تبلیغات
هنر هفتم
یکشنبه 6 فروردین 1391  07:19 ب.ظ


Louise Rams مدل مشهور دانمارکی(تصویر اول سمت راست)
پیشنهاد بازی در این کلیپ ایرانی را با آرایشی ایرانی، قبول کرد

برای دانلود کلیپ روی عکس کلیک کنید


گروه TM Bax را حتما می شناسید...گروهی که به مانند Barobax و ساسی مانکن به اجرای ترانه های هیپ و هاپ با فضایی شاد در ترانه هایش می پردازد.
آخرین اجرا و کلیپ این گروه "تو کلاس" نام دارد. آهنگی شاد و ریتمیک که بسیار هم اینروزها کاربرد دارد!
در قسمتی از ترانه این کار اینطور خوانده می شود

پرت میکنه حواسمو...خوشگل کلاسمون
اوون هست ناز و مهربون...خوشگل کلاسمون
چشماش رنگ آسمون...خوشگل کلاسمون
ای کنار من بمون...خوشگل کلاسمون

چشام به دره تا تو بیای
قبل خودت بوی عطرت میاد
آخه میدونی میدی کشته زیاد
با اوون موی بلند و چشم سیات

فی الواقع منظور این بود که در عرض چند ثانیه چشم آبی به چشم سیاه تغییر شکل پیدا می کند!
این هم حتما حکمتی ست در ترانه های این روزها !

جدا از این سوتی، کارهای TM Bax را گوش کنید
آهنگ های جالب و گاهاً معنی داری می خوانند...خصوصا ترانه "جوگیر" که چند سال پیش عرضه شد.ترانه ای که خصوصیات نسل امروز را با زبان شاد بیان می کرد.


+منتظر مطلب "آقای جهانی" باشید...
کسی که می خواهد با موزیکش کل دنیا را به هم وصل کند


با عرض پوزش فعلا منتظر مطلب "آقای جهانی" نباشید...چون کار مطلبش طولانی شده !(به چیزهای جدیدی رسیدم!)


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 7 فروردین 1391
یکشنبه 6 فروردین 1391  01:21 ق.ظ


یک زمانی گفته میشد که آرم شبکه اول سیما
به خاطر شبیه بودن به نمادهای فرامانسونری
 تعویض خواهد شد و حتی شایعه شد که
 مسابقه طراحی آن هم گذاشته می شود! 



این اسم برنامه ای ست که اینروزها دارد از شبکه اول سیما پخش می شود. خیلی این برنامه را دنبال نکردم اما مثل اینکه شبکه اول قصد دارد بهترین سریال دهه 80شمسی خودش را انتخاب کند و برای آن نظرسنجی گذاشته است.
اول فکر کردم سین مثل سریال به بررسی کل سریال های صدا و سیما در دهه 80 می پردازد که البته غیرمنطقی بود چون تعداد خیلی بالا می رفت و طبیعتا انتخاب مشکل می شد.
این کار شبکه اول کار جالبی است... اما هم دیر است و هم اینکه چون در طی این سالها بهترین سریال های سال انتخاب نشده اند، باز هم بررسی این همه سریال و یادآوری آنها سخت می شود. خوده من که دهه 80 بیننده پر و پا قرص سریال های صدا و سیما بودم خیل عظیمی از این سریال ها را به یاد ندارم و فقط به اسم می شناسم.
امیدوارم این روند هر ساله شود تا انتخاب بهترین ها راحت تر شود.
حالا نظر شما چیست؟
بهترین سریال دهه80 شبکه اول سیما کدام است؟!

انتخاب های من تا بدان جایی که یاد می آورم:
مدارصفر درجه
شب دهم
خواب و بیدار
یوسف پیامبر
صاحبدلان
...
(بازم اگه یادم اومد می نویسم!)


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 6 فروردین 1391
یکشنبه 6 فروردین 1391  12:48 ق.ظ

یادداشتی که در زیر می خوانید؛ آخرین یادداشت منتشره در وبلاگ "فیروزه ای" وبلاگ دکتر شهرام گیل آبادی(رییس سابق رادیو جوان در دوران اوجش) است...(البته نه اینکه بعداً آپدیت نشه ها! فعلا گفتم!)
یادداشت رو که خوندم خیلی برام جالب بود. اینجا گذاشتم که شما هم بخوانید و لذت ببرید

مطلب بعدی وبلاگ هنر هفتم درباره موسیقی است و شخصیتی که اینروزها دارد به شدت می ترکاند...منتظر باشید




.:: دکتر شهرام گیل آبادی ::.

تابلو اول: آدم مهمی که می ماند…

جایی رفته بودم کار کنم، یک ماه در آنجا بنایی می ساختند. شاید صدها فرغون خاک از داخل اتاق رئیس بیرون کشیدند. هر روز چند کارگر از صبح می آمدند و خسته و کوفته، عصر با اتمام وقت کارِ کارمندان می رفتند. بین کارمندان شایعه شده بود که در دیوارهای ساختمان گنج پیدا شده است. بعد از یک ماه، دیدم دری تازه به مجموعه درهای رئیس اضافه شده است که این در بعدها، شخصیت مهمی شد، چون کلید آن دست رئیس دفتر بود و فقط برای رئیس باز می­شد و چند صباحی بعد برای بعضی همکاران کنجکاو- عقده شد، که پشت در چیست؟ تا فهمیدند یک توالت است. طبقه ما برای ۴۰۰ نفر کارمند ۳ توالت داشت و برای یک رئیس یک توالت…

کمی بعدتر که این فهم ایجاد شد که این در، در گنجخانه نیست، سئوالات عوض شد و همکاران کنجکاو می پرسیدند: بلأخره این توالت چه نوع توالتی است؟ کاش می شد داخلش را دید…!

تابلو دو: کی رئیس می شوی؟!

روزی فهمیدم هر کسی بخواهد خیلی رئیس باشد بجز یک دفتر کار، باید یک ماشین با راننده، یک آبدارچی و یک توالت شخصی داشته باشد که حتی اگر کسی تنگش شود می داند که از آن نباید استفاده کند. کاندیدایی برای راهیابی به خانه ملت، ۵۰۰میلیون تومان هزینه کرد تا یک ماشین و یک توالت و یک آبدارچی داشته باشد!

ابهت رئیس به این است که هیچ وقت – وقت ندارد؛ کسی که تلفن می زند پشت خطش باید بماند، اگر با کسی کار داشت باید بگوید تلفن همراه آن را بگیرند و آنقدر پشت خط معطلش کنند که یک برنامه رادیویی یا یک آهنگ کامل را بشنود و از همه مهمتر رئیسی که از این درهای برقی کنترل­ دار نداشته باشد که رئیس نیست؛ از همه ی این چیزها که بگذریم از توالت که آدم مهمی در ریاست می شود، نمی شود گذشت. کسی را دیدم مردم را خرید و فروش می کرد. موفنگی ای ۲۰۰۰ تومان (حدود یک دلار! البته به قیمت حالا، برای فردا تضمینی نیست!) قیمت خودش را گرفت و در اوج رضایت شناسنامه­ اش را به زورمداری داد تا با آن خانه ملت را تسخیر کند. درویشی آهی کشید و گفت: گرفتن آزادی از مردمی که نمی خواهند برده باشند، سخت است اما دادن آزادی به مردمی که می خواهند برده بمانند، سخت تر. دست بر قضا، دست صدای مشکوک ملت شکست و متخصص اورتپد توصیه کرد این دست تا دو ماه باید، در گچ بماند. این شد که دست­ شکسته به خودش رای نداد!

تابلو سه: رؤسای خاکی آبگوشت می خورند و عقیده­ ای به توالت ندارند

آدمهایی که رئیس هستند، آدم­های عادی هستند، حتی اگر عکس آن ثابت شود، عدالت شما و فهمتان زیر سئوال است! کسی می گفت این آدم و فرشته اینقدر رئیس است که در یک جای یک میلیونی دومیلیون نامه جواب داده است؛ راه می رود، می خندد، نفس می­کشد و البته گوجه مصرف می­کند؛ قسم می خورد که دیده آبگوشت خورده است و از همه مهمتر عقیده­ ای به توالت اختصاصی ندارد. به همین دلیل شایعه شده است که در همه موضوعات کارشناس است. اما بنده خدا را می گویند که فرصت خلوت و فکر کردن ندارد، کسی از همکارانش که توالت بزرگی دارد دائم به جای این رئیس فکر می کند، دوستی می­ گفت: دوستش سامسونیتی دارد که هر روز با آن به اداره می­ آید، البته شایعه شده که لباس های استخرش را در داخل این کیفِ مارک معروفش می­ گذارد. اما گروهی دیگر می­ گویند: نتایج فکرش را اینور و اونور می­ کند. آدم متفکری به نظر می رسد! عینک دارد…

آفتابهِ شخصیت خودش را از توالت اخذ می­ کند و آنقدر معروف می­شود که «آفتابه­ دزد» سر زبانها می­افتد؛ این توالت شخصیت­ بخش، به فرنگی­ ها هم معروفیت می­ دهد اما کیفی که توالت ایرانی دارد به هیچ وجه فرنگی آن ندارد. لحظه به لحظه به نوروز نزدیک می شویم. نوروز یعنی روزی نو. کسی در یک تاریخ نوروزی روی دیوار می نوشت: «کوفیان مردند اما اخلاق کوفی با تیغ برهنه­ ای روبروی حقیقت ایستاده تا جهل جماعت را در قتلگاه به نمایش بگذارد.» چقدر خوب است که نوروز بیاید و به اندازه ماهی قرمز کوچک دربندمان هوای بهاری را در سینه ها پرکنیم.

برای مسافران نوروزی دستشویی­ ساختن امر مهمی است، روزی بسیاری از مسئولین درمورد این موضوع، با رسانه­ ها، مصاحبه­ می­ کردند. خبرهایی از این موضوع مهم و بودار تولید شد تا جایی پیش رفت که گروهی از توالت، «نان» در می­ آورند. آن زمان توالت­ سازی تبدیل به یک «نهضت» شد و اما پول درآوردن از توالت، یک «شغلِ رسمی». یک پول­ درآر حرفه­ ای توالتی آرزو می­ کرد؛ برای اینکه در این امر مهم مردمی، تسهیل صورت گیرد. معنا ندارد در جامعه­ ای که نماینده دارد آدم­ ها در عسروهرج باشند. روزی آبریزگاه­ هایی باید ساخته شود که آدم­ها تندتند توالت بروند و تندتند پول بدهند.

 در تاریخ آورده­ اند: همیشه توالت مهم بوده است، خیلی از قتل­ های آدم­ های مهم، توالتی پیش­ آمده است و عجب آدم مهمی است این توالت بزرگوار…

در بلاد فرانس نمایندگان زیادی را در توالت، کشته­ اند چون این آسایشگاه، تبدیل به دغدغه شد، فرانسوی­ های سیاسی همیشه خود را خیس می­ کردند تا اینکه عطر اختراع شد. دیگر بوی سیاست عالم را بر نمی داشت. جالب است که سیاست خوشبو شد! از آن به بعد درویش تا آدم های صادقی را می­ دید می­ گفت: «اگر می­ خواهی صدای ملت باشی، بنده باش و بگو خدا برای من کافیست. اگر می­ خواهی صدایی مشکوک باشی، تنها یک صدا باش و برای صداشدن کافیست ۵۰۰ میلیون تومان هزینه کنی و از منطق مشاء استفاده کنی و صدای بعضی چیزها را درنیاوری!»

اِ ببخشید کلید توالت را آوردند! می ترسم فرصت تامل را از دست بدهم…


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 6 فروردین 1391
سه شنبه 1 فروردین 1391  07:35 ب.ظ

به نظر می رسد شب گذشته فرزاد حسنی با همان طعنه های نیش دار همیشگی اش به پورمحمدی؛رییس شبکه سوم سیما باز هم نتوانست مجوز پخش خوانندگانی که به برنامه اش دعوت کرده بود را بگیرد. از حمید عسگری و گروه هفت گرفته تا آهنگ "بهار نزدیکه" که جدیدترین کار سیروان خسروی است.
گفته می شود سیروان خسروی این کار را اختصاصا برای سال نو و ویژه برنامه شبکه سوم سیما ساخته بود اما در آخرین دقایق مجوز پخش این ترانه لغو و سیروان به اجرای پلی بک ترانه تیتراژ سریال ساختمان پزشکان پرداخته است.
ترانه این کار را مثل کار قبلی سیروان، امید جامع سروده است و جلوی اسم سازنده ملودی هم نام کاوه آورده شده است. گمان می رود کاوه یغمایی؛ دوست سالهای دور سیروان خسروی که هم اینک جلای وطن کرده و در آنسوی آبها مشغول به کار است؛ آن را ساخته باشد.
امید جامع جدیدترین ترانه سرایی است که با سیروان همکاری می کند. حتما درباره وی و ترانه هایش بعداً بیشتر خواهیم نوشت.



  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391
سه شنبه 1 فروردین 1391  04:17 ب.ظ


سریال آناتومیِ گری با نام اصلی Grey`s Anatomy  یکی از سریال های شبکه abc  امریکاست که پخش آن از سال 2005 آغاز شده و تا به امروز 8 فصل از آن ساخته و پخش شده است.
سریال آناتومی گری شاید برای برخی ایرانیان هم شناخته شده باشد. این سریال از نیمه سال 1389 با دوبله ای فوق العاده عالی از شبکه MBC Persia پخش شد و دو بار نیز بازپخش شد.
هفت فصل از هشت فصل این سریال دوبله شده است ولی تاکنون شش فصل آن به دلیل تداخل تاخیری فیلم و سریال در شبکه MBC Persia از این شبکه پخش شده است.
داستان این سریال درباره چند انترن جوان است که باید دوران انترنی خود را در بیمارستان سیاتل گریس پیش متخصص ترین و ماهرترین پزشکان بگذرانند. دکتر مردیت گری راوی این سریال است. روابط بین شخصیت های و داستان های جذاب این سریال شما را شیفته خود خواهد ساخت.

پیشنهاد عیدانه ما به شما این است. تماشای این سریال جذاب و دوست داشتنی. البته امکان ندارد نسخه ی دوبله اش را دست آورید اما اگر نسخه زیرنویس دار آن هم گیرتان آمد؛ به هیچ وجه از دست ندهید.
 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391
سه شنبه 1 فروردین 1391  12:30 ب.ظ



دیشب قسمتی از ویژه برنامه نوروزی شبکه 3 را داشتم می دیدیم. پوریا پورسرخ و نادر سلیمانی مهمان برنامه بودند و فرزاد حسنی (ممنوع التصویر در سایر اوقات سال!) مجری برنامه بود.

فرزاد حسنی در ادامه این برنامه به سریال "مسیر انحرافی" اشاره می کند. سریالی که او و پوریا پورسرخ و نادر سلیمانی بازی کرده اند. فرزاد در ابتدای معرفی این سریال می گوید: «فکر نکنید دارید یک سریال ماهواره ای می بینید یا مثلا دریم ورکس این کار را انجام داده؛ ایرونی جماعت بخواد کاری رو دست بگیره و بتونه..نشون میده»{نقل به مضمون}

 بعد از این معرفی؛ تصویر از روی استودیو به پخش دقیقه هایی از سریال مسیر انحرافی می رود. همه در هواپیما بیهوش شده اند و هواپیمای CHIZ AIR در حال پرواز است. پوریا پورسرخ سرش را بلند می کند.اسلحه ای را برمی دارد،بلند می شود و دیالوگ هایش با سایر بازیگران شروع می شود.
فرزاد حسنی بعد از پخش این دقایق می گوید: «حالا نه اینکه خودمون تو این سریال بازی کردیم اما خداوکیلی یه تکونی به سطح سریال سازی داده شده»

فرزاد حسنی حق دارد. "مسیر انحرافی" جلوه های ویژه ی خیلی خوبی داشت.خصوصا آن صحنه ای که اسلحه پرتاب می شود و گلوله اش در حین زمین خوردن پرتاب می شود و شیشه ی هواپیما را سوراخ می کند و یا صحنه ی سقوط هواپیما.  این جلوه های ویژه تقریبا در سریال های ایرانی بی سابقه است و جای تبریک دارد.

اما مهم ترین مواردی که در کنار جلوه های ویژه سریال به چشم می آمد؛

اول) بازی بد و پر ایراد پوریا پورسرخ
من نمی دانم چرا پوریا پورسرخ اعتقاد دارد که بازیگر است و مرتبا هم از استادانش خصوصاً "پرویز پرستویی" تشکر می کند! پوریا پورسرخ واقعا بازیگر نیست و حتی تجربه چند سال کار در سینما و تلویزیون هم به او کمکی نکرده است. بازی بی روح و بی اعتقادش در فیلم ها و سریال های مختلف این مهم را نشان می دهد که پوریا هیچ پیشرفتی در بازی نداشته است.

دوم) مشخص نبودن سوژه سریال
سکانس اولی که از سریال پخش شد همه مردم در هواپیما بیهوش بودند. ابتدا تصور کردم موضوع سریال اکشن/جنایی است چون این سکانس شباهت غریبی به سریال "فلش فوروارد" داشت. بعد از این صحنه و شنیدن دیالوگ ها و بازی و دیدن CHIZ AIR مشخص شد موضوع سریال کمدی است.
بهتر است قضاوت نکنیم اما این سکانسی که ما دیدیم بسیار تا بسیار به لحاظ کمدی ضعیف بود.

در هر حال صحبت پایانی این است؛
آقای حسنی!
تکان دادن فقط به جلوه های ویژه نیست.سوژه و فیلمنامه هم مهم است.امیدواریم مسیر انحرافی به انحراف دیگر سریال ها و سریال سازانشان نرفته باشد.

پی نوشت:
دیدن نیما فلاح و سحرولدبیگی، این زوج کمدی سالهای دور تلویزیون، پس از سالها در تلویزیون برایم جالب بود. این دو نفر استعداد خیلی خوب و فوق العاده ای در طنز داشته و دارند. کاش از این پتانسیل بیشتر استفاده میشد و بشود!



  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391
دوشنبه 29 اسفند 1390  12:15 ق.ظ



امروز روز آخر سال 1390 بود... همه در جنب و جوش...شلوغی،سر و صدا،دعوا ! و خلاصه هرچیز که رنگ و بوی عید بدهد
همه در انتظاریم...در انتظاری روز و سالی که می خواهیم تحویل بگیریم...خانه هایمان را جارو کشیدیم،تمیز کردیم،لباس نو کردیم...خودروهایمان را تمیز کردیم....
آداب انتظار را به خوبی به جا اوردیم
برای روزی که هر سال می آید و می رود
امسال خیلی حس خاصی ندارم که دارد سال نو می شود. نه اینکه منفی باشم...نه اتفاقا شادم ولی اتفاق خاصی نیست اما یک چیز برایم خیلی جالب بود
اینکه انتظار کشیدن برای چیزی که حتما می آید و اطمینان داریم از آمدنش را خوب بلدیم اما برای چیزی که وعده داده می شود را خیر...خب طبیعی هم هست. این یکی قابل لمس تر است
امشب یک تصویر دیگر هم دیدم...ماشین ها یکی یکی داخل خیابان اصلی می پیچند...همه به سمت یک مسیر می روند... یاد قیامت افتادم !!:)))  اصن یه وعضی!

عید همه مبارک

خبر بد:
ذوالفنون آخرین تار زندگی اش را نواخت.
تابستان 89 بود که به سیرجان دعوت کرده بودیمش...برای اجرای کنسرت
روحش شاد،یادش گرامی
گفتگو با جلال ذوالفنون،نشریه پاسارگاد سیرجان


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391

نگاهی به آلبوم «پرچم سفید» محسن چاوشی؛

چاوشی در گذار یا سرگردانی؟




.:: علی رضوی|موسیقی ما ::.

۱. در روزهای اخیر که آخرین آلبوم محسن چاووشی به نام «پرچم سفید» وارد بازار شده است، با دوستان اهل فن زیاد در موردش صحبت کردیم. آلبوم جدید چاووشی مانند دیگر کار‌هایش هم مخالفان سرسختی دارد و هم موافقان پروپا قرص. جدای از کسانی که تعصبی در مورد خواننده محبوبشان حرف می‌زنند یا صرف علاقه نداشتن به خواننده آن را می‌کوبند، استدلال‌های جالبی برای خوب یا بد بودن آلبوم در این روز‌ها شنیده می‌شود. نقد و نظرهایی که‌گاه به کلیت موسیقی روز کشور برمی‌گردد و‌گاه در مورد شخص محسن چاووشی و آلبوم «پرچم سفید» مطرح می‌شوند. اتفاقا محسن چاووشی از این نظر خواننده پویایی است. طیف گسترده‌ای از مردم کارهای او را گوش می‌کنند و نظرات دقیقی هم در مورد جزییات آثارش می‌دهند. اگر سری به وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی بزنید می‌بینید که هوادار و غیر هوادار چگونه در مورد جزء به جزء آلبوم چاووشی نظر داده‌اند و آن را شکافته‌اند. این حساسیت در بین مخاطبان شاید بهترین ابزاری باشد که خواننده و هنرمند را وادار به پویا بودن و تغییر روز به روز بکند. هرچند این تغییرات لزوما همیشه مثبت نیست!

۲. ترانه مشکل عمومی موسیقی پاپ ماست. تنها خلاصه به آثار محسن چاووشی نمی‌شود. البته یک حقیقت تلخ هم وجود دارد. هیچگاه برای ترانه استاندارد خوبی وجود ندارد. تمام کسانی که ترانه را نقد و بررسی می‌کنند هیچگاه به استاندارد خاصی در ترانه اشاره نمی‌کنند. با این وجود همه چیز نسبی است. هر چند در این نسبیت ما رو به تعالی سیر نمی‌کنیم، اما حداقل دست منتقد برای مقایسه باز است. آثار محسن چاووشی از دیدگاه ترانه سرایی همیشه روی یک خط سینوسی قرار داشته که اوج و فرودهای با اختلافی دارند. این اتفاق یک دلیل عمده می‌تواند داشته باشد. اینکه خود چاووشی هم در یک خط مستقیم حرکت نمی‌کند. او مدام تغییر سبک می‌دهد و در گستره پهنی از موسیقی پاپ و راک در حال رفت و آمد است. خواننده‌ای که آلبوم‌های اول او مانند خودکشی و متاسفم، فضایی کاملا تلخ و سیاه دارد، در آلبوم‌های اخیر خود به آهنگ‌های بندری و شش و هشتی می‌رسد که همه را به تعجب وا می‌دارد. این تغییر سبک طبیعتا در ترانه‌های او هم تاثیر زیادی دارد. خیلی طبیعی است که برای یک ترانه بندری و شاد نمی‌تواند شعری تلخ و سیاه استفاده کنید، و برعکس. شاید از نظر هنرمند این تغییر رویه نقد درستی نباشد، اما درست جایی به مشکل برمی‌خوریم که خواننده با یک تغییر ژانر، ذهنیت مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد. جدای از ویژگی‌های فنی موسیقی و اینکه آیا محسن چاووشی توانایی اجرای این گستره را دارد یا نه، این آشفته کار کردن باعث آشفتگی ذهن مخاطب هم می‌شود. نخی که حرف‌های پاراگراف بالا را به هم وصل می‌کند، ترانه است. ترانه بار اصلی این آشفتگی را به دوش می‌کشد.

۳. تنظیم همیشه یکی از ویژگی‌های آلبوم‌های چاووشی بوده. تنظیم حتی سهم بیشتری از فرآیند تولید یک آهنگ را نسبت به آهنگسازی دارد. تنظیم خوب می‌تواند ضعف‌های دیگر آهنگ مانند ترانه یا آهنگسازی را بپوشاند. مخصوصا در سبک‌های پاپ و راک که دست تنظیم کننده باز است و با طیف گسترده‌ای از سازهای کلاسیک و الکترونیک مواجه است. در اینگونه موارد تنظیم خوب و متفاوت انجام دادن کاری بسیار دشوار و حساسی است. اگر نگاهی به سیر کارهای چاووشی کنید می‌بینید که سبک کاری او بسیار وابسته به تنظیم‌کننده‌هایی بوده که در این مدت با او همکاری می‌کردند. محمدرضا آهاری تنظیم آلبوم یه شاخه نیلوفر را بر عهده داشت. آلبومی که همچنان به عقیده نویسنده بهترین آلبوم چاووشی در بین آلبوم‌های رسمی اوست. یکی از ویژگی‌های «یه شاخه نیلوفر» تنظیم خوب آن است. تنظیمی که با شناسنامه حرفه‌ای چاووشی که پیش از انتشار اولین آلبوم رسمی‌اش او را با آن می‌شناختند. پیوستن شهاب اکبری به محسن چاووشی برای تنظیم آهنگ‌ها همراه بود با تغییر سبک آهسته و آرامی از او که در آلبوم‌های بعدی به خوبی مشهود بودند. این سیر تغییرات ادامه داشت تا آنجا که در «پرچم سفید» شما با تنظیمی کاملا متفاوت از این خواننده روبرو هستید. تنظیمی که بیشتر بر اساس سازهای الکترونیک و به خصوص گیتار الکتریک طراحی شده است. در کمتر آلبوم داخلی می‌توانید پیدا کنید که به این میزان از گیتار الکتریک به عنوان ساز سولو در تنظیم استفاده شود. در عوض در «یه شاخه نیلوفر» تنظیم کننده از ویولن به عنوان یکی از سازهای اصلی استفاده کرده که ردی از آن در «پرچم سفید» نمی‌بینید.

۴. زمانی که تک آهنگ «دلتنگ» منتشر شد، خیلی‌ها این تصور را داشتند که چاووشی به گذشته خود رجوع کرده. «دلتنگ» در عین حال که نشانه‌های زیادی از نوآوری همراه خود داشت، بازگشتی هم بود به دوران رو به اوج چاوشی در آلبوم «یه شاخه نیلوفر» و قبل از آن. اما آلبوم جدید این را نشان نمی‌داد. دلتنگ احتمالا یک تک آهنگ جدا افتاده از «پرچم سفید» است که به علت ناهمگون بودن، از آلبوم بیرون گذاشته شده است. چرا که شما در پرچم سفید با آهنگ‌هایی مانند «مردم آزار»، «جوابم نکن» و... سافت‌راک‌های فانتزی از لحاظ ساختار مواجه هستند که ترانه‌هایی سیاه و خاکستری از جنس کارهای قبلی چاوشی در آن‌ها گنجانده شده است. یک پارادوکس غیرمنطقی که در تغییر مسیر چاوشی به وجود آمده است.

۵. با دو نگاه می‌شود در مورد آلبوم چاوشی به جمع بندی رسید. اول اینکه این آلبوم را جدای از سوابق خواننده و گروهش و به صورت تکی نگاه کنیم. در این نگاه نباید نگاهی به گذشته داشته باشید و فرض کنید که این تنها آلبوم چاوشی است که به بازار ارائه شده. در این صورت آلبوم نقاط ضعف و قوت زیادی دارد که در بالا به بعضی از آن‌ها اشاره شد. نقاط ضعف و قوتی که می‌تواند یک برآیند قابل قبولی داشته باشد. اما فقط قابل قبول. نه عالی و نه خوب. قطعا چاوشی با این آلبوم به تنهایی نمی‌توانست سوپر استار شود. چاوشی در این آلبوم یک خواننده کاملا معمولی است. خواننده‌ای که تلاش‌های قابل ستایشی برای نوآوری و حرکت پویا در موسیقی پاپ انجام داده، اما نتیجه چندان چشمگیری ندارد.

نگاه دوم این است که آلبوم را در ادامه سیر کارهای چاوشی ببینید. بعد از آلبوم‌هایی مانند «یه شاخه نیلوفر» یا آلبوم‌های ماقبل آنکه به صورت غیر رسمی منتشر شدند. در ادامه موسیقی فیلم سنتوری که می‌توان به عنوان شاهکار چاوشی در سال‌های گذشته از آن اسم برد. حتی در ادامه «ژاکت» و «حریص» که بهترین آلبوم‌های چاوشی نبودند ولی سطح قابل قبولی داشتند. در این نگاه بدون شک «پرچم سفید» ضعیف‌ترین کاری است که چاوشی تا به حال ارائه داده است.



  • آخرین ویرایش:-
شنبه 27 اسفند 1390  11:25 ب.ظ

تمام اتفاق عید در روزهای قبل از آن است ...
هیچ وقت اتفاق به اندازه لذت و شوق رسیدن به آن جذاب نبوده و نیست


  • آخرین ویرایش:شنبه 27 اسفند 1390
شنبه 27 اسفند 1390  10:50 ب.ظ

14 فروردین بنزین بالاخره به قیمت جهانی و "روز" اش می رسد و این در حالی است که قیمت پراید؛ خودرویی که اصلا به "روز" نیست و تکنولوژی دهه 80 را همراه خود دارد؛ به بالای 10میلیون تومان رسیده است


  • آخرین ویرایش:شنبه 27 اسفند 1390
  • تعداد کل صفحات :91  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
آخرین پست ها