خوانده شد و اعتراض های بسیاری را برانگیخت و سینمای "اصلاحات" هم به مانند سینمای امروز متهم به ترویج فساد جنسی در سینما شد. با این اشتراک که پشت هر دوی این فیلم ها محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی ایستاده اند.



پی نوشت:

#درست است که فیلم خصوصی روایتی تلخ از واقعیت موجود جامعه ما دارد اما هر چه فکر می کنم این فیلم برای اکران مناسب نبود و مناسب پخش خانگی بود. روایت فیلم خصوصی درست اما چندان مناسب عموم مردم نبود.

#اصولا هانیه توسلی را برای فریب مردان با خدا و با ایمان و 70سال عبادت داشته ساخته اند! میوه ممنوعه را که یادتان نرفته؟!

#ما ایرانی ها عادت داریم از یک جایی به بعد جلو نرویم. مثلا در فیلمنامه همین فیلم من خیلی منتظر بودم که قضیه ارتباط کیانی با دختر جوان لو برود و ما به ادامه داستان برسیم اما اصغر نعیمی تا انتهای فیلم به سبک همان کلیشه های ذهنی ما ایرانی ها، داستان را جلو برد و هیچ چرخشی در داستان به وجود نیامد. تجربه شکستن کلیشه هایمان را نداریم یا از جلو رفتن می ترسیم؟!

#این مطلب پایان نداشت،دنبالش نگردید!


(*) در کارنامه کاری محمدحسین فرحبخش فیلم عطش به کارگردانی وی ثبت شده است اما من عطش را ساخته او نمی دانم چون 80درصد کار آن را قاسم جعفری جلو برده بود و پس از آن جعفری از تیم جدا شد و پایان کار را فرحبخش انجام داد. البته از قدیم گفته اند کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد!



دوشنبه 1 خرداد 1391  04:15 ب.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: تندر90 هم زیر تیغ جراحی زیبایی مهندسان سایپا رفت. بله! خودروی تندر90 که چندسالی از مونتاژ و عرضه آن به بازار می گذرد بالاخره تائیدیه های نهایی فیس لیفتش را از شرکت رنو فرانسه کسب کرد و روانه بازارها شد.
تندر90 از ابتدای عرضه به بازارها به لحاظ طراحی داخلی و خارجی مورد انتقاد قرار گرفته بود. صندوق عقب برآمده  که باعث کم شدن دید عقب خودرو می شد و نیز طراحی چراغ های عقب و جلو  در طراحی خارجی و ساده و بی روح بودن طراحی داشبورد داخلی آن از موارد مورد انتقاد بودند.
همه این انتقادها دست به دست هم داد تا سایپا فکری به حال تندرهای 90اش بکند و نتیجه آن شد پارس تندر یا تندرSR...



استراتژی اسم گذاریت تو حلقم!
دلیل این نامگذاری دوگانه هم به استراتژی نامگذاری خودروها در ایران برمی گردد! SR هیچ معنای خاصی ندارد و زیاد نباید به ذهن خودتان فشار بیاورید که که این SR در خودرو و فیس لیفتش حتما تداعی گر یک معنای بزرگ است! اصلا چنین نیست! SR مخفف سایپارنو است!(SaipaRenault) به همین سادگی! پارس تندر هم ایرانیزه شده آن است! 90 را برداشته و پارس را پیشوند اسم خودرو کرده اند تا حتما مشخص شود که مردانی از پارس دست به فیس لیفت این خودرو زده اند!

اما پارس تندر یا همان تندرSR چقدر به لحاظ طراحی نسبت به نمونه قبلی اش پیشرفت کرده است؟ البته این موضوع را نباید فراموش کنیم که تندرSR فقط در طراحی خارجی دستخوش تغییراتی شده است و طراحی داخلی آن (آنگونه که در خبرها به نظر می رسد) هیچ تفاوتی با نمونه قبلی اش ندارد.


در عکس هایی که می بینید آرم سایپا روی تندر منقش شده است در حالی که در نمونه ای که قرار است به بازارها عرضه شود آرم رنو حک شده است


حکایت دختر لب شکری و غیره!...
کارخانه های بزرگ خودروسازی به هنگام طراحی خودرو از استراتژی ها و الگوهای خاصی پیروی می کنند. اولا باید یکدستی طراحی در تمامی محصولات به چشم بیاید و در عین حال هر خودرو از الگوی خاصی برای طراحی استفاده کند. نمی دانم چقدر درست است یا نه اما تندر90 یا همان LOGAN از الگوی "دختر لب شکری" برای طراحی اش استفاده کرده است. این الگو بدین معناست که از چهره یک دختر لب شکری برای طراحی خودرو استفاده شده و المان های آن در الگو رعایت شده است.
شاید به نظرتان خنده دار به نظر بیاید اما واقعاً چنین الگوهایی وجود دارند. مثال واضح آن هم الگوی "اژدهای سر بزرگ" در طراحی تویوتا پرادو و "اسب تیزرو" در سمند خودمان است. برای فهم بیشتر این الگو باید چند دقیقه به خودروی موردنظر کاملا زل بزنید و الگوی آن را متوجه شوید. در تویوتا پرادو این الگو واضح تر به عمل رسیده است. فقط چند دقیقه دقت کنید!


بکش و خوشگلم کن!
در هر حال گویا "دختر لب شکری" هم پس از سالها تن به جراحی زیبایی داده است تا از لب شکری بودن دربیاید و اینچنین هم به نظر می آید که درآمده باشد! تندرSR در طراحی جلو خطوط خمیده تری را به خود گرفته است که این را در عکس های مقایسه ای می توانید ببینید. سپر جلوی آن رنگ بدنه شده است و چشمانی خمارتر به مشتری هایش نشان می دهد تا دل های بیشتری از آنان ببرد!






طراحی اتاق و خطوط بدنه هیچ تغییری نسبت به قبل نداشته اند. مردانی از پارس گویی فقط به جلو و عقب LOGAN نگون بخت کار داشته اند تا آن را برای مشتری ها جذاب تر کنند و فروش بیشتری را نصیب کارخانه!
کم کم به جراحی عقب خودرو می رسیم. جایی که انگار جراح با پنس قسمت پایینی چراغ تندر را برداشته و ان را به کناره بالایی آن چسبانده است! یک جورهایی پیوند زیبایی به نظر می رسد. بدون زل زدن می توانید بفهمید دختر لب شکری جای خود را به BMW سری 3 داده است.(مدل 320i را در اینترنت سرچ کنید مشخص می شود) طراحی چراغ های عقب تندرSR کپی واضحی از این نمونه BMW هستند. در عکس های تبلیغاتی و رونمایی اش که زیبا به نظر می رسیدند امید است در عمل هم چنین کار برآید!


BMW 320i
طراحی چراغ های عقب تندرSR کپی واضحی از این نمونه BMW هستند



به آپشن توجه کن!
تندرSR از چندی پیش تبلیغات محیطی و رسانه ای خود را آغاز کرده است. تبلیغاتی به همان سبک تبلیغات تندر90 اما اینبار بر روی کیفیت تندر توجه بیشتری شده است. تندرSR هرچه که نداشته باشد انصافاً خودروی کم مصرف و باکیفیتی است و این باکیفیت بودن را از شیوه بسته شدن درهایش هم می توانید متوجه شوید. در زمانه ای که بنزین بالای 1000تومان بر سر زبان هاست، منطقی است که خودروی کم مصرف تولید و به فروش برسد.البته کیفیت هم نباید فراموش شود.
 گرچه همچنان می توان "فرمان هیدرولیک" و ترمز ABS را جزو آپشن ها به حساب آورد در حالی که آپشن بودن این موارد در خیلی از کشورهای نیمه توسعه یافته و کمتر توسعه یافته هم منسوخ شده است!
البته این را به خاطر بسپارید که در نمونه فول آپشن تندر هم خبری از ترمز دیسکی در چرخ های عقب نیست. سیستم ایرکاندیشن تندر هم به صورت دستی است و این مورد هم که واقعا چیز معمولی به حساب می آید در تبلیغات آمده !
اگر اینطور باشد باید برای پراید هم تبلیغ کنیم که ایرکاندیشن دستی دارد! این خیلی عالی است چون مشخص نیست که اگر دستی نبود احتمالا روی تندر یک بادبزن به صورت اشانتیون به شما می دادند تا ایرکاندیشن دستی به صورت آپشن!

مبارک باد این فیس لیفت و به امید فیس لیفت های دیگر!


پی نوشت ها:

#دوستان اشاره می کنند شانس آوردیم فیس لیفت تندر را به عنوان چهارمین خودروی ملی به حلق مان ندادند! جا دارد از مهندسین ناظر شرکت رنو بابت اینکه نگذاشتند این اتفاق مبارک بیفتد تشکر کنیم !

#ضرب المثلی هست که می گویند مورچه چیست که کله پاچه اش چه باشد! ربطش را به این موضوع را پیدا بفرمایید!

#یک بار پشت فرمان تندر90نشستم اما حس داشتن موتور1600 در قلب این خودرو را حس نکردم. به نظرم ضعیف تر از پژو 206 تیپ5 یا V8 آمد. داشبوردش واقعا ساده است.یاد پیکان خدابیامرز می افتید! خدا رحمت کند اموات را...به نظرم لوگان ماشین خوبی است اما برای تاکسی نه برای استفاده شخصی. برایم سوال شده وقتی در بازار جهانی لوگان رقبایی چون هیوندای i20 و تویوتا یاریس دارد اصلا توان رقابت دارد یا نه؟ تازه موتور آن دو خودرو ضعیف تر از لوگان است!

# در عکس هایی که در بالا می بینید آرم سایپا به تندر منقش شده است در حالی که در نمونه ای که قرار است به بازارها عرضه شود آرم رنو حک شده است. خواستم در جریان باشید کلاً !

#چرا ما از یوغ فرانسه بیرون نمی آییم و هیوندا و تویوتا تولید(ببخشید مونتاژ!!) نمی کنیم؟ چرا واقعا؟!

#این فیس لیفت مربوط به سال 1387 است! این هم مدرکش!
   لوگان L90 با ظاهری جدید/وبلاگ Beauty Car نوشته سیدمهیار فاطمی/امیرحسین گل افشان




آخرین پست ها