تبلیغات
هنر هفتم - ویژه نامه نوروز 1393 هفته نامه پاسارگاد سیرجان

ویژه نامه نوروز 1393 هفته نامه پاسارگاد سیرجان



هفته نامه پاسارگاد سیرجان به رسم همه ساله‌ی خود اقدام به انتشار ویژه نامه نوروزی کرده است. در این ویژه نامه وجهه اصلی را مردم و شخصیت های مستند جامعه دارند و با کمتر چهره‌ی شاخصی گفتگو شده است. یک ویژه نامه مستند و تخصصی تر به نسبت قبل. در این ویژه نامه به رسم همه ویژه نامه های نوروزی چند بخش مجزا چند پرونده را درون خود جای داده است. اصلی‌ترین پرونده این ویژه نامه مربوط به بحث خشونت در سطح جامعه است. آیا آستانه تحمل شهروندان سیرجانی پایین آمده است؟ این پرونده را دبیر بخش خبر و حوادث پاسارگاد؛ حسین اطمینان تهیه کرده است.
به طور کلی در این ویژه نامه با حرفه ای گری بیش‌تری رو به رو هستیم. تخصصی تر در مسائل پرداخته شده است. تنوع هم در نوع خود حفظ شده است. یعنی شاید بشود گفت یک جورهایی سنگین تر و وزین تر شده است.
مطالبی در که ذیل می آید نظر شخصی من است.شاید اشتباه و شاید درست. با اینکه از روزنامه نگاری دور شدم اما دوست دارم ثمره ی کار دوستانم را ببینم بخوانم و نظر بدهم. شاید از میان این همه واژه کلمه ای یا جمله ای بدردبخور پیدا بشود. متن را به صورت قطعه قطعه و جدا جدا نوشته ام و با خواندن هر مطلب نظرم را درباره آن مطلب نوشته ام و اگر نظری نداشته ام چیزی از آن درمطلب ننوشته ام.

درباره جلد:
راستش من طراح صفحه نیستم. به عنوان یه مخاطب نظراتم را درباره جلد ویژه نامه می نویسم.
استفاده از رنگ سفید تنها جذابیت جلد است. در ضمن تکراری هم هست.این سومین سالی است که از این طرح استفاده می شود و به بنظرم بهتر بود طرح چیدمان دیگری در دستور کار قرار می گرفت. عکس یک را که متن توضیح دادم اما تیتر روی آن با عنوان «خانه ای از جنس موسیقی» بسیار کوچک است. خیلی کوچک است و اصلا دیده نمی شود. بقیه تیترها هم معمولی اند و فارغ از جذابیت. در ابتدا هم گفتم که ویژگی اصلی این ویژه نامه نوروزی وزین تر و سنگین تر شدن آن است. اما خب برای جلد طرح تکراری بود.


1.    گفتگو با محمد میرزایی خوب بود. به عنوان یک مصاحبه سیاسی معمولی.

2.    گفتگو با جلال گل محمدی دقیق و عمیق بود. به نسبت مصاحبه با محمد میرزایی.بسیار خوب بود.اینکه چرا اصلاح طلبان در سیرجان نتوانسته اند تغییرات موردنظر را اعمال کنند کاملا از بین حرف های گل محمدی رییس ستاد حسن روحانی در سیرجان مشخص است.


3.    گزارش از فعالیت های فیس بوکی خلیل همایی مدیرکل حوزه استاندار کرمان جالب و خلاقانه بود. مطلب اول درباره فعالیت های فیس بوکی ایشان است و در مطلب بعد مصاحبه ای با ایشان انجام گرفته شده است اما در میان اینهمه حرف و کلام هیچ توضیحی درباره پست ایشان گفته نمی شود. خیلی ها مثل من نمی دانند مدیرکل حوزه استاندار کرمان دقیقا چه وظیفه ای دارد و کاش مصاحبه کننده یا نویسنده مطلب در رابطه با پست ایشان توضیحی کوچک ارائه می دادند. تیتر مطلب اول درباره خلیل همایی انگار بد نوشته شده یا بد خوانده می شود. نمی دانم. تیتر این است:
جایی که منو ببینی فیس بوکه...
درحالی که بنظرم باید اینطور نوشته میشد:
جایی که منو میتونی ببینی فیس بوکه
در مطلب اول گزارش جالبی از کارهای خلیل همایی در فیس بوک نوشته شده است هماره با کاریکاتور خیلی خوب حمید خلوتی و همچنین استفاده از عکس های پست های فیس بوک خلیل همایی. مصاحبه با خلیل همایی هم دقیقا در چارچوب معین شده جلو می رود و جزو مصاحبه های خوب ویژه نامه است.


4.    گفتگو با مجیدزرگرباشی فرماندار سابق سیرجان؛کاندیدای سابق مجلس شورای اسلامی و یکی از چهره های انقلابی سیرجان از آن دست گفتگوهایی است که فقط با هوشیاری می توان انجام داد.چرا هوشیاری؟ مجید زرگرباشی سالهاست به دلایلی که در مصاحبه آورده است در سیرجان زندگی نمی کند شیراز را محل زندگی خود قرار داده است. او برای جشن انقلاب از طرف مجتمع معدنی گل گهر به سیرجان دعوت شده بود و از لابه لای همین دعوت این گفتگو شکل گرفت. این گفتگو برای کسانی که چهره های اول انقلاب سیرجان را کمتر می شناسند بسیار خوب و مفید است. اما شکل گزارشِ مصاحبه برای این گفتگو چندان جالب نیست. کاش این مصاحبه به صورت سوال و جواب چاپ میشد.اطمینان دارم مصاحبه آن زمان بهتر و جذاب تر از کار درمی آمد.


5.    میزگردی جامع با حضور 4شخصیت شهری/اجتماعی سیرجان در باب مسئله خشونت برگزار شده است و شرح مکتوب آن پرونده شماره یک پاسارگاد شده است.علی سوندرومی جامعه شناس؛مهدی بخشی دادستان سیرجان؛حسین تاج آبادی روانشناس و مهریار سعیدی فرمانده نیروی انتظامی سیرجان شرکت کنندگان در این میزگرد بودند. میزگرد تخصصی و خوب است و حرف های خوبی رد و بدل می شود اما هیچ وقت به یک تعامل و یا گفتگو بین آدم های مشارکت کننده در میزگرد نمی رسیم. در بین همه بحث ها و صحبت ها نتیجه ی واضح و مبرهن بیرون نیامده است. البته این را برای مخاطب عام می گویم. مثلا در یکی از سوالات آخر پرسیده شده: «در سیرجان برای کاهش خشونت چه باید کرد؟» اما تنها 2 نفر از حاضرین آقای تاج آبادی و آقای سعیدی در این باره نظر داده اند. البته شاید بتوان گفت که شاید دو نفر دیگر نظری یکسان با هم کیشان خود داشته اند و به همین منظور است که نظری نداده اند اما بحث به نتیجه نمی رسد. گفته هایی در کنار هم گذاشته شده است که ماحصل آن را باید گشت و گشت و گشت تا شاید پیدا بشود. مبحث های خیلی خوبی در این میزگرد باز شده است.خصوصا تجربیات مهدی بخشی دادستان سیرجان که در گفتگو با متهمین خیلی خوب ریشه ی خیلی از مسائل خشونت بار جامعه را نشان می دهد. دادستان سیرجان در چندجا به این تجربیات اشاره می کند اما کاش ایشان به جای تاکید مداوم بر جنگ نرم و تهاجم فرهنگی(که البته آنها هم بجای خود سهم دارند) بیشتر نمونه های از جنس همان متهمین و تجربیاتش و تحلیل اش از این حرفها و صحبت ها بیان می کرد.من یه شخصه با بزرگ کردن بیش از حد بحث تهاجم فرهنگی و جنگ نرم مخالفم.این امر منجر به شانه خالی کردن مسوولین می شود.
اما یکی از مسائل مهمی که در این میزگرد به آن اشاره ای نشده است بحث شادی های اجتماعی و نقش آن در کاهش بار خشونت جامعه است. این موضوع محل مناقشه بسیاری است و هیچ وقت هیچ کجا ندیده ام که سر آن طرفین نظرات یکسانی یا نزدیک داشته باشند و اغلب بحث ها بر سر آن به هیچ نتیجه ای نرسیده است. متاسفانه محدود بودن شادی های اجتماعی مسئله ای است که همیشه از سوی مسوولین نادیده گرفته می شود. همچون موسیقی و برگزاری کنسرت و... که هنوز صحبت کردن درباره بُعد اجتماعی آن کفش آهنین و زبان سرخ می طلبد. در حالی که همین کارشناسان حاضر در این میزگرد به بحث تخلیه انرژی در جامعه اشارات متعددی می کنند اما عجیب است که کسی به موضوع شادی های اجتماعی اشاره ای نمی کند.متاسفانه دید خوبی نسبت به این قضیه در جامعه نیز وجود ندارد. هروقت صحبت این موضوع می شود همگان فکر می کنند قرار است کارناوال شادی راه بیفتد و مردم پشت سر آن برقصند! متاسفانه تصور عمومی بهتر از این نیست. هیچ وقت هیچ طرح پژوهشی درباره شادی اجتماعی حتی مطرح هم نشده است. ما هنوز با پخش موسیقی در فضای باز؛خیابان؛معابر عمومی حتی موسیقی سنتی مشکل داریم. به نظر شخصی من جای طرح این مسئله در یک میزگرد جداگانه خالی است. دیدگاه موافق و مخالف یک بار برای همیشه حرف های صریح خود را در این باره بزنند. آن را تعریف کنند و بدانند که دقیقا منظور چیست و این موضوع چه کمکی به جامعه خواهد کرد.چه کنیم که شادی را در جامعه بسط دهیم؟
در این میزگرد شیب انتهایی مطلب تقریباً نادیده گرفته شده و میزگرد به یکباره و همان بحث نتیجه نگرفتن که در بالا به آن اشاره شد پایان می یابد.

6.    گفتگوی مستقیم با کسی که 10سال پیش در اثر استفاده از مشروبات الکلی دوست خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود؛ کار فوق العاده خوبی بود و واقعاً جای تحسین دارد خصوصاً اینکه این گفتگو مستقیم و بدون عکس تزئینی است. این شخص حاضر شده حالا که از قصاص با رضایت اولیای دم رهایی یافته است مصاحبه کند و حرف های خود را بزند. اما ای کاش درباره روحیات شخصی الان او بیشتر میشد سوال پرسید. البته می دانم که همین که او حاضر شده مصاحبه کند کار شاقی انجام شده اما مثلا این فرد که چندماهی است آزاد شده چه زندگی ای دارد و چه راهی را انتخاب خواهد کرد؟ آیا از آمار قتل در سیرجان به همان شکلی که خودش اعتراف می کند 10 سال پیش با یک اشتباه آن را انجام داده؛ خبر دارد؟ چه حسی یا نظری نسبت به این اخبار؛ آدمها؛مقتولین و قاتلین دارد؟ آیا اگر رو به روی خودش کسی را ببیند که سلاح سرد در جیبش می گذارد چه برخوردی با او می کند؟ و اینکه اگر از او پرسیده شود که به نظرش چطور آمار خشونت در جامعه پایین می آید چه نظری خواهد داشت؟

7.    گفتگو با زنی که به خاطر یه قضیه عاطفی درگیر کار قاچاق سوخت شده و حالا نهمین سال از دهمین سال محکومیت اش را می گذراند هم کار جالبی بود. البته با ذکر این نکته که مصاحبه کننده(دوست خوبم حسین اطمینان) خواسته یا ناخواسته(بستگی به شرایط دارد) سوال های عمیق تری در مصاحبه از این زن نپرسیده است. البته باز هم اینجا یک پرانتز باز کنم که پاسارگاد می توانست همان اول مصاحبه برای این زن یک اسم مستعار انتخاب کند و آن را توضیح دهد چون در طول مصاحبه مدام اسامی شرکای این زن برده می شود اما اسمی از خوده وی در اختیار مخاطب قرار نمی گیرد. نظر به بحث حفظ آبرو هم که باشد باز هم می توان اسم مستعاری برای وی انتخاب کرد تا مخاطب راحت تر با موضوع ارتباط برقرار کند. اما در رابطه با خوده مصاحبه باید گفت که در طول مصاحبه این زن مدعی می شود که با شخصی به اسم هادی که 8 سال کوچکتر از خودش بوده آشنا می شود اما هیچ اشاره ای نسبت به رابطه اش با این مرد نمی کند. آیا این دو نفر با هم ازدواج کرده بودند؟ رابطه غیرمعمول داشتند؟ آیا خاله این زن که واسطه آشنایی هادی و وی بوده است در جریان هیچ کدام از کارهای وی نبود؟ در طول گفتگو این زن در پاسخ به یکی از سوالات جواب داده که هشت بار سرقت انجام داده.23ساله بوده آن زمان و تحت احساسات این کار را انجام داده است. من توقع داشتم که سوالات بعدی در حول این موضوعات پرسیده میشد:
احساسات؟ چطور احساساتی؟ چرا احساساتی شدید؟
اما سوال بعد این است:
چه جوری گیر افتادید؟
مصاحبه کمی مخاطب را گیج می کند و بنظرم آن پاسخ هایی که واقعاً باید به مخاطب داده میشده؛ داده نشده. معمولا در این سبک مصاحبه های (اغلب حوادث) دقیق شدن در جزئیات خیلی مهم است.خصوصا جزئیاتی که مصاحبه شونده قطره چکانی اشاراتی به آنها می کند و مصاحبه کننده آنها را باید بیرون بکشد.اینکه اطلاعات بیشتر و کامل تری به مخاطب بدیهم در این جور مصاحبه ها بسیار مهم است.
تیتر مطلب هم بنظرم خوب انتخاب نشده است.کمی نامانوس است. تیتر این است:
نامید نیستم اما تلاش می کنم
این تیتر چه منظوری را قرار است برساند؟ برای چه چیزی امیدوار نیستی؟ برای چه چیزی تلاش می کنی. این تیتر بیشتر به درد یک محکومی به اعدام می خورد که در پی کسب رضایت اولیای دم است نه کسی که یک سال به پایان محکومیت اش مانده است. عکس مصاحبه هم تزئینی است و پایین گوشه سمت راست به این موضوع اشاره شده. بهتر بود این عبارت عکس تزئینی است به بالای سمت چپ عکس منتقل میشد.


8.    استفاده از کاریکاتور در پرونده‌ی بررسی شکار بی رویه در سیرجان کار خلاقانه ای بود. حمید خلوتی دقیقاً توانسته است آن حس تنفر حیوان و طبیعت را از شکار در کاریکاتور خود دربیاورد. باید به او بابت کشیدن این کاریکاتور احسنت گفت. راستی این را هم بگویم که در پرونده بررسی خشونت در سیرجان هم ابتدای پرونده با یک کاریکاتور شروع شده بود که بخوبی مفهوم اصلی خود را می رساند.
گفتگو با 2شکارچی؛یک عضو انجمن حفظ محیط زیست و رییس اداره حفاظت محیط زیست سیرجان در مجموع خیلی خوب بود.این اولین بار بود که این 3قشر حرف هایشان را بی پرده درباره شکار بی رویه بیان می کردند.
گفتگو با رییس اداره حفاظت محیط زیست سیرجان یک حُسن خیلی خوب داشت و آن هم سوالات متعدد مصاحبه کننده(سرکارخانم زهرا خواجویی نژاد) از رییس این اداره در همان چارچوب بحث بود. بنا به تجربه خودم می گویم که چنین گفتگوهایی اغلب با سوال های کوتاه و جواب های عصاقورت داده و فارغ از جذابیت برای مخاطب انجام می شوند و راه نجات از این کلیشه همانا سوال پرسیدن زیاد و سوال پرسی از جواب های طرف مقابل است. البته به شرطی که مسیر مصاحبه به انحراف نرود. این گفتگو هم همین چارچوب را رعایت کرده و انحرافی نداشته است.مصاحبه کاملا خواندنی حتی برای یک مخاطب عامه است. فقط اگر در مصاحبه با رییس اداره حفاظت محیط زیست بیشتر از اینی که الان میبینیم از گفته های شکارچیان و آن عضو انجمن حفاظت محیط زیست سیرجان در سوالات استفاده میشد بهتر بود. مثلا در گفتگو با موحدی پاریزی این عضو انجمن حفظ محیط زیست سیرجان مسائل بسیار خوبی مطرح شده است اما به صورت کافی و وافی این موضوعات مرجع سوالات در مصاحبه با رییس این اداره نبوده است. یا حداقل اینکه به نظر نمی آید. البته به قولی هیچ کدام از اینها هیچ چیز از ارزش های آن مصاحبه کم نمی کند!

9.    بهترین مصاحبه یا مطلب ویژه نامه از نظر من گفتگوی صریح با سرلشگر ایران نژاد عضو شورای چهارم شهر سیرجان و رییس چندین ساله ی کمیسیون فرهنگی شورای شهر می دانم. گفتگویی که از لید(مقدمه) آن مشخص است که گفتگوی خوب و بی پرده ای است. عکس مصاحبه درجه یک است و کار علی حاج محمدی است.گفتگو هم با چالش های متعدد مرتباً جلو می رود. از سوال دوم هم می توانیم بفهمیم که مصاحبه شونده کار ساده ای در پیش نخواهد داشت و البته مصاحبه کننده نیز(امین شول سیرجانی). همانطور که امین شول هم در پایان مصاحبه با زیرکی خاص خودش به سرلشگر بابت جواب ندادن هنرمندانه اش تشکر می کند. این مصاحبه کاملا حرفه ای و خواندنی است. چیز بیشتری نمی گویم.بخوانید.

10.    در بخش فرهنگ گفتگوی کوتاهی با علی احمدی زیدآبادی نوازنده ی سیرجانی و همسر ایشان(که ایشان نیز نوازنده هستند) انجام شده است.پایه مصاحبه های اینچنینی خوب است اما من تعجب می کنم.چرا؟ چون مطلب به قدری کوتاه و ناقص و بی روح است که مانده ام چطور از آن عکس یک جلد ویژه نامه نوروزی را کار کرده اند. البته همیشه قرار نیست مطالب بلندبالا برای تیتر جلد یک هم انتخاب شوند ولی در کل با شناختی که از پاسارگادی ها داشتم شک کردم که چنین مصاحبه ای برای عکس یک؟ آن هم برای یک ویژه نامه نوروزی؟
در ویژه نامه نوروزی سال 1390بود که گفتگویی تلفنی با علی احمدی انجام دادم و از بازگشت وی به سیرجان پرسیدم. آن زمان علی احمدی تهران بود و علاقه ای به بازگشت نشان نمی داد.همه چیز را منوط به تغییر شرایط دانسته بود. کاش مصاحبه کننده این گفتگو تفالی به آن گفتگو میزد و از دلایل بازگشت وی به سیرجان می پرسید.چه تغییری رخ داده که علی احمدی بازگشته است؟تعریف از خود نمی کنم. من هم اگر بخواهم همین فردا با کسی مصاحبه کنم شروع میکنم به اطلاع کسب کردن از او. این اطلاع کسب کردن می تواند سرچ اینترنتی باشد تا چیزهایی مانند استاتوس های فیس بوکی اش و خصوصاً مصاحبه هایی که انجام داده. ویژگی مصاحبه این است که حرف های طرف ات را میخوانی و به درک بهتری برای گفتگو کردن با او میرسی. این دلیلی است که مصاحبه ها جذاب کرده است.

11.    گفتگو با کاظم نجمی نوازنده تنبک گفتگویی مبهم و گیج کننده است. هدف مصاحبه دقیقاً مشخص نیست.برخی از اطلاعاتی که مصاحبه کننده دارد فراتر از آن چیزی است که مخاطب می داند و قرار است بداند! این جور اطلاعات را می توان با میان نویسی در میان مصاحبه با مخاطب به اشتراک گذاشت. مصاحبه کننده با اینکه موضعی مشخص دارد اما در سوالات عمیق نمی شود. یک جای مصاحبه کاظم نجمی طعنه می اندازد به کسانی که خود را با بزرگان موسیقی ایران ارتباط می دهند، مصاحبه کننده می پرسد:
دارید به آقای زیدآبادی طعنه می اندازید؟
خب مصاحبه کننده شاید بداند که آقای زیدآبادی کیست اما مخاطب عام از کجا بداند آقای زیدآبادی کیست؟. مصاحبه بدون هیچ شیب خاصی به انتها می رسد و کات می شود.

12.    عکس های قسمت ورزش خوب کار شده اند(خصوصا عکس های پیست موتورسواری زیدآباد). به مانند سال های گذشته.مطالب و تیترها هم خوبند. چون فقط مطالب را ورق زده ام نمی توانم نظری درباره آنها دهم.

13.    مصاحبه های قسمت شهر هم با 3 نفر از 3 شغل انجام شده. مصاحبه های نوروزی.اول نسبت به این مصاحبه ها موضع گرفتم که این چه کار کلیشه ای است که پاسارگاد دوباره راه انداخته اما با خواندن مصاحبه ها نظرم تغییر کرد. مصاحبه ی خوب نظر آدم را تغییر می دهد. این مصاحبه ها 2 نکته اساسی در خود دارند. خوب بودن عکس ها. کار عکس ها را اینان انجام داده اند:
گفتگو با حسین ابراهیمی آرایشگر باسابقه سیرجان(عکس مهدی پورابراهیمی). عکس بهتر از این هم می توانست باشد اما خوب است.
گفتگو با محمدرضا مداح الحسینی آخرین آهنگر بازار سیرجان(عکسها از علی حاج محمدی و اسماعیل خورتن). عکسی که در حجره کاری ای او گرفته شده نور خیلی خوبی دارد و کاملا می توان آن را حس کرد. عکس کوچک پرتره هم که کار اسماعیل خورتن است. خوب است
گفتگو با حسین ادیب راننده اتوبوس بین شهری خوشنام سیرجان(عکس علی حاج محمدی). این عکس عمق میدان خیلی خوبی دارد و با توجه به محیط اتوبوس عکس خیلی خوبی از کار درآمده. با اینکه به نظر می رسد زمان عکاسی در شب بوده که تمام چراغ های داخل اتوبوس روشن است اما اصلا این شب بودن هیچ تاثیر منفی روی عکس نگذاشته. البته اگر اشتباه نکنم و تایم عکس گرفتن شب بوده باشد. عکس خیلی خوبی است.
تیترهای این مصاحبه ها هم به جای آنکه از زبان مصاحبه شونده ها باشد در وصف آن نوشته شده است و در هر 3 مصاحبه این قاعده رعایت شده است. هیچ وقت با کلیت چنین مصاحبه هایی موافق نبودم اما مصاحبه خوب می تواند نظر آدم را عوض کند. به نظر من چیزهایی که می تواند این سبک گفتگوها را از کلیشه نجات دهد انتخاب دقیق و درست سوالات و کسانی که قرار است مورد مصاحبه قرار بگیرند و هدف گذاری مشترک در همه مصاحبه ها و نیز جلوه بصری که همان عکس های مصاحبه است. عکس خوب خیلی چیزها را عوض می کند. بیینده با دیدن عکس ممکن است به پای مصاحبه بنشیند. این مصاحبه ها همگی این ویژگی ها را داشتند.

14.    در بخش طنز گفتگو با چماه کوهبنانی جالب و خواندنی بود. صریح و بی پرده هم بود. درست است که گزارشِ مصاحبه بود اما گفتگوی زنده ای بود. کاریکاتور چماه کوهبنانی هم به جذابیت کار افزوده بود. در قسمت کارتون هم کارتون های مصور جواد خواجویی در باب موضوع سبد کالا با دیالوگ هایی که به لهجه سیرجانی نوشته شده بودند شیرین و خواندنی بودند.



آخرین پست ها