تبلیغات
هنر هفتم


سیروان خسروی
طبق وعده قبلی در صفحه فیس بوک شخصی‌اش؛ تک آهنگ باران پاییزی را منتشر کرد. تک آهنگ باران پاییزی ترانه ای از امیر ارجینی دارد و شهاب رمضان هم در کنار سیروان ملودی آن را ساخته است. این اولین تک آهنگ نوروزی سیروان خسروی در چند ساله اخیر است که سبک جدیدی از تنظیم سیروان را به گوش شنونده می رساند. باران پاییزی ترانه متفاوتی دارد و تغییرات کوچکی نیز در صدای سیروان شنیده می شود. سیروان در باران پاییزی سعی کرده از رویه آهنگ های قبلی خود فاصله بگیرد و آن طور که مشخص است در این کار موفق بوده است.

این تک آهنگ را از همین جا دانلود کنید:

باران پاییزی|دانلود


پس از «حریص» محسن چاووشی؛دومین آلبوم نوروزی وارد بازار می شود

حمید عسکری در «کما3»



موسیقی ایرانیان – مهناز تقی زاده: سومین آلبوم رسمی حمید عسکری خواننده جوان موسیقی پاپ با نام «کما 3» شنبه هفته جاری (هفتم اسفند) توسط شرکت «هنر اول» منتشر خواهد شد. عسکری در گفتگو با خبرنگار موسیقی ایرانیان درباره انتشار آلبوم جدید خود گفت: «آلبوم 9 قطعه با نام های «به عشق تو»، «بیا دنبال من»، «من و تو»، «اگه به تو نمی رسم»، «من کجای زندگیتم»، «قسم»، «آهای تو که عشق منی»، «التماس» و «هر چی بگی همونه» دارد که 5 آهنگ اول از 9 قطعه کارهای انرژیک است و از قطعه‌ی پنجم به بعد آلبوم ضمن اینکه فضای ملایم خواهد داشت، از سازهای زنده هم بیشتر استفاده شده است.»

وی در ادامه گفتگو درباره جزئیات آلبوم جدید خود افزود: «آهنگسازی کل قطعات توسط خودم انجام شده و تنظیم ها نیز توسط میلاد ترابی (4 قطعه)، فرشاد فارسی (دو قطعه)، مهران خالصی (یک قطعه)، امید حجت (یک قطعه) و بنده (یک قطعه) صورت گرفته، ترانه های آلبوم هم توسط علی بحرینی (دو ترانه)، داریوش شهریاری (یک ترانه)، امین بامشاد (یک ترانه)، نرگس جعفری (یک ترانه) و خودم (چهار ترانه) سروده شده اند، میکس و مستر کار هم توسط ایمان حجت در استودیو راگا انجام شده است.»
در ادامه می توانید دموی اصلی این آلبوم که توسط حمید عسکری در اختیار موسیقی ایرانیان قرار گرفته است را با کیفیت خوب دانلود نمایید و در صورت تمایل به صورت آنلاین بشنوید. (تیزر و دموی هایی که قبلا در سطح اینترنت منتشر شده اند غیر رسمی هستند و به گفته حمید عسکری این قطعات در آلبوم وجود ندارند.)



نقد دموی آلبوم:
دمو آلبوم کما3 تایم کوتاهی دارد و همه آهنگ ها را در برنمی گیرد و همین نقطه قوت اصلی آن است. اصل دمو هم همین است.قرار نیست همه آهنگ ها را با رعایت ترتیب آلبوم دمو بشود و مخاطب هم آن را بشنود و با شنیدن آلبوم هم اندکی از شنیدن آن زده شود. اولین بار سال 88 بود که سیروان خسروی و بنیامین بهادری هر کدام دمویی از آلبوم هایشان منتشر کردند اما نقطه ضعف اصلی آنها این بود که تمامی تراکها را با رعایت پیش فرض ترتیب آلبوم در دمو گنجانده بودند.(فکر می کنم فقط سیروان کمی ترتیب را دست زده بود ولی آن هم تاثیری نداشت.)

با شنیدن صدای اول دموی آلبوم کما3 به یاد صدای اول تک آهنگ های قبلی او می افتید. صدایی که می گویند صدای میلاد ترابی بود. اما گوینده تیزر(که نمی دانم اینبار هم خوده ترابی است یا نه چون ته صدا شبیه است اما مطمئن نیستم) یک اشتباه فاحش دارد. او می گوید: "حمید عسکری(فاصله صدایی) اینک با کمائه 3 می آید"... خب راستش این آماتورترین شکلی بود که گوینده می توانست بگوید که گفت و البته نام آوا شکسته "کما3" را هم نباید فراموش کرد که اوای خوبی نمی توان در به کار بردن آن شنید. بدین ترتیب کما3---->کمائه3

با شروع دمو بی شک نقبی به کارهای قبلی حمید زده می شود. "همه دنیا رو گشتم تا تو رو پیدا کنم، تو نباشی نمیشه عشقی دیگه پیدا کنم " در ادامه آهنگ تاکید روی کلمه «عشق» بی شک کارهای بنیامین را به یاد می آورد. قصد ندارم بگویم که حمید عسکری حتما قصد کپی داشته است اما  واقعا کپی وجود دارد. مشخص است که این رویه همانندسازی عمدی است.
بنیامین در آلبوم 88 بود بر  کلمه "تو" در آهنگ آهای تو و آوای آنها تاکید داشت و این آهنگ حمید عسکری دقیقا همان سبک را به مخاطب می رساند.

 آهنگ های بعدی کما3 خوب است و تنوع خوبی وجود دارد اما ضعف ترانه در یک آهنگ مشهود است "من کجای زندگیتم تو که توقلب منی، نذار دستاتو بگیرم تو هنوز عشق منی" البته ترانه کار اینجا لنگ است. «نذار دستاتو بگیرم،تو هنوز عشق منی» واقعا چه معنی می تواند داشته باشد؟ آیا مخاطب شک نمی کند که این ترانه عاشقانه است؟ شاد است؟ ضدعشق است؟ دلیل چیست که ترانه سرا می گوید «نگذار دست های تو را بگیرم چون عشق من هستی؟!».
در آهنگ آخر دمو هم یه کپی از آهنگ آلبوم اول حمید می شنویم "تا تو نباشی که ...." تاکید روی «بشه و نمیشه و بشه» باز هم به ذهن متبادر می سازد که سبک بنیامین اینجا هم خودش را نشان می دهد. "آخه تو عزیزی گل من" هم دقیقا کپی ترانه های دو آلبوم قبلی حمید است.

به هر حال امید می رود آلبوم کما3 به مراتب از کما2 بالاتر باشد و البته به آلبوم خاطره انگیز کما1 نزدیک تر.





چهارشنبه 4 اسفند 1389  02:21 ق.ظ


چه کسی تیبا را طراحی کرد؟ | عکس: مهدی مریزاد،خبرگزاری فارس
عکس پایین را ببینید!


خودروی چری مدل QQ6 | حالا واقعا چه کسی تیبا را طراحی کرد؟

من کلا اخبار خودرویی را زیاد دنبال می‌کنم. مجله ماشین و دنیای خودرو جزو خریدهای همیشگی‌ام هستند و فروم Tuning Talk و Phalls را هم‌گاه گداری سر می‌زنم. نمی‌دانم شما چقدر تحولات دنیای خودرو را دنبال می‌کنید اما چند سالی هست که کمپانی هیوندای و کیاموتورز رشد وحشتناکی را دارند طی می‌کنند و‌‌ همان کمپانی‌ای که پراید را به ما انداخت حالا ببینید چه خودروهایی تولید که نمی‌کند!

هیوندای که معرف همه هست. مدل‌های آزرا، سانتافه و جنسیس‌اش که قلب بازارهای جهانی را نشانه رفته‌اند و سیر صعودی را با سرعت هر چه تمام تر پشت سر می گذارند و حالا حالا‌ها هم قصد پایین آمدن از این سیر صعودی را ندارند. کمپانی مزدا هم در نمایشگاه اخیر خودرو در لس آنجلس خودی نشان داد و طراحی‌های جدیدش نشان داد رقیب هیوندای کره‌ای این بار مزدای ژاپنی است.
 همه خودرو‌هایشان را نگاه می‌کنم. تمام طراحی‌هایشان را دقیق نگاه می‌کنم و مقایسه می‌کنم. خیلی از طرح‌هایشان کپی است. حتی کمپانی تویوتا مدل کمری خود را براساس طرح فورد آمریکایی ساخت و به‌‌ همان کشور هم صادر کرد! سانتافه که کپی یک مدل بیوک آمریکایی است و جنسیس هم که طراح‌اش قبلا در کمپانی BMW کار می‌کرده است جنسیس را براساس بنز (از جلو) و بی‌ام دبلیو (از عقب) طراحی کرده است. کیاموتورز و هیوندای هم این وسط گاهی اوقات با هم بده و بستان دارند و طرح به هم قرض می‌دهند!

به هر ترتیب این پیشرفت روز به روز ادامه دارد و من، اینجا، در کشورم،در ایران پراید ۱۱۱هاچ بک را می‌بینم که طرح جلویش از مدل پراید ۱۳۲ است و طرح عقبش کپی ناقص و مزخرفی از تویوتا یاریس. اما چون یک ABSناقابل دارد(آن هم وقتی فقط ترمزهای جلویش دیسکی است و همچنان ترمزهای عقب کاسه ای است و آن طور که شنیده ام ABS روی کاسه ای عمل چندانی ندارد). پیش خودم فکر می‌کنم واقعا ما چرا اینطور هستیم؟ یعنی طراحی یک ماشین چقدر هزینه دارد؟

روزگاری سمند را به عنوان خودروی ملی در پاچه ملت کردند و آخر سر معلوم شد اصلا هم ملی نبوده است. چراغش را عوض کردند و اسم LX رویش گذاشتند و در کنار‌‌ همان مدل قدیمی فروختند. ۲۰۰ کیلو از پژو سنگین‌تر بود و ترمز‌های قوی تری نیاز داشت اما‌‌ همان ترمز پژو۴۰۵ را رویش گذاشتند و بعد از چند سال فهمیدند که ترمز سمند ضعیف است. بی‌سر و صدا و بدون آنکه به روی خودشان بیاورند ترمزش را عوض کردند و انگار نه انگار کسی این وسط از این نقص ترمز آسیبی دیده باشد. حالا هم دوباره چراغش را عوض کردند و در کنار‌‌ همان قدیمی‌ها برند جدیدی از سمند را می‌فروشند به نام SE.

تویوتا پرادو را دیده‌اید؟ بروید در همین گوگل سرچ کنید. این خودرو هر سال تغییر کرد، فیس لیفت شد، برامکاناتش افزوده شد اما تویوتا هیچ وقت برند LX بر آن نگذاشت و منت بر سر مشتری نگذاشت. خودرو‌هایش همین سال گذشته دچار مشکل کلاچ شدند. همه را بی‌منت تحویل گرفت، درست کرد و تحویل داد. به دادگاه رفت.خسارت داد، مدیرعاملش جلوی تمام خبرگزاری‌ها از مشتریانش عذرخواهی کرد و خم شد.... اینجا پژو۴۰۵ آتش گرفت با هزار منت ایران خودرو قبول کرد و شرط گذاشت که اگر تا فلان تاریخ نیاورید ما دیگر قبول نمی‌کنیم!  همین امسال در یک دوره سه ماهه تمامی موتورهای 206به صدا افتادند اما عکس العمل مدیرعامل ایران خودرو یک چیز بود: «پیش می آید! مردم بیاورند نمایندگی درستش کنیم!» بدون هیچ عذرخواهی و مشتری مداری...
جان انسانی برای ما مسلمان‌ها به هیچ است. می‌دانیم پرایدی که دست ملت می‌دهیم مزخرف است، ترمز ندارد، ایمنی ندارد. اما تولید می‌کنیم و افتخار هم می‌کنیم. همین پراید می دانید چند انسان تاکنون کشته است؟ می دانید آمار کشته های پراید ناشی از نقص سیستم ایمنی این خودروی اواخر دهه 80میلادی به کشته های جنگ ما با عراق طعنه می زند؟ اسم ABS هم که می‌آید خودروساز‌ها عزا می‌گیرند که فلان است و چنان است،هزینه دارد،اصلا کی گفته ABS ایمنی می آورد؟ اصلا کی گفته ABS  در کشورهای خارجی الزامی است؟ نخیر نیست !!!
تعرفه واردات خودرویمان ۹۰درصد است اما یک قدم خودروسازیمان پیشرفت نمی‌کند. می‌رویم چری چین را کپی می‌کنیم و به اسم تیبا به مردم می‌اندازیم. (قضیه‌‌ همان مورچه و کله پاچه!). واقعا خودرو از این مسخره‌تر دیده بودید؟ آقایان سایپا ! طراحی کش می‌روید که در هزینه‌ها صرفه جویی کنید که چه بشود؟ بیشتر به ریش ملت بخندید؟ بیشتر پول پارو کنید؟


چراغ نامتقارن با خطوط بدنه خودروی سمتد سورن
طراح این چراغ با خودش چه فکری کرد؟ | عکس: حسین سلمان‌زاده،خبرگزاری فارس

از این موضوع می‌گذرم. تیتر به این بخش از متن بر می‌گردد:
زمانی با خودم فکر می‌کردم ما این همه تحصیل کرده در دانشگاه‌های برجسته کشور داریم در رشته‌های متالورژی و صنایع و هزار رشته مرتبط به خودروسازی... حتی طراح صنعتی و خودرو هم داریم. همه هم به قول خودمان معدل بالا و خرخوان هستند. آقا اصلا تمام دانشگاه آزادی‌ها بندازید کنار... همین دانشگاه ملی‌ها.... همین خرخوان‌ها که خیلی از ما‌ها آرزو داریم یک نمره مثل آن‌ها بیاوریم...
جنابان خرخوان و درس خوان؛
شما به چه دردی می‌خورید؟ اصلا کجایید؟ چه غلطی می‌کنید؟
می‌شود یکی به من بگوید طراح فیس لیفت پراید چه کسی بوده؟... به نظرش واقعا این طرح زیباست؟ یا کسی که چری را کپی کرده و تیبا را طراحی کرده (اسم خودروی دوم ملی هم می‌گذارند رویش!).
ایران خودرو که تیپ صندوقدار (SD) ۲۰۶ را از فرانسه خرید و به نام خودش زد و در تبلیغات تلویزیونی هم پز داد که ما این ماشین را در اروپا آزمایش کردیم!.... چرا دروغ؟ چقدر دروغ؟
پژوی پارس قرار بود فیس لیفت پژو ۴۰۵ باشد اما چون اینجا ایران است  پژوی پارس به عنوان یک برند مجزا در کنار ۴۰۵ تولید شد و اتفاقا یکی از محصولات مزخرف ایران خودرو شد. سوخت بالا، اصطهلاک بالا و....
یکی به من بگوید طراح سمند سورن کیست....؟ آقای محترم! شمایی که خیر سرت درس طراحی خوندی.... چرا پیش خودت فکر کردی چراغ عقب سورن رو با قیچی جدا کنی، قشنگ می‌شود؟ چرا فکر کردی پوز آئودی به سمند ما می‌آید؟ آقای طراح محترم! سمند خطوط طراحی خشک دارد با این بریدن چراغ اصلا هم خوانی ندارد! این چه ایده مزخرفی بود به ذهن تو رسید؟
من از همه کسایی که این مطلب رو می‌خوانند درخواست می‌کنم این طراح‌های خودروهای داخلی رو پیدا کنند... ما برویم یک مصاحبه‌ای با این عزیزان داشته باشیم!
شما به چه دردی می‌خورید آقایان طراح؟ آقایانی که یک عمر در دانشگاه درس خواندید مثلا!... شما چه کار کردید؟

پی‌نوشت (۱):
من نمی‌دانم چه کسی گفت مسلمان جایش در بهشت است! فعلا کسانی که در بلاد کفر هستند هم کارشان از ما درست‌تر است و هم حداقل به انسانیت ارزشی قائل‌اند. ما چه؟ به هیچ می‌پنداریم... مردم دارند در جاده‌های غیراستاندارد با خودروهای غیر استانداردتر جان می‌دهند، اینجا خودروسازهای ما سر گذاشتن ABS با راهنمایی و رانندگی دعوا می‌کنند! چه کسی به فکر مردم است؟ هیچکس....

پی‌نوشت (۲):
حکم حکومتی وقتی تعرفه خودرو را جا به جا می‌کند.... چه می‌شود گفت؟


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 4 اسفند 1389



بهنام صفاریان، چهره سرشناس همیشه غایب موسیقی پاپ ایران قصد دارد در روزهای آینده در سالن اریکه ایرانیان به روی صحنه برود. خواننده آلبوم «دورنگی» و «شبح» قصد دارد در این کنسرت قطعاتی از آلبوم های قبلی خود به همراه تنظیمی جدیدتر برای هواداران خود اجرا کند. هنوز از اجرای قطعات جدید توسط وی در این کنسرت خبری در دست نیست. به احتمال زیاد بهروز صفاریان تنظیم کننده سرشناس موسیقی پاپ ایران در این کنسرت برادر خود را همراهی خواهد کرد.
بهنام صفاریان در مهرماه سال 87 اولین کنسرت خود را در کیش اجرا کرده بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت. حالا پس از مدت ها وی قصد بازگشت به روی استیج دارد.

تیزر کنسرت اش را هم از اینجا بشنوید:
نکته مهم: این آقایی که تیزر کنسرت های لس آنجلسی را می گوید برای بهنام صفاریان هم گفته؛ گوش کنید! جالبه!

مراکز فروش بلیط:


- ققنوس 22728007 و 22738007


- پاز(پاسداران) 22587846


- گلستان فیلم(شهرک غرب) 88088008


- آوای سگال (آرژانتین)88644387


- موسیقی ما 22955747


- دارینوش 22000400


- اریکه ی ایرانیان 22094828


خرید اینترنتی:

http://www.iranconcert.com

http://www.tehran123.com




تاریخ برگزاری:      
12 اسفند ماه 1389
محل برگزاری:      سالن اریکه ایرانیان – تهران
ساعت:                  19 عصر و 22 شب


یکشنبه 1 اسفند 1389  01:59 ق.ظ

درد ما


درد ما دردی ست که آن را هیچ دوا نیست              کـردگــار هــستی سـت،مـا را از او ســوا نیست
می جوییم در پی روزگار،سمت و سوی دیگران        نـبـاشـد ظــلــمی دگر،این ستـم  مـا را روا نیست
مار گزیده ایم،نیست جامه مان از سیاه و سپید       این مستی باشد یادگار ،شرمی را که حیا نیست
نفسم بند است،مثل سنگم،کجاست دهان بندم؟  در این آسمان خاکستری،در هوایی که هوا نیست


پی‌نوشت(1):

اصلا نمیخوام به متن بالا دست بزنم. راستش این "تقریبا شعر"ی بود که سال گذشته قصد داشتم در وبلاگم بگذارم اما مدام به تاخیر می انداختم. جمعه 28اسفند بود که تاریخ ارسال پست را اول اسفند سال 1390گذاشتم تا وقتی که فرصت کنم به کل شعر یه سر و سامان بدم که یادم رفت و اول اسفند اومد روی وبلاگم...روزی که با التهابات این روزها همراه شد. البته بعضی ها هم فکر می کنند ما از سال قبل برنامه داشتیم که التهاب درست کنیم!


پی‌نوشت(2):

اشتباه نشود. شعر بالا در بعضی جهات خود معنی دارد. فکر نکنید خیلی چیز تاپی است.اتفاقا از لحاظ شعر افتضاح است اما خب من خودم آن قسمت "این ستم ما را روا نیست" را بیشتر دوست دارم. چون واقعا اعتقاد دارم این ستم ما را روا نیست.


پی‌نوشت(3):

روزی به خودمان می آییم که تمام عمر نسل ما به سوختگی گذشته است. واقعا ما نسل سوخته ایم و به باورم سود این روزها را کسانی می برند که می خواستند ما را بسوزانند. چه به قصد چه بی قصد... روزی می رسد که آنها به خودشان می آیند و شاید ناله کنند و بگویند چرا ما با جوانان خود چنین کردیم.


پی‌نوشت(4):

نمی دانم چرا به یکباره یاد کودتای نوژه افتادم. نمی دانم شما هم از گوشه و کنار شنیده اید که این کار(کودتای نوژه) صرفا یک بازی تبلیغاتی از طرف آمریکایی ها بود که خلبانان ما را یا به سمت خودشان بکشند یا آنها اعدام شوند تا در جنگ نباشند که به ایران کمک کنند. حالا کاری به بود یا نبود اش ندارم اما به هر ترتیب خودمان عده ای از خودمان را به اتهام کودتا از بین بردیم و ندانستیم که همزمان سرمایه خود را نیز از بین بردیم.(اصلا بی خیال....به زندگی تان برسید.)



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 2 اسفند 1389



انقلاب در مصر و تونس در جهان عرب لرزه های فراوانی ایجاد کرد. خیلی ها آن را مصادره به مطلوب خویش کردند و خیلی های دیگر هم آن را نمونه جنبش های اعتراضی در چند سال اخیر در کشورهای مختلف دانستند. با این فرق که تونس تاکنون پیروز شده و مصر هم در حال پیروز شدن است.
فکر نمی کردم سامی یوسف درباره این جنبش ها ترانه ای بخواند. اما حالا ترانه "من امید تو هستم" که بسیار شنیدنی هم هست منتشر شده تا سامی یوسف هم از این جنبش حمایت خودش را اعلام کند.

دانلود کنید و ...کار دیگه ای نکنید! فکر دیگه ای هم نکنید!...فقط دانلود کنید!

برای دانلود آهنگ اسم و ایمیلتان را وارد کنید و لینک دانلود را در ایمیل تان بگیرید. این کار برای این است که مشخص باشد این آهنگ چند بار دانلود شده است.

دانلود


امضای سامی یوسف پای این آهنگ:
To our Shabaab: "I'm Your Hope". Stay strong. With all my love. Sami





چهارشنبه 6 بهمن 1389  11:31 ب.ظ

 

‌رضا مسلمی‌زاده: پریشب به كره جنوبی باختیم تا جام ملت‌های آسیا برای ما هم به پایان برسد. مثل خیلی كشورهای دیگر. مثل عراق، اردن، قطر، عربستان، امارات و ... اصلا ذات مسابقه همین است. خیلی‌ها شركت می‌كنند تا بالاخره یك نفر (یا یك تیم) پیروز شود. دنیای توپ گرد هم همیشه با حساب و كتاب‌های منطقی نمی‌خواند یك لحظه، یك شوت یا یك اشتباه حریف كافی است تا نتیجه‌ی یك مسابقه چیز دیگری شود. اصلا دنبال این نیستم كه دلایل ناكامی تیم ملی ایران را در این دوره‌ی جام ملت‌های آسیا تحلیل كنم، به دو دلیل مشخص و عمده.؛ اول این‌كه هیچ تخصصی در رشته‌ی فوتبال ندارم و آگاهی اندك‌ام – به عنوان یك تماشاگر معمولی فوتبال- مرا از ورود به این مباحث باز می‌دارد. دوم این كه این كار وظیفه‌ی كسانی است كه پس از ناكامی‌هایی این چنین به عضویت «كمیته‌ی بررسی دلایل شكست» در می‌آیند و پس از مدت‌ها بحث و بررسی و كار كارشناسی و فنی كه بابت‌اش اضافه‌كار و حق ماموریت و حقوق ویژه‌ی دیگر دریافت می‌كنند، اظهارنظرهای مشعشعانه می‌كنند و موضوع بایگانی می‌شود. به عنوان یك ایرانی كه تماشای فوتبال یكی از معدود تفریحات و سرگرمی‌های سالم‌ام است، از هر شكست كام‌ام تلخ می‌شود و هر پیروزی دلشادم می‌كند و به ادامه‌ی زندگی سرخوش و امیدوارتر می‌شوم. مثلا روز حماسه ملبورن (به گمان‌ام هشتم آذرماه 76 بود) كه در برابر استرالیا مساوی كردیم و به جام جهانی رفتیم. بغض 30 ساله‌مان تركید و مردمان خودجوش به كوی و برزن ریختند و آن روز به یاد ماندنی شد. برعكس در شبی كه از صعود دوباره‌مان به جام جهانی مطمئن بودیم و نتیجه را در كمال ناباوری به بحرین واگذار كردیم، كشور را سكوتی مرگبار فرا گرفت و كلی هم حرف و حدیث راست و دروغ بر آن بار شد. آخرین ناكامی‌مان در راهیابی به جام جهانی هم در مصاف با همین كره جنوبی رقم خورد كه البته آن ناكامی در همهمه‌ی دستبندهای سبز استادیومی در شهر سئول و كیلومترها این سوتر گم شد.

پریشب وقتی كه دوباره به كره باختیم برای تسلای دل خودم هم كه بود یاد این نوشته‌ی روی كامیون یكی از همشهریان خوش ذوق افتادم كه نوشته بود «یه فدا سرت». ما خیلی وقت است كه به كره‌ای‌ها باخته‌ایم آن‌هم نه فقط در فوتبال تنها. «دوو» و «هیوندای» آن‌ها را مقایسه كنید با «ایران خودرو» و «سایپای» خودمان كه تقریبا همزمان در دو كشور پا گرفته‌اند. در همان روز‌هایی كه آن‌ها با مارك‌های «سامسونگ» و «گلدستار» (بعدا به اِل جی تغییر نام داد) به صنعت الكترونیك پا گذاشتند ما هم «پارس» را راه انداختیم. البته ما درآمد نفت را هم داشتیم و از «نفحات نفت» بهره‌مند بودیم و آن‌ها نه. آن موقع درآمد سرانه‌ی یك ایرانی تقریبا ده برابر درآمد سرانه‌ی یك كره‌یی بود. حالا هم اختلاف درآمد سرانه‌ی ایران و كره در حدود همین ده برابر است و فقط جایشان عوض شده و هر كره‌یی حدود ده برابر هر ایرانی درآمد دارد. از سرعت 1 گیگابایتی اینترنت‌شان چیزی نمی‌گویم كه اروپایی‌ها هم آرزویش را دارند. این درجا زدن و در نتیجه عقب ماندگی ما در فوتبال، صنعت و اقتصاد و جلو رفتن كره‌یی‌ها حتما دلایلی دارد كه یكی از آن‌ها همین پول سرشار نفت است كه ما داریم و آن‌ها ندارند و چنین است كه نعمت آن‌گاه كه قدرش ندانیم و به چشم ثروت باد آورده و مفت نگاهش كنیم و هرجا كه كم آوردیم و به سراغ‌اش برویم لباس «نقمت» می‌پوشد. با تزریق بی‌حساب و كتاب پول نفت به فوتبال (بخوانید حیف و میل) كارمان به همین جایی می‌رسد كه پریشب دیدیم. بین خودمان باشد، حالا كه بازی را در ذهن مرور می‌كنم، می‌بینم كه حق به حق‌دار رسید و همین كه نزدیك 105 دقیقه دفاع كردیم و تنها یك گل خوردیم جای شكرش باقی است.




این یك یادداشت ورزشی نیست/پاسارگاد نیوز


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 بهمن 1389



ماهنامه تصویری موسیقی پاپ به زودی به بازار عرضه می شود. در این ماهنامه تصویری هنرمندانی همچون فریدون آسرایی - سعید شهروز - محمد اصفهانی-گروه آریان-بابک جهانبخش-محسن یگانه-علیرضا عصار -حامی-امید حاجیلی-فرهاد جواهر کلام-سیروان خسروی--نیما وارسته-حمید خندان-بابک ریاحی پور-پویا نیکپور-بابک صحرایی-محسن رجب پور- فرزاد حسنی-ایرج نوذری-و... حضور خواهند داشت. این ماهنامه سری می زند به کنسرت‌های این هنرمندان به همراه گفتگوهای اختصاصی + پشت صحنه

 

دانلود با کیفیت بالا

دانلود بخش اول

 دانلود بخش دوم


 





توصیه میکنم اگر اینترنت پرسرعت دارید حتما نسخه با کیفیت تر رو دانلود کنید و ببینید.ماهنامه تصویری موسیقی پاپ بعد از ماه صفر به بازار عرضه می‌شود.
با توجه به اینکه پخش کنسرتها مشمول مجوز تهیه کنندگان موسیقی میشود ممکن است در نسخه ای که وارد بازار میشود تغییراتی پدید آید.


لطفا این مطلب را به اشتراک بگذارید...



جمعه 1 بهمن 1389  03:16 ب.ظ



من هیچ وقت آنطور که می‌خواستم و دوست داشتم، درس نخواندم. سال‌های قبل از دانشگاه فکر‌ها و ایده‌هایی از دانشگاه داشتم که حالا می‌بینم از زمین تا آسمان با واقعیت فرق داشت (نمونه بارز ان ساختار مهندسی کلاس‌ها بود. من فکر می‌کردم مثل این فیلم‌ها دانشگاه کلاس‌هایش شیب دار است اما با دبیرستان ما فرقی نداشت!)

خیلی از دانشجویان رشته فنی و مهندسی در دروسی مثل ریاضی، معادلات و... مشکل دارند و این موضوع اصلا چیز قابل انکاری نیست. خیلی‌ها درجا می‌زنند، خیلی‌ها با پارتی نمره می‌گیرند و خیلی‌ها هم وقتی دو عدد اول شماره دانشجوییشان با سال کنونیشان فاصله گرفت! به هر حال پاس می‌کنند.

چندین شب پیش که در حال خواندن درس ریاضی۲ بودم به یاد‌‌ همان ایده‌های قبل از دانشگاهم افتادم. اینکه مثلا دانشجویان یک درس بالفرض (ریاضی یا استاتیک یا مقاومت) وقتی حس می‌کنند که در آن درس مشکل دارند بیایند و خودشان با هم قرار بگذارند که در یک یا چند روز، خودشان دور هم جمع شوند و در دانشگاه با هم درس بخوانند، تمرین حل کنند و رفع اشکال کنندشاید ایده قشنگ و جذابی باشد اما باور کنید یا اصلا نمی‌توانید این ایده را دانشگاه‌های ایران اجرا کنید یا به سختی می‌توانید. چون به نظرم این کار مقدماتی می‌خواهد مثل اینکه خوده آن بچه‌ها باور داشته باشند که «دانشجو» هستند نه بچه دبیرستانی که با‌‌ همان روحیه نوجوانی بخواهند همه چیز را به سخره بگیرند یا‌‌ همان اخلاق بچگی را داشته باشند.

اینکه می‌گویم نمی‌توانید‌ای ایده را در دانشگاه‌های ایران اجرا کنید یا خیلی سخت می‌توانید... دلیل دارد. اولین دلیل و مهم‌ترین دلیل ان مختلط بودن کلاس هاست. یعنی اینکه دختر‌ها و پسر‌ها به دلیل شعور کم اجتماعی و درک نادرست از هم نمی‌توانند از این نوع کارهای دسته جمعی انجام دهند... اما خب آمدیم یک طرف را حذف کردیم، قضیه حل می‌شود؟ اگر از من بپرسید می‌گویم نه.... چرا؟ چون این به اراده دانشجویان و طرز فکر آن‌ها بر می‌گردد. ممکن است حرفش زده شود اما هیچ وقت به اجرا درنخواهد آمد. اگر در مورد اول انگیزه لازم وجود داشت (به دلیل وجود جنس مخالف در کلاس درس و انگیزش ناشی از آن!)، در مورد دوم این انگیزش به صفر میل می‌کند. اما این یک بخش قضیه است.دلیل مهم بعد از آن نداشتن روحیه دسته جمعی کار کردن در ما ایرانی هاست. ما اصلا تیمی فکر نمی‌کنیم. فکر نمی‌کنیم که ماهایی که در دانشگاه هستیم می‌توانیم یک تیم باشیم... تیمی که در آینده بتواند خلاق ایده‌های بزرگ باشد و اصلاح کننده موجود باشد. زیاد حوصله نداریم و شاید هم اصلا دوست نداریم چیزی که بلد هستیم را به اشتراک با دیگران بگذاریم. این اخلاق منسوخ شده در ما ایرانی‌ها همچنان جاری ست و فکر هم نمی‌کنم به این زودی‌ها اصلاح بشود. دلیل بعدی را هم قبلا اشاره کردم، روحیه دانشجویی ضعیف ما... فی الواقع ما دانشجو نیستیم و من به شخصه به این موضوع اعتراف می‌کنم. دانش آموزانی هستیم که حالا به محیط بزرگ‌تر وارد شدیم و فوق فوق‌اش کلاس‌هایمان با جنس مخالف یکی شده و کمی آزادی‌اش بیشتر است، همین! روحیه دقیقه نودی کار کردن را هم بگذارید کنار همین‌ها...
نمی‌دانم شما چقدر با دلایل من موافقید یا اصلا متن بالا را تایید می‌کنید یا نه اما حتما دلیل‌های بهتری به ذهن خودتان هم رسیده است. اما... اگر دانشجو شدید یا هستید مردانگی کنید و این ایده دسته جمعی کار کردن و فکر کردن و درس خواندن را اجرا کنید. خدمت می‌کنید!

پی نوشت یک:
در سال‌های قبل دوبار این ایده، در دانشگاه ما و در کلاس‌های ما به شکلی اجرا شد. در واقع یکی‌اش با فکر ما بود و یکی‌اش خود به خودی... بعدا در روز نوشت‌های بعدی از آن‌ها می‌نویسم.

پی نوشت دو:
توسعه و استفاده روز افزون از شبکه های اجتماعی را (به شرطی که واقعا بخواهیم در یک شبکه اجتماعی باشیم) را  در بالا رفتن شعور اجتماعی خودمان بسیار مفید می‌دانم. البته آن شرط خیلی مهم است.


این متن با نرم‌افزار ویرایش متن فارسی به آدرس ( http://virasbaz.persianlanguage.ir/ )  ویرایش شد.



  • آخرین ویرایش:جمعه 1 بهمن 1389
پنجشنبه 9 دی 1389  05:26 ب.ظ

معجزه فارسی وان


طلسم زیبا قرابت معنایی خاصی با شبکه فارسی‌وان دارد. فارسی‌وان طلسمی‌ست زیبا!

.::. میثم سعادت .::.


1-تابستان ۸۸ بود. جامعه ایران در جو ملتهب بازمانده از روزهای انتخابات، پیش از هر زمان دیگری دنبال اخبار سیاسی بود.‌ همان موقع بود که از سویی پناهی و مخملباف و از سویی دیگر، طالبی و دهنمکی، قلم به دست شدند تا برای جامعه فیلم بسازند. آنقدر اینر جامعه سیاست زده بود که «درباره الی» آنقدر که باید قدر ندید. و فیلم‌ها و سریال‌ها ی ملوردام و سرگرم کننده، رو به افول نهادند.‌ همان روز‌ها، شبکه‌ای می‌ه‌مان خانه‌های ایرانی شد که موفقیت آن چیزی شبیه یک لطیفه بود: «فارسی وان» شبکه‌ای که مبتذل‌ترین وسخیف‌ترین سریال‌های ملوردام را با دوبله‌ای صد‌ها بار ضعیف تز از سیمای خودمان، به بینندگان عرضه می‌کرد. اما امروز، که هفدهمین ماه فعالیت این شبکه سپری می‌شود، آن چنان مخاطبی پیدا کرده که بی‌شک، تاسیس فارسی وان را باید یکی از مهم‌ترین تحولات رسانه در دهه اخیر، قلمداد کرد.

 «سقوط؟»
عده‌ای از کار‌شناسان رسانه این روز‌ها جشن گرفته‌اند که فارسی وان دیگر آن مخاطب سابق را ندارد و مخاطبین آن ریزش کرده‌اند. دلیل آن را هم کیفیت پایین سریال‌های فارسی وان می‌دانستند. کارشناسانت اما از یک نکته غفلت کرده بودند، رقیب فارسی وان هم از آن سوی آب‌ها می‌آمد. تلویزیون‌هایی مثل «جم gem» و‌ام بی‌سی و حتی بی‌بی سی، و اخیرا شبکه‌ای با نام من و تو، اقدام به دوبله و پخش سریال‌های مختلفی کردند و هر کدان، مشتی از مخاطبان فارسی وان را برای خود ربودند. بدیهی است، تا چند سال آینده در این رقابت، شبکه‌هایی که بتوانند کیفیت خود را بهتر کنند، باقی خواهند ماند و این برای تلویزیون دولتی ایران خبر خوشی نیست.
 «یک جیب پر فیلم!»
 نگاهی به اسامی سریال‌های پخش شده از سوی این شبکه‌ها، زنگ خطری جدی برای سیمای ایران به شمار می‌آید. فارسی وان یا سریال‌های درجه ۳ را پخش می‌کرد و گرچه «فرار از زندان» و «۲۴» را هم به نمایش در آورد، این سریال‌ها خیلی قبل از فارسی وان، به خانه‌های مردم راه پیدا کرده بودند و زیاد هم خانوادگی نبودند. اما حالا، رقبا با سریال‌هایی بهتر به میدان رقابت آمده‌اند: «ماموران مخفی» که یک سریال پلیسی – ضد تروریستی انگلیسی است، جایزه بفتا را برده و پس از ۱۰ سال، هنوز سازندگان آن به ساخت ادامه آن اصرار دارند چند وقتی است از بی‌بی سی پخش می‌شود. پی‌ام سی هم سریال آناتومی گری را پخش می‌کد که بر اساس اطلاعت سایت تی وی دادت کام، دومین سریال محبوب سال ۲۰۱۰ بوده است.

 «دست‌های خالی»
اما متاسفانه سیمای ایران روز به روز از مجموعه‌ای استاندارد تلویزیونی جهان فاصله می‌گیرد. آخرین سریال مشهوری که سیمای ایران پخش کرد: «پزشک دهکده» بود و در حال حاضر، سریال‌های ترکیه‌ای و کره‌ای و نهایتا یکی دو تا مجموعه پلیسی آلمانی، کل سرمایهٔ مجموعه‌های خارجی سیماست که بی‌شک در مقابل هزاران سریالی که هر سال در سرتاسر جهان ساخته می‌شود، بسیار ناچیز به شمار می‌آید. این سریال‌ها (به جز جومونگ و ادامه‌هایش) نه داستان‌های به هم پیوسته‌ای دارند که مخاطب را به تماشای ادامه سریال دعوت کند و نه مثل «پوارو» «ناوارو» و.... چالش‌ها و هوشمندی‌های آدم خوب‌ها را به نمایش می‌گذارند. داستان همه آن‌ها از اول مشخص است. آدم‌های بدی که تا نیم ساعت دیگر به سزای کارشان می‌رسند. گیرم در کبرا ۱۱ چهار تا ماشین منفجر می‌شود و در کلید اسرار، معجزه رخ می‌دهد. این داستان‌ها گرچه در ابتدای امر، مخاطبینی را به پای گیرنده می‌کشانند، در ‌نهایت با دلسردی مخاطبان به وضعی دچار می‌شوند که کسی متوجه قسمت آخر سریال نمی‌شود.

 «رقابت»
 ظاهرا درآمد دوبله فرار از زندان و گروگان و ۲۴ و جریکو و احتمالا به زودی «لاست» و «قهرمانان»، آنقدر برای شرکت‌های پخش کننده در آمد دارد که سیما را قانع کرده است سراغ آن‌ها نرود. گرچه هرگز ویدئو نمی‌تواند، همچنان که سینما نمی‌تواند، رقیبی برای تلویزیون باشد. شاید تلویزیون بتواند ویدئو را ورشکست کند اما شبکه نمایش خانگی پولی زورش به شبکه‌های ماهواره‌ای نخواهد رسید. (مثلا مخاطب ایرانی پول می‌دهد ۲۵۰۰ تومان برای هفته‌ای دو ساعت خنده پای قهوه تلخ. و این دو ساعت در هفته در برابر روزی ۸ ساعتی که افراد مختلف یک خانواده پای تلویزیون می‌نشینند، واقعا کوچک است. می‌شود هفت درصد!)

اما سیمای ایران با غرور کاذبی، سریال‌های ایرانی را رقیب سریال‌های خارجی می‌داند. گرچه به حق سریال‌های خوبی همیشه بوده‌اند و سریال‌های بد سیما هم یک سر و گردن از سریال‌های بد فارسی وان بالاترند، اما وقتی در سوی دیگر رقابت نزدیک به ۲۰۰ کشور قرار دارند که بعضیشان تلویزیون و سینما یکی از اصلی‌ترین صنایع در آن کشور‌ها به شمار می‌آید، نمی‌توان از فیلمسازان ایرانی انتظار معجزه داشت. رقابت سریال‌های ایرانی با سریال‌های خارجی، (آن هم در حالی که در ایران تنها ژانری که نسبتا خوب پشتیبانی می‌شود، ژانر مذهبی – تاریخی است و هیچ کس یک سریال پرخرج اکشن یا ملودرام نساخته است) رقابتی است که نتیجه‌اش، بیشتر شدن روز افزون پشت بام‌های شهر به علمک‌های شیطان است!


پی‌نوشت(1):
این متن با نرم‌افزار ویرایش متن فارسی به آدرس ( http://virasbaz.persianlanguage.ir/ )  ویرایش شد.


آخرین پست ها