تبلیغات
هنر هفتم - مطالب اسفند 1391
چهارشنبه 30 اسفند 1391  03:23 ق.ظ



بخش یک|معرفی

هفته نامه پاسارگاد سیرجان به مانند روال سال‌های گذشته، ویژه نامهٔ نوروزی منتشر کرده است. ویژه نامه نوروزی 92 پاسارگاد و در 100 صفحه روزنامه ای/ گلاسه با قیمت معقول 1000 تومان به روی دکه های مطبوعاتی آمده است. عکس جلد این ویژه نامه برخلاف سال‌های گذشته مختص به افراد و یا طرح‌های گرافیکی نیست و جای خود را به کاریکاتور داده است. تصویری که در زیر می‌بینید جلد این ویژه نامه است.
 کاریکاتوری از حمید خلوتی که با ترکیب رنگ‌های آبی، سفید و سفره هفت سین تزئین شده است و سال مار را نشان می‌دهد. در این کاریکاتور خانواده ای پای سفره هفت سین با حالاتی مخلوط از خنده، ترس دیده می‌شوند. شادمانی از سال جدید و ترس از بیرون آمدن یک مار از داخل سبزه سر سفره هفت سین که با فلوت زدن پدر خانواده همراه شده است. فلوت در این کاریکاتور شاید نشانی از سُرنای نوروز است اما این سُرنای نوروز و نواختن آن باعث بیرون آمدن ماری از سبزه هفت سین شده است. طعنه ای به وضعیت اقتصادی این روزهای ایران و دست و پنجه نرم کردن خانواده های ایرانی با آن که با هنرمندی به تصویر درآمده است.
 از طرح جلد که به گذریم به تیترهای جلد ویژه نامه می‌رسیم که به مانند همیشه با فونت تیتر با رنگ‌های مشکی و قرمز در جای جای جلد جا خوش کرده‌اند. 10کادر مربعی شکل منهای 3 تای آن‌ها که رنگ های سبز،زرد و قرمز بر خود دارند تصاویر کوچک از چهره‌هایی هست‌اند که با پاسارگاد به گفتگو نشسته‌اند. دو ردیف کادر پنج تایی که زیر لوگوی بزرگ پاسارگاد جاخوش کرده اند. عکس‌های درون کادرهای مربعی خیلی با تیترهای جلد ربط پیدا نمی‌کند و حتی گفتگو با حسین مرعشی که یکی از چهره های داخل کادرهای ردیف پایین است، اصلاً تیتر نشده!
اما کلیت محتوایی ویژه نامه نوروزی پاسارگاد از یک محافظه کاری و استاندارد خاص تبعیت کرده است به عنوان کسی که یک سال در این نشریه کار کرده است و هر از چند گاهی بعد از آن همکاری مقطعی با آن داشته،  می‌توانم بگویم کلیت محتوایی ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد دست‌پخت کاملی از امین شول سیرجانی دبیر تحریریه این نشریه است. امین شول سیرجانی همیشه با یک استاندارد خاص به همه موضوعات می‌نگرد و خیلی اهل تند رفتن یا کند رفتن نیست. متعادل، آرام در عین حال جسورانه که این موارد حتی در تیترهای مصاحبه‌ها و مقالات هم اثر خود را گذاشته است. در ادامه مطلب به این موارد بیش‌تر خواهیم پرداخت. 
صفحات اولیه ویژه نامه که به پیام مدیر مسئول و بهاریه نویسی اختصاص دارند از یک وحدت موضوع تصادفی خاص بهره می‌برند؛ "صداقت در جامعه" و "اصلاح وضعیت کنونی" و "نگرانی از شرایط اقتصادی در آینده".
پاسارگاد برای اولین بار در ویژه نامهٔ نوروزی‌اش بهاریه نویسی را با سؤال از شخصیت‌های بهاریه نویس شروع کرده و از آنان خواسته که به این سؤال پاسخ دهند: "دوست دارید در سال آینده چه اتفاقی نیفتد؟" سؤالی جالب که باعث جهت دهی خاص به بهاریه ها شده است. حجت الاسلام علی نخعی رئیس دادگستری سیرجان، امیر حسین طاهری کارگردان تئاتر، رضا مسلمی زاده هنرمند فعال سیرجانی، محمد شکیبی منتقد سیرجانی مجله فیلم و رضا اسکندری از اهالی رسانه بهاریه برای پاسارگاد نوشته‌اند. پاسارگاد در کنار بهاریه ها گزارشی میدانی از نظرات مردم درباره همین سوال گردآوری کرده است. نگرانی از وضعیت اقتصادی اصلی‌ترین دغدغه مردم است.
مصاحبه اول نشریه که در بخش سیاست گنجانده شده به گفتگو با شهباز حسن پور نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس اختصاص یافته است. سؤال‌ها دقیق و جسورانه انتخاب شده‌اند اما با تکذیب‌های فراوان مصاحبه شونده؛ مصاحبه تقریباً به جایی ختم نمی‌شود. گفتگویی که امین شول سیرجانی آن را تدارک دیده است دقیقاً به مانند مصاحبه قبلی وی با مهدی عارفی نسب شهردار سابق سیرجان(که در چند شماره قبل به چاپ رسیده است) در آمده است.اطلاعات خوب و چینش بجای سؤالات یکی از خصایص مصاحبه های وی است حتی اگر مصاحبه شونده هم با تکذیب و فرار از پاسخ دادن بخواهد مصاحبه را به سمت دیگری سوق دهد، سؤالات پی در پی نمی‌گذارند مصاحبه شونده از گوشه رینگ بیرون بی‌اید. اگر مصاحبه هم به جای خاصی سوق پیدا نکند(همانطور که در بالا گفتم)؛ حداقل سؤالات مصاحبه دید خوبی به خواننده می‌دهد و روحیه پرسش گری را تقویت می‌کند. 




tdewil7z3voe3lis5xk.jpg

گفتگو با معین ضابطی رئیس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در سال 88 هم یکی از گفتگوهای خوب مجله است که حسام اسلاملو آن را انجام داده است. ایده مصاحبه با ضابطی در مقطع کنونی فوق العاده عالی است. معین ضابطی شاید یکی از بهترین کسانی بود که در این مقطع می‌شد با او درباره وضعیت تفکر و راه احمدی نژاد گفتگو کرد چون ضابطی برخلاف خیل عظیمی از دوستانش در ستاد انتخاباتی، هنوز و هنوز به راه احمدی نژاد اعتقاد دارد و به او پشت نکرده است.ضابطی در این گفتگو جواب چند سوال را به مانند احمدی نژاد پاسخ می دهد! سؤالات حسام اسلاملو خوب چیده شده‌اند. در چندین جا هم مصاحبه از حالت عادی خود خارج و به دیالوگ 2 موج مقابل به هم تبدیل می‌شود. بیش‌تر از این چیزی نمی‌نویسم، این مصاحبه را حتماً بخوانید. 

liwk2ame1svy5q478gd.jpg

اما یکی از متفاوت‌ترین(و بهترین...) گفتگوهای این ویژه نامه؛ مصاحبه با یکی از اتباع مهاجر افغان در ایران است گفتگویی که علی حاج محمدی آن را انجام داده است حاوی نکات برجسته ای است. شنیدن واقعیت‌هایی از رفتارهای تبعیض آمیز بعضی‌ها با مهاجران افغان، درد و دل‌ها و حرف‌هایی که برای اولین بار از زبان یک مهاجر افغان شنیده می شود. این گفتگو به همراه 2 یادداشت از 2 جامعه شناس سیرجانی درباره وضعیت افغان‌ها و اتباع کشورهای مهاجر در ایران و سیرجان منتشر شده است.
گفتگوی بعدی ویژه نامه را حسین اطمینان با سرهنگ پوررضاقلی فرمانده انتظامی سابق سیرجان و رئیس کنونی پلیس آگاهی کرمان انجام داده است. گفتگویی از ابتدا مشخص است قرار است گپ و گفت خودمانی به اشد اما با توضیح حسین اطمینان در لید مطلب؛ کمی حالت جدی هم به خود گرفته است.سرهنگ پوررضاقلی در این مصاحبه پرده از یک راز برداشته که شنیدنی است. او از دستگیری گروهی در سیرجان خبر داده که سال‌ها پیش قرار بود در یکی از خیابان‌های اصلی شهر به خودروی حمل پول رگبار گلوله بندند؛ پول‌ها را دزدیده و در یکی از بیابان‌های اطراف سیرجان مخفی کرده و یک سال بعد به سراغ آن به یایند اما با اقدام به موقع ماموران پلیس قبل از اجرای عملیات شناسایی و بازداشت شدند. موضوعی که هیچ گاه در طی این سال‌ها به مردم گفته نشده بود.
گفتگو با سرهنگ مهریار سعیدی در باب کنترل هوشمند ترافیک در سیرجان از طریق دوربین‌های کنترل و نظارت و یک گزارش میدانی همراه با فرمانده راهنمایی و رانندگی سیرجان (سرهنگ ابراهیمی) پایان بخش قسمت "شهر" در ویژه نامه هست‌اند. در بخش گفتگو همراه با گزارش میدانی با فرمانده راهنمایی و رانندگی سیرجان عکس بسیار هنرمندانه ای مزین این بخش شده است. این عکس را علی حاج محمدی با هنرمندی خاص ثبت کرده است.




mik8v2u5085jx0dg6z7.jpg

شروع بخش اقتصاد ویژه نامه با یک گزارش از پدیده قاچاق در سیرجان است که محسن رضوانی آن را تدارک دیده است. گزارشی که از سه بخش به پدیده قاچاق کالا نگاه کرده است. این گزارش خیلی زنده و پویا است. 
در صفحات بعدی این بخش گفت و گویی با یک چهره ناآشنا صورت گرفته است. البته ناآشنا برای مخاطب. مهدی ایرانی کرمانی عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی کرمان که تحلیل‌های انتقادی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت و بخش خصوصی دارد. این گفت و گو را امین شول سیرجانی انجام داده است. شاید برای اولین بار است که شول سیرجانی در بخش اقتصاد هم ردپایی از خود به جا می‌گذارد. در ویژه نامه¬های سال¬های گذشته محسن رضوانی و رضا محمودی عهده دار مصاحبه های بخش اقتصاد بودند و حالا با جدایی رضا محمودی دبیر سابق بخش اقتصاد این نشریه؛ وی شخصاً مسئولیت گفت و گوی اقتصادی مهم را بر عهده گرفته است.
بخش بعدی ویژه نامه به ورزش اختصاص دارد و موضوع معرفی چهره‌هایی که پای ثابت ورزش هست‌اند. این بخش را علیرضا پوررضاقلی تهیه و تدارک دیده است. در ادامه همین بخش به موضوع دوپینگ در ورزش و مشکلات کوهنوردان و یک گپ و گفت با زوج کرمانی قهرمانان پارالمپیک لندن پرداخته شده است. یک گفت و گوی خانوادگی با مهاجم گلزن تیم فوتبال گل گهر سیرجان یعنی محسن ایران نژاد پایان بخش این قسمت است.
بخش ادبیات؛ پس از ورزش آمده است. بخشی که فقط دو مصاحبه در آن وجود دارد و خیلی جان دار نیست. کلاً بخش ادبیات همیشه همین طور بوده! جدی نگیرید! البته شاید باید گفت جان قسمت ادبیات ویژه نامه به همین دو مصاحبه بند است گفتگو با عرفان رعایی شاعر و حمید نیک نفس طنزپرداز.
گفت و گو با حمید نیک نفس را امین شول سیرجانی انجام داده است که انصافاً گفت و گوی خیلی خوبی است. گویا در هر بخش و در هر موضوع امین شول سیرجانی وارد می‌شود می‌خواهد یک ردپای خوب از خودش بر جا بگذارد. این گفت و گوی متفاوت را از دست ندهید.
بخش طنز ویژه نامه نوروزی پاسارگاد هم به بخش نوروز گردون معروف است. حاصل نوشته های نویسندگان قدیمی همین بخش یعنی حمید نیک نفس؛ چماه کوهبنانی، آرش یوسف زاده و امیر غفار بیگی، سید علی میرافضلی، مجتبی احمدی، محمد طالبی رنجبر و مهران ابراهیمی است. نوروز گردون همیشه به دلیل تعداد نویسندگانش موضوعات متنوعی را در بر می‌گرفت و طرفداران بسیاری داشت اما تنها فرق نوروز گردون امسال با سال‌های گذشته‌اش همین یکدست بودن آن است. شاید این یک دست بودن هم به همان تفکر محافظه کارانه ای که در اول همین مطلب به آن اشاره کردیم برگردد. به هر حال بخش طنز است و خطرناک و چاقویی دو لبه. مواظب نباشید، دیگر نیستید. امسال در نوروز گردون جای دو نویسنده هم خالی است. 1- لاله محمودیان و مطالب قوی و پویایی که می‌نوشت. 2- الف- میم- الف که اصلاً معلوم نیست کجا هست!
بخش بعدی نشریه هم به فرهنگ و هنر اختصاص دارد. این بخش  امسال به سراغ نقاط دیده نشده . کمتر دیده شدهٔ فرهنگی هنری سیرجان سری زده است. گفتگو یکی از اعضای شورای نظارت تئاتر خانم سهی سینایی. ایشان هم بازیگر بوده‌اند و هم یکی از اعضای سابق شورای نظارت تئاتر. گفتگو با چنین کسی قطعاً جذاب است. کسی که خودش هم بازیگر بوده و هم نظارت کننده. گفتگو با سهی سینایی را حسام اسلاملو انجام داده است. گفت و گوی متفاوتی است؛ از دست ندهید.
گفت و گو با یکی از چهره های کمتر شناخته شدهٔ سیرجانی در سینمای مستند کشورمان؛ علیرضا رسولی نژاد در صفحه بعدی فرهنگ و هنر جای دارد. مصاحبه ای که اگر مکتوب نبود خیلی خیلی بهتر از کار در می آمد. یادداشت فؤاد توحیدی پژوهشگر موسیقی نواحی من باب موسیقی محلی سیرجان و گفتگو با یک نوازنده ساز سُرنا و خوانندهٔ محلی دیگر صفحات فرهنگ و هنر را تشکیل می‌دهند. 
پایان بخش ویژه نامه هم به قسمت نگارخانه و معرفی آثار هنری گرافیکی چند طراح در سیرجان و اختصاص دارد. در این صفحات آگهی از رسول حسینی نژاد و مسلم سلطان احمدی در بخش عکاسی؛ مجتبی اسدی و نرگس بیگ مرادی در بخش نقاشی و ابوالفضل شیخ زکریا، زهره تعویقی، سپهر ستاری و محسن رضایی در بخش خوشنویسی و گرافیک دیده می‌شود.




بخش دوم|نگاهی دیگر

درباره حرف اول مطلبم که گفتم ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد یکدست‌تر از همیشه است و حتی در تیترهای مطالب هم این امر نمود پیدا کرده است.....چیزی ننوشتم؛ درست است؟! خب حالا می‌نویسم.
مطالبی زیر نظرات شخصی من نسبت به تیترها و فضای ویژه نامه نوروز92 نشریه پاسارگاد است
- برای نمونه اول تیتر مصاحبه با نماینده مردم سیرجان یک تیتر کاملاً استاندارد بدون هیچ رنگ و لعابی است "برای انتخابات پیشرو برنامه داریم." این حرف نماینده با توجه به متن مصاحبه؛ بخش کوچک و شاید کم اهمیت قضیه است ولی با توجه به نزدیکی انتخابات بعدی، انتخاب یک تیتر انتخاباتی معقول‌تر به نظر می‌رسد.
- مصاحبه با معین ضابطی که یکی از رهروان تفکر احمدی نژاد محسوب می‌شود، طبعاً کار جالبی بود و تیتر مصاحبه هم به خوبی روند مصاحبه را نشان می‌دهد؛ نشانی از محتوا را جلوی دید مخاطب می‌گذارد خیلی تیتر جنجالی‌ای نیست اما خوب و مناسب است.
- تیتر مصاحبه با حسین مرعشی هم همان حرف قبلی محمد رضا عارف است: اصول‌گرایان از مردم عذرخواهی کن‌اند (به خاطر عملکرد دولت). تیتری مناسب برای یک مصاحبه سیاسی.
- تیتر و رو تیتر مقاله حمید رضاپور درباره شورای چهارم یکی است و حتی می‌توان جای آن‌ها را با هم عوض کرد! شاید خنثی‌ترین تیتر ممکن در کل ویژه نامه به اشد.
- تیتر مصاحبه با یک مهاجر افغان با رو تیتر ارتباط چندانی ندارد. رو تیتر این است: "گفتگو با یک دختر افغان درباره دشواری‌های زندگی مهاجران" اما تیتر این است: "آینده افغانستان روشن است"
خب این‌ها خیلی به هم ربط ندارند و حرف اصلی مصاحبه را نمی‌رسانند.
- تیتر مصاحبه با سرهنگ پوررضاقلی رئیس پلیس آگاهی کرمان هم با توجه به فضای مصاحبه درست و به جا انتخاب شده است. *** حاشیه: خیلی جالب بود که وقتی حسین اطمینان از پیر شدن بیش‌تر سرهنگ پس از سه سال سخن می‌گفت (در لید مطلب) همان موقع ویژه نامه دو سال پیش پاسارگاد را جلوی خودم گذاشتم. انصافاً سرهنگ نسبت به دو سال پیش خیلی فرقی نکرده و دو سال پیش هم همین پیراهن را به تن داشت و فقط در عکس جدیدش یک کاپشن اضافه تر شده بود! البته عکس با واقعیت فرق دارد و شاید پیری خیلی در عکس جلوه نکند.***
- تیتر "یک روز در ماشین گشت"  هم خبر از گزارش میدانی را می‌دهد و با توجه به مطلب خیلی به جا انتخاب شده است. البته شاید جذاب‌ترین بخش این صفحات عکس این گزارش به اشد که با تکنیک باز بودن دیافراگم گوشی به مدت 20 یا 30 ثانیه گرفته شده است. این عکس و تیتر دقیقاً به هم چسبیده‌اند و جفت و جورند.
- "چتر بازی در سه سکانس" هم تیتر خوبی است چون از 3 منظر به موضوع قاچاق کالا نگاه شده است مثل یک فیلم اپیزودیک 3 گانه که از 3 منظر فیلمنامه را جلو می‌برند. تیتر و مطلب بسیار خوب و مناسب‌اند.
- سایر تیترهای بخش اقتصادی محافظه کارانه و خنثی هست‌اند. "دولت و بخش خصوصی اشتباه کردند" و "سیرجانی‌ها بورس را جدی به گیرند" تیترهای ساده ای هست‌اند که خیلی به چشم مخاطب نمی‌آیند.
- تیترهای قسمت ورزش غیر از تیتر مصاحبه با رئیس هیئت پرورش اندام سیرجان "تخلف‌ها پشت پرده انجام می‌شود" همگی خنثی و به دور از جذابیت هست‌اند. مثلاً گفتگو با علی فیروز آبادی(کوهنورد) به رغم عکس فوق‌العاده‌اش تیتر هیجان انگیزی ندارد. عکس گفتگوی خانوادگی با محسن ایران نژاد و همسر و فرزندش هم به دلیل آنکه به نظر می‌رسد در شب و با زوم دوربین گرفته شده است خیلی خوب نیست. این عکس را مقایسه کنید با عکس گفتگوی هنری خانوادگی با مظفر فرزین ابراهیمی و همسرش که رنگ بندی، قاب و حس زنده بودن خیلی خوبی دارد.
- تیترهای گفتگو با عرفان رعایی و حمید نیک نفس هم به رغم آنکه عکس‌های خیلی تاپی ندارند خوب و به جا انتخاب شده‌اند. امین شول سیرجانی هم پس از مدت‌ها راضی شده که تیتر مصاحبه متفاوتش با حمید نیک نفس را "ما همه پدرسوخته‌ایم" انتخاب کند. چون امین خیلی اهل این تیتر زدن‌ها نیست.(از تیتر زدن های جذاب و نوگرایانه استقبال می کند اما خودش خیلی اهلش نیست ;) ) 
- تیترهای بخش هنر هم از محافظه کاری پیروی می‌کند.
- اما اصلی‌ترین موضوع برای یک ویژه نامه نوروزی طرح جلد و تیترهای آن است. طرح جلد این ویژه نامه پاسارگاد را حمید خلوتی با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی به تصویر کشیده است که البته در نوع خود خوب و عالی است اما تیترهای جلد مشکل دارند. مشکل اینجاست که هیچ کدام به اندازه کافی بزرگ نیست‌اند و بدتر از آن اینکه به تصاویر هیچ ربطی ندارند. در کل طرح جلد هم خوب است و هم بد.

کلام آخر:

به هر ترتیب ویژه نامه نوروز 1392 ویژگی‌های خیلی خوبی دارد و می‌توان به آن امتیاز یک ویژه نامهٔ نوروزی در حد کشوری داد. حالا اینکه تیترهایش یکدست است و از هیجان در آن و مطالب دوری شده است دلایل خاص خودش را دارد. اول و اول و اول به بحث محدودیت‌ها و ترس از آینده رسانه ای بر می‌گردد. این محدودیت را نشریات کشوری هم درگیرش هست‌اند. شما اگر ویژه نامه نوروزی همشهری جوان و چلچراغ امسال را به بینید متوجه این موضوع خودسانسوری می‌شوید. یعنی یک جورهایی طراوت از ویژه نامه های نوروزی پر کشیده است و این موضوع مختص به نشریات استانی نیست. دومین دلیل این است که تیم یکدست‌تری برای مطالب، تیترها و تصمیم گرفته‌اند.
ویژه نامه نوروز 92 پاسارگاد خواندنی است، از دست ندهید.



سه شنبه 15 اسفند 1391  11:57 ق.ظ


.:: الـهام کـاظمـی ::.

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفقته اند و از حقوق و درد ها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مرد ها است. یکی از همین مرد هایی که دوستمان دارند. توقتی میخواهند حرف خاصی بزنند حول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند.  مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکن یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باششند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مرد ها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آراممش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مرد ها از خوشبختی خیلی ساده است.

 

پی نوشت: 
این ها دیدگاه من به عنوان یک دختر مجرد به دنیای مرد ها است. 

پی نوشت: 
خواستم از بخش پدر بودن مرد ها بنویسم... نشد.



  • آخرین ویرایش:-
  • دنبالک ها:مردها ،
آخرین پست ها