یکشنبه 30 تیر 1387  08:07 ق.ظ

دردسرها تمامی ندارد . . !

بعد از رفتن فرزاد حسنی چشممان به رفتن رشیدپور هم روشن شد/طرح: هنر هفتم

رشیدپور از "رویش" حذف شد

 

پس از قطع ناگهانی سری گفتگوهای توجه برانگیز «رضا رشیدپور» در برنامه تلویزیونی «مثلث شیشه ای»، نام این مجری جوان از شناسنامه نشریه «رویش» هم حذف شد.

 

رشیدپور که پیش از این تجربهء تلخ توقف برنامه «مثلث» - در همان ابتدای راه- را پشت سر گذاشته بود، اواخر بهار گذشته با مثلث شیشه ای به شبکه تهران بازگشت. گرچه در این برنامهء تازه به ندرت از ستاره های عامه پسندِ «شب شیشه ای» (برنامه فوق العاده مورد توجه قبلی رشیدپور) نشانی دیده شد؛ ولی به دلیل گفتگوهایی که سعی می شد چالش برانگیز و فراتر از خط قرمزهای سیما باشند، آن هم بعضاً با شخصیت های سیاسی معروف و مسئولان رده بالا، از سوی منتقدان مورد تایید قرار گرفت.

 

اما مطابق انتظار، خیلی زود حساسیت ها برانگیخته شده و کم طاقتی مسئولان باعث شد مثلث شیشه ای تنها 35 شب ادامه پیدا کند.

 

ولی مصائب رشیدپور و انتقام جویی زخم خوردگان از برنامه های او، به بیکار شدن این مجری جنجالی در تلویزیون منتهی نشد و حتی دلمشغولی او در عرصه مطبوعات هم با خطر توقیف مواجه شد. در یک ماه اخیر شایعهء توقیف دو هفته نامه رویش (که از زمستان گذشته با سردبیری رشیدپور روی دکه های مطبوعاتی قرار می گرفت) بارها به گوش رسیده و حتی سوژهء چند گفتگوی کوتاه و بلند با او شد. اهالی رسانه اعتقاد داشتند که رویش در مطالب خود پا را فراتر از خطوط قرمز گذاشته، ولی انتساب آن به یک شخصیت مورد توجه و خصوصاً روی آنتن بودن برنامهء روتین رشیدپور، مانع از برخورد جدی اداره نظارت بر مطبوعات با این نشریه می شود.

 

بابك بختیاری::خبرنگاران صلح

به همراه یادداشتی از مزدك علی نظری



  • آخرین ویرایش:-

كاش كمی بیشتر قدر یكدیگر را بدانیم . . .روحش شاد،یادش گرامی/عكس: ایسنا

امروز در حالی خبرها در دقایق ابتدایی صبح روز جمعه 28 تیرماه مخابره می‌شد كه خبر رسید خسرو شكیبایی، بازیگر «هامون»، «یك بار برای همیشه»، «خانه‌ی سبز» و «روزی روزگاری» برای همیشه از مقابل دوربین‌ها رفت و در قاب خاطره‌ها ثبت شد


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 26 تیر 1387  08:07 ق.ظ

 

"شب انتظار" و یغما و ترانه هایش

عكس از سایت یغما گلرویی

 

حتما باید تا به حال ترك "شب انتظار" را در آلبوم "شبح" با صدای بهنام صفاریان شنیده باشید.ترانه ای از یغما گلرویی كه وجهی اعتراضی-اجتماعی دارد.


یغما ترانه های اجتماعی بسیاری سروده است و ترانه های او برای سیاوش قمیشی گواهی بر این مدعاست.اما نكته ای كه همیشه ذهن مرا به خود مشغول كرده است؛ جان مایه ترانه های اجتماعی ترانه سراهاست.افشین یداللهی ید طولایی در سرودن ترانه های اجتماعی دارد.او به مانند یك مصلح اجتماعی در ترانه هایش اشاره به بدی های روزگار و آدمها و...می كند و همگان را به بهتر شدن و "آدم" شدن دعوت می كند.اما ترانه های یغما چنین نیست.سبكی متفاوت از همین جنس است.در تمام ترانه های(اجتماعی) یغما یك اعتراض و یك منجی نهفته است.یغما در ترانه هایش به "تو" اشارات فراوانی دارد اما افشین یداللهی اینچنین نیست.او اعتراضی آرام و نصیحت گو دارد و كمتر به چالش می پردازد؛همچنین او در ترانه هایش به یك منجی اشاره نمی كند.او آدم ها را منجی خودشان می داند.

اما دلیل اینكه می گویم در ترانه های یغما یك "منجی" نهفته است به ترانه های او در این چند سال بر می گردد.

 

ترانه "شب انتظار" را با "تصور كن" مقایسه كنید:

 

""شب انتظار من خالی از حسرت و امیده.........خیلی وقته كه ترانه حتی خوابتو ندیده""

 

""تصور كن اگه حتی تصور كردنش سخته.....جهانی كه هر انسانی تو اوون خوشبخته خوشبخته""

 

 شاید دیگر نتوانید ترانه ای مثل "تصور كن" بشنوید/تصویر از اتفاق نو

 

زبان این 2 ترانه تقریبا یكی ست.هر دو یك حرف را می رسانند ولی "شب انتظار" كمی اعتراضی تر است...مثل "تصور كن" بعد و زبانی جهانی ندارد.

"تصور كن" تو را به خیال و تصور برای دنیایی بهتر دعوت می كند ولی شب انتظار خیالی نیست...تصور نیست...این ترانه می گوید تو باید اعتراض كنی...باید و باید...

 

 

 

اما . . .

 

سوالاتی كه باید از یغما پرسید...


صحنه ای از كلیپ شب انتظار به كارگردانی امیر مقیمی

 

آیا "شب انتظار" ...شبِ انتظار برای صبح آزادی ست؟ چرا خالی از "حسرت و امید"؟ چرا 2 معنای متضاد در كنار هم قرار گرفته اند...خیلی راحت میشود سیاه نمایی كرد و حسرت را جایگزین امید كرد...اما چرا چنین نیست؟

 

بیت سوم با "اما" شروع می شود..پس مشخص است كه در 2 بیت قبل یغما منظوری را رسانده كه حالا می خواهد یا عقب نشینی یا آن را تقلیل دهد...این "اما" برای چیست؟

 

مصرع بعدی ترانه را خوب گوش كنید...نمی دانم ولی تعبیر جالبی دارد...

"پایان عمر این صداست ...تو رو ندیدن" . . . صدا=دیدن؟  چیدن واژه در ترانه خیلی مهم است...تعابیر را زیباتر می رساند.مثلا می توان چنین برداشتی كرد: در پایان عمر این صدا كه برای تو می خواند...امیدی برای دیدن تو نیست و صدای من هم خاموش می شود...

"رو همه دقیقه هام غبار اسم تو نشسته"....این "تو" آیا آزادی ست؟ بغضی قدیمی كه در حنجره مان میشكند...؟

شب انتظار برخلاف نظراتی كه تا به امروز شنیده ام ترانه بسیار خوبیست.

 

آیا "تو" در ترانه "تصور كن" با "تو" در ترانه "شب انتظار" یكی ست؟

آیا این "تو" یعنی ما؟ یعنی یك شخص؟


مصرع آخر "تصور كن" را بخوانید:

 

بدون مرز و محدوده.....وطن یعنی همه دنیا

تصور كن "تو" میتونی..بشی تعبیر این رویا

 

-یادم می آید هنگان انتشار آلبوم سیاوش قمیشی كه این ترانه در آن قرار داشت...همگان به این باور رسیده بودند كه یغما و سیاوش این ترانه را برای حضرت ولی عصر(عج) سروده و خوانده اند.البته عشق حد و مرزی ندارد و می توان برداشت های مختلفی از آن كرد.مثل برداشت هایی كه از ترانه "دنیا دیگه مثل تو نداره" فرید احمدی و بنیامین بهادری در زمان عرضه آلبوم "85" شد یا در همین نزدیكی كه بخش خبری 20:30 روی گزارشی از كامران نجف زاده درباره نوه دار شدن بازنشسته ها همین آهنگ را گذاشته بود!!


ترانه فرید احمدی هم یك "تو" دارد ...

 

----------------------------------------------

پس نوشت در همین رابطه:

 

شاید به خاطر نیاورید...اشكان رحیمی ترانه سرای موفق اوایل دهه هشتاد خودمان است.خیلی وقت است از او هیچ ترانه ای را در هیچ كجا نمی بینیم و نمی شنویم. شاید به خاطر نیاورید ولی اشكان برای خیلی ها ترانه گفته است...ترانه هایی كه قابل تامل و ارزشی هستند.

اشكان در آلبوم اول بهنام صفاریان (دورنگی) ترانه ای را به نام "اشاره" گفته بود كه اگر به آرشیو موسیقی تان سر بزنید و آلبوم دورنگی را دوباره گوش كنید حتما توجه تان را جلب خواهد كرد.در آلبوم "سیم آخر" حسین صالحی(شهریار) هم ترانه زیبای جزیره متعلق به اوست.

از فرهاد مهرآوا و پویا صمیمی هم كه به ترتیب ترانه های "هم آشیون" و "قفس" را برای بهنام در آلبوم دورنگی سرودند خبری نیست . . .

 

مطلب قبلی من درباره یغما و ترانه هایش


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 23 تیر 1387  01:07 ق.ظ

زنگ زدند گفتند از امشب نیایید

برنامه كولاك با اسم جنجالی اش هم نتوانست جای خالی كوله پشتی را پر كند

 گفت و گو با فرزاد حسنی

گفت و گو با فرزاد حسنی كار سختی نیست. به اندازه كافی اطلاعات دارد و بیش از آن عشق و علاقه‌ای كه هر گفت و كننده‌ای را به وجد می‌آورد. او كارش را جدی می‌گیرد و مثل هر حرفه‌ای دیگری می‌كوشد، توجه آدم‌های اطراف‌اش را به حرفه‌ای كه به آن عشق می‌ورزد، جلب كند. با او درباره قسمت‌های مختلف كوله‌پشتی و فوق‌العاده حرف زدیم، دو برنامه‌ای كه نقطه عطف اصلی كارنامه‌اش به حساب می‌آیند. 

 

البته معمولا پیگیری‌های مردم جواب می‌دهد. و جواب‌هایشان را، حتی سریعتر از رسانه‌ها، پیدا می‌کنند و این شاید یکی از مشکلات رسانه‌های ما باشد، چه مکتوب و چه غیر مکتوب که مردم جواب‌هایشان را سریع‌تر و از طریق دیگر پیدا می‌کنند. باید بگوییم که چند وقت است رسانه‌ها از مردم عقب افتاده‌اند.


  • آخرین ویرایش:-
  • دنبالک ها:
پنجشنبه 20 تیر 1387  12:07 ب.ظ

 

"نگو" بهترین ترانه این روزها


 با خرید آلبوم اوریجینال ثابت كنیم كه هوادار واقعی هستیم

آلبوم چهارم آریان (بی تو،با تو) ؛ بی شك موفق ترین و پرفروش ترین آلبوم این روزهای موسیقی پاپ ایران است كه ترانه ها،موزیك ها و تنظیم های خوبی را به همراه دارد.درباره آلبوم مفصل بعدا بحث خواهیم كرد.فقط ذکر این نکته که این آلبوم رکورد فروش آلبوم ها را در مدت 37 روز و با فروش 600 هزار نسخه...شکسته است.
 اما به جرات می توان گفت كه ترانه "نگو" كار پیام صالحی بهترین ترانه آلبوم است كه دقیقا اجتماع و روابط آدم های امروز را به زبان ترانه درآورده است.

اولین باری كه این ترانه را شنیدم بی اختیار به یاد برنامه "هزار راه نرفته" افتادم و آرزو كردم در سری بعدی این برنامه حتما این ترانه زیبای گروه آریان در تیتراژ آخر یا در لابه لای برنامه پخش شود.

نگو

آهنگ و ترانه از: پیام صالحی

تنظیم: نینف امیرخاص

 

 

 

یادته حرفای اولمونو...............................همش از یكی شدن بود و بس

از رفتن تا آخر خط و..................................با همدیگه رسیدن بود و بس

حرف دلامونو میرسوندیم........................به خـــدایی كـه خـالــق عـشقه

میخواستیم اوون همصدایی باشیم.............كـه تا ابــد عـــاشق عــشـقه

 

ولی دیدی از یادمون رفت قول و قرار عاشقونه........حالا حرفمون فقط اینه

كی باید بره ...كی بمونه

 

حالا من موندم و شبای بی تو.....................حالا تو موندی و غم تنهایی

منم و عطر تو و خاطره هات.....................تو اشك و سكوت و بی صدایی

اینجا منم دل تنگ دیدنت ...........................اونجا تو پشیمون و غم زده

خودت ببین لجبازیمون چطور.........................بین من و تو رو به هم زده

 

نه نه نگو...دیگه نگو...........................نگو راهی واسه من و تو نمونده

نه نه نگو...دیگه نگو...............................ما رو غم به آخر خط رسونده

نه نه نگو...دیگه نگو....................................نگو با هم زندگی جهنمه

نه نه نگو...دیگه نگو................................ كه جدایی تموم شدن غمه

                     


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 18 تیر 1387  01:07 ق.ظ

این آلبوم كریس دی برگ را می توانید با كمی گشت و گذار در اینترنت به راحتی پیدا كنید

 

There are those who think that love comes with a lifetime guarantee
But we know from those around us, that this may not always be
It's the simple things that come between a father and a son
But when they try to talk, the knives are out before they have begun;

Well that was me, and I have seen the light that shines for eternity
Because I learned to say the words "I love you"

کسایی هستن که فکر میکنن عشق با ضمانت وجود داشتن در  تمام عمر باید بوجود بیاد

اما از اطرافیانمون یاد گرفتیم که همیشه اینطوری نیست

جیزهای ساده ای هم هستن که بین پدر و پسراتفاق میفته

اما وقتی میخوان با هم حرف بزنن، قبل از اینکه یه کلام حرف بزنن چاقوها در میاد

منم همینطوری بودم، من نوری رو که واسه جاویدان شدن میدرخشه دیدم

چون یادگرفتم بگم"دوستت دارم"

So many hearts have been broken by the lies of history
And so many arms are still open for that final mystery
We must show respect for all the rest, and what a man believes
And the one who died upon the cross, well he is the one for me
And he said "Come with me and you will see the light that shines
For eternity, be strong and learn to say the words "I love you;"

 

به خاطر دروغ های تاریخ دل خیلی ها شکست

و خیلی اغوش ها هنوز برای برای اخرین سر تاریخ باز مونده

باید به بازمانده ها و عقاید مردم احترام گذاشت

و به اونی که به خاطر اختلاف ها مرده،برای من اون ادم فقط یه نفره

بهم گفت بامن بیا و نوری رو که واسه جاودان شدن میدرخشه میبنی

قوی باش و یاد بگیر که بگی دوستت دارم

And this endless road that we are on just keeps on going round
But there's one destination that always is here to be found;

So come with me, and you will see the light that shines for eternity,
Be strong and learn to say the words "I love you"
Be strong and learn to say the words "I love you," the words "I love you"
The words "I love you," the words "I love you".


 

این جاده بی انتها که ماها درش هستیم سرجاشه

ولی توی این جاده فقط یه مقصد هست

پس با من بیا و نوری که واسه جاودان شدن میدرخشه رو ببین

قوی باش و یادبگیر که بگی دوستت دارم

قوی باش و یادبگیر که بگی دوستت دارم

دوستت دارم دوستت دارم

 


Written by Chris de Burgh

منبع: خورشید بانو

ترجمه شعر: یاسی/هنر هفتم (با سپاس فراوان از ایشان)

دانلود آلبوم در ادامه مطلب . . .


  • آخرین ویرایش:-

 

آنها با ما كاری ندارند . . .


عكس: عبدالله عبداللهی نسب/سینمای ما

درباره فیلم "دایره زنگی" ساخته پریسا بخت آور

 

(1)اعتراف می كنم كه با تبلیغات و نقدهای مثبتی كه از دایره زنگی دیدم و خواندم(و همچنین بازی كارگردان محبوبم:مهران مدیری) به دیدن دایره زنگی در یكی از روزهای تیرماه 87 و در میانه هفته رفتم.از بحث بلیط و اینها كه بگذریم(هر نفر 1000 تومان) به خوده فیلم می رسیم.

 

(2)فیلم با صحنه اخبار هواشناسی خانم رضازاده آغاز می شود و چند لحظه بعد دكه روزنامه فروشی را باد با خود می برد!!!...چیزی جز هیاهو و شلوغی دستگیرمان نشد.

صحنه بعد با شات های امین حیایی و نیلوفر خوش خلق رو به رو هستیم و حامد بهداد هم در انتها اضافه می شود.انگار باز داریم یك "تقاطع" دیگر می بینیم.چینش سكانس ها دقیقا مثل "تقاطع" ساخته ابوالحسن داوودی است.با پرت شدن جعبه آدامس(؟) به تیتراژ می رسیم.چیزی شبیه چهارشنبه سوری ساخته فیلمنامه نویس همین فیلم یعنی اصغر فرهادی.البته در "چهارشنبه سوری" تیتراژ در كنار حركت اتوبوس با مسافری به نام ترانه علیدوستی همراه بود.اینجا به شكلی دیگر...


  • آخرین ویرایش:-

 

یادداشت امیر قادری به بهانه توقف پخش مجموعه «مثلث شیشه‌ای»


رضا رشیدپور در صحنه ای فیلم "سوپر استار" ساخته تهمینه میلانی-عكس: سینمای ما

فرصتی که باز از دست رفت

 

 

 

 مهم نیست چه قدر با برنامه‌های رضا رشیدپور مشکل داشتم. مهم نیست که همان چند برنامه‌ای که از «مثلث شیشه‌ای» تماشا کردم، چه قدر اعصاب‌ام را خرد کرد. چه اهمیتی دارد که از حرف‌های عجیب شهره لرستانی درباره پاکی و تنهایی و مهرورزی، چه قدر کفری شدم، که «مهندس - مهندس» کردن‌های رشیدپور در برابر علی دایی دشمن‌پندار، چه قدر روی اعصاب بود، و بعضی گیرهای سبکی که مجری این برنامه به بعضی مهمان‌ها، از جمله رامبد جوان می‌داد. و اطلاعاتی که گاهی وقت‌ها نداشت و خنده‌هایی که پیش می‌آمد از ته دل نباشد. نکته اصلی این است که مثلث شیشه‌ای، بعد از عبور شیشه‌ای و شب شیشه‌ای، یک فرصت دیگر برای کنار هم نشستن و حرف زدن بود. که در تلاش‌های تهیه کننده و مجری برنامه، بین همه آن تعارف‌های وحشتناک و اعصاب خرد کن، می‌شد اندک تلاش‌های «رسانه ملی» را برای گفت و گوی مستقیم و بی‌تعارف ردیابی کرد. و این که رشیدپور توانسته بود یک گفت و گوی زنده روی آنتن ببرد که همه چیزش تحت کنترل نبود، در شرایطی که می‌خواهیم همه چیز تحت کنترل باشد. حالا می‌شود به این نکته رسید که مجری چنین برنامه‌ای چرا باید این قدر از در و دیوار، از سوی نهادهای دولتی و ارتباطات خصوصی تحت فشار باشد، که این قدر بترسد و بلرزد و نگران آینده برنامه‌اش باشد. و حالا که پخش برنامه متوقف شده، بیش‌تر به‌اش حق می‌دهیم که دفعه بعد، از این هم بیش‌تر تعارف کند، از این هم بیش‌تر نگران باشد و از این هم بیش‌تر احتیاط کند.

بیش‌تر از چند تا از سری جدید گفت و گوهای رضا رشیدپور را ندیدم. تازه داشتم خودم را آماده می‌کردم تا به ساعت پخش‌اش عادت کنم و وقت جور کنم و پای تلویزیون بنشینم. پس افسوس می‌خورم که پخش‌اش قطع شد، به خصوص به این خاطر که بار دیگر و با توقف پخش این برنامه، درک ما از گفت و گو و تحمل ما نسبت به یکدیگر، محک خورد و باز به بن‌بست رسید. سال به سال باید پیشرفت کنیم و انگار خبری نیست. باز همان گیرها، همان مشکلات و همان عدم تحمل‌ها. راست‌اش را بخواهید، در این برنامه آخر رضا رشیدپور، وقتی همه این چند سال تلاش‌اش را کنار هم گذاشتم، به نظرم رسید طرف می‌تواند بنشیند و از میان انبوه تعارف‌ها، هماهنگی‌ها، حاشیه رفتن‌ها و البته گاهی جوگیر شدن‌ها و نابلدی‌ها، به حاصل کار و برنامه‌اش در این چند وقت افتخار کند. به هر حال اگر از خلال «مهندس، مهندس» گفتن‌هایش، به دشمن پنداری حاد علی دایی پی بردیم، اگر از گرد و خاک احساسات گرایانه شهره لرستانی دل خوشی نداریم و اگر به نظرمان رسید که فیروز کریمی موقع زدن حرف‌های بامزه، دیگر آن صداقت و دست اولی سابق را ندارد؛ این‌ها باز نه نقطه ضعف این برنامه که نتیجه‌اش است. کاش فرصت بود. کاش زمان فرصت می‌داد تا شب‌های شیشه‌ای دیگری هم برگزار شود و آدم‌های تازه‌ای پا به این برنامه بگذارند و تحت فشار قرار بگیرند تا واکنش صادقانه - گیرم ناخودآگاه - خودشان را بروز دهند. آن وقت می‌فهمیدید که از این رهگذر، کیسه فرهنگی جامعه محتاط جامعه ما چه قدر ثروتمندتر شده است.

آقای رضا رشیدپور، ان‌شاءا... برنامه بعدی.

 

امیر قادری

منبع خبر : سینمای ما  


  • آخرین ویرایش:-

 

تمام می شوم شبی،فقط به من اشاره كن

 

رضا رشیدپور در صحنه ای از فیلم "سوپراستار-عكس:سینمای ما

گفتگوی داغ مجید توكلی با رضا رشیدپور

 

 

رشیدپور در فاصله برنامه «شب شیشه‌ای» تا برنامه جدیدش «مثلث شیشه‌ای» خیلی فرق كرده؛ در این مدت بازیگر شده (در فیلم جدید تهمینه میلانی «سوپراستار»، نقش مهمی داشته و در كار آخر مهران مدیری هم حضور كوتاهی داشته) و درضمن با نشریه «رویش» به جرگه روزنامه‌نگارها وارد شده است.همین‌ها كافی بود تا با او بنشینیم و درباره روزنامه‌نگار و بازیگرشدنش و اجراهایش در برنامه‌ای تازه حرف بزنیم. این سومین «برنامه شیشه‌ای» اوست (تعبیری كه خودش درمورد برنامه‌هایش به كار می‌برد).رشیدپور با «شب شیشه‌ای» حسابی گل كرد و به اوج رسید اما «مثلث شیشه‌ای» او هنوز از كار درنیامده و منتقدان خاص خودش را دارد.او قبل از شروع مصاحبه، مصرانه از ما خواست كه سؤال تكراری نپرسیم. مصاحبه را با صحبت درمورد تجربه روزنامه‌نگاری‌اش در «رویش» شروع كردیم و پیش رفتیم.

 

مجید توكلی

 

منابع به ترتیب:

پافا-سینمای ما- همشهری جوان


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 13 تیر 1387  03:07 ق.ظ

 

گفتگو با احمد رسول زاده

عكس: مهدی دهقان/ایسنا

 

دوبله نوعی بازیگریست

 

 

«احمد رسول‌زاده هستم؛ از گویندگان قدیمی، بسیار قدیمی. تقریبا نیم‌قرن پیش كار دوبله را آغاز كردم و از پیشقدمان این حرفه بوده و سال‌های سال در این عرصه فعالیت كرده‌ام.»

 

این پیشكسوت دوبله كه در جشنواره‌ی شانزدهم تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراكز استان‌ها مورد تجلیل قرار گرفت، درباره‌ی عرصه‌ی دوبله به خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: در انواع و اقسام فیلم‌ها هم گویندگی و هم مدیر دوبلاژی و تنظیم دیالوگ آنونس فیلم هم گفته‌ام در تمام شاخصه‌های مربوط به دوبلاژ تجربه‌اندوزی كرده‌ام.

 

گوینده‌ی نقش آنتونی كویین درباره‌ی كم‌تر فعالیت‌كردن خود در عرصه‌ی دوبله در سال‌های اخیر گفت: فیلم‌های بزرگی مثل «بن هور» و «پدر خوانده» را دوبله كرده‌ام، ولی در این دو دهه‌ی اخیر به فیلم‌های مستند گرایش پیدا مستند خارجی كه درباره‌ی طبیعت است، برایم جذابیت فراوانی دارد. در كنار فیلم‌های مستند، برای گویندگی در فیلم‌های سینمایی دعوت می‌شوم و در آن‌ها حضور می‌یابم.

 

وی در حاشیه‌ی جشنواره شیراز درباره‌ی فعالیت‌های خودبا اشاره به گویندگی كم‌تر صداپیشگان قدیمی در حال حاضر اظهار كرد: برخی این دوبلورها فوت كرده‌اند، بقیه هم هنوز كار می‌كنند به هرحال كم‌وبیش آن‌ها هم در برنامه‌ها گویندگی می‌كنند. ممكن است كم‌كاری شود، با این‌حال غرض خاصی نیست كه قدیمی‌ها در این حرفه باشند یا نباشند.

 

منبع: ایسنا


  • آخرین ویرایش:-
  • دنبالک ها:ایسنا ،
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic