تبلیغات
هنر هفتم - خیلی "خصوصی"...خیلی!
سه شنبه 9 خرداد 1391  12:37 ق.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: فیلم خصوصی یا همان "زندگی خصوصی" سرنوشتی همچون سنتوری پیدا کرد و این بار به جای پیاده روهای خیابان، سر از سایت های دانلود اینترنتی درآورد.
موضوع جنجالی اولین ساخته مستقل  (*)  محمدحسین فرح بخش  باعث شد وزارت ارشاد اکران این فیلم را بعد از چند روز به دلیل اعتراضات گسترده طیفی از مسئولان حکومتی و مذهبی متوقف کند. وزارت ارشادی که پروانه ساخت فیلم را تائید کرده و به آن اجازه اکران در جشنواره فیلم فجر را داده بود.

خطر لو رفتن داستان!
قصه این فیلم روایت گر زندگی ابراهیم کیانی است. ابراهیم کیانی ابتدا یک بسیجی است که در اوایل انقلاب اخلاق تندروی خاص خودش را دارد. داستان پس از این بک گراند، به 30سال بعد مهاجرت می کند وقتی کیانی به اتهام اختلاس و فساد مالی از سیستم کنار گذاشته می شود و او به یک منتقد سیستم تبدیل می شود. در ادامه داستان وی با دختری آشنا می شود و داستان به فراز و فرود های زندگی ابراهیم کیانی کشیده می شود ...

نگاهی 3بعدی به داستان یک آدم خصوصی!
از همان جمله اول نهج البلاغه در ابتدای فیلم مشخص بود که داستان این فیلم هم به مانند فیلم "مارمولک" جنجالی خواهد شد. البته گمان نمی رفت که این واکنش ها و جنجال ها به توقیف فیلم بیانجامد اما چنین شد و با اشاره مسئولان بالای حکومتی این فیلم توقیف شد. فیلم خصوصی ابتدا به ظاهر یک فیلم سیاسی است و روایت گر زندگی یک آدم سیاسی و اوج و فرود هایش. سابق بر این فیلم سیاسی ساختن وحشت بی سابقه ای را برای سازندگانش به همراه داشت اما اینروزها برخلاف نام ترسناک اش، فیلم با مضمون سیاسی مخاطبان بسیاری را به سینماها می کشاند. هرچند در ظاهر سیاسی باشد به مانند فیلم "خصوصی"
محمدحسین فرح بخش می توانست فیلم خصوصی را برای یک آدم با موقعیت جغرافیایی دیگر هم بسازد.آدمی که سیاسی نباشد اما وقتی برچسب سیاسی باعث فروش بیشتر شود....چرا که نه؟!!
خصوصی داستان جدیدی ندارد و اتفاقا فیلمنامه اصغر نعیمی نیمه تا پایان فیلم را بسیار کند طی می کند و به همان کلیشه های فکری ایرانی در فیلم می پردازد. فیلمنامه خیلی سعی کرده که تمامی جهات در روایت داستان فیلم را رعایت کند اما کش پیدا کردن بیش از حد داستان ابراهیم کیانی و دختر جوان باعث می شود مخاطب ایمان بیاورد که در نیمه دوم، دیگر "خصوصی" چیزی برای جذب کردن او ندارد. البته پایان فیلم را باید به فال نیک گرفت که خوب تمام شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.
به عقیده شخصی نگارنده، فیلم خصوصی به هیچ عنوان سیاسی نیست. اگر ابراهیم کیانی یک هنرمند بالامرتبه،یک کارخانه دار پولدار با ایمان و پرسابقه و خلاصه هر آدمی غیر از آدم سیاسی بود، باز هم روند داستان فرقی نداشت. چیزی که در این میان برای شخصیت کیانی واضح بود و باید وجود میداشت، شهرت وی بود. چه شهرتی بهتر از شهرت سیاسی؟!

اروتیک در وزارت ارشاد آن زمان و این زمان!
بسیاری از مخالفان اکران فیلم خصوصی، این فیلم را یک فیلم مخالف اخلاق و مروج اروتیک و شهوت جنسی می دانستند. اشارات فیلم در برخی سکانس ها به رابطه ابراهیم کیانی و دختر جوان در شکل گیری این دیدگاه مخالفان بی تاثیر نبوده است. صحنه ی حضور ابراهیم کیانی در خانه دختر جوان را به خاطر بیاورید. در جایی که دختر از  کیانی می خواهد صیغه عقد را بخواند(اگر بلد است!) و سکانس بعد خاموش شدن چراغ های خانه را نشان می دهد.
این صحنه در سینمای ایران به نوعی اروتیک خوانده می شود چون تمامی المان های آن را دارد. اتاق خواب،یک مرد و زن تنها و چراغی که خاموش می شود.
شاید نظیر این صحنه را در فیلم "رز زرد" به یاد بیاورید. فیلمی به کارگردانی داریوش فرهنگ و به تهیه کنندگی محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی با بازی امین حیایی،بهرام رادان،حدیث فولادوند و مرجان محتشم...داستان درباره دو زوج است که به ماه عسل می روند و در ماه عسل شان دچار مشکلات عجیب و غریبی می شوند. در یکی از صحنه های فیلم "رز زرد" آرش (امین حیایی) در کنار در در حال صحبت کردن با همسرش مهشید(حدیث فولادوند) است.دوربین از بیرون در آنها را نشان می دهد. در پایان دیالوگ ها آرش قربان صدقه همسرش می رود و در بسته می شود. این صحنه هم آن زمان اروتیک خوانده شد و اعتراض های بسیاری را برانگیخت و سینمای "اصلاحات" هم به مانند سینمای امروز متهم به ترویج فساد جنسی در سینما شد. با این اشتراک که پشت هر دوی این فیلم ها محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی ایستاده اند.



پی نوشت:

#درست است که فیلم خصوصی روایتی تلخ از واقعیت موجود جامعه ما دارد اما هر چه فکر می کنم این فیلم برای اکران مناسب نبود و مناسب پخش خانگی بود. روایت فیلم خصوصی درست اما چندان مناسب عموم مردم نبود.

#اصولا هانیه توسلی را برای فریب مردان با خدا و با ایمان و 70سال عبادت داشته ساخته اند! میوه ممنوعه را که یادتان نرفته؟!

#ما ایرانی ها عادت داریم از یک جایی به بعد جلو نرویم. مثلا در فیلمنامه همین فیلم من خیلی منتظر بودم که قضیه ارتباط کیانی با دختر جوان لو برود و ما به ادامه داستان برسیم اما اصغر نعیمی تا انتهای فیلم به سبک همان کلیشه های ذهنی ما ایرانی ها، داستان را جلو برد و هیچ چرخشی در داستان به وجود نیامد. تجربه شکستن کلیشه هایمان را نداریم یا از جلو رفتن می ترسیم؟!

#این مطلب پایان نداشت،دنبالش نگردید!


(*) در کارنامه کاری محمدحسین فرحبخش فیلم عطش به کارگردانی وی ثبت شده است اما من عطش را ساخته او نمی دانم چون 80درصد کار آن را قاسم جعفری جلو برده بود و پس از آن جعفری از تیم جدا شد و پایان کار را فرحبخش انجام داد. البته از قدیم گفته اند کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد!



آخرین پست ها