تبلیغات
هنر هفتم - مطالب اردیبهشت 1391



امشب فیلم قلاده های طلا را دیدم. فیلم خوبی بود. قصد داشتم در عوض یک یادداشت، یک نامه به ابوالقاسم طالبی بنویسم و از او و فیلمش بگویم...اما چون بناست که در این وبلاگ سیاسی ننویسم پس این نامه را در دفتری که در خانه دارم می نویسم و همانجا نگه می دارم.شاید برای همیشه

اما چند چیز را به عنوان نکته می نویسم:

#ابوالقاسم طالبی با اینکه از "خودی ها" محسوب می شود اما بابت ساخت این فیلم تحت فشار قرار گرفته بود

#کاش ایران آنقدر آزاد بود که صدای همه را می توانستیم بشنویم. ابوالقاسم طالبی،ابراهیم حاتمی کیا،جعفر پناهی و...

#قلاده های طلا بخشی از واقعیت بود. این را بی شک و تردید می گویم. با اعتقادم می گویم اما هر چه بود "بخشی" از آن بود

#نمی دانم داستان این فیلم را ابوالقاسم طالبی از کجا آورد. می توانم بگویم تمامی داستان فیلم را حدس می زدم به این خاطر که عقاید ابوالقاسم طالبی را می شناختم. بخش بسیاری از فیلم شعارهای حکومتی بود و بخشی دیگر روند خوده فیلم که سعی شده بود این دوفضا به هم چسبانده شود اما با این حال پیچش های داستانی اش را دوست داشتم به رغم فیلمنامه متزلزل اش

#بازی حمیدرضا پگاه به مانند سریال "یک روز قبل" که در آنجا هم نقش یک مامور وزارت اطلاعات را بازی می کرد، با اغراق های وحشتناک و بد همراه بود.حمید رضا پگاه باید فکری به حال بازی هایش بکند.

بقیه حرفایم بماند برای دفترم...



  • آخرین ویرایش:جمعه 29 اردیبهشت 1391
جمعه 22 اردیبهشت 1391  12:38 ق.ظ


امشب داشتم ویژه نامه هفتگی هفته نامه عصر ارتباط رو میخوندم که مطلبی توجه منو جلب کرد!

قابلیت سه بعدی دیدن در فایرفاکس نسخه 11 ...
همون موقع امتحانش کردم
نتیجه اش شد این!
جالبه!
از این به بعد هنر هفتم را می توانید سه بُعدی ببینید و بخوانید!
فقط کافیه موقع دیدن صفحه سایت موردنظر(در اینجا هنرهفتم!) کلید های Ctrl+Shift+I رو بفشارید!



روی عکس کلیک کنید بزرگش رو ببینید!


  • آخرین ویرایش:جمعه 22 اردیبهشت 1391
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391  08:26 ب.ظ


موزیک ویدئو "دلتنگتم" به کارگردانی علی قاضی زاده

امید محمودزاده ابراهیمی: کلیپ سازی در ایران یک پارادوکس واقعی به تمام معناست! گاهی اوج را می شکافد و جلو می رود و گاه آنقدر ضعیف عمل می کند که به اوج هم شک می کنی!
نمونه های خوب و بد آن هم بسیار زیاد است. از کلیپ های خوب بهمن تیرگان بگیرید تا کلیپ های متوسط و ضعیف حمید شفیع زاده که از اولین ها بودند تا فربد خوش طینت(Fred) که کلیپ فوق العاده حرفه ای "طفره نرو" زانیار خسروی را ساخت تا گروه بروبکس که کلیپ های حرفه ای،فانتزی در سبک خود می ساختند.
نمی توان مجموعه کلیپ سازی در ایران را محکوم به پیشرفت کرد و خط یکدست رو به افق برای آن کشید. هیچ کجای دنیا هم اینطور نیست. کلیپ خوب وجود دارد، کلیپ بد هم وجود دارد. به طور مثال یک خواننده خارجی مثل امانوئل گوت(با اسم مستعار(Manu-L) چندی پیش کلیپی داشت به اسم No Superstar که می توان گفت کلیپ-کنسرت بود. یعنی کلیپ را در حین اجرای چند کنسرت ضبط و مونتاژ کرده بودند. همین خواننده چند ماه بعد کلیپ بعدی اش با نام Single Ladies را ارائه می دهد. این کلیپ در حالی که از آهنگ و تنظیم خوبی بهره می برد اما نسبت به اثر قبلی ضعیف تر و سطحی تر ساخته شده است. این را یک بیننده عادی هم می تواند بفهمد. پس همیشه همه چیز رو به بالا نیست و گاهی پایین افتادن هم وجود دارد. اما به نسبت کلی در حال حاضر ساخت کلیپ رو به پیشرفت است.
تکنولوژی روز و جلوه های ویژه و دیجیتال کلیپ سازی را هم از حمله های روزافزون خود بی نصیب نگذاشته اند. تابستان سال گذشته Britney Spears با ارائه کلیپ I Wanna Go به کارگردانی Chris Mars Piliero رسماً نشان داد که کلیپ سازی هم دست کمی از فیلمسازی نیست و حد و حدودی هم ندارد. کلیپ وی از انواع و اقسام جلوه های ویژه بهره برده بود و پرده ی سبز نقش بی بدیلی در ساخت این موزیک ویدئو داشت.
اما در ایران هنوز می توان کلیپ سازانی را دید که دارند سیاه مشق پس می دهند و در دهه 90 شمسی هنوز به سبک دهه 70شمسی کلیپ می سازند. آنقدر ضعیف که به بودن افرادی مثل فربد خوش طینت و گروه بروبکس در ایران شک می کنید!
گمان می کنم دلیل این عقب رفت را باید در جدی گرفتن یا نگرفتن کار کلیپ سازی در ایران جستجو کرد. فربد خوش طینت یا گروه بروبکس کار کلیپ هایی که می سازند را جدی می گیرند و بقیه سرسری رد می کنند. حمید شفیع زاده در یک سال 80 کلیپ برای خواننده های مختلف ساخت! خب این آمار بالا که الکی نیست! معلوم است سرسری گرفته شده است. باید منطقی بود و باور کرد که کج کردن دوربین کلیپ ساختن نیست!
خیلی ها همین را هم غنیمت می دانند و اعتقاد دارند با نبود یک رسانه آزاد و قانونی در کشور برای موسیقی، وجود همین آدمها هم غنیمت است. بله! غنیمت است اما رویه پیشرفت چه می شود؟ همیشه قرار است به غنیمت ها دل خوش باشیم؟ راه پیشرفت را به خاطر غنیمت ها طی نکنیم؟ این راهی است که کلیپ سازی ایران در آن قرار دارد...پس حداقل با قدرت، ولو با سرعت کم آن را طی کند. بالا و پایین خواهیم داشت اما سرسری گرفتن یا جدی گرفتن بحث دیگری است.


امروز کلیپ جدید بهنام صفوی به نام "دلتنگتم" از آلبوم جدیدش یعنی "آرامش" که به زودی عرضه می شود را از سایت موسیقی ایرانیان دانلود کردم و دیدم به امید آنکه بهنام صفوی که کارش را در موسیقی از همان ابتدا خوب شروع کرد، این بار در کلیپ سازی هم شروع خوبش را ادامه دهد. بهنام چند سال پیش قبل از اینکه مجوز بگیرد یک کلیپ با حمید شفیع زاده کار کرده بود که انصافاً کلیپ بدی نبود. اما "دلتنگتم" یک پسرفت وحشتناک برای وی محسوب می شود.
"دلتنگتم" را علی قاضی زاده کارگردانی کرده است. فضای کلیپ و آهنگ تقریباً به هم می آیند(غم پنهان را تداعی می کنند) اما ژست های بهنام صفوی و حرکات دوربین و محیط فیلمبرداری آن(که به نظر می رسد در شمال ضبط شده باشد) همگی دست به دست هم داده اند که کلیپ دلتنگتم به جای آنکه مخاطب را مشتاق به خرید آلبوم "آرامش" کند، بیشتر وی را پس بزند!
کلیپ به این خاطر تبلیغات و فروش بیشتر آلبوم موسیقی ساخته می شود. پس لازماً باید از عناصر جذاب و فکرها و ایده های ناب و خوب بهره ببرد اما کلیپ جدید بهنام صفوی همه این ویژگی ها را برعکس دارد! این کلیپ، ملودی خوب بهنام و زانیار خسروی و تنظیم جذاب سیروان خسروی را تقریباً نابود کرده است.
وقتی کلیپ I Wanna Go از بریتنی اسپیرز در حال پخش از شبکه های جهانی بود خیلی ها به دنبال این بودند که آهنگ این کلیپ را حتما از اینترنت دانلود یا خریداری کنند در حالی که این آهنگ قریب به 8 ماه قبل از تولید موزیک ویدئو در قالب آلبوم Femmle Fatale به بازارها آمده بود! اما با پخش موزیک ویدئو دوباره فروش آلبوم هم بالا رفت. حالا این رویه ها را با هم مقایسه کنید...یک کلیپ آنقدر جذاب است که 8ماه پس از عرضه آلبوم دوباره فروش آلبوم را بالا می برد، اما از این طرف کلیپی ساخته می شود که قرار است مخاطب به فروش آلبوم ترغیب کند اما تمام راه ها را برعکس می رود.
شاید هنوز یاد نگرفته ایم که تصویر باید جذاب باشد تا مخاطب را به خود جذب کند. درست است که کلیپ سازان ایرانی از هر المانی برای جذابیت نمی توانند استفاده کنند اما این محدودیت چیزی نیست که بشود به آن استناد کرد و ناله از آن برآورد. خیلی ها در همین محدودیت، جذابیت هایی خلق کردند که بی نظیر بوده است.



پی نوشت ها:

# بهانه این یادداشت، دیدن موزیک ویدئو "دلتنگتم" از بهنام صفوی بوده است. از لینک های مرتبط در این پست و در سایت موسیقی ایرانیان دانلودش کنید.

#من کارگردان یا تدوین گر نیستم. سینما هم نخوانده ام. تمام نظراتم به عنوان یک "مخاطب" پیگیر موسیقی و موزیک ویدئو است.

#آهنگ ها و کلیپ های خارجی که اسم بردم در یوتیوب کاملا موجودند برای دیدن. اگر فیلتر است تقصیر من نیست! دنبالشان در سایت های ایرانی بگردید برای دانلود!





پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391  09:25 ق.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: آیا قهوه تلخ می تواند محبوبیت گذشته اش را تکرار کند؟
این اصلی ترین سوالی است که این روزها مخاطبان سریال قهوه تلخ؛ با پخش سری جدید آن در شبکه نمایش خانگی از خود می پرسند.
اما چرا قهوه تلخ به یکباره تولیدش متوقف شد و به ناگاه پس از 7 ماه دوباره اعلام موجودیت کرد؟ مجله همشهری جوان در یکی از شماره های سال گذشته خود به این موضوع پرداخته بود. در آن مطلب نتیجه بر این شده بود که این سریال هم به مانند دو سریال نود شبی قبلی مهران مدیری یعنی شب های برره و باغ مظفر ناتمام خواهد ماند. پیش بینی که حالا با عرضه سری 26ام این سریال دیگر درست به نظر نمی رسد(حداقل تا به اینجا).
اما شاید برای قضاوت کردن کمی زود است. سری 26 این سریال پس از توقف تولید این سریال تولید نشده است و تولید آن به 7 الی 8 ماه پیش بر می گردد.

مورد عجیب آقای مدیری!
برای خیلی از مخاطبان کارهای مهران مدیری شاید عجیب باشد که وی به پایان سریال های به اصطلاح نودشبی اش اهمیتی نمی دهد و مهم نیست که پایان آنها چه باشد.این اهمیت ندادن در شب های برره و باغ مظفر به خوبی خود را نشان داد و این 2 سریال بدون پایان مشخصی، به اتمام رسیدند. مهران مدیری هم هیچ گاه علت این پایان های نامشخص را توضیح نداد. او با رسانه ها چندان رابطه خوبی ندارد و همین عامل هم باعث شده است که این هاله های ابهام همچنان باقی بمانند.

کاریزمای کمدی
قهوه تلخ هرچقدر هم که ضعیف باشد باز هم از یک نقطه قوت خوب بهره می برد. البته نه در داستان بلکه در ژانری که دارد ساخته می شود یعنی کمدی. نمی گوییم طنز چون قهوه تلخ نشانه ای از طنز بروز نداده و بیشتر در خدمت ژانر کمدی بوده است. البته شاید اینطور باید گفت که قهوه تلخ نمونه تکامل یافته ی باغ مظفر است با کمی تغییر در تیم بازیگری! اما نیازی که امروزه به کمدی و خنده در جامعه حس می شود همچنان باعث شده که قهوه تلخ به رغم اینکه داستان چند پاره و متزلزلی دارد و بیشتر بار کمدی آن در سری های آخر پخش شده اش به دوش 2پیرمرد قصه و تکیه کلام هایشان بود؛ همچنان فروش خوبی داشته باشد. البته نه به خوبی سری های اولش اما باز هم همین فروش هم پس از وقفه ی 7 ماهه، چشمگیر محسوب می شود.

در هر حال باید منتظر بود و دید که آدمای قهوه تلخ که اینبار از گذشته به زمان حال آمده اند چقدر می توانند مخاطب را با خود همراه کنند. البته فراموش هم نمی کنیم که این ایده؛ یعنی آوردن آدم های زمان گذشته به دنیای روز تا به حال چندین بار در فیلم ها و سریال های متعدد(ایرانی و خارجی) استفاده شده است. باید ببینیم روایت مهران مدیری و تیم نویسنده اش از این گذر زمان چگونه خواهد بود.



یکشنبه 10 اردیبهشت 1391  12:17 ق.ظ


عکس: صبا سیاه پوش
طرح جلد همشهری جوان: محمدرضا دوست محمدی


امید محمودزاده ابراهیمی: همشهری جوان در شماره 355 خود به سراغ سریال مسیر انحرافی و فرزاد حسنی رفته و جلد یک خود را هم به فرزاد حسنی اختصاص داده است.
تیتر «حسنی نگو بلا بگو» که یک تیتر اقتباسی از یکی کتب دوران کودکی ماست؛ تیتر یک جلد شماره 355 شده است. روی جلد، هم نسبت به نحوه اجرای فرزاد حسنی انتقاد شده و هم از وی به خاطر بازی در سریال مسیر انجرافی تعریف شده است. حتی با وی گفتگویی انجام شده اما با اصرار حسنی، این گفتگو منتشر نشده است. حسنی دلیل اصرار خود را اینچنین توضیح داده است؛ «هنوز زود است»

اما چیزی که به نظر من می آید دقیقاً عکس قضاوت همشهری جوان است. البته نه خیلی عکس... ولی تفاوت بسیاری دارد. به نظر من روی اجرای فرزاد حسنی نمی شود خیلی انتقاد کرد. تلویزیون مگر چقدر اجرا به حسنی داده است که حالا ما به قضاوت اجرای او بنشینیم؟ حالا بالفرض هم که بخواهیم برنامه نوروزی را نقد کنیم...واقعاً به نظرم زود است. فرزاد حسنی هنوز ریکاوری خوبی در تلویزیون نداشته و این هم به دلیل نداشتن اجراهای پشت سر هم است. بله! من هم اعتقاد دارم اجرای او خاطره انگیز مثل کارهای قبلش نبود.اما اینکه با یک اجرا بخواهیم نقد کنیم؟...نمی دانم
درباره مسیر انحرافی هم باید بگویم که اتفاقا به نظر من بازی حسنی در مسیر انحرافی بیشتر شبیه اجرایش بود! راستش را بگویم من اعتقاد دارم فرزاد حسنی(با وجود احترام بسیاری که برایش قائلم) هیچ وقت بازیگر خوبی نمی شود! از بازی اش نه در «کمکم کن» خوشم آمد و نه در «مسیر انحرافی». البته این را بگویم که من مسیر انحرافی را کامل ندیدم. ولی اگر مشت را نمونه خروار بدانیم چند صحنه از بازی اش را دیدم. خصوصا آنجایی که خودش را دکتر معرفی کرده بود و با خانمی قرار گذاشته بود و دلال کلیه شده بود. خب فرزاد حسنی در اینجا؛ بیشتر شبیه همان اجرایش در در برنامه نوروزی اش بود و خیلی کارکتر متفاوتی نساخته بود.
من نمی دانم مطلب همشهری جوان در وصف بازیگری فرزاد حسنی را چه کسی نوشته است ولی به نظر من اصلا نباید برای باریگری وی جشن گرفت. فرزاد حسنی هنوز بازیگر نشده است و به نظرم باید به وی فضای اجرا و مجری گری داد تا خود را نشان دهد. فرض کنید مثلا اپرا وینفری یا مرحوم مایکل والاس می خواستند هم بازیگر باشند هم مجری... به نظر خوب است؟ اصلاً و ابداً...هر کس را برای کاری ساخته اند...حسنی هم برای اجرا و مجری گری ساخته شده و نه برای بازیگری!

پی نوشت(1):
همشهری جوان در توضیح پرونده اش برای مسیر انحرافی و فرزاد حسنی اینطور می نویسد:«برخلاف چیزی که همه تصور می کنند همشهری جوان با هیچ چهره ای مشکل شخصی و ماندگار ندارد.یک روز به یکی تمشک می دهد،یک روز روی جلد می بردش. یک شماره نقد می کند و شماره دیگر تحویلش می گیرد. همه اینها نشان می دهد که عملکرد افراد بر قضاوت ها و موضع گیری هایمان تاثیرگذار است. شاخصه یک مجله حرفه ای هم رعایت همین نکات(دوری از عداوت و رفتار براساس عدالت)است»
آقای همشهری جوان! شما واقعاً مطمئن اید که همه موضع گیری هایتان در طی همه این سالها به دور از همه این صفت هایی که گفتید؛ گرفته شده است؟ اگر چنین است که واقعاً دم تان گرم و آفرین به این همه اعتماد به نفس. اعتماد به نفس شما حتی از مجله توقیف شده نسیم هراز هم بیشتر است آنجا که دبیر تحریریه اش(به گمانم،حمید رضا منبتی بود) از محمدرضا گلزار به دلیل موضع گیری شخصی خبرنگارش و کوتاهی مجله  در منتشر کردن مطلب علیه محمدرضا گلزار؛ از وی عذرخواهی کرد.
به نظرم بد نیست همشهری جوان یک پرونده برای بازی پوریا پورسرخ، چه در سریال مسیر انحرافی و چه در فیلم ها سریال هایی که در این سالها بازی کرده است بپردازد تا دیگر این جمله در مطلبش نیاید که «حضور او(فرزاد حسنی) همراه پوریا پورسرخ،به ریتم کند و داستان بی رمق اغلب قسمت ها جان می دهد» قرار است عدالت داشته باشیم آقای همشهری جوان؟ درست است؟





  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  09:40 ب.ظ


پوستر فیلم The Avengers به تهیه کنندگی کمپانی مارول

امید محمودزاده ابراهیمی: زمانی که اسپایدرمن در حال ساخت بود، تهیه کنندگانش تصمیم گرفته بودند که 9 فیلم از این فیلم را به روی پرده ببرند...اتفاقی که همان زمان مشخص می کرد اسپایدرمن به ورطه نابودی خواهد افتاد اگر 9قسمت از آن ساخته شود.
بعد از اکران قسمت دوم اسپایدرمن، شایعه هایی بر زبان افتاد که در قسمت سوم، بتمن و اسپایدرمن رو به روی هم قرار خواهند گرفت. یعنی در کنار هم قرار گرفتن دو کارکتر ستاره سینمای کمیک...قطعاً اگر چنین اتفاقی می افتاد(که نیفتاد) تماشاگران فیلم به وجد می آمدند چون هیچ وقت این کارکترها با یکدیگر ارتباطی نداشتند و هر کدام به تنهایی اقدام به Save The World می کردند!(نجات دنیا منظورم بود...موضوعی که در فیلم های ابرقهرمانی مرتباً تکرار می شود)

بیش از این حاشیه نمی روم...هم اکنون پس از سالها این اتفاق بالاخره افتاد و فیلم The Avengers (مبارزان) با بودجه ی 220میلیون دلاری ساخته شد. فیلمی که در آن ابرقهرمانانی چون Iron Man ، Captain America و Hulk (و اسپایدرمن شاید..)حضور دارند و در کنار هم می خواهند دنیا را نجات دهند.
بودجه ی 220میلیون دلاری برای تولید این فیلم واقعاً بالاست و اصلا شوخی نیست.چیزی در حدود 400میلیارد تومان ما !...پس کمپانی سازنده این فیلم Marvel فکر فروش خیره کننده اش را هم کرده است.
حتماً و قطعاً این فیلم طرفدار خواهد داشت و تماشاگران سینما را به سمت خود جذب خواهد کرد...خصوصاً اینکه اینبار به روش سه بعدی ساخته شده است و بی شک هیجان بیشتری را به مخاطبان خود القا می کند.

اما سوال اصلی اینجاست که این فیلم چرا ساخته شد و چرایی ساخت چنین فیلمی با وجود چند ابر قهرمان چیست؟ سالها پیش درباره بتمن و اسپایدرمن هم نوشته بودم که تلفیق ابرقهرمان ها جذاب،گیرا و تماشاگر جذب کن است اما در عین حال...یک قدم به سمت پایان چنین  ژانر داستانی نیز است.
کمپانی ماروِل سالها با ساخت و فروش کمیک استریپ هایی با وجود این عناصر ابرقهرمان روزگار می گذراند. این ابرقهرمانان بعد از دوران صعود انیمیشن از صفحات کتاب ها به انیمیشن و کارتون  راه پیدا کردند و با اوج گیری صنعت سینمای خصوصا سینمای دیجیتال با جلوه های ویژه خیره کننده، قدرتمندانه پا به عرصه سینما گذاشتند. هر کدام از این فیلم چند صدمیلیون دلار فروش داشتند و کمک بزرگی به صنعت سینما کردند...اما تلفیق این عناصر این موضوع را به ذهن متبادر می سازد که آیا از قدرت جذب به تنهایی این عناصر کم شده است و باید برای جذابیت بیشتر آنها را را کنار هم آورد؟ مبارزان یا The Avengers اولین تلاش هالیوود برای پا گذاشتن به این عرصه است. البته می توان پیش بینی کرد که سالها می توان با همین ایده مخاطب جذب کرد اما... آیا دوره سوپر هیرو ها یا همان ابرقهرمانان به سر رسیده است؟ آیا ابرقهرمانان دیگر توانایی جذب مخاطب گریزپا را ندارند؟ آیا از قهرمانان جدید دیگری خبری نیست؟ باید صبر کنیم و آینده این ژانر جذاب سینمایی را ببینیم...آیا ابرقهرمانی به پایان خود سلام می کند؟




چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  03:45 ب.ظ

احمد ربانی پاکبان بجنوردی یک میلیارد تومان پول پیدا کرد و فقط 200هزارتومان مژدگانی گرفت !



  • من واقعاً نمی دونم ارزش پیدا کردن یک میلیارد تومان فقط 200هزارتومان بود؟ صاحب کیف با خودش چی فکر کرد دقیقاً؟ صاحب کیف وقتی کیفش را گم کرده بود پیش خودش فکر نکرده بود که الان کسی به او زنگ بزند و تقاضای چندین میلیون تومان پول کند و بقیه پولش را به او پس بدهد؟ بعد حالا که کسی پیدا شده که بدون چشمداشت این پول را پیدا کرده...فقط 200هزارتومان؟!


  • احمد ربانی هر ماه 500هزارتومان حقوق میگیرد...200هزارتومان نصف حقوق یک ماهش هم نبود!


  • بی بی سی فارسی با احمد ربانی گفتگو کرد...امیدواریم احمد ربانی مژدگانی خوبی نگرفته که هیچ...حداقل به جرم گفتگو با رسانه های بیگانه دستگیر نشود! الهی آمین




  • آخرین ویرایش:-


رسوایی دیگری برای تویوتا؟!
اگر شکایت علی دایی از تویوتا بابت باز نشدن ایربگ های خودرویش به نتیجه برسد
با توجه به وجهه بین المللی علی دایی،رسوایی دیگری در کارنامه این خودروساز معروف ژاپنی ثبت خواهد شد


امید محمودزاده ابراهیمی: گویی پرونده تصادف علی دایی هنوز بسته نشده است و براساس آخرین اخبارها اینطور به نظر می رسد که علی دایی از طریق وکیل بین المللی خود قصد دارد از شرکت تویوتا، سازنده خودروی سانحه دیده اش به دلیل آنچه "باز نشدن همه ی 18ایربگ خودرو در زمان تصادف" گفته می شود؛ شکایت کند.
محمد دایی، برادر علی دایی که در زمان سانحه در کنار وی حضور داشته و خوده او نیز در این سانحه از ناحیه پهلو دچار آسیب شده است در گفتگویی با هفته نامه دنیای خودرو از جزئیات بیشتر سانحه آن روز می گوید.
وی درباره علت تصادف گفت:
« دقیقاً نمی توانم بگویم طوفان و وزش باد شدید یا به خواب رفتن علی پشت فرمان باعث واژگونی خودرو شد اما قبل از اینکه حرکت کنیم علی شربت اکسپکتورانت که خواب آور است خورد.آن هم نه با قاشق بلکه سر کشید! از طرفی تیم باخته بود و علی آقا خیلی حواسش به رانندگی نبود»

اما دلیل شکایت احتمالی علی دایی از شرکت تویوتا چیست؟! محمد دایی جزئیات بیشتری را شرح می دهد:

« احتمال دارد وکیل علی آقا از کارخانه تویوتا شکایت کند.پرادو 18ایربگ دارد که به هنگام حادثه عمل نکرد.تا آنجایی که ما می دانیم این اتفاق مسبوق به سابقه است و پیش از این برای یک پرادوی دیگر هم چنین مشکلی پیش آمده است.البته تا این لحظه که من با شما صحبت می کنم هنوز شکایتی از شرکت تویوتا نشده ولس طبق صحبت ها احتمالا وکیل علی این کار را خواهد کرد»

سایت تابناک هم در خصوص همین موضوع(باز نشدن ایربگ های خودروی پرادو) به سراغ دو کارشناس خودرو رفته و نظرات آنان را جویا شده که البته اطلاعات اشتباه این کارشناسان از تعداد ایربگ های خودروی پرادو باعث شگفتی است!(البته اگر نمایشگاه دار را با کارشناس خودرو یکی بدانیم!)

چرا ایربگ های پرادو علی دایی باز نشدند؟ آیا نقص فنی در این مساله دخیل بوده؟ قبلا هم مشابه این اتفاق برای خودروهای چند 10 میلیونی رخ داده؟ برای پاسخ به این سوالات با دو نفر تماس گرفتیم. یک کارشناس فنی خودرو و یک نمایشگاه دار خودروهای ب.ام.و
 کارشناس فنی خودرو درباره علت بازنشدن کیسه هوای خودروی علی دایی می گوید:

«برای ایربگ هایی که روی خودروهای جدید نصب می شود و با نام SRS معروفند یک سوئیچ در نظر گرفته می شود که با استفاده از آن می توانند سیستم کیسه هوا را روشن و خاموش کنند. باید دید سیستم ایربگ اتومبیل علی دایی توسط او یا شخص دیگری خاموش شده یا نه؛ اگر روشن بوده باشد در این حالت واژگونی باید همه ایربگ ها باز می شده است. البته به دفعات در خودروهای تولید داخل دیده شده در تصادف های شدید به علت کارنگذاشتن چاشنی یا سایر ایرادات فنی ایربگ ها عمل نکرده است.»
نکته مهمی که وجود دارد این است در همه تصادف ها الزاما نباید کیسه هوا باز شود. وقتی شتاب منفی خودرو از یک حدی کمتر باشد ایربگ ها باز نمی شود حتی اگر خسارت واردشده به خودرو به چشم ما زیاد بیاید.


از نمایشگاه داری که نماینده فروش ب.ام.و است می پرسیم آیا شرکت سازنده این حق را برای راننده قائل است که در صورت باز نشدن ایربگ از آنها شکایت کند؟

«از ابتدای ورود ایربگ ها به دنیای اتومبیل این مساله وجود داشته است که معروفترین آن اتفاقی بود که در ایالات متحده برای یک خانواده افتاد و شرکت جنرال موتورز به دلیل عمل نکردن کیسه هوا به خانواده خسارت دیده غرامت پرداخت اما چون شرکت های بزرگ، نمایندگی های ایران را خیلی اصطلاحا تحویل نمی گیرند بعید است شکایت کسی از نمایندگی داخلی به نتیجه برسد.»

از او در مورد تعداد ایربگ ها می پرسیم که آیا تعداد 18 ایربگ واقعی است؟

«خیر تعداد ایربگ ها در بهترین حالت بین شش تا هشت عدد است که عددهای بالاتر صرفا کارکرد تبلیغاتی دارد. چیدمان آنها هم به این صورت است. دو ایربگ از رو به رو برای راننده و سرنشین، دو ایربگ جانبی از کنار ستون و دو ایربگ پرده ای برای تصادف از کنار در نظر گرفته می شود. در سانحه ای که برای علی دایی رخ داد با این شدت تصادف باید همه ایربگ ها باز می شدند.»

همان طور که در متن های بالا خواندید شکایت علی دایی از شرکت تویوتا منوط به ثابت شدن این موضوع است که کسی ایربگ های خودروی وی را قفل نکرده باشد و این امر برای ادای شکایت الزامی است. اما اگر ثابت شود که ایربگ های خودروی وی با وجود قفل نبودن باز نشده؛ باید منتظر پاسخ تویوتا ماند.

البته ذکر نکاتی در اینجا لازم است:

  • پرادوی علی دایی مدل 2005 بوده است و باید مطمئن شد که علی دایی آن را چطور و از چه راهی خریده است. مقصود این است که آیا علی دایی پرادوی خود را از نمایندگی ایرتویا خریداری نموده یا از بازار آزاد؟ چون این امر مهم است. خودرویی که ایرتویا وارد کرده و به فروش می رساند تمامی استانداردها و گارانتی های تویوتا را به همراه خود دارد اما اگر توسط سایر وارد کنندگان شخصی وارد شود ممکن است ایرادهایی به همراه داشته باشد. مثلا ایربگ های آن یکبار باز شده و دیگر جایگزین نشده باشند و...


  • درباره تعداد ایربگ های خودروی پرادو که محمد دایی(برادر علی دایی) آنها را 18 عدد عنوان کرد قبلا در همین وبلاگ با عنوان "درباره تویوتا پرادو و علی دایی"درباره آنها صحبت شد. در سایت شرکت تویوتا تعداد ایربگ های هیچ کدام از خودروها ذکر نشده و فقط به ذکر مکان قرارگیری آنها بسنده شده است. با شناختی که از خودروی پرادو در سایت شرکت تویوتا پیدا می کنید این خودرو 12 ایربگ به صورت استاندارد دارد و به نظر می رسد در نمونه سفارشی آن این تعداد بسته به نظر خریدار بیشتر هم بشود. باید این موضوع هم مورد توجه قرار بگیرد که تویوتا پرادوی علی دایی از چه مدل و چه مقدار سفارشی بوده است.


  • چند روز پیش  در جاده سیرجان به معدن گل گهر یک تویوتا کمری با سرعت بالا به یکی از خودروهای سنگین در حال تردد برخورد کرد که متاسفانه در این حادثه راننده تویوتا کمری به علت نبستن کمربند و برخورد شدید سر با شیشه ی جلو در دم جان سپرد اما همراه وی که کمربند بسته بود زنده ماند و آسیب چندانی ندید. در این حادثه هم (آنطور که اطلاعات رسیده می گوید) ایربگ های تویوتا کمری باز نشده است. با توجه به شایعاتی که گفته می شود اگر در تویوتا کمری کمربند بسته نباشد ایربگ باز نمی شود(به دلیل خطر جانی بالای آن) باید این موضوع را جدی تر مورد بررسی قرار داد که عیب باز نشدن ایربگ های تویوتا از چیست. آیا صاحبان خودرو، خود اقدام به قفل کردن ایربگ های می کنند و فراموش می کنند آن را در مسافت های بین شهری باز کنند.آیا ایربگ ها به دلیل نبستن کمربند باز نمی شوند یا واقعاً تویوتا و ایربگ هایش مشکل دارند؟


آخرین خبر:

تویوتا به علی دایی پاسخ داد؛
امکان ندارد ایربگ باز نشده باشد

« یک سخنگوی شرکت تویوتا که نخواسته نامش فاش شود به بی‌بی‌سی گفت: "باور نمی‌کنم که ایربگ‌ها کار نکرده باشند. خیلی دشوار است که در چنین تصادفی سیستم ایر بگ کار نکند. یک کلید روشن-خاموش بر روی این مدل از تویوتا گنجانده شده که احتمالا آن را خاموش کرده بودند»


***

پی نوشت:
در مطلب قبلی ام نوشته بودم: «کسی شک ندارد که تویوتا پرادو و ایربگ هایش جان علی دایی و سرنشینانش را نجات داده...»
حالا مشخص شده که ایربگ ها باز نشده اند؛هیچ کدام شان!... و این بدنه و طراحی مستحکم تویوتا بوده که جان علی دایی و سرنشین هایش را نجات داده!



آخرین پست ها