جمعه 1 بهمن 1389  04:16 ب.ظ



من هیچ وقت آنطور که می‌خواستم و دوست داشتم، درس نخواندم. سال‌های قبل از دانشگاه فکر‌ها و ایده‌هایی از دانشگاه داشتم که حالا می‌بینم از زمین تا آسمان با واقعیت فرق داشت (نمونه بارز ان ساختار مهندسی کلاس‌ها بود. من فکر می‌کردم مثل این فیلم‌ها دانشگاه کلاس‌هایش شیب دار است اما با دبیرستان ما فرقی نداشت!)

خیلی از دانشجویان رشته فنی و مهندسی در دروسی مثل ریاضی، معادلات و... مشکل دارند و این موضوع اصلا چیز قابل انکاری نیست. خیلی‌ها درجا می‌زنند، خیلی‌ها با پارتی نمره می‌گیرند و خیلی‌ها هم وقتی دو عدد اول شماره دانشجوییشان با سال کنونیشان فاصله گرفت! به هر حال پاس می‌کنند.

چندین شب پیش که در حال خواندن درس ریاضی۲ بودم به یاد‌‌ همان ایده‌های قبل از دانشگاهم افتادم. اینکه مثلا دانشجویان یک درس بالفرض (ریاضی یا استاتیک یا مقاومت) وقتی حس می‌کنند که در آن درس مشکل دارند بیایند و خودشان با هم قرار بگذارند که در یک یا چند روز، خودشان دور هم جمع شوند و در دانشگاه با هم درس بخوانند، تمرین حل کنند و رفع اشکال کنندشاید ایده قشنگ و جذابی باشد اما باور کنید یا اصلا نمی‌توانید این ایده را دانشگاه‌های ایران اجرا کنید یا به سختی می‌توانید. چون به نظرم این کار مقدماتی می‌خواهد مثل اینکه خوده آن بچه‌ها باور داشته باشند که «دانشجو» هستند نه بچه دبیرستانی که با‌‌ همان روحیه نوجوانی بخواهند همه چیز را به سخره بگیرند یا‌‌ همان اخلاق بچگی را داشته باشند.

اینکه می‌گویم نمی‌توانید‌ای ایده را در دانشگاه‌های ایران اجرا کنید یا خیلی سخت می‌توانید... دلیل دارد. اولین دلیل و مهم‌ترین دلیل ان مختلط بودن کلاس هاست. یعنی اینکه دختر‌ها و پسر‌ها به دلیل شعور کم اجتماعی و درک نادرست از هم نمی‌توانند از این نوع کارهای دسته جمعی انجام دهند... اما خب آمدیم یک طرف را حذف کردیم، قضیه حل می‌شود؟ اگر از من بپرسید می‌گویم نه.... چرا؟ چون این به اراده دانشجویان و طرز فکر آن‌ها بر می‌گردد. ممکن است حرفش زده شود اما هیچ وقت به اجرا درنخواهد آمد. اگر در مورد اول انگیزه لازم وجود داشت (به دلیل وجود جنس مخالف در کلاس درس و انگیزش ناشی از آن!)، در مورد دوم این انگیزش به صفر میل می‌کند. اما این یک بخش قضیه است.دلیل مهم بعد از آن نداشتن روحیه دسته جمعی کار کردن در ما ایرانی هاست. ما اصلا تیمی فکر نمی‌کنیم. فکر نمی‌کنیم که ماهایی که در دانشگاه هستیم می‌توانیم یک تیم باشیم... تیمی که در آینده بتواند خلاق ایده‌های بزرگ باشد و اصلاح کننده موجود باشد. زیاد حوصله نداریم و شاید هم اصلا دوست نداریم چیزی که بلد هستیم را به اشتراک با دیگران بگذاریم. این اخلاق منسوخ شده در ما ایرانی‌ها همچنان جاری ست و فکر هم نمی‌کنم به این زودی‌ها اصلاح بشود. دلیل بعدی را هم قبلا اشاره کردم، روحیه دانشجویی ضعیف ما... فی الواقع ما دانشجو نیستیم و من به شخصه به این موضوع اعتراف می‌کنم. دانش آموزانی هستیم که حالا به محیط بزرگ‌تر وارد شدیم و فوق فوق‌اش کلاس‌هایمان با جنس مخالف یکی شده و کمی آزادی‌اش بیشتر است، همین! روحیه دقیقه نودی کار کردن را هم بگذارید کنار همین‌ها...
نمی‌دانم شما چقدر با دلایل من موافقید یا اصلا متن بالا را تایید می‌کنید یا نه اما حتما دلیل‌های بهتری به ذهن خودتان هم رسیده است. اما... اگر دانشجو شدید یا هستید مردانگی کنید و این ایده دسته جمعی کار کردن و فکر کردن و درس خواندن را اجرا کنید. خدمت می‌کنید!

پی نوشت یک:
در سال‌های قبل دوبار این ایده، در دانشگاه ما و در کلاس‌های ما به شکلی اجرا شد. در واقع یکی‌اش با فکر ما بود و یکی‌اش خود به خودی... بعدا در روز نوشت‌های بعدی از آن‌ها می‌نویسم.

پی نوشت دو:
توسعه و استفاده روز افزون از شبکه های اجتماعی را (به شرطی که واقعا بخواهیم در یک شبکه اجتماعی باشیم) را  در بالا رفتن شعور اجتماعی خودمان بسیار مفید می‌دانم. البته آن شرط خیلی مهم است.


این متن با نرم‌افزار ویرایش متن فارسی به آدرس ( http://virasbaz.persianlanguage.ir/ )  ویرایش شد.



  • آخرین ویرایش:جمعه 1 بهمن 1389
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات