دوشنبه 30 مرداد 1385  11:08 ق.ظ

مبعث پیامبر اعظم(ص) بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد
پیروزی حزب الله لبنان بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد 


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 26 مرداد 1385  11:08 ق.ظ

امروز برایتان *۲ کلیپ با ۲ کیفیت*
از سامی یوسف میزارم امیدوارم خوشتون بیاد:
کلیپ *المعلم* کیفیت بالا و حجم ۱۵ مگابایت
کلیپ *المعلم* کیفیت پایین و حجم ۲ مگابایت
كلیپ*دعا* با كیفیت بالا و حجم ۱۵ مگابایت
كلیپ*دعا* با كیفیت پایین و حجم ۲ مگابایت
پیشنهاد می كنم حتما دانلود كنید.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 26 مرداد 1385  11:08 ق.ظ

مسعود بهبهانی نیا، نویسنده ی سریال نرگس در یادداشتی ویژه برای سایت پندار، درباره ی سریال نرگس و پیرامون مسایل حاشیه ای اش نوشته است که در ادامه می خوانیم:

(جایی مسعود بهبهانی نیا از یك اصطلاح سینمایی برای جذب مخاطب استفاده می كند...او از هفته چهارم نمایش سریال نرگس می گوید((كه در آن هفته مشخص شد نرگس بیشترین مخاطب را دارد)) گویی از هفته چهارم نمایش یك فیلم سینمایی بر پرده سینماها سخن می گوید....)

نوشتارش جذاب و خواندنی است...توصیه می كنم حتما بخوانید::

اینک که نزدیک به یک‌سوم از مجموعه‌ی نرگس پخش و دیده شده، بهتر می‌شود در موردش حرف زد؛ البته به اندازه‌ی یک‌سوم هر چه که باید گفت و نه بیش‌تر!
اوایل بهمن هشتاد و دو- یعنی دو سال و نیم پیش- نگارش مجموعه‌ای نود قسمتی به من پیشنهاد شد. نکات مشخص پیشنهاد این بود که فیلم‌نامه باید تولیدی باشد و فیلم در صورت تولید قرار است هر شب از شبکه‌ی سوم سیما پخش شود. معنی تولیدی بودن روشن بود؛ یعنی از نظر قصه‌پردازی، دست برای نوشتن حوادث و ماجراهای پرخرج و یا استفاده از لوکشین‌های متعدد، یا حتی فکر کردن به بازیگران گران‌قیمت بسته بود. این یک تحدید بود؛ یعنی محدود کردن ذهن و قلم به نوعی خاص از قصه و فیلمنامه و محصور ماندن در چهاردیواری تنگ مثلا یک یا چند آپارتمان. اما نکته‌‌ی دوم تهدید بود؛ یعنی اگر در خلق و نوشتن قصه درماندی، حکم مرگت را به روش " شهرزاد قصه‌گو" امضا کرده‌ای؛ آن هم قصه‌ای که قرار است نود شب بیننده را به دنبال خود بکشاند.
کار به همان اندازه‌ای که به نظرم سخت آمد، وسوسه‌انگیز هم بود. کشتی گرفتن با شرایط دشوار و از پس امتحانی مشکل برآمدن جالب بود؛ مخصوصا وقتی با اتفاق دوم، چاشنی غیرتی شدن به سبک جنوبی‌ها هم به آن اضافه ‌شد. ماجرا از این قرار بود که تهیه‌کننده به جز من دنبال نویسنده‌ی دیگری هم می‌گشت تا قصه‌ را دو نفر بنویسند. اما کسی را پیدا نکرد- یا در حقیقت کسی زیر بار نرفت- و کار میان زمین و آسمان ماند و از دهن‌ام در رفت" خودم شروع می‌کنم!"
همه چیز در تنهایی آغاز شد؛ با این فکر که چه‌طور می‌شود تهدید را به فرصت تبدیل کرد. برای اولین بار بود که تلویزیون دست به چنین ریسکی می‌زد و شکست در نظر همه‌ی دوستان محتمل بود. این که در فضای کلی سریال‌سازی تلویزیون که مخاطبان عام هم به دلیل بالا رفتن سلایقشان، به سختی راضی می‌شوند و اغلب نویسندگان و کارگردان‌ها متهم به کش‌دار کردن سریال‌ها می‌شوند، چه‌طور امکان دارد قصه‌ای نود قسمتی طراحی کرد که بیننده بدون احساس کسالت، آن را مشتاقانه دنبال کند.
قدم اول- بعد از امید بستن لطف خدا-، ارائه‌ی فکر و طرح اولیه بود. دو ورسیون مختلف از قصه ارائه دادم. یکی نسبتا تاریخی و دومی- که همین باشد- امروزی، هر دو تصویب شد. دومی را نوشتم، ابتدا در هشتاد صفحه تا همه‌ی دست‌اندرکاران و مدیران بتوانند نظرشان را بدهند؛ و بعد نوشتن سیناپس و سناریو.
تا پیش از شروع تصویربرداری، نزدیک به چهل قسمت فیلمنامه نوشته و آماده‌ی ضبط بود. هم‌زمان با تولید و در حقیقت موازی با آن نگارش بقیه‌ی فیلم‌نامه تا دی ماه هشتاد و چهار به طول انجامید. قسمت‌های اولیه بارها و بارها بازنویسی شد، اما قسمت‌های بعدی کم‌تر تغییر یافت. حالا علاوه بر دوهزار صفحه فیلمنامه که تبدیل به سریال نرگس شده، چند هزار صفحه کاغذ دارم که پیش‌نویس کارهای آینده‌ام را برای چند سال تامین می‌کند.
تولید و تصویربردای سریال اوایل خرداد ماه هشتاد و چهار آغاز و اوایل بهمن بعد از هشت ماه به پایان رسید. اتفاقات ریز و درشت بسیاری در طول نگارش و تولید سریال رخ داد که برخی عنوان " برای اولین بار" را با خود داشت. خبر با اهمیت این بود که سریالی جدی و طولانی برای اولین بار بعد از انقلاب با برنامه‌ی پخش هر شب در حال تولید است. اما این مهم‌ترین خبر نبود؛ حادثه‌ی تصادف، به کما رفتن و نهایتا درگذشت پوپک گلدره که برای همه‌ی عوامل و خود مجموعه ضایعه‌ی بزرگی بود، برای اولین بار منجر به نقش‌آفرینی ناخواسته‌ی دو بازیگر در یک نقش شد. هر چند حالا همه‌ی مردم خبر را شنیده و به اشکال مختلف نسبت به آن ابراز احساسات کرده‌اند، اما به زودی در گذر قسمت سی و شش به سی و هفت این اتفاق را غم‌گنانه شاهد خواهند بود.
به تعویق افتادن پخش سریال هم خودش ماجرایی داشت. دو بار این تعویق پیش آمد. ابتدا قرار بود سریال بعد از تعطیلات نوروز هشتاد و پنج در نیمه‌های فروردین پخش شود که نشد. بعد به خاطر مسابقات جام‌جهانی فوتبال، علی‌رغم پخش آنونس، تاخیر دوم پیش آمد. این دو تاخیر باعث شد تا برخی منتقدین، موضع‌گیری و پیش‌داوری‌های شتاب‌زده‌ی خودشان را قبل از نمایش به طور گسترده به مطبوعات بکشانند. قصاص قبل از جنایت هر چند برای دست‌اندرکاران سریال آزاردهنده بود، اما چاره‌ای جز سکوت و احاله‌ی پاسخ به بعد از نمایش و عمدتا بازتاب آن در افکار عمومی نبود. دلیلی که آن‌ها برای محکومیت محتوم سریال نرگس می‌آوردند، علاوه بر سوابق کارگردان، همین تعداد زیاد قسمت‌های آن بود.
اما حالا نظرخواهی‌های رسمی و افکار عمومی غیررسمی حکایت از اتفاق دیگری دارد. سریال‌ نرگس به عنوان محبوب‌ترین و پربیننده‌ترین سریال در هفته‌ی چهارم نمایش، همچنان سیر صعودی علاقه‌مندی مخاطبان را به خود اختصاص داده است. اما این‌ها باعث نشده که هنوز برخی از دوستان منتقد به دنبال تقلیل امتیازات مجموعه، داستان نرگس را معمولی و کلیشه‌ای از " علاقه‌ی دختر فقیر، پسر پول‌دار" بدانند و به انواع تعابیر تلاش کنند تا به مردم بفهمانند که دچار اشتباه شده‌‌اند و نباید چنین اشتیاقی از خود نشان دهند. هر چند به دلیل موفقیت نسبی پدیدآورد‌گان سریال در جلب نظر میلیونی بینندگان، همراهی، همدلی و دقت نظر بیش‌تری از سوی این دوستان منتقد مورد انتظار بود و هست، اما شاید مراجعه به مردم و جستجوی در خصوص دلیل واقعی علاقه‌مندی آن‌ها برای این دوستان راهگشا باشد.
نظر دوست منتقدی که گفته سریال نرگس داستانی کاملا معمولی دارد را تایید می‌کنم اما همین داستان معمولی با قدری پرداخت و زاویه‌ی نگاه متفاوت به نظر دیدنی آمده است. گمانم هم این است که موضوعات مطرح‌شده در داستان، قدری واقعی، ملموس و مورد ابتلای جامعه باشد. شاید هم یک مقدار شخصیت‌پردازی‌ها خوب و باورپذیر از کار درآمده‌اند. البته باید توجه داشت که بازیگران اصلی هم سعی خودشان را برای ایفای بهتر نقش به کار بسته‌اند. نکته‌ی دیگری هم که چاشنی تعلیق و تعقیب بیننده شده این است که برحسب تصادف روند سریال و داستان آن و حتا قسمت بعدی پخش‌نشده قابل پیش‌بینی نیست. احتمالا داستان شتاب و ریتم نسبتا بدی هم ندارد و در پیش‌برد آن الزامی برای خسیس‌بازی و کم‌فروشی احساس نشده است. و این‌ که آدم‌ها به بد و خوب مطلق دسته‌بندی نشده‌اند و حکمی از پیش برایشان صادر نشده است و شاید همه‌ی این‌ها به معنی احترام به بیننده و باهوش فرض کردن او بوده است.
البته این‌ها همه از اهداف پدیدآورندگان بوده و اینک میزان دستیابی به هر کدام را بینندگان تعیین می‌کنند. اما آن‌چه که قابل ملاحظه است، آشتی خیلی از کسانی است که پیش از این هرگز بهانه‌ای برای تماشای تلویزیون پیدا نمی‌کردند. آن هم تعقیب هر شب یک سریال! این را به فال نیک می‌گیریم.


  • آخرین ویرایش:-

آتش بس  پرفروش ترین فیلم تاریخ سینماى ایران

  ۵۰۰، ۶۰۰ ، ۷۰۰ ، ۸۰۰ ، ،۹۰۰ و...! اگر تبلیغات و آگهى هاى فیلم آتش بس را در چند هفته اخیر دیده باشید، حتماً چشم تان به این اعداد و ارقام كه پشت سر هم ردیف شده اند، افتاده است.

آخرین ساخته تهمینه میلانى در كمال ناباورى بسیارى از كارشناسان و صاحب نظران سینماى كشور، ركوردهاى فروش را هفته به هفته پشت سر گذاشت. از ۵۰۰ میلیون گذشت و «دوئل» را گرفت، از ۶۰۰ میلیون عبور كرد و «كما» را گرفت و در نهایت با رسیدن فروشش به مرز ۸۰۰ میلیون تومان ركورد «مارمولك» را هم شكست. حالا هم  با رسیدن به مرز ۹۰۰ میلیون تومان براى رسیدن به ركورد رویایى یك میلیارد تومان فروش در اكران اول تهران دورخیز كرده است. چه سینماى میلانى را دوست داشته باشیم و شعارهاى ضدمردش را بپسندیم و چه فیلم هاى او را بیانیه هایى یك طرفه و شعارآمیز بدانیم، به هر حال فیلم او توانسته است فاتح گیشه تمام دوران هاى سینماى ایران باشد و عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینماى ایران (و نه پرمخاطب ترین) را از آن خود كند.

میلانى فیلم جدیدش را در مدت زمان معقولى از نظر تولید سینماى ایران ساخت و آماده نمایش كرد.در حالى كه به نظر مى رسید همانند همیشه فیلم جدید میلانى یكى از حاضران بخش مسابقه جشنواره فجر باشد، اما «آتش بس» به مذاق هیات انتخاب جشنواره خوش نیامد و فیلم او روانه بخش مهمان شد. میلانى هم فیلمش را به جشنواره نداد تا براى اكران عمومى بكر و دیده نشده باقى بماند.سرانجام «آتش بس» در خردادماه امسال بر پرده رفت و به فروش خیره كننده اى دست یافت. فروشى كه شاید كمتر كسى آن را پیش بینى مى كرد و حتى شاید در رویاى سازندگان فیلم هم نمى گنجید.


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 20 مرداد 1385  12:08 ب.ظ

سوغات فرنگ::ادامه كلیشه فیلم فارسی

سوغات فرنگ به تهیه كنندگی عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش و به كارگردانی کامران قدكچیان می باشد كه باز هم از در این فیلم دوباره سازی یك فیلم فارسی بسیار ضعیف است.اگر بخواهیم رك و راست باشیم باید بگوییم كه سوغات فرنگ واقعا ذره ای در سینمای ایران نه جایی ندارد و نه ارزشی.من به نوبه خود فكر می كردم سوغات فرنگ یك فیلم عامیانه ایرانی باشد ولی اشتباه كردم چون این فیلم از عامیانه ایرانی پایین تر است.حسن انصاریان دومین تجربه فیلم فارسی خود را می گذراند.من نمی دانم ایشان تا به حال چه فیلمنامه هایی نوشته اند ولی هرچه هست ایشان به فیلم های فارسی علاقه شدیدی دارند.من باید می فهمیدم كسی كه فیلمنامه فیلم ضعیف عروس فراری را می نویسد حتما سوغات فرنگ را هم همان طور می نویسد.به این گونه فیلمنامه ها می گویند فیلمنامه های بفروش...چیزی كه آقایان علیخانی و فرحبخش خیلی دوست دارند.دوست دارند فیلمشان تحت هر شرایطی بفروشد و این برای سینمای ایران یعنی افول ارزش ها.شما بیایید به كارنامه این 2 تهیه كننده باهوش!!! نگاه كنید...ببینید كه تا به حال چند فیلم با ارزش در كارنامه كاریشان ثبت كرده اند؟ ببینیم....

كما (آرش معیریان) با بازی: محمد رضا گلزار و امین حیایی

شارلاتان (آرش معیریان) با بازی:امین حیایی،جواد رضویان و مهران غفوریان

تپش (حسین فرحبخش) با بازی:بهرام رادان و شبنم قلی خانی

عروس فراری (بهرام كاظمی) با بازی:امین حیایی،حسام نواب صفوی و الناز شاكردوست

سوغات فرنگ (كامران قدكچیان) با بازی:حسام نواب صفوی،مجید صالحی،رامبد جوان و شیلا خداداد

خب...كارنامه شان را دیدید؟ به نظر شما چند تا از این فیلم ها ارزش های سینمایی را رعایت كرده اند؟ چند تا از این ها از روی فیلم فارسی ساخته نشده اند؟ البته شاهد افول در همین فیلم ها هم هستیم!!!این دیگه شاهكار است!!!! كما و تپش باز قابل تامل تر از بقیه فیلم ها هستند ولی...

آقایان علیخانی و فرحبخش....تا كجا این مسیر افول را ادامه خواهید داد؟ نكنه می خواهید تا ابد این مسیر را بپیمایید؟؟

ما فیلم های عامیانه داریم ولی فیلم عامیانه داریم تا عامیانه شما....مثلا یك مثال: فیلم آتش بس بدون تعارف یك فیلم عامیانه است ولی آیا از روی فیلم دیگری ساخته شده؟ آیا نویسنده فیلمنامه آن چشم خود را به روی تماشاگران و مخاطبان سینما بسته است؟ قطعا این طور نیست... اگر بسته بود فیلمش 1 میلیارد تومان فروش نمی كرد.بعد از فیلم كما كه700 میلیون تومان فروش داشت...بقیه فیلمهایتان هم به همان مقدار فروخت؟ عروس فراری یا سوغات فرنگ؟ كدام توانستند رضایت بیشتری جلب كنند؟ باور كنید هیچكدام...اگر همین 4 تا بازیگر معروف و چهره سینما نبودند...آنوقت فیلمهایتان چقدر فروش می كرد؟

بازیگران این فیلم و فیلم های قبلی شما همگی در تكرار خود می كوشند...چرا؟؟؟ چون فیلم های شما ارزش بازی متفاوت ندارند.باز هم یك مثال برای شما می زنم:

به طور مثال همین حسام نواب صفوی...امسال در فیلم ازدواج به سبك ایرانی بازی متفاوت تری و بهتری نسبت به نقش های قبلی اش داشت ولی در سوغات فرنگ او دوباره همان حسام فیلم شمعی در باد را تكرار كرد.چون احتیاجی به بازی متفاوت او در فیلم سوغات فرنگ نبود.

به هر حال باید بگویم زمان دوباره سازی فیلم های فارسی گذشته است و دیگر برای تماشاگر ایرانی دهه80 جذابیت ندارد.به دنبال ایده های بكر و بهتری باشید.البته این توصیه من به حسن انصاریان و امثال او كه فیلمنامه كپی كردن را افتخار خود می داند هم هست.

امیدوارم در آینده فیلم های بهتی از پویا فیلم ببینیم...هر چند این فیلم ها عامیانه باشند.

(خلاصه كلام:آقا جان عامیانه هم می سازی...عامیانه ایرانی این دوره و این زمان را بساز نه 30 الی 40 سال پیش!!!)

 


  • آخرین ویرایش:-

آیا ما سامی یوسف ایرانی نداریم؟

نمی دانم مطلبی كه درباره سامی یوسف را گذاشتم خواندید یا نه ولی بدانید كه از سامی یوسف 26 ساله به عنوان ستاره موسیقی عرب و اسلام نام برده می شود.یك سوال در ذهن من ایجاد می شود و آن این است كه چرا ایرانی ها نباید یك ستاره موسیقی در عرصه جهان و اسلام داشته باشند؟ تا به حال این نكته به ذهن شما خطور كرده است؟

اگر سامی یوسف در كشورهای عربی و شبكه های جهانی معروف شده است به خاطر این است كه كلیپ هایش جذاب است...همه جا رسانه ها به او می پردازند...

خب حالا به مطلب قبل از سامی یوسف نگاهی بیندازید...درباره بنیامین و كلیپ اوست...

نمی دانم منظور مرا متوجه شده اید یا نه ولی منظور من این است كه بنیامینی كه اینقدر صدایش برای ما ایرانی ها و بعضا غیر ایرانی ها جذاب و شنیدنی است...

چرا او را ستاره موسیقی جهان اسلام نكنیم؟؟؟ می دانم شاید به حرف من بخندید ولی حرف من خنده دار نیست....كاری است شدنی به شرطی كه بخواهیم بنیامین را ستاره ایرانی موسیقی حتی در سطح جهان كنیم.

ما صدای محمد اصفهانی را جدی نگرفتیم...اگر جدی گرفته بودیم الان اصفهانی معروف تر از اینی بود كه الان هست.حتی می توانستیم ترانه های عربی را به محمد اصفهانی محول كنیم چون او عربی هم می خواند وهر وقت كه به دوبی یا سایر كشور های عربی می رود...از او دعوت به كار می شود.

ما همیشه عادت داریم استعداد های خودمان را سركوب كنیم در عوض برای خارجی ها هی به به و چه چه بزنیم.

(شما به مطلب سامی یوسف نگاه كنید....ببینید برای اینكه سامی یوسف ترانه هایی برای پیامبر اعظم(ص) خوانده چطور معروفش كردند....مگر بنیامین نمی تواند بخواند؟؟؟)

مگر بنیامین 24 ساله چه چیزی از سامی یوسف 26 ساله كم دارد؟؟؟ آهنگساز نیست... كه هست. ترانه سرا نیست...كه هست.تنظیم كننده نیست...كه هست.خواننده خوبی نیست...كه این را هم هست.خب پس این جوان چه چیزی از همتایان بعضا عرب خود كم دارد؟؟؟ تازه از خیلی از آنها بهتر و جذاب تر است.

امیدوارم این حرف مرا جدی بگیرید و بدانید اگر ما بخواهیم می توانیم او را ستاره دنیای موسیقی جهان كنیم.


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 17 مرداد 1385  11:08 ق.ظ

میلاد امیر المومنین حضرت علی (ع) و روز پدر بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد.


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 15 مرداد 1385  07:08 ق.ظ

اسلام به زبان سامی
طبیعی است كه اول، عرب ها كشفش كردند. به هر حال، بیشتر ترانه های او به این زبان است. به همین دلیل هم موج پدیده ای به نام سامی یوسف، این قدر دیر به ایران رسید. از چند ماه پیش، كسانی كه شبكه های عرب زبان را دنبال می كردند، از آهنگ های دلنشین یك جوان خوش سیما می گفتند كه در این شبكه ها زیاد پخش می شود و نشان می دهد كار این جوان در كشورهای عربی گرفته. خواننده ای كه متن ترانه هایش دربارة پیامبر اسلام (ص) است و از زیبایی های تعالیم اسلامی حرف می زند، اما این بار نه به شیوه های قدیمی مثل تواشیح یا دستگاه های موسیقی سنتی عربی. سامی یوسف یك فرم امروزی را برای حرف هایش انتخاب كرده موسیقی تلفیقی و آمیختن سازهای شرقی و سازهای الكترونیكی در قالب موسیقی پاپ. همان چیزی كه زبان امروز دنیای موسیقی است. و این جادوی زبان مشترك، ناگهان عمل كرد و موج ترانه های یوسف در میان جوان های مسلمان، غوغایی به پا كرد. جوان هایی كه دوست داشتند سرشان را بالا بگیرند و به دین و پیامبرشان افتخار كنند، اما راهش را پیدا نمی كردند. سامی یوسف به نمایندگی از همة این جوان ها موسیقی اش را شروع كرد. حالا بعد از چند ماه، وقتی كه آلبوم های او مدت ها در صدر پرفروش های بازار موسیقی مصر و تركیه بود و مسلمانان اروپا سی دی  آهنگ هایش را دست به دست می چرخاندند، موج به ما رسیده. فرزاد حسنی در كوله پشتی اش راه را باز كرد و دیگر روزی نیست كه در تلویزیون و رادیو آهنگ های سامی یوسف را نشنویم. آهنگ های او زیبا و آرامش بخش اند و متن های خوبی دارند.


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 14 مرداد 1385  03:08 ق.ظ

حمیدرضا منبتی
اولین ویدیوكلیپ بنیامین، سوپراستار این روزهای موسیقی پاپ، در مرحله میكس و مونتاژ است و به زودی پخش می شود.
عكس یادگاری بنیامین با كاركنان جوان یك نانوایی سنگكی در سعادت آباد؛ جایی كه عكس جلد آن جا گرفته شد
عكس ها: جواد منتظری
 بنیامین می خواهد ویدیوی تعدادی از بهترین آهنگ  های خود را بسازد و فعلا با محبوب  ترن آهنگش شروع كرده: خاطره یا همان دنیا دیگه مث تو نداره خودمان. این آهنگ با همین اسم طولانی در بین مردم شناخته شد و نام خاطره كه در آلبوم روی آن گذاشتند را هیچ كس تحویل نگرفت! حالا قرار است دنیا دیگه مث تو نداره بعد از حضور در ضبط ماشین ها و محافل دوستانه، در شبكه های تلویزیونی هم به نمایش دربیاید. همه هم منتظرند ببینند نتیجه كار چه می شود. نام كارگردان هم آن قدر عجیب است كه همه، حتی سینمایی های دور از موسیقی، كنجكاوند كه ببینند علیرضا امینی (كه یك عمر فیلم های جشنواره ای پسند ساخته) با یك كلیپ عامه پسند چه می كند.


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 14 مرداد 1385  02:08 ق.ظ

سریال نرگس...

سریالی كه مردم را میخكوب كرده است.

سریال نرگس نوشته مسعود بهبهانی نیا و به كارگردانی سیروس مقدم از سریال های موفق سیماست كه توانسته مردم را به خوبی جذب كند.راستش رو بخواهید من فكر نمی كردم سیروس مقدم بعد از سریال ناموفق پلیس جوان بتواند سریال به این خوبی بسازد.

قصه::

قصه سریال نرگس ساختار روایی خوبی دارد و به راحتی با مخاطب خود ارتباط برقرار می كند.متن هم بالا و پایین های بجایی دارد.قصه از خانواده نرگس می شود و بعد از چند قسمت به موازات خانواده نرگس،خانواده شوكت هم وارد می شود و به طور كامل و منطقی به آن هم توجه و پرداخته می شود.البته هنوز چیزی حدود 40تا 50قسمت از نرگس باقیمانده و حفظ این روال منطقی كمی سخت است ولی تا حالا كه خوب بوده.درسته كه سریال نرگس نمی تواند تجربه سریال های روتین طنز شبانه را در جذب مخاطب تكرار كند ولی اینكه برای اولین بار یك سریال دراماتیك اینقدر مخاطب جذب می كند...همین جای خوشحالی و قدردانی دارد.البته باید توجه داشت كه بازیگر نقش اصلی این سریال در وسط سریال عوض می شود(ستاره اسكندری به جای شادروان پوپك گلدره).امیدوارم با این تغییر مهم به ساختار سریال ضربه ای وارد نشود.


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic