تبلیغات
هنر هفتم


برای دیدن سایز بزرگتر روی عکس کلیک کنید

اول قصد داشتم عکس صفحه اول پاسارگاد رو بذارم روی وبلاگم و چیزی ننویسم اما بدم نیومد حاشیه نویسی هم بکنم. به هر حال پاسارگاد اولین تلاش جدی من در عرصه رسانه بود. تجربه ای که البته یک سال بود اما شاید به اندازه چندین و چند سال می ارزید. بعد ویژه نامه نوروزی سال گذشته(1390) از پاسارگاد به دلایل کاری/شغلی بیرون آمدم اما خب هنوز هم "کِرم" نوشتن آدم را ول نمی کند!

امسال من همکار دو سه روزه ی پاسارگاد بودم و حالا که ویژه نامه درآمده فهمیدم که بدترین مطالب این شماره را من نوشتم! :)) چون اصلا وقت نوشتن نداشتم و خیلی وقت هم بود ننوشته بودم اما موضوعات امسال هم مثل سال گذشته متنوع است.(چه تبلیغی هم می کنیم!)
یادداشت "امین شول سیرجانی" درباره سکوت شهردار و شهرداری با عنوان "این مرد سخن نمی گوید" اولین مطلبی است که خواننده را جذب می کند. یعنی من به شخصه به چینش صفحه که نگاه میکنم میبینم جذاب از کار درآمده.
امسال هم مثل سال گذشته موضوعات ویژه نامه نوروزی به صورت پرونده به پرونده درآمده و سعی شده که یک موضوع تا به انتها دنبال شود. پرونده ای برای تکدی گری هم در نوع خود سوژه ی فوق العاده ای است. گفتگو با چند متکدی حرفه ای و دلایل این نوع ناهنجاری اجتماعی هم از نمونه مطالب خوب و جذاب این شماره است.

پرونده زمین خواری در سیرجان و گفتگو با حجت الاسلام جهانشاهی روحانی معترض سیرجانی هم از مطالب جنجالی این شماره است. جهانشاهی در گفتگو با پاسارگاد صحبت از "دانه درشت ها" کرده است گرچه به دلایل اخلاقی و رسانه ای از ذکر اسامی افراد در این پرونده صرفنظر شده است.
در بخش فرهنگ و هنر این شماره(که پارسال من هم در این قسمت بودم) تئاتر سیرجان در گفتگو با چند تن از فعالان این عرصه مورد بررسی قرار گرفته است. گفتگو با دکتر امیرحسین طاهری کارگردان بهترین تئاتر سال یعنی "سوخته سال" را هم از دست ندهید.
اما شاید مهم ترین بخش مجله گفتگو با استاد باستانی پاریزی است...من چیزی درباره این مطلب نمی گویم و ففقط پیشنهاد می کنم بخوانید....خواندنی است.
 گفتگو با محمدعلی علومی پرکارترین داستان نویس ایران در سال 1390 هم از دیگر بخش های مهم پرونده ادبی این شماره است.
پرونده ورزشی با عنوان "بزرگ نمایی در عرصه ورزشی" هم سوژه بسیار خوبی است که در آن به بحث بزرگنمایی و پوشالی بودن برخی مدعیان در عرصه ورزش شهر پرداخته شده است
مثل همیشه نوروزگردون(ورژن نوروزی روزگردون!) هم پرونده طنز ویژه نامه است که البته این پرونده بودنش را ما نفهمیدیم چون هیچ کدام از مطالبش هیچ ربطی به هم ندارند !
مثلا قسمت چهره ها با راهنمای گردشگری سیرجون و بقیه مطالب اصولا هیچ ربطی به هم ندارند! دنبال خط و ربط نگردید!!

درباره جلد:
درباره طرح جلد بسیار تا بسیار تا بسیار جنگ و جدل و دعوا داشتیم! اما در نهایت طرح خوبی پیاده شد و یکی از آثار نقاشی سرکار خانم معصومه کامکار از هنرمندان خوب شهر، به عنوان طرح جلد انتخاب شد.عنوان طرح جلد: "گلدان خانه مادربزرگ"
و ما نتیجه میگیریم که هرچقدر دعوا کنیم چقدر خوب است و به جنس کار کمک می کند!


حرف آخر:
خیلی خیلی نوروزتان پیروز و مبارک و اینا !



 


  • آخرین ویرایش:جمعه 26 اسفند 1390


عکس تزئینی است|شماره نوروز91 مجله دنیای خودرو

چند روز پیش داشتم دنبال چیزی داخل اتاقم میگشتم که اتفاقی مجله دنیای خودرو  شماره 240 به تاریخ 5 آذرماه 1390 را دیدم. تجدید خاطره خوبی بود خصوصا با عکس کادیلاک CTS-V روی جلد. اما مهم تر از تجدید خاطره مطلب صفحه دوم این نشریه بود با عنوان :
چند نکته درباره "ایربگ"

در این مطلب به نصب ایربگ روی خودروهای داخلی و اجبار سازمان استاندارد به کارخانجات خودروسازی داخلی پرداخته شده بود و با محمدرضا نجفی منش عضو هیات مدیره قطعه سازان، نظام الدین برزگری رئیس سازمان ملی استاندارد،کیوان وزیری مدیر اجرا و نظارت بر اخذ استانداردهایی ایران خودرو و سید مرتضی شفیعی معاونت مهندسی و کیفیت سایپا گفتگوهایی انجام شده بود.
حرف های جالبی در این گفتگوها رد و بدل شد که قصد دارم به چندتای آنها بپردازم.

نجفی منش در باب نصب اجباری ایربگ رو خودروها مدعی شده بود که "نباید ایربگ را به زور روی خودروها نصب کرد". وی در گفتگویش همچنین مدعی شد "ایربگ در هیچ کجای دنیا اجباری نیست و به صورت آپشن ارائه می شود". نجفی منش معتقد است باید ابتدا در مشتری ها تقاضا برای ایربگ به وجود می آوردیم و بعد اقدام به نصب ایربگ می کردیم.
اما نظام الدین برزگری رییس سازمان ملی استاندارد معتقد است که به خودروسازان بابت نصب ایربگ فرجه هم داده شده اما سازمان ملی استاندارد از موضع خود مبنی بر نصب اجباری ایربگ روی خودروهای سواری تا پایان سال 90 کوتاه نخواهد آمد.
در ادامه همین صفحه کیوان وزیری از ایران خودرو در گفتگو با دنیای خودرو با اشاره به هزینه بالای تعویض ایربگ اضافه کرد" مشتریان باید بدانند چه فوایدی دارد و یا مثلا هزینه تعویض آن چقدر است" . وزیری همچنین مدعی شد "هیچ جای دنیا ایربگ اجباری نیست و متناسب با درخواست و سلیقه مشتریان نصب می شود"
مرتضی شفیعی از سایپا؛ دیگر خودروساز بزرگ کشور نیز در گفتگو با دنیای خودرو اظهار داشت: "تاثیر کمربند بیشتر از ایربگ است". او نیز به مانند وزیری و نجفی منش مدعی شد "هیچ جای دنیا ایربگ اجباری نیست"

اما اینجا چند سوال پیش می آید:
1- واردکنندگان خودرو به کشور همگی به اتفاق خودروهایی با "آپشن ایربگ" وارد می کنند؟! چرا هیچ کدام از محصولات وارداتی فاقد ایربگ نیستند؟!
2-چرا تست ایمنی با ایربگ انجام می شود؟!
3- اگر ایربگ یک آپشن است، چرا اینقدر روی آن سرمایه گذاری می شود؟
4- آقای نعمت بخش دبیر انجمن خودروسازان چند سال پیش در اظهارنظری گفته بودند "نصب ترمز ABS در هیچ کشوری اجباری نیست" لینک منبع اما همه خودروهای روز دنیا همگی ترمز ABS را به عنوان یک سیستم پایه شناخته اند. آیا ایربگ هم مثل ABS است؟
5- همه می دانند تعویض کیسه هوای خودرو هزینه بر است.بنابراین خودروسازان تصمیم گرفته اند که ابزار قفل کیسه هوا را در داخل کابین خودرو نصب کنند تا از باز شدن بی مورد کیسه هوا و متضرر شدن مشتری جلوگیری کنند(این سیستم در خودرو 206 ساخت ایران موجود است). آقای وزیری؛ آیا طعنه به هزینه بالای تعویض کیسه هوای خودرو تکنیکی رسانه ای نیست که دارد نصب ایربگ را روی خودروها هزینه بر جلوه می دهد؟ شما هم میخواهید بگویید خوب است و هم می خواهید بگویید هزینه بر است؟! آیا هزینه چند صد هزارتومانی به حفظ جان اولویت ندارد؟ این نوع طعنه آیا تشویق شماست به مردم که از کیسه هوا استفاده کنند؟

آنطوری که اطلاعات من می رسد می دانم که در ایالات متحده هم سازمان استاندارد صنعتی آمریکا موجب شد خودروسازان آمریکایی بالاجبار تن به مقررات سخت ایمنی دهند و از همان زمان ها بود که بحث ترمز ها و سیستم های مختلف امنیت خودرو مهم شد تا به امروز ...
کمپانی ولوو 50 سال پشتوانه تحقیقاتی درباره ایربگ دارد(رجوع شود به مستند شبکه من و تو1 درباره ایمنی خودرو با کیسه هوا)
آیا یک کمپانی بزرگ 50 سال تحقیقات برای "آپشن" هایش می گذارد؟!




  • آخرین ویرایش:جمعه 26 اسفند 1390

سیروان رو میگم!
از وقتی سیروان خسروی پایش را در 01 آموزشی تهران گذاشت و بعد در همان جا(نیروی زمینی ارتش) دوران سربازی اش را گذراند( و می گذراند!) پرکارتر از قبل ظاهر شده است. آن طور که اخبار غیر رسمی می گوید سیروان خسروی آلبوم خودش،شهاب رمضان،بهنام صفوی و چندین و چند تراک مختلف برای خوانندگان مختلف را آماده انتشار دارد و همین الان که شما دارید این مطلب را می خوانید هم احتمالا دارد آهنگ بعدی اش را تنظیم می کند!
به هر حال من که جای فرمانده سیروان بودم اتاق کار سیروان(همان استودیوی شخصی!) اش را به عنوان محل امریه معرفی می کردم...{گرچه الان هم تقریبا فرقی ندارد!:)) }

آهنگ جدید سیروان و امید حاجیلی را دانلود کنید با شعری از زانیار خسروی و امید جامع ،ملودی امید حاجیلی و تنظیم هم که مشخص است! سیروان خسروی !


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 19 اسفند 1390  12:31 ق.ظ

نمی دونم این مطلبی که دارم مینویسم تکراری هست یا نه اما هنوز دغدغه منه ...



آلبوم های نوروزی و خوانندگان پاپ!
نوروز 1385 بود که آلبوم 85 بنیامین به بازار آمد و به شدت مورد استقبال قرار گرفت. تنظیم های خوب،فضای جدید و پتانسیل صدای بنیامین همه با هم دست به دست هم دادند تا آلبوم 85 بهترین آلبوم آن سال لقب بگیرد.
بیش از 5 سال از 85 گذشته اما هنوز ما باور نکردیم که برای مناسبت های شاد مختلف که مختص ترین و بهترین آنها نوروز است؛ می توان آلبوم موسیقی به بازار عرضه کرد. خوانندگان بزرگ ما+تهیه کنندگانشان هنوز این را باور نکرده اند که فرمول اتفاقی 85 هنوز جواب میدهد...هنوز می تواند جریانی به بزرگی 85 درست کند
همه جای دنیا به مناسبت های مختلف تک اهنگ یا آلبوم های موسیقی به بازار عرضه می شود...اینجا کسی باور ندارد...چه می توان کرد؟!




  • آخرین ویرایش:-


این روزها داریم می شنویم که جنرال موتورز قصد دارد کمپانی پژو-سیتروئن و یا بهتر بگوئیم گروه PSA را خریداری کند. اتفاقی که به روایت یورونیوز تائید شده است(اینجا) و پژو 7 درصد از سهامش را به جنرال موتورز فروخته.
به گزارش یورونیوز، خرید هفت درصد از سهام پژو سیتروئن توسط جنرال موتورز، در راستای توسعه توافق تشکیل گروه مشترک از سوی دو شرکت خودروساز است که هفته گذشته خبر آن اعلام شد.
در هر حال الان 7درصد سهام پژو از آن جنرال موتورز است و زنگ خطر آن در گوش مسئولان ایران خودرو که نکند جنرال موتورز با خرید سهم بیشتر پژو را از معامله با ایران منصرف کنند(طبق قوانین تحریم علیه ایران)
فعلا که خطر از بیخ گوش گذشته و با سهم 7درصدی جنرال موتورز اتفاقی نیفتاده و نمی افتد اما باید منتظر آینده ماند...

رجوع شود به:
فروش هفت درصد سهام پژو سیتروئن به جنرال موتورز/همشهری آنلاین


  • آخرین ویرایش:جمعه 19 اسفند 1390
سه شنبه 9 اسفند 1390  04:17 ب.ظ



اصغر فرهادی خالق فیلم "جدایی نادر از سیمین" یا همان "جدایی..." توانست اسکار بهترین فیلم خارجی مراسم اسکار سال 2012 را نصیب خود کند. این اولین بار بود که یک فیلم ایرانی برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان در مراسم اسکار میشد.قبل از این فیلم بچه های آسمان ساخته ی مجید مجیدی نامزد دریافت این جایزه شده بود اما نتوانست آن را از آن خود کند.
خیلی قصد مانور دادن روی این فرم محتوا درباره جدایی نادر از سیمین را ندارم...فقط چیزهایی که به ذهنم می رسد را اینجا می نویسم...ناسلامتی اسم وبلاگ "هنر هفتم" است!
در هر حال تبریک به اصغر فرهادی و مردم ایران که لایق چنین جایزه ای بودند. بقیه جزئیات رو در مطالب بعدی می نویسم.

اما چند پی نوشت:

- به دلایل خاص! از شبکه اجتماعی "فیس بوک" بیرون آمده شدیم! با وجود مشغله کاری فکر می کنم باز هم همین وبلاگ و همین نوشته ها را ادامه بدهم.اما به سبک کوتاه تر و بیشتر. فعلا دیگر از شبکه های اجتماعی خبری نیست.

-عید نوروز نزدیک است...مطالب متنوعی سعی می کنم بنویسم.(چه ربطی داشت؟!)

-سر زبونم بود....یادم رفت!



  • آخرین ویرایش:-

.:: الهام کاظمی ::.



آسیب شناسی اینکه چرا ما مرد زندگی مان را پیدا کردیم و آنها مرد رویاهایشان را نه!

تعریف دقیق دختر ها از مرد رویاهایشان کاملا شبیه به هم است. مرد قد بلند با چشم ها درشت و هیکل ورزیده و دستهای توانمند. بدون شک تحصیل کرده و معاشرتی، جذاب و شوخ طبع. آنها همیشه مهارت فوق العاده ای در کاری دارند که ما عاشقش هستیم مثل موسیقی یا کوه نوردی. فوق فوقش در رنگ مو و چشم با هم اختلاف نظر داشته باشند. البته تخفیف هایی هم که میدهیم همه شبیه هم هستند. اینکه صورتش معمولی هم باشد اشکال ندارد یا اگر خیلی پولدار نبود اما کاری بود اشکال ندارد. دقت کنید خیلی پولدار نبودن دلیل  نمی شود که طرف کمی پولدار نباشد!
مردهای رویای ما دختر ها همیشه شبیه هم اند. اما چند سال بعد وقتی مردهای زندگی مان با لبخند به هم معرفی میکنیم، هیچ شباهتی به هم ندارند، و همینطور هیچ شباهتی به رویا هایمان. ما به رویایمان نرسیدیم اما بیشتر از رویاهایمان خوشحالیم و احساس سعادت میکنیم.

این به این معنی نیست که ما کوتاه آمدیم یا قتاعت کردیم. یا اینکه به شعار شوهر نیست و باید غنیمت دانست و اینها معتقدیم. همه ما -دختر هایی که مرد زندگیمان را پیدا کرده ایم- زیبا و کامل هستیم و شاید چند تا خواستگا را رد کرده باشیم.

ما همیشه در کمال خوشحالی برای مثال همچین چیزهایی را به خودمان یاد آوری میکنیم، که اگر به اندازه ی مرد رویاهایم قد بلند بود من زیادی کوتاه به نظر می رسیدم. شاید اگر به اندازه ی مرد رویاهایم پولدار بود هیچ وقت نمیدیدم که از خرج خودش برای سینما بردن می گذرد. شاید اگر...

بعد از یک مدت که از آشنایی مان بگذرد به این نتیجه می رسیم که با مرد زندگی مان خیلی راحت تر از مرد رویاهایمان هستیم. انقدر که در کنارش هر چقدر که بخواهیم می توانیم سر به هوا باشیم، بلند بلند توی خیابان شعر های احمقانه بخوانیم، خاطرات شرم آور دوران کودکیمان را تعریف کنیم با هم به آن بخندیم. میتوانیم آبمیوه مان را تا ته بخوریم انقدر که نی اش صدا بدهد. و او هم جراتت کند و بگوید که الان نمیتواند خانه ی رویاهایمان را برایمان بخرد اما قولش را برای جشن تولد 70 سالگیمان بدهد... و با هم بخندیم.

بخندیم و باور کنیم تفاوت های مرد زندگیمان با مرد رویاهایمان نقص نیستند. بخندیم و مرد رویاهایمان را به پشت جلد مجلات و بیلبورد خیابان ها بسپاریم و به زندگیمان بچسبیم.

+ لینک مطلب


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 6 دی 1390


.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

ما ایرانی‌ها اصولا آدم‌های جالبی هستیم! از خوبی‌ها،زیبایی‌ها و ارزش‌های خوب ...لذت می‌بریم و آن‌ها را دوست داریم اما همیشه این دوست داشتن در دل می‌ماند و به عمل چیز دیگری دیده می‌شود.

  وقتی کسی به خواستگاری دخترمان می‌آید از ارزش‌ها با او سخت می‌گوییم،صداقت،ایمان،گذشت در زندگی،فداکاری و.... اما پای همه این‌ها که وسط می‌آید با همین ارزش‌هایی که دوستشان داریم مبارزه می‌کنیم.

بگذارید مثالی برایتان بزنم. بچه‌ای گلدان خانه‌شان را می‌شکند،ترس دارد؛ می‌ترسد به مادر یا پدرش بگوید که من آن گلدان را شکستم...2 تصمیم می‌گیرد...یا راستش را بگوید و کتک بخورد و یا بیاندازد گردن خواهر یا برادر تا او کتک بخورد! قضیه را گرفتید؟ راست گفتن یعنی تنبیه شدن! چرا اینطوری است؟ چرا کسی وقتی صداقت دارد باید تنبیه شود؟ این رفتار درست است که فرزندمان را به خاطر اینکه راست گفته است،تنبیه کنیم؟ فکر نمی‌کنیم این تنبیه باعث می‌شود او از این به بعد اشتباهاتش را مخفی کند و دروغ بگوید تا کتک نخورد؟

 این مثال را برای بچه دارها و زوج‌های جوان نزدم...این را بسط بدهید به کل جامعه...کسی می‌خواهد عقیده‌اش را ابراز کند،ترس دارد؛ می‌ترسد اگر بگوید تنبیه شود،مجازات شود. ممکن است عقیده او چندان هم درست نباشد و دچار انحراف شده باشد اما برخورد ما چگونه خواهد بود؟ به نظر خودمان داریم با انحراف مبارزه می‌کنیم اما حواسمان نیست که در عین حال با ارزشی مثل صداقت و راستگویی هم داریم می‌جنگیم.هیچ فکر می‌کنیم  این رفتار ما ممکن است منافق پرور باشد؟ هیچ حواسمان هست؟



پ.ن:
این یادداشت رو برای همشهری جوان فرستادم و نمی دونم چاپ شد یا نه


  • آخرین ویرایش:شنبه 5 آذر 1390
چهارشنبه 18 آبان 1390  12:40 ق.ظ


دنیا تو رو کم داره!


درباره کلیپ جدید آرش به نام ملودی خیلی چیز خاصی نمی خواهم الان بنویسم. اما چیزهایی که به نظرم می رسد را جداگانه و پارت به پارت اینجا می نویسم

ملودی یک آهنگ فان است. در همین حد فان باید آن را گوش کرد.ترانه که اصلا ندارد و فقط تنظیم شاد با نوع ملودی هایی که از آرش انتظار داریم در این آهنگ دیده می شود.

از بحث آهنگ که بگذریم(که دقیقا همان یک خط بالا می شود!) به کلیپ می رسیم. کلیپ "ملودی" را باید گفت حرفه ای ترین کلیپی بوده که تاکنون از یک خواننده ایرانی پخش شده است. گرچه ایده این کلیپ بکر نیست چون قبلا هم مایکل جکسون یکی از کلیپ هایش را به همین سبک به اجرا درآورده بود. آرش که همیشه ویدئوکلیپ هایش را با کادری حرفه ای می بندد این بار خط شکن شد و ارسال یک ویدئو روی سایتش از مردم خواست با آهنگ او برقصند و بخوانند و ویدئوی اجرای خودشان را برای وی بفرستند تا در کلیپ این آهنگ استفاده شود.تقریبا ارسال ویدئوها چند ماهی طول کشید و نهایتا در اواخر تابستان سال جاری کلیپ با مجموعه بسیاری از ویدئوهای ارسال علاقه مندان آرش بسته شد. البته مثل همیشه نه مشخص شد که چه کسی ترانه ملودی را برای آرش گفته و چه کسی کارگردان کلیپ او است.

اما چرا ویدئو ارسالی از طرف طرفداران؟ چند سالی هست که دوربین موبایل و دوربین های شخصی خود تبدیل به یک رسانه شده اند و با وجود سایت هایی مثل یوتیوب دیگر حد و مرز این رسانه شکسته شده است و تاثیر این رسانه کم از تاثیر رسانه های بزرگ دنیا نیست. نمونه معروف استفاده این رسانه در سالهای اخیر به موج های اعتراضی سیاسی در کشورهای مختلف از جمله کشور خودمان ایران و کشورهای عربی منطقه برمی گردد. حالا این دوربین این بار به جای استفاده سیاسی، مورد استفاده فرهنگی قرار گرفته اند. قطعا برای خیلی ها جالب خواهد بود که عده ای در همین نزدیکی خودمان با یک دوربین معمولی خوانده اند و رقصیده اند و  لب خوانی کرده اند و حالا آنسوی آب ها تصاویرشان مرتبا در یک کلیپ موسیقی دیده می شود.دنیا کوچکتر شده است اما شاید به نظر خیلی ها این استفاده فرهنگی هم یک جنگ نرم محسوب شود.

اشتباه نکنید این مطلب سیاسی نیست اما قطعا خواهید شنید که کلیپ آرش هم یک نمونه جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی است ! کلیپی که قصد دارد مردم ایران را راغب به فرهنگ غرب نشان دهد و آنها را از حکومت بر راس کار جدا بداند. گرچه این عقیده متعلق کسانی است که درک درستی از شرایط روز جامعه ایران ندارند و شاید با این حرفها قصد دارند فقط خودشان را فریب دهند. چون اگر فریب ندهند با واقعیتی سر و کار خواهند داشت که قادر به کنترل و درک آن نخواهند بود.

حرف های بیشتر در همین باره همین مطلب...بزودی!

*   *   *

خب! پیش بینی من درست بود...مطلب دوست خوبم مهدی خانعلی زاده را در اینجا بخوانید. خانعلی زاده در این مطلب از جنگ نرم "ملودی" علیه جمهوری اسلامی می گوید:

ملودی گوش خراشی که مسئولان فرهنگی نمی شنوند

حالا نمی پرسید چرا پیش بینی من درست بود؟!


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 آبان 1390

بستر خوب؛پرداخت بدتر!


سرزمین مادری

سریال سرزمین مادری با نام اصلی HomeLand سریال جدید شبکه ShowTime برای پائیز امسال است که تاکنون 6 قسمت از آن روی آنتن رفته است. سریالی که با تبلیغات گسترده از سوی شبکه شوتایم برای پائیز امسال روی آنتن رفته است.
ژانر سریال همان طور که مشخص است یک درام جنایی/تروریسی تقریبا به سبک سریال 24 است. این سریال از عوامل و بازیگران خوبی بهره برده است. Claire Danes در نقش مامور سیا،کری ماتینسون ظاهر شده است و سایر بازیگران این سریال هم جملگی از بازیگران معروف سریال ها و فیلم های آمریکایی هستند.

داستان
گروهبان برودی پس از 8 سال مفقود شدن در عراق، توسط نیروهای آمریکایی پیدا می شود. او پیروزمندانه و در میان استقبال ملت آمریکا به کشورش بازمیگردد اما یک مامور CIA به او شک دارد...

تقریبا می توان گفت که داستان سریال ایده بسیار جذابی است. ایده این داستان را هوارد گوردون(یکی از مجریان تهیه سریال 24) را مطرح کرد و خط اصلی داستان از اینجا آغاز می شود.

تاکنون
تا به حال که 5 قسمت از این سریال را دیده ام می توانم بگویم که "سرزمین مادری" به رغم ایده فوق العاده اش؛ پرداخت خوبی نداشته است و آنچنان نتوانسته جذاب و تکان دهنده ظاهر شود.گرچه به نسبت دیگر سریال ها جذاب تر است اما این جذابیت اصلا به پای سریالی چون 24 هیچ گاه نخواهد رسید. ضعف پرداخت در شخصیت پردازی و پیش بردن سریال در همین چند قسمت پخش شده به خوبی مشاهده می شود. داستان های موازی خط اصلی داستان هم کم گیچ کننده و نامفهوم وارد می شوند و خیلی منطقی نیستند اما به هر حال باید منتظر ماند و دید که این سریال چقدر می تواند بیننده ها به خود جذب کند.



در میان نام های بزرگ!


تحت نظر

سریال جدید شبکه CBS آمریکا با نام اصلی Person of Interes از پائیز امسال روی آنتن رفته است و تاکنون 7 قسمت از آن روی آنتن رفته است. ژانر این سریال را می توان در زده درام پلیسی/جنایی جای داد. سریالی که خالقان معروفی دارد. جاناتان نولان(برادر کریس نولان کارگردان معروف) و جی جی آبرامز(خالق سریال لاست و فرینج).

داستان
تحت نظر قصه ای موازی را به هم وصل کرده است. یک نابغه کامپیوتر دستگاهی را برای دولت آمریکا می سازد که می تواند جرم های در حال وقوع را شناسایی کرده و آن را سریعا پردازش کرده تا از وقوع آن جلوگیری کند. این دستگاه قرار است جرم های علیه امنیت ملی را تشخیص دهد تا از وقوع حملاتی چون یازده سپتامبر جلوگیری نماید اما این دستگاه همه جرم ها را ثبت و پردازش می کند اما دولت جرم های کم اهمیت را فاقد اولویت تشخیص می دهد و می خواهد آنها حذف شوند اما خالق این دستگاه که یک میلیادر نیز هم هست با عذاب وجدان رو به روست.او از یک مامور سابق CIA می خواهد که به او در جلوگیری از جرم های در حال وقوع کمک کند...

تاکنون
سریال تحت نظر اپیزودی است و در هر قسمت از آن یک قسمت روایت شده و در انتهای سریال به اتمام می رسد. قصه دو شخصیت اصلی دارد که درگیر ماجراهای دیگر می شوند و اتفاقا به نظر می رسد ضعف داستان از همینجا آغاز می شود. سریال های اپیزودی تقریبا این روزها حرفی برای گفتن ندارند چون دلیلی ندارد که تماشاگر هر هفته بیننده آنها باشد. یک خط روایی مشخص وجود ندارد فقط در هر قسمت یک داستان وجود دارد که به اتمام می رسد و اگر چند قسمت آن را از دست داده اید تقریبا چیز خاصی از دست نداده اید! تقریبا چیزی شبیه سریال Breakout Kings یا همان پادشاهان فرار که هر قسمت یک داستان روایت می شد.
شخصیت پردازی سریال هم چندان جالب نیست. دو شخصیت که یکی صاحب کار است و دیگری انجام دهنده کار. این دو شخصیت خیلی با هم تلاقی ندارند. یک مامور سابق CIA (جک ریس با بازی جیم کاویزل) که در قسمت یک فلاش بک به زندگی قبلی او عشقش زده می شود و فراموش می شود و در قسمت بعد باز هم فلاش بک و فلاش بک و فلاش بک. شخصیت نابغه کامپیوتر میلیاردر(هارولد فینچ با بازی مایکل امرسون) هم تک بعدی است و اصلا پیشرفت خاصی انگار ندارد و هیچ تلاشی هم نمی شود که نزد بیننده شناسانده شود.

سریال اصلا جذابیت آنچنانی برای بیننده ندارد و اگر اسم جاناتان نولان و جی جی آبرامز نبود شاید من هم دیگر بیننده این سریال نبودم چون پرداخت(مثل سریال سرزمین مادری) ضعیف است. البته در سرزمین مادری بستر پیشرفت داستان وجود دارد اما در "تحت نظر" چنین پتانسیلی دیده نمی شود و شاید پس از فصل اول تولید آن متوقف شود.

اگر ضعف شخصیت و داستان این سریال برطرف نشود امیدی نیست که "تحت نظر" عاقبت خوبی داشته باشد.




  • آخرین ویرایش:جمعه 13 آبان 1390
  • تعداد کل صفحات :91  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها