تبلیغات
هنر هفتم - گفت وگوی اختصاصی با بنیامین بهادری: ریسک کردم/بخش اول

60 دقیقه با بنیامین بهادری‏




‏‏.:: وحید رضا صیرفیان،امید محمودزاده ابراهیمی ::.‏

گفتگوی رو در روی ما با بنیامین بهادری رو به کنسل شدن بود که با مساعدت مدیر هماهنگی شرکت ترانه شرقی و ذکر این نکته که  ‏مصاحبه کنندگان از چه راه دوری آمده اند! بالاخره با 2 ساعت تاخیر انجام شد.

طبقه آخر یک برج شیک در خیابان شاه نظری محل ‏شرکت ترانه شرقی و مصاحبه ما با بنیامین بود.از نیمه مصاحبه محسن رجب پور مدیر عامل شرکت ترانه شرقی هم به جمع ما اضافه ‏شد و پاسخ هایی را هم از او گرفتیم.بنیامین خیلی راحت و ساده جلوی ما نشست و از کارهایش و همکارانش هوشمندانه دفاع کرد و از ‏آینده گفت...ما هم سعی کردیم سوالات تکراری از او نپرسیم...‏



-از ترانه سرایی تان بگویید..در طی این سالها؛ ‏

یک مقداری کار انجام داده بودم البته شکلش حرفه ای بود ولی تعدادش کم بود. از این جهت می گویم حرفه ای نه اینکه خودم به ‏خودم نمره داده باشم..نه؛ در حیطه حرفه ای این کارها انجام شد.کسانی که به این کار وارد می شوند اول از آماتور بعد نیمه حرفه ای و ‏بعد به حرفه ای بودن می رسند. خوشبختانه من در یک چرخه حرفه ای کار می کردم.آدم هایی که کار می کردیم،پروژه هایی که کار ‏می کردیم معمولا اینجوری بود. بعد که تصمیم گرفتیم کار را تخصصی تر کنیم، من بیشتر رفتم سمت موزیک و فرید احمدی چون قابل ‏اعتمادترین آدمی بود که در زمینه هنری و کاری و دوستی می شناختم و می توانستم به او اعتماد کنم ...‏

-و اینکه استادتان هم بود؛

بله.....به طور کلی موضوعات مربوط به شعر و ترانه را به عنوان اینکه مسئولیت آن با چه کسی باشد، به فرید سپردیم وگرنه من هنوز ‏گاهی اوقات  فضایی به ذهنم می آید، راجع به ترانه کار می کنم یا حتی فرید گاهی اوقات  طرح ملودی ها و ایده هایی به ذهنش می ‏آید...به من متقل می کند ولی مسئولیت ترانه ها کلا به فرید سپرده شد‏

-پس برای همین بنیامین دیگر ترانه نمی گوید

به طور جدی؟ نه ولی گاهی اوقات کار کردم

-موفق ترین ملودی که برای دیگر خواننده ها ساختید؛ کدام ملودی بوده؟‏

ملودی "منو ببخش" بود.شنیدنی ترین یا ملودی که بیشتر از همه شنیده شد...منو ببخش بوده و از نظر خودم یکی از بهترین کارهایم ‏بود.‏

-غیر از ملودی منو ببخش..بقیه کارهایی که ساختید خیلی توی دید نبوده یا خیلی مطرح نشده

درسته

-چرا فکر می کنید این اتفاق افتاده؟دلیلش چه چیزی میتواند باشد؟

ما 2 بخش داریم یک بخش تولید کار و یک بخش انتشار کار هست. در تولید شما سر وقت مشخص باید کاری که باید انجام بدی و ‏درست هم انجام بدی،انجام میدی مشکلی هم نیست منتها ممکن است در انتشار،زمان انتشار، نوع اننتشار و این موضوع که این کار اصلا ‏منتشر بشود یا نشود تاثیر بگذارد. روی شنیده و دیده شدن آن کار...اما من خب نسبت به کار خودم چون شرایط انتشار آن سوپر حرفه ‏ای ست به هر صورت دیده می شود یا مثل همین کار منو ببخش ناصر عبداللهی اما مثل این کار برای خیلی ها ساختم. آنها خود هستند ‏که در انتشار و در روند منتشر شدن آن کار تاثیر میگذارند.اینجا کار به صورت حرفه ای و خوب تولید می شود اما به دلیل انتشار در ‏زمان بد و یا اصلا منتشر نشدنش کار ما دیده نمی شود.‏

-بحث زمان شد...بنیامین در گفتگوهای قبلی گفته بود که 88 از زمان جلوتر است یعنی مردم در آینده از آن استقبال خواهند ‏کرد...‏

من گفتم؟

-در مصاحبه های قبلی گفته بودید...‏

‏ شاید اینطور تنظیم شده...من الزاما تصمیم نمی گیرم که مردم درباره من چطور فکر کنند یا نسبت به کارهایم یا حتی پاورقی بنویسم ‏حتما نظر من رو خواستند. ما تصمیمی برای گوش های مردم و سلیقه های مردم نمی گیریم. من فکر می کنم این کاری هست که در ‏زمان خودش را نشان خواهد داد و ممکن است بعدها وقتی آدمها نقبی به گذشته می زنند و تاریخچه موزیک معاصر را دنبال می کنند ‏‏...‏

-به عنوان یک کار پیشرو؟

به عنوان یک کار پیشرو ممکن است بیشتر از الان مطرح بشود‏

- بنیامین وقتی روی یک ایده کار می کند هدفش این است که به طرف سلیقه مردم برود  یا کار خودش را می کند تا مردم به ‏سمتش  بیایند؟

باید هر دوی اینها باشد.من خودم با کسانی که در یک موضوعی پاسخ می دهند هر دو اساسا مخالفم چون اینها تکلیف ندارند،نمی دانند ‏کدام راه درست است می گویند هر دو ! ولی اینجا واقعا باید از هر کدام وجود داشته باشد نمی گویم پنجاه پنجاه چون ممکن است این ‏درصدها جا به جا شود ولی نزدیک به هم هستند.یعنی یک بالانس بین این دو باید ایجاد شود مثلا من باید با شما دست بدهم باید در ‏یک فاصله مشخص این کار را انجام دهم اما نهایتا برای آنکه شما را به اینجا نزدیک تر کنم(از روی صندلی بلند می شود) تا منظره ای ‏را به شما نشان دهم شما ممکن است جلو بیای و وقتی رسیدی من به تو نشان بدهم و بگویم آن منظره را نگاه کن.‏
اما یک وقت هم ممکن است شما شش خیابان آنطرف تر باشی و اصلا مرا نبینی و من هر چه قدر دستم را درازتر کنم شما نمفهمی که ‏من کجا هستم.سلیقه کاری که انجام میدهی باید به مردم نزدیک باشد نه اینکه خود ما سلیقه بسازیم.خوده آن سلیقه را که مردم الان ‏می شنوند.باید این فاصله نزدیک باشد ولی پیشرو. شما می روی جایی یک چیز خوب میبینی اما آن باید اطراف مردم باشد ولو اینکه اگر ‏تو خیلی جلوتر از مردم باشی سلیقه الان مردم را دریافت کردی اگر بخواهی آن را منتشر بکنی یا چنین اثری را تولید کنی یا خلق ‏کنی،الان اصلا دیده نمی شود.باید یک پل کوچک همیشه وجود داشته باشد.‏
باید بدونی که الان مردم چه چیزی دوست دارند چون چیزی که الان مردم دوست دارند نزدیک به آن چیزی است که شش ماه دیگر ‏دوست خواهند داشت

-یک مسیر پیوسته است ...‏

ضمنا اینکه تو در چیزی که مردم دوست خواهند داشت موثر هستی و می توانی تاثیر گذار باشی‏

-شما وقتی خواستید آلبوم دوم را شروع کنید تمام موارد را در نظر داشتید؛ سلیقه، پیشرو بودن کار. فیدبک های کار اول چطور؟ ‏آنها چقدر تاثیر داشتند؟

به نظرم در فیدبک هایی که از آلبوم اول گرفتم موفق نبودم نه اینکه من موفق نبودم ...این وقفه ای که اتفاق می افتد همه اش دست ما ‏نیست.نمی گویم هیچ کدام از آنها دست ما نبوده و ما بی تقصیریم...نه! عوامل مختلفی این وقفه را ایجاد می کند. در زمان این فیدبک ها ‏رنگ عوض می کنند و متفاوت از قبل می شوند یا بهتر بگویم به توقع نزدیک می شوند.اولش یک تبریک است.همه به تو تبریک می ‏گویند بعد از یک مدت می گویند خب!حالا چی؟ بعد می بینند که تو کاری انجام نمی دهی می گویند این حتما رفته و... و این توقع ‏ایجاد می کند.این دقیقا شبیه یک قهرمان المپیک می ماند که برای اولین بار یک رکورد عجیب و غریب را ثبت می کند که خیلی مهم ‏جلوه می کند اما اگر این قهرمان بیاید و رکورد خود را تکرار کند ممکن است آن تاثیر اولیه را نداشته باشد.همه از این آدم انتظار دارند ‏که بیاید و دوباره رکورد جدید بزند.حالا جذابیت آن اینجاست که تو بتوانی برگ های جدید تری روو کنی تا مردم نتوانند دست تو را ‏بخوانند. موفق نبودم که فیدبک های کار اول را منتقل کنم به این دلیل بوده که اگر برمی گشتم کل مسیر را تغییر نمی دادم.فقط یک ‏سری متمم هایی حذف یا اضافه می کردم.‏

‏-آلبوم اول شما آلبوم موفقی بود حالا اگر فرض کنیم که آلبوم اول شما ناموفق بود باز هم با همین ایده و شکل آلبوم دوم را عرضه ‏می کردید؟

احتمالا نه

-پس این فیدبک ها تاثیر داشته ...‏

آره تاثیر داشته باید ببنیم چقدر تاثیر واقعی می دهد چقدر غیر واقعی یعنی چقدر این تغییر تو را رشد داده یا متوقف ات کرده ‏است(نسبت به پتانسیلی که داشتی) همیشه می گویم که وقتی در کار اول تو چیزی برای از دست دادن نداری با انگیزه تر به میدان ‏وارد می شوی اما وقتی مثل یک قهرمان که رکوردی برای خودش دارد بخشی از انرژی اش صرف آن چیزهایی که داشته است صرف ‏می شود تا کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد.الان به این نتیجه رسیده ام که کار تو از امروز است و دیروز برای دیروز بوده ‏است

-یعنی هر کاری کار اول باشد ...‏

دقیقا

-یعنی قصد دارید در تیم هنری که با آن کار می کنید تغییراتی ایجاد کنید؟

الزاما نه...تغییر و تحول در ایران خیلی آنی و اتفاقی است که ممکن است کارشناسی هم نباشد الزما نه تغییر فیزیکی بلکه ممکن است ‏تغییر ساختاری باشد...که داریم

-اگر فرض بگیریم که این آلبوم هم ناموفق بود مثلا باز هم با فرید احمدی کار میکردید؟

دلیل انتخاب فرید احمدی این نبوده که یک آلبوم موفق با ترانه های او بوده است. من خودم ترانه شناس هستم نمی گویم شعر شناس ‏اما ترانه را خوب می شناسم حتی بیشتر از حوزه کاری خودم ملودی یا خواندن.به لحاظ شناخت تئوریک .ترانه سرای دومی که به ذهنم ‏می آید با یک اختلاف چشمگیری بعد از فرید ایستاده است.‏

-بیشترین انتقادی هم که به 88 می شود مربوط به ترانه هاست...‏

واقعا؟چی بوده؟

-مثلا فرید احمدی ترانه هایی داشته مثل "تو سرزمین عشقی" یا ترانه "یاس" که بار مفهومی و مضمونی داشتند اما این ایراد به ‏ترانه های 88 گرفته می شود که چون بنیامین با فرید خیلی مچ شده اند ملودی بر ترانه غلبه دارد یا بهتر بگوییم ترانه بر اساس ‏ملودی است تا ملودی بر اساس ترانه ...‏

اتفاقا به نسبت آلبوم اول در 88 بیشتر حجم شعر بوده که براساس آنها من ملودی ساختم اگر این عجیب به نظر می رسد به این خاطر ‏است که فرید هم روی وزن های عجیبی تری ترانه هایش را گفته ...‏

-مثلا در آلبوم 85 ترانه ای مثل "ترانه واژه"  که بنیامین ریسک می کند و این ملودی را روی آن می گذارد و در آلبوم 88 ترانه ‏‏"کجای دنیای" که این ترانه به طور کل متعلق به ملودی اش است ...‏

خب بیاییم اینطور به قضیه نگاه کنیم که آدمهای خاصی مثل فرید ترانه "ترانه واژه" را میگویند و کسانی که می گویند این یک ترانه ‏خاص است.این دیدگاه می تواند متعلق به عام باشد البته نه در مخالفت یا موافقت با آن...اینکه هر کس موافق باشد خاص است یا ‏مخالف باشد عام است.نوع موافقت یا مخالفت مهم است.روی دلایل مخالفت یا موافقت می شود این تقسیم بندی را انجام داد.ببینید ‏ترانه کجای دنیای(آن را می خواند) ...‏

-خب کجای دنیای با ملودی اش باید خوانده شود یعنی ...‏

ایرادی ندارد..نه اینطور به قضیه نگاه نکنید.فرید اگر قرار بود ترانه چاپ کند مثل بقیه می رفت کتاب ترانه هایش را چاپ می کرد و ‏بقیه هم می رفتند و می دیدند و می گفتند مثلا آن ترانه را بخوانیم فرید هم یا می گفت آره یا نه. فرید دارد محصولی را به گوش می ‏رساند که همه چیزش با هم است.چیزی را نمی توان جدا کرد.بعد ما چیزی داریم به نام زایش زبانی که اتفاقا یکی از اساتید زبان فارسی ‏همین چند روز پیش درباره آن داشت صحبت می کرد...ببینید "کجای دنیای" این از ادبیات عامیانه می آید این با "آی.. تنها شدم ‏وای... مگه منو نمیخوای" حالا "کجای دنیای" این از زبان عامیانه می آید و زبان دچار زایش می شود اینها را نمی توان دید یا مثلا ‏صمیمیت یا روانی زبان در قسمتی که "نیستی و هستم و به تو وابستم و..." این یک اتفاق جدید است ممکن است موفق نبوده باشد اما ‏فرید احمدی به عنوان ترانه سرایی که با بنیامین کار کرده است ترانه های استاندارد و قابل قبول برای عموم دارد یعنی امتحانش را ‏پس داده است. باید اجازه بدهیم که ریسک کند چون در همین ریسک ها اتفاق می افتد.گاهی اوقات هم ممکن است این ریسک جواب ‏ندهد مثل همان مثالی که زدم...من بخوام با شما دست بدم اما کمی دور تر بایستم ولی شما به طرف من نیایید ...‏

-محکم از اعتقادتان نسبت کارتان دفاع می کنید ...‏

بله خب مثلا شخص شما باید یک حد آشنایی با ادبیات داشته باشید.من وقتی پرونده بنیامین را می خواندم..مطالبی که کار شده بود ‏نزدیک به آن چیزی بود که ما فکر می کردیم ...‏

-هر وقت جنبه ملودی و یا ریتیمیک بودن آهنگ حفظ شود از بار کلام کاسته می شود ...‏

الزاما نه ...‏

-چرا؟

چرا فکر می کنید برای بدست آوردن یک امتیاز باید یک امتیاز دیگر از دست بدهیم؟مثلا اگر بخواهیم یک فیلم کمدی کار کنیم ‏بگوییم که بقیه بازیگران خوب کار نکنند یا مثلا بیان شان درست نباشد...همه آن استاندارد ها وجود دارد حالا می آید در ژانر ‏کمدی...چرا فکر می کنیم وقتی می خواهیم کار متفاوتی در حوزه موسیقی انجام بدهیم می توان  شعر آن سست باشد ...‏

-فکر نمی کنید بار کلام در آلبوم 88 حالا به دلیل اینکه حروف اضافه هم زیاد به کار برده می شود ...‏

خب آنها هم باید کار بکند یعنی جواب بدهد اگر جواب ندهد ضعف ماست. نمی توانیم دلیل بیاوریم که چون ما کار ریتمیک کردیم ‏شعرمان سست است.اگر این اتفاق بیفتد ضعف ماست.‏

-شما به هر حال در موسیقی ایران یک ستاره اید ...چه کاری می خواهید انجام دهید که در همین سطح باقی بمانید؟

خب،سوال بعدی(خنده)‏

-خط قرمز شد؟

نه بعدا به این سوال شما پاسخ خواهم داد

-شما اواخر سال 86 در مصاحبه ای گفته بودید که قرارداد من 12 قطعه است و من قطعات را میکس کرده ام و به شرکت تحویل ‏دادم...قطعاتی که ما در 88 می شنویم همان قطعات هستند؟‏

بیشتر همان قطعات هستند.چند قطعه به آن اضافه شده...کم شده .این شکل کار که در 88 است شش ماه قبل از انتشار بسته شده است.‏

-این شکل روایی بودن آلبوم را بعدا تصمیم گرفتید که به آلبوم اضافه کنید؟

ما در ماه های آخر تصمیم گرفتیم که قطعات آلبوم را به این صورت بچینیم . قبلا در ذهنم بود اما من هیچ وقت جز را فدای کل نمی ‏کنم .اینکه آلبوم شکل روایی دارد جزئی تر از آن است که شنیدنی باشد‏

-برای همین گفته بودید که مهم نیست که مخاطب این روایی بودن را درک کرده است یا نه...‏

درسته حالا اگر بین 1000 نفر 2 نفر هم این روایی بودن را درک کرده باشند خب چه بهتر! ولی چون موسیقی پاپ است اقبال عمومی ‏مهم تر است

-مردم عادی از بین قطعات آلبوم شما یک سری از قطعات را انتخاب می کنند که کدام قطعه شنیدنی تر است...‏

شاید اگر برگردم با یک ترکیب دیگری این آلبوم را منتشر می کردم.چون این خودش یک ریسک است.کسی تا به حال به این شکل ‏‏...17 قطعه...قطعات کوتاه که شکل رینگتون پیدا کرده اند...آلبومی که دارای ‏Intro‏ و ‏Ending‏ است و قطعاتی که مرتبط و مکمل هم ‏هستند به بازار عرضه نکرده است.حتی این نوع چینش که قطعات ریتمیک همه پشت سر هم قرار گرفتند و یکی دو قطعه ریتمیک دیگر ‏با توجه به روایی بودن آلبوم در لا به لای بقیه قطعات تقسیم شدندو بخش ریتمیک آلبوم بیاید و اول آلبوم قرار بگیرد...الان ممکن بود ‏چینش را عوض می کردم ‏

‏-یعنی سعی می کنید همیشه از چارچوب بیرون بیایید...‏

آره...یک وقتی است که تو برگی را رو می کنی که میگیرد اما یک زمانی نمی گیرد اما باید آن برگ را بزنی...ریسک را انجام بدهی

‏-در چینش آلبوم اول گویا آقای رجب پور نقش پر رنگ تری داشتند تا آلبوم دوم ...‏

نه در هر دو آلبوم به یک اندازه بوده است در ضمن ما اینجا برای کسی نقش تعیین نمی کنیم

-شما تیمی کار می کنید...‏

آره چون کار ما یک بخش آن سلیقه ای است و یک بخش آن تجاری باید تیمی کار بشود.هیچ وقت هم از طرف آقای رجب پور چیزی ‏به ما تحمیل نشده است.‏

-نکته دیگر فصل بندی آلبوم شماست من از دیدگاه مخاطبان عام شما می گویم که چرا آهنگ های هیت آلبوم در فصل ابتدایی ‏آلبوم است و بعد به فصل عاشقانه می رسد و فصل بعدی به آهنگ های فانتزی عاشقانه نزدیک می شود و آهنگ های آخر هم ‏ترکیبی از این دو بوده است ...چرا شما آلبوم را فصل بندی کردید...‏

خب این کاری بود که تا به حال انجام نشده بود ...‏

-اینطور به نظر نمی رسد که قطعات هیت شما بیشتر شنیده بشوند و بقیه قطعات کمتر؟

این از همان ریسک هاست که گفتم یک سری نتایجی را دارد که باید ببینیم این نتایج چطور است که بعدا چکش کاری بشود یعنی این ‏ریسک پخته تر بشود و نواقصش گرفته شود.ما نیاز داشتیم که این ریسک را انجام دهیم.‏

-شما از این ریسک فیدبک گرفتید؟

آره خب مشخص شد که قطعات ریتمیک همگی شنیده شدند! نقصش این بود که قطعات دیگر شنیده نشد.حالا باید کاری کنیم که این ‏فصل بندی که یک ریسک بود از حالت ریسک بودن دربیاید و ضریب خطایش کمتر شود. بقیه اش را در دو آلبوم بعدی به شما خواهم ‏گفت.‏

-مطمئنا اگر "ترانه واژه" در آلبوم 85 در انتهای قطعات قرار می گرفت اصلا شنیده نمی شد اما چون لا به لای قطعات هیت آلبوم ‏قرار گرفت توانست شنیده شود اما در 88 چون فصل بندی است برای قطعه خاصی این اتفاق نمی افتد ...‏

به همین خاطر است که می گویم ممکن است این موضوع خودش را در زمان نشان دهد ولی این خیلی توجیه خوبی نیست. کار پاپ را ‏مردم باید در همان روز بشنوند اما اگر یک روزی موج آن هیت ها بخوابد ممکن است قطعات دیگر را بشنود چیزهای جدیدی ‏دستگیرش شود.‏

-نمی خواهید به آن سوال جواب بدهید؟

کدام سوال؟

-اینکه برای ستاره ماندن چه کاری می خواهید انجام دهید؟

هر روز باید کار اول باشد یعنی امروز روزی است که تو باید شروع کنی همان کاری که مثلا سه سال پیش انجام دادی ...فقط اینطور می ‏شود که تو همیشه خودت را حفظ کنی

-کار ؛ کار اول باشد یعنی کار قبلی نادیده؟

تو نباید به سابقه ات، به اتفاق های خوبی که برایت افتاده تکیه کنی چون وقتی به آنها تکیه کنی مجبوری از آنها دفاع کنی و آن دفاع ‏باعث می شود که بخشی از پتانسیل ات صرف آن تکیه شود بهترین کار این است که همه پتانسیل ات را صرف یک ابتکار جدید کنی .‏



آخرین پست ها