تبلیغات
هنر هفتم - روایت روز آخر
دوشنبه 29 اسفند 1390  01:15 ق.ظ



امروز روز آخر سال 1390 بود... همه در جنب و جوش...شلوغی،سر و صدا،دعوا ! و خلاصه هرچیز که رنگ و بوی عید بدهد
همه در انتظاریم...در انتظاری روز و سالی که می خواهیم تحویل بگیریم...خانه هایمان را جارو کشیدیم،تمیز کردیم،لباس نو کردیم...خودروهایمان را تمیز کردیم....
آداب انتظار را به خوبی به جا اوردیم
برای روزی که هر سال می آید و می رود
امسال خیلی حس خاصی ندارم که دارد سال نو می شود. نه اینکه منفی باشم...نه اتفاقا شادم ولی اتفاق خاصی نیست اما یک چیز برایم خیلی جالب بود
اینکه انتظار کشیدن برای چیزی که حتما می آید و اطمینان داریم از آمدنش را خوب بلدیم اما برای چیزی که وعده داده می شود را خیر...خب طبیعی هم هست. این یکی قابل لمس تر است
امشب یک تصویر دیگر هم دیدم...ماشین ها یکی یکی داخل خیابان اصلی می پیچند...همه به سمت یک مسیر می روند... یاد قیامت افتادم !!:)))  اصن یه وعضی!

عید همه مبارک

خبر بد:
ذوالفنون آخرین تار زندگی اش را نواخت.
تابستان 89 بود که به سیرجان دعوت کرده بودیمش...برای اجرای کنسرت
روحش شاد،یادش گرامی
گفتگو با جلال ذوالفنون،نشریه پاسارگاد سیرجان


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391
آخرین پست ها