جمعه 4 دی 1388  07:56 ب.ظ

یا حسین



طرح:مظاهر دهقانی




  • آخرین ویرایش:جمعه 4 دی 1388

گپی خواندنی با نیما وارسته درباره‌ی بنیامین، حمید عسکری، زیر بارون و...





.:: علی بحرینی؛اتفاق نو ::.


8 ماه و چند روز از سال 88 گذشته و امسال آلبوم‏هاى زیادى منتشر شده‏اند.، كدامشان را بیشتر دوست داشته‌‏اى؟
تقریباً آلبوم خوبى نشنیده‏ام!

قطعه خوب چطور؟
قطعه خاصى هم به نظرم نمى‏رسد!




 «استودیوى نیما وارسته»! این اولین عبارتى بود كه باعث شد اسم او را بشنویم؛ حدود ده سال پیش!

وقتى كنسرت‏هاى خارجى براى گروه آریان جدى شد، عدم همراهى سیامك خواهانى ویولنیست محبوب آنها همه را نگران كرد اما در همان زمان عنوان شد نیما وارسته جایگزین او خواهد شد. نیما به جاى سیامك روى صحنه رفت و جاى خالى خواهانى در این اجراها اصلاً احساس نشد؛ حدود هفت سال پیش!

«دنیا دیگه مث تو نداره» را نیما وارسته تنظیم كرده است؛ همان كسى كه استودیو دارد و در گروه آریان ویولن مى‏زند. آلبوم «بنیامین 85» كه منتشر شد، نام او در ماركت موسیقى پاپ ایران بیشتر از همیشه به گوش رسید با این وجود دو ضلع از مثلث بنیامین - فرید احمدى و نیما وارسته ترجیح دادند چندان مصاحبه نكنند؛ حدود چهار سال پیش!

نیما وارسته گرچه در موسیقى ایران هم پركار بوده و هم موفق اما تاكنون در گفتگوهاى رسانه‏اى حضور كم‏رنگى داشته است. انتشار همزمان آلبوم‏هاى «زیر بارون» و «كما- 2» با تنظیم‏هاى او بهانه‏اى شد براى این گفت‌وگو. تردیدى نیست كه بسیارى از علاقمندان موسیقى دوست دارند از دیدگاه‏هاى او مطلع شوند و از گذشته نیما وارسته بدانند. به همین دلیل فرصت را غنیمت شمردم و با او یك گفت‌وگوى طولانى انجام دادم. این توضیح را ضرورى مى‏دانم كه در طول مصاحبه اصلاً به دنبال «چالش» نبودم، چون نمى‏خواستم نیما وارسته چنین تصور كند كه دیدگاه‏هاى منفى من نسبت به آلبوم «كما 2» او را وارد جریان جدیدى خواهد كرد. او به من اطمینان كرده بود و من باید به گونه‏اى از او مى‏پرسیدم كه هیچ خدشه‏اى به رابطه او با حمید عسكرى وارد نشود.

منبع:موسیقی ما


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 دی 1388

سومین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان اول دی منتشر شد . این شماره از مجله شامل مصاحبه های مفصل اختصاصی با هنرمندانی همچون علی پهلوان ، محسن رجب پور ، پیمان خازنی و رهام سبحانی است که می توانید با دریافت رایگان این ماهنامه به مصاحبه ها و کل مطالب جذاب این شماره از ماهنامه دسترسی داشته باشید .


 

در بخشی دیگر از این نشریه آلبوم جدید رضا صادقی ، فیلم موزیکال کسی از گربه های ایرانی خبر نداره ! و...  مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند. در این شماره از ماهنامه موسیقی ایرانیان مطالبی از جمله پرونده موسیقایی " تب خوانندگی " ، پرونده ای موسیقایی درباره استاد پایور ، معرفی کیهان کلهر  ، گزارش تصویری  از " کنسرت های آریان ، فریدون آسرایی ، رحیم شهریاری " ، قسمت اول نگاهی به موسیقی راک در ایران ، راه رهایی حسام الدین سراج برای ایران، دیداری با استاد قسمت خانی ، سازگری " علمی که از آن غافل شده ایم " ، چمدان سفری " معرفی کب مو " ، خاکسپاری مجدد ویکتور خارا در شیلی ، من و گیتارم و... در کنار اخبار موسیقی ایران و جهان گنجانده شده است .


از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید .



 

 



یکشنبه 29 آذر 1388  09:43 ب.ظ

 

به گزارش ایسنا، قرار است مراسم تشییع پیكر آیت‌الله منتظری 9 صبح روز دوشنبه از مقابل بیت وی به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار ‌شود.

قرار است پیكر وی در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شود و آیت‌الله شبیری زنجانی نیز نماز را بر پیكر وی اقامه ‌كند.

روز یكشنبه شخصیت‌هایی مانند آیات عظام صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی و صانعی و همچین آیت‌الله گرامی، آیت‌الله شبیری زنجانی، آیت‌الله موسوی تبریزی، آیت‌الله امینی و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی برای عرض تسلیت به بیت آیت‌الله منتظری آمدند.

احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری، نیز با صدور اطلاعیه‌ای ضمن اشاره به سوابق علمی و مبارزاتی پدرش، فوت او را تسلیت گفت.

آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی، آیت‌الله سیدعلی محمد دستغیب، حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی، آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی، و برخی احزاب سیاسی نیز با صدور اطلاعیه‌های جداگانه‌ای درگذشت آیت‌الله منتظری را تسلیت گفتند.

 

روایت فرزند آیت الله منتظری از آخرین ساعات زندگی وی

یادداشت خواندنی علی مطهری درباره خاطراتش از مرحوم آیت‌الله منتظری

پیکر آیت‌الله منتظری در کنار فرزندش به خاک سپرده شد

مرگ همسر مدیر ایرنا قم در تشییع جنازه آیت الله منتظری


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 30 آذر 1388

حمید حامی، رضا صادقی و محسن یگانه بغض ترانه را شکستند...



.:: وحیدرضا صیرفیان، موسیقی 360 ::.


برای اولین بار و در مراسم سومین سالروز ناصریا به طور علنی اعلام شد که ناصر عبدالهی به قتل رسیده بوده است.


سومین سالگرد فراق خواننده موسیقی پاپ ایران، ناصر عبدالهی، با حضور جمعی از علاقه مندان این هنرمند، هنرمندان سینما، موسیقی و رادیو تلویزیون برگزار شد. این مراسم باشکوه که به همت موسسه فرهنگ و هنر حافظ و مساعدت معاونت امور فرهنگی و هنری شهرداری تهران برگزار شد، چهارشنبه 25 آذر ماه از ساعت 7 بعد از ظهر با یک ساعت تاخیر و به مدت دو ساعت و نیم در مرکز همایش های بین المللی برج میلاد برگزار شد.


در این مراسم، حمید حامی (3 قطعه)، رضا صادقی(2 قطعه) و محسن یگانه(2 قطعه) قطعاتی را به یاد ناصریا اجرا کردند. نوازندگان گروه ناصریا نیز بار دیگر گرد هم آمدند و با همراهی خوانندگان، یاد ناصر عبدالهی را گرامی داشتند. امید حاجیلی، مهران سراجیان، حسن فراهانی، ایمان جعفری، علی شهبازی، پیمان لطیفی، سعید برادران، مجتبی شکاری، علی ثابت، حسین شریفی از نوازندگان شب گذشته بودند.



جواد یحیوی، احسان علیخانی، فرزاد حسنی و محمود شهریاری مجریان این مراسم بودند. احسان علیخانی در قسمتی از اجرای خود با بیان اینکه ناصر عبدالهی دوستدار اهل بیت به خصوص حضرت فاطمه زهرا (س) بود و این اظهار علنی حب به اهل بیت در جایی که زندگی می کرد می توانست برای او مشکل ساز شود، اعلام کرد، ناصر عبدالهی بر خلاف ذهنیتی که مردم دارند، هیچ دارویی مصرف نکرده و به قتل رسیده بود.
در این مراسم هنرمندانی چون عبدالجبار کاکایی، فرمان فتحعلیان، غلامرضا صنعتگر، افشین اعلا، مهرداد نصرتی، روزبه نعمت الهی، مازیار عصری، بهنام صفوی، علی لهراسبی، مهدی مقدم، مهدی امینی خواه، فرزاد فرزین، نیما نکیسا، جواد خیابانی، محسن افشاری، شهرام امیری، داریوش شهریاری، نیلوفر لاری پور، بنیامین بهادری، عباس لطیفی، علی منصوری، پرستو صالحی، مهدی عندلیبی و ... حضور داشتند، برخلاف برنامه اعلام شده، بنیامین بهادری اجرایی نداشت و فقط نظاره گر مراسم بود.


همچنین به همت دست اندرکاران و استودیو ضبط آثار ناصر عبدالهی، صدای خام ناصریا از دو قطعه او جدا شده بود و با پخش آن، گروه نوازندگان، بطور زنده صدای ماندگار را همراهی کردند.


گزارش مشروح این مراسم را هفته آینده بصورت اختصاصی از طریق پایگاه خبری - تحلیلی موسیقی 360 بخوانید.


منبع : موسیقی 360



سه قتل عمد در کهریزک / کیفرخواست برای کسانی که در این باره اطلاعات غلط داده‌اند




  • آخرین ویرایش:یکشنبه 29 آذر 1388
چهارشنبه 25 آذر 1388  09:29 ب.ظ

حمید عسگری:



بنیامین از من تقلید کرد !

سرانجام پس از حدود یک ماه از انتشار آلبوم جدید حمید عسکری با نام "کما2" وی سکوتش را شکست و اعلام کرد که بنیامین از اثر او تقلید کرده است نه او از اثر بنیامین. صحبت های او را در این زمینه را در ادامه بخوانید.


 

 
 بنیامین تقلید کرد نه من

قصدم این بود که وارد این ماجرا نشوم و به دلیل احترامی که برای شخص بنیامین و کارهایش قائلم ، سکوت کنم اما متاسفانه نشد! مرا به تقلید از بنیامین متهم می کنند و کارهای مرا شبیه کارهای او می دانند اما من در همین جا و با صراحت می گویم که بنیامین از من تقلید کرده , نه من از او!

برای این ادعا دلایلی دارم که تا به امروز در هیچ گفتو گویی مطرح نکرده ام اما فکر می کنم سکوت بساست و برای روشن شدن اذهان مخاطبان موسیقی پاپ باید حرف هایی را بزنم. بد نیست آلبوم اول من یعنی کما 1 را با آلبوم دوم بنیامین یعنی  بنیامین 88 مقایسه کنید تا خیلی مسائل برایتان روشن شود.. حتما ترانه وای که چقد تورو دوست دارم و... را شنیده اید  وبند (( ... میمیرم واسه چشمای قشنگت / بگو بگو بگو بگو دوسم داری)) از همین قطعه را به خاطر می آورید . مصرع دوم این بیت را با ترانه (( عاشقی با تو )) آلبوم بنیامین 88 و این بیت (( بگو بگو بگو فقط یه بار / آخه تو هم آخه یه بار به روت بیار مقایسه کنید و حتی به ریتم ، نحوه خوانش و ملودی کار نیز دقت کنید . نظر من این است که بنیامین از فرید احمدی  شاعر کارهایش خواسته چیزی شبیه به آنچه من در قطعه خودم خوانده ام ، بنویسد . تکرار 4 باره واژه (( بگو )) و وزن مشترک دو عبارت (( دوسم داری)) و فقط یه بار قطعا تصادفی نیست . ریتم کار هم که دقیقا ریتم کار من است . با این توضیح که قطعه من زمستان 85 منتشر شد و آلبوم بنیامین بهار 88!

دز معروف ترین قطعه کما 1 یعنی (( هیشکی مث من تو رو دوست نداره )) من اینگونه نوشته ام : واسه ی عشق تو همه چی دادم و به جز غرورمو که اونم رفته به باد / بود و نبودمو ، همه وجودمو ، واسه تو دادم و تو می گی  منو نمی خوای))

و بنیامین در یکی دیگر از ترانه هاش آلبوم جدیدش اینگونه می خواند (( همه ی دارو ندارمو ، هرچی داشتم و نداشتمو ، همه رو پای تو گذاشتم و .......... غرورمو که شکوندم و .... )) باز هم معتقدم بنیامین  از فرید احمدی خواسته شعری با سوژه ترانه من بنویسد و من فکر نمی کنم که این شباهت ها اتفاقی باشد .

 حالا ادعا می کنم

من کلا آدم مدعی و پر سر و صدایی نیستم اما الان می خواهم ادعا کنم که بیش از 40 ملودی ساخته شده توسط من به موفقیت های چشمگیری در بازاررسیده اند.

چه کارهایی که خودم خوانده ام و چه ملودی هایی که به سایر خواننده ها واگزار کرده ام  اصولا موردتوجه خاص مخاطب بوده اند . جد ااز تمام آلبوم کما 1 که بر سر زبان ها افتاده ؛ ملودی های برای بساری از خوانندگان مختلف ساخته ام که تبدیل به گل آلبوم هایشان شده است . نمی خواهو تک تک اسم ببرم اما انهایی که ازمن  ملودی گرفته اند ، می توانند شهادت دهند که کارهایی که من ساخته ام چه کمکی به آلبوم هایشان کرده است.

ملودی های من استایل مخصوص به خودش را دارد و آگر هم گاهی شبیه یکدیگر باشند ، شبیه کارهای هیچ آهنگ ساز یا خواننده دیگر نیستند . فکر می کنم بعضی ها که از موفقیت های من و آلبوم هایم دچار(( سر درد )) شده اند ، دوست دارند به این بحث ها دامن بزنند اما من کار خودم را می کنم .

ماجرای تراک فرشته

راجع به ترانه فرشته خیلی صحبت شده و خیلیهااین کارار شبیه به کار (( دنیا دیگه مث تو نداره ))بنیامین دانسته اند. شباهت ملودی این دو قطعه را اکیدا رد می کنم اما اگر بحث بر سر تنظیم باشد ، جواب من روشن است . البته من نمی خواهم از جانب نیما وارسته صحبت کنم اما در هر صورت تنظیم کننده این دو قطعه یک نفر است و هر موزیسنی هم استایل مخصوص به خودش را دارد . طبیعی است که نیما کارهایش را در یک استایل خاص تنظیم کند . این اتفاق عجیب و غریب نیست با این حال فکر می کنم خود نیما باید راجع به این مسئله صحبت کند .

آنقدر مطرح شده ام که ...

کلا خیلی خوشحالم ک هآنقدر مطرح شده ام که کوچکترین اتفاقات کاری من تبدیل به بزرگترین سوژه های سایت های موسیقی و نویسنده های می شود .از همه دوستانی که کار های مرا اینچنین  نقد و حتی تخریب می کنند سپاسگزارم چرا که آنها در شرایطی که آلبوم به تازگی منتشر شده ، بهترین تبلیغ را برای من انجام می دهند .

ضعف هایم را می پذیرم اما ...

کما 2 هم مثل هر آلبوم دیگری  قطعا ضعف هایی دارد و من هم آنها را می پذیرم  اما با غرض ورزی کنار نمی آیم . سعی می کنم ضعف های کما 2 را در آلبوم بعدیم یعنی کما 3 برطرف کنم و کار بهتری رابه دست مخاطبانم برسانم . اما خدا را شکر می کنم که کما 2 مورد استقبال ویژه مخاطبان موسیفی قرار گرفت و از فروش بسیار مناسبی برخوردار است . من این واقعیت را در کنسرت تهرانم لمس کردم . درحالی که تنها یک هفته از انتشار کما 2 گذشته بود حاضران در سالن کارها را همصدا با من می خواندند و این اتفاق بی نظیری بود.



منبع : ترانه ماه - با تشکر از اخبار موسیقی ایران


چهارشنبه 25 آذر 1388  12:41 ب.ظ

کمی بزرگتر فکر کنیم


عکس تزئینی است


در واکنش به یک گزارش و یک یادداشت در هفته نامه های محلی پاسارگاد و نگارستان

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

تلویزیون، تلویزیون و تلویزیون.

سوژه یک گزارش و یک یادداشت در 2 هفته نامه ی محلی. یکی از ضعف ها شکایت دارد دیگری آن را تهدید می نامد.اما به واقع چرا؟

تلویزیون در دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم موثرترین رسانه جمعی است و توسعه و توجه روز افزون به آنها حرفی است که این روزها زیاد می شنویم و گوش مان از این حرف ها پر است.اما از یک نکته بزرگ شاید غافلیم. ما از خودمان غافلیم.از این اینکه چند کانال تلویزیونی خوش آب و رنگ توجه  مخاطبمان را به خود جلب می کنند،می ترسیم. نمی گویم ترس ما به جا نیست.اتفاقا هست اما چرا ما باید خودمان را دست کم بگیریم؟ چرا باید همیشه از پایین به قضایا نگاه کنیم؟ می ترسیم و اولین اقدام مان محدود سازی است.می خواهیم روی همه این شبکه پارازیت باشد تا فقط خودمان باشیم و خودمان ! عکس المعل مان منطقی نیست. این نگاه محدود به چند نفر هم نیست! خیلی از مسئولان مملکتی ما هم همین نگاه را دارند که صد البته جای تاسف دارد.

به یاد می آورم حرف ها و واکنش هایی که ما و مسئولان ما نسبت به امور فرهنگی داشتیم.مهندس ضرغامی رئیس رسانه میلی(ملی سابق!) سال گذشته در واکنش به ایجاد یک شبکه خبری فارسی زبان به خبرنگاران گفت که تغییری در رویه سازمان و... نخواهد داد.این نگاه آقای ضرغامی 2 وجه دارد.اینکه ما «ساختار» خودمان را حفظ می کنیم که حرف منطقی ای است و وجه دوم اینکه ما با ایدولوژی خاص خودمان جلو می رویم و تغییرات را جدی نمی گیریم که این یکی کمی خطرناک است.

حالا یک سال از حرف آقای مهندس گذشته است.نگاهی به اخبار ساعت 14 و 19 و 21 شبکه اول سیما می اندازیم و چشم هایمان از این تغییرات سطحی و این حجم عظیم از تقلید کورکورانه گرد می شود.از اخبار هواشناسی انتهای اخبار شگفت زده می شویم.از اینکه گویندگان خبری لحن پسر همسایه مان را گرفته اند! متعجبیم.(یه کم شبیه همان شبکه ای نیست که همیشه نفی اش می کنیم؟!!!)

حالا چه کسی بود گفت ما تغییر نمی کنیم؟ به نظر می رسد به جای آنکه واقعا تغییر را درک کنیم می آییم و رنگ عوض می کنیم.کاری که ما ایرانی ها خیلی خوب آن را بلدیم.تقلید کورکورانه کار همیشگی مان می شود و ایده ها و اندیشه های خوب خودمان را نادیده می گیریم.باید حتما یک شبکه آنورآبی راه بیفتد تا ما به فکر تغییر بیفتیم؟چرا خودمان شروع به تغییر نمی کنیم؟چرا خودمان الگو نمی شویم؟ کسی اصلا حرف هایمان را می شنود؟ کسی نامه های ما را می خواند؟ برای ما وبلاگ نویس ها که نامه نوشتن به این و آن برایمان یک کلیشه است! می دانیم که خبری نیست و هر کس که آن بالا نشسته است،گوشش بدهکار نقد و ارزیابی نیست!

ما مخاطب مان را دست کم می گیریم.معضل ما فارسی وان و ... نیست.مشکل خودمان هستیم که به این روز رسیدیم.اینکه دی وی دی سریال های خارجی بیشتر از سریال شبانه ما مخاطب و خریدار دارد؛ تقصیر خارجی نیست.این شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت فرهنگی است که هزار ماشالله هزاران مسئول دارد.چندین مدت یا بهتر بگویم سال است که از ریزش مخاطب رسانه خودمان نوشتیم و نوشتیم.

حالا جوابمان را آقای ضرغامی اینگونه می دهد کما بر اینکه قبل از این هم داده بود: «حجم موسیقی در صدا و سیما باید کم شود.»خوب این جمله را بخوانید. آقای ضرغامی اشاره به «حجم» دارد و نه کیفیت! آقای ضرغامی نمی گوید که باید کیفیت بالا برود.او کمیت را پایین می آورد تا ...(بقیه اش بماند حالا!)


آقای ضرغامی می گوید خانم ها نباید در صدا و سیما آرایش کنند.
من یک سوال دارم؛ مگر تا حالا آرایش می کرده اند که اکنون می خواهید رویه عوض کنید؟ چرا حرف های گذشته را دوباره می زنید؟مگر کسی خواستار آرایش خانم ها در صدا و سیمایتان بود؟کسی گفت برای جذب مخاطب خانم آرایش کرده به صدا و سیما بیاورید؟ این حرف های شما فرار به جلو محسوب نمی شود؟  ما خواستار جذب مخاطب به حرفه ای ترین شکل بودیم.ما و شما و همه می دانند که با کارهای مقطعی نمی توان مخاطب را جذب کرد.وقتی صدا و سیما واقعا بی طرف و کارآمد نیست.ال سی دی 1000 اینچی! چه دردی از مخاطب دوا کرده است؟


آقای علیزاده عزیز!

ما می دانیم که همه فرهنگ ها وجب به وجب فرق می کند اما اگر به این توصیه ها گوش بدهیم باید جلوی پخش تمام سریال های خارجی را بگیریم چون دارند فرهنگ خودشان را به ما عرضه می کنند و مخاطب می گیرند.باید امثال جومونگ و... را قلع و قمع کنیم تا کسی نگاهش به آنطرف نیفتد.آیا ما به مخاطبمان نگاه کرده ایم که انتظار نگاه شدن را داریم؟ صدا و سیمای ما واقعا جلوتر از مخاطب است؟

اگر اینطور باشد پس تمام سریال ها و فیلم های ما هم تهاجم فرهنگی ما می شود به آنوری ها !ما همیشه باید در حمله و ضد حمله به سر ببریم؟ تصاویری از یک کشور دیگر می آید ویترین فرهنگ  آن کشور است.از بُعد آشنایی با فرهنگ های دیگر وقتی نگاه کنیم آنوقت کمی مشکلاتمان کمتر می شود.

من نه با آقای ضرغامی مشکل دارم و نه کس دیگر اما چرا انتقاد به خود جدی گرفته نمی شود؟ گزارش نشریه پاسارگاد همین نقد خودمانی است.انگار کسی کنارمان نشسته و عیبمان را می گوید.چه ایرادی دارد؟مگر نگفتیم که دوست آیینه دوست است؟ اگر همین نقد درونی را نداشته باشیم می خواهیم چه کاری انجام دهیم؟ مشکل مسئولان ما هم همین است که نقد درونی را جدی نمی گیرند و مرتبا داد و هوار از تهاجم فرهنگی دارند.

من باب تهاجم فرهنگی هم قبلا در وبلاگم نوشته بودم که اگر رسانه جای جنگ است ما در سنگری به سر می بریم که فرمانده مان دارد برای ما از تهاجم دشمن خاطره می گوید در حالی که بمب و خمپاره است که روی سرمان می بارد و ما هم غرق شنیدن قصه هستیم! دشمن آن سوی سنگر است و ما به خود مشغولیم.هیچ اقدام عملی نمی کنیم.ضعف خودمان را قبول داشته باشیم اما ایمان هم داشته باشیم که به قله ها می رسیم.مگر رزمندگان ما در جنگ تحمیلی تا دندان مسلح بودند؟ آیا ایمانشان به سلاح شان نمی چربید؟ آیا به قله نرسیدیم؟

آقای علیزاده عزیز؛

این مشکل جز با کنار گذاشتن نگاه ایدولوژیک قابل حل نیست و بحث ها و یادداشت ها و گزارش ها هم دردی از ما دوا نمی کند.مشکل این است که منِ مخاطب باید اطلاعاتی که می توانم از همین رسانه خودمان به دست بیاورم را از رسانه های آنوری بگیرم.مشکل این است که باید «عمر خیام» را در یک برنامه مستند آن ور آبی بشناسم و نه صدا و سیمای خودم.

مشکل ما با فارسی وان آغاز نشده است که اگر چنین بود باید خیلی وقت پیش اشاره به شبکه عربی «ام بی سی پرژیا» می کردیم.مشکل ما از خودمان و از چندین سال پیش آغاز گردیده است.

به هر حال چند شبکه آن ور آبی داریم که حسابی دارند برای مخاطب ایرانی دست و پا می زنند. یاد بگیریم که هوشمندانه پای تلویزیون(هم اینوری و هم آنوری) بنشینیم و سریع خودمان را نبازیم. چاه سریال ماهواره ای هست اما وقتی ما راه را روشن کنیم قطعا کسی با میل خود به درون چاه نمی رود.

با این فکر برنامه ساختن که، هر کس ما را نگاه کند مخاطب است و هر کس ما را نگاه نکرد غرب زده است و دچار تهاجم فرهنگی گردیده است؛مشکلی حل نخواهد شد. یادمان نرود وقتی سریال شب های برره از همین صدا و سیمای خودمان پخش میشد همه ماهواره ها خاموش میشد و مخاطب پای محصول ما می نشست.
پس بیاییم صادق باشیم و با بغض و کینه نگاه نکنیم.نقد درونی را بپذیریم و خودمان را رشد بدهیم.کمی بزرگتر فکر کنیم. قطعا با این نگاه نه چاهی وجود دارد که از آن بترسیم و نه ترس از دست دادن فرهنگ را داریم. مخاطب ما وقتی هوشیار و هوشمند باشد با هیچ طنابی به هیچ چاهی نمی رود.

خواهشا همگی با هم روضه خوانی را تمام کنیم...



ببینید:

یادداشت محمدجواد علیزاده در هفته نامه نگارستان  (در چاه سریال های ماهواره ای نیفتیم)

گزارش علی حاج محمدی در نشریه پاسارگاد              (فارسی وان موی دماغ رسانه ملی)


پی نوشت(1):

هنر این است که در دنیای باز رسانه ها «رسانه ما» برنده میدان باشد.

پی نوشت(2):

از یک چیز می ترسم و آن هم این است که اگر گروهی کارکشته و حرفه ای از دوبله ایران به غربت مهاجرت کنند و به استخدام شبکه فارسی وان در بیایند آنوقت ....(می خواهید از الان برایشان حکم بِبُریم و بِبَریم شان زندان اوین تا از این فکرها نکنند؟!!!)


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 دی 1388
جمعه 20 آذر 1388  01:43 ب.ظ

افتخار نشان دادن تصویر پاره شده ی عکس امام خمینی(ره) تقدیم به :



صدا و سیمای جمهوری اسلامی !


نمردیم و این تصویر را از رسانه میلی خودمان دیدیم!! تاسف،تاسف و تاسف. آقای ضرغامی؛ واقعا ممنونیم از شما بابت پخش این تصویر! واقعا نمی دانستیم شما اینقدر استعداد دارید !!!


بعدالتحریر:

درباره این اتفاق خواستم خیلی چیزها بنویسم اما خب وقتی همه چیز مبرهن است ...




  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 آذر 1388

من که دل به تو دادم ...



فریدون: آهنگ «آهای خوشگل عاشق» را برای مریم‌نامی ساخته‌ام

.:: امین موسوی،موسیقی ما ::.


اولین كنسرت فریدون در تهران شب پیش در حالی برگزار شد كه چهره‌های شناخته شده‌ای مثل بهروز صفاریان، پدرام كشتكار، امیر علیزاده و فرزانه كابلی سرپرست گروه نمایشی در سالن همایش های برج میلاد فریدون را همراهی می‌كردند، این كنسرت به همت موسسه فرهنگ و هنر حافظ و شركت آوای هنر برگزار شد. متن زیر گزارشی از سئانس اول كنسرت است كه حاشیه‌های سئانس دوم هم به آن اضافه شده است.

طبق عادت معمول كنسرت‌های كشورمان، برنامه با كمی تاخیر با سخنان و خوش آمد‌گویی سراجی مدیر موسسه فرهنگ‌و‌هنر حافظ شروع شد. بعد از مدتی پرده‌ها كنار رفت و احسان نیزن قطعه بی‌كلام زیبایی را با ویولون خود به همراهی گروه نمایشی و بقیه نوازنده‌ها اجرا كرد، بعد از این قطعه فریدون با كت سفید و پیراهن مشكی وارد صحنه می‌شود و آهنگ «خونه به خونه» را با كمی استرس اجرا می‌كند، فریدون بعد از اجرای اولین قطعه زندگیش عید غدیر را به مردم تبریك می‌گوید، و اضافه می‌كند: «امیدوارم امشب بتوانیم برنامه خوبی برای شما داشته باشیم، بعد از سال‌ها من این افتخار را داشتم كه بتوانم در تهران برنامه داشته باشم، خب برای من سخت است یك خورده، راستش من خیلی حرفای قلمبه سلمبه بلد نیستم بگویم و خیلی‌ها با زدن همین حرفا پول در می‌آورند ولی این حرفا كار من نیست، دوست دارم در این كنسرت به شما نزدیك شوم و خیلی با هم صمیمانه كنسرت را اجرا كنیم؛ خب بریم سراغ قطعه «دوست دارم» كه فقط به خاطر شما كه دوستون دارم اجرا می‌كنم» این قطعه با پیانوی زیبای امیر علیزاده و كمانچه نوازی احسان نیزن شروع می‌شود، و با هم‌خوانی زیبای فریدون و امیر علیزاده ادامه پیدا می‌كند، علیزاده كه در این قطعه با زبان آذری تصنیف عاشقانه «كوچه لره سو سپمیشم» را اجرا می‌كند، نشان می‌دهد كه صدای خوبی نسبت به خیلی از خواننده‌های پاپ دارد!

قطعه بعدی با نوای زیبای گیتار شروع می‌شود و فریدون آهنگ «فاصله‌ها» را اجرا می‌كند، در پاپان قطعه فریدون می‌گوید این آهنگ را به عشق آنهایی اجرا كردم كه فاصلشان از من زیاد هست و در ردیف‌های عقب نشسته‌اند.

بعد از اجرای ضعیف فریدون در قطعه «غریبه» فریدون می‌گوید: «امشب من سر وصدا نمی‌شنوم چرا؟» مردم هم به شدت او را تشویق می‌كنند، بعد از این ترانه نوبت به آهنگ «كبوتر» می‌رسد كه با نوای خیره‌كننده سه‌تار شروع می‌شود و فریدون هم می‌خواند: «آسمون بغض شو خالی می‌كنه آدمو حالی به حالی می‌كنه»، در این قطعه گروه نمایشی با چتر‌هایی در دست اجرای جالبی داشتند، ولی نكته عجیب این بود كه هر وقت گروه نمایشی بر روی صحنه می‌رفتند نور سن كمتر می‌شد و در بعضی قسمت‌ها كلا گروه نمایشی دیده نمی‌شدند، البته بعد از اجرا، صحبتی با فرزانه كابلی داشتم كه او گفت ما اصلا با بچه های نور تمرینی نداشتیم، بخاطر همین این مشكلات بوجود آمده است.

قطعه بعدی آهنگ «آهای خوشگل عاشق» بود كه شور عجیبی در جمعیت ایجاد كرد، فریدون این قطعه را به تمام بانوان ایران تقدیم كرد و با خنده‌ای گفت: «اگر این آهنگ نبود ما هم اینجا نبودیم». بعد از این قطعه مردم با فریاد «دوباره دوباره» خواستار اجرای این آهنك می‌شوند كه فریدون میگوید دست خودم بود چند‌بار این اهنگ را می‌زدم ولی خب من كاره ای نیستم، بروید به بهروز صفاریان بگویید، ولی صفاریان برنامه كنسرت را تغییر نمی‌دهد و اجرای دوباره «آهای خوشگل عاشق» را به آخر برنامه موكول می‌كند.

آهنگ بعدی «گل ناز» است كه فریدون در لحظاتی از اجرا آهنگ را از ریتم می‌اندازد كه بعد از پایان این قطعه می‌گوید: «بلاخره ماهم بزرگ می‌شیم درست می‌شیم، هنر اصلی متعلق به بچه‌های نوازنده هست، من آواز‌خوانی نالایق هستم كه افتخار این را پیدا كردم كه در كنار اینها باشم» با گفتن این جمله مردم او را به شدت تشویق می‌كنند، در جایی دیگر یكی از تماشاگران از فریدون در خواست آهنگ شاد می‌كند او هم می‌گوید: «مگر آلبوم‌های منو گوش نكردید؟ البته اگه منو ول كنین كه من دوست دارم تا صبح براتون آهنگ شاد بزنم، من اونقدر آهنگ شاد دارم، در فرصتهای بعدی اونها را اجرا می كنیم»

با قطعه بعدی یعنی «بیا بریم از این دیار» فریدون جو و شور زیادی به مردم می‌دهد، در این قطعه احسان نیزن كمانچه زیبایی را می‌نوازد. بعد از اجرای «غریبه» فریدون سن را به یاشار خسروی می‌سپرد تا او به مدت چند دقیقه با ساكسیفون‌نوازی خود حس لذت موسیقایی ما را ارضا كند و حسرت این را بر دل ما گذارد كه ای كاش خسروی خودش به تنهایی هم یك كنسرت می‌داد. بعد از اینكه فریدون دوباره روی سن می‌آید، می‌گوید:«این یاشار كار ما را خراب كرد و رفت»

بعد از اجرای آهنگ «وطن» كه پدرام كشتكار تنظیم كننده‌اش بود، نوبت به اجرای ترانه «افسون» می‌شود كه نت‌های سه‌تار را به دلیل نبودن نوازنده سه‌تار، گیتار اجرا می‌كند. قطعه بعدی «با من بمون» است كه بهروز صفاریان به همراه پیانو نوازی‌اش همخوانی با فریدون می‌كند كه تشویق شدید مردم را به همراه دارد، به لحاظ فنی اجرای صفاریان بی‌نقص‌تر و درست‌تر از فریدون بود. البته باید به این نكته هم توجه كرد كه حنجره فریدون بعد از اجرای این همه قطعه خسته بود.

بعد از این قطعه، فریدون عكاسی كه ازش عكس می‌گیرد را می‌بیند و به او می‌گوید «از من خوب عكس بنداری ها»، از خودش یك فیگوری هم می‌گیرد و این باعث خنده همگان می‌شود. فریدون نگاهی به جمعیت می‌كند و می‌گوید: «می‌دانید فرق من و شما در چیست؟ در این است كه من پرروترم و خیلی راحت خواننده شدم وگرنه خوانندگی شما بهتر از من هست»

مردم با ترانه بعدی یعنی «خونه به دوش شهر عشق» كه ریتم تندی دارد، سر و صدای زیادی می‌كنند، بعد از اجرای این ترانه نوبت به آهنگ «بوی سیب» می‌رسد كه یكی از زیبا‌ترین آهنگ‌های پاپ در مورد شهدا است، فریدون می‌گوید: این آهنگی را كه اجرا می‌كنم وظیفه بسیار سنگینی بر دوش من بود، شركتی كه آلبوم من را تهیه می‌كرد این وظیفه را بر عهده من گذاشت، من مدت‌ها فكر می‌كردم با این شعری كه اصلا یك داستان بود چه كار می‌شد كرد، این ترانه البته از اشعار بسیار زیبای عبدالجبار كاكایی بود، من این كار را در كاست آلبومم قرار ندادم تا كسانی فكر نكنند این كار برای مجوز گرفتن آلبومم بوده است، این آهنگ را من برای دلم خواندم، بخاطر كسانی كه رفتند در مرزها شهید شدند تا ما امروز اینجا باشیم، و این وظیفه‌ای بر دوش من بوده است»

در این آهنگ گروه نمایشی با پرچم‌های از ایران، چكمه، جنازه و ویلچر حركات جالبی را انجام دادند.
بعد از این قطعه آهای خوشگل عاشق دوباره اجرا شد، بعد از این قطعه فریدون و گروهش هم بدون خداحافظی صحنه را ترك كردند و این باعث ناراحتی بعضی از مردم شد.


حاشیه های كنسرت در هر دو سئانس :

- در هر دو سئانس علیزاده و صفاریان به كمك فریدون می‌آمدند و با لب‌خوانی اشعار و حركات دست و بدن سعی در این داشتند كه فریدون را در درست خواندن ترانه ها را یاری دهند.

- فریدون در سئانس اول گفت ایلیا خسروی نوازنده درام 16 ساله هست در حالی كه در سئانس دوم گفت 20 ساله است!

- فریدون بعد از اجرای «آهنگ آهای خوشگل عاشق» در سئانس دوم گفت: « من آهنگساز نیستم، من فقط ملودی می‌نویسم، بهروز صفاریان آهنگساز هست، وقتی من این آهنگ را ساختم برای كسی ساختم كه اسمش مریم بود، هیچ وقت فكر نمی‌كردم یك روز «اگه دست روی دستم نذاری خدا نگهدار» اتفاق بیفته ولی افتاد ولی خوشحالم كه امروز شماها را حداقل دارم، جایش خیلی خالی هست، همیشه دوست داشت در اولین كنسرتم باشد، هر جا كه هست خدا نگهدارش»

- استقبال مردم در سئانس اول كمتر از سئانس دوم بود.

- عبدالجبار كاكایی و پژمان بازغی در سالن حضور داشتند كه بارها فریدون از كاكایی تشكر كرد.

مصاحبه با عوامل و نكات تحلیلی كنسرت :
- با اینكه فریدون در اجرای قطعات معمولی خوب ظاهر نشد، معلوم نیست چرا اجرای قطعه آوازی در آهنگ «بوی سیب» را قبول كرده است، آواز فریدون در این قطعه كه با جواب آواز ساز كمانچه همراه بود، نشان داد بین خوانندگان موسیقی سنتی و پاپ فاصله زیادی از لحاظ فنی و اجرای زنده وجود دارد.

- صندلی‌ها در اجرای اول كامل پر نشده بود ولی در كل استقبال بد نبود.

- از یاشار خسروی در مورد اجرای گروه می‌پرسم: می‌گوید خب ما تمریناتمان كم بود، همین قطعه‌ای كه من با ساكسیفون اجرا كردم، دیروز در آوردیم، برای اجرای اول با این تمرینات كم، كنسرت خوبی بود. از او در مورد این می‌پرسم كه دیگر با چه گروه‌هایی همكاری می‌كند، می‌گوید من در خارج از كشور فعالیت می‌كنم و در ایران هم فقط با بهروز صفاریان كار می‌كنم.

- از پدرام كشتكار درباره كنسرت و اجرای فریدون می‌پرسم: می‌گوید خب ما مشكلات زیادی در صدا داشتیم و این كار فریدون را سخت كرده بود، از او می‌پرسم نظرت در مورد صدای فریدون در اجرا چه بود؟ می‌گوید البته كه فریدون صدای بسیار خوبی دارد ولی خب در این اجرا كمی استرس داشت، البته تمرین ما هم كم بود، ما فقط 4 روز با هم تمرین داشتیم.

- متاسفانه در تمام اجرا، صدای سه‌تار و دف ضبط شده بود كه دلیل این مسئله را از كشتكار می‌پرسم و او هم اینگونه جواب می‌دهد: خب این صداها و افكت‌ها یك حركت و یك نوآوری هست كه ما انجام دادیم، البته این كار به این دلیل نبود كه ما نوازنده سه تار و دف نداشتیم، بلكه این كار را ما از خودمان از روی عمد انجام دادیم.

- تصاویر پخش شده در پشت گروه هنگام اجرا جالب بود، تصاویری از آتش و دشت و دریا و غیره. ولی خب این كار نظم و برنامه ریزی خاصی نداشت، چون تصاویر پخش شده در سئانس اول و دوم در بعضی از قطعات با هم متفاوت بودند

- فریدون آنقدر صمیمی و گرم صادق هست كه به سختی می‌توان از او انتقاد كرد ولی واقعیت این است كه او در اجرای قطعات ضعیف ظاهر شد و كلا گروه هم بعد از اجراها خسته و ناراحت بودند و جو خوبی بینشان حاكم نبود، از بهروز صفاریان می‌پرسم اجرا چطور بود با حالت خاصی می‌گوید اجرا بد نبود ولی از چشم‌هایش معلوم است كه از اجرا راضی نیست. در كل ملودی‌ها، اجرای گروه موسیقی و خود جنس صدای فریدون در سطح موسیقی پاپ ایرانی عالی بود ولی فریدون از لحاظ فنی ایرادات زیادی در اجرایش دیده می‌شد، بعضی اوقات همراه ریتم نمی‌خواند، بعضی اوقات خارج می‌خواند و بعضی اوقات هم اصلا تكه‌هایی از شعر را در اثر كمبود نفس‌جا می‌انداخت.


گزارش تصویری از کنسرت فریدون در برج میلاد(عکس ها: یلدا ذبیحی)


منبع : موسیقی ما


دوشنبه 16 آذر 1388  12:56 ب.ظ



.::ابراهیم مولائی؛ مجله موسیقی ایرانیان ::.

 تک تصنیف "راه رهایی" با صدای حسام الدین سراج که اثری کاملاً متفاوت و حماسی است توسط مجله موسیقی ایرانیان منتشر شد . این اثر عشق و علاقه سراج به میهن خویش را به خوبی نشان می دهد . این آهنگ مهیج و حماسی را به مخاطبان موسیقی ایران زمین هدیه می کنیم .

دانلود به صورت   MP3

دانلود به صورت   ZIP


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :70  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها