پنجشنبه 23 فروردین 1386  12:04 ب.ظ

آیا سایت پارازیت، محتاج نقد است؟

::دوستان حلقه وب رادیو جوان این مطلب را بخوانند::

سایت پارازیت كه همزمان با سالگرد رادیو جوان افتتاح شد و می دانید كه دیر زمانی از عمر آن نمی گذرد.به نظر شما آیا از حالا این سایت نیازی به نقد دارد؟

به طور كلی وقتی سایت جدیدی راه اندازی می شود تا چندین ماه در نقد به روی آن بسته است و این یك امر طبیعی است چون هر چه باشد آن سایت جدید و نو است و محتاج وقت برای اظهار نقد می باشد.نمی دانم چرا ولی من حس می كنم كه ما از الان دوست داریم این سایت را نقد كنیم تا شاید خودمان را نشان دهیم ولی همان طور كه شما می دانید كار ما و رسالت ما برای رادیو جوان چیز دیگری ست.به نظر من سایت پارازیت فعلا در شرایط (حال) یك سایت خوب و جامع است و نیازی به انتقاد ندارد(پیشنهادات بحث دیگری ست).البته ما در جشن وبلاگ نویسان رادیو جوان مسائلی را هم مطرح كردیم كه چندان بی ربط به سایت پارازیت نبود ولی فعلا هر چه هست پیشنهاد است.

دوستان من،عزیزان من در حلقه وب رادیو جوان...

به نظر من كاری كه الان وظیفه ما است تا آن را انجام دهیم:

  • اتحاد و ارتباط بیشتر وبلاگ نویسان

  • نوشتن و معرفی درباره برنامه های رادیو جوان(نقد،پیشنهاد،تمجید)

در بحث اتحاد و ارتباط بشتر كار ما مثل اتوبان تهران-شمال بسیار كند است.نمی دانم چقدر با حرف من موافقید ولی من اینطور حس كردم.

در بحث نوشتن و معرفی برنامه های رادیو جوان یك بحث جدی وجود دارد و آن این است كه جمع كثیری از وبلاگ نویسان رادیو جوان از برنامه های این رادیو اطلاعات جامعی ندارند(مثل من) و این ایرادی ندارد.حال چه كار كنیم؟

به نظر من ما بیاییم و یك تیم زیر مجموعه معرفی كنیم (كه شامل وبلاگ هایی می شود كه از جدیدترین و دست اول ترین خبرهای رادیو با خبرند).وظیفه این تیم این باشد كه برنامه های رادیو را به بهترین نحو معرفی كند و بقیه وبلاگ ها هم این اخبار را به صورت خزنده انعكاس دهند.البته شاید این اعتراض پیش بیاید كه چرا فقط یك تیم این كار را انجام دهند...ولی اینطور نیست.وظیفه این تیم این هست ولی بقیه وبلاگ ها هم می توانند هر جا و هر موقع اخباری به دستشان رسید آن را در سریعترین وقت ممكن انعكاس دهند.

چون مجلات اخبار وبلاگ ها را دنبال می كنند پس باید با تمام سعی خود را بر این كار بگذاریم.

انعكاس برنامه ویژه نوروز رادیو جوان از طریق وبلاگ(با فرشید منافی جوانی می كنیم) بسیار اقدام ارزشمندی بود.

نقدی بر خودمان::

وقتی وزارت ارشاد در اواخر سال گذشته به طور كاملا غافلگیرانه رادیو جوان را فیلتر كرد ما اعضای حلقه وب رادیو جوان عكس العملی در حد این عمل وزارت ارشاد در محكومیت این عمل انجام ندادیم.(این انتقاد بیش از همه به خود من وارد است).متاسفانه ما از این آزمون زیاد سربلند نبودیم.عكس العمل های وبلاگ هایی نظیر وبلاگ خانوم ناظری و... خیلی خوب بود.البته ما هنوز اول راهیم ولی بیاییم از همین جا همدلی و هم نفسی خودمان را با رادیو جوان اعلام كنیم.

اگر رادیو جوان از عملكرد دولتمردان انتقاد نكند آنوقت چه رسانه ای به نقد عملكرد می پردازد؟

ما از هیئت رئیسه سنی می خواهیم به اینگونه اقدامات انسجام بیشتری ببخشند(البته ما می دانیم كه گرفتاری هم كم ندارند ولی هیئت رئیسه ای گفتن!)

با توجه به فیلترینگ وزارت ارشاد سایت پارازیت بیش از پیش در معرض فیلتر كردن قرار دارد.

حلقه وب همیشه پشت رادیو جوان ایستاده است...

در شهر ما حدود 3 روزی است كه رادیو جوان قطع شده...حالا یا به خاطر هواست و یا...

حالا كه بحث نقد پیش آمد بیایید یك باب نقد را باز كنیم:

برنامه مجری محور خوب اند یا نه؟

چقدر موفق اند؟

مجری ها چه نقشی در این گونه برنامه ها ایفا می كنند؟

آیا همه برنامه های رادیو باید مجری محور باشد؟

*منتظر نقد ها  و كامنت های شما هستم*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  • آخرین ویرایش:-

بیوگرافی نیلوفر امینی مجری برنامه «دخترانه»


عكس:احسان رافتی


به بهانه پخش سریال پنجره از شبكه اول سیما


 


نیلوفر امینی فر در یكی از روزهای تیرماه سال 1364 به دنیا آمد.وی از همان دوران دبیرستان به خاطر علاقه ای كه به عرصه هنر داشت پیشنهاد های بسیاری در زمینه بازیگری فیلم های سینمایی و سریال ها دریافت كرد.اما به علت مخالفت پدرش به تمام آنها پاسخ منفی داد.خانواده وی ورود به عرصه هنر را منوط به قبول شدن در دانشگاه عنوان كردند.امینی فر هنگامی پا به عرصه اجرا گذاشت كه در امتحانات ورودی دانشگاه قبول شده بود.وی در سال 1383 با گذراندن تست مجری گری در خانه فرهنگ نیمرخ وارد سازمان صدا و سیما شد.مدیر گروه خانواده وقتی تست او را دید،پیشنهاد كرد به خاطر اجرای خاص و دخترانه اش به برنامه «دخترانه» برود.


وی به این برنامه رفت و اولین اجرای زنده را تجربه كرد.بعد ها وقتی با سحر رضوی همراه شد،«زن در رسانه» را برای همین گروه اجرا كرد.به دنبال اجراهای خوب و موفق وی،از امینی فر دعوت می كنند تا بازیگری در فیلم و سریال را هم تجربه كند.از فعالیت های  او در عرصه بازیگری،می توان به تله تئاتر «مرغ سحر» اشاره كرد.همچنین سریالی به نام پنجره كه شاهد پخش آن بودید.(سریال نمایشی گروه خانواده شبكه اول)


امینی فر پس از اینكه مدتی «دخترانه» را اجرا كرده بود،با شروع برنامه تازه ها به این برنامه رفت.پس از حدود یك ماه از اجرای این برنامه،به پیشنهاد مدیر گروه،از بین اجرای هر روزه «تازه ها» و اجرای فصلی «دخترانه» ترجیح داد به گروه برنامه «دخترانه» وفادار بماند و به همین علت به «دخترانه» بازگشت.امینی فر در همان یك ماهی كه برنامه «تازه ها» را اجرا می كرد،مسئولیت تهیه خبر و نویسندگی برنامه را هم بر عهده داشت.وی در زمینه نریتوری نیز فعالیت های بسیاری داشته است.


امینی فر به واحد دوبلاژ نیز رفته و شاید در آینده ای نزدیك صدای او را در برخی از آثار سینمایی و تلویزیونی بشنویم.


او دانشجوی كارشناسی رشته مشاوره و راهنمایی است و مشاوره دهنده به چند شركت تبلیغاتی...


 


منبع:سروش




  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 21 فروردین 1386  06:04 ق.ظ

اگر قرار است بخندیم به من هم بخند!

گفتگوی همشهری جوان با محسن نامجو

همشهری جوان عادت دارد هر سال یكی را معروف كند

پارسال بنیامین،امسال محسن نامجو

سه سال پیش، لابه لای كارهای متنوعی كه تحت عنوان مجموعه موسیقی زیرزمینی دست به دست می گشت، قطعه  بگو بگو با یك بار شنیدن، تفاوتش را با سایر قطعه ها نشان می داد. بعدتر در فیلم مستندی كه درباره همین نوع موسیقی ساخته شد، جوانی با چهره خراسانی درباره خودش و حال و هوای كارهایش حرف زد. تقریبا از اوایل زمستان امسال، كم كم با رشدی تصاعدی  روی هارد یا mp3 پلیرهای خیلی ها قطعه هایی را می شد شنید كه ملغمه ای از آواز و موسیقی سنتی و ریتم ها و سبك های راك، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خالتور و... بود و در عین حال هیچ كدام از آن ها نبود. در جشنواره فیلم فجر، آن هایی كه فیلم تهران انار ندارد را دیدند، برایشان ترانه جبر جغرافیایی و خواننده اش كه در تیتراژ پایان فیلم آمده بود،  آشنا بود. كمی قبل تر هم خبر سفر محسن نامجو و رضا عابدینی به هلند، برای شركت در جشنواره هنری هات اسپات در صفحه فرهنگ و هنر روزنامه ها چاپ شد. درست دو هفته تا آغاز سی و یك سالگی نامجو مانده بود كه در خانه یكی از رفقایش سراغش رفتیم. محسن نامجو كه خوشحال از مجوز گرفتن ترنج بود، كارهایی كه نشنیده بودیم را برایمان گذاشت و در حالی كه نگران سرد شدن چایی مان بود، درباره موسیقی و كارهایش حرف زد. نامجو متولد تربت جام و بزرگ شده مشهد است، كار موسیقی را از دوازده سالگی با آواز و سولفژ و نت خوانی شروع كرده، استاد ردیفش فریدون ناصرپور بوده،  سال۷۳ در دانشگاه هنر، رشته تئاتر قبول می شود و یك سال بعد در دانشگاه تهران به رشته موسیقی می رود. در دانشگاه سه تار و تار را به عنوان ساز تخصصی انتخاب كرده و هارمونی، فرم و آنالیز و كنترپوان را پیش استادانی چون خسرو مولا نا، آذین موحد و علیرضا مشایخی یاد می گیرد و بعد از دو سال از دانشگاه انصراف می دهد.


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 21 فروردین 1386  05:04 ق.ظ

ترنج موسیقی فارسی

یادداشتی درباره محسن نامجو پدیده موسیقی نوروز۸۶

منبع: http://www.jour4peace.com

 

«محسن نامجو» متولد سال 1355 در تربت جام است. از سال 67 با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال 73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).

نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت دعا می کنم (که نوروز امسال از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست، در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».

این موزیسین جوان از سال 82 شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل این کار، تهیه حدود 30 تراک در قالب 4 آلبوم منتشر نشده است؛ آلبوم هایی که نام های عجیب و غریبی هم دارند: باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید نوکانتی. تهیه کننده همه این آلبوم ها خود او بوده است. اما مشکل اینجاست که نامجو هنوز موفق نشده کارهای خود را منتشر کند. او مشکلاتی که سر راه انتشار آلبوم هایش وجود دارد را مورد به مورد شرح می دهد: «اول این که کارهای من سبک شناخته شده ای ندارند؛ یا بهتر بگویم: در هیچ سبکی نیستند!»

در اینباره باید گفت به خاطر تلفیقی بودن موزیک نامجو، نه تنها تهیه کنندگان و تولید کنندگان موسیقی، بلکه مسئولان مرکز موسیقی اداره ارشاد هم تمایل چندانی به انتشار آلبوم های نامجو ندارند.

او توضیح می دهد: «چون در کارهایم آواز سنتی با سبک هایی مثل راک و بلوز تلفیق شده و کلیشه های رایج آواز ایرانی را شکسته، مسلماً حساسیت برانگیز است. تا به حال چنین موزیکی نبوده و همه علیه اش جبهه می گیرند.»

نامجو مشکل دیگر را اشعار کارهاش می داند؛ انتخاب های او غالباً توجه برانگیز و البته دردسر ساز از آب در آمدند، چیزی که از قبل هم پیش بینی می شد و رد ترانه های او چندان غیرمنتظره نبود. علاوه بر چند شعر از حافظ و مولوی، بیشتر این ترانه ها از سروده های خود خواننده و آهنگساز هستند. نامجو می گوید: «به من می گویند چرا خودت شعر می گویی؟! بدتر هم این که می پرسند چرا از مولوی یا حافظ خوانده ای؟»

با این که استفاده از اشعار کلاسیک و کارهای شاعران بزرگ ایران، روالی پذیرفته شده و حتی مورد تایید و تاکید است، ولی یک استثنا وجود دارد و آن این که مسئولان موسیقی ایران تمایلی به خوانده شدن این اشعار توسط خوانندگان راک و همراه با این سبک موسیقی غربی ندارند. این سیاست نانوشته ایست که به شدت اعمال و تا به حال برای خوانندگان و گروه های دیگری هم دردسر درست کرده است که به عنوان بزرگ ترین نمونه، می توان به گروه راک «اوهام» اشاره کرد. اوهامی ها (که از قدیمی ترین گروه های پس از انقلاب در ایران هستند) به دلیل استفاده از اشعار حافظ در تمامی تراک هایشان، با وجود سال ها فعالیت و تلاش، هرگز موفق به گرفتن مجوز نشدند و دست آخر آلبوم هایشان را در خارج از کشور منتشر کردند.

به هرحال محسن نامجو آلبوم «ترنج» اش را به اداره ارشاد ارائه کرد ولی مطابق انتظار، نتوانست مجوز بگیرد. و حالا گرچه این جوان ناامید از انتشار قانونی آثارش، شاهد پخش زیرزمینی  CDکارهایش است ولی همچنان بر دنبال کردن سبک خود تاکید دارد و دست از ساختن، خواندن و نواختن بر نداشته است.

مطلب زیر توسط «سندباد نجفی» یکی از دوستداران نامجو نوشته و در وبلاگ او منتشر شده است.

 

***

شنیدن موسیقی پاپ یا راک فارسی تهران یا لس آنجلس، همانقدر برای امثال من -که بیست سال است روزی 6 تا 12 ساعت موسیقی خاص گوش می کنم- سخت است که مثلاً شنیدن موسیقی رپ برای یک رهبر ارکستر! البته می دانیم در این 25 سال بلاهایی در لس آنجلس و تهران بر سر موسیقی فارسی آمده که انتظاری جز این هم نمی توان داشت.

اما برای آن ها که با سخت گیری در شنیدن نوع موسیقی اخت شده و با سبک های خاص رشد کرده اند، یا مثلا در شنیدن آواز فارسی به کمتر از صدای اقبال آذر و مرضیه رضایت نمی دهند؛ درک ظهور پدیده ای به نام «محسن نامجو» در کنار موسیقی پاپ سطحی ای که تحت کنترل دولت است یا در موسیقی زیرزمینی که تقلید اسف بار موزیک غرب است، آسان نیست.

تصور بر این بود که در موسیقی پاپ، هر نوآوری نهایتاً چیزی مثل گروه «سندی» (!) خواهد بود که با تغییراتی در استفاده از عناصر غربی و بومی -اما نه به شکل تلفیق غربی و شرقی- حال و هوایی به موسیقی خواهد داد. درک می کردیم که نوآوری، با «حسین علیزاده» و «کیوان ساکت» احتمالا ادامه امیدوار کننده ای نخواهد داشت. و موسیقی ما در این هفت دستگاه -که رابطه عموم و خصوص من وجه دارند- به دور باطل خود ادامه خواهد داد و غربی کارهای ما هم به مسخ خویش در برابر موسیقی غرب. تا اینکه به پدیده محسن نامجو بر خوردیم. اما او کیست؟

سایت بی بی سی درباره نامجو نوشته است: «بیش از سی سال سن دارد و آموزش موسیقی را در نوجوانی از كلاسهای آواز و نت خوانی شروع كرده؛ دستگاهها و ردیف های موسیقی سنتی ایرانی را ابتدا با استاد شاکری و بعد پیش یکی از بهترین ردیف دان ها، نصرالله خان ناصح پور، یاد گرفته است. بعد از ورودش به دانشکده موسیقی هنرهای زیبا، با دنیای موسیقیایی جدیدی آشنا شد و کم کم موسیقی هایی که می شنید، استادانش شدند؛ و دیگر نه فقط مثل گذشته موسیقی سنتی، بلکه همه نوع سبک موسیقی را گوش می کرد. با این روحیه جدید، ماندن در دانشگاه (که هنوز با موسیقی، متعصبانه برخورد می کند) برایش سخت شد و دانشگاه را ذهناً و عملا ترک کرد. محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگ های او ریتم ها و سبک های راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و... به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته اند.

از آنجایی که او یک موزیسین و شاعر است، تلفیق نه فقط در وجه موسیقیایی کارهای او بلکه در کلام هم دیده می شود، مثلاً عبارات روزمره کوچه را با عبارات ادبی کتاب تلفیق کرده. خودش در این باره می گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه است. تلفیق موسیقیایی دو شكل دارد: یکی تلفیق ابزار است، مثل قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال كمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده. مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»

از دیگر خصوصیت های موسیقی نامجو، نگاه او به خوانندگی است؛ از حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید. او در توضیح این نکته می گوید: «حنجره یك ابزار صوتی است كه هر صدایی می توان با آن ایجاد كرد. با چنین نگاهی به حنجره، دیگر مقوله سبك موسیقی بی معنی می شود و رنگ می بازد. یعنی ما دیگر چیزی به عنوان سبك آوازی نخواهیم داشت. من به عنوان یک خواننده، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی، پاپ و یا خواننده راک هستم، فقط می توانم بگویم که می خوانم، فقط همین؛ البته اگر بشود اسم این ها را خواندن گذاشت. بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم، حالا این صدا شامل همه چیز حتی صدای حیوانات می شود.»

در موسیقی محسن نامجو از آهنگسازی گرفته تا سرودن شعرها و نواختن ساز، نوعی بازیگوشی یا به گفته خودش شیطنت یافت می شود. او در خلق آثارش شیطنت كردن با هر معیار و هر مصداقی را می پسندد.»

چه چیز می توان به این نوشته ها اضافه کرد وقتی نمی دانیم او چگونه جز و بلوز را در فولک و سنتی، درونی کرده است (یا بالعکس!)؟ یا چگونه چنین توانایی هایی در آواز پیدا کرده است؟ چه چیز می توان گفت وقتی او سبک ها را تلفیق می کند اما برچسب موسیقی تلفیقی بر کار او، کمی خامی به نظر می رسد؟ (چنان تم آهنگی از دیوید بووی -به نام «مردی که دنیا را فروخت» که نیروانا هم آن را کاور کرده است- را با ترانه ای از داوود مقامی پیوند داده که حاصل چند بار گوش دادن آن فقط تعجب است.)

اگر تا به امروز اسم موسیقی تلفیقی در ایران، از شدت تصنعی بودن حالتان را بد کرده است؛ درباره آلبوم «جره باز» (joreh baz) محسن نامجو چه خواهید گفت؟ می توان گفت فقط با چند آهنگ «بیابان را»، «ترنج»، «ای کاش»، «چشمی و صد نم» و «تلخی نکند» محاسبات و پیش فرض ها را در موسیقی ایران به هم می ریزد. و صد البته که آهنگ هایش اجازه نشر نیافته اند! و ای کاش قضاوتی در کار بود...

به هر حال محسن نامجو ترنجی در موسیقی فارسی است که بهتر از ترنج است؛ زیرا که می شکند و آنگاه می سازد و خوشبختانه به دست رسیده است.

گوش دهید به معنای موسیقی او وقتی می خواند: «دست بردار از این میکده سر به سری/ پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری/ که فقط فکر کنی بهتری/ دست وردار و برو، ول کن این خم ساغری/ ای عشق با تو حرف می زنم/ ای رنج، مگر آجری؟/ ای کاش ای کاش ای کاش داوری ای در کار بود. کاشکی، کاشکی، کاشکی قضاوتی در کار بود...»


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 18 فروردین 1386  11:04 ق.ظ

منتظر آلبوم جدید بنیامین در اوایل تابستان 86 باشید::

آهنگ جدید بنیامین با عنوان سر قرارمون::

 

این آهنگ میكس نشده است ولی حتما دانلود كنید.

 

 

موسیقی انتهایی فیلم اخراجی ها با صدای محمد اصفهانی::

 

 

تیتراژ های ابتدایی سریال ترش و شیرین::

تـیـتـراژ انــتــهـایـی سریال ترش و شیرین::

 

تیتراژهای مجموعه بدلكاران::كاری از آلبرت آركلیان

ابتدایی

انتهایی

 

لینك ها از::http://pulsetv.mihanblog.com/

پی نوشت::

دیروز تولد وبلاگم بود! ۳ ساله شد

منتظر مطالب جدید باشید(رادیویی ها منتظر باشن)


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic