تبلیغات
هنر هفتم - کوتاه درباره قلاده های طلا فیلمی از ابوالقاسم طالبی



امشب فیلم قلاده های طلا را دیدم. فیلم خوبی بود. قصد داشتم در عوض یک یادداشت، یک نامه به ابوالقاسم طالبی بنویسم و از او و فیلمش بگویم...اما چون بناست که در این وبلاگ سیاسی ننویسم پس این نامه را در دفتری که در خانه دارم می نویسم و همانجا نگه می دارم.شاید برای همیشه

اما چند چیز را به عنوان نکته می نویسم:

#ابوالقاسم طالبی با اینکه از "خودی ها" محسوب می شود اما بابت ساخت این فیلم تحت فشار قرار گرفته بود

#کاش ایران آنقدر آزاد بود که صدای همه را می توانستیم بشنویم. ابوالقاسم طالبی،ابراهیم حاتمی کیا،جعفر پناهی و...

#قلاده های طلا بخشی از واقعیت بود. این را بی شک و تردید می گویم. با اعتقادم می گویم اما هر چه بود "بخشی" از آن بود

#نمی دانم داستان این فیلم را ابوالقاسم طالبی از کجا آورد. می توانم بگویم تمامی داستان فیلم را حدس می زدم به این خاطر که عقاید ابوالقاسم طالبی را می شناختم. بخش بسیاری از فیلم شعارهای حکومتی بود و بخشی دیگر روند خوده فیلم که سعی شده بود این دوفضا به هم چسبانده شود اما با این حال پیچش های داستانی اش را دوست داشتم به رغم فیلمنامه متزلزل اش

#بازی حمیدرضا پگاه به مانند سریال "یک روز قبل" که در آنجا هم نقش یک مامور وزارت اطلاعات را بازی می کرد، با اغراق های وحشتناک و بد همراه بود.حمید رضا پگاه باید فکری به حال بازی هایش بکند.

بقیه حرفایم بماند برای دفترم...



  • آخرین ویرایش:جمعه 29 اردیبهشت 1391
آخرین پست ها