یک کتابفروشی کوچک نزدیک خانه من است، هر از چندگاهی که گذرم به آنجا می‌افتد، در صورت خلوت بودن آن مدتی، کتابها را بالا و پائین می کنم، پشت جلد را می خوانم و با فروشندگان صحبت می کنم. در مواقع شلوغی اما ترجیح می‌دهم تا انتخاب کتاب‌های خوب را به‌عهده فروشنده بگذارم. یکی از انتخابهای فروشنده رمان بادبادک باز بود بعید می‌دانستم که کتاب خوبی باشد، نه نویسنده اثر را می‌شناختم نه روی جلدش را دوست داشتم و از همه‌ی اینها گذشته اساساً مصائب مردم درد و رنج کشیده‌ی افغانستان به دلایلی برایم جذاب نبود. بگذریم، بادبادک باز با من به خانه‌ام آمد و در کتابخانه ام جا گرفت و قریب به سه ماه از جایش تکان نخورد. نیمه شبی که بی‌خوابی بی دلیلی به سرم زده بود، بازش کردم ... سه روز بعد، یکی از محبوبترین کتاب‌های عمرم بود.

حس دافعه‌ای که در مورد اقتباس از رمان‌های پرفروش و محبوب پس از راز داوینچی کاملاً ناموفق ران هاوارد در من ایجاد شده بود باعث شد تا از همان ابتدا نسبت به خریداری امتیاز برگردان سینمایی بادبادک باز توسط پارامونت موضع بگیرم. آن‌هم توسط مارک فوستر جوان! و ناگهان همایون ارشادی، دوست عزیزی که خیلی بیشتر از دفعاتی که یکدیگر را دیده‌ایم, نزدیکیم. قرار است مهمترین نقش بادبادک باز را بازی کند،او اولین فرستاده‌ی سینمای ایران (بعد از انقلاب) به کارخانه رویا پردازی غرب است.از آن جا که مطمئن هستم همایون آخرین آن هم نخواهد بود و از آنجا که بازی مقتدرانه وی در این فیلم زیبا (که برخلاف روند قبلی اثر بواقع زیبا بود) را ستایش می‌کنم، با او گپ زدم.

 

همیشه وقتی یک کتاب قرار است به فیلم تبدیل شود این نگرانی وجود دارد که فیلم نتواند تمام زوایای کتاب را نشان دهد و یا به عبارتی واگوی کامل کتاب باشد این نگرانی به چه صورت در این فیلم برطرف شد؟

درست است من هم بارها با این قضیه روبه رو شد مثلاً در فیلم پاپیون که پیش از آن من کتابش را خوانده بودم ولی وقتی فیلمش را دیدم واقعاً بدم آمد. در مورد بادبادک باز دیوید بنیوف که مسئول نوشتن سناریوی بادبادک باز بود و بسیار توانا است و کار شبانه روزی می کرده و در تمام مدت با نویسنده رمان در ارتباط مستقیم بود و با هم همکاری تنگاتنگی داشتند. در واقع می توان گفت که فیلم به کتاب وفادار بوده است.

 

سینمای ما


  • آخرین ویرایش:-


یغما گلرویی/عكس تزیینی است

از بچگی عاشق گوش دادن به ترانه بودم. خاطرم هست توی دوران اول نوجوانی و در سنین بچگی بود که دل به یکی از آلبوم های موسیقی متن شادمهر عقیلی ( که اولین آلبوم اش بود و خیلی کم یاب هست و گوش های کمی هم به پایش نشسته ) بود که عاشق موسیقی ام کرد. جنس آهنگ هایش خاص بود و با هر جرینگ یکی از تارهای گیتار فلامینگواش رویایی ترم می کرد... شاید جنس هر ترانه رو بستگی به نوع یادآوری خاطره ی شیرین و تلخ ام بتونم دسته بندی اش کنم ... دو سه تا آهنگ اول محمد اصفهانی که خیلی از تلویزیون اون زمان پخش می شد حتی اونی که با ضرب تمبک آغاز می شد و کمی شاد تر بود هم من را اذیت می کرد و اجازه نمی داد که احساس ام برایش خیلی قشنگ و رویایی در قالب قلبم بتپه ... شاید این غمگینی صدای اصفهانی بیشتر بر می گشت به نوع صدایش... اما از شما چه پنهون عاشق یک نوع بی پروایی در آهنگهای شادمهر عقیلی بودم ...


اگه آفتاب تو چشات خونه کنه ...
می تونه خورشید و دیوونه کنه ...



علی نعیمی جاوید
سی نت


 


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 23 اردیبهشت 1387  04:05 ق.ظ

 

دکتر گیل آبادی هم رفت تا خیال خیلی ها از بابت نبودن او راحت شود.یک هفته است که دارم به مغزم فشار می آورم تا یک مطلب راجع به این تغییر بنویسم...نا سلامتی ما جزو حلقه وب رادیو جوان هستیم!......نمی شود...نمی توانم...آخر چه بنویسم؟ شما بگویید...

احساسی شد؟ ببخشید... اصلا احساسی ننوشتم...نمی دانم شما چرا احساسی خواندید!!!

توهین شد؟ ببخشید...اصلا قصد توهین نداشتم...نمی دانم شما چرا کج راه خواندید...!!! لطفا سر مانیتورتان را 180 بچرخانید تا توهین نشنوید! راستی...پیچ رادیو هم یادتان نرود...آن را هم به میزان زاویه داده شده بچرخانید تا از این به بعد اصلا هیچ چیز نشنوید...!

شنیده شدنمان رنگ باخته است؟...فکر نکنم...ما که هنوز زنده و بیداریم! کسی هم از این تغییرات ککش نمی گزد..می گزد؟

 

من نمی توانم جای دکتر باشم...ولی ای کاش آن کسانی که دکتر را با ضدانقلاب یکی میدانند..حداقل یک بار خودشان را جای مدیر یک رادیوی جوان بگذارند...توهین و تخریب هم بشنوند...

.

.

.

 

باز هم نمی توانم حرف اصلی ام را بزنم....نمی شود...نمی توانم

همیشه باید یک جایش به سیاست برگردد...من هم از سیاست بیزار شده ام...سیاست یتیم دوطرفه است ! سر به سرش نمی شود گذاشت..پاچه ات را سریعا میگیرد!!! شما هم زیاد به این متن نگاه نکنید...همان یک بار کافیست.

 

اصل خبر: شهرام گیل آبادی به عنوان مدیرکل اداره نمایش رادیو منصوب شد.

 

-----------------------------------------------------------------------

پی نوشت(1): راستی!... مرز بین انتقاد و تخریب کجاست؟

 

پی نوشت(2): اگر دیدید فردا ضرغامی را به عنوان مدیر کل اداره "نمایش" سیما منصوب شد...چندان تعجب نکنید!

 

پی نوشت(3): سروش برای رادیو جوان یک پرونده 10 صفحه ای رفته است...شماره جدیدش را از دست ندهید.

اینجا را هم ببینید....

---------------------------------------------------------------------------------
لینک های روز:

"جنایت های غیر حرفه ای پایان یافت" هفته:
کلیپ مرگ آنا در جنایت های غیر حرفه ای

"عقاب آسیا در فست فوود" هفته:
یک روز با احمدرضا عابدزاده در رستورانش

"مصادره فرهنگی" هفته:
مرد هزار چهره به کشورهای حوزه خلیج فارس رفت


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 16 اردیبهشت 1387  04:05 ق.ظ

 

تو داری اعتباری می شوی...

 

به تازگی ما هم تحت تاثیر جشنواره های رنگارنگ شرکت محترم ایرانسل و سیم کارت هدیه و همچنین نداشتن یک سیم کارت ناقابل و برای در دسترس بودن برای خانواده اقدام به خرید یک سیم کارت اعتباری نمودیم.

تا اینجایش هیچ مشکلی نیست.سیم کارتش خوب است گرچه شماره اش از شماره سیم کارت هدیه اش سخت تر است!!!(میگن دنیا برعکس شده...راست میگفتن!!!)...آنتن دهی اش برای همراه اول هم خوب است گرچه نمی توان با شماره ثابت ایرانسل را گرفت(به هر حال همیشه باید یک جای کار بلنگد!!!)....دیگر دردسر قبض گرفتن و سند و شناسنامه و المثنی هم ندارد کافی است به مقدار اعتبارتان یا همان جیب محترمتان برای سیم کارت کارت شارژ بخرید و کدش را وارد کرده و حالش را ببرید....

یک روز که در دانشگاه بودم..شارژ سیم کارت داشت ته می کشید....کارت شارژ هم در دسترس نبود تا آن را شارژ کنم....دیگر نتوانستم از موبایلم استفاده کنم...بی اختیار یاد 2 چیز افتادم که بهانه همین یادداشت تیکه پاره شده است....

ضرب المثل قدیمی که همیشه در گوشم هست..."هر چه قدر پول بدی ...آش میخوری"...

سیم کارت اعتباری با تمام مزایایی که دارد اللخصوص مزیت مهم نیامدن قبض!!!....همین ایراد گنده را دارد...هر چه قدر پول بدی آش میخوری!!!...اگر یک روز وسط بیابان هم گیر بیفتی و اعتبارت تمام شود یک ثانیه بیشتر هم نمی توانی از سیم کارتت استفاده کنی....حتی یک ثانیه.....اگر در حال حرف زدن هم باشی...مکالمه ات قطع می شود و خلاص!


دومین چیزی که به خاطرم آمد...همین اعتباری شدن همه چیز اطراف ماست....نگاه کنید....ازدواج هایمان را می خواهند موقت کنند....اگر هم نخواهیم منفی نگاه کنیم  مثل سیم کارت اعتباری می ماند....شما ازدواج میکنی در یک مدت موقت و با یک مهریه(برای خانم ها)  موقت و معلوم....یک ثانیه از مدت آن بگذرد شما دیگر محرم هم نیستید...انگار نه انگار که مثلا همین 5 دقیقه پیش شما محرم بودید و . . .

عشق هایمان موقتی شده است....چرا راه دور می روید؟ همین دانشگاه! هیچ کس به قصد ازدواج قدم برای ارتباط برنمی دارد همه دوست دارند یک ارتباط "موقت" داشته باشند و بعدش ... اصلا مهم نیست..یه چیزی میشه به هر حال ! خدا بزرگ است !

استخدام هایمان دارد کم کم موقتی می شود.....شما برای یک کار "موقت" استخدام "موقت" می شوی و بعدش خلاص....انگار نه انگار تو سابقه کار داشتی و قبلا جایی کار میکردی....هیچ امنیت شغلی نداری....هر لحظه ممکن است کار بخوابد و همه بروند هواخوری!... انگار نه انگار تو همین دیروز... اینجا . . .

 

توی این حال و هوا نمی مانم....اگر بمانم افسرده می شوم....دلخوشیمان اتفاقات خوبی است که دور و برمان می افتد... موسیقی هم که روزگار خوبی ندارد....بهنام صفاریان هم راضی مان نمی کند ! سینما هم که اینجا انگار تعطیل است!!!.با تک آهنگ عاشقانه "تعبیر" ایمان حضرتی سر می کنیم....ترانه های فرید احمدی مرحم خوبی برای این بی عشقی روزگار معاصر و روزمره مان است... راستی چرا هیچ کس از عشق نمی خواند؟ حالا هر چه می خواهد باشد....چرا عشق را حذفش کردیم؟ ترانه هایمان سرد شده است....موسیقی رپ هم این گیر و دار بدجوری دارد شیطنت می کند و کسی به فکر این طفل "بیش فعال" و "سرکش" نیست.سریال های تلویزیون هم چیز دندان گیری ندارند ...ما هم که همیشه معترض! ...

 

پی نوشت(1):

نوشتن این یادداشت هیچ ربطی به آنتن ندادن ایرانسل به تلفن ثابت-مهندس ضرغامی-وزیر فرهنگ-بنیامین- آریان- تئوری ازدواج موقت-وزارت کار-دانشگاه آزاد - تورم و...غیره ندارد.خواهشا سو برداشت نفرمایید!!!....

 

پی نوشت(2):

همه چیز قانون خود را دارد.....سیم کارت اعتباری...ازدواج موقت.....استخدام موقت.... و....کاری به قانون ندارم....زندگی مان دارد همین طور کم کم ماشینی می شود.گریزی از قانون و "رفتن" نیست. کاش طی این "رفتن" ها دچار روزمرگی نمی شدیم


-------------------------------------------------------------------------------

گویا این مطلب در مجله همشهری جوان(قسمت یادداشت خوانندگان) این هفته چاپ شده است...والا ما که هنوز چشممان به جمال این یادداشت تیکه پاره روشن نشده است.(هنوز به شهر ما نرسیده است!!)

حالا اگر اسم ما را دیدید ...زیاد تعجب نکنید...ما که خودمان خیلی مشعوف و متعجب شدیم!



سه شنبه 10 اردیبهشت 1387  09:04 ق.ظ

 

چه کسی فکرش را می‌کرد؟
محمدرضا گلزار فیلم کوتاه بازی کرد!


 

در حالی که چندی پیش زمزمه هایی مبنی بر ممنوع التصویر بودن سوپر استار سینمای ایران به گوش میرسید ٬ چندی پیش محمد رضا گلزار بازی در نخستین تجربه کوتاه خود را به پایان رساند . «مثل آن شب» عنوان جدیدترین ساخته شهرام میراب است که هم اکنون در مراحل پایانی تدوین به سر می برد . «مثل آن شب» در تاریخ ۲۷ اسفند ماه با حضور محمدرضا گلزار و خاطره حاتمی به عنوان بازیگران اصلی فیلم کلید خورد و فیلمبرداری آن تا ۲۹ اسفند ماه ادامه داشت . میراب علاوه بر کارگردانی ٬ نویسندگی و تدوین فیلم را نیز بر عهده دارد . وی در گفتگویی کوتاه با سینمای ما گفت : «این فیلم که به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است برای حضور در جشنواره های داخلی و خارجی آماده می شود.» میراب در رابطه با حضور محمدرضا گلزار به عنوان بازیگر در این فیلم گفت : «ایشان از قبل با کارهای من آشنا بودند و فیلم های من را پیگیری می کردند تا وقتی که من از ایشان از طریق یکی از دوستان برای همکاری دعوت کردم و ایشان نیز پذیرفتند و صرفا یک حرکت فرهنگی انجام دادند . ما سر صحنه با ایشان بسیار راحت کار کردیم و تا به این لحظه به گفته دوستان این کار جزو کارهای خوب من و آقای گلزار است . امیدوارم حضور محمدرضا گلزار باعث رونق بیشتر فیلم های کوتاه بشود.» «مثل آن شب» محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.
 
امیر كاظمی؛سینمای ما


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 10 اردیبهشت 1387  08:04 ق.ظ


اوضاع خیلی خراب است . . .


طراحی پوستر: سینا گرافیك

 

كجا می‌خواهید بروید؟


به هرجا برد بدون ساحل همون جاست، من آقازاده نیستم، اینجا هم مثل اینكه آقازاده‌ها را خیلی دوست دارند.


چرا آنقدر دلگیرهستید؟


یك نفر كه عشقش خواندن است، 2 سال است كه اجازه خواندن ندارد. همه دار و ندارت را ببندند و بگیرند؛ ... خدا ببخشدشان.


اوضاع خیلی خراب است؟


حكایت این روزهای من حكایت «آتشی در سینه دارم جاودانی، عمر من مرگی است نامش زندگانی» است. احساس می‌كنم كه می‌خواهند برای همیشه آدم را زنده به گور كنند. بعضی اوقات با یك نفر می‌جنگید و می‌دانید كه بعد از آن كس دیگری نیست. اما الان وقتی می‌جنگم باید فكر نفر بعدی هم باشم و این خیلی بد است.


از چه كسانی حرف می‌زنید؟


تعدادشان زیاد است. من متولد مرداد هستم و پدرم همیشه می‌گوید: «به خاطر اسمت كه شیر است، رویت نمی‌شود زانویت را خم كنی». نای ایستادن ندارم اما آخرین نعره‌هایم را برای روز مرگم گذاشته‌ام... بگذریم.


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 6 اردیبهشت 1387  02:04 ق.ظ

 

شرح حال یک ترانه

"تعبیر"

 

نگو این خواب تعبیری نداره----------------------نگو این گریه تاثیری نداره

نگو هر کسی که میشه عاشق--------------به غیر از مرگ تقدیری نداره

نگو عاشق پاهاش گیره-------------------------------نگو که زود می میره

نگو با آسمون قهره---------------------------------------نگو با گریه درگیره

بگو عاشق نمی میره---------------------------------بگو عاشق نمی بازه

بگو که عشق آغازه-----------------------------------بگو که عشق اعجازه

بگو که عشق پروازه........



ایمان حضرتی/عکس: ترانه شرقی



فرید احمدی باز هم با مخاطب عام خود صحبت می کند.ترانه های فرید ...حالا دیگر وجهه اجتماعی بیشتری دارند.ترانه "تعبیر" او نیز از همین وجه اجتماعی عمیق او درترانه هایش نشات می گیرد.

"تعبیر" هیچ مخاطب خاصی ندارد."تعبیر" تلنگر و واکنشی به آدم هایی ست که عشق و عاشق را بازنده و مرده می پندارند.عشق را با آسمانیات در تضاد می بینند.عشق را در انتها به مرگ منتهی می سازند.

فرید احمدی با همان لحنی که در آلبوم 85 بنیامین بهادری شنیدیم...اینبار تعبیر را سروده است.او در این ترانه عشق را خواب بدون تعبیر و پوچ نمی داند.یک بار دیگر پایان ترانه اش را بخوانید:

عشق . . . آغاز  اعجاز و پرواز است.او در این ترانه عشق را در وجود انسان طبقه بندی می کند.عشق آغاز می شود...به اعجاز می رساند...و سپس رهایی و پرواز...

فرید احمدی در چیدن واژه در ترانه هایش تبحر خاصی دارد.اگر در کنار هم معنی ندهند....معنای کل را می رسانند(به مانند ترانه "ترانه واژه").ولی این بار سبک او در حال هوای ترانه های "عاشق شدم" "خاطره ها" و "بی اعتنا" است.تعبیر همگان را هدف گرفته است.

شما هم این ترانه زیبای سید فرید احمدی را با آهنگسازی بنیامین بهادری و با تنظیم خیلی خوب نیما وارسته و صدای ایمان حضرتی در آلبوم "آخر دنیا" بشنوید.
-----------------------------------------------------------------------------------
هیچ بدلی نمی توند جای اصل را بگیرد!
صحبت های بدون سانسور میلاد ترابی درباره آلبوم كما.

تکذیب برگزاری کنسرت کریس دی برگ در خرداد ماه
سفر او به ایران تفریحی خواهد بود.

همه چیز درباره موسیقی مجموعه فیلم های راکی
بیل کونتی آهنگساز این مجموعه فیلم ها بود


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات