
آهنگ «ساعت 9» سیروان؛ رتبهی اول چارت رادیوی هلندی شد
موسیقی ما- سیروان خسروی، خوانندهی پاپ خوشقریحه و خوشسلیقهی کشورمان در چارت هفتگی (Top Ten) رادیوی هلندی (funx) این هفته رتبهی اول جدول را بهدست آورده است.
بنابرگزارش خبرنگار «موسیقی ما»، این رادیوی هلندی با آدرس (www.funx.nl) که این هفته چهل و هفتمین جدول برترینهایش در 2009 را به نمایش گذاشته، آهنگ «ساعت 9» از آلبوم «ساعت 9» سیروان خسروی، خوانندهی پاپ کشورمان را در جایگاه اول خود قرار داده است.
این پایگاه خبری موسیقی هلندی دربارهی سیروان و موسیقی پاپ در ایران نوشته: «سیروان خسروی که مدتیست آلبوم جدید او به نام «ساعت 9» به بازار آمده اگرچه برای شما ناشناخته است ولی در کشور خود یکی از معروفترینهاست. قرار گرفتن آهنگ «ساعت 9» او در رتبه اول جدول این هفته ما باعث میشود او را بهتر بشناسید و با آهنگهای او آشنا شوید. سیروان میخواند: «ساعت 9 یه خیابون، من تنها...» و این آهنگیست از یک عشق از دست رفته و یادی از لذت با هم بودنها.
این وبسایت میافزاید سیروان 27 ساله، شانزده سال است با موسیقی آشناست و در سال 2004 آلبوم اول خود را منتشر کرده و به دنبال موفقیتی که کسب کرد تا به حال موسیقیهای زیادی را تهیه کرده است.
این مطلب اضافه میکند متاسفانه در ایران هنوز قانون مشخصی در ارتباط با حقوق مادی و معنوی صاحب اثر موسیقی در ایران وجود ندارد. در ایران هنرمندان درآمدشان از برگزاری کنسرت و اجراهای زنده به دست میآید و نه با فروش حق آلبوم.
چارت این هفتهی این رادیوی هلندی را اینجا ببینید.
منبع : پرشیامگ

دریافت به صورت فایل PDF - رایگان کیفیت بالا (47 مگا بایت)
بزودی در هنر هفتم خواهید خواند:
برنامه ریزی؛کیلویی چند؟(یادداشت اجتماعی)
سایه یک اسم؛تنظیم کننده(موسیقی)
پرونده ای برای یک سریال؛ 24 (تلویزیون،سینما)
* * *
ایرانیان، به استاد شجریان رای میدهند
انتخاب بهترین صدای تاریخ از بین ۵۰ خواننده مشهور جهان
برای هر خواننده ۳۰ ثانیه از صدایش را بمنظور آشنایی گذاشتهاند. متاسفانه
انتخاب نمونه برای شجریان نامناسب انجام شده است، چون یک بخش معمولی از
مثنویخوانی است که نه جزء کارهای شاخص اوست و نه قدرت و دامنهٔ اکتاوی
صدایش را نشان میدهد. زیرا برای افرادی که به موسیقی ملی ایرن آشنایی
چندانی ندارند وسعت صدا در انتخاب خواننده تاثیر گذار است.
در صورتی که علاقهمند هستید تا به استاد شجریان رای بدهید کافیست در این
سایت روی علامت مثبت زیر عکس استاد ، کلیک کرده و بعد از گذاشتن کامنت
گزینه all done را کلیک کنید.
نتایج این نظرسنجی اواسط دیماه ۱۳۸۸ اعلام خواهد شد.
اینجا
«شانس» فرزین هفتهی آینده به بازار میآید
آلبوم جدید فرزاد فرزین، خواننده پاپ، با عنوان «شانس» هفتهی آینده منتشر میشود.
بنابرگزارش خبرنگار «موسیقی ما»، فرزاد فرزین با انتشار دو آلبوم «شراره» و «شوک» به موفقیت و محبویتی قابل توجه رسید و یکی از پرکارترین خوانندگان پاپ طی دو سال اخیر، به حساب میآید.
فرزاد فرزین که عنوان «شانس» را برای سومین آلبوم رسمیاش برگزیده بهزودی این اثر را با تاخیری چند روزه، به احتمال زیاد اواخر آبان یا اوایل آذر روانهی بازار خواهد کرد. فضای این آلبوم متفاوت از آلبومهای قبلیست.
بنابر گزارش «موسیقی ما» این آلبوم شامل 10 قطعه است. در این آلبوم نام ترانهسراهای مشهوری همچون یغماگلرویی، روزبه بمانی، مریم اسدی، حامدهاکان، مرجان نورینژاد، علی مهرگان به چشم میخورد، ضمن اینکه ترانهی دو قطعه از این آلبوم را هم خود فرزاد فرزین سروده است. بیشتر ملودیهای آلبوم «شانس» ساختهی فرزاد فرزین است. همچنین پدرام کشتکار و حامد هاکان نیز هرکدام یک قطعه را برای فرزاد فرزین آماده کردهاند.
همچنین نوید سپهر، پدرام کشتکار، کوشان حداد، مهران خلیلی، محمد شاکر و خود فرزاد، قطعههای این اثر را تنظیم کردهاند.
میکس کار برعهده کوشان حداد، شاهرخ شریفی و فرزاد فرزین و مسترینگ اینکار در استودیو آفاق انجام شده است.
دانلود دموی آلبوم: اینجا

نیکو خردمند پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطرهانگیز "پرده آخر" که در سالهای اخیر کمکار شده بود، 27 شهریور در سیزدهمین جشن خانه سینما تجلیل شد. وی متولد 1311 تهران بود و فعالیت هنری را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از 1339 نیز در دوبله مشغول بود.
مرحوم خردمند کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم سینمایی "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقشآفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.
این بازیگر همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم سینمایی "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شد.
خردمند در سالهای اخیر در فیلمهای سینمایی "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند میگیری گریه کنی" بازی کرد. خبرگزاری مهر درگذشت این هنرمند باسابقه را به جامعه هنری ایران و خانواده و دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت میگوید.
یا
همرمان با هفته کتاب ؛ کتابی، چیزی بگیر دستت !!
این هفته، هفته یار دیرینه و بی زبان است. کتاب و کتابخوانی که مورد بی توجهی همه ماست. هفته کتاب حداقل هفته ای در این 52 هفته سال است که می توان آشتی دوباره ای با آن کرد. حتماً هم لازم نیست که در این هفته کتاب به دست همه جا دیده شویم.
اهمیتی که مطالعه دارد بر هیچ کس پوشیده نیست. سرانه مطالعه مان مگر چقدر است؟ آمارها که گوناگون هستند ولی یک حساب سرانگشتی هم پیش خودمان کنیم متوجه می شویم که خیلی پایین تر از این حرف هاست. کتاب مثل رسانه صدا و تصویر ندارد که ما را به خود جذب کند و همین عامل باعث محبوبیت بیش از پیش آن است. کمیت هم اهمیتی چندانی ندارد. گر چه هر چه این آمار سرانه کتابخوانی بیشتر شود، همه خوشحال تر می شوند اما صرف بالا بردن کمیت مشکلی را حل نمی کند. کما بر این که همین الان چندین میلیون دانشجو و دانش آموز در کشور وجود دارند که کتاب می خوانند اما کتاب درسی و تست و... بنابراین مشکلی با کمیت حل نمی شود.
مسوولان فرهنگی همیشه در این اندیشه بوده اند که بتوانند تعداد بیشتری را به کتابخانه ها بکشند تا بتوانند این ضعف بزرگ ایرانی را مرحم ببخشند. اما چرا این تلاش ها آن نتیجه دلخواه را نداده است؟ فرهنگ سازی در این مورد یکی از شعارهای همیشگی مسوولان بوده است ولی «عمل» این فرهنگ سازی چیست؟ اصلاً راه کار عملی برای اجرای آن چیست؟ به عنوان یکی از کسانی که دغدغه این کار را خوب می شناسد اعتقاد دارم که باید این فرهنگ سازی را از خانواده و پدران و مادران شروع کرد، برخلاف کسانی که فکر می کنند باید از کودک این فرهنگ سازی شروع شود. نقشی که خانواده در تربیت فرزند دارد به هیچ عنوان قابل انکار نیست پس اگر می خواهیم نسل آینده، نسلی هوشمند و آگاه باشد باید بذر این فرهنگ سازی در خانواده کاشته شود. پدر و مادری که اهل مطالعه باشند، فرزندشان را هم به مطالعه علاقه مند می کنند و این دقیقاً نقطه رو به روی خانواده ای است که اهمیتی به مطالعه، کتاب و کتابخوانی ندارد. باید به خانواده ها آموزش داد که فرزندان خود را به مرور با ایجاد انگیزه به کتابخوانی تشویق کنند. کتاب مخصوص گروه کودک و نوجوان هم که کم نیست پس لازم است این فرهنگ سازی از شعار و کلی گویی خارج شود به مرحله عمل برسد. هر چه این بذر زودتر کاشته شود و با دقت و مراقبت و اصولی پیش برود، قطعاً حصول فراوانی از آن خواهیم داشت.
وظیفه خطیر آموزش و پرورش در این امر مورد توجه است و همچنین ارتباط این نهاد با خانواده ها از طریق انجمن اولیاء و مربیان. انجمنی که سال هاست به مانند یک کتاب قدیمی گردی از غبار روی آن نشسته است. متأسفانه در چند سال گذشته نگاهی قدیمی روی موضوع کتاب و کتابخوانی سایه انداخته بود و همین نگاه باعث می شود که ما در طول این 52 هفته از سال فقط یک هفته از آن را به کتاب اختصاص دهیم. بهتر است این هفته ما را در طول هر فصل داشته باشیم تا هم کمیت برگزاری آن بالا رود و هم به کیفیت برگزاری نمایشگاه های کتاب بیشتر توجه شود.
پی نوشت:
جدیداً در راستای شعار پژوهش دیده می شود که حتی به دانش آموزان دوران ابتدایی، موضوعاتی داده می شود و دانش آموز موظف است درباره آن تحقیق کند. موضوعاتی که اصلاً در اندازه و توان یک دانش آموز ابتدایی نیست. پژوهش خوب است اما آیا پژوهش برای یک دانش آموز دبستانی با یک دانشجو فرقی نباید داشته باشد؟ آیا این قبیل کارها خالی کردن از بار مسوولیت آموزش و پرورش نیست؟ آیا موضوعاتی از این دست طعنه به شعار زدگی محض جامعه و مسوولان نمی زند؟ واقع بین باشیم. برای همه مسوولیت های تعیین شده است. از زیر آن شانه خالی نکنیم.

می نویسم؛
برای روزهای بی تو بودن
برای روزهای تنهایی
برای روزهایی که دیگر تو را نتوانم دید
برای روزهایی که دیگر این دل برای دیدنت تنگ نشود
برای روزهایی که ندانستم که چگونه در لحظه دیدارت
آرام بمانم؛
برای روزهایی که از شوق دیدار یک نگاه تو
جان می گرفتم؛
برای همه آن روزها ؛ برای همه آن آرزوها
برای همه روزها و ساعت ها و ثانیه هایی که ندانستم
احساس تو را ... قلب تو را
همین ندانستن ها؛
تو را از من
مرا از تو
ما را از ما
جدا کرد
می نویسم
می نویسم
و بغض می کنم
دل تنگت می شوم
خانه خرابت می شوم
از جان چیزی برایم نمی ماند
نگاهت را به یاد می آورم
آه از نگاه تو، نگاه تو ، نگاه تو
بغض کرده ام
اما نمی شکنم
تا یک وقت کسی اشک های تنهایی ام را نبیند
قدم می زنم
آهسته و پیوسته
وسط یک دفتر خالی
دست در دست قلم
قلم می خواند و من اشک می نویسم
دلم دیگر تو را ندارد
دیگر از وجودم نفسی بازدم نمی آید
چه روزها و ساعت ها و ثانیه ها
بی تو گذشت
با تو گذشت
سرد و سنگین ، آرام و شیرین
حرف های ما هنوز ناتمام
کاغذهای سفید روی میزم
نامه ها بود با قلمی بی جوهر
برای تو ، برای دلم
در هم می آمیزمشان؛
آتش دل را به جانشان می کشم
ناله ها برمی آید
از آتش عشقت
که خاکسترم کرد
"تمام شد ترانه"

.::امید محمودزاده ابراهیمی ::.
روزگاریست که در آن می شود با یک نقل قول و یا برداشت اشتباه عمدی جنجال به پا کرد تا دیگرانی که از جنجال تو خوششان می آید برایت کف بزنند و جایی برای تو باز کنند.خیلی راحت می توان با آبروی یک شخص بازی کرد و دو نفر (شاید بیشتر!) را به هم انداخت.
اگر پیگیر اخبار موسیقی باشید در این چند ماهه از جنجال های به پا شده بی خبر نبودید.از دعوای سیروان-صادقی، بنیامین-عسگری،بنیامین-یگانه و بنیامین- سیروان
حالا که آب ها از آسیاب افتاده بیاییم نگاه دیگری به چگونگی رخ دادن این اتفاق ها داشته باشیم.
پس از عرضه آلبوم دوم بنیامین و شروع مصاحبه های او با نشریات؛ مشخص شد که این بنیامین با بنیامین خجالتی و کم رو سالهای قبل فرق دارد و او دارد محکم تر و بدون رعایت ملاحظات معمول سخن می گوید.او ابتدا و البته تنها صراحتا از حمید عسگری در مصاحبه هایش نام برد و همین موضوع سبب ایجاد جنجالی وسیع در نشریات می شود.بساط نشریات حسابی پهن است اما یک جای کار می لنگد.مگر می شود یک دعوا را چند ماه کش داد؟ از هر لحاظ هم نگاه کنیم باز هم می بینیم به جنجال های دیگر نیاز است.سیروان و صادقی هم در همین ایام بحث شان داغ می شود. پس تا بدین جا 2 دعوا داریم که خوراک های خوبی هستند اما باز هم کم است.نهایتا اینها می تواند 2 ماه یا کمی بیشتر سوژه باشد تازه اگر رویداد انتخابات را فاکتور بگیریم.پس باز هم نیاز است...
شیطنت های خبرنگاری همچنان ادامه دارد و همزمانی عرضه آلبوم های سیروان و بنیامین مزید بر علت است که بالاخره نشریات این موضوع را سوژه داغ خود کنند که البته تاحدودی منطقی است.
گفتگو با دو طرف قضیه یعنی سیروان و بنیامین هم راه به جایی نمی برد و آنان حاضر نیستند در این باره اظهارنظری کنند.اما چند اتفاق ساده قاعده بازی را عوض می کند.گفتگوی بنیامین با نشریه زندگی ایده آل زمینه ساز یک جنجال خبری بزرگ می شود.بنیامین درباره محسن یگانه اظهارنظری می کند که پس از آن مصاحبه ای از محسن یگانه در یکی از سایت های موسیقی ایرانی منتشر می شود. خوراک خواستنی برای بعضی نشریات جور می شود.
پس از آن مصاحبه ای از بنیامین منتشر می شود که در آن از سیروان اسم برده می شود و پس از آن سیروان ...
قاعده کلی این دعواها اینگونه بود پس باید ریز به ریز این گفتگوها را بررسی کرد.با یک بررسی دقیق تر نکته ای شاید عجیب در اغلب آنها به چشم می خورد.اگر مصاحبه ها را به خوبی خوانده باشید از روند آن چیزی متوجه نمی شوید یعنی روال مصاحبه عادی است و حرف خاصی زده نمی شود اما ناگهان بحث به حاشیه کشیده می شود با یک نقطه و ویرگول؛
جنجال "ساخته" می شود
در گفتگویی که با بنیامین بهادری داشتیم هم از حاشیه ها پرسیدیم هم از اصل کار یعنی موسیقی.عادت نداریم زیر بغل کسی هندوانه بگذاریم و او را تا عرش اعلا بالا ببریم.قرار است گفتگو کنیم، سوال کنیم، نقد کنیم...قرار نیست جنجال درست کنیم.شیطنت های خبرنگاری جای خود؛ اما همین شیطنت لبه تیغ است که مبادا به زرد بودن دچار شویم.نظرات مختلفی از بنیامین در این چند مدت در نشریات گوناگون به چاپ رسیده است که شاید کمی باعث عکس العمل های مختلف شود اما این جنجال ها و دعواها اصلا منطقی نیست.نمی توان قبول کرد که محسن رجب پور با آن هوش و ذکاوتش بنیامین را به حال خود رها کرده باشد خصوصا اینکه اوست که تصمیم می گیرد که بنیامین با چه نشریاتی مصاحبه داشته یا نداشته باشد.در اتفاقی که بین یگانه و بنیامین افتاد هیچ کدام از طرفین تقصیرکار نبودند و این سایت ها و نشریات بودند که به آن دامن زدند یا مثلا در قضیه بنیامین و سیروان که قضیه از یک سوبرداشت شروع شد.
به گمان من امکان ندارد جامعه محدود شده موسیقی پاپ ایران با راهی که در پیش دارد بخواهد هر دم دعوا و تصفیه را تجربه کند.چگونه ممکن است شرکت ترانه شرقی با سیروان خسروی همکاری داشته باشد در حالی که یک نفر از درون همین شرکت بیاید و درباره سیروان حرف هایی خلاف آن همکاری که انجام می شود؛ بزند.قطعا هیچ کدام از اینها درست نیست.
راهی که این گونه از نشریات ما در آن حرکت می کنند راهی بی پایان و بی هدف است.جامعه موسیقی ما آنچنان بزرگ نیست که بخواهیم سر آن دعوا داشته باشیم.به جای تیتر زدن آنچنانی و حمایت از یک خواننده مشخص و روی خط زرد راه رفتن بیاییم شرافت مندانه کاری را پیش ببریم که به جامعه موسیقی مان کمک کند نه اینکه پایه های آن را روز به روز سست تر کنیم.
همین مطلب در موسیقی ایرانیان

.:: وحید رضا صیرفیان،امید محمودزاده ابراهیمی ::.
خیلی از سوالات حاشیه ای هم در تنظیم حذف کردیم تا مشکل خاصی پیش نیاید.پارت دوم مصاحبه با بنیامین بهادری را بخوانید در حالی که محسن رجب پور مدیر عامل شرکت ترانه شرقی به جمع ما اضافه شده است. پاسخ های محسن رجب پور را جداگانه در کنار پاسخ های بنیامین نوشتیم.
آخرین پست ها