تبلیغات
هنر هفتم - پاسخ وارده از: محمدحسین جعفریان
سه شنبه 11 تیر 1392  08:56 ب.ظ

برای همراهانی که دوست دارمشان

مقدمه: در پست قبلی با عنوان «من؛محمدحسین جعفریان و یک بومرنگ» انتقادی از صحبت های ایشان در یک مصاحبه تلویزیونی از طرف من شده بود. حالا جناب جعفریان در شماره اخیر همشهری جوان لطف کردند و هم مطلب وبلاگ را خواندند و هم پاسخ به انتقادات را دادند. از اینکه ایشان لطف کردند و مطلب اینجانب را خواندند بسیار تا بسیار تشکر می کنم. اصلا انتظارش را نداشتم که این مطلب خوانده و به آن پاسخ داده شود.
این مطلب در شماره اخیر هفته نامه همشهری جوان در قسمت یادداشت های اختصاصی ایشان منتشر شده است.

شب اعلام نتایج انتخابات من یک مصاحبه تلفنی داشتم. برخی دوستان شنیده بودند و انتقادهایی داشت‌اند از آن جمله یکی از خوانندگان ه. ج به نام «امید محمودزاده ابراهیمی». یکی دیگر از خواننده های مجله که تلفن را دارد و آدرس وبلاگ او را داد تا بروم انتقادش را بخوانم. رفتم و خواندم. در پیشانی مطلب تمجیدهایی از من شده بود، بیش از لیاقتم. انتقاد هم شده بود که چون دوستان دیگر نیز سوالشان همین بود، چند خطی به احترام همه بر و بچه های مجله و دیگران که نوشته های من را دنبال می کنند، در توضیح می نویسم.
یکی از ایرادات اغلب جوان ترها هنگام شنیدن سخنان یا خواندن مطالب آن است که به جملات، نوع و چینش واژگان و فراز و فرود آن دقت نمی کنند. همیشه برآیندی از آنچه شنیده یا خوانده اند، در ذهنشان نقش می بندد و همان برایشان حجت می شود. لذا گاه نتیجه ای که می گیرند یا مراد صاحب اثر، حتی متضاد از آب درمی آید. حالا اگر این پیش خودمان بماند، ضررش کمتر است اما وقتی تعیین می کنیم همان برایندی است که در ذهن ما نقش بسته، جوهر کلام طرف بوده و حتی در خیابان خودمان نیت خوانی هم کرده و اینجا و آنجا نتیجه ای که خودمان گرفته ایم را برای همه نقل کرده و به آن استناد می کنیم. به قول خراسانی‌ها کار بیخ پیدا می کند؛ مثلاً همین دوستی که گفتم نوشته است: «محمدحسین جفریان این نویسنده خوش قلم و دوست داشتنی همشهری جوان ... از انتخاب اشتباه مردم سخن می گوید و ...» برادر من! من چکاره ام که در جایگاه قضاوت رفتار میلیون‌ها تن از هموطنانم بنشینم؟ بعد هم همین بزرگوار از فحوای سخنانم معلوم کرده که کاندیدای اصلح از نظر من چه کسی بوده و در نهایت مرا متهم به عدم رعایت اخلاق کرده و مبتلا به «سندروم زود قضاوت کردن» دانسته است!
عزیز دل! اگر در مقام ناقد و تحلیل گر، بنده در پاسخ خبرنگار آنچه را که در شهر می گذرد نقل کنم، من هم می شوم خبرنگار دوم حال آنکه بناست از من نقد و تحلیل بشنوند. خبرنگار پرسید: آیا آقای روحانی با اصولگرایان دچار مشکل نمی شود؟ و جوهر کلام من این بود که دکتر روحانی مشکل اولش اصولگرایان نیستند، حامیانش هستند. چون چند چهره مهم از ایشان حمایت آشکار کرده و در تقویت سبد رای وی به شدت موثر بوده اند، از شب اعلام نتایج سهم خواهی این‌ها شروع می شود و چالش اصلی این بزرگوار چگونگی مواجهه با این سهم خواهی است.
جالب است که آنجا تاکید کردم پیروز انتخابات مردم‌اند چرا که مشارکتشان عالی بود. اما گذشته از آنچه من گفته ام اگر من یا هر ناقد و تحلیل گری باور داشته باشد، این انتخاب مردم را دچار مشکلاتی می کند، بدیهی است باید هرگاه به این نتیجه رسید بگوید. کما اینکه اگر همین هشدارها را در مورد دولت دهم، مسئولان به موقع ارج می نهادند از بسیاری از کجروی ها و اتلاف حقوق مردم پیشگیری می شد. وقتی همه فهمیدند فلان سیاست یا انتخاب اشتباه بوده و نتایجش زمین و آسمان را بگیرد، اگر بگوید که دیگر تحلیل گر نیست آن موقع بگوید، دیگر به نظر شما اخلاقی است و کارش درست است؟ 
این اسمش سندروم نیست بزرگوار! نقد و تحلیل خبر است. من گزارشگر نبودم، نقد و تحلیلم را درباره آن خبر خواسته بودند. حالا این تحلیل را به یاد بسپار تا بعد!


آخرین پست ها